وضعیت معلولان در افغانستان

وضعیت معلولان در افغانستان

میرمحمد حسین سمیعی (مرشد)
دفتر فرهنگ معلولین، ۲۱ تیر ۱۳۹۹

توضیح: پس از صحبت تلفنی با میرمحمدحسین سمیعی متخلص به مرشد و درخواست از ایشان به منظور نوشتن مطلبی درباره وضعیت معلولان در افغانستان، ایشان چند مطلب صوتی در ۸ تیرماه ۱۳۹۹ فرستاد.
لازم به ذکر است که ایشان نابینا است ولی دارای خدمات اجتماعی و فرهنگی گسترده است. مطلب ایشان پس از پیاده شدن، ویرایش و آماده نشر گردید.
افغانستان از سال ۱۳۵۶ تاکنون همواره درگیر منازعات و جنگ‌ها بوده است. در سال ۵۶ یک گروه از نظامی‌ها و شخصیت‌ها با حمایت مستقیم و علنی دولت شوروی سابق اقدام به کودتا کردند و ظاهر شاه را سرنگون کرده و حکومت سوسیالیستی در افغانستان اعلام کردند.
اما به سرعت شخصیت‌های مذهبی و سیاسی افغانستان واکنش نشان دادند و احزاب و تشکل‌های مخفی بسیار شکل گرفت با هدف اینکه حکومت سوسیالیستی افغانستان را سرنگون کنند. اما حکومت وابسته به شوروی سرسختی و مقاومت می‌نمود و حاضر نبود به راحتی عرصه را ترک کند. به تدریج گروه‌های جهادی تشکیل شد و جنگ داخلی در افغانستان آغاز شد. این جنگ چند سال تداوم داشت.
اما با فروپاشی شوروی، دولت افغانستان هم کنار رفت و دولت طالبان روی کار آمد. این دولت بسیار خشن و متعصب بود و با اینکه با کمک‌های غرب روی کار آمده بود اما مبارزه با غرب و آمریکا را آغاز کرد. تا اینکه پس از حمله تروریستی به برج‌های دوقلو در نیویورک، دولت آمریکا و هم پیمانان او حمله گسترده به افغانستان را آغاز کردند و جنگ گسترده‌ای آغاز شد که هنوز ادامه دارد. و هزاران انسان آسیب‌مند شده و به انواع معلولیت‌ها گرفتار آمدند. اما یک نظام کارآمد برای رسیدگی به اینان شکل نگرفت و اکنون مشکلات فراوانی در افغانستان وجود دارد.

عدم نتیجه بخشی
به دلایل متعدد متأسفانه تلاش‌ها و کوشش‌های معلولان و ما نابینایان در افغانستان نتیجه بخش نیست. به ویژه اگر از نظر فکری و مذهبی و سیاسی معلولان مواضعی مغایر با حکومت افغانستان داشته باشند. برای مثال حاکمان در افغانستان دارای مذهب تسنن هستند، حال اگر معلولان مذهب تشیع یا غیر دین اسلام داشته باشند، به حقوق آنان توجه نمی‌شود. یعنی یک نوع تبعیض عقیدتی و فکری بر افغانستان وجود دارد.
یکی از دلایلش این است که اکثریت این نهادهای خیریه مؤسسات دفاتر و ان‌جی‌اُهایی که دم از دفاع از حقوق معلولین می‌زنند، در رأسشان معلولین به‌ویژه نابینایان نیستند و این باعث می‌شود که تلاش ما نابینایان نتیجه مثمری نداشته باشد.
دلیل دیگری که تلاش ما نابینایان را خنثی می‌کند، عدم هماهنگی این نهادهاست که این نهادها هرکدامشان به فکر تلاش و کوشش خودشان هستند، ولی یک هماهنگی لازمی ندارند تا اینکه واقعاً دفاع از حقوق معلولین به‌صورت درست صورت بگیرد.
و بحث دیگر این است که نهادهای فعال فقط راجع به آموزش و پرورش معلولین کار می‌کنند، به‌ویژه برای نابینایان، ولی فقط در حوزه مدرسه یا همان مکتب کار می‌کنند و دانشگاه. اینکه راجع به موضوعات دیگر معلولین تمرکز داشته باشند، راجع به اینکه معلولین مطالعات بیرونیش چگونه باشد و کتاب‌های دیگری را در دسترس نابینایان قرار بدهند که نابینایان بتوانند کتاب‌های زیادی را مطالعه بکنند و از بیرون آگاهی داشته باشند و یک اطلاعات بیرونی برای نابینایان بدهند، متأسفانه چنین چیزی را ما در افغانستان شاهد نبودیم.
علت دیگر این می‌تواند باشد که اگر به‌ویژه خود نابینایان در رأس باشند هم فکر می‌کنم که مشاورین درست و حسابی ندارند که اینها را راهنمایی درست بکنند تا اینکه دفاع از حقوق معلولین به‌ویژه نابینایان درست صورت بگیرد.
و یکی از علت‌های دیگر که نتایج ما نابینایان مثمر نیست، این است که خود نابینایان هم سعی و تلاش می‌کنند، ولی تا یک جایی را، وقتی که سعی و تلاششان به نتیجه نمی‌رسد ناامید می‌شوند و دست از سعی و تلاش می‌کشند و می‌گویند چون نتیجه ندارد، بهتر است کاری نکنیم. و این هم باعث می‌شود که نابینایان تلاش و کوشششان بی‌نتیجه باشد.
و همین نهادهایی که راجع به حقوق معلولین کار می‌کنند، اینها یک آگاهی درست و حسابی را هم در جامعه نداده‌اند و همین علت هم باعث می‌شود که تلاش و کوشش ما نابینایان بی‌نتیجه باشد. یعنی معلولان نسبت به نیازها و اولویت‌ها و نیز اقشار جامعه اطلاعات کافی ندارند.
هفت علت در مورد عدم نتیجه بخشی فعالیت‌های معلولان در افغانستان شمردم. هر یک از این دلایل را به اجمال آوردم ولی هر یک را می‌توان تفصیلی و کامل بحث کرد.

علل و عوامل موفقیت
کشورهایی بوده‌اند که شرایطی تقریباً مثل افغانستان داشته ولی با اتکاء بر عواملی توانسته‌اند به موفقیت برسند و اکنون زندگی همراه با رفاه و معیشت مساعد و مطلوب و کسب درآمد و اشتغال برای معلولان ایجاد کرده‌اند. ما هم می‌توانیم با اخذ دستاوردها و تجارب آنان و تکیه به این تجارب، شرایط داخل افغانستان را برای معلولان مناسب سازیم.
اما پیش از هر چیز لازم است امیدوار باشیم و نسبت به راه و هدفمان باور عمیق قلبی داشته باشیم. به نظر می‌رسد اگر باور نداشته باشیم نمی‌توانیم به هدف‌های عالی نایل شویم. بنابراین امیدواری و ایمان و باور، شرط اول برای موفقیت است.
دودلی، ترس، یأس، ناامیدی و اضطراب آفت پیشرفت و مانع موفقیت‌اند. اما چگونه می‌توان اینها را زدود و به جای آن ایمان، امیدواری و شوق را جایگزین ساخت؟
برای رسیدن به این منظور باید چند اقدام را اجرایی نمود:
ـ شخصیت‌هایی که در افغانستان به رغم معلولیت، کوشا بودند و توانستند اقدامات و گام‌های بلندی بردارند و خدمات ارزنده‌ای به جامعه هدف و کل مردم داشته باشند. باید اینها را در بلاد افغانستان شناسایی کرد و زندگانی آنها را نوشت و در اختیار همگان قرار داد.
اقدام دیگر اخذ تجارب از کشورهای پیشرفته‌ای است که یک زمان شرایطی بدتر از ما داشتند. مطالعه این کشورها و شناسایی تاریخ تحولات آنها اهمیت دارد.

تأخیر آموزشی
عقب ماندن معلولان از برنامه‌های آموزشی یکی از مشکلات مهم در افغانستان است. سعی می‌کنم خلاصه و فشرده این مشکل را گزارش کنم. عقب‌ماندگی و تأخیر در چند زمینه وجود دارد. هر دانش‌آموز از سال نخست که وارد نظام آموزشی می‌شوند، در هر سال و هر دوره فرصت‌های ویژه دارند که اصطلاحاً به آن «گلدن تایم» می‌گویند؛ یعنی فرصت و زمان طلایی. هر دانش‌آموز اگر فرصت را در هر شرایط از دست بدهد، نمی‌تواند جایگزین برای آن پیدا کند و به همان اندازه عقب‌مانده خواهد شد.
مدیریت آموزشی در افغانستان بدون توجه به این مسئله، کارهایی انجام می‌دهد که موجب عقب‌ماندگی دانش‌آموزان می‌گردد. این اقدامات عبارت‌اند از:
ـ نتایج امتحانات یا بررسی‌ها از سال نخست به بعد با تأخیر اعلام می‌شود.
ـ در برخی مناطق یا مدارس به دلیل فقدان کتاب درسی یا نبودن معلم، عملاً آموزش آنها دیر آغاز می‌شود و چند ماه عقب می‌افتند.
ـ برای ورود به دانشگاه علاوه بر همه امتحانات، امتحان استثنایی هم می‌گیرند. و پس از قبولی، فرد دارای معلولیت باید صبر کند تا جایی برایش پیدا شود. یعنی با حذف یا جابجایی یک دانشجوی عادی، یک کرسی برای دانشجوی معلول باز شود.
بالاخره به شایستگی‌ها و توانایی‌های نابینایان توجه نمی‌شود و ضوابط دست و پاگیری‌ هست که لازم است اصلاح گردد.

انتخاب رشته
تا سال‌های ۱۳۹۰ و ۹۲ تقریباً نابینایان حق انتخاب رشته را نداشتند. فقط در یک رشته انتخاب می‌شدند. از نابینایان یک امتحان استثنایی می‌گرفتند، ولی یک رشته انتخاب می‌کردند، آن هم در دانشکده تعلیمات اختصاصی. یعنی در حوزه تعلیم و تربیت و روانشناسی نابینایان در همان‌جا انتخاب می‌شدند. البته نابینایانی بودند که در سایر رشته‌ها درس می‌خواندند در همان زمان، ولی بر اساس واسطه‌هایی که در دانشگاه داشتند، یا یکی از آشنایانشان استاد دانشگاه بود، بر اساس یک سلسله واسطه‌ها درس می‌خواندند. ولی اینکه آزادانه حق انتخاب داشته باشند و قانون ایجاب بکند که نابینایان حق انتخاب را داشته باشند، در آن زمان نداشتند. بعداً با تلاش‌هایی که نهادها و مؤسسات و ان‌جی‌اُهایی که در راستای حقوق معلولین کار می‌کنند و همچنان خود محصلین نابینایی که در دانشگاه درس می‌خواندند، اینها تمامی‌شان تلاش کردند، از جمله خود فعالیت کردیم. همواره این پیشنهاد را کردیم که درب دفتر یک وزیر را بکوبیم، درب دفتر فلان معاون را بکوبیم، درب دفتر فلان رئیس را بکوبیم تا اینکه بتوانیم یک حقی به دست بیاوریم. و بالاخره این تلاش‌های ما یک نتیجه محدود، البته نتیجه کامل نبود، ولی یک نتیجه محدود داشت، که حالا نابینایان در حوزه علوم انسانی علوم اجتماعی و علوم دینی حق انتخاب دارند. یعنی نابینایان در رشته‌های ژورنالیسم، ادبیات، تاریخ و ثقافت اسلامی و حقوق، این رشته‌ها را نابینایان می‌توانند انتخاب بکنند. ولی محدود است و ما خواهان آزادی بیشتر هستیم که حداقل ما نابینایان را هم در امتحانات استثنایی نباشد، بلکه همراه با سایر بیناها باید یک امتحان آزاد بگیرند و یکباره امتحان بگیرند که ما از درس‌ها عقب نمانیم. به خاطر اینکه وقتی امتحان کنکور آنها خلاص می‌شود، بعد نتیجه آنها اعلام می‌شود، بعد از ما یک امتحان استثنایی می‌گیرند و تا اینکه نتیجه ما معلوم بشود، حداقل یک ماه دو ماه وقت صرف می‌شود و سایر بیناهایی که در آن رشته‌ها درس می‌خوانند درسشان به یک جایی می‌رسد و ما عقب می‌مانیم.

موانع احراز سمت استادی
نابینایان را اجازه نمی‌دهند در دانشگاه‌ها استاد شوند و به سمت استادی برسند و تدریس کنند. در دانشگاهی که ما درس می‌خواندیم از نابینایان و ناشنوایان و دیگر معلولان بودند ولی متأسفانه حتی یک استاد از معلولان که سمبولیک یا به شکل نمونه سمت استادی داشته باشد متأسفانه نبود و نیست. به خاطر اینکه وقتی ما در امتحان رقابتی برای تعیین استاد شرکت می‌کردیم، وقتی ما نابینایان و ناشنوایان به اداره گزینش استادان مراجعه می‌کردیم به ما می‌گفتند که شما توانایی تدریس ندارید. می‌‌گفتیم اگر چنین چیزی است، پس چرا ما را در دانشگاه راه می‌دادند؟ فقط تمامی حرف‌هایی که در کنفرانس‌ها و سمینارها می‌گویند فکر این هستند که جیب خود را یا کیسه پول خود را پر کنند و به فکر معلولین اصلاً نیستند. چون آنها خودشان سالم هستند. من در همان جایی که درس می‌خواندم حتی به عنوان نمونه هم متأسفانه در آن زمان یک مورد هم نبود. حالا هم تا جایی که من اطلاع دارم نیست. این‌طوری نیست که تمام نابینایان شایستگی نداشته باشند.
حالا شاید یک نابینایی توانایی تدریس نداشته باشد، ولی متأسفانه این را هم در نظر نمی‌گیرند که حداقل تفاوت‌های فردی در میان تمامی افراد که وجود دارد، نابینایان هم از این امر مستثنی نیستند، و در بین نابینایان هم تفاوت‌های فردی وجود دارد، و یک نابینا در یک زمینه‌ای استعداد دارد، یک نابینای دیگر در زمینه دیگری استعداد دارد. متأسفانه آنها بر این عقیده هستند که نابینایان توانایی تدریس را ندارند، و این هم نه تنها کاری که آنها آنجا انجام می‌دهند یک کار غیرانسانی است، بلکه یک ضربه روحی به ما نابینایان و ناشنوایان می‌زنند که این هم خودش یک کار غیرانسانی است، که متأسفانه در افغانستان چنین چیزی وجود دارد.

حرف زیاد ولی عمل هیچ
دوستی در تاجیکستان دارم به نام سعید رحیم اف او هم می‌گفت در تاجیکستان، هر سال چندین همایش و سمینار و نشست برپا می‌شود و مدیران و مسئولین درباره مشکلات و مسائل و کاستی‌ها سخن‌سرایی می‌کنند. ولی فقط حرف می‌زنند و سخنان شیرین و جذاب می‌گویند ولی عملاً هیچ اقدامی انجام نمی‌دهند. اینان چون مردم را فریب می‌دهند چون مردم فکر می‌کنند چنین مدیری که خیلی قشنگ حرف می‌زند، عملاً حتماً مشکلات را برطرف می‌کند لذا خود مردم اقدامی نمی‌کنند و کاری انجام نمی‌دهند؛ در حالی که یک قدم برای رفع مشکلات برنمی‌دارند.

قانون اشتغال
در افغانستان هم مثل بسیاری از کشورها قانون معلولان هست ولی مثل ایران عملاً اجرا نمی‌شود.
برای در افغانستان بر اساس قانونی که وجود دارد و قانون حق امتیازات کاری در مجموع سه فی‌صد برای معلولین در نظر گرفته شده است. این سه فی‌صد برای معلولین در نظر گرفته شده، ولی به دلیل تبعیض اجرایی نمی‌شود. متأسفانه تبعیض حتی در بین معلولین هم وجود دارد، که در بین این تبعیضات نابینایان را اصلاً به کار نمی‌گیرند، به خاطر اینکه می‌گویند نابینایان توانایی کار را ندارند. در حالی که سایر معلولین و سایر افراد هم برایشان پروژه‌هایی در نظر گرفته می‌شود، سمینارهایی در نظر گرفته می‌شود، و برایشان کلاس‌های آموزشی در نظر گرفته می‌شود تا اینکه درست وارد در کار بشوند. ولی نابینایان را متأسفانه فقط همین را می‌گویند که توانایی کار را ندارند، و این برای نابینایان مشکل ساز شده است.

مراکز حرفه‌آموزی و اشتغال
در افغانستان متأسفانه مراکز حرفه و مهارت‌آموزی و کارخانجات (در فرهنگ افغانستان فابریکه) برای نابینایان وجود ندارد. دلیلش این است که مردم سطح آگاهی‌شان پایین است و می‌گویند که نابینایان توانایی کار ندارند، حتی افرادی که در دولت هستند می‌گویند که نابینایان توانایی کار را ندارند. در حالی که نمی‌دانند که اگر یک فرد سالم هم اگر زمینه و امکانات برایش مساعد نشود و اگر یک استادکار برایش گرفته نشود که برایش آموزش بدهد این حرفه و مهارت را، یقیناً این فرد سالم هم به خودی خود یک کار را نمی‌تواند بیاموزد و به خودی خود نمی‌تواند، کاری را انجام بدهد تا زمانی که زمینه برایش مساعد نشود. اگر حرفه نجاری یا خیاطی یا قالیبافی یا هر کار دیگری می‌خواهد فراگیرد، نخست باید کسی که خبره و ماهر است به او آموزش دهد. ولی متأسفانه برای نابینایان فقط همین را می‌گویند که نابینایان توانایی کار را ندارند. اگر زمینه مساعد شود و اگر یک استادکاری برایش در نظر گرفته شود راهنمایی لازم صورت بگیرد و اگر یک کورس یا دوره آموزشی راجع به همان حرفه برای نابینایان در نظر گرفته شود، یقیناً نابینایان هم استعداد به خصوص خود را دارند. ولی متأسفانه عدم آگاهی نسبت به توانایی‌های آنان، باعث شده که نابینایان در حوزه کاری و حرفه‌ها از جامعه بیرون شوند. عدم آگاهی به این معنا است که نمی‌دانند در کشورهای اروپایی نابینایان حرفه‌های مهمی را یاد گرفته و انجام می‌دهند.
لازم است گزارش دهم که آقای سعید رحیم اف نابینای اهل تاجیکستان نکته‌ای درباره وضع نابینایان در تاجیکستان چنین می‌گفت:
در تاجیکستان وقتی یک نابینا فارغ‌التحصیل می‌شود در مدرک او می‌نویسند: کارناشایم (کار ناآشنا) یعنی این فرد توانایی کار کردن در کارخانه یا مراکز تولیدی را ندارد. همچنین در شناسنامه او همین کلمه را نوشته‌اند. این واژه ضربه سنگینی به زندگی نابینایان است چون تا آخر عمرش نمی‌تواند کاری انجام بدهد و شاغل شود. البته حقوق‌دانان بسیار کوشیده‌اند که این قید را از مدارک نابینایان حذف کنند ولی موفق نشده‌اند. مدرک را به تاجیکی، حجت و حجتی می‌نامند و حقوق‌دانان نسبت به این تبعیض ناراحت هستند و می‌خواهند این قید را از حجتی نابینایان حذف کنند.

نمایشگاه‌های عرضه کننده توانمندی نابینایان
در سال‌های اخیر نمایشگاه‌های بسیاری در افغانستان دایر شده، در همه زمینه‌های صنعتی و کشاورزی و غیره. ولی درباره نابینایان و معلولان متأسفانه نمایشگاه‌هایی که نمایانگر کار معلولین و دستاوردهای معلولین باشند دایر نمی‌شود، نه از طرف دولت و نه از طرف ان‌جی‌اُها و نهادهای خیریه که در این زمینه‌ها فعالیت می‌کنند. متأسفانه نمایشگاه برگزار نمی‌کنند تا مردم آگاهی پیدا بکنند که معلولین در مجموع و به‌ویژه نابینایان هم کارهایی را می‌توانند انجام بدهند و توانایی کارهایی را دارند. متأسفانه این نمایشگاه‌ها در جامعه وجود ندارد، و همین باعث می‌شود که نابینایان از حوزه کاری بیرون شوند.

تلقین‌های منفی
تشویق در کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر است ولی خانواده‌هایی که فرزندانشان را با عبارات و کلمات منفی دائماً طرد می‌کنند، به آنان می‌گویند نادان، نابینا، چیزی نمی‌دانی، کودن هستی، به جایی نمی‌رسی و ده‌ها کلمه دیگر، چنین تلقین‌هایی موجب انزواگیری و عدم رشد معلولان می‌شود.
حتی اگر معلولی کارش اشتباه انجام می‌دهد، با آرامش باید به او تذکر داد و راه درست را به او یاد داد. متأسفانه تلقین‌های منفی که از طرف جامعه یا طرف خانواده و یا طرف خود فرد نابینا صورت می‌گیرد باعث می‌شود که نابینایان تنبل بار بیایند و استعدادشان سرکوب بشود، و این خود باعث می‌شود که متأسفانه نابینایان شامل کار نشوند.
بنابراین شیوه صحیح رفتار با معلولان باید آموزش داده شود. ولی در افغانستان چنین آموزش‌هایی نیست.

اشتغال‌زایی
بحث دیگری که راجع به اشتغال‌زایی افراد نابینا وجود دارد این است که متأسفانه افراد نابینا سرمایه لازم را ندارند، و بانک‌ها هم این اعتماد را ندارند که به نابینایان قرض بدهند تا نابینایان یک کاری را از لحاظ تجارت راه‌اندازی بکنند و خودشان مستقلاً کاری و درآمدی داشته باشند. چون اعتماد به نابینایان وجود ندارد، حتی بانک‌ها هم متأسفانه برای نابینایان قرض نمی‌دهند، و این باعث می‌شود که نابینایان از حوزه کاری بیرون شوند و نتوانند کسب و کار مستقل داشته باشند.

مراکز مشاوره‌دهی
مراکزی که به نابینایان و معلولان مشاوره بدهد و آنان را راهنمایی کند نیز مراکزی که تجارب و دستاوردهای جهانی را جمع‌آوری کند و در اختیار آنان قرار دهد در افغانستان وجود ندارد. معمولاً در کشورهای دیگر خیریه‌ها این‌گونه کارها را انجام می‌دهند.
راهنمایی و مشاوره معلولان می‌تواند راه درست را به آنان نشان دهد و از هدر رفتن عمر و سرمایه و امکانات آنان جلوگیری می‌شود. نیز پیشرفت آنان را تسریع می‌کند. به نظر می‌رسد اگر یک مرکز مشاوره و راهنمایی در کابل دایر شود و به شهرهای دیگر آنلاین و دیجیتال خدمات دهد خوب است.
معلولیت‌ها و شیوه‌های پیشرفت برای معلولان دارای پیچیدگی‌های فراوان است و هم اکنون یک علم است. منظور این است که به آسانی و هر کس نمی‌تواند آنان را راهنمایی کند و نیاز به دانش و تجربه است.

امنیت و حمایت
معلولان به دلیل شرایطی که دارند توانایی دفاع از خود و حقوقشان را کمتر از دیگران دارند. در کشورهای مختلف نهادهایی موظف‌اند که از معلولان در زمینه‌های مختلف حمایت کرده و امنیت آنان را تأمین نمایند. اما در افغانستان چنین نهادی وجود ندارد. و به همین دلیل معلولان همیشه در معرض آسیب هستند.
یکی از دوستان ما که نابینا بود و شارژ موبایل می‌فروخت، چندین بار سرمایه‌گذاری کرد ولی مورد دستبرد دزدان قرار گرفت. درست است که سایر افراد هم متأسفانه در معرض خطر هستند، ولی نابینایان بیشتر در معرض خطر هستند، و این هم باعث می‌شود که نابینایان در پیدا کردن شغل مناسب موفق نشوند.

شغل‌یابی و استقلال
نابینایان نمی‌توانند برای خود شغل مناسب پیدا کنند، چون آنان متأسفانه استقلال شخصی ندارند. یعنی مستقل نیستند که خودشان توانایی این را داشته باشند که از لحاظ تحرک و جهت‌یابی تردد داشته باشند. و خودشان در شهر تردد کنند و کار پیدا کنند و نیاز به کمک نداشته باشند. همواره با یک رهنما هستند. نه تمام نابینایان، ولی اکثریت نابینایان متأسفانه در افغانستان چنین شرایطی را دارند و این هم باعث می‌شود که نابینایان نتوانند برای خود کار پیدا بکنند. و نکته دیگر اینکه یک کسی که یک نابینا را راهنمایی می‌کند باید یک نفر بیکار باشد که این کار را انجام بدهد، و با این شرایط یک نفر در کنار آن نابینا بیکار می‌شود، و همین هم باعث می‌شود که نابینایان نتوانند برای خود شغل پیدا کنند. اگر استقلالیت در رفت و آمد داشته باشند یقیناً می‌توانند برای خود شغل پیدا بکنند.
سیستم حمل و نقل بسیار در زندگی معلولان تأثیر دارد. اگر اماکن و مسیرها و شوارع مناسب‌سازی شده باشد و او بتواند از تاکسی و اتوبوس‌ها به راحتی استفاده کند، لذا به تنهایی و بدون مساعدت دیگران می‌تواند در شهر تردد داشته باشد. اما چنین شرایطی در افغانستان وجود ندارد.
با اطلاعاتی که از عراق، تاجیکستان و حتی جاهایی از ایران همین شرایط را دارد و همه ما دردها و مشکلات مشترک داریم.

علائم قابل تشخیص
مشکل دیگری هم که وجود دارد این است که وقتی نابینایان در بازار آزاد کار می‌کنند، اکثریت نابینایان در تشخیص پول مشکل دارند، و اینکه پول چند افغانگی است، یا مثلاً این پول آیا کارآمد است یا ناکارآمد است، در تشخیص پول مشکلات دارند، و این هم باعث می‌شود که نابینایان نتوانند کار کنند.
البته راه حل وجود دارد. یکی از دوستان ما که نابیناست با کمک و همکاری یک معلول ویلچری یک کار برای خود راه‌اندازی کرده‌اند که یک دکان است در ولایت پروان. این نابینا کار دکان داری را می‌کند، و آن معلول ویلچری کارش تشخیص پول است، و هر دو به‌صورت مشارکت کار می‌کنند. ولی چون اکثریت نابینایان متأسفانه این هماهنگی را نمی‌توانند برقرار کنند به همراه سایر افراد بیکار هستند.
مشکل تشخیص پول و دیگر مشکلات که مربوط به تشخیص می‌شود، به دلیل عدم توسعه خطوط و علائم برجسته و بریل است. اگر روی پول، اعداد برجسته و قابل لمس باشد نابینایان به راحتی می‌توانند تشخیص دهند.

کتابخانه و کتاب
یکی دیگر از مشکلات معلولان و به ویژه نابینایان در افغانستان کتاب و کتابخانه است. تولید و چاپ کتاب به اندازه نیست. کتاب بریل، گویا، کتاب بینایی و نشریات به اندازه نیست و بسیار کم است. همچنین کتابخانه ویژه نابینایان یا ناشنوایان در پایتخت این کشور یعنی کابل نیست چه برسد به دیگر شهرها.
ما تعدادی از نابینایان درصدد هستیم کتابخانه‌ای در کابل دایر کنیم. اگر دوستان و انسان‌های خدوم می‌توانند در این زمینه ما را یاری دهند.

در پایان
بعضی از مشکلات معلولان و نابینایان افغانستان که به نظرم مهم بود، گزارش کردم و امیدوارم مسئولین و مقامات افغانستان نیز مقامات در نظام بین‌الملل مساعدت کنند تا این مشکلات رفع شود و این قشر هم بتواند مثل دیگران زندگی سالم داشته باشند.

*.م.ن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *