نابینا، رسانه و چرخه سیاستی

print

نابینا، رسانه و چرخه سیاستی: مسئله شناسی صورت‏های یک مواجهه

متن سخنرانی حسین عبدالملکی کارشناس حوزه ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی و پژوهشگر نابینا در نشست تخصصی «بررسی چالش‌های نشریات نابینایان و کم بینایان» در در دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرداد ۱۳۹۸

سلام عرض می‏کنم خدمت حضار گرامی و تشکر می‏کنم از سرکارخانم دکتر علی آبادی، همکاران و دوستان گرامی‏شان در دفتر مطالعات رسانه‏ها که این موضوع مهم را مورد بررسی قرار داده‏اند و این وقت را اختصاص داده‏اند و همچنین، تشکر می‏کنم، از خانم جوادیه که زحمت اسلایدها را می‏کشند.
مقدمتاً رسیدن روز خبرنگار (دو روز دیگر)، که یکی از ارکان مهم رسانه، خبرنگاران هستند و یکی از ستون‏های اصلی رسانه هستند که اگر وجود نداشته باشند به آن معنی رسانه‏ای هم وجود نخواهد داشت، به تمام خبرنگاران و از جمله خبرنگاران‏ نابینا و دوستان خبرنگارنابینایی که در جمع هستند، این روز را تبریک می‏گویم.
عنوان موضوع من «نابینا، رسانه و چرخه سیاستی: مسئله شناسی صورت‏های یک مواجهه» است. این موضوع را به این خاطر انتخاب کردم که هم کل رسانه را دربربگیرد و به شکل جامع به محورها و سوالات نشست پاسخ داده شود و هم تغییر و تحولاتی که در جامعه نابینایان در این زمینه شکل گرفته به عنوان یک درصد از کل جمعیت کشور را بررسی کنیم؛ صرف اینکه ما فقط بخواهیم به نشریات ویژه نابینایان توجه کنیم، فقط تکه کوچک یک پازل را درنظر گرفتیم و آن اصل جامعیت درنظرگرفته نشده، چراکه در واقع، در شرایط امروز، بخش مهمی از مصرف رسانه‏ای نابینایان را تنها نشریات ویژه این قشر دربرنمی‏گیرد بلکه از سایر رسانه‏ها نیز استفاده می‏کنند که در طول بحث به آن‏ها اشاره خواهم کرد.

-چرخه سیاستی
ابتدای مباحثم را با توضیح چرخه سیاستی که ۴ مرحله (بخش) اصلی دارد و شامل:«دستورکار: شناسایی مشکل و انتخاب مسائل»، «صورت بندی سیاست‌ها و تصمیم گیری»، «اجرا» و «ارزیابی و ارزیابی‏های مجدد» می‏شود، شروع می‏کنم. من در اینجا در واقع، ساده‏ترین و پرکاربردترین الگویی که برای چرخه سیاستی هست را درنظر گرفتم که البته در نمونه‏های پیچیده‏تر و تفصیلی آن، همراه با تقسیم بندی‏های ذیل هر بخش (مرحله) و مراحل واسط بین این چهار مرحله اصلی، تا ۲۱ مرحله یا گام نیز قابل توسعه است.
یک چرخه سیاستی با دستورکار شروع می‏شود. دستورکار ما امروز، «نشریات نابینایان» هست و انتخاب و حل مسائل مربوط به آن؛ که باید اینجا این مسئله بررسی و باز شود. در مرحله دوم، براساس آن مشکلات و مسائلی که شکل یافته و اینجا تشخیص داده می‏شود؛ ما می‏آییم به راهکارهایی که وجود دارد، می‏پردازیم و بسته‏های سیاستی و الگوهای سیاستی و مجموعه سیاست‏هایی که می‏توانند ما را از این مسئله نجات بدهد و یا راهی باشد برای عزیمت از این مسائل، به یک راهکار درست را انتخاب می‏کنیم.
مرحله سوم، آن تصمیمات و سیاست‏ها را اجرا می‏کنیم و مرحله چهارم که مرحله بسیار مهمی است، مرحله ارزیابی است؛ و این مراحل ادامه دارد و دوباره از ارزیابی به انتخاب مسائل می‏رسیم و همچنان این چرخه ادامه می‏یابد.
به بیان دیگر، برای سیاستگذاری در حوزه فرهنگ که رسانه‏ها و از جمله نشریات نابینایان هم جزیی از آن محسوب می‏شود؛ ما ۴ تا مرحله داریم: «رویکرد و نظریه فرهنگی»، « سیاست‌ فرهنگی»، «برنامه‌ریزی فرهنگی» و «مدیریت فرهنگی».
در واقع، از رویکرد و نظریه فرهنگی یعنی از آن رویکرد و نگرشی که ما داریم به سیاست‏ها می‏رسیم، از سیاست‏هایی که اتخاذ می‏شود، به برنامه‏هایی مدون (عملی، بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت) می‏رسیم و بعد بحث اجرا، و در نهایت مدیریت فرهنگی است. منظورم در اینجا از مدیریت فرهنگی، آن نگاه علمی در مدیریت فرهنگی نیست که شامل مباحث کمی و آماری، و در حالت عادی در تضاد و تقابل با سیاستگذاری فرهنگی قرار می‏گیرد. منظورم فقط ناظر به بُعد اجراست. به همین دلیل، این شالوده بحث ما است.
چرخه سیاستی در نگاه حداقلی به دو کار می‏آید:
یک: آسیب شناسی آنچه تا الان انجام شده است (آسیب شناسی سیاست‏های قبلی) و دیگری اینکه ما راجع به مسئله و شرایط و اقتضائات آن از این به بعد چیکار کنیم و چه رویکرد سیاستی را اتخاذ کنیم (تدوین سیاست‏های جدید) تا در قالب همان چرخه به کار بسته شود.
در حقیقت، ما در بُعد اول (آسیب شناسی سیاست‏های قبلی) اساساً تاکنون در حوزه نابینا و رسانه یک سیاست مدونی نداشتیم. در خیلی بخش‏ها ما اصلاً سیاستی نداشتیم، اگر جاهایی هم بوده، به صورت موقت بوده است، بنابراین، ما می‏توانیم با کاربست بُعد دوم (تدوین سیاست‏های جدید) در قالب این چرخه سیاستی در این زمینه مسائل را بررسی کنیم تا به یک راهکارها و سیاست‏هایی برسیم و سپس اجرا و…
بنابراین، جهت تدوین سیاست‏هایی منسجم و البته جامع در زمینه بحث (نابینا و رسانه) براساس چرخه سیاستی، سعی می‏کنم به طور گذرا مسائل مربوط به آن را در قالب یک صورت‏بندی از مواجهه نابینا و رسانه طرح کنم، در واقع، ما امروز در قالب یک چرخه سیاستی برای تدوین یک سیاست جدید در حوزه نابینا و رسانه صرفاً به مرحله اول چرخه (دستور کار و حل مسائل) می‏پردازیم تا با مسئله شناسی و شناخت و طرح صحیح مسائل در این زمینه و انتخاب و تعیین مسائل مهم، راه برای گذار به مراحل بعد «صورت‏بندی سیاست‌ها و تصمیم گیری»، «اجرا» و «ارزیابی و ارزیابی‏های مجدد» فراهم شود.

-تبیین ضرورت بحث
حال قبل از ورود به بحث مسئله شناسی صورت‏های مواجهه نابینا و رسانه براساس چرخه سیاستی که قبلاً توضیح دادم؛ به تبیین ضرورت بحث می‏پردازم که چرا مقوله رسانه برای نابینا و درنتیجه، پرداختن به موضوع «نابینا و رسانه» بسیار مهم بوده و دارای اهمیت و ضرورت بالایی است.
دلیل این نوع نگاه من در پرداختن به این موضوع ناشی از آن است که ما واقعا در جامعه نابینایان و بحث‏های مربوط به disability studies (مطالعات مربوط معلولیت)، دچار ضعف و فقر دانش نظری در ایران هستیم.
فرق یک نابینا با یک آدم بینا تنها در «ندیدنش» است و همان طور که قطعاً چون اهل رسانه هستید و در این زمینه کار کردید، می‏دانید که «چشم»، مهمترین کانال دریافت اطلاعات هست. بدون اغراق؛ بنابراین، کسی که چشمش حالا نابینا یا کم بیناست، محرومیت نسبی یا مطلق دارد از یکی از مهمترین کانال‏هایی که اطلاعات را باید از طریق آن دریافت کند. پس، نابینا از یکی از نیازهای مهم‏اش و به زعم من و خیلی مقالاتی که در این زمینه کار شده، محروم بوده و دارای «فقر اطلاعاتی» است. برای این فقر اطلاعاتی باید چیکار کرد؟
هر انسانی، یک سری نیازهای اطلاعاتی دارد. در واقع، بنابر شغلش، تحصیلش، طبقه اجتماعی و جهان زیسته‏ایی که دارد، به مجموعه‏ای از نیازهای اطلاعاتی وابسته است که باید برایش تأمین شود. به عبارتی دیگر، شما از صبح که چشمانتان را باز می‏کنید، از طریق چشم در حال جمع آوری و دریافت اطلاعات هستید و از تابلوی راهنمایی و رانندگی گرفته تا خیابان‏ها و… و هر چیزی دیگری که می‏بینید و بالطبع، نیازهای اطلاعاتی‏تان را بنابر آن چیزهایی که می‏خواهید، پالایش می‏کنید، دریافت می‏کنید و در کنارش از مطبوعات، روزنامه‏ ها، مجله‏ ها و… براساس همان سطح زندگی و کارهایی که دارید نیز استفاده می‏کنید. اما یک نابینا برای تأمین این نیازهای اطلاعاتی‏اش چقدر دسترسی به اطلاعات دارد؟
به اینجا می‏رسد که اتفاقاً ما باید با ضرورت بیشتر به علت اینکه نابینا بالفطره به خاطر آن محرومیت از بینایی، و بالطبع، فقر اطلاعاتی که با آن مواجه است، خیلی بیشتر از یک فرد بینا به تأمین نیازهای اطلاعاتی‏اش توجه کنیم که یکی از راه‏های آن هم «رسانه» است. این نکته اولی بود که اشاره شد.
اما نکته دوم، پس باید حتماً نیازهای اطلاعاتی نابینایان تأمین شود و در واقع، امری ضروری است و یکی از راههای آن هم همانطور که اشاره شد، رسانه‏ است، اما از چه طریقی؟ از دو راه: یکی رسانه‏های دسترس پذیر که در ادامه در این رابطه توضیحات مختصری ارائه می‏دهم و دیگری، رسانه‏های ویژه (گویا، بریل و رسانه‏های الکترونیک دسترس پذیر)؛ پس باید نیازهای اطلاعاتی نابینایان از این دو راه تأمین شود.
حال اگر ما این رسانه‏ها را نداشته باشیم، آیا نابینا راه دیگری دارد؟ طبعاً ندارد و به سختی بسیار خواهد افتاد. بنابراین، حق انتخاب دیگری هم ندارد، یعنی یک فرد نابینایی را درنظر بگیرید، فقر اطلاعاتی دارد، ضرورت تأمین نیازهای اطلاعاتی‏اش هم با رسانه است و هیچ انتخاب دیگری هم به جزء آن راه‏های محدودی که برایش هست، نیز وجود ندارد.
حالا بُعد سوم این مسئله به کجا می‏رسد؟ اگر همین راه‏های محدود، یعنی نشریه‏های ویژه‏ای که وجود دارد و رسانه‏های دسترس پذیر، اینها هم مشکل داشته باشند، محدود باشند؛ نهایتاً، باعث ایجاد یک محدودیت مضاعف می‏شوند. پس، ما با یک فردی روبه‏رو هستیم که هم فقر اطلاعاتی دارد، هم برای تأمین نیازهای اطلاعاتی‏اش دچار محدودیت مضاعف هم هست.
این کامل نشان می‏دهد که ما باید به «نشریات و رسانه‏های ویژه نابینایان و مسئله دسترس پذیری آن‏ها» توجه کنیم. درست است که شاید تعداد نابینایان نسبت به جامعه یک درصد باشد، ولی در تمام کشورها، توجه و هزینه‏ای که در این زمینه می‏شود اصلاً براساس معیار جمعیت نیست، و ملاک‏های دیگری مدنظر است. متأسفانه این بُعد اول سیاستی که اصولاً در جامعه ما براساس جمعیت، و اینکه چقدر ضریب مانور و ضریب نفوذ دارند، توجه می‏شود.

-صورت‏های مواجهه نابینا و رسانه
حال که ضرورت توجه به رسانه برای نابینایان تبیین شد، به مبحث «صورت‏های مواجهه نابینا و رسانه» می‏رسیم که صورت‏های مواجهه یک نابینا با رسانه را در ۴ بُعد: ۱-رسانه‏های ویژه نابینایان، ۲-رسانه درباره نابینایان، نابینایی و معلولیت، ۳-استفاده نابینایان از رسانه و ۴-نابینا و نابینایی در رسانه تقسیم بندی کردم و مورد بررسی قرار می‏دهم.
اما همانطور که می‏دانید، تقسیم بندی‏هایی که از مسائل مختلف در حوزه علوم انسانی انجام می‏شود، کاملاً طبقه بندی شده و مشخص نیست و شاید بعضی جاها همپوشانی‏هایی وجود داشته باشد که این پژوهش نیز از این امر مستثنی نیست. همچنین، شاید بعضاً تقسیم بندی انجام شده در نگاه کلی به آن مسئله، مدنظر نبوده و مطرح نباشد؛ و صرفاً تقسیمات براساس نحوه طرح موضوع و به اقتضای رویکرد نظری به کار گفته شده انجام شده باشد.

-رسانه‏ های ویژه نابینایان
حال به رسانه‏های ویژه نابینایان به عنوان یکی از ۴ صورت مواجهه نابینا با رسانه می‏پردازیم. در واقع، این رسانه‏های ویژه را می‏توان به طور کلی به سه دسته تقسیم کرد: یکی بریل، دوم رسانه‏های گویا و سومی هم رسانه‏های الکترونیک و سایت‏های ویژه.
همان طور که خانم اطیابی عرض کردند، و در خدمتشان بودیم، توجه به نشریات بریل و خط بریل بسیار مهم است. الان ما جشنواره ملی «مقاله نویسی ویژه نابینایان به بریل» را در کتابخانه ملی در حال برگزاری داریم، مقاله‏هایی که به دبیرخانه ما می‏رسد، در همان بررسی اولیه، دارای اغلاطی است که باور نمی‏کنید، از فرد نابینایی که دارای مدرک دکترا است که از لحاظ علمی نیز صاحب مقالات علمی و پژوهشی، آی اس آی و… و کتاب هم دارد. ولی کلماتی را اشتباه نوشته که از دانش آموز دبیرستان یا راهنمایی هم سر نمی‏زند، اما در واقع، این تقصیر متوجه او نیست و دلیلش این است که ما بریل را در دسترس قرار ندادیم و من الان نمی‏توانم بعضی از غلط‏ها را اینجا بازگو کنم، مثلاً کلمه «متأسفانه» را با «ع» نوشته، چون در شنیداری آن را «متعسفانه» شنیده؛ و موارد خیلی واضح‏تری هم هست که آقای دکتر صادقی نژاد که خیلی در این زمینه تجربه دارند و نزدیک به ۴ دهه با نابینایان بودند، بیشتر توضیح خواهند داد. بنابراین، باید به بریل برسیم و توجه ویژه کنیم.

-روندکاوی نشریات بریل
برای اینکه یک سیر تاریخی از آغاز شکل گیری و انتشار نشریات ویژه نابینایان در ایران داشته باشیم به روندکاوی این نشریات می‏پردازیم که البته به خاطر کمبود وقت، بخشی از آن را فاکتور می‏گیرم. این روندکاوی خیلی از آسیب‏ها را نشان می‏دهد.
۱۳۰۴-۱۳۴۸: ورود بریل تا انتشار اولین نشریه
بریل در سال ۱۳۰۴ (۱۹۲۵) وارد ایران می‏شود. اولین رسانه بریل می‏دانید چی بوده؟
یک کشیش آلمانی به نام کریستوفل بریل را وارد ایران می‏کند و آن را فارسی می‏کند، البته به صورت ناقص؛ که خیلی از معضلات ما در زمینه بریل فارسی از آن موقع شروع می‏شود.
آقای کریستوفل و دوستش آقای خاموشی، ۴ تا ۴ تا و ۳ تا ۳ تا کاغذ روی هم می‏گذاشتند، با لوح و قلم مخصوص نابینایان، یک تیکه‏هایی از انجیل به اضافه یک سری راهنمایی‏ها برای نابینایان می‏نوشتند. هر مدتی به شکل غیرمنتظم و غیرمنظم و اینها را بین نابینایان در مدرسه‏شان در تبریز تقسیم می‏کردند.
به یک شکلی می‏شود گفت: این اولین رسانه بریل ویژه نابینایان هست، درسته غیررسمی و… است ولی، اولین باری است که در ایران یک موضوعاتی انتخاب می‏شدند، چون کریستوفل خودش کشیش مسیحی بوده طبعاً این موضوعات از انجیل انتخاب می‏شده و به همراه یک سری آموزه‏ها و نصیحت‏ها و نصایح آن؛ اینها سه تا سه تا کاغذها را می گذاشتند… وقتی سه تا کاغذ در لوح و قلم قرار می‏دهی، مانند همان کاربُن، هر سه تا، مثل هم در می‏آید. اینها را بین بچه‏ها تقسیم می‏کردند.
پس، ما از سال ۱۳۰۴ تا سال ۱۳۴۸ هیچ نشریه بریلی در ایران نداشتیم اگر هم چیزی بوده یا با لوح و قلم یا با ماشین پرکینز، چند تا کاغذ می‏گذاشتند روی هم می‏نوشتند. کتاب‏ها هم به این شکل تولید می‏شد.
۱۳۴۸-۱۳۷۰: انتشار اولین نشریه تا اولین چاپگر چاپ محدود (شخصی)
در سال ۱۳۴۵ یک دستگاه چاپ وارد ایران می‏شود به شکل ناقص؛ و چون بلد نبودند باهاش کار کنند همین طور ناقص می‏ماند؛ و بعدش از طریق مؤسسه مطبوعاتی کیهان در سال ۵۰ و ۴۹-۱۳۴۸ یک دستگاه دیگر وارد می‏شود، ما از اینجا می‏توانیم با بهره گیری از ماشین چاپ بریل، رسانه بریل را تولید کنیم تا حالا فوقش می‏شد سه، چهار تا کاغذ روی هم بزاریم اما الان دیگر می‏شود، صفحات زیادی را چاپ و تولید کرد.
من یک تشکر هم از خانم علی آبادی می‏کنم. امروز حسن تدبیر ایشان یک فایده دیگر هم دارد. امروز (این ماه) پنجاهمین سال آغاز نشریه ویژه نابینایان هست و شاید۵۰ سال نشریه نابینایان و رسانه برای نابینایان را ما امروز می‏توانیم همزمان با این نشست جشن بگیریم. البته هر چند که نسبت به ۵۰ سال خیلی عقب هستیم! واقعا باید از این به بُعد از ایشان تشکر کنیم شاید، باید زودتر ما این کار را می‏کردیم ولی ایشان بفکر افتادند و دستشان درد نکنه و همچنین، همکارانشان.
پس، سال ۱۳۴۸، اولین نشریه ویژه نابینایان به وجود می‏آید؛ آقای دکتر خزائلی خودش نابینا بود، اولین مجله ویژه نابینایان را راه اندازی می‏کند. اسمش را روشندل، بجای نابینایان گذاشت، اسم نابینایی؛ ابتدا مجله فقط به شکل بینایی چاپ می شد؛ دکتر خزائلی در مجله بینایی‏اش یک کار خوب کرده بود. علاوه بر اینکه هم بخش شعر، ادبیات و.. داشت، یک توضیحاتی درباره نابینایان هم داده بود که یک فرد بینا مجله را بخواند در عین حال، درباره نابینایان هم اطلاعات کسب کند، این از کار اولش؛ همزمان از یک سال بعد شروع کردند یک بخشی از این را نشریه را به صورت بریل برگردان می‏کردند که بین نابینایان توزیع می‏شد.
از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۷۰ را یک دوره کردم. چرا تا ۱۳۷۰؟ در ادامه توضیح می‏دهم، یکسری نشریات متولد شدند و از بین رفتند، هر چند که خیلی اثر گذاشتند برای اطلاع رسانی به نابینایان.
۱۳۷۰-۱۳۷۶: اولین چاپگر شخصی تا انتشار ایران سپید
سال ۱۳۷۰ یک اتفاق مثبتی افتاد. پرینترهای کوچک یا همان چاپگرهای شخصی وارد ایران شدند. اسمش شخصی است ولی در ایران شخصی نیستند، در کشورهای دیگر، این پرینترها را هر کسی می‏تواند با آن بیمه‏ای که در اختیار دارد، بخرد و به شکل شخصی استفاده کند. اما، در ایران انجمن‏ها، مؤسسه‏ها و مدارس ویژه نابینایان یکی یکی توانستند بخرند؛ و کم کم و به تدریج، نشریات چند صفحه داخلی و محدود، ولو بعضاً یک شماره‏ای بین سازمان‏ها و ان‏جی‏اوها چاپ شد، در این مرحله به مدد همین چاپگرها امکان چاپ نشریات بریل به شکل محدود و البته بدون استفاده از ماشین‏های چاپ بریل امکان پذیر و معمول می‏گردد تا می‏رسد به سال ۱۳۷۶ که یک بحث مهم شکل گرفت و ایران سپید متولد می‏شود. در واقع، ما نه تنها تا حالا هیچی نداشتیم، بلکه صاحب یک روزنامه ویژه شدیم.
۱۳۷۶-۱۳۸۵:
الف: از انتشار ایران سپید تا تلفیق بریل و فناوری
ب: از انتشار ایران سپید تا ورود تدریجی بخش خصوصی و انتشار نشریات بریل
دوره بعدی را از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۵ گذاشتم. ۱۳۸۵ را به خاطر این گذاشتم که سرکار خانم اطیابی هم گفتند. بشری متولد شد و نشریات دیگر هم کم کم شکل می‏گیرند. زمانی بود که بخش خصوصی، نیکوکاران ما هم تقریباً بیشتر به بریل توجه کردند. بعضی از شهرستان‏ها یک نشریاتی زدند، ولو، دو، سه شماره، ارمغان رودکی منتشر شد و نشریاتی دیگر هم شروع شدند.
همچنین، تدریجاً با ساخت بریل دیس پلی‏ها (نمایشگرهای بریل)، فن آوری هم به کمک بریل آمد تا نابینایان بتوانند با متصل کردن این برجسته نگارهای بریل به رایانه‏ها، مطالب مورد نیازشان و برخی نشریات را به شکل بریل زیرانگشتان خود لمس نمایند که البته به دلیل مسائل مختلفی که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست، به شکل صحیح و جامع‏تر توسعه نیافت.
۱۳۸۵ –تاکنون:کمرنگ شدن تدریجی سهم نشریات بریل در تأمین نیازهای اطلاعاتی نابینایان
و بُعد پنجم از ۱۳۸۵ تاکنون که کم کم نشریات بریل و رسانه‏های ویژه نابینایان سهمشان در تأمین نیازهای اطلاعاتی نابینایان کمرنگ می‏شود.

-بررسی توصیفی نشریات بریل
بخش بعدی که سعی می‏کنم خلاصه وار توضیحاتی ارائه بدهم یک بررسی توصیفی از نشریات ویژه نابینایان مخصوصاً بریل؛ براساس (نوع انتشار، دوره، نوع چاپ، موضوع، ناشر و محتوا) هست در این مدت ۵۰ سال، که روند آن را توضیح دادم. این توصیف گذرا بسیاری از مشکلات نشریات بریل را نشان می‏دهد.
براساس نوع انتشار (درحال انتشار-خاتمه یافته)، یک سری از نشریاتمان همچنان انتشار پیدا می‏کند مثل بشری و بسیاری از آنها هم خاتمه یافته و انتشارشان متوقف شده است. پس ببیند بسیاری از نشریات بریل به علت مسائل مختلف دوام نیاورده‏اند و معدودی از نشریات همچنان منتشر می شوند.
براساس دوره (روزنامه، هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه و گاهنامه) در اینجا یک توضیحی درباره چرایی دوره عرض کنم، در کشورهای دیگر، روزنامه بریل مثل کشور ما وجود ندارد، ولی ماهنامه، هفته نامه، فصلنامه و.. به شکل تخصصی بسیار فراوان و برخلاف ایران انتشار پیدا می‏کند.
براساس نوع چاپ (چاپ بریل و چاپ دوگانه (بریل-بینایی)) در ایران ما هم دوگانه داریم، هم درشت خط داریم و هم بریل داریم و هم ترکیبی.
براساس موضوع (تخصصی-عمومی) گذاشتم. چرا موضوع مهم شده؟ ما اصولاً نشریاتمان عمومی هست به جزء دو تا. یکی «بچه‏ها بشری» برای کودکان و دیگری «سپیدآفرین» برای کسانی که در حوزه قرآن پژوهی کار می‏کنند که متوقف شد. در این زمینه ذکر این نکته نیز همانطور که قبلاً اشاره‏ای داشتم، ما در ایران ضعف در نشریات تخصصی داریم و این هم یک مشکل اساسی است که باید به صورت ویژه به آن پرداخته شود؛در حالی که در کشورهای دیگر بیشتر به نشریات بریل توجه می شود.
و براساس ناشر (دولتی-خصوصی) هست که بعضی از این نشریات دولتی و تعدادی دیگر هم توسط ناشر خصوصی منتشر می‏‏شوند. تعداد نشریات خصوصی در ایران به دلیل نداشتن صرفه اقتصادی چاپ نشریه بریل بسیار محدود است که باید برای آن فکری شود.
و براساس محتوا (برگردان از نشریات بینایی، مطالب تولیدی، ترکیبی) هست که اینجا هم ما مشکل داریم.خیلی از نشریاتمان برگردان نشریات بینایی می‏باشد. درست است که اطلاع رسانی می‏کنند، اما تفکر نظری مخصوصاً درباره مسائل معلولین و نابینایان که باید انجام شود در این حالت، خیلی شکل نمی‏گیرد. در حالی که در کشورهای دیگر چنین نیست.

-نگاه سیاستی به ایران سپید
در این قسمت خیلی اجمالی نگاه سیاستی به ایران سپید خواهیم داشت. بالای سردر سایت ایران سپید نوشته (اولین و تنها روزنامه بریل ایران و جهان). من یک سوال دارم آیا هر کجا که دیدیم یک چیزی اولین و تنهاترین است، این افتخارآفرین است؟ برای یک زمانی هست، چرا بعضی کشورهای دیگر با توجه به تمام پیشرفت‏های فنی که در زمینه بریل دارند، نمی‏توانستند روزنامه بریل بزنند؟ و تنها ما که چه در زمینه دانش و چه در حوزه فنی بریل عقب‏تر هستیم، توانستیم این کار را بکنیم!
من فقط خدمتتان عرض کنم RNIB (مؤسسه نابینایان انگلستان) تعداد فراوانی ماهنامه و فصلنامه ویژه نابینایان به بریل در موضوعات تخصصی چاپ و منتشر می‏کند و بسیار در این حوزه فعال است اما حتی یک روزنامه بریل ندارد! برعکس ما که هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه، گاهنامه در زمینه‏های مختلف نداریم و یا بسیار محدود است و از سوی دیگر، در ایران نشریه تخصصی نیز به این شکل نداریم.
ایران سپید، آن زمانی که درست شد و مؤسسه مطبوعاتی ایران لطف کرد و دوستان نابینایی که آنجا بود خیلی زحمت کشیدند، خیلی جواب می‏داد و در واقع، پاسخگوی نیازهای آن زمان نابینایان بود.
شاید دهه ۱۳۸۰ باید یک تجدید نظری در آن می‏شد که نشد، و به جای یک روزنامه عمومی، چندین ماهنامه و هفته نامه تخصصی مانند سایر کشورها به بریل تولید می‏شد. ولی الان هم خیلی نیاز هست چون ما اساساً چیزی برای بریل نداریم، چون بریل کم کم از بین بچه‏ها در حال رخت بستن و کمرنگ شدن هست و به همین دلیل، به ایران سپید در این مقطع زمانی هم نیاز داریم.
همین جا من یک توضیحی بدهم از وزارت ارشاد خواهش می‏کنم بیایند یک کاری در این زمینه انجام بدهند. سرمایه گذاری اصلاً در این زمینه امکان پذیر نیست، مؤسسات مطبوعاتی دولتی که وجود دارند، بیایند، هفته‏نامه و ماهنامه‏های مختلفی برای نابینایان که هم موجب رشد بیشتر بریل در بین نابینایان و هم در جهت تأمین نیازهای اطلاعاتی شان باشد را ایجاد کنند. من خیلی ایران سپید را باز نمی‏کنم. چون یک بحث تخصصی است.

-مسئله شناسی نشریات بریل: آسیب‏ها و راهکارها
حالا براساس توضیحاتی که دادم می‏خواهم به مسئله شناسی نشریات بریل بپردازم. خیلی خلاصه می‏گویم، به نشریات بریل از بُعد سیاستی، از بُعد فنی، بُعد دانش کارشناسی و بُعد مالی و بُعد محدودیت‏های ذاتی بریل نقدهایی وارد است.
از بُعد سیاستی اینکه ما نه آمایش انجام می‏دهیم که کدام نابینایان نیاز به بریل دارند، یا کدامیک ندارند و چه کارهای باید در زمینه انجام دهیم. نمی‏شود، ما یا همه را یا مجبور به بریل خوانی کنیم یا بریل را حذف کنیم، هیچکدام از این روش‏ها و رویکردهای سلبی و ایجابی صحیح نیست.
از بُعد فنی همین الان روزنامه ایران سپید واقعاً با معضلاتی روبه‏روست، هم از لحاظ کاغذ و هم از لحاظ ماشین چاپ. اما اصلاً، بخواهیم نشریه بریل دیگری بزنیم ، ماشین چاپ نداریم و بسیاری مشکلات دیگر.
از بُعد کارشناسی ما در زمینه بریل یک زمانی سال ۱۳۶۰تا ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰، هم آموزش و پرورش استثنایی و هم بهزیستی از بعد کارشناسی وضعشان خیلی خوب بود و روزبه‏روز این وضعیت رو به کاهش و افول است و طبعاً وقتی دانش کارشناسی کم شود، خیلی خلاقیت‏ها هم ایجاد نمی‏شود (از خیلی این بحث‏ها در این زمینه گذر می‏کنم)
از بُعد مالی نیاز به حمایت خیلی بیشری هست و باید حمایت‏ها انجام شود و مؤسسه مطبوعاتی ایران که پیشقراول این کار شده، باید خیلی بیشتر مورد حمایت قرار بگیرد، ما بتوانیم در کنار ایران سپید -که همان‏طور که قبلاً ذکر کردم- الان خیلی نیاز هست، به خاطر اینکه بریل در حال کمرنگ شدن است و شاید بتوان گفت در حال حاضر ما یکی دو تا سنگر بیشتر برای بریل نداریم، اینها هم از بین برود، بریل شاید کلاً به موزه‏ها بپیوندد. به همین خاطر، باید خیلی کارها و اقدامات حمایتی در این زمینه انجام دهیم.
و مورد دیگر هم به محدودیت‏های ذاتی بریل برمی‏گردد. بریل خیلی پرحجم هست و توزیع‏اش هم خیلی کار سختی می‏باشد، نقطه‏هایش زود از بین می‏رود. در اینجا باید خدمتتان عرض کنم ما در کتابخانه ملی (در تالار رودکی)، شاید به جرأت بگویم آرشیو تمام نشریات بریل را داریم. تمام شماره‏های ایران سپیدها را به صورت هفته‏ای و ماهیانه در کنار هم، صحافی کردیم و همچنین آرشیو خوبی هم، از بشری و سایر نشریاتی که هستند و حتی اگر در یک شهرستان دو شماره از آن منتشر شده را داریم. نابینایان عزیز می‏توانند مراجعه کنند و استفاده کنند که این مراجعات انجام می‏شود. من خودم اتفاقاً امسال در حال انجام یک کار پژوهشی بودم که تصادفاً به ایران سپید سال ۱۳۹۳ نیاز پیدا کردم و اتفاقاً در آرشیو موجود بود و کارم راه افتاد.

-نابینایان و رسانه‏ های گویا
تا اینجا مباحث خیلی طولانی شد و به علت کمبود وقت سعی می‏کنم بحث را خلاصه تر جلو ببرم. «رسانه‏های گویا»، دسته دوم از رسانه‏های ویژه نابینایان را شکل می‏دهد. در زمینه نابینایان و رسانه‏های گویا ما به چند بخش می پردازیم از جمله: ۱-برنامه‏ها و میان برنامه‏های ویژه رادیویی، ۲-مجلات گویا و ۳-پادکست‏ها…
برنامه ویژه رادیویی که دوستان زحمت می‏کشیدند. برنامه شش نقطه، و… در رادیو پخش می‏شود خیلی خوب و مناسب است هم برای نابینایان و هم برای فرهنگ سازی؛
ما یک سری مجلات گویا هم داشتیم مثل (گویا شقایق، گلایول و مجله گویای بنیاد جانبازان) که خاتمه یافتند. پادکست‏ها را اینجا گذاشتم، که درست نیست، اما خواستم تأکید کنم که بخاطر پادکست‏ها کم کم رسانه‏های گویا از بین رفت.

-نابینا و رسانه‏ های الکترونیک
مبحث بعدی رسانه‏های ویژه نابینایان، به «نابینایان و رسانه‏های الکترونیک» اختصاص دارد که شامل (سایت‏های ویژه گروهی، سایت‏های انجمن‏ها و ان‏جی‏اوها، رادیوهای اینترنتی ویژه، کانال‏ها و گروه‏های ویژه و نشریات و مجلات الکترونیک ویژه) می‏شود که خیلی موضوع مهمی است.
در مورد سایت‏های ویژه گروهی که یک سری از دوستان کنار هم شروع کردند، مثل: گوشکن و مثل شب روشن و… واقعاً وزارت ارشاد به شکل ویژه و نهادهای دیگر و بهزیستی باید از اینها حمایت کنند، از سایت‏های ان‏جی‏اوها که سایت‏های مختلفی هست و رادیو اینترنتی‏های ویژه که بچه‏های نابینا خودشان درست کردند، با کانال‏های ویژه‏ای که در شبکه‏های اجتماعی ایجاد کردند نیز حمایت کنند.
من سال ۹۱-۱۳۹۰ یک کاری درباره نابینایان و رسانه‏های اجتماعی انجام دادم که اتفاقاً نتایج بسیار قابل توجهی داشت و خیلی جالب بود که نابینایان چرا می‏روند سمت شبکه‏های اجتماعی، و همان سال هم چرا رفته بودند، مسئله رسانه‏های اجتماعی الان خیلی پررنگ تر هم شده است. از نشریات الکترونیک به همین توصیف بسیار کوتاه به علت کمبود وقت اکتفاء می کنم و از نشریات الکترونیک هم عبور می‏کنم.

-ان‏جی ‏اوها و رسانه‏ های ویژه نابینایان: مسئله شناسی
موضوع بعدی، مسئله شناسی ان‏جی‏اوها و رسانه‏های ویژه نابینایان است. من خیلی راحت اینجا از ان‏جی‏اوها گله کنم؛همه چیز را نندازیم گردن دولت؛ ان‏جی‏اوها در زمینه بریل، حالا یک اقداماتی انجام دادند مثلاً آقای شادکام و سایر دوستان، در سال ۸۰ و ۱۳۷۰ کارهایی انجام دادند؛ در زمینه رسانه‏های گویا نیز بعضی ان‏جی‏اوها کارهایی کردند؛ ولی در زمینه سایت‏هایشان واقعاً به همه انتقاد وارد است. البته از وقتی که آقای آذرماسوله به انجمن نابینایان آمده‏اند کمی سایت انجمن، سروشکل گرفته، ولی در مورد انجمن‏های دیگر که هیچ. بعضی موقع‏ها خبر قبلی که توی سایت زده شده، به خاطره‏ها می‏پیوندد و مطلب جدید موجود نیست!! خیلی باید به سایت‏ها توجه شود.

-رسانه‏ های درباره نابینایان و معلولین: مسئله شناسی
مبحث بعدی که می‏خواهم به صورت خلاصه ارائه کنم در رابطه با یکی دیگر از صورت‏های مواجهه نابینا با رسانه است با عنوان «رسانه درباره نابینایان و معلولین». ما فقط به رسانه‏های ویژه نپردازیم، ما یک سری رسانه داشتیم مثل توان نامه، پیک توانا که به خاطر مشکل کاغذ تعطیل شدند، سایت‏هایی که در این زمینه هست، باید خیلی به اینها توجه شود و موارد دیگر که به طور تیتروار نمونه‏های از آن در زیر آورده می‏شود.
الف: نشریات درباره نابینایان و معلولین مانند: توان نامه و پیک توانا و…
ب: نشریاتی که پرونده یا بخش ویژه نابینایان و معلولین دارند مانند: حرکت در روزنامه اطلاعات در گذشته و صفحه توانش در روزنامه ایران
ج: سایت‏ها و کانال‏های درباره نابینایان و معلولین یا بخشی از آن‏ها که به نابینایان و معلولین اختصاص دارد
د: سایر
دو نکته مهم در اینجا قابل توجه هست:
اولاً: این رسانه‏ها اصولاً به شکل دسترس پذیر نیز در اختیار نابینایان قرار می‏گیرند.
ثانیاً: این رسانه‏ها در زمینه اطلاع رسانی، افزایش آگاهی‏های جامعه و فرهنگ‏سازی بسیار مهم بوده و توجه ویژه به آن‏ها ضرورت دارد. شاید همین‏ها بقیه را به اینکه به نابینایان توجه کنند، بیشتر حساس کند.
از بُعد مسئله شناسی موضوع به علت کمبود وقت می‏گذرم.

-استفاده نابینایان از رسانه‏ ها
صورت بعدی مواجهه نابینا با رسانه مربوط است به موضوع «استفاده نابینایان از رسانه ‏ها».
نگاه کنید با توجه به فناوری‏هایی که از سال ۱۳۸۰ وارد کشور شد و خیلی هم رشد کرده، دیگر ما نمی‏توانیم نابینایان را محدود کنیم و همچنین انتظاراتی که در جامعه نابینایان زیاد شده، دیگر نمی‏توانیم نابینایان را محدود کنیم به رسانه‏های ویژه. به همین دلیل، باید خیلی درباره رسانه‏ها و استفاده نابینایان از خیلی از این رسانه‏ها یعنی نگاه تخصصی اهمیت داد. باید همه رسانه‏ها برای نابینایان تا آنجا که امکان دارد، دسترس پذیر شود.
من استفاده نابینایان از رسانه‏ها را به ۵ حوزه تقسیم کردم. ۱-مجلات و نشریات، ۲-مطبوعات و روزنامه‏ ها، ۳-سایت‏های خبری و خبرگزاری‏ها، ۴-رسانه‏های اجتماعی و ۵-رسانه‏های دیداری-شنیداری. اما دیداری-شنیداری چرا آوردم؟ رادیو یکی این رسانه‏ های دیداری-شنیداری است که در الگوی مصرف‏اش همیشه نابینایان هستند و در واقع، رادیو خیلی در زندگی روزانه نابینایان اثرگذار هست.

-دسترس‏پذیری: گزاره‏ای کانونی در نگاه سیاستی به استفاده نابینایان از رسانه‏ ها
اما می‏رسیم به مبحث دسترس پذیری. دسترس‏پذیری، گزاره‏ای کانونی در نگاه سیاستی به استفاده نابینایان از رسانه‏ها است. یعنی ما بخواهیم نگاه سیاستی کنیم باید تلاش کنیم که تمام رسانه‏هایمان هرچه بیشتر دسترس پذیر شوند. مثلاً نشریات و مجلات، فایل‏ اچ تی ام ال‏HTML) ) یا ورد (WORD) مطالب‏شان را تا آنجایی که قوانین اجازه می‏دهد یا خودشان می‏توانند جهت استفاده نابینایان در وبگاهشان قرار دهند. واقعاً در این زمینه فرهنگ‏سازی انجام شود که این کارها را انجام بدهند تا نابینایان بتوانند استفاده کنند.
در زمینه سایت‏ها و خبرگزاری‏ها اولاً: سایت‏ها اکثراً دسترس پذیر نیست و نابینا نمی‏تواند به راحتی استفاده کند و ثانیاً: آنهایی که امکان استفاده وجود دارد نیز بعضاً محتوا را دسترس پذیر نمی‏کنند. به عنوان مثال، متأسفانه برای عکس‏ها لیبل نمی‏گذارند تا نابینا نیز از محتوای عکس مطلع شود یا اگر هم لیبل و برچسب می‏گذارند بسیار کلی و نامفهوم است و اصلاً گویا نیست. کلی دوستان زحمت کشیدند، از سایت‏ها و خبرگزاری‏های مختلف پیگیری کردند که عکس‏هایی که می‏گذارید دسترس پذیر نیست و باید توضیح‏دار شوند اما هنوز اثر قابل انتظار را نگذاشته است. من خودم با یکی از این رسانه‏ها صحبت کردم، خیلی دوستان دیگر هم صحبت کردند که خواهشاً عکس می‏گذارید، فیلم می‏گذارید، یک توضیح هم پایین آن بنویسید و یا لیبلی هم بگذارید که برای یک فرد نابینا با آن نرم افزارهای مخصوص هم قابل استفاده باشد و بداند که این عکس یا فیلم چیست، و با عکس و فیلمی که نمی‏بیند، ارتباط برقرار کند.
فرض کنید در تیتر خبر آمده است «فیلم آخرین ملاقات ظریف»؛ وقتی وارد خبر نیز می‏شوید، به عنوان توضیح فیلم آمده است:«در این فیلم آخرین ملاقات ظریف را می‏بینید» و در هنگام پخش فیلم هم هیچ صدایی جزء فلش‏های مداوم دوربین‏های عکاسان و سایر صداهای محیطی وجود ندارد و قابل تشخیص نیست. در واقع، توضیح فیلم هم دقیقاً همان تیتر خبر است. این که نمی شود توضیح یا لیبل! خُب یک توضیحات بیشتری لازم است که ملاقات با چه کسی؟ کجا؟ و چه اتفاقی افتاده؟ تا فرد نابینا نیز با موضوع ارتباط برقرار کند ولی متأسفانه عموماً اطلاعات بیشتر، جامع و صحیحی داده نمی‏شود. در این زمینه نیاز به آگاهی بخشی و فرهنگ سازی جدی است و هم دولت و هم در رأس آن وزارت ارشاد و ان‏جی‏اوها و انجمن‏های مربوطه باید وارد کار شوند.
بحث دسترس پذیری خیلی بحث گسترده‏ و تخصصی است و زوایای مختلفی دارد و خود به تنهایی، یک یا چند نشست کامل را می‏طلبد. هم در کنوانسیون بین المللی حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت به آن توجه شده و هم در قانون جامع حمایت از حقوق معلولین و هم در تصویب نامه دولت مربوط به آن. به طور مخصوص باید به مبحث دسترس پذیری توجه شود. ما هیچ گزارشی در این زمینه نداریم. فعالیت‏ها هم خیلی سیاستی انجام نمی‏شود.
در اینجا از مبحث (نابینا و نابینایی در رسانه) که چهارمین بُعد مواجهه نابینا با رسانه بود که به علت کمبود وقت را رها می‏کنم و به جمع بندی نهایی مباحثم می‏پردازم.

-جمع بندی و تحلیل کلی
مشکل بنیادی در زمینه رسانه‏ها برای نابینایان، این است که ما نگاه سیاستی نداریم. نگاه سیاستی، اولین بُعدش جامعیت است. جامعه هدف باید کلاً دیده شود، نیازهایشان دیده شود، آمایش انجام شود، و براساس آن‏ها جواب داده شود. اکثراً ما یا اقدامی نمی‏بینیم و یا اقداماتی که می‏بینیم مقطعی است؛ و براساس نگاه یک یا چند شخص، بدونه هیچ پشتوانه علمی و دانش نظری در این زمینه. یک مدیری دلش می‏سوزد، یک کاری انجام می‏دهد، بدونه هیچ پشتوانه علمی و دانش نظری و…
در واقع، ما نیاز داریم براساس همین چرخه سیاستی که گفته شد و براساس همین مسئله شناسی که انجام شد و من نرسیدم کاملاً توضیح بدهم، اقدامات و فعالیت‏ها در این زمینه انجام شود. بنابراین، اگر صلاح دانستید ما جلسات دیگری هم در این حوزه داشته باشیم. وزارت ارشاد در سال‏های پیش این موضوع را چندین بار دیگر هم بررسی کرده ولی در یک نشست تمام شده؛ و طبعاً یک نشست جواب نمی‏دهد. اساس نشست‏ها برای این است که افراد بتوانند به یک نتیجه برسند و کارشناسان کاری انجام بدهند که به یک بُعد اجرایی برسد.
ما واقعا در بُعد فنی مشکل داریم، وزارت ارشاد باید ورود کند، هم برای ماشین چاپ؛ بهزیستی کمک کند برای اینکه چاپگرهای شخصی را بیشتر بین انجمن‏ها و مؤسسات بتوانیم تقسیم کنیم. آمایش وجود داشته باشد، و همه جا دسترس پذیر باشد، ما نشریات داخلی کوچک و تخصصی داشته باشیم، دانش کارشناسی در زمینه دسترس پذیری خیلی کم است.
من یک پیشنهاد هم دارم. آقای معینی اینجا هستند، به علت رشد و پیشرفت نابینایان در زمینه‏های مختلف انجمن‏ها یک کارهای جدیدی انجام بدهند. از جمله اینکه، در زمینه سیاست‏های دسترس پذیری، وزارت فناوری اطلاعات یک‏سری آیتم‏ها داده، برای سازمان‏ها هم فرستاده، اصولاً سازمان‏ها رعایت نکردند این نکته اول؛
بعد ما سیاست‏های جامع روشنی نداریم، از آن طرف هم اگر وجود داشته باشد، و یک سازمانی هم بخواهد این‏ سیاست‏ها به کاربندد و سایت و سایر بسترهای خود در فضای مجازی را دسترس پذیر کند، مراکزی که در این زمینه فعال هستند با یک هزینه‏های گزافی سایت‏ها را دسترس پذیر می‏کنند و همین امر باعث می‏شود که شاید خیلی سازمان‏ها تشویق نشوند که این کار را انجام بدهند.
از این‏رو، انجمن‏ها بیایند کمک کنند یک بخشی از مسئولیت‏های اجتماعی سازمان‏ها و نهادها را به این سمت سوق بدهند که هزینه‏هایی پرداخت شود برای اینکه دسترس پذیری همه سایت‏ها و حتی سایت آن مؤسسه‏ای که نمی‏خواهد خودش خیلی هزینه کند، نیز انجام شود.
خیلی مباحث و موارد دیگر در این زمینه وجود دارد که متأسفانه به دلیل اتمام وقت نمی‏توانم در خدمتتان باشم. هرچند بسیاری از مباحث نیز به صورتی گذرا اشاره شد. از اینکه اطاله‏ی کلام شد و وقتتان را گرفتم خیلی عذرخواهی می‏کنم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *