آموزگار فداکار و دلسوز استاد یدالله قربعلی

آموزگار فداکار و دلسوز استاد یدالله قربعلی

محمد نوری (مدیرعامل دفتر فرهنگ معلولین)
دی ماه 1400

فراوان شنیده‌ایم، معاصرت حجاب و مانع برای شناخت شخصیت‌ها است. بزرگانی بوده و هستند که در زمان خودشان حتی همسایه دیوار به دیوار، اطلاعی از او نداشته، اما با فوت و مرگ، دیوارها فرو می‌ریزد و ابعاد فردی و اجتماعی آن شخص هویدا و ظاهر می‌گردد. اما به نظر می‌رسد غیر از معاصرت، معلولیت حجاب دیگر و بلندتر از معاصرت است و معلولین در زمان خود کمتر شناخته شده‌اند. شخصیت‌هایی هستند که اگر معلولیت نداشتند در رده‌های بالای اجتماعی حضور می‌داشتند اما چون معلولیت دارند، کاملاً گمنام و فراموش شده‌اند.
استاد قربعلی فقط آموزگاری کوشا در تربیت و آموزش نوجوانان و جوانان نیست؛ بلکه او را باید یک سرمایه نه فقط برای یک شهر بلکه سرمایه ملی برای کشور ایران دانست. ملت‌ها و کشورها چندگونه سرمایه می‌توانند داشته باشند، نفت، گاز و معادن نوعی سرمایه‌اند؛ پول و طلا و مسکوکات نوع دیگر از سرمایه است؛ نوع سوم، اطلاعات و دانسته‌ها است. هر ملت بانک‌های اطلاعاتی، آرشیوهای شامل انواع اطلاعات از نسخ خطی تا دانستنی‌های نظامی و امنیتی تا معلومات پزشکی بیشتر داشته باشد در واقع ثروتمندتر است.
نوع چهارم سرمایه، دانش و تکنولوژی است؛ ملت‌هایی که در عرصه علومی چون پزشکی داشته‌های بیشتر دارند، قدرتمندتر و قوی‌تر می‌باشند. کشورهایی مثل لبنان یا امارات از نظر ذخایر نفت و گاز نیز معادن فلزی و کانی جات غنی نیستند. اما در عرصه فناوری و دانش تجارت و بازرگانی غنی هستند؛ و با به چرخش انداختن این سرمایه پیشرفت‌های خوبی داشته‌اند.
نوع پنجم سرمایه، شخصیت‌ها هستند. نخبگان و مغزها اعم از هنرمندان، متفکران، روزنامه‌نگاران، استادان و معلمان همه اینها سرمایه‌های یک کشور محسوب می‌شوند. گاه سرمایه را به دو دسته مادی و معنوی تقسیم کرده و شخصیت‌های نخبه را جزء سرمایه‌های معنوی طبقه‌بندی می‌نمایند.
هر سرمایه‌ای اگر راکد بماند و چرخش نداشته باشد به تدریج توانایی و نقش‌های مختلف اجتماعی خود را از دست می‌دهد. مثال می‌زنند به بدن انسان که اگر ورزش و فعالیت نداشته باشد به مرور اندام‌ها، توانایی‌های خود را از دست می‌دهد و کم‌کم تحرک و توانایی‌های ماهیچه‌ها، عضلات و اعضاء و جوارح از بین می‌روند. اما فعالیت و ورزش موجب تحرک و شادابی و تقویت و تداوم حیات آنها می‌گردد. از این‌رو توصیه شده سرمایه نباید راکد باشد و باید مدام در چرخش و فعالیت باشد.
استاد قربعلی از شخصیت‌هایی است که باید او را سرمایه ملی دانست. زیرا با تربیت نوجوانان و جوانانی که اغلب نابینا بوده‌اند توانست استعدادهای آنان را از راکد ماندن و هدر رفتن نجات بخشد و آنان را تبدیل به کنشگران و فعالان اجتماعی آینده کند.
قرآن کریم می‌فرماید مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا(32 مائده) هر کس فردی را زنده سازد گویی همه مردم را زنده ساخته است. آری استاد دانش‌آموزان نابینایی را با آموزش در جامعه فعال و مفید ساخته و با تربیت اینان، سرمایه انسانی بزرگی برای کشور فراهم آورده است.
به همین دلیل، نقش و جایگاه استاد قربعلی و امثال او بسیار ارزشمند است. و تقدیر و تشکرهای مردم شهر نجف‌آباد یا استان اصفهان قطعاً هم سنگ خدمات او نمی‌تواند باشد.
در گذشته معلمین احترام و ارج و قربی فراوان نزد مردم داشتند ولی امروزه با اینکه شرایط عوض شده ولی امثال استاد قربعلی در جامعه محترم‌اند. البته استاد قربعلی فقط حدود چهار دهه آموزگار نبوده بلکه هر جا خلأ و کمبودی بوده، او را می‌بینیم؛ وقتی دانش‌آموزان به کوتاه‌نویسی نیاز داشتند و در این باره کتابی هم نبود، کتابی در این زمینه تألیف کرده و برای دانش‌آموزان نابینا منتشر نموده تا آنان به راحتی خط بریل را فرابگیرند؛ هر دانش‌آموزی مشکل داشت، با وقت گذاشتن و در ساعات خارج از کلاس و برنامه فعالیت می‌کرد و او را رشد می‌داد؛ وقتی دید شهر نجف‌آباد فاقد کتابخانه برای نابینایان است، خودش را به آب و آتش زده و کتابخانه‌ای برای نابینایان دایر کرد، با مراکز در سراسر ایران تماس گرفت و کتب صوتی و بریل و کتاب‌های عادی را از سراسر ایران جمع‌آوری و به این کتابخانه آورد تا نابینایان این شهر با آرامش و راحتی بتوانند مطالعه و پیشرفت کنند. حتی گاه از حقوق اندک معلمی‌اش برای تهیه منابع برای کتابخانه مصرف می‌نمود.
استاد مرکزی را در شهر راه‌اندازی کرد تا افراد دارای آسیب و معلولیت وقتشان هدر نرود و به این مرکز آمده و از برنامه‌ها و کلاس‌های این مرکز استفاده کنند. و از این طریق تأثیر عمیق در پیشرفت نوجوانان و جوانان شهر داشت.
به علاوه او نویسنده و صاحب چند عنوان کتاب است، او شاعر است و شعرهای بسیار زیبا سروده است؛ او سخنران خوبی است. من هر چه در وصف و در محاسن استاد بگویم کم گفته‌ام و امیدوارم مردم این شهر گوهرشناس باشند و قدر این گوهر را بدانند.
کسانی می‌پرسند چرا فلان کشور پیشرفت خوبی داشته و ما همواره عقب هستیم. یکی از علل پیشرفت آنان این است که کسانی چون استاد قربعلی را فراموش نمی‌کنند بلکه مدام از دانش و تجربه اینان استفاده می‌کنند. آنان را به مدارس، به دانشگاه‌ها، حتی به کارخانه‌ها دعوت می‌کنند تا تجارب خود را در اختیار همگان قرار دهند.
آیا یک بار از استاد خواسته شده تا به مدرسه محله خودشان برود و با بچه‌ها گفت‌وگو کند؟ آیا یک بار، ریاست آموزش و پرورش، مدیران یا معلمان را جمع کرده تا استاد با آنان گفت‌وگو کند؟
اینجانب حدود دو سال روی شخصیت و فعالیت‌های استاد قربعلی مطالعه می‌کردم و نتیجه این مطالعات کتابی شد که در حدود چهارصد صفحه منتشر کردم. درباره حدود چهل شخصیت دیگر چون استاد قربعلی کتاب نوشته‌ام. کتابی درباره ثمینه باغچه‌بان دختر مرحوم باغچه‌بان، کتابی درباره فاطمه آقامحمد و ده‌ها کتاب دیگر. هدفم فقط این بوده که این سرمایه‌ها را به جامعه و به جهان معرفی کنم.
تألیفم درباره استاد با عنوان یدالله قربعلی زندگی‌نامه و کارنامه فرهنگی و اجتماعی دارای نه فصل است و در سال 1398 منتشر شده است: فصل اول سیر رخدادها و حوادث زندگی استاد از تولد تا سال 98 را گزارش داده‌ام. فصل دوم مصاحبه‌ها و گفت‌وگو‌ها با استاد را معرفی کرده‌ام. فصل سوم به خدمات آموزشی و فرهنگی استاد پرداخته و فعالیت‌های استاد در مدارس مختلف و نیز تلاش‌ها و ابتکاراتش در زمینه رشد و شکوفا شدن دانش‌آموزان را معرفی کرده‌ام.
فصل چهارم به تحقیقات و مطالعات استاد در زمینه‌های مناسب‌سازی، آموزش‌پذیری، ورزش و معلولیت پرداخته و نوآوری‌های استاد را معرفی کرده است.
فصل پنجم شامل مهم‌ترین مقالات استاد است که از دوره جوانی به بعد نوشته و منتشر کرده است. فصل ششم درباره شعر و سرایش‌های زیبای استاد است. مثنوی‌ها، غزل‌ها، چهارپاره‌های استاد در زمینه‌های مختلف را معرفی کرده‌ام.
فصل هفتم به سفرهای استاد و سفرنامه‌هایش می‌پردازد سفرهایش به کربلا و مکه از همه برجسته‌تر است.
فصل هشتم ارتباط استاد با رسانه‌ها، گزارش‌های رسانه‌ها از خدمات استاد را آورده‌ام. بالاخره آخرین فصل آلبوم عکس و گزیده‌ای از تصاویر زیبای ایشان است.
امید است مردم قدرشناس این شهر، کتاب اینجانب را به گونه‌ای بدانند که حق مطلب را به خوبی ادا کرده باشد. اگر ضعف و کاستی هست بر عهده من است، اما استاد جز حُسن و نیکی، جز خدمت و عشق به مردم و دلسوزی برای نوجوانان و جوانان و تلاش برای پیشرفت فرهنگی آنان، چیزی در انبان و کارنامه‌اش نمی‌یابیم.

*.م.ن

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.