بافت زیلو با دستان مرد نابینا

بافت زیلو با دستان مرد نابینا

نامش علی خسرونیاست. 35 ساله است، از لحظه دنیا آمدن دنیا را ندید.زیلو می بافد با چشم هایی که رنگ ها را نمی بیند.
عطر و بو و حس و صدا با او است و با کمک آنها زیلوهایی رنگی می بافد و تار و پود را از زبری و نرمی ریسمان ها را می شناسد و دست به بافتن می برد و هنرمندانه خلق می کند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا ، علی می گوید که 14 سال نه به او شغلی دادند نه کسی متوجه شد که توانایی هایش چقدر است. او بیکار بود تا این که دوستی دستش را گرفت. او را به کلاس زیلو برد و از آن روز برگی جدید در زندگیش ورق خورد.
علی می گوید: از وقتی دنیا آمدم درگیر مشکل نابینایی بودم زیاد به دکتر مراجعه کردیم اما نابینایی ام باقی ماند. دیپلم رشته انسانی و متولد 1364 هستم.

روی رنگ ها دست می کشم و آنها را می بویم
او در پاسخ به این سوال که چطور رنگ ها را تشخیص می دهد، تاکید کرد: اکثر اوقات از طریق قوای لامسه و بعد از طریق بوئیدن رنگ ها را تشخیص می دهیم. معمولا از طریق قوای لامسه این کار را انجام می دهم.
علی دلیل زیلوبافی خود را تعریف می کند: حقیقتش به دلیل بیکاری رفتم سراغ زیلو بافی. 14 سال بود که دنبال کار بودم. تا این که سال گذشته به همت یکی از بچه های انجمن نابینای شهرمان کلاسی تشکیل شد. اول که وارد این کار شدم استرس داشتم می ترسیدم که از پس این کار بر بیایم یا مشکل باشد اما دیدم کار نسبتا دسترس پذیری است و می توانم از پس آن بر بیایم. 25تیرماه امسال کلاس ها تمام شد و از اول مرداد شروع کردم به کار.

50 زیلو از مرداد تاکنون بافتم
او می گوید: اکثرا کارهایم کوچک است و حدود 50 زیلو بافته ام. رنگ ها را با هم اشتباه نمی کنم. از روی جنس، نرمی و زبری رنگ است. ریسمان را دور یک ماسوله می پیچیم که آماده شود تا رنگ ها از کار رد شود. مثلا قطر رنگ آبی را کمتر می گیرم و قطر رنگ سفید را بیشتر. این اقدامات باعث می شود که رنگ و ریسمان را اشتباه نکنم.
این بافنده زیلو از گذشته خود هم تعریف می کند: تا حدود سال 90 کارم مداحی بود و در جشن ها شرکت داشتم. در مواقعی با پدرم سرکار می رفتم. او کارش زیرسازی ساختمان بود. بعضی از کارها مثل برش های میلگرد و قالب های بتنی برایم آسان بود. ولی از سال 90 پدرم به علت بیماری سرکار نرفت و من هم بیکار شدم. با درآمد کمی که از زیلوبافی دارم و مستمری بهزیستی کمی در خرج خانه کمک می کنم. زیلوها را از 140 هزار تومان فروختم تا الان که پیشرفت کردم 200 هزار تومان می فروشم. نصف این پول هزینه رنگ و چله کشی می شود. دو روز طول می کشد که یک زیلو را ببافم.

گرانی مواد اولیه در شهر جهانی زیلو
او درد دلش باز شده و می گوید: صدای ما را به گوش مسئولان برسانید. در حال حاضر فقط مشکل ما عدم حمایت است. میبد شهر جهانی زیلوست اما باید در خود شهر و جایی که معدن تولید زیلوست مواد اولیه را گران بخریم آنهم در شرایطی که زیلو در فصل های گرم استفاده می شود و حالا هم کرونا آمده مشتری نیست. یک کیلو رنگ آبی کیلویی 90 هزار تومان و رنگ سفید که رنگ چله است را کیلویی 50 هزار تومان می خریم. مشکل ما گرانی مواداولیه است و بس.

منبع: رکنا، 22 بهمن 1399

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *