,

شهر ما فقط برای تو

/
شهر ما فقط برای تو جمشید طاهری، شهریور 1396 درون خانه تنها چیزی که ش…

توقع مردم

/
سلام، سی هشت سالمه شاغل و معلول فلج اطفالیم، توی این عمر که از …

بانک جامع اطلاعات معلولان

/
بانک جامع اطلاعات معلولان سیدجواد حائری چند ماه است بانک جامع…

مادرم وقتی پاهای من شدی

/
تقدیم به مادرم و تمامی مادران فداکاری که پاهای ما شدند، دستهای ما شد…

من و چادرم و صندلی چرخدار

/
ضربان قلبم به شماره افتاده بود. دستهایم دیگر توان نداشت. احساس گرمای عج…

روزگاری یکی از مشکلاتمان نبود آسانسور بود!

/
روزگاری یکی از مشکلاتمان نبود آسانسور بود! حالا هم یکی از مشکلاتمان …

الفبای توانستن

/
الفبای توانستن ویلچرش رو با ذوق جلو آورد و گفت: سلام اسمم فریبا…

ایستادن فقط کار ماست

/
ایستادن فقط کار ماست هرچند شاید این پاها ازخستگی را برایت بگوید …

سهم اشتغال من که همسفر دارم کو؟

/
نگاهش رو به آسمون دوخته بود. انگار با خدا حرفهایی داشت حرف ها…

زندگی من

/
ثانیه ها که میگذرند تازه آدم به فکر می افتد که به زندگی طور دیگ…

همچون نگینی بر کویر زندگی ام می درخشم

/
اینکه بخواهم از خودم و روزگارم بنویسم،میشود تکرار هزاران حرفی که توی هرسایت و شب…

وقتی دستهایم مرا تنها گذاشتند

/
وقتی دستهایم مرا تنها گذاشتند لب و دندانم دلش به حالم سوخت، آر…