کودک خیابانی از نگاه سازمان بهداشت جهانی

کودک خیابانی از نگاه سازمان بهداشت جهانی

دفتر فرهنگ معلولین

توضیح
سازمان بهداشت جهانی (WHO) کتابی درباره کودکان خیابانی تألیف و منتشر کرده این اثر در این ترجمه و با عنوان کار با کودکان خیابانی توسط انتشارات دانژه در سال ۱۳۸۸ منتشر شد. چند صفحه از این کتاب را می‌آورم.

وضعیت
کودکان خیابانی در زمره گروه‌های حاشیه‌ای بسیاری از جوامع محسوب می‌شوند. آنها قادر به برقراری ارتباطات مناسب با نهادهای عمده اجتماع نظیر خانواده، آموزش و بهداشت و سلامت نیستند. محیط خشن و تنش مداوم و سبک زندگی، آنها را در برابر سوء مصرف مواد، آسیب‌پذیر می‌سازد و این می‌تواند رفاه و سلامت معنوی، جسمی، روانی و اجتماعی آنها را به مخاطره بیاندازد. به علاوه این کودکان با تبعیض‌ها و مشکلاتی در دسترسی به خدمات بهداشتی و اجتماعی مواجهند. کودکان خیابانی به دلیل سبک زندگی ممکن است با مشکلات عمده سوء تغذیه و جراحات جسمی، مصرف مواد، مشکلات بهداشتی نظیر مشکلات تناسلی و جنسی روبرو شوند. این عوامل، کارآمدی مداخلات و برنامه‌های مربوط به کودکان خیابانی را کاهش می‌دهد.
کودکان خیابانی در هر گوشه از جهان یافت می‌شوند و گروه‌های عمده‌ای از کودکان بی‌سرپرست در طول تاریخ در هر کشوری وجود داشته‌اند. آنها اغلب در مناطق شهری و بزرگ و در کشورهای در حال توسعه به چشم می‌خورند. اما مشکلات کودکان خیابانی متعاقب جهانی شدن و در سال‌های اخیر به دلیل رشد ناموزون اقتصادی، تغییرات عمده سیاسی، افزایش تعداد خانواده‌های گسسته و آشفته، بیماری‌های اپیدیک نظیر ایدز و یا فجایع طبیعی افزایش یافته‌اند. تخمین زده می‌شود بین ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون کودک خیابانی در جهان وجود داشته باشد. این کودکان دارای سبک زندگی متغیر و متحرک بوده و در قبال سوء تغذیه، جراحات، مصرف مواد و بیماری‌های جنسی – تناسلی آسیب‌پذیرترند.
بعضی از کودکان خیابانی عضوی از خانواده‌هایی هستند که در خیابان زندگی می‌کنند. برخی از آنها از دختران خیابانی قبلی متولد شده‌اند. برخی از آنها در خیابان کار می‌کنند اما تماس خود را با خانواده حفظ کرده‌اند و هر شب برای خواب به خانه باز می‌گردند. کودکان خیابان، کودکانی هستند که جز خیابان خانه‌ای ندارند. اگر چه گاهی در بعضی از مراکز نگهداری کودکان و نوجوانان اقامت می‌کنند اما به هرحال امکان بازگشت و یا فرار آنها به خیابان وجود دارد. در این کتاب اصطلاح «کودکان» شامل کودکان زیر ۱۰ سال و نوجوانان بین ۲۴-۱۰ ساله می‌باشد. اگر چه کودکان خیابانی از طرق مختلف از خود محافظت می‌کنند اما نیاز به مراقبت بزرگسالان و خدمات خیریه و حمایتی توسط سازمان‌های دولتی و غیر دولتی نیز دارند.
متأسفانه علی‌رغم برخی حمایت‌ها از طریق ارائه خدمات خیریه‌ای، هنوز با نرخ بالای مرگ و میر، ناتوانی و بیماری مواجهند.[۱]

پدیده کودک خیابانی
پدیده‌ی کودکان خیابانی نتیجه رشد اقتصادی ناموزون، فقر، جنگ، فقدان ارزش‌های در سنتی، خشونت و سوء رفتار در خانواده است. هر کودک خیابانی، برای حضور در خیابان دلیل خاصی دارد. اگر برای برخی از آنها زندگی خیابانی به معنای کمک به تأمین معاش خانواده است، برای عده‌ای دیگر می‌تواند تجربه آزادی و هیجان طلبی باشد، در کشورهای در حال توسعه تعداد کودکانی که خانه و سرپناهی دارند ولی در خیابان‌ها مشغول کار و یا بازی هستند بیشتر از کودکان بی‌خانمان است. در این کشورها تعداد کودکانی که در خیابان کار می‌کنند اغلب ۱۰ برابر بیش از کودکان بی‌خانمان است (آژانس بین‌المللی کودکان). در کشورهای مختلف جهان، کودکان خیابانی بر اساس نوع فعالیت‌هایی که برای امرار معاش بر می‌گزینند، نامگذاری می‌شوند. برای مثال: کودکان دست‌فروش در داکار، مانیل و لوزاکا)، گروه‌های تبهکار خیابانی (اشتوتکارت) و روسپی‌های نوجوان (اشتوتگارت و مانيل).
بدیهی است که فقر، مشکل اصلی کودکان خیابانی است. آنها همواره برای بقا و تأمین نیازهای اولیه در حال مبارزه‌اند. تلاش برای تأمین نیازهای اساسی نظیر غذا، سرپناه، مراقبت‌های بهداشتی اولیه سلامت و پوشاک برای آنها چالشی است روزانه.[۲]

شخصیت کودکان خیابانی
کودک خیابان (Child of the streets) برای این کودکان، خیابان به منزله خانه است و آنها در خیابان بی‌غذا و بی‌سرپناهند هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنها حکم خانواده را پیدا کرده‌اند. این کودکان یا سرپرستی ندارند و یا در صورت داشتن خانواده، به دلایل مختلف، زندگی در خیابان برایشان امن‌تر از زندگی در خانه است. آنها با دوستان خود و در سرپناه‌ها (shelters) و یا ساختمان‌های نیمه کاره و مخروبه زندگی می‌کنند.
– کودک خیابانی Child on the street: این کودکان در واقع کودکان شاغل در خیابان هستند که برای کسب درآمد برای خانواده در خیابان کار می‌کنند. میزان ارتباط این کودکان با خانواده متفاوت است و ممکن است این ارتباط روزانه یا در حد چند بار در سال باشد. اما به هر حال احساس تعلق به خانواده در میان آنها وجود دارد. دلیل حضور آنها در خیابان ممکن است فقر، پرجمعیت بودن خانواده و یا سوء رفتار با آنها باشد.
– کودک به عنوان عضوی از یک خانواده خیابانی: کودکانی که با خانواده خود در خیابان زندگی می‌کنند و در خیابان به کار می‌پردازند. در خیلی از موارد ممکن است خانه‌های این کودکان آلونک‌های واقع در پیاده‌روها یا حلبی‌آبادها باشد. مشکلات این خانواده‌ها ناشی از فقر، بلایای طبیعی و یا وقوع جنگ‌ها است. برخی از آنها دائم در حال جابجایی از نقطه‌ای به نقطه دیگرند.
– کودکانی که قبلاً بی‌خانمان بوده‌اند و در حال حاضر در سرپناه‌ها یا مراکز خاص نگهداری می‌شوند.[۳]

طیف سنی و جنسی کودکان خیابانی
طیف سنی کودکان خیابانی در نقاط مختلف جهان متفاوت است. در کشورهای در حال توسعه، کودکان خیابانی زیر ۸ سال که به تنهایی در خیابان به سر می‌برند مشاهده می‌شوند و در کشورهای توسعه یافته، معمولاً بالای ۱۲ سال سن دارند، نسبت سنی دختران به پسران خیابانی، در کشورهای در حال توسعه ۳۰ در مقابل ۵۰ در کشورهای توسعه یافته گزارش شده است. دلایل کمتر بودن جمعیت دختران خیابانی نسبت به پسران عبارتند از:
ـ احتمال طرد دختران از سوی خانواده کمتر است. دختران بنابر محدودیت‌های فرهنگی و خانوادگی، مطيع و حمایت طلب تربیت می‌شوند و در مقایسه با پسران، مشکلات رفتاری کمتری از خود بروز می‌دهند، کمتر دچار تعارض با خانواده‌هایشان شده و در نتیجه، انگیزه و تمایلی برای ترک خانه ندارند. از سوی دیگر، بعضی خانواده‌های فقیر، به طرق دیگری مانند وادار کردن دختران خود به ازدواج‌های اجباری در سنین پایین حتی ۱۴ سالگی از مسئولیت پرورش و تأمین نیازهای آنها شانه خالی می‌کنند.
– مردم و مسئولین نهادهای اجتماعی و دولتی نسبت به حضور دختران در خیابان‌ها حساس‌ترند و خواستار جمع‌آوری سریع این کودکان از سطح خیابان‌ها هستند. همین امر موجب می‌شود که دختران برای انجام کارهای سخت و طاقت فرسا در کارگاه‌های خصوصی با امکانات محدود و ناچیز در نظر گرفته شوند و یا جذب شبکه‌های تجارت جنسی گردند.
– احتمال شناسایی دختران خیابانی توسط محققان و مددکاران کمتر است زیرا بعضی از آنها از ترس دستگیری توسط پلیس، کارکنان مؤسسات رفاهی و یا آزار سایر کودکان خیابانی و کارفرمایان خشن، از لباس‌های مبدل پسرانه استفاده می‌کنند و یا فقط شب‌ها در خیابان ظاهر می‌شوند.

اهمیت شناسایی دختران خیابانی
دخترانی که در خیابان زندگی می‌کنند در قیاس با پسران از وضعیت نابسامان‌تر و بغرنج‌تری رنج می‌برند که اغلب از نظر و دید مددکاران و آموزشگران خیابانی دور می‌ماند. در اغلب جوامع دختران خیابانی به چشم حقارت نگریسته می‌شوند و به راحتی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. آنها در مقایسه با پسران از فرصت‌های اقتصادی کمتری برخوردارند و حتی در برخی موارد با وجود انجام فعالیت‌های مشابه با پسران، دستمزد کمتری دریافت می‌دارند. فرصت‌های آموزشی برای آنها مورد انکار و غفلت طیف‌هایی از جامعه واقع می‌شود حتی مددکاران و آموزشگران خیابانی معمولاً تمایل دارند پسران خیابانی را در فعالیت‌های مختلف آموزش درگیر کنند و توجه کمتری نسبت به دختران نشان می‌دهند.
تلاش در جهت بهبود وضعیت دختران خیابانی حائز اهمیت فراوان است چرا که از این طریق امکان دسترسی به اهداف زیر وجود دارد:
– حصول اطمینان از اینکه پسران و دختران از فرصت‌های برابری برخوردارند.
– تقویت و افزایش اعتماد به نفس در آنها که موجب مشارکت آنها در فعالیت‌های درآمدزا شده و موجب شکستن الگوهای آسیب‌پذیری و فقر در دختران و زنان می‌گردد.
– حصول اطمینان از بهبود وضعیت تغذيه دختران خیابانی.
– کمک به کاهش حاملگی‌های ناخواسته و پرخطر از طریق آگاه‌سازی در مورد بهداشت باروری و جنسی
– حصول اطمینان از نتیجه مثبت سرمایه‌گذاری در امر آموزش دختران خیابانی در آینده، با این باور که دختران نوجوان آموزش دیده امروز، فردا مادران شایسته‌تری برای فرزندان خود خواهند بود.[۴]

پاورقی ها:
[۱]. کار با کودکان خیابانی، کارشناسان سازمان بهداشت جهانی، ترجمه محمد زاهدی اصل و دیگران، تهران، نشر دانژه، ۱۳۸۸، ص ۷-۸.
[۲]. همان، ص۱۹.
[۳]. همان، ص۲۱.
[۴]. همان، ص ۲۲-۲۳.

*.م.ن

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *