سحر دباغ‌پور: بعد از معلولیت نقاش جهانی شد

سحر بعد ازمعلولیت نقاش جهانی شد

سحر دختری است که در جوانی در سانحه ای معلول شده است؛ پس از معلولیت، پنجره‌ای تازه از زندگی به رویش باز شد، او اکنون نقاش هنرمندی است که می‌تواند دنیای خودش را رنگ بزند.
خبرگزاری فارس، مازندران. افراد معلول در جامعه به دو بخش تقسیم می‌شوند، بخشی از آنها معلولان مادرزادی هستند و بخشی دیگر افرادی هستند که پس از تولد در اثر وقایع طبیعی یا غیرطبیعی دچار معلولیت و کم‌توانی می‌شوند.
البته معلولیت برای هر فرد مشکلات فراوانی در زندگی ایجاد می‌کند و مسیر اصلی جریان زندگی او را مختل می‌کند، ولی هضم این مسائل برای افرادی که پس از تولد دچار معلولیت شده‌اند، بسیار دشورارتر است.
خانواده افرادی که در کودکی دچار سانحه یا حوادثی منجر به ایجاد ضایعه و سپس معلولیت می‌شوند، بیشترین میزان شوک را دریافت می‌کنند و پس از آن، فرزند خود را مورد حمایت‌های روحی قرار می‌دهند.
در جامعه ما عده‌ای از افراد در سنین نوجوانی و جوانی دچار معلولیت می‌شوند، این اتفاق در این سنین می‌تواند بیشترین آسیب جسمی و روحی را ایجاد کند، چرا که فرد در اوج بروز توانایی‌ها و غرور قرار دارد، ولی پس از معلولیت به یک باره خودش را حقیر و ناتوان می‌بیند.
خبرنگار فارس در مازندران به سراغ دختر جوانی در شهرستان نوشهر رفته که در سن ۱۷ سالگی طی سانحه تصادف دچار آسیب نخاعی از ناحیه گردن شد، در ادامه شرح حال و جزئیات زندگی او و همچنین وضعیت در حال حاضر او را با هم می‌خوانیم.
سحر باغ‌پور متولد سال ۱۳۶۹ دختری که در دوران کودکی پدر و مادرش بنا بر دلایلی از هم جدا شدند، سحر از همان دوران کودکى علاقه شدیدی به نقاشى داشت و عمه‌اش استاد نقاشى بود، ولی هیچوقت فرصت نشد که در این زمینه آموزش ببیند.
سحر در ۲۷ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ در حالی که ۱۷ سال داشت، ازدواج کرد و سپس در ۲۷ تیر ماه همان سال در حالیکه با همسر و خانواده او به مسافرت می‌رفت در جاده ساوه تصادف کرده و دچار آسیب نخاعى از ناحیه گردن شد.
سحر می‌گوید؛ پس از تصادف، هیچ گونه حرکتى نداشتم باورم نمی‌شد که دیگر نمی‌توانم راه بروم، فکر می‌کردم این اتفاق یک خواب باشد و هر لحظه ممکن است بیدار شوم و ببینم مثل قبل در سلامت کامل هستم.
با شرایط سختی که برای زندگی بعد از تصادف برایش رقم خورد وی از عمه‌اش درخواست کرد تا به او نقاشى بیاموزد، عمه سحر می‌گوید؛ به‌خاطر اینکه دلش نشکند قبول کردم و با خودم گفتم او حتى نمی‌تواند انگشتانش را تکان بدهد، چطور می‌خواهد نقاشى بکشد،خلاصه اینکه سحر توانست نقاشى را بیاموزد، به‌طوری که الان به صورت حرفه‌ای نقاش می‌کشد.
به گفته سحر، وقتى تصادف کردم در زندگی‌ام طوفانی رخ داد و من در جدالی سخت با خودم و مقصر دانستن اطرافیانم بودم، کم‌کم سعى کردم خودم را دوست داشته باشم و بپذیرم و بعد از آن به‌خاطر آرامش خودم تصمیم به بخشیدن اطرافیانم گرفتم.
وی ادامه می‌دهد: وقتى آرام شدم خدا را در وجودم حس کردم، فهمیدم که من یک عاشقم عاشقى که خودش و خدایی که در وجودش است را عاشقانه دوست دارد، در این مرحله از زندگى خودم را از همه وابستگی‌هاى دنیا رها کردم و به درجه‌اى رسیدم که فهمیدم هیچ چیز برای من نیست حتى جسمم…
این نقاش ادادمه می‌دهد: جسم اگر برای من بود از من گرفته نمی‌شد، فهمیدم که تنها چیزى که به من تعلق دارد افکارم هست که می‌توانم به وسیله آن در بدترین شرایط درست تصمیم بگیرم، پیشرفت کنم و موفق شوم که شدم، در شرایط سخت درست زندگی کردن شرط است، چرا که در شرایط خوب همه درست زندگی می‌کنند.
وی همچنین با برگزاری نمایشگاه در شهرهای مختلف لوح تقدیرهای زیادی از مسؤولان به‌ویژه مدیرکل بهزیستی مازندران دریافت کرد، درآمد سحر از فروش تابلوها و نقاشی است، که در این زمینه خدا را شکر می‌کند و رضایت دارد.
سحر دباغ‌پور در طی این ۶ سال که نقاشی را آموخت توانست به موفقیت‌های زیادی از جمله شرکت در جشنواره نقاشان ژاپن و کسب رتبه دست یابد تا جایی که نقاشی‌اش در کتاب جشنواره ثبت شده است.
این قبیل از افراد سرلوحه خوبی برای کسانی هستند که از استعدادهای نهفته خود بی‌خبر بوده و قصد شکوفایی آن را ندارند، سحر نقاش خوبی است و توانست دنیای خودش را رنگ بزند، در ادامه کلیپی از نقاشی‌های این هنرمند را خواهیم دید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *