نخستین پژوهشگران معلولیت و معلولان

نخستین پژوهشگران معلولیت و معلولان

محمد نوری

این پرسش‌ همواره مطرح است که اولین کسانی که در ایران به بررسی معلولیت و معلولان پرداختند و در این باره مطلب نوشتند چه کسانی بودند. آثار آنها کدام است؟ در این مقاله تلاش می‌کنیم به این پرسش‌ها پاسخ گوییم.
اولین نویسنده‌ای که به معلولین و نابینایان پرداخت و در کتاب المعارف مباحثی درباره آنان آورد، ابن قتیبه دینوری بود. او اصالت ایرانی دارد ولی پدرش در کوفه سکونت داشت و عبد بن مسلم معروف به ابن قتیبه در 213ق در کوفه متولد شد. او را ادیب، لغت‌شناس، تذکره نویس و مورخ لقب داده‌اند. در کوفه مدرسه رفت و دانش آموخت. پس از طی مدارج به شغل قضاوت پرداخت و بیست سال در دینور ایران قاضی بود. ولی برای ادامه تحصیل و تدریس از 257ق به بغداد رفت و در آنجا ساکن شد زیرا بغداد مرکز دانش و پایگاه دانشمندان بود. استاد اعظم مدرسه نحو بغداد شد. آثار مهمی مثل کتاب المعارف و مشکل القرآن تألیف کرد. کتاب المعارف یک دوره تاریخ عمومی است. (دانشنامه دانش‌گستر، ج1، ص702) ابن قتیبه در آخر این کتاب، فصلی را به «نابینایان» اختصاص داده و افراد نابینایی معرفی کرده عبارتند از: «ابوقحافه» پدر ابوبکر صدیق، «ابوسفیان بن حرب»، «البراء بن عازب»، «جابر بن عبدالله»، «کعب بن مالک انصاری»، «حسان بن ثابت انصاری»، «عقیل بن ابی طالب»، «ابو اُسَید الساعدی»، «قتادة بن النعمان»، «ابوعبدالرحمن السُّلَمی»، «قتادة بن دعامه»، «المغیرة بن مُقَسَّم»، «ابوبکر بن عبدالرحمن بن الحارث بن هشام»، «القاسم بن محمد ابن ابی بکر الصدیق» که در اواخر عمر بینائیش را از دست داد، «عُبیدالله ابن عبدالله بن عُتیبة بن مسعود»، «معاویة بن سبرة»، «سعد بن أبی وقّاص» که آخر عمر بینائیش را از دست داد»، «عبدالله بن أبی أوفی» که کور شد، «علی بن زید» از فرزندان عبدالله بن جُدعان که مادرزاد، کور به دنیا آمد، «ابوهلال الراسبّی»، «ابویحیی ابن مُحرز الضَّبی».
پس از این بیست و یک نفر، سه نابینا دیگر نام برده که عبارتند از: «عبدالله بن العباس بن عبدالمطلب» و پدرش «عباس» و پدرش «عبدالمطلب»؛ بنابراین جمعاً 24 نابینا در کتابش معرفی کرده است.
سپس «ابن جوزی» در آخر کتاب خود به نام تلقیح فهوم أهل الأثر فصلی در بیان اسامی اشراف و بزرگان نابینا آورده است:
از انبیاء علیهم السلام: «اسحاق» و «یعقوب» و «شُعیب» علیهم السلام.
از اشراف: «عبدالمطلب بن هاشم» و «اُمیة بن عبد شمس» و «زُهرة بن کلاب» و «کلاب بن مُرّة» و «مُطعمُ بن عَدیّ».
از صحابه: «البراء بن عازب» و «جابر بن عبدالله» و «حسان بن ثابت» و «الحکم بن أبی العاص» و «سعد بن أبی وقّاص» و «سعید بن یربوع» و «صخر بن حرب، أبوسفیان» و «العباس بن عبدالمطلب» و «عبدالله بن الأرقم» و «عبدالله بن عمر» و «عبدالله بن العباس» و «عبدالله بن عُمَیر» و «عبدالله بن أبی أوفی» و «عِتبان بن الک» و «عُتبة بن مسعود الهُذَلی» و عثمان بن عامر، ابوقحافة» و «عقیل بن ابی طالب» و «عمرو بن أم مکتوم» و «قَتادة بن النُّعمان» و «کعب بن مالک» و «مالک بن ربیعة» و «أبو اُسَیدی الساعدی» و «مخرمة بن نوفل».
از تابعین: «عطاء بن أبی رَباح» و «أبوبکر بن عبدالرحمن» و «قتادة بن دِعامة» و «أبو عبدالرحمن السُّلَّمیّ» و «أبوهلال الراسبیّ».
ابن جوزی سه تن از انبیاء، پنج تن از اشراف، 23 تن از صحابه و 5 تن از تابعین و جمعاً 36 نفر را یاد کرده است؛ یعنی نسبت به ابن قتیبه 12 نفر بیشتر نام برده است. البته خیلی افزون بر «ابن قتیبة» ندارد مگر ذکر سه تن از انبیاء علیهم السلام و ترتیب اسامی صحابه بر اساس حروف الفباء. در حالی که «ابن جوزی» می‌توانست، افراد دیگری اضافه کند، زیرا زمان وفات او از زمان و وفات «ابن قتیبه» متأخر است. «ابن قتیبه» در سال دویست و هفتاد و شش قمری (صفدی در نکت الهمیان تاریخ وفات ابن قتیبه را 267ق می‌نویسد ولی دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی و بسیاری از دیگر منابع 276ق نوشته‌اند) وفات یافت و «ابن جوزی» در سال پانصد و نود و هفت قمری از دنیا رفت؛ یعنی ابن جوزی 321 سال بعد از درگذشت ابن قتیبه از دنیا رفته است. ولی ممکن است هر یک از آنها از عملکرد خود دفاع کنند و بگویند که کتابشان را برای فراگیری همه نابینایان تألیف نکرده‌اند و فقط بزرگان و اشرافی که نابینا بوده‌اند را ذکر کرده‌اند.
«أبوالعباس احمد بن بانه» در کتاب خود رأس مال الندیم اشراف نابینا را این‌گونه در کتاب خود آورده است: «شُعیب و اسحاق» صلوات الله علیهما و «زُهرة بن کلاب بن کعب بن مُرّة» و «عبدالمطلب بن هاشم» و «العباس بن عبدالمطلب» و «عبدالله بن عباس» و «اُمیة بن عبد شمس» و «الحَکَم بن العاص» و «ابوسفیان بن حرب» و «الحارث بن عباس بن عبدالمطلب» و «مُطعم بن عدیّ بن نوفل بن عبد مناف» و «ابوبکر بن عبدالرحمن بن الحارث بن هشام بن المغیرة» و «عُتبة بن مسعود الهذلیّ» [و عبیدالله بن عبدالله بن عُتبة بن مسعود] و «ابواحمد بن جُحَیش بن مسعود الاسدی» و «جابر بن عبدالله الانصاری» و «عبدالله بن أرقم» و «البَراء بن عازب» و «حسان بن ثابت» و «قتادة بن النعمان» و «ابوأسیَد الساعدی» و «قتادة بن دِعامة» و «دُرید بن الصّمّة الجُشَمیّ» که نابینا در جنگ حنین شرکت کرد و کشته شد؛ و «مَخرمة بن نوفل الزُّهریّ» و «الفاکه بن المغیرة المخزومیّ» و «خُزیمة بن خازم النهشلیّ».
بیست چهار تن از کسانی که نابینا بوده در کتاب «ابن بانة» آمده است؛ بنابراین پیشتاز پژوهش درباره نابینایان و معرفی آنها از «ابن قُتیبه» و پس از آن «ابن بانه» و سپس «ابن جوزی» است. البته «الخطیب ابوبکر» معروف به خطیب بغدادی نوشته‌ای درباره نابینایان دارد. اما این اثر را تاکنون کسی معرفی نکرده و ندیده است. حتی صفدی در مقدمه نکت الهمیان می‌نویسد آن را ندیدم. کتاب دیگر متعلق به صلاح‌الدین صفدی است خودش درباره آن نوشته است: یک روز در یکی از گردهمایی‌هایم با گروهی از فرهیختگان، در شرح «لامیة العجم» چند جمله‌ای در شرح احوال برخی نابینایان گفتم و دوستان حاضر در آن جلسه از من خواستند تا کتابی درباره نابینایان بنویسم و دست به کار شدم و کتابی به نام نکت الهمیان فی نکت العمیان یعنی گنجینه‌ای از نکته‌ها درباره نابینایان نوشتم. این اثر به زبان عربی است و در قرن هشتم قمری تألیف شده است. درگذشت صفدی در 762ق بوده است.
دفتر فرهنگ معلولین از یکی از استادان دانشگاه خواهش کرد که آن را به فارسی برگرداند. و با عنوان گنجینه نکته و حکمت از روشندلان نابینا منتشر شد.
صفدی کتاب دیگری دارد به نام الشعور بالعور یعنی نابینا شناسی. عور جمع اعور است یعنی کسانی که یک چشم دارند یا بینایی ضعیف دارند.
پس از سده هشتم کتاب دیگری سراغ نداریم تا چند دهه جدید که پژوهش‌ها و آثار جدید درباره حقوق، تاریخ، زندگی‌نامه، آموزش و پرورش نابینایان منتشر شده است.
لازم به ذکر است در این آثار، به فعالیت‌ها و مباحث قرآنی هم پرداخته شده است.

*.م.ن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *