مراکز آموزشی نابینایان استان اصفهان

مراکز آموزشی نابینایان استان اصفهان

یدالله قربعلی، زمستان 1399

توضیح
یدالله قربعلی دبیر بازنشسته آموزش و پرورش است و بیش از سی سال با نابینایان و افراد عادی کار آموزشی کرده، به علاوه در مراکز نابینایی اصفهان تحصیل کرده است. از این‌رو با تحولات تاریخی و مسائل و مشکلات این مراکز آشنایی دارد.

او در این مقاله تلاش کرده وضعیت کنونی و تحولات تاریخی مراکز نابینایی اصفهان را گزارش دهد؛ به علاوه به آسیب‌شناسی این نهادها پرداخته و تلاش کرده مشکلات و موانع این مراکز را معرفی کند.
دفتر فرهنگ معلولین

متن مقاله
آغاز مدرسه کریستوفل و قلمرو فعالیت آن: نخستین بار در سال‌های آخر قرن 13، فردی آلمانی با نام ارنست پاستور کریستوفل، برای آموزش نابینایان به تبریز آمد. او پس از چند سال تلاش و عدم موفقیت در آن شهر به اصفهان آمد. وی در اصفهان مؤسسه کریستوفل ویژه نابینایان را در اوایل قرن حاضر تأسیس نمود.
سازمان کریستوفل یک مجتمع شبانه‌روزی بود که پیش از انقلاب به دو صورت به نابینایان پسر آموزش می‌داد:
الف- آموزش دوره ابتدایی که در مرکز با مجوز آموزش و پرورش در کلاس‌های ویژه برگزار می‌شد. در این بخش تعدادی از آموزگاران به دانش‌آموزان مقطع ابتدایی تدریس می‌کردند.
ب- تعدادی از دانش‌آموزان در مکان مرکز از امکانات شبانه‌روزی استفاده می‌کردند و در مقاطع راهنمایی و متوسطه در مدارس عادی درس می‌خواندند.
علاوه بر این دو دسته، گروهی از نابینایان که از آموزش رسمی باز مانده بودند ضمن سوادآموزی در این مرکز در کارگاه آن حرفه‌هایی از قبیل برس بافی، حصیربافی و… می‌آموختند.
محل مرکز کریستوفل: این مرکز در زمینی بالغ بر 27000 متر مربع واقع بود. این مرکز حد فاصل خیابان‌های آبشار شرقی و آپادانای دوم است. بخش منتهی به خیابان آبشار شامل خوابگاه، کتابخانه، مدرسه، رستوران و کارگاه و بخش مدیریت بود. حدود دو سوم این زمین شامل باغ و فضای باغبانی با درختان متنوع میوه و غیره بود. در انتهای این زمین و در ضلع جنوبی خیابان آپادانای دوم نیز منزل مسکونی رئیس مرکز قرار داشت. کادر این مرکز مرکب از نیروهای آلمانی و ایرانی بودند. کادر آموزشی مدرسه با مجوز آموزش و پرورش و با هزینه دولت کار می‌کردند. اما هزینه بخش‌های دیگر از سوی دایره اسقفی و دولت آلمان و مؤسسه کریستوفل تأمین می‌شد.
تحولات پس از پیروزی انقلاب: در سال 1357 و انقلاب و خروج آلمانی‌ها از این مرکز مدتی مرکز ابابصیر به اداره آن اقدام کرد، اما پس از چند ماه، در پی اعتراض جمعی نابینایان استان اصفهان، این مرکز به دادگاه انقلاب و پس از تشکیل سازمان بهزیستی به این سازمان واگذار شد و با نام مجتمع توانبخشی شهدای هفتم تیر ادامه کار داد.
پس از انقلاب کلاس‌های آموزشی دوره ابتدایی در مرکز ادامه نیافت و فقط دانش آموزان خدمات شبانه‌روزی و کمک درسی از مرکز دریافت می‌کردند و در مدارس عادی در مقاطع راهنمایی و متوسطه تحصیل می‌کردند. نیز نابینایان روستایی و مناطق محروم کشور برای گذراندن دوره‌های توانبخشی و سواد‌آموزی و حتی استفاده از امکانات شبانه‌روزی برای ادامه تحصیل در مدارس عادی به این مرکز روی می‌آوردند. در این مرکز به تناوب تا حدود 80 نفر نیز از امکانات شبانه‌روزی بهره‌مند می‌شدند.
طرح شهرداری برای بازسازی: در اواخر دهه 1370 به دلیل فرسودگی ساختمان با پیشنهاد و پیگیری مسئول وقت کتابخانه مرکز، شهرداری و شورای شهر اصفهان بر آن شدند تا در یک پروژه چند مرحله‌ای، یک مرکز فرهنگی و نیز یک مجموعه سیاحتی و مهمان‌سرا برای استفاده نابینایان و نیز درآمدزایی مرکز با بودجه شهرداری ایجاد گردد. در همین راستا نیز جلسه‌ای در حضور مدیرکل وقت سازمان بهزیستی با حضور کارشناسان بهزیستی و نیز شهرداری و تعدادی از نابینایان صاحب نظر تشکیل شد و این امر مورد تأیید قرار گرفت. در همان جلسه نخستین مبلغ برای تخریب و نقشه‌برداری و بنای ساختمان جدید – که از سوی شورای شهر اصفهان تعیین شده بود- اعلام گردید.
اما به دلایلی که بهتر است مسئولان وقت بهزیستی بدان اشاره کنند، این پروژه در گام‌های اولیه از حرکت بازماند. اگر این اقدام با کارشکنی‌هایی مواجه نمی‌شد، هم اکنون یک مرکز نوساز با امکانات بروز، جهت امور فرهنگی و توانبخشی و آموزشی نابینایان به انضمام خوابگاه شبانه‌روزی و هتل اقامتی ساخته شده بود و به حالت متروکه امروزی در نمی‌آمد.
افول فعالیت‌ها: مسئولان فرهنگی وقت شهدای هفتم تیر، از اوایل دهه 80 به مرور در خصوص پذیرش نابینایان مرکز از نقاط مختلف کشور و حتی استان اقدام چندانی ننمودند و این امر باعث شد که در سال‌های پایانی دهه 80 تعداد افراد ساکن در مرکز از تعداد انگشتان یک دست نگذرد. سازمان بهزیستی نیز از اوایل دهه 80 در فضای باغ مجتمع یک مجموعه ورزشی و بعد از آن ساختمان اداری سازمان بهزیستی استان را احداث نمود و به موازات آن فعالیت‌های بخش نابینایان رو به افول نهاد.
با وجود این که زمین این مرکز وقف نابینایان است، هم اکنون هیچ‌گونه استفاده‌ای در خصوص آموزش و توانبخشی نابینایان از این مرکز نمی‌شود. حتی بخشی از ساختمان قدیم مرکز در اختیار شرکت تعاونی سازمان بهزیستی قرار گرفته است و مجموعه ورزشی نیز در سانس‌های گوناگون به طور استیجاری در اختیار هیئت‌ها و مراکز مختلف قرار می‌گیرد و هیچ‌گونه درآمدی از آن عاید نابینایان نمی‌شود.
مرکز نابینایان نورآیین: این مرکز با فعالیت‌هایی مشابه کریستوفل ولی برای دختران نابینا کار می‌کرد و دست‌اندرکاران آن پیش از انقلاب بیشتر انگلیسی بودند. این مرکز که در مجاورت بیمارستان عیسی بن مریم در خیابان شمس آبادی اصفهان واقع است، بعد از انقلاب با نام مرکز فاطمه زهرا خدمات توانبخشی دختران نابینا را بر عهده داشت و هم اکنون وضعی مشابه مرکز شهدای هفتم تیر دارد. در این مرکز نیز دختران نابینا به صورت شبانه‌روزی و روزانه پیش از انقلاب آموزش کلاسیک و آموزش‌های ویژه می‌دیدند و پس از انقلاب بیشتر به کلاس‌های فوق برنامه و توانبخشی و مهارت‌های ویژه بانوان پرداخته می‌شد. هم اکنون مرکز فاطمه زهرا و شهدای هفتم تیر با حذف چارت سازمانی در خصوص هیچ یک از امور نابینایی فعالیتی ندارند.
مرکز آموزشی ابابصیر: علاوه بر این دو مرکز، در سال 1348 مرکز آموزشی ابابصیر از سوی خیران مسلمان در اصفهان و در خیابان مسجد سید «محمدرضاشاه» در ساختمان قائمیه تشکیل شد. در این مرکز نیز تعالیم مذهبی و کلاس‌های آموزشی دوره ابتدایی، کارگاه‌های آموزش برس، حصیر، غلتک‌های پارچه‌بافی، کلاس‌های توانبخشی و خدمات کتابخانه‌ای ارائه می‌شد. این مرکز نیز شبانه‌روزی بود. البته بخش دخترانه مرکز در مکان دیگری و مرتبط با این مرکز کار می‌کرد. در ابابصیر از سال 1357 دوره راهنمایی نیز به طور متمرکز و در کلاس‌های خاص تشکیل شد که تا زمان تعطیلی نیز در این دو مقطع و در دو بخش دخترانه و پسرانه به فعالیت خویش ادامه داد. این مرکز نیز گاه تا بیش از 100 نفر در بخش شبانه‌روزی و حدود 50 نفر را نیز به صورت روزانه سرویس می‌داد. هزینه بخش آموزشی ابابصیر از سوی دولت و بخش شبانه‌روزی و سایر خدمات توسط بخش خصوصی و خیران مذهبی پرداخت می‌گردید و زیر نظر هیئت مدیره‌ای از همان متنفذان خیر مذهبی و بازاری اداره می‌شد.
ساختمان جدید: پس از انقلاب و با احداث ساختمان جدید ابابصیر در خیابان امام خمینی، خیابان فرعی بسیج، تمامی بخش‌های مرکز به آنجا منتقل شد. با توجه به حذف بخش آموزشی کریستوفل، تمامی فعالیت‌های آموزشی نابینایان استان، در این مرکز متمرکز گردید و فقط نابینایان بزرگسال در مرکز هفتم تیر شبانه‌روزی بودند و از امکانات آموزشی ابابصیر استفاده می‌کردند. ابابصیر از نظر آموزشی زیر نظر سازمان آموزش و پرورش استثنایی اداره می‌شد و بخش شبانه‌روزی آن با همان نظارت هیئت مدیره و خیران فعالیت می‌کرد. ابابصیر در دوره‌های زمانی خاص برای تکمیل پروژه‌ها از اعانات دولتی بهره برده است. احداث سالن ورزشی این مجتمع و یا تأمین وسیله نقلیه جهت سرویس رفت و آمد دانش آموزان از جمله این حمایت‌هاست.
جلوگیری از فعالیت در سال 1385: در این سال مجوز بخش مردمی ابابصیر تمدید نشد و در نتیجه این مرکز از فعالیت بازماند و به همین دلیل از پذیرش دانش‌آموزان معذور گشت. علت این امر را نیز باید از مسئولان آموزش و پرورش استثنایی و یا آموزش و پرورش کل استان و سایر صادر کنندگان مجوز جویا شد.
مدرسه شهید عابدی و مدرسه شهید سامانی: دو مدرسه بسیار فرسوده و در آستانه بازسازی، در دو نقطه از اصفهان، با نام‌های شهید سامانی در خیابان سجاد و شهید عابدی در خیابان کهندژ فقط به مقطع ابتدایی اختصاص یافت آن هم بدون هیچ‌گونه خدمات شبانه‌روزی. به هنگام انتقال دانش‌آموزان نابینا به این دو مرکز امکانات بسیار مختصری از گنجینه بیش از سه دهه ابابصیر به آن مدارس واگذار شد و مابقی به دلیل اینکه متعلق به هیئت مدیره است، در مرکز باقی ماند.
پیامدهای تعطیلی مراکز شبانه‌روزی: با حذف این مراکز شبانه‌روزی بسیاری از نابینایان روستایی از تحصیل باز ماندند و خانه‌نشین شدند و تعدادی نیز آواره مدارس عادی با کمترین امکانات گردیدند.
اینک ساختمان بسیار معظم و مجهز ابابصیر به دانشگاه غیر انتفاعی راغب اصفهانی اجاره داده شده است و مرکز ابابصیر نیز در ساختمانی به فعالیت مختصری در خصوص امور رفاهی و فرهنگی نابینایان مبادرت می‌کند.
خدمات توانبخشی: شایان یادکرد است که در استان اصفهان در حال حاضر بالغ بر 600 دانش‌آموز نابینا و کم‌بینا تحت پوشش آموزش و پرورش استثنایی هستند و نزدیک به 8000 پرونده در سازمان بهزیستی استان متعلق به نابینایان و کم‌بینایان وجود دارد.
اکنون هیچ‌گونه خدمات توانبخشی به طور رسمی از سوی سازمان بهزیستی به نابینایان ارائه نمی‌شود و از سوی چند مرکز توانبخشی خصوصی پاره‌ای خدمات بهزیستی با واسطه شامل مددجویان می‌شود.
وضعیت آموزشی: خدمات آموزشی کلاسیک هم که بر عهده مدیریت آموزش و پرورش استثنایی است، در قالب دو مدرسه خاص «شهید سامانی و شهید عابدی» در اصفهان و چند کلاس ضمیمه در شهرستان‌های کاشان، نجف‌آباد، شهرضا، خمینی‌شهر و دولت آباد ارائه می‌گردد. بسیاری از دانش‌آموزان نابینا و کم‌بینا در بخش تلفیقی تحصیل می‌کنند. به این معنی که در مدارس عادی هستند و سرویس‌های آموزشی از قبیل کتاب و معلم رابط به آنها اختصاص می‌یابد. البته به دلیل نبود دبیران متخصص و نیز امکانات کافی، در بخش‌های بسیاری این‌گونه خدمات به طور ناقص و اندک انجام می‌شود. در نقاط دور دست و به ویژه روستاها معلم متخصص وجود ندارد، در برخی از شهرها نیز به دلیل حجم بالای دانش‌آموز خدمات آن گونه که لازم است، ارائه نمی‌شود. دانش‌آموزان در مدارس عادی اغلب در دروس زبان خارجی، ریاضی، علوم تجربی، عربی و… نیاز به معلم متخصص دارند که تأمین آن با دشواری صورت می‌گیرد و گاه نیز این امکان فراهم نمی‌شود. خدمات توانبخشی و سایر آموزش‌ها نیز متأسفانه به دلیل نبود نیروی متخصص، مکان مناسب، ساعت خالی در مدارس و … به طور کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و در بخش تلفیقی تقریباً در حد ناچیز است. مراکز توانبخشی غیر دولتی با نظارت بهزیستی نیز نتوانسته‌اند در این حیطه جای خالی یک مرکز دولتی را پر کنند و خدمات مطلوب و مناسبی ارائه نداده‌اند. تشکل‌های ویژه نابینایان نیز متأسفانه با وجود اهدافی در این خصوص اما تاکنون نمای مشخصی در خصوص توانبخشی و آموزش‌های مربوط به آن به طور مدون و برنامه‌ریزی شده نداشته‌اند و گهگاه کلاس‌هایی با عناوین گوناگون تشکیل داده‌اند ولی پایدار و مستمر نبوده است.
وضعیت اسفبار: اگر کارشناسان و مدیران سازمان‌های بهزیستی و آموزش و پرورش استثنایی و تمامی تشکل‌های ویژه‌ نابینایان، در این چند دهه، دست به دست یکدیگر می‌دادند و با بهره‌گیری از نظر خبرگان مجرب و اندیشمندان عرصه تعلیم و تربیت نابینایان و نیز تجارب کشورهای خارجی برنامه‌ریزی و مدیریت دقیق و درستی بر امور نابینایان می‌نمودند، سرنوشت نابینایان و این همه مراکز و امکانات آموزشی و توانبخشی به این روز نمی‌افتاد. وضع اسفباری که اصفهان را در آموزش نابینایان از رتبه اول کشور، به حد یک استان ضعیف رسانده است! شرایطی که برای فردی چون حقیر که شاهد دوران طلایی این شکوفایی بوده‌ام، امری بسیار نگران کننده و آزاردهنده است.
شناسایی مشکلات اصلی: در این مقاله چندین پرسش اساسی و مهم مطرح است که ضمن تأمل در آن باید از مسئولان سازمان بهزیستی و آموزش و پرورش و تمامی تشکل‌های نابینایی و حتی صاحب نظران و کارشناسان امور نابینایان، برای آنها پاسخ خواست:
در حالی که زمینه‌ای وقفی متعددی برای نابینایان وجود دارد، چرا باید آموزش و توانبخشی نابینایان استان – که روزی در کشور حرف اول را می‌زد- هم اکنون با کیفیتی بسیار اندک و در مراکزی بسیار نامناسب به صورت بسیار ناچیز و ضعیف صورت گیرد؟
آیا کسی پاسخگوی باز ماندن نابینایان روستایی از تحصیل و به ویژه خدمات توانبخشی هست؟!
آیا با ثبت‌نام یک دانش‌آموز نابینای روستایی در یک مدرسه عادی و اختصاص چند ساعت معلم رابط، می‌توان امیدی به انجام خدمات توانبخشی برای آنان داشت؟!
چرا هنگامی که شهرداری و شورای شهر اصفهان جهت بازسازی مرکز شهدای هفتم تیر اقدام کردند و بودجه اختصاص دادند، تلاششان با شکست مواجه شد و سازمان بهزیستی در خصوص رفع مشکل و توجیه مخالفان پروژه برنیامد؟!!
آیا در حالی که در تهران سه مرکز و در مشهد دو مرکز و در برخی استان‌های دیگر نیز مراکز شبانه‌روزی برای نابینایان وجود دارد، حذف چارت سازمانی شهدای هفتم تیر و نیز معلق ماندن آموزشگاه شبانه‌روزی نابینایان اصفهان قابل توجیه است؟
نگارنده ضمن تأیید این نکته که مراکز شبانه‌روزی ممکن است مشکلاتی را نیز داشته باشند، اما حذف کلی آن را نیز این‌گونه که هم اکنون در اصفهان صورت گرفته است، به صلاح نابینایان و آینده این قشر آسیب‌پذیر نمی‌داند. ضمن این که در هیچ یک از کشورهای توسعه یافته نیز به طور مطلق حذف شبانه‌روزی‌ها در دستور کار نبوده است، چه رسد به کشورهای کمتر توسعه یافته و توسعه نیافته.

راه‌حل: پیشنهاد راقم این سطور برای برون رفت از این معضلات که دامن‌گیر آموزش و توانبخشی نابینایان است، این است که حداقل سازمان آموزش و پرورش استثنایی و سازمان بهزیستی استان ضمن اخذ مجوزهای لازم اقدام به تجدید بنای نیمه قدیمی مرکز شهدای هفتم تیر نموده و ضمن ایجاد یک مرکز با امکانات ویژه، شامل بخش‌های شبانه‌روزی، کتابخانه، مدرسه و … بکوشند تا این مجموعه که متعلق و وقف این قشر است، به گونه‌ای بتواند، گره‌گشای مشکلات عدیده نابینایان دانش‌آموز و روستانشینی باشد که دسترسی به مراکز آموزشی برایشان مقدور نیست.
در خصوص مرکز فاطمه‌ زهرا نیز این پیشنهاد قابل مطالعه و بررسی است. به ویژه که این دو مکان در نقاط مرکزی شهر اصفهان قرار دارد و از دیرباز محل تردد نابینایان بوده است! بنابراین لازم است همان‌طور که سازمان بهزیستی توانست در مرکز شهدای هفتم تیر مجوز احداث ساختمان اداری و مجموعه ورزشی را از دولت بگیرد، با پیگیری‌های استاندار محترم و مدیران کل بهزیستی و آموزش و پرورش استثنایی و سمن‌های مدافع حقوق نابینایان، اخذ مجوز برای احداث دو باب آموزشگاه شبانه‌روزی با تمام امکانات لازم امری بس آسان‌تر از آن به نظر می‌رسد! چرا که اینک مدیریت آموزش و پرورش استثنایی برای احداث مدرسه نابینایان با مشکل زمین مواجه است و یافتن این متاع در مرکز شهر امری غیر قابل انجام است! حال آن که خود نابینایان چنین زمینی را مالک‌اند و بیش از نیم قرن است که زمین برای آموزششان وقف شده است.
چنین اقدامی، کمترین توقعی است که قاطبه نابینایان استان بلکه کشور از دست‌اندرکاران امور انتظار انجامش را دارند. انتظاری که هم مراجع عظام تقلید در خصوص آن حق را به نابینایان داده‌اند و هم هر انسان صاحب اندیشه‌ای بدان مهر تأیید می‌نهد که وقتی کسی این همه سرمایه وقفی دارد، نباید از کمترین فایده‌اش خود را محروم کند!
این جانب اعلام می‌دارد که با کمال میل و تمامی توان حاضر است در پیگیری پیشنهاد فوق و به انجام رساندن آن هرگونه تلاشی را به انجام رساند و قطعاً بسیاری از فرهیختگان نابینای استان نیز با نگارنده هم رأی هستند و در این امر همراهی خواهند نمود.

سخن پایانی: به امید روزی که شاهد گشایشی در این خصوص در استان اصفهان باشیم و باز هم بتوانیم با رویی گشاده از نابینایان سراسر کشور برای آموزش و توانبخشی استقبال کنیم و جای خالی حلقه مفقوده توانبخشی در کنار آموزش در مراکز شبانه‌روزی با دوره‌های کوتاه مدت، دوباره با برنامه‌هایی مدون و حساب شده، پر گردد.
چو غنچه گرچه فرو بستگی است کار جهان،
تو هم چو باد بهاری گره گشا میباش.
دلا! معاش چنان کن که گر بلغزد پای،
فرشته‌ات به دو بال دعا نگه دارد.

(این مقاله به قلم یدالله قربعلی ساکن نجف‌آباد اصفهان، در زمستان 1399 تدوین شده است. ایشان دبیر بازنشسته آموزش و پرورش استثنایی استان اصفهان است)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *