گفت‌وگو با مدیر انجمن فرهنگی ورزشی پارس

print

گفت‌وگو با محمد اسماعیل شیخ قرایی
مدیر انجمن فرهنگی، ورزشی و گردشگری معلولان پارس

دفتر فرهنگ معلولین

توضیح
امروز ۷ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸ در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، غرفه “انتشارات توانمندان” وابسته به دفتر فرهنگ معلولین، خدمت آقای محمد اسماعیل شیخ قرایی رسیدیم درباره زندگی‌نامه و خدمات ایشان به جامعه معلولین به ویژه در عرصه گردشگری ویژه معلولیت مصاحبه ای داشته باشیم.

* به عنوان اولین پرسش جناب شیخ قرایی ابتدا خود را معرفی فرمایید و مختصری از زندگی‌نامه خود بگویید؟
ـ اینجانب محمداسماعیل شیخ قرایی و هم اکنون مدیرعامل انجمن گردشگری معلولان پارس هستم. متولد اردیبهشت‌ماه ۱۳۴۲ در شهر تهران می‌باشم. در هفت ماهگی بر اثر فلج اطفال، دچار فلج اطفال شدم و پاهایم اختلال حرکتی پیدا کرد. اما به همت خانواده و تلاش‌های خودم به تحصیل روی آوردم و پس از گرفتن دیپلم به دانشگاه رفتم و در رشته مردم‌شناسی کارشناسی ارشد گرفتم. سپس استخدام شرکت هواپیمایی ایران (هما) شدم. پس از یک دوره تلاش، در سال ۱۳۸۹ بازنشسته شدم.
این مختصری از زندگی‌نامه اینجانب بود و اگر پرسش دیگری باشد در خدمت هستم.

* از چه سالی وارد عرصه فعالیت برای معلولین شدید و چرا؟
ـ پس از بازنشسته شدن، با خود فکر کردم سی سال در زمینه حمل و نقل مسافر و مسافرت و تردد استان‌ها و گردشگری تجربه دارم و وقت آن رسیده بقیه عمر را برای معلولین بگذارم. از این‌رو مطالعاتی درباره گردشگری معلولین را شروع کردم و متوجه شدم در این زمینه اتفاقاً کاری نشده و ضرورت دارد افراد با تجربه پا در این عرصه بکر بگذارند. به هر حال در سال ۱۳۹۰ برای یک NGO گردشگری برای معلولین مجوز گرفتم و کار را شروع کردیم.
اما ضرورت گردشگری معلولان و سالمندان، از چند زاویه: بحث توانمندسازی معلولان و سالمندان و همچنین توانبخشی فرد و جامعه از طریق گردشگری است.

* آیا غیر از شما کسی دیگر یا تشکل دیگر هست که در زمینه گردشگری معلولین فعال باشد؟
ـ بله یک یا دو انجمن دیگر هم در زمینه گردشگری فعالیت دارند. انجمن گردشگری معلولین پارس به صورت تخصصی در این زمینه فعالیت می‌کند و البته به صورت غیر حرفه‌ای از قدیم برخی تشکل‌ها یا افراد معلولان را به سفرهای طبیعت یا مذهبی می‌برده‌اند.

* آیا آمار مشخصی هست که معلولین گردشگر هر سال در ایران چند نفرند و چند سفر اتفاق می‌افتد؟
ـ نه متأسفانه آمار دقیقی نداریم. ولی بر اساس قرائن می‌توان تخمین زد بالای چند میلیارد تومان است.

* به نظر می‌رسد اگر این مبلغ صحیح برنامه‌ریزی شود و درست هزینه گردد، تأثیر اساسی دارد؟
ـ همین‌طور است؛ نیاز به کارهای زیربنایی هست. آموزش بسیار مؤثر است، توجیه و راهنمایی مدیران تشکل‌ها اهمیت دارد. همچنین فرهنگ‌سازی مهم است.

* انگیزه شما برای ورود به بحث گردشگری چه بوده؟ یعنی شما چه خلأ و مشکلی در جامعه هدف می‌دیدید که وارد این مقوله شدید؟
– از آنجا که من کارکرد شغلیم در اداره هواپیمایی جمهوری اسلامی هما بود، و بعد از سی سال حلقه مفقوده گردشگری مخصوص معلولان را در این دیدم که، نسبت به این مقوله خیلی بی اهمیت با آن برخورد شده و گردشگری معلولان مغفول مانده. چرا؟ برای اینکه قوانین بین المللی و قوانینی که در ارتباط با این بخش گردشگری برقرار بود، تامین کننده نیازهای ما در ایران نبود، به دلیل عدم رعایت آن. لذا من مصمم شدم بعد از بازنشستگی انجمنی را تأسیس کنم که بتواند که تطبیق بدهد قوانین بین‌المللی را با عملکرد معلولان در ایران.

* یعنی مشخصاً از چه سالی شروع کردید؟
– من مرداد سال ۱۳۸۹ بازنشست شدم، و اسفند سال ۱۳۹۰ اولین استارت را برای تأسیس انجمن ما زدیم.

* درمورد همکارانتان هم توضیح بدهید که چه کسانی هستند.
– انجمن ما بصورت هیأت امنایی برقرار می‌شود، افراد مجرب و فرهیخته‌ای که در زمینه گردشگری معلولیت تجربه دارند در کنار هم این انجمن را اداره می‌کنیم.

* مجوز هم گرفته‌اید؟
– بله، مجوزمان در سطح ملی است، و نوزده تا هیأت امنا داریم که همه افراد تحصیل کرده و دارای ایده مناسب هستند. هم از افراد دارای معلولیت و هم از افراد غیر معلول ما در هیأت‌امنایمان داریم، و کلاً کارکردمان در سه بُعد ورزشی، فرهنگی، و گردشگری است، بطور تخصصی در این امور فعالیت می‌کنیم.

* منابع بودجه‌تان را هم بفرمایید.
– خب طبیعتاً بودجه ان‌جی‌اُیی است. یعنی یک فعال مدنی بودجه‌اش بر اساس کمک‌های خیرین است، و در بعضی موارد هم اگر بهزیستی یا شهرداری مساعدتی داشته باشد. البته کمک بودجه‌ای نه، ولی ممکن است تسهیلات برای ما قائل بشوند بابت یک سری از موارد.

* در مورد اصطلاح پاراتوریسم و پاراتور توضیح دهید.
– این اصطلاح را اولین بار انجمن ما ایجاد کرد و البته به کمک استادان ادبیات فارسی بیشتر ناظر به پارالمپیک است و از آنها اقتباس کرده‌ایم و در کل پاراتوریسم و پاراتور یعنی گردشگری مرتبط با معلولان.

* در سازمان همکاری منطقه‌ای اکو، جزء اهدافشان این است که شهروندهای این ده کشور باهم مرتبط بشوند و بیایند و بروند. من چند وقت پیش زنگ می‌زدم به معاونش، به او گفتم که آیا تا حالا معلولینی داشته‌اید که بیایند، یا معلولینی را ببرید کشورهای دیگر، از این ده کشور؟ گفت «نه، اصلاً، معلولین در حیطه کار ما نیست.» اکو تنها سازمانی است که در این حوزه باید فعال باشد. خب شما با آنها صحبت کرده‌اید؟
– متأسفانه نه. شاید من هم بعنوان یک انجمن دیر دارم اقدام می‌کنم. ولی استارتش را داریم می‌زنیم که از امسال امور بین‌المللی ما هم شروع به فعالیت کند. خب مستحضر هستید که زیرساخت‌های ایران باید فراهم باشد که بتوانیم ادعا داشته باشیم، و از خارج هم کسی می‌آید ما می‌توانیم هندل کنیم. الحمدالله در سال پیش یعنی سال ۱۳۹۷ با توجه به هماهنگی‌ها و تدریس‌هایی که در استان‌های مختلف داریم انجام می‌دهیم، داریم آگاهی رسانی نسبت به بخش گردشگری را عمومیش می‌کنیم و در سطح ملی برقرار می‌کنیم، و نسبتاً پذیرشمان بهتر شده. انشاالله امسال با توفیقاتی که حاصل بشود ما بتوانیم در بحث‌های اکو هم فعالیت بکنیم.

* راجع‌به فرهنگ سازی، که این فرهنگ گردشگری بصورت یک فرهنگ و آداب و رسوم در معلولین جا بیفتد. من یک تحقیقی خودم کردم، و دیدم که در سال یک چیزی حدود ده میلیارد تومان بودجه‌ای است که صرف تردد و سفرهای معلولیتی می‌شود. اکثر اینها سفرهای مذهبی هستند. این یک بررسی است که من خودم کردم، شاید من اشتباه می‌کنم. من چند تا این سفرها را بعنوان ناشناس رفتم دنبال تورهای معلولین که مثلاً می‌رفتند مشهد، دیدم اینها هیچ خاصیتی برای اینها ندارد. نه سوادشان را زیاد می‌کند، نه مسائل اخلاقی و تربیتی دارند در این سفر، نه مربی‌های خبره‌ای دنبال اینها هستند، نه برنامه‌های خاصی دارند. آنوقت این ده میلیارد تومان چون یک برنامه‌ای از طرف شماها نیست، و حساب شده مصرف نمی‌شود، این روز به روز دارد هدر می‌رود. و اکثر اینها که می‌روند مشهد یا می‌آیند قم، من می‌پرسم، می‌گویند مثلاً ما بار بیستم سی‌ام است داریم می‌رویم. خب به نظر شما این چجوری است؟
– ببینید، ما سفرهای گردشگری را برای تفرج نمی‌بریم. بر مبنای توانمندسازی فرد معلول می‌بریم. خب لازمه توانمندسازی آموزش است. یعنی توانمندسازی بدون آموزش اصلاً مقدور نیست. خب ما چکار می‌کنیم؟ ما اولویت‌هایمان را می‌گذاریم ابتدا بر خودباوری یک فرد در حین سفر. سفر دارای چالش‌های بسیاری است. یک فرد معلول وقتی بر چالش‌هایش فایق بیاید، در اصل به یک توانمندی می‌رسد و به خودباوری می‌رسد. ما در طول سفر، جدا از بحث‌های گردشگری که شناخت آثار و ابنیه‌هاست، آموزش‌های خانوادگی، پذیرش معلولیت توسط خانواده‌ها، ارتباط فرد با جامعه، ارتباط فرد با خانواده را هم تدریس می‌کنیم. بازی‌های قومی محلی را انجام می‌دهیم، کارهای فولکوریک محلی را ترویج می‌دهیم، و قطعاً کسی که با ما به سفر می‌آید یک لحظه وقتش به بطالت نمی‌گذرد. انواع و اقسام موسیقی را هم که می‌گذاریم، موسیقی‌هایی را می‌گذاریم که در ارتباط با احیای قومیت کشورمان باشد. اینها نکاتی است که ما رعایت می‌کنیم. در بعضی موارد حتی بحث‌های پزشکی را هم مطرح می‌کنیم، که هرکس بیاید تجربه خودش را نسبت به اینکه چطور با معلولیت خودش کنار آمده را برای سایرین بازگو می‌کند.

* این افرادی که معلولین را به سفر می‌برند یک ان‌جی‌اُهای خاصی هستند یا افراد خاصی هستند. یک دید بدبینانه بعضی دارند، که اینها بعضی هایشان می‌روند از خیّر پول می‌گیرند، یک درصدی خودشان برمی‌دارند، بقیه را هم هزینه می‌کنند معلولین را می‌برند. حالا مهم این است که آیا شما همتی داشته‌اید که اینها را آموزش بدهید؟
– ببینید، ما دو سه سالی است در کار بحث آموزش هستیم. خب اولویت آموزشمان را الآن برای راهنمایان گردشگری یا همان لیدرتورها قائل شده‌ایم که نحوه برخوردها را آشنا بشوند. در کنار آن کارشناس‌های بخش توانبخشی سازمان بهزیستی را داریم آموزش می‌دهیم. حتماً سیر بعدیمان آموزش افراد خیّر است که آشنا بشوند که در بخش گردشگری ترحم را بگذارند کنار، و با نگاه توانمندسازی فرد معلول حرکت کنند. طبیعتاً جزء پروسه‌های برنامه‌هایمان هست، ولی خب شما مستحضر هستید که بخش آموزش هزینه دارد، و ما باید شمرده شده برخورد کنیم که آموزشمان هدر نرود و خروجی خوبی از آن استخراج بشود.

* در زمینه شناسایی ان‌جی‌اُهای خارجی «که در زمینه گردشگری معلولین فعال باشند»، اقداماتی انجام داده‌اید؟
– از نیمه دوم سال ۱۳۹۷ این اقدام را انجام داده‌ایم. اما خب خیلی باید تحقیق و تفحص بیشتری انجام بدهیم که انجمن‌های {مشاور} را انجام بدهیم. در کنار آن حتماً باید بتوانیم زیرساخت‌های شهرهایمان را هم تعیین کنیم، که اگر احیاناً درخواستی از کشور ثالثی به ما رسید و گفت آیا توانایی‌اش را دارید، ما بگوییم که بله، فعلاً در استان گلستان این زیرساخت مهیاست، در فارس و مشهد مهیاست. انشاالله بتوانیم یک چند تا استان دیگر را آماده کنیم، سعی می‌کنیم که گستردگی کارمان را بیشتر انجام بدهیم.

* مثلاً در استان گلستان یا فارس چه چیزی مهیا شده؟
– اتوبوس‌های حمل معلولان آنجا فراهم شده، رمپ‌های مخصوص دارند، اماکن شناسایی شده‌اند. یکی دو تا از هتل‌ها تعهد داده‌اند به سازمان بهزیستی «با واسطه‌ای که ما برایشان قائل شده‌ایم» اینکه بیایند یکی دو تا اتاق مخصوص افراد سالمند و معلول را تجهیز کنند. یعنی سیستم سرویس بهداشتیشان را مجهز کنند به تجهیزات معلولان، اتاق‌هایشان را هم همینطور. و لوازمات پرتابل مثل رمپ و غیره را آماده کردیم، و نمایندگی ما در استان گلستان این آمادگی را دارد که عزیزان معلول و سالمند را پذیرایی کند و به گردش ببرد.

* با تشکر از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *