مجتمع خیریه رئوفی گلپایگان

print

مجتمع خیریه حاج محمدرضا رئوفی شهرستان گلپایگان

در تماشای تلویزیون بیگانه دیدم که شاه سابق در دیدار از سوئد از یک مرکز تولیدی لباس دیدن کرد آنجا ایده گرفتم که چرا شهر من نمی‌تواند از معلولینش حمایت کند و تصمیم گرفتم که امکانات آموزش ، کار و ورزش را برای معلولین شهرم فراهم کنم …اما!
داستانم را برای شما مینویسم لطفاً عیناً برای مدد جویان عزیز بدون کم و کاست منتقل کنید بنام خدا با عرض معذرت از تمامی معلولین اگر حرفی میزنم که ناراحت میشوید مرا ببخشید تا پیش از اشنائی با شما عزیزان نمی‌توانستم شما ها درک کنم ولی داستان از اینجا شروع میشود که پدر من خییر استان اصفهان است ما در شهرستان گلپایگان زندگی میکنیم البته فعلا ولی قبلاً در تهران ساکن بودم سال نود و دو پدرم که مدیر سالمندان بود از من که مدیر یک کارخانه در تهران بودم استمداد خواست که به کمک ایشان بروم چون بعلت کهولت سن دیگر قادر به مدیریت آنجا نبود و همچنین به کسی اعتماد نداشت من هم قبول کردم و مدیریت آنجا را پذیرفتم و شرط کردم که حقوق نمیخواهم و باید آن محل را هم باز سازی کند خلاصه پنج سال طول کشید تا این مرکز به روز رسانی شددر سال نود هفت مرکز نگهداری معلولین ذهنی جسمی دختر بالای چهارده سال را ظرف مدت سه ماه بنام مرحوم مادرم تاسیس کردم
برج پنج سال نود و هفت در تماشای تلویزیون بیگانه دیدم که شاه سابق در دیدار از سوئد از یک مرکز تولیدی لباس دیدن کرد آنجا ایده گرفتم که چرا شهر من نمی‌تواند از معلولینش حمایت کند و تصمیم گرفتم که امکانات آموزش ، کار و ورزش را برای معلولین شهرم فراهم کنم این بود که دست بکار شدم و در ضلع دیگر سالمندان شروع به ساخت شدم پس از احداث فونداسیون و نصب سوله و شروع دیوار چینی رئیس بهزیستی شهرستان گفت میخواهی با معلولین آشنا شوید من هم گفتم اشکالی نداره گفت ساعت هفت عصر میائم تا برویم سالن هفده شهریور وقتی به آنجا رسیدم با معلولین مواجه شدم خوشحال از اینکه آنها را توانستم پیدا کنم و ناراحت از آنکه چرا باید در همچنین حالی باشند که دولت به آنها بی توجه باشد سپس با آنها ارتباط برقرار کردم و از آنها درخواست کردم که از از محل پروژه بازدید بعمل آورید فردای آنروز تعدادی معلول به آنجا آمدند و شکه شدند و فکر نمی‌کردند که کار تا این مرحله تمام شده
یک شب رئیس جامعه گلپایگان از رئیس جامعه اصفهان و بازرس آن دعوت میکند که بیایند و از پروژه دیدن کنند و عنوان میکند من خییر پیدا کردم و ایشان را به ساخت ترغیب کردم در صورتی که همه آنها دروغ بود
کل پروژه در مدت شش ماه به اتمام رسید با تجهیزات و سپس طی مراسمی به معلولان واگذار گردید و من هم به محل کارم در تهران برگشتم
بعد از دو ماه به شهرستان برگشتم دیدم که هیچ کار جدیدی انجام نشده حتی پرونده‌های معلولین مثل روز اول کف دفتر بود ناراحت شدم و به معلولین گفتم این همه هزینه کردم و شما هم بی خیال بودید شما ها دیدید که پروژه در حال تمام شدن است ولی بی تفاوت هستید این بود که تصمیم گرفتم مدیریت را بدست بگیرم و خدم شخصا راه اندازی را بعهده بگیرم از آنها خواستم کلید ها را بیاورند و تحویل دهند اما آنها شروع به فحاشی در تلگرام کردند این بود که تصمیم گرفتیم با حضور فرماندار محترم جلسه ای بر گزار کنیم که ماه عسل آن صورتجلسه ای بود که برای شما فرستادم
پس از تصمیم گیری جلسه فرمانداری رئیس جامعه معلولین به محل مجتمع مراجعه نمود و وسایل جامعه را تحویل گرفت و ما هم بلافاصله این محل را در اختیار زنان سرپرست خانواده گذاشتیم الان پنجاه نفر قالیباف و خیاط در این محل مشغول بکار هستند همچنین ده ها کلاس آموزشی و حدود یکصد نفر هنر جو دارد در بخش ورزش تیم والیبال آقایان و بانوان نشسته بیست نفر و سایر ورزش ها شامل تکواندو ،کیک بوکسینگ،کاراته هم در بخش آقایان هم بانوان وجود دارد ورزشهای دیگر همانند فوتبال سالنی ،پینگ پونگ ،فوتبال دستی ،دارت هم وجود دارد که فعلآ مربی نداریم بخش های جدید شامل نگهداری از کودک هنگام کار مادر ، تولید و بسته بندی ادویه ،بازیافت آب مصرفی و همچنین گلخانه های دارویی و تزیینی هم لاین مجتمع کم کم اضافه میشود تعداد دار قالی ها هست عدد و چرخ خیاطی سی عدد است اینها همه می‌توانست در جهت زندگی معلولان باشد اگر خودشان میخواستند همچنین این مجموعه یک دستگاه ون معلول بر دارد این همه پتانسیل برای یک شهر کوچک که همگی از دست معلولان رفت ما خودمان نمی‌خواهیم زندگی بهتری داشته باشیم و اما سوال
۱ چرا پس از بررسی توسط رئیس جامعه معلولین اصفهان جامعه گلپایگان منحل نشد
۲٫ چرا انتخابات آزاد با حضور و اطلاع رسانی به تمام معلولین بر گذار نشد
۳ ،چرا معلولین با تمام این داستانها از این مجموعه بصورت آزاد استفاده نکردند
۴ ،چرا جامعه معلولینی که به اینجا رفت و آمد می‌کنند جاسوس لقب میدهد که آنها جرأت نمی‌کنند اینجا بیایند این گفته خود معلولان است
۵ ،چرا جامعه باید کسی را اخراج کند مگر تا حالا چه کار مفیدی برای آنها انجام میداده
و کلام آخر این مجتمع مربوط به همه مردم است و من ممانعتی برای معلولین ندارم هر کس میخواهد میتواند از آنجا استفاده کند فقط باید مقررات آنجا را رعایت کند.

منبع: کانال کمپین پیگیری حقوق افراد دارای معلولیت، ۱۶ مهر ۱۳۹۸

     

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *