جامعه معلولین خراسان رضوی، گفت‌وگو با محمد ایمانی راد

print

جامعه معلولین خراسان رضوی
گفت‌وگو با محمد ایمانی‌راد

دفتر فرهنگ معلولین

توضیح
شهریور ۱۳۹۷ به مشهد مقدس رفتیم تا علاوه بر زیارت امام هشتم علیه السلام، بعضی از مراکز معلولیتی را هم بازدید کنیم. از این‌رو در ۱۸ شهریور ۹۷ به سراغ جامعه معلولین خراسان رضوی رفتیم. پس از بازدید از پروژه‌ها و کارهای این مؤسسه با مدیرعامل آن آقای محمد ایمانی‌راد هم گفت‌وگویی داشتیم. در این‌ گفت‌‌وگو محمد نوری و علی نوری از طرف دفتر فرهنگ معلولین و به عنوان پرسشگر و آقای محمد ایمانی‌راد به عنوان مصاحبه شونده حضور داشت.

* درباره تاریخ تأسیس جامعه معلولین خراسان و بنیان‌گذاران آن توضیح دهید؟
ـ این تشکیلات در سال ۱۳۵۸ و بعد از تأسیس جامعه معلولین ایران که در تهران تأسیس شد، در مشهد توسط چند تن از معلولان فرهیخته راه‌اندازی شد. از این‌رو چهار دهه یا چهل سال سابقه دارد و از قدیمی‌ترین تشکل‌های این استان است. در بنیان‌گذاری آن این دوستان حضور و مشارکت داشتند:
محمد ایمانی‌راد: بنیان‌گذار، دوستان قدیمی‌ای که حضور داشتند، آقای تکلو بودند، آقای پورچنانی بودند، خیلی از این دوستان متأسفانه مرحوم شده‌اند و واقعاً دوستانی بودند که زحمت کشیدند و اینجا را راه اندازی کردند. البته این فضا و این مکان و اینها را به تدریج به دست آورده‌اند. یکی از اعضای قدیمی جامعه که صحبت می‌کردند می‌گفتند که کل دفتر جامعه یک کیف سامسونت بود که ما پشت موتور این‌ور آن‌ور می‌رفتیم و معلولین را عضو می‌کردیم.

* خط‌مشی جامعه و قلمرو فعالیت‌های آن چیست؟
ـ مثل احزاب، خط‌مشی مکتوب و دیکته شده نداشتیم و در یک جمله، وظیفه این جامعه خدمت برای اصلاح امور معیشتی، فرهنگی و اجتماعی معلولان در سطح استان بوده است. اما اگر کارنامه جامعه را طی چهل سال نگاه کنیم، بیشتر حجم کارهایی که انجام یافته خدماتی و آموزشی و در مرحله بعد هنری بوده است.
تقریباً یک سال پس از پیروزی انقلاب جامعه تشکیل شد و چند ماه بعد جنگ شروع شد. این جامعه هم مثل همه مردم احساس مسئولیت می‌کرد که حداقل برای معلولان کارهایی انجام دهد. از این‌رو یک مکانی را اجاره کردند و شروع به نامه نگاری با نهادهای مختلف و گرفتن امکانات برای معلولین شد. زمان جنگ لوازم منزل، بنزین و حتی لاستیک خودرو. در آن زمان، سهمیه‌ای بود و معلولین چون مشکل تردد داشتند نمی‌توانستند به ادارات مختلف بروند و کالاهای مورد نیاز خود را دریافت کنند. بنابراین این کالاها را دریافت و به معلولان می‌رساندیم. پس از مدتی، شرکت تعاونی مصرف برای معلولین تأسیس شد که بخش مهم از نیازهای بچه‌ها را از طریق آن تعاونی برطرف می‌کردند.
به تدریج جامعه فعالیتش گسترده‌تر شد و توانستند از آستان قدس زمینی بگیرند و در آن زمین قرار شد که یک مجتمع بزرگ ساخته بشود. شهردار وقت آن موقع آقای صابری‌فر بود و آدم دلسوزی بود و به معلولین علاقه داشت. قول‌هایی در مورد پروانه و مصالح داد. ولی بعد از آن وقایعی که در مشهد رخ داد و شهردار را برکنار کردند کلاً قضیه منتفی شد. قضیه ساخت آن مجتمعی که حالا خیلی هم خوب می‌شد اگر امکان ساختش ایجاد می‌شد. مکان جامعه اجاره‌ای بود و ترجیح دادند آن زمین را با اجازه آستان قدس رضوی بفروشند و یک مکانی را که حداقل یک سرپناه و جایگاهی داشته باشند و مجبور به جابجایی پیاپی نشوند خریداری بکنند و با فروش آن زمین این مکانی را که در آن حضور داریم را خریداری کردند.
از زمانی که اینجا را دارند یک سری کلاس‌های آموزشی را برگزار ‌کرده‌اند. کلاس‌های تئاتر، کلاس‌های موسیقی و یک سری همایش مثل همایش روز جهانی معلولین برگزار می‌کنیم، اعیاد را مثلاً خیلی مواقع جشن می‌گیرند. چون در این مکان نمی‌توان این کارها را انجام داد، سعی می‌کنیم از شهرداری و آموزش و پرورش برای در اختیار گذاشتن سالنشان کمک بگیریم. مثلاً جشن عید غدیر اخیر را در سالن شهرداری برگزار کردیم.
و در حال حاضر، خدمات دیگر هم داریم. بیش از صد پزشک با ما قرارداد دارند. پزشک‌هایی که اسامی‌شان هست، ما رفته‌ایم با آنها صحبت کرده‌ایم، آزمایشگاه هست، رادیولوژی هست، سونوگرافی هست، پزشک‌های متخصص هم هستند، دندان‌پزشک هم هست که با معرفی‌نامه‌ای که بچه‌ها از ما می‌گیرند دیگر از اینها هزینه ویزیت دریافت نمی‌شود، هزینه آزمایشگاه دریافت نمی‌شود.
علاوه بر اینها برخی از مؤسسات حقوقی مثل وکلا یا خود مؤسسه حقوقی. که مشاوره حقوقی را به بچه‌های ما رایگان ارائه می‌دهند. در بحث حق‌الوکاله و اینها هم یک مقداری برای بچه‌ها تخفیف قائل می‌شوند.

* آیا با شهرداری و مناسب‌سازی هم همکاری دارید؟
خود جامعه معلولین به‌عنوان عضو اصلی ستاد مناسب‌سازی استان در حقیقت با تفاهم‌نامه‌ای که با بهزیستی داریم، کلیه امور ستاد مناسب‌سازی استان را هم جامعه معلولین به عهده دارد. در همین راستا خود من امروز ظهر با فرماندهی نیروی انتظامی استان جلسه داشتیم که جلسه مفصلی هم بود. از این قبیل جلسات در حضور استاندار فرماندار و شهردار برگزار می‌کنیم. در مناسب‌سازی ساختمان‌های ادارات دولتی طبق بررسی‌هایی که خود ستاد مناسب‌سازی کشور انجام داده خراسان رضوی رتبه اول را دارد. چون خود ما هم مطالبه گری سفت و سختی داریم و هم اینکه خوشبختانه هم شهرداری و هم استانداری پیگیر مطالبات ما هستند. یعنی مثلاً ما اگر اعتراضی داریم به حرکتی، فرماندار یا استاندار در آن زمینه نامه نگاری‌هایی می‌کنند. مثلاً ما اگر بگوییم فلان اداره با ما همکاری نکرده، سریعاً معاون عمرانی استاندار نامه می‌نویسد که در زمینه مناسب‌سازی شما همکاری نکرده‌اید. یعنی همیشه پیگیر این موضوع از یک مقام بالادست همیشه این فشار را به آنها می‌آورند که همکاری داشته باشند. برای همین است که در سطح کشور هم استان خراسان رضوی طبق آماری که خود وزارت کشور منتشر کرده از نظر مناسب‌سازی اماکن دولتی رتبه اول را دارد.
بنابراین پیگیر این مطالبات بچه‌ها همه جا هستیم. خود من بارها به شورای شهر مراجعه کرده‌ام و چندین بار سخنرانی کرده‌ام و خوشبختانه باعث شد که شهردار مشهد در این دوره اولین شهرداری باشد که یک مشاوره ویژه معلولین را داشته باشد. یعنی اینکه به هرحال یک جایگاه جدیدی در شهرداری ایجاد شد تحت عنوان مشاور امور معلولین که شهردار مشهد یکی از اعضای ما که قبلاً نائب رئیس جامعه معلولین هم بودند را به‌عنوان مشاور خودشان در امور معلولین برگزیدند و خیلی از فعالیت‌های ایشان برمی‌گردد به اینکه هرچه که ما می‌گوییم. یعنی یک اتاق فکری داریم ما با ایشان که تغذیه معنوی و فکری به ایشان می‌دهیم و ایشان خودشان هم پیگیر خیلی از مسائل هستند. در مناطق مختلف جلسات مختلفی با شهردارها برگزار می‌کنیم در خصوص مناسب‌سازی محیط همان منطقه که معمولاً هم شهردارها و هم معاونین خود شهردار استقبال می‌کنند از کارهایی که ما انجام می‌دهیم.

* ساختار و روشی که در خراسان رضوی اجرا شده حتی در تهران هم اجرا نشده و روش کارآمدی است و به همین دلیل در سطح کشور، معلولان این استان رتبه اول را در مناسب‌سازی دریافت کردند. این شیوه کار را توضیح بدهید؟
ـ جامعه معلولین در بحث مناسب‌سازی مشاور بهزیستی و شهرداری است. اما مشاوری هستیم که لازم است شهرداری مرکز استان و شهرداری مناطق نظریه کارشناسان ما را قبول کنند و اجرا کنند. از طرف دیگر ما مطالبات معلولین را مطرح می‌کنیم و چون با انبوه معلولین در سراسر استان در ارتباط هستیم، از این‌رو مشکلات را به خوبی می‌دانیم.
از طرف دیگر با شهرداری و بهزیستی قرارداد داریم که یک بخشی از هزینه‌هایی که قرار است انجام بشود، با مبلغی بالای پنجاه میلیون تومان برای دوره یک ساله‌ای که قرار است ما با آنها همکاری داشته باشیم. ما می‌خواهیم که در بستر کار حضور داشته باشیم. یعنی اینکه به هرحال از ما نظرخواهی بشود در کارهایی که دارد انجام می‌شود و ما نظارت داشته باشیم. ولی جامعه فقط مشاور و ناظر است ولی عامل نیست که مثلاً کارها گردن ما باشد و اگر هم خراب شد گردن ما بیفتد، یک چنین چیزی نیست. ما بیشتر مدیریت جلسات را بر عهده داریم. یعنی اینکه مثلاً امروز که ما با نیروی انتظامی جلسه داشتیم، خط‌مشی‌ها و آنچه که باید مطرح بشود را خود من برایشان تلگرام کردم و امروز خود من پاورپوینتی که آماده کرده بودم را آنجا ارائه دادم. اما اینکه حالا مثلاً پیگیری مصوباتی که امروز داشتیم و اگر انجام نشد چرا انجام نشد، اینها را دبیرخانه خود بهزیستی انجام می‌دهد. ما فقط خط‌مشی‌ها را به آنها می‌دهیم، اتاق فکر را ما به آنها می‌دهیم. و اگر قرار باشد چیز جدیدی ارائه بشود، مثل یک سری کارهایی که داریم انجام می‌دهیم، یک سری جشنواره‌هایی که در این زمینه هست داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم، اینها را ما به آنها ارائه می‌دهیم. اما اینکه اجرای کارها دست ما باشد، یک چنین چیزی نیست.

* شما راهنما و مشاور و ناظر و به عنوان عقل پروژه و فکر دهنده به پروژه حضور دارید اما چنین چیزی در دیگر شهرها حداقل من ندیده‌ام. یعنی شما توانسته‌اید در حالی که معلولیت دارید چنین شأنی را برای خودتان اثبات کنید و طرف مقابل هم چنین مقامی را برای شما بپذیرد.
اما در شهرهای دیگر به معلولین بهای لازم را نمی‌دهد و حتی به تشکل‌های معلولیتی بها نمی‌دهند، با اینکه می‌دانند فلان تشکل از نظر فکری قوی است، اما به جای استفاده از آن، به تحقیر آن می‌پردازند. شما چگونه به این وضعیت رسیدید؟
ـ اولاً خود جامعه سعی کرد خودش را نشان بدهد، توانمندی‌های خود را نشان بدهد، جدیت و پشتکار خودش را نشان بدهد. در طرف مقابل هم یعنی ارادت در استان و در شهر مقدس به این درک و به این ضرورت رسیده بودند که اگر از ما استفاده کنند به نفع خودشان است و موجب پیشرفت کارها در استان است. بله در برخی شهرها فساد اداری مانع از ورود نیروهای کاری و خلاق و فعال است و نمی‌گذارند معلولان نخبه کاری را به دست بگیرند.

* حالا شما می‌فرمایید استان خراسان رضوی در مناسب‌سازی ادارات دولتی رتبه اول را در کشور کسب کرده، این را به‌صورت یک مستند ارائه کرده‌اید که بقیه شهرها از شما الگو بگیرند؟
ـ ببینید، خود ستاد مناسب‌سازی استان زیرمجموعه ستاد مناسب‌سازی کشور است. ساختارش این‌طوری است که خود وزیر کشور رئیسش است و دبیرش هم رئیس سازمان بهزیستی کشور است. اینها به همه استان‌های کشور به آن ستاد مناسب‌سازی استان‌ها این آمار را ارائه می‌دهند. یعنی مثلاً می‌گویند استان لرستان، شما با کسب ۹۵ نمره ششم شده‌اید. آن آماری که به آنها می‌دهند معلوم است که خراسان رضوی اول است. ستاد مناسب‌سازی کشور این آمار را به همه ستادها می‌دهد. چون خیلی از اینها باید رتبه‌شان را بدانند و بدانند کجا چقدر ارتقا پیدا کرده‌اند.

* منظور این است که مثلاً شما پنجاه تا کاری که انجام داده‌اید در یک جزوه یا کتاب معرفی بشود که استان قم هم بداند که اگر از این مسیر برود به همین‌جا می‌رسد.
ـ ما سالیانه یک گزارش منتشر می‌کنیم. از مصوباتی که گذرانده‌ایم. مثلاً ما در سال گذشته در سطح استان خراسان ۶۴۸ مصوبه گذرانده‌ایم. از این ۶۴۸ مصوبه پانصد و خورده‌ای از آن عملیاتی شده و به اتمام رسیده. این تعداد در دست بررسی است، این تعداد هم اصلاً هیچ کاری برایش انجام نشده. این گزارش این‌چنینی را داریم که همین گزارش را ما به ستاد کشوری ارسال می‌کنیم. حالا اگر استان قم این را خواست، می‌توانند بگویند آقا مشهد این تعداد کار را انجام داده، این تعداد مصوبه گذرانده، این متراژ مربع فضای شهریش را مناسب‌سازی کرده. بررسی اینها با ماست.

* گویا امسال شما پروژه شهید رجایی را در خراسان رضوی انجام دادید و حاصل اجرایی آن بودید.
ـ امسال جشنواره شهید رجایی را جامعه معلولین انجام داد. جشنواره شهید رجایی یک جشنواره‌ای است که ادارات دولتی مورد بررسی قرار می‌گیرند، یکی از آیتم‌ها بحث مناسب‌سازی برای افراد دارای معلولیت است. قبلاً این‌طوری بود که کارشناس بهزیستی یک برگه دستش می‌گرفت، یا اصلاً نمی‌رفت و همان برگه‌ای که اداره صنعت معدن تجارت فرستاده بود را تأیید می‌کرد که اینها همه چیزشان درست است. بعد که من مراجعه می‌کردم می‌دیدم نه اصلاً درست نیست، ولی این اداره امتیاز کامل را در جشنواره شهید رجایی گرفته بود.
این کار را امسال خود جامعه معلولین انجام داد. خود من با یکی دیگر از دوستان و چند نفر از کارشناسان که خودشان معلولیت داشتند و درک می‌کردند این قضیه را، خود ما با همان چک‌لیست‌ها مراجعه کردیم به ادارات مختلف و آنها را چک کردیم و به خیلی‌هایشان که قبلاً نمره گرفته بودند امسال نمره ندادیم و این باعث شد که مثلاً وزارت صنعت و معدن دو هفته بعد از اینکه ما به آنها نمره ندادیم به من زنگ زد که آقا من دارم رمپم را تغییر می‌دهم، بیایید ببینید اگر درست است که من سال بعد نمره‌اش را بگیرم. بعد سرویس بهداشتی‌اش را هم تأیید نکرده بودم. بعد دیدم که هم رمپش را استاندارد کرده بود و هم سرویس بهداشتیش را همان‌طور که مدنظر ما بود اصلاح کرده بود.

* تعداد اعضاء جامعه چقدر است؟
ـ ما نزدیک به چهار هزار نفر عضو داریم.

* آمار کل استان را دارید که چقدر معلول دارید؟
ـ ببینید، ابتدای تأسیس جامعه معلولین در سال ۱۳۵۸ ما شامل همه معلولین می‌شدیم. یعنی ما هم عضو نابینا داشتیم هم ناشنوا هم جسمی حرکتی. به تدریج بعد که در سال ۱۳۷۰ یا ۱۳۷۱ که جامعه نابینایان تأسیس شد و نابینایان از ما منشعب شدند. بعد از اینکه کانون ناشنوایان تأسیس شد ناشنوایان هم همین‌طور منشعب شدند. ولی به غیر از آنها ما حدود چهار هزار نفر عضو داریم که حداقل تعداد هزار و پانصد نفرشان در طول سال به‌عنوان عضو فعال هستند. عضو فعال یعنی اینکه می‌آیند اینجا کارتشان را تمدید می‌کنند و ارتباط دارند.
ما سالیانه دو یا سه بار با همکاری آستان قدس توزیع غذای حضرت داریم. در آن تایم‌ها اکثر این دوستان مراجعه می‌کنند و با ارائه کارت عضویتشان به آنها کارت ژتون غذای حضرت می‌دهیم.

* شما فرمودید تئاتر و موسیقی هم دارید. گروه تئاتر ویژه دارید؟
ـ ببینید، گروه تئاتر ما که روزهای زوج، روز تمرینشان است، این گروه هم شامل افراد معلول است و هم افراد سالم. یعنی نیامده‌ایم جداسازی بکنیم. این جداسازی را خود من هیچ وقت قبول نداشته‌ام و من معتقدم که اگر بچه‌ها بتوانند خودشان توانمندی‌هایشان را کسب کنند که بعضی از بچه‌های ما الآن
دارند با گروه حرفه‌ای تئاتر در شهر مشهد کار می‌کنند. مثلاً یکی از این بچه‌ها که قد کوتاهی دارد و جزو بچه‌های ماست و از نظر جسمی هم دچار معلولیت‌هایی هم هست، یک بازیگر تئاتر کاملاً حرفه‌ای شده و کارش را کاملاً به‌صورت حرفه‌ای دنبال می‌کند.
ولی این تئاتری که ما الآن خودمان پیگیرش هستیم و مراحل طراحی لباس و صحنه‌اش هم جدیداً تمام شده، این تئاتر مربی‌اش یکی از قدیمی‌های شهر مشهد است، آقای حمید قلعه‌ای. در گروه تئاترمان یک تعدادی از بازیگران سالم هم داریم، بچه‌های معلول هم هستند.

* اسم گروه تئاترتان همین جامعه معلولین است؟
ـ جامعه معلولین، خود بچه‌ها هم اسم “مهر پویا” هم روی آن گذاشته‌اند. اصلش جامعه معلولین مشهد است. الآن یک کار خیلی فوق‌العاده دارند انجام می‌دهند با الهام از شاهنامه فردوسی و داستان زال و آن را یک قرینه‌ای برایش در زمان حال پیدا کرده‌اند و کار خیلی خوبی است.

* آیا کارشان فیلم‌برداری می‌شود و آیا فیلم از کارهای قبلی آنها هست؟
ـ متأسفانه فیلم‌برداری نشده چون هزینه فیلم‌برداری زیاد است.

* مدیریتش بر عهده آقای قلعه‌ای است؟
ـ حمید قلعه‌ای. نویسنده و کارگردان این مجموعه است که فعلاً بر اساس داستان شاهنامه کار می‌کنند. زال بر اساس گزارش فردوسی در شاهنامه، پدر رستم و پسر سام است. زال در هنگام تولد سپید موی بود و سام داشتن چنین فرزندی را ننگ می‌شمرد و فرمان داد زال را در ستیغ البرز نزدیک آشیانه سیمرغ نهادند. سیمرغ زال را نزد بچه‌های خود برد و به خوبی پرورش داد و بزرگ کرد. سرانجام سام هوای بُردن فرزندش به سرش زد ولی زال میل رفتن نداشت. سیمرغ دل او را به بازگشت به زابلستان خشنود کرد و پری از خود به او داد تا هنگام سختی‌ها به دادش رسد. منوچهر، سام و زال را خواند و آنها را خلعت داد. سام پادشاهی سیستان و پیرامون را یافت. زال در سفر به کابل به رودابه دختر مهراب شاه کابل دل باخت و او را به همسری برگزید. و از این پیوند رستم زاده شد. زال از نوجوانی تا پایان عمر همواره دلاوری برجسته بود.
اما در این تئاتر، داستان را با محتوای امروزی مطرح کرده و روی پرده می‌برند. داستان مردی است که فرزندی معلول به دنیا می‌آورد، فرزندش را حرم امام رضا علیه السلام می‌برند و آنجا رها می‌کنند. بعد از چندین سال به هنگام صحافی کتاب فردوسی، مشکلاتی برایش پیش می‌آید و بالاخره نزد پزشکی می‌رود که در حقیقت همان فرزندش است که قبلاً او را در حرم رها کرده بود.
بالاخره داستان زال شاهنامه را با محتوای امروزی مطرح و با هنرهای مختلف آن را اجرا کرده است.

* ارتباط این گروه تئاتر با گروه‌های دیگر مشهد مثل باران چطوری است؟ بعد این چند گروه تئاتر که وجود دارد را مفید می‌دانید؟
ـ بعضی از بچه‌های ما قبلاً در باران هم بازی می‌کردند ولی به هر حال یک شرایطی بود که خیلی از آن فضایی که بخواهیم متکی به خیرین باشیم خوششان نیامد. ما اینجا هیچ خیّری نداریم. یعنی با هیچ خیّری کار نمی‌کنیم و هیچ وقت بچه‌ها را بابت اینکه پولی از کسی بگیریم، وارد تئاتر نمی‌کنیم. ما الآن بابت همین تئاتر از درآمدهای خود جامعه و یک بخشی از آن هم با قراردادی که با شهرداری بسته‌ایم درآمد کسب کرده‌ایم.

* اگر خیّر بیاید بدهد چطور، قبول نمی‌کنید؟
ـ ما خودمان پیگیرش نمی‌شویم. ولی اگر کسی بدهد، قبول می‌کنیم. ما خودمان هیچ‌وقت این کار را نمی‌کنیم. یعنی خود من اعتقاد دارم که اگر یک تابلویی بچه‌های ما می‌کشند و پنج هزار تومان ارزش دارد، اگر این را پنج هزار تومان بفروشد بهتر از این است که به او صد هزار تومان بدهند. چون نود‌و‌پنج هزار تومان در آن ترحم است و پنج هزار تومان ارزش واقعی تابلو است.
چند وقت پیش خانم شیدا شکرعلی که با پا نقاشی می‌کشد یک نمایشگاه نقاشی گذاشته بود. ایشان نقاشی‌هایش را می‌فروشد، ولی هیچ‌وقت حاضر نیست رویش حراج بگذارند. ولی این کار را بعضی‌ها می‌کنند و مثلاً تابلویی را به قیمت هشتاد میلیون تومان می‌فروشند، درحالی که ارزش آن تابلو بسیار کمتر از آن قیمت است.

* این کار اشکالش چیست؟ در همه دنیا این کار را انجام می‌دهند.
ـ در همه دنیا این کار هست، ولی باید قبول کنیم که یک بخشی از آن ترحم است.

* حالا ترحم بالاخره، مثلاً در لندن معلولین می‌آیند سالانه این کارهایی که کرده‌اند را می‌گذارند طبق قانون مزایده. بالاخره یک معلول با فروش یک تابلو زندگیش تا آخر عمر تأمین می‌شود. این خیلی مهم است اگر در ایران هم این کار انجام بشود.
ـ بله، در ایران اگر چنین فضایی وجود داشته باشد، اگر احترامی به معلولین وجود داشته باشد. در انگلیس واقعاً به معلولین احترام می‌گذارند، احترام واقعی می‌گذارند، معلول را به چشم یک گدا نمی‌بینند. متأسفانه خیلی از مواردی که باعث شده بچه‌ها از این صنف کارها بدشان بیاید این است که نگاه تحقیرآمیزی است که به این قضیه وجود دارد.

* اینها را باید خود ان‌جی‌اُها و دولت قانونش را درست بکند. ما متأسفانه در ایران در هیچ زمینه‌ای برای معلولین، برای بقیه هست، برای معلولین نیست. نه در کتاب، نه در مجله، نه در نقاشی، نه در تئاتر. مثلاً آنها یک تئاتر بازی می‌کنند، شب آخر یک جلسه‌ای می‌شود و به عوامل آن تئاتر جایزه می‌دهند طبق آن قانونی که دارند. اما اگر در ایران این‌گونه رخدادها مطرح شود، آن را با اسم ترحم پَس می‌زنند. با اینکه ترحم یک مفهوم مبهمی است و معنای درستی ندارد؟
ـ این‌همه هم هزینه می‌کنند. ببینید، مثلاً در مشهد حالا گران‌ترین تئاترهایی که هست سی چهل هزار تومان است. مثلاً الآن یک تئاتری در صحنه هست که هشتاد هزار تومان بلیطش است. ولی بچه‌های ما که تئاتر بازی می‌کنند اگر بخواهند از طریق بلیط فروشی انجام بدهند شاید مجبورند بیست تومان پانزده تومان قیمت روی بلیط بگذارند که بتوانند بلیط فروشی بکنند و حداقل آن رفت‌و‌آمدی که کرده‌اند را دربیاورند. ولی در دنیا این‌جوری نیست، هم خود دولت حمایت درستی می‌کند و هم اینکه مردم برای خرید بلیط مشتاق‌اند و می‌روند تئاتر را می‌بینند.
شما الآن در مشهد، مگر اینکه گروه مشهوری بیاید که بتوانند بفروشند بلیطشان را. همین گروه باران اخیراً یک اجرا گذاشته بود، همان تئاتری که همیشه برگزار می‌کنند.

* منظور تئاتر راز مقدس است؟
ـ نه، این راز مقدس را گذاشته بودند در مشهد که فکر می‌کنم سیصد و خورده‌ای از بلیطشان را فقط شهرداری خریده بود و دنبال این بود که اینها را بدهد به مردم که بروند این تئاتر را ببینند که همان را هم برای استقبالش دچار مشکل بودند. ولی در اروپا یا آمریکا این‌طور نیست. حداقل معلولین هم عزت بیشتری دارند، هم اینکه مردم برایشان این بحث به راحتی جا افتاده. فرهنگ آنجا با اینجا خیلی فرق می‌کند.
من امروز به فرمانده نیروی انتظامی گفتم وقتی یک شخص می‌آید جلوی پارک معلولین پارک می‌کند و حالا شما جریمه‌اش نمی‌کنید، یک بخش عمده‌اش برمی‌گردد به این عقبه فرهنگی که ما برای این نساخته‌ایم که این بداند اینجا برای معلولین است. یا مثلاً جلوی پل ورودی معلولین به خیابان پارک می‌کند، این شخص تصوری از اینکه یک معلول نمی‌تواند از اینجا رد بشود ندارد و مشکل این است که ما این عقبه فرهنگی را نساخته‌ایم.

* آیا علت آن این نیست که فرهنگ سازی نکرده‌ایم؟
ـ بله، نکرده‌ایم. نه صداوسیمای ما درست فرهنگ‌سازی کرده و یک پیشنهادی که من امروز دادم گفتم شما این‌همه تیزر در مورد کارهای راهنمایی رانندگی انجام می‌دهید، در سطح شهر بیلبورد می‌زنید، یک بخشی از آن را به این قضیه اختصاص بدهید که حقوق معلولین هم شناخته بشود.
بعد یک بحث دیگری که من کردم و پیشنهادی که دادم این بود که گفتم شما هرکس که می‌خواهد رانندگی یاد بگیرد به او یک کتابچه می‌دهید و می‌گویید این کتابچه را مطالعه کن و بعد بیا امتحان بده. در این کتابچه یک فرصت خوبی است که شما یک بخشی از این فرهنگ را آنجا آموزش بدهید. یعنی در کتابچه راهنمایی و رانندگی که قرار است فرد امتحان بدهد و گواهینامه بگیرد، یک بخشی وجود داشته باشد که حقوق معلولین برای آن راننده آینده حداقل شناسانده بشود.

* تقریباً در هیچ زمینه‌ای در خصوص معلولین فرهنگ سازی جدیی ما ندیده‌ایم. نه صداوسیما می‌آید، نه سینما و نه رسانه‌ها و مهم‌تر خود تشکل‌ها هم در این زمینه فعال نیستند؟
ـ متأسفانه بله. ببینید، چون من خودم پیگیر بحث سینما هستم، سینمای جهان، نگاه می‌کنید می‌بینید در انیمیشن‌هایشان می‌بینید دارند فرهنگ سازی می‌کنند.
چند روز پیش یک کارتن برای فرزندم دانلود کردم، قبل از اینکه او ببیند خودم می‌بینم که یک وقت مشکلی نداشته باشد. بعد دیدم مثلاً جلوی مدرسه‌ای که آن شخصیت کارتنی نشسته، کنارش رمپ ویژه معلولین بود و آرم معلولین روی آن رمپ بود. یعنی در انیمیشنی که آنها دارند می‌سازند این قضیه را لحاظ می‌کنند که بچه من که می‌بیند با این جایگاه آشنا بشود. حتی در بسیاری از فیلم‌هایشان. شما محال است فیلم سینمایی ببینید و آرم معلولین در آن نباشد. یکی اینکه همه جا وجود دارد و یکی اینکه تأکید می‌کنند روی این قضیه و شخصیت یک فرد معلول را دارند. در خیلی از فیلم‌های سینمایی ما شخصیت معلول نداریم. یا اگر داریم، بعد از اینکه یک حادثه‌ای برایش رخ داد و معلول شد آدم بد قصه است. ولی در خیلی از فیلم‌های سینمایی مهم است در تاریخ سینما. یک شخصیتی مثل دکتر استنجلاف. اصلاً مثل آواتا که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینماست و شخصیت اول آن یک فرد معلول ضایعه نخاعی است که هیچ ربطی هم به معلولیتش ندارد، ولی این آدم را همه جا می‌بینیم، با ویلچرش هم می‌بینیم. ولی در برنامه‌های ما در فیلم‌های ما هیچ‌کدام از اینها نیست و ما هیچ جایش نیستیم.
در همین فیلم تهمینه میلانی فیلم مدینه هزار راه نرفته، آقای هاشم‌پور در آن فیلم نقش پدر آن پسری که حالا یک مقداری مشکل روانی دارد، این در جوانی زن و بچه‌اش را به شدت می‌زده، الآن شخصی است که روی ویلچر است و نمی‌تواند از پله‌ها برود بالا و به بچه‌اش کمک کند. بالاخره در این فیلم عاقبت یک چنین آدم پلیدی یک شخص ویلچری می‌شود.

* حالا در زمینه فیلم هم ما داریم تلاش می‌کنیم. حالا شما هم اگر حاضر باشید، ما به هرحال حاضریم بیاییم کنار شما. بالاخره باید یک سری شخصیت‌های خیلی تاپ و بالا را که معلولیت داشته‌اند را فیلم‌سازیش را شروع کرد. البته زال خیلی خوب است، ولی چون جامعه ما مذهبی هستند ما فکر کردیم این شخصیت‌هایی که در قرآن آمده، مثل یعقوب نابینا بوده، حضرت ایوب ویلچری بوده روی تخت می‌بردند و نزدیک صد سال ایشان خوابیده بوده و نمی‌توانسته حرکت کند.
ـ چند وقت پیش آستان قدس به ما پیغام داد که در زمینه فرهنگی و قرآنی چه خواسته‌هایی دارید. چون بر اساس دستوری که آقا فرستاده‌اند که حتماً آستان قدس در این زمینه فعال باشد. من یکی از خواسته‌هایم همین بود که شما فرمودید. گفتم یک پژوهشی بشود اولاً در مورد احادیثی که در مورد معلولین وجود دارد که فکر می‌کنم این کار را شما کرده‌اید و یک پژوهشی را هم مرکز پژوهش‌های آستان قدس انجام بدهد، چون مرکز پژوهش‌های آستان قدس به هرحال افراد زیادی در آن دخیل هستند. و یک بحث دیگر اینکه علاوه بر این شخصیت‌های بزرگ کشور و اسلام که دارای معلولیت بوده‌اند، یا در مورد افراد دارای معلولیت یا رفتار با معلولین یک صحبتی دارند، اینها را ما داشته باشیم به‌صورت یک کتابچه‌ای بتوانیم دربیاوریم. آستان قدس اعلام کرد که خیلی هم استقبال می‌کند از این قضیه که این کار را انجام بدهد. ولی من همان‌جا هم یاد این بحث افتادم و گفتم که فکر می‌کنم دفتر فرهنگ معلولین قم یک بخشی از این کار را انجام داده باشد.

* با تشکر از شما که به فکر ما هستید و بله در بسیاری از این زمینه کتاب چاپ شده داریم. پنج نبی در قرآن معرفی شده که دارای معلولیت هستند. و در زمینه‌های مختلف هم بسیار موفق بوده‌اند مثلاً در مورد حضرت ایوب قرآن می‌گوید که ایشان رسیدند به رهبری جامعه، یا مثلاً اسحاق همان است که کیل و ترازو را ابداع کرده ولی معلول بوده است. اینها اگر فیلم بشود من فکر می‌کنم برای فرهنگ سازی خیلی مؤثر است. من لازم است با آقای قلعه‌ای صحبت کنم.

* در زمینه موسیقی هم کارهای معلولیتی جدی نشده. آیا گروه موسیقی شما اسم دارد؟

ـ گروه موسیقی ما بیشتر آموزشی است و بچه‌ها می‌آیند پیش آقای موسوی آموزش گیتار می‌بینند. ولی اینکه مثلاً گروه تشکیل بدهیم که گروه نوازندگی باشد و یا مثلاً خواننده داشته باشد، نه به این صورت نیست. فعلاً بچه‌ها دارند فقط آموزش می‌بینند و دوره اولیه که سُلفژ را آموزش دیدند تعدادشان بیشتر بود و آنهایی که علاقه‌مند بودند و خواستند یک ساز یاد بگیرند دارند ساز را یاد می‌گیرند.

* آیا در مشهد مانعی برای موسیقی هست؟
ـ ما دیگر معمولاً اینها را رسانه‌ای نمی‌کنیم که حساسیت ایجاد نشود.

* در مورد تعاملات شما با آستان قدس رضوی فرمودید که در ابتدا یک ملکی به شما دادند و کار شما را راه انداختند و فرمودید ژتون غذا می‌دهند. غیر از این کمک‌هایی به شما می‌کنند؟
ـ آستان قدس رضوی در دوره جدید یک مقداری پویاتر شده در امور محرومین و آن بخش محرومینش که فعال شده در حاشیه شهر مشهد دارند کار می‌کنند. ولی اینکه مستقیم با ما کار کنند نه، ولی به معلولین کمک می‌کنند. ولی مثلاً یک تعدادی از بچه‌های ما بودند که در خصوص تأمین هزینه‌های درمان مشکل داشتند، یعنی مثلاً برای تهیه پروتز یا بریس مشکل داشتند، اینها را که معرفی کرده بودیم خیلی به
سختی توانسته بودند کمک اندکی بگیرند. در حالی که توقع ما این بود که آستان قدس با توجه به آن حجم زیاد تبلیغات و امکانات، حداقل یک بخشی را به این صورت داشته باشد.
عرض کردم، آستان قدس چند وقت پیش به بهزیستی مراجعه کرده بود و گفته بود که حالا مثلاً به ما ایده بدهید که ما چه کار بکنیم که آنها به من و چند نفر دیگر زنگ زدند که در این زمینه چه کار می‌توانیم بکنیم، ما هم در آن جلسه حضور پیدا کردیم و یک بخشی از آن مواردی که مورد نیاز بود را، فقط در امور فرهنگی، چون گفته بودند فقط در بحث فرهنگی شامل حال قرآنی آموزشی، نه امور مالی. در بحث تحقیقاتی من گفتم یک کتابی تحت عنوان احکام ویژه معلولین ما نداریم که مثلاً یک معلول اگر مشکل شرعی برایش پیش می‌آید بتواند به آن کتاب مراجعه کند و از مراجع مختلف استفتائات مختلف را بتواند دریافت کند و بتواند استفاده کند.

* پس شما می‌گویید که ما خیلی درخواست نفرستاده‌ایم به آستان قدس؟
ـ نه، ببینید، آستان قدس یک دورانی خیلی بسته و خشک عمل می‌کرد. یعنی اینکه ما نه اینکه نفرستاده باشیم، چند باری که فرستادیم جواب درستی چون نگرفتیم.

* آیا مرکز چاپ و نشر آستان قدس برای معلولین کتابی چاپ کرده‌اند؟
ـ نه، تاکنون ندیده‌ایم. یک زمانی مرکز امدادشان یکی دو بار از آنجا رد می‌شدم، درب زدم رفتم داخل و حالا یک معرفی از خودمان و وضعیت کاری که داشتیم کردم و آنجا دوستان به ما یک سری قول‌های مساعد دادند که همین بحث غذای حضرت و اینها را آن موقع دادند. ولی غذای حضرت بیشتر بحث تبرک است و اصلاً جایگاهی در سبد نیازها ندارد.

* شما ببینید کلیسا چقدر به معلولین مسیحی کمک می‌کند. هزینه تحصیلات و درمانشان را کلیسا می‌دهد و اصلاً قابل قیاس نیست.
ـ نه، واقعاً هم قابل قیاس نیست و نسبت به امکاناتی هم که آستان قدس دارد و این هزینه‌هایی که می‌کند در سطح شهر، من در همان جلسه به نماینده آستان قدس هم گفتم، گفتم که معلولین تمام کشور حسرت مشهدی‌ها را می‌خورند و می‌گویند شما آنجا آستان قدس را دارید، در حالی که ما آستان قدس را داریم و هیچ کاری برایمان نمی‌کند.

* آستان قدس باید یک بخش معلولیت هم داشته باشد. معنی ندارد که نداشته باشد. ده پانزده درصد ایران معلول دارد، به هرحال اینها نخبگان جامعه هستند، باید آستان قدس به اینها برسد.
ـ البته امکاناتش را هم دارد که برسد. و حالا به قول خودشان این فرامین نه‌گانه رهبری هم که بهشان ابلاغ شده یک بخشی از آن هم در این زمینه قرار می‌گیرد.

* مراکز دیگر معلولین هم همه همین را می‌گویند. که آستان قدس کمکی به ما نکرده. یا کمکی که کرده خیلی جزئی بوده است.
ـ همین‌طور است خیلی جزئی، در حد خیلی اندک کمک می‌کند. یکی از دغدغه‌های مناسب‌سازی، خود حریم حرم است. ما بارها و بارها با اینها جلسه گذاشتیم. یعنی درخواست جلسه کردیم و بالاخره این جلسه را برای ما برگزار کردند که الآن اگر بعضی از دوستان مراجعه کنند به حرم، می‌بینند که خیلی وضعیتش از قدیم بهتر شده و خیلی از پله‌ها را تبدیل به سطح شیب‌دار کرده‌اند، یعنی تا آنجا که توانسته‌اند این کار را کرده‌اند. خود من با اینکه عکاسی در حرم ممنوع بود رفتم تک تک اینها را عکس گرفتم، سرویس بهداشتی‌ها را، رواق‌های مختلف را که آقا اینجا این پله حالا الآن خلوت است، شب بیست و سوم ماه رمضان که می‌آیم بیرون این پله باعث می‌شود که یک سیل جمعیتی بریزد روی من، چون اینجا گیر می‌کنند. وقتی اینها را توضیح دادم، گفتم ببینید وقتی شما یک جانباز را دعوت می‌کنید و آن جلو می‌نشانید و به او التجا می‌کنید که شما جانبازها این جلو نشسته‌اید برای ما هم مثلاً دستگیره دعا هستید و فلان هستید و این‌قدر ازشان تعریف می‌کنید، کاری کنید که این آدم به راحتی بتواند بیاید اینجا زیارت کند. الآن اگر می‌آید با زن و بچه‌اش کلی دردسر می‌کشد تا بیاید.
همین چند روز پیش یک تعدادی از جانبازان نیروی انتظامی آمده بودند هتل معین نزدیک حرم و یک همایشی داشتند. ساعت ده صبح از استانداری به من زنگ زدند و گفتند آقای ایمانی، یک تعدادی از جانبازان آمده‌اند و می‌گویند که نمی‌توانند برای حرم استفاده درستی از این فضا بکنند و گفته‌اند که مشکلات مناسب‌سازی دارد، شما می‌روید بررسی کنید؟ من رفتم آنجا و دیدم که راست می‌گویند، اینها آمده‌اند یک سامانه‌هایی درست کرده‌اند برای عبور ویلچر که اینها باعث شده بود که معلولین جانبازی که ضایعه نخاعی هستند و وزن زیادی دارند و هیکل درشت‌تری دارند و به هرحال به علت کم تحرکی حجم بدنشان بالا رفته، اینها با ویلچرهای برقی در این سامانه‌ها گیر می‌کردند و نمی‌توانستند رد بشوند.
من زنگ زدم به شهرداری، مسئولش فردا صبح آمد. من گفتم اینها را باید بردارید. گفت که اینها را ما نگذاشته‌ایم، اینها را سپاه و حریم حرم گذاشته‌اند. بعد از آن حوادث تروریستی که در تهران رخ داد اینها آمده‌اند دایره امنیتی حرم را افزایش داده‌اند و این موانع را آنها گذاشته‌اند و ما حق برداشتنش را نداریم.
باز تماس گرفتیم با آستان قدس که شما بیایید ببینید که این عزیزان جانباز، حالا ما هیچ، ولی این عزیزان جانباز به گردن شما حق دارند، اینها لااقل یک جوری باشد که بتوانند زیارت کنند. آن مسئولش از حرم آمد و بعد من نشان که دادم به آن مسئول که این این‌همه مشکل دارد، گفت این باید در شورای فلان مطرح بشود، اینها برداشته شدنش کار ما نیست و برای امنیت اینها را گذاشته‌اند و یک سری گیت‌های دیگر هم اضافه کرده‌اند که به هرحال مشکل‌ساز است، ولی نمی‌شود کاری کرد، چون دلایل امنیتی برایش می‌تراشند.
من آنجا گفتم ببینید، شما دارید یک کاری انجام می‌دهید که یک جانباز نمی‌تواند به راحتی برود زیارت کند، در حالی که همه حرف شما این است که یک زائر باید با آرامش خاطر برود زیارتش را انجام بدهد. اینکه خیلی
از جانبازها یا معلولین نمی‌توانند به ضریح برسند این درست نیست. شما باید یک زمان و تایمی را برای اینها بگذارید که بتوانند بروند به راحتی زیارت کنند.

* در همه کشورها معلولین را فارغ از منشأ معلولیت به یک چشم می‌بینند. ولی در کشور خودمان ما چندین مورد تبعیض داریم.
ـ یکی از بحث‌هایی که من امروز هم پیش سردار مطرح کردم بحث این است که گفتم ببینید، الآن مثلاً یک تبعیضی که در مشهد وجود دارد این است که پلاک‌های ویژه جانبازان را اجازه می‌دهند که بدون نوبت بروند گاز بزنند، ولی پلاک‌های ویژه معلولین را خیر، پلاک‌های ویژه جانبازان می‌توانند در خط ویژه بروند در طرح زوج و فرد بروند، ولی معلولین خیلی‌هایشان جریمه می‌شوند و بعضی‌هایشان جریمه نمی‌شوند. ولی این تبعیض وجود دارد.
من به سردار این را هم گفتم، گفتم فارغ از منشأ معلولیت، ببینید ما خاک پای جانبازان هم نمی‌شویم، هیچ ادعایی هم نداریم، بحث جایگاه معنوی آنها سر جایش، اما یک جانباز ضایعه نخاعی هیچ فرقی به لحاظ مشکلات جسمی با یک معلول ضایعه نخاعی ندارد. یعنی او هم زخم بستر می‌گیرد، او هم نمی‌تواند یک جایی بیش از حد بماند، این هم همان است، هیچ فرقی به لحاظ انسانی با هم نداریم. جایگاه معنوی او سر جایش، اما این تبعیض‌ها حداقل در نیروی انتظامی نباید باشد. وقتی من یک پلاک می‌گیرم ویژه معلولین، یعنی یک مشکلی دارم که نیاز دارم خدمات ویژه‌ای شما بدهید دیگر. این خدمات ویژه را چه معلول باشم چه جانباز باشم همه دنیا این‌جوری است، حالا شخصی که معلول جنگی است آنجا ارتش حقوقش را می‌دهد و شخص معلول را تأمین اجتماعی حقوقش را می‌دهد که او هم حقوق کمی نمی‌گیرد. یعنی شخصی که معلول عادی است در کشورهای اروپایی حقوق خوبی دارد می‌گیرد و به آنها رسیدگی خوبی می‌شود، به لحاظ پزشکی هم به آنها رسیدگی خوبی می‌شود و در رفاه خوبی هستند. برای همین یک مشکل دیگری هم که ما داریم بحث ازدواج معلولین است. وقتی شما سطح زندگی معلولین را پایین نگه می‌دارید و مشکلاتشان را آن‌قدر بالا می‌برید که هیچ زنی رغبت نمی‌کند با یک مرد معلول ازدواج کند، چرا، چون می‌بیند که با کوه مشکلات باید ازدواج کند. و یک مرد هیچ‌وقت رغبت نمی‌کند با یک زن معلول ازدواج کند. ممکن است طرف را هم خیلی دوست داشته باشد، ولی فکر می‌کند که کلی مشکلات دارد با رفتن و آمدن با این، هر جا بخواهد برود این ویلچر کشیدن و بردن موجب دردسر است. در حالی که اگر اینها همه هم‌سطح بشود، در کل کشورهای اروپایی شما می‌بینید که ازدواج معلولین با افراد سالم خیلی رواج دارد.
من خودم یک کانالی داشتم به اسم معلولین در جهان، هنوز هم دارم، منتها آپدیتش نکرده‌ام که در آن کلیپ‌هایی در مورد معلولین دنیا می‌گذاشتم. و خیلی جالب بود برایم که چقدر در اروپا و آمریکا افراد سالم با دخترهای معلول ازدواج می‌کنند و بدون هیچ دغدغه‌ای. اما متأسفانه در ایران خیلی به ندرت و خیلی کم این ازدواج‌ها رخ می‌دهد. در کشورهای اروپایی این‌قدر امکانات رفاهی برای یک شخص معلول قائل می‌شوند که هم رغبت ایجاد می‌شود،
در ایران فقط یک مدتی آمدند گفتند آقا هرکس زن معلول داشته باشد از سربازی معاف است. بعد یک بحث توهین آمیزی هم شد که بعضی‌ها می‌گفتند که مثلاً یک خانمی چند وقت پیش آمد به من گفت که زن همسایه ما آمد گفت که تو بیا به‌صورت صوری زن پسر من باش تا پسرم از سربازی معاف بشود، بعد معاف که شد چند میلیونی هم به تو پول می‌دهیم و معافیتش را که گرفت تو را طلاق می‌دهیم. اتفاقی هم نمی‌افتد و فقط در شناسنامه‌ات یک اتفاقاتی می‌افتد. این بنده خدا هم قبول نکرده بود.

* گویا این ساختمان چند طبقه است؟ توضیحات درباره ساختمان اینجا بدهید.
ـ این ساختمان سه طبقه بالای پیلوت است و همه‌اش مال خود جامعه است. طبقات دیگر را اجاره می‌دهیم و از محل اجاره‌اش امور جاری جامعه را می‌گذرانیم.

* طبقاتی که اجاره داده‌اید مختص به چه مشاغلی است؟
ـ مسکونی است.

* زیرزمین هم دارید؟
ـ زیرزمین نداریم، این پشت یک فضایی داریم که حالا داریم تعمیراتش را انجام می‌دهیم برای کتابخانه و بحث همان اتاق تمرین تئاترمان است.

* پس فضای کارتان همین طبقه همکف است، همین دو سه اتاق.
ـ بله.

* چند سال اینجا سابقه دارید؟
ـ من از سال ۱۳۹۲ اینجا به‌عنوان رئیس هیئت مدیره انتخاب شدم و تا سال گذشته رئیس هیئت مدیره بودم به مدت چهار سال و سال ۱۳۹۶ که دوران مدیریتم تمام شد دوستان جدیدی که آمدند تصمیم گرفتند که من را به عنوان مدیرعامل هم معرفی کنند. چون قبلاً اینجا به‌صورت هیئت مدیره بدون مدیرعامل اداره می‌شد. یعنی ما یک رئیس هیئت مدیره داشتیم و یک نائب رئیس که روزهای زوج رئیس هیئت مدیره حضور داشت در جامعه و روزهای فرد نائب رئیس حضور داشت. از سال گذشته که گروه جدید آمدند مستقر شدند من را به عنوان مدیرعامل انتخاب کردند که هر روز حضور داشته باشم.

* یعنی الآن هم رئیس هیئت مدیره هستید و هم مدیرعامل؟
ـ نه، الآن فقط مدیرعامل هستم. رئیس هیئت مدیره ما آقای آقا‌سلیم‌پور هستند. قبلاً در آن چهار سالی که عرض کردم رئیس هیئت مدیره بودم.

*با تشکر از وقتی که به این گفت‌وگو اختصاص دادید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *