گزارشی از برنامه‌های توانبخشی صلیب سرخ در افغانستان

print

گزارشی از برنامه‌های توانبخشی صلیب سرخ در افغانستان

“با وجود اینکه خدمات توانبخشی جسمی صلیب سرخ جهانی در افغانستان طی سال گذشته میلادی رکورد جدیدی بر جای گذاشته، اما نیاز بسیاری از معلولان بی پاسخ می­‌ماند و این امر باعث نگرانی این سازمان است.”
به گزارش ایسنا، نمایندگی کمیته بین‌المللی صلیب سرخ از کابل با بیان مطلب فوق نوشته است: در سی‌امین سال شروع برنامه‌های توانبخشی کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ، رکورد ارایه بیش از ۲۲ هزار عضو مصنوعی و دیگر وسایل ارتوپدی به همراه ۲ هزار ویلچر، ۱۸ هزار عصا و تعداد زیادی جلسات فیزیوتراپی به افراد نیازمند به دست آمد.
در سال گذشته میلادی، بیش از ۱۲ هزار نفر از معلولان افغانستانی برای اولین بار با مراجعه به مراکز توانبخشی این سازمان در افغانستان برای دریافت خدمات توانبخشی ثبت نام کردند.
آلبرتو کایرو، مدیر برنامه توانبخشی کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ در افغانستان می­گوید: «رکورد تعداد معلولان افغانستانی که به دنبال کمکهای توانبخشی هستند بازتاب سطح بالای نیازها است. با در نظر گرفتن تمامی افرادی که به آنها کمک کردیم و به رغم تمام تلاشهای ما، حتی به امکان کمک به همه افراد نیازمند در این خصوص نزدیک هم نشده­‌ایم.»
طبق آمار افغانستان در سال ۱۳۹۴، حدود یک و نیم میلیون نفر از جمعیت ۳۳ میلیونی افغانستان دارای نوعی از معلولیت جسمی بوده‌اند.
کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ خدمات توانبخشی خود را در کابل از سال ۱۳۶۷ و با ارائه خدمات اتصالات اندام مصنوعی و جلسات فیزیوتراپی برای کمک به بازیابی توانایی حرکت معلولان آغاز کرد.
امروزه، این سازمان هفت مرکز توانبخشی در کابل، مزارشریف، هرات، جلال آباد، گل بهار، فیض آباد و لشکرگاه دارد.
طی این مدت سخن گفتن درباره معلولیت راحت‌تر شده است و مقامات افغانستانی توجه بیشتری به این موضوع دارند. با این وجود، به دلیل محدود ماندن فرصت­های مشارکت در اجتماع و اشتغال، پیش­داوری­‌ها و تبعیض‌ها همچنان ادامه دارد.
کایرو که از زمان گشایش برنامه توانبخشی جسمی کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ کار خود را آغاز کرده باور دارد که: «جمعیت معلولان از کمبود فرصت­‌های شغلی، تحصیلی و توانبخشی رنج می­‌برد و این موضوع منجر به فقدان اعتماد به نفس و عزت نفس ایشان می­‌شود. با این حال، جامعه و خانواده آنها را پس نزده است. آنها کماکان به فرصت­های بیشتری نیاز دارند تا زندگی­شان را از نو آغاز کنند.»
کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ مشارکت معلولان در جوامع­‌شان را از طریق آموزش­‌های شغلی، وام­‌های خرد برای آغاز کسب و کارهای کوچک، و برنامه­‌های ورزشی مانند بسکتبال با ویلچیر، فوتسال و فعالیت­‌های بازپروری تسهیل می­‌کند.
همچنین این سازمان به افراد دارای معلولیت آموزش داده و آنها را در مراکز توانبخشی جسمی خود به کار می­‌گیرد؛ تقریباً تمامی ۷۵۰ کارمند این مراکز خود از بیماران سابق هستند که آموزش دیده و به عنوان فیزیوتراپیست، پرستار، تکنسین ارتوپدی، مدیر اداری و مسئول لجستیک استخدام شده‌اند.
هرچند که امروز وضعیت در افغانستان درد و رنج بسیاری را برای غیرنظامیان به وجود آورده اما هزاران معلول در نتیجه برنامه توانبخشی کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ شاهد بهبود زندگی­شان هستند.
عبدالرزاق، بیمار قطع نخاعی ۴۵ ساله می­‌گوید: «تصور این که زندگی من بدون کمک کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ چگونه می­‌بود برایم ممکن نیست. زندگی من سخت است، خیلی سخت، اما برنامه‌های کمک رسانی کمیته بین­‌المللی صلیب سرخ آن را قابل تحمل کرده است. من احساس می‌کنم که من و خانواده­‌ام به دست فراموشی سپرده نشده‌ایم.»
مراجعان به مراکز توانبخشی کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در افغانستان از طریق مین‌های زمینی، بقایای مواد منفجره باقی مانده از جنگ و جراحات ناشی از شلیک گلوله دچار معلولیت شده‌اند.
این سازمان به افرادی که مشکلات و بیماری‌ها مادرزادی دارند و آنهایی که در تصادفات صدمه دیده‌اند نیز کمک رسانی می‌کند.
منبع: ایسنا، ۷ بهمن ۱۳۹۷

فعالیت‌های صلیب سرخ

دفتر فرهنگ معلولین
خبرگزاری ایسنا گزارشی از فعالیت‌های صلیب سرخ در زمینه توان‌بخشی در افغانستان منتشر کرده که به لحاظ کمیت و آمار خدماتی که داده‌اند قابل توجه است؛ چند نکته هست که خوب است مسئولین ایران هم به آن توجه نمایند:
۱ـ ایران سالانه به سازمان‌های بین‌المللی حق عضویت می‌پردازد و تعهداتی نیز برعهده می‌گیرد؛ اما در عوض چه مساعدت‌ها یا خدماتی دریافت می‌کند.
بسیاری از کشورهای منطقه حتی کشور ثروتمندی مثل کویت سالانه از یونسکو خدمات دریافت می‌کند. نمونه دیگر که در این گزارش هست، دریافت امکانات و خدمات از صلیب سرخ توسط افغانستان است.
۲ـ اما واقعاً چرا ایران از مجامع و نهادهای بین‌المللی مساعدت و امکانات و خدمات کمتر دریافت می‌کند؟
چند نظر هست: نیاز ندارد؛ نهادهای بین‌المللی درصدد نفوذ هستند؛ مدیران که متصدی هستند دانش و تجربه لازم را ندارند.
اما نظریه اول که عدم نیاز است، برخلاف واقعیت‌ها است، ایران در زمینه‌های مختلف نیازمند انواع امکانات است و بر اساس گزارش مسئولین، جمعیت بسیاری زیرخط فقر هستند و حتی به اندازه کافی خوراک ندارند.
اما نظریه دوم اگر دریافت کمک‌ها با چشم باز و با درایت باشد، هرگز موجب نفوذ نخواهد شد. بنابراین باید به سراغ نظر سوم برویم. معمولاً مدیرانی که مدیریت را بر عهده دارند توانمند نیستند.
۳ـ در مورد معلولان به دلیل نیازهای مبرم و حیاتی آنها، ضروری است مجلس یا دولت راه را باز کنند تا حداقل تشکل‌های مردمی یا سازمان بهزیستی به نهادهای بین‌المللی مراجعه کنند و امکانات مورد نیاز خود را درخواست کنند.
۴ـ در شرایطی که معلولان ایران برای لوله سوند یا دارویی جانشان در خطر است و بر اساس گزارش‌ها با استفاده بیش از حدّ از سوند و عفونت مجاری، بعضی فوت کرده‌اند، از طرف دیگر امکانات فراوانی در عرصه بین‌الملل هست؛ آیا مسئولین نباید روش صحیح دریافت این امکانات را به معلولان یا تشکل‌های آنها آموزش دهند و حتی به آنها کمک کنند تا بتوانند این کمک‌ها را دریافت کنند؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *