اشتغال معلولان با نان

اشتغال معلولان با نان
گفت‌وگو با عبدالحسین بینش

دفتر فرهنگ معلولین، ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

توضیح
یکی از ضرورت‌های مهم برای معلولین در عصر کرونا، تغذیه مناسب و تأمین غذاهای مکفی و مقوی است. مطلع شدیم آقای عبدالحسین بینش (متولد ۱۳۳۷) در زمینه پخت نان و افزودن مواد و چاشنی‌های مقوی به دستاوردهای سودمندی دست یافته است، با ایشان قرار گذاشتیم و گفت‌وگو مفصلی با ایشان داشتیم. آقای بینش دوره پخت نان را گذرانده و به صورت تئوری و نظری یاد گرفته سپس سال‌ها تجربه عملی داشته و به دستاوردهای خوبی رسیده است. البته علاوه بر پخت انواع نان‌ها، استاد مسلم ترجمه متون عربی و انگلیسی به فارسی است و تاکنون مقالات و کتاب‌هایی را ترجمه و منتشر کرده است.
اما در زمینه نان، به دلیل احساس مسئولیت نسبت به افراد دارای معلولیت، درخواست کردیم تا دفتر فرهنگ معلولین زمینه‌های آموزش معلولان را مهیا کند. اما برای اینکه با این نوع اشتغال و مهارت بیشتر آشنا شوید گفت‌وگویی با ایشان انجام شده است. این گفت‌وگو روز دوشنبه یکم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۹ در دفتر فرهنگ معلولین اجرا شد. در این مصاحبه غیر از آقای بینش، آقایان عبدالله امینی‌پور، مشاور دفتر فرهنگ معلولین و محمد نوری حضور داشتند.

* جناب آقای بینش مختصری از زندگی‌نامه و سرگذشت خود بگویید تا کاربران بیشتر با شخصیت شما آشنا شوند؟
ـ اینجانب متولد ۱۳۳۷ هستم، در رشته تاریخ، مقطع کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده‌ام. سال‌ها در مراکز پژوهشی مشغول تحقیق و نوشتن بوده‌ام و چند سال است بازنشست شده‌ام. در دوره بازنشستگی علاوه بر ترجمه متون و نوشتن برخی موضوعات، به نان و پخت نان و کارآفرینی در این زمینه هم روی آورده‌ام.

* رشته تحصیلی شما چیست؟
ـ من تاریخ خوانده‌ام. نزدیک سی سال است که در همین رشته، به ترجمه عربی بیشتر و انگلیسی کمتر، مشغول هستم. در انگلیسی یک کتاب و چند مقاله ترجمه کرده‌ام. ولی بیشتر ترجمه‌هایم عربی است. یک مدت با جناب امینی همکار بودم و اخیراً هم چند سالی است که در ادبیات و به طور خاص مثنوی کار می‌کنم. یعنی ادبیات به معنای کلی نه، من اشرافی ندارم و فقط روی مثنوی متمرکز شده‌ام و برای دل خودم، کار می‌کنم. و غیر از این کارهای علمی حقیقتش را بخواهید من در کار نان افتاده‌ام.

* چرا نان را انتخاب کرده‌اید؟
ـ معمولاً هر چیزی فراوان‌تر و سهل الوصول‌تر است و آسان‌تر آن را به دست می‌آوریم، اهمیت آن بر ما پوشیده‌تر است و درباره آن کمتر فکر می‌کنیم. مثلاً اکسیژن در اختیار عموم است و به راحتی از آن استفاده می‌کنیم، اما کمتر کسی است که درباره اهمیت و ضرورت اکسیژن و هوا فکر کند. نان هم همین‌طور است.
بالاخره نان در زندگی مردم در کشورهای مختلف اهمیت دارد، در ایران و کلاً شرق، چون خوراک اصلی است، اهمیت آن مضاعف است. اما به دلیل اینکه درست پخت و استفاده نمی‌شود و روش صحیح استفاده از نان را نمی‌دانیم، به این دلایل حیف و میل و اسراف و تبذیر زیاد می‌شود.
من فرزند روستایی در سیستان هستم که گندم‌کار هستند و نان قوت و خوراک اصلی آنها است و در سبد زندگی آنان تأثیر بسیار دارد. از طرف دیگر این روستا، طعم فقر را چشیده و برای رهایی از فقر، تدبیرها و کوشش‌های مختلفی انجام داده است. من هم به سهم خودم تلاش کردم، به عنوان کارآفرین کوششی داشته باشم؛ لذا به روستایی‌ها آموزش دادم و آنان در جشنواره‌ها و بازارچه‌ها شرکت کردند و اکنون چهارمین کارآفرین در ایران شده‌اند. قبلاً فقیر و دارای مشکلات فراوان بودند ولی امروز زندگی مرفه و خوبی دارند. به هر حال این روستا نمونه و الگویی است برای دیگران.

* شما با اینکه چند سال در کارهای پژوهشی و علمی بودید ولی اکنون که ۶۲ ساله هستید، نان را انتخاب کرده‌اید چرا؟
ـ هرچه فکر کردم که الآن چه خدمتی می‌توانیم به این جامعه‌ بکنیم که نیازهای فوری و ضروری آسیب‌مندان را برطرف کند، غیر از نان، چیزی پیدا نکردم. نان اشتغال و کارآفرینی هم در پی دارد. بالاخره رفتم و دوره دیدم و الآن مدعی تخصص در نان هستم.

* دوره‌ نان را در کجا دیده‌اید؟
ـ در تهران در مؤسسه‌ای به نام «هوریزان» دوره دیده‌ام.

* آیا هوریزان در شهرها شعبه دارد یا دوره برگزار می‌کند؟
ـ فکر نکنم و نشنیده‌ام که در شهری، شعبه داشته باشد یا دوره برگزار کند.

* دوره‌اش چه مدتی است؟
ـ دوره‌ای که ما رفتیم بیست‌ و ‌پنج جلسه بود. یعنی بیست‌ و ‌پنج ساعت. و یک میلیون و سیصد و هشتاد هزار تومان هم گرفتند. البته در پانزده سال قبل.

* شما کارآفرین هم هستید و تجربه دارید، به نظر جنابعالی آیا معلولین می‌توانند در نان موفق باشند؟
ـ من بر اساس تجاربم می‌گویم، افراد دارای معلولیت که شرایط نسبی و اولیه برای پخت نان و کیک و کلوچه را داشته باشند، اگر وارد این عرصه شوند حتماً موفق خواهند شد. زیرا نان برکت است و برکت هم می‌آورد. یک ناشنوا با دو یا سه نفر نابینا و ناشنوا و دارای ضایعه نخاعی یک گروه تشکیل دهند و روزانه چند ساعت در این رشته کار کنند حتماً مخارج آنان تأمین می‌شود.

* ممکن است بگویید به چه روشی اینان به درآمد می‌رسند؟
ـ مرحله اول آموزش است. اینان اگر در مراکز بین‌المللی آموزش ببینند، بعداً می‌توانند در هتل‌ها، رستوران‌ها و دیگر جاهای در دیگر کشورها هم کار کنند. اما اگر من به آنها آموزش دهم، حدود بیست ساعت رایگان آموزش می‌دهم و چند ساعتی هم در کارگاه با آنها کار می‌کنم، سپس به فنی حرفه‌ای مراجعه می‌کنند و امتحان می‌دهند و مدرک و مجوز پخت نان دریافت می‌کنند. با این مجوز همه جا می‌توانند مشغول به کار شوند.
پس از دریافت مدرک، دو جور می‌توانند کار کنند، روش آزاد و دوم روش کار برای دیگران. یعنی در هتل یا رستوران یا جای دیگر کار کنند و حقوقی دریافت می‌کنند. اما در روش اول یک گروه می‌شوند یا خودش و خانواده‌اش روزانه تولید می‌کنند و تولید خود را به اقوام و هم‌محلی‌ها یا عرضه در پارک محل یا درصدی دادن به سوپر محل به فروش می‌رسانند. بهترین شیوه این است که از شهرداری مجوز بگیرند و روزانه مثلاً ۲ ساعت چادر کوچکی در پارک محل برپا کنند و تولیدات را در آنجا بفروشند.

* به نظر شما به روش اول هر ماه چقدر درآمد خواهند داشت؟
ـ به خیلی عوامل و متغیرها بستگی دارد. اگر بتوانند از بهزیستی معرفی‌نامه بگیرند و آرد و شکر و دیگر مواد را از طریق دولتی و ارزان تهیه کنند، در سر جمع هزینه‌ها بسیار مؤثر است و نان ارزان‌تر به دست مشتری می‌رسد و تقاضا بیشتر و سودآوری هم افزون‌تر خواهد شد.
دوم ابتکار در کار است، فروش نان به خوشمزگی و هم به سودمندی برای بدن و برای بیماری بستگی دارد. یعنی اگر از طبیب‌های سنتی مشورت بگیرند و مواد مغذی و مواد سلامتی‌آور به آن بیفزایند مثل زردچوبه که ضد سرطان است. مشتری بهتر و سودآوری بیشتر خواهند داشت.
سوم راه و روش کاسبی، اخلاق مردم‌داری و زبان شیرین و خوب داشتن هم عامل مؤثر دیگر در سودآوری است. بالاخره نباید بگویند چون معلولیت داریم پس باید مردم از ما خرید کنند و با تندی و خشونت با مردم رفتار کنند. برعکس باید با اخلاق نیک و با جذابیت رفتار نمایند و مشتری بیشتر جذب کنند.
به هر حال نان برکت دارد و حداقل سود هم داشته باشد می‌تواند چند خانواده را تأمین کند. یک نکته مهم این است که معلولین اساساً با هدف سود به این کار نیایند با نیت خدمت به مردم کار را شروع کنند، سود هم خودش می‌آید.

* گویا شما مطالعات کشوری (ملی) و جهانی روی نان داشته‌اید؟
ـ نان نزد همه اقوام و ملل عزیز و مقدس است. اما هر ملت، به شیوه‌ای نان می‌پزند و شکل نان‌ها متفاوت است. تاکنون مطالعه جامع نشده و تجارب موجود را به یکدیگر منتقل نکرده‌اند. می‌خواهم در یک کتاب همه نان‌ها در کشورها و جوامع مختلف را معرفی کنم. از این‌رو مطالعات و تحقیقاتی شروع کرده‌ام.

* به نظر شما معلولین اگر در زمینه نان مهارت پیدا کنند، زمینه‌های اشتغال آنان چگونه است؟
ـ نان و توابع آن مثل کیک، کلوچه و کُماج عرصه وسیعی است و اشتغال آفرینی آن بسیار است که به برخی از آنها اشاره می‌کنم:
چون می‌توانند مدرک بین‌المللی بگیرند، جغرافیای شغلی آنها محدود به یک کشور نیست و می‌توانند در همه جهان کار کنند. حتی در کشورهای پیشرفته کار کنند و درآمد خوبی داشته باشند.
اما شغل و کار آنان محدود به پخت نان نیست بلکه آموزش به علاقه‌مندان و انجام پژوهش درباره نان هم می‌تواند داشته باشد. همچنین مشاوره دادن به هتل‌ها و مراکز هم مهم است.
قلمرو خود نان و توابع آن هم وسعت دارد. ده‌ها نوع نان برای اقشار مختلف هست. سالمندان، ورزشکاران، کودکان و دیگر قشرها هر کدام نان خاصی نیاز دارند، هر گروه از بیماران نان ویژه خود می‌خواهند. از طرف دیگر انواع کلوچه‌ها، کیک‌ها و کماج ها در قلمرو است. بالاخره زمینه‌های اشتغال در این حوزه بسیار وسیع است و معلولان بسیار در هر شهر می‌توانند در ده‌ها شغل مشغول به کار شوند.

* مؤسسه هوریزان وابسته به کجاست؟
ـ وابسته به جایی نیست. یک مؤسسه خصوصی است.

* فقط ویژه پخت نان است؟ یا آموزش‌های دیگر هم دارد؟
ـ خیلی آموزش‌ها دارد. شاید بیست سی تا رشته دارد. آشپزی، شیرینی‌پزی، هتل داری، راهنمای جهانگردی و قصابی دارد. بالاخره همه چیز دارد. استاد نانش خانم دکتر یوسفی بود که در تلویزیون برنامه‌های پخت نان را داشت، برای من خوب بود. و الآن تقریباً پانزده شانزده سال است که دارم این کار را انجام می‌دهم. پس از آن تجارب بسیار آموختم و این تجارب را در اختیار دیگران گذاشتم و افراد بسیاری را آموزش دادم.

* آن دوره‌ای که شما رفتید چند نفر بودید؟
ـ پانزده نفر.

* معلول هم بینشان بود؟
ـ خیر؛ شاید معلولان ظاهر کار مرا که می‌بینند، متوجه سختی آن می‌شوند. ولی به نظر می‌رسد اگر با درایت و عقلانیت کار کنند، می‌توانند از سختی آن بکاهند.

* به نظر شما چگونه می‌توانیم به معلول ها آموزش بدهیم؟
ـ اولاً بستگی به توان جسمیشان، دارد یعنی برای بعضی کارها باید از نظر دست و قدرت دستان، توانا باشند. پس از گزینش افراد مطلوب، آموزش شروع می‌شود.

* ناشنواها شرایط مطلوب را دارند ناشنوای نانوا زیاد داریم.
ـ به نظر می‌رسد ناشنواها، توان جسمی دارند، دید آنها هم خوب است.

* معلولین کلاً حدود هشتاد نود درصدشان اشتغال ندارند و بیکار هستند. نه مردم به اینها درست کار می‌دهند، نه دولت، و اینها مشکلات عدیده‌ای دارند، از افسردگی و مسائل روحی روانی که به دلیل بیکاری مبتلا شده‌اند تا مشکلات دیگر. اما با آموزش و انتقال تجارب به آنها، می‌توان آنها را به شغل و درآمد رساند.
چند سال قبل، نابینایی در تلویزیون، حرف می‌زند و ادعا می‌کرد که «دو هزار متر زمین در روستایی در ایلام دارد، و با این دو هزار متر زمین توانسته چندین خانواده را خودکفا کند؛ از معلولین و نابینایان ایلام و روستاهای اطراف.» زنگ زدیم و شناسایی‌اش کردیم و آمد اینجا. یک یا دو روز اینجا بود و مفصل با او حرف زدیم و ضبط کردیم و فیلمش کردیم و بعد پخش کردیم. برای معلولین روستایی تجربه سودمندی بود. مثلاً تجربه داشت در مرغداری، تخم‌مرغ، ماهی، انواع تجربه‌اش را گفت، مثلاً گوسفند، گاو، بز، شیر بز، پنیر. پیرو آن خیلی‌ها زنگ می‌زدند و درخواست ادامه این برنامه را داشتند. از این‌رو هر کسی را می‌دیدیم در هر زمینه‌ای، مثلاً یکی در زمینه صنعت، یکی در زمینه کشاورزی یا زمینه فرهنگی، تجاربی برای اشتغال داشت دعوت می‌کردیم. سپس دو جلد کتاب به نام اشتغال چاپ کردیم. دو جلد دیگر هم داریم. اگر اجازه بدهید با شما هم یک مصاحبه داشته باشیم و شما توضیح بدهید که کدام بخش از معلولین در زمینه نان توانایی دارند و یافته‌های خود را به آنان انتقال دهید.
ـ پخت نان چند مرحله دارد و من باید معلول‌ها را ببینم و توانایی‌های آنها را ارزیابی کنم و چه مشکلاتی دارند و کدام بخش از کار را می‌توانند انجام بدهند. چون به هر حال کار نان حداقل دو سه تا بخش دارد، و البته عرصه بسیار پهناوریست.

* این نانی که آورده‌اید، موادش چه است؟
ـ موادش، مایه خمیر، آرد جوانه و آرد نانوایی است.

* آرد جوانه گندم یعنی چه؟
ـ همین آردی که در سوهان‌پزی‌ها برای تهیه سوهان استفاده می‌کنند و برای سمنو هم استفاده می‌کنند. این درواقع نان سمنو است که عبارت است از همان آرد و آرد جوانه به اضافه ادویه کاری. من یک مقداری ادویه کاری به آن می‌زنم برای عطر و طعمش، و یک ماده میانی دارد که آن خرما، گردو، عرق دارچین، عرق هل و گلاب است.

* وسایل چه می‌خواهد؟
ـ یک فر، یک همزن یا خمیر کن می‌خواهد.

* قیمتش چقدر است؟
ـ من خودم یک فر دارم که پارسال یا پیارسال برای من شش میلیون و پانصد هزار تومان تمام شد. و قیمت خمیرکن یا همزن هم از پنج میلیون به بالا است.

* چند متر فضا می‌خواهد؟
ـ در یک آشپزخانه ده متری کافی است.

* معلول‌ها معمولاً یک خانه کوچک دارند و می‌خواهند گوشه خانه یک کاری بکنند.
ـ در گوشه خانه یا در آشپزخانه با وسایل کم و با فر کوچک می‌توان روزانه کمتر پخت ولی درآمد آن هم قابل توجه است.
معلولین می‌توانند به استقلال برسند و روی پای خود زندگی کنند. برای رسیدن به این هدف معلولان را می‌توانید جمع بکنید و من به آنها آموزش بدهم و شما خواهید دید که چه برکاتی دارد. قبلاً آموزش داده‌ام، عکس‌ها و تصاویرش موجود است. حتی اینترنتی هم دو سه تا گروه دارم و از این طریق با آنها کار می‌کنم.

* شما اهل کجا هستید؟
ـ من اهل یکی از روستاهای سیستان به نام ارباب هستم. محرومیت را ما با پوست و گوشتمان احساس می‌کنیم. الآن به دلیل کرونا که اتفاق افتاد، نتوانستم بروم.

* روستای ارباب در کدام سمت سیستان است؟
– در شرق سیستان است. ده کیلومتر که به سمت شرق بروی، می‌رسی. اینکه عرض کردم من فقط روی کارآفرینی تمرکز دارم این است که روستای ما یک نوبت من جلسه گذاشتم با اهالی و مردم صحبت کردیم و بنا را بر این گذاشتیم که آقا ما به هر شکلی بایستی فقط کارآفرینی بکنیم. صدقه دادن به مردم و با صدقه زندگی کردن، مشکلشان حل نمی‌شود. الآن در روستای ما برای مثال سی‌ و ‌پنج دستگاه چرخ خیاطی وجود دارد، الآن دارند ماسک تولید می‌کنند، وسایل دیگر تولید می‌کنند. با این ایده و این تفکر که ما رفتیم جلو، رسیدیم به اینجا. رشته تولید می‌کنند. حداقل دو سه هزار مرغ و جوجه دارند، هر خانه‌ای پنجاه تا صد تا دارند. اصلاً این روستا شده یکپارچه کار و فعالیت و زندگی شده است.
همین تجربه را برای معلولان هم می‌توان عملی کرد. واقعاً بوی نان بوی عشق است، یعنی انسان را احیا می‌کند.
معلول‌هایی که توانایی اولیه دارند به من بسپارید و من به آنها آموزش می¬دهیم، سپس برود فنی حرفه‌ای امتحان بدهد، برود جذب بازار کار بشود.

* آیا فنی حرفه‌ای برای دادن مدرک و مجوز سخت نمی‌گیرند؟
ـ من آموزشی می‌دهم که فنی حرفه‌ای خودش اصلاً دست به دندان بماند. نانی بپزد که فنی‌حرفه‌ای به عمرش ندیده باشد. شما اگر توانستید مثل این نان را در قم برای من پیدا بکنید، من از شما دانه‌ای پنج هزار تومان می‌خرم.

* هر قرص نان حدوداً چقدر هزینه دارد؟
ـ محاسبه نکرده‌ام، شاید پانصد تومان.

* متأسفانه تفکری که در معلولین و عموم مردم حاکم است این است که ماهانه از دولت یا از ثروتمندان چیزی دریافت کنند این آفت جامعه شده. این تفکر باید عوض بشود. باید به مردم کار یاد داد. اگر این کارها را شما یادشان بدهید، خیلی عالی است.
ـ می‌توانیم. چرا نتوانیم؟ شما هر روز که آنها را جمع بکنید من خدمتتان حاضر هستم.

* حالا ما باید مسئولین ان‌جی‌اُ‌های قم را یک جلسه بگذاریم. بعد از کرونا می‌شود جمعشان کرد؟
ـ من خدمت جناب امینی عرض کردم، در دنیا که از این‌جور کارها می‌کنند، یعنی کارهای حمایتی برای معلول‌ها اینها می‌کنند، فرهنگ سازی می‌کنند که مردم بیایند از اینها چیز بخرند. یعنی خود آنها اگر بخواهند محصولشان را عرضه بکنند برایشان سخت است. منتها یک جایی یک نمایشگاهی یک فروشگاهی اختصاص داده بشود به آنها، فصلی هفته‌ای، هفته‌ای یکبار، تا تولیدات خود را به فروش برسانند.

* به نظر شما آیا افراد دارای معلولیت می‌توانند از این راه، ماهانه حداقلی به دست آورند و کاسبی کنند؟
ـ به نظرم اگر کار شروع شود، افراد دارای معلولیت، ماهیانه حداقل یک میلیون تومان می‌توانند، کاسبی کنند.

* از نظر شما آیا نابیناها هم می‌توانند. از این راه کسب و کار داشته باشند؟ مثلاً اگر بفهمند این آرد است، این آب است؟
ـ در دنیای کنونی، نابیناها در رشته‌های مختلف مثل تلاوت قرآن، باغبانی موفق بوده‌اند، در این زمینه هم حتماً موفق می‌شوند. البته باید به آنها آموزش داد.

* عبدالله امینی‌پور: من در سنندج نابینایی را دیدم که خیاطی می‌کرد و زندگی‌نامه‌اش را نوشته‌ام، این زندگی‌نامه و عکس‌هایش در کتابی توسط دفتر فرهنگ معلولین چاپ شده است.

* اسم این نان را چه گذاشته‌اید؟
ـ باید روی آن کار کرد و اسم جذابی پیدا کرد مثل «جوانه» و «کیک جوانه، کماج جوانه» در کرمان به آن می‌گویند «کماج سَن» سَن به معنای آرد است. در سیستان به آن می‌گویند «تَجگی». چرا می‌گویند تجگی؟ برای اینکه این گندم را که شما می‌کارید، آن ریشه گندم را آنها می‌گویند «تجگ» و این مال آن ریشه است. یعنی آن آردش مال آن ریشه است.

* نان تافتون شما زرد است، چرا؟
ـ چون فقط آرد و آب نیست و تخم‌مرغ و زردچوبه دارد. زردچوبه ضد سرطان و تخم‌مرغ مغذی است.

* افراد دیابتی و قندی یا افراد سرطانی زیاد شده‌اند و گویا این نان می‌تواند نه تنها ضرر برای آنها نداشته باشد بلکه داروی آنها باشد؟
ـ یکی از مشکلاتی که نان‌های معمولی بیرون دارد این است که نمکش زیاد است، و کسی که فشارخون دارد نمی‌تواند آن را بخورد، و اگر بخورد برایش سم است. دوم اینکه عمل نمی‌آید. یعنی خمیر عمل نیامده می‌پزد، و وقتی خورده می‌شود همچنان آن خمیر فعال است. شما الآن سنگک را می‌بینید دو طرفش پخته، ولی مغز آن خمیر است. اما می‌توان نان بدون نمک و نان‌هایی با سبزیجات خاص پخت که نه تنها برای آنها ضرر ندارد بلکه مفید هم هست. شوید و کدو حلوایی را به نان اضافه می¬کنم که خیلی خاصیت دارد.

* اینکه گفته می‌شود نان فست فود شده است یعنی چه؟
ـ نان باید در یک فرایند زمان‌دار تهیه و تولید شود ولی امروزه در مرحله تولید خمیر، با مواد شیمیایی، خمیر را آماده می‌کنند، دوم نان را با حرارت زیاد می‌پزند. مثلاً نان باید ۳ دقیقه در تنور باشد و با حرکت مناسب پخته شود ولی با حرکت زیاد ظرف چند ثانیه می‌پزند و تحویل مشتری می‌دهند. یعنی فست‌ فود می‌شود و سرعت غذایی پیدا می‌کند.
همه نان‌هایی که با دستگاه پخته می‌شود و با حرارت زیاد و سریع طبخ می‌شوند، نوعی فست فود هستند. قبلاً نان را بعد از پخت، چند ساعت بالا تنور گلی می‌گذاشتند تا با حرارت بسیار ملایم کاملاً آماده خوردن شود.

* راجع به سردی نان هم گویا نظر دارید؟
ـ نان خوراک سردی است، آرد سرد است، ولی به خمیر نان زردچوبه را اضافه می‌کنیم تا گرمش می‌کند. بیشتر مشکلات جامعه ما این‌طور که پزشک‌ها می‌گویند مشکلات بر اثر سردی غذاها است. نان و برنج به عنوان خوراک قالب ما، سرد است. ولی در پروژه‌ها، با افزودن مواد طبیعی مثل روغن ارده و کنجد یا زردچوبه، طبع آن را گرم می‌کنیم.

* به نظر شما مهم‌ترین اقدام برای راه‌اندازی این پروژه برای معلولان چیست؟ آیا پول یا تجهیزات یا نیروی آموزش‌دیده یا بازار فروش کدام‌یک مهم‌تر هستند؟
ـ این کار فقط مدیر می‌خواهد. یک مدیر بالای سرش داشته باشد یک مدیر جوان و خوش فکر که ارتباطات داشته باشد، راه را هموار می‌کند. به بهزیستی پیغام دادم و گفتم بچه‌ها و جوان‌هایی که تحت پوشش شما هستند، آنها را تا هجده سالگی نگه می‌دارید، بعد از هجده سالگی اینها را چکار می‌کنید؟ من به اینها آموزش می‌دهم، شما امکانات بدهید به آنها، هر چهار پنج نفر بروند یک نانوایی بزنند یک کلوچه‌پزی بزنند، از این کماج جوانی تولید بکنند. این کماج جوانه واقعاً قابلیت صادرات دارد. اصلاً هدف من این است که ان‌شاءالله یک کار صادراتی بکنیم.

* پخت نان، قابل صادرات به دیگر کشورها را دارد؟
ـ بله، اگر به عراق و کشورهای عربی اطراف خلیج فارس رفته باشید یا به افغانستان رفته باشید، نان خوبی تولید نمی‌کنند. در سوریه یک نوع نان بیشتر نبود و کیفیت خوبی نداشت. حتی در اروپا، کیفیت نان خوب نیست. در ایران به دلیل قدمت و تجارب زیادی که در این صنعت هست، کیفیت نان‌ها خوب است. این تجارب و دستاوردهای مهم را می‌توان به دیگر کشورها برد. افراد را در اینجا آموزش داد و هر گروه به کشوری بروند و نان تولید کنند. و به درآمدی برسند.

* در شرایط خاص کنونی که کرونا سیطره دارد و مردم باید در خانه بمانند، آیا معلولین می‌توانند در خانه در این زمینه کار کنند؟
ـ به دلیل اینکه پخت نان وسایل زیادی نمی‌خواهد و با وسایل اندکی می‌توان کار را شروع کرد. پس از تولید می‌توان در محل پخش کنند.
البته سرمایه خرید وسایل را می¬توان از نیکوکاران دریافت کرد. بالاخره می‌توان نان رایگان یا نان ارزان، نان مقوی و نان مغذی در اختیار مردم گذاشت.

* بر اساس نظر پزشکان افراد قوی‌تر کمتر کرونا می‌گیرند یا کرونا ضعیف می‌گیرند و نان مقوی در پیشگیری از کرونا مؤثر است؟
ـ درست است می‌توان نان‌هایی تولید کرد که در پیشگیری مؤثر باشد. یعنی از موادی استفاده کرد که آنتی کرونا است. مثلاً ویتامین C و E ضد ویروس کرونا است. اگر در پخت نان از موادی که سرشار از این ویتامین‌ها هستند استفاده کرد، نتیجه اینکه این نوع نان آنتی کرونا خواهد شد.

* همچنین تغذیه برای اقشار مختلف مؤثر است. یعنی نان مغذی تأثیر در بیماران کرونایی و نیز کسانی که زمینه آن را دارند، مؤثر است؟
ـ می‌توان نان‌هایی تولید کرد که خودش یک وعده غذا است و با خوردن آن، خورنده، کاملاً سیر می‌شود و کالری لازم را برای بدن دارد.

* با تشکر از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید.

*.م.ن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *