نمایش هنر از سرانگشتان معلولیت

print

نمایشگاه هنری معلولان
نمایش هنر از سرانگشتان معلولیت

تهران- ایرنا- خطاطی، نقاشی، معرق، سفالگری بخشی از آثار گروهی از هنرمندان دارای معلولیت جسمی حرکتی، قربانی اسیدپاشی، اوتیسم، نابینا و کم بینا، ناشنوا، سندرم داون، ضایعه نخاعی و معلولیت های مادرزادی است که در گالری آشیانه مهر انجمن احیای ارزش ها به نمایش درآمده است.
به گزارش ایرنا، اینها آثاری که با توانمندی های افراد معلول گره خورده تا این جمله کلیشه ای «خواستن توانستن است» ثابت شود و مهر تاییدی باشد بر اینکه «معلولیت محدودیت نیست». این نمایشگاه روز جمعه 9 آذرماه افتتاح شد و 42 هنرمند دارای معلولیت حدود 90 اثر هنری خود را به نمایش گذاشتند.

* دید جامعه باید تغییر کند
حسین مرادی یکی از هنرمندان این نمایشگاه است. 27 سال دارد و به خاطر مشکل مادرزادی از ناحیه پاهایش دچار معلولیت است و به زحمت با کمک عصا حرکت می کند. حسین اما پشتکار زیادی دارد و استاد معرق است. او همراه یکی از شرکایش کارگاه معرق دارد و در کنار پذیرش سفارش، آموزش هم می دهد.
او برای رسیدن به اینجا و جایگاه فعلی اش بسیار مبارزه کرده و در جریانی از نابرابری ها در زندگی اش قدم برداشته است.
حسین کم حرف به نظر می رسد و سوالاتم را مزه کرده و با دقت پاسخ می دهد. توانیاب یا معلول؟ او می گوید: ترجیح می دهم همه مردم مرا با عنوان معلول بشناسند تا توانیاب. توانیاب یعنی کسی که نیاز به کمک دارد و این موردپسند من نیست. من معلول هستم و با همه نگاه های اشتباه جامعه به معلولیت تلاش می کنم بهترین باشم و مشکلم را پذیرفته ام.
برای او سال های کودکی و نوجوانی شیرین تر از بزرگسالی بوده است. او می گوید: دوران راهنمایی به خاطر مشکل پاهایم یک سال به مدرسه نرفتم و 10 عمل جراحی روی پاهایم انجام شد. پس از این عمل ها بود که توانستم تا حدودی با واکر راه بروم.
حسین ادامه می دهد: من در مدرسه دولتی درس خواندم و با وجود مشکلی که داشتم دوستانم کمکم می کردند. زنگ ورزش با همکلاسی هایم فوتبال نشسته بازی می کردم. آنها مرا همان طور که بودم پذیرفته و رابطه خوبی با هم داشتیم. اما هر چقدر که بزرگتر می شدم و نگاه ترحم آمیز جامعه و دید منفی مردم را حس می کردم، این برای من آزاردهنده بود.
اما این مرد جوان بیدی نبود که با این بادها بلرزد. گاه زمین می خورد، دلش می شکست، از دیگران کنایه می شنید اما هیچ کسی و هیچ چیزی مانع تلاش های حسین نبود.
«پس از گرفتن دیپلم، در رشته نرم افزار دانشکده علمی کاربردی مجتمع آموزشی رعد مشغول تحصیل شدم اما پیش از آن یعنی در سال 86 تصمیم گرفتم برای تامین هزینه های زندگی ام روی پای خود بایستم و وابسته به خانواده ام نباشم. به همین دلیل سراغ معرق رفتم تا با یادگیری یک هنر بتوانم درآمدی داشته باشم».

* دست هایم قدرتمند هستند
حسین پیش از معرق، شانس خود را در کارهای دیگر امتحان کرد اما کارفرمایان با دیدن مشکل پاهای حسین او را نمی پذیرفتند.
پس از آن حسین با دل و جان تمام فوت و فن های معرق را یاد گرفت. او به تابلوی معرقی در نمایشگاه اشاره می کند و می گوید: این یکی از کارهایم است. وقتی سراغ این هنر رفتم خیلی ها مسخره ام کردند یا با کنایه به من می گفتند کارم بیهوده است و نتیجه ای ندارد. بعضی از آنها حتی نزدیک ترین افراد زندگی ام بودند. پیش خود می گفتم اینها بستگان من هستند شرایط مرا درک نمی کنند چه برسد به مردم و جامعه. به همین دلیل از یک نقطه ای به بعد در زندگی ام تصمیم گرفتم به حرف ها و رفتارهای آزاردهنده دیگران توجهی نکنم و برای آرزوهایم تلاش کنم.
خانه حسین در منطقه امام حسین بود و تا محل برگزاری کلاس های معرق در مجتمع رعد فاصله زیادی داشت. «من هر روز ساعت 4 صبح از خانه بیرون می زدم تا خودم را به سرویس مجتمع برسانم. پنج سال به همین شکل گذشت و با همه سختی ها در نهایت به معرق مسلط شدم. حالا به همراه یکی از دوستانم کارگاه زده ام و هم سفارش می گیریم و هم آموزش می دهیم».
حسین مشکل خیلی از معلولان را نگاه و فرهنگ اشتباه جامعه می داند. «مردم باید طرز فکرشان را به معلولیت تغییر بدهند. به نظرم اگر قرار نیست به افراد دارای معلولیت کمک کنند، با حرف های نادرست، دید منفی و کنایه هایشان، ته دل آنها را هم خالی نکنند».
او ادامه می دهد: من خودم می دانم پاهایم قدرت ندارند اما دست هایم قدرتمند هستند. به همین خاطر سراغ وزنه برداری رفتم. با تمرین های مکرر توانستم بارها مقام اول و دوم و سوم استانی و یکبار مقام دومی کشوری را به دست بیاورم. این حقیقت است که من پاهایم کار نمی کند اما می توانم از توانایی های دیگرم استفاده کنم. همه ما حق زندگی برابر داریم و این حق را نمی توانیم از یکدیگر بگیریم.

* من معلول هستم
به گفته حسین فرهنگ سازی باید از خانواده ها شروع بشود و کم کم یک جامعه درگیر آن بشود تا شاید روزی مردم نگاه ترحم آمیز به معلولیت و افراد معلول نداشته باشند. «بارها شده من سوار اتوبوس شده و فرد میان سال یا مسنی با دیدن من زیر لب گفته: خدایا شکرت. اما او هیچ گاه نمی داند که با این حرف چه ضربه ای به من و امثال من می زند. مگر ما چه مشکلی داریم که دیگران با دیدن ما بگویند خدایا شکرت؟ ما باید یکدیگر را بپذیریم و وقتی فرهنگ جامعه در این زمینه بالا برود، شاید افراد معلول هم از خانه و انزوا خارج شده و به دنبال علاقه هایشان بروند».
حسین ترسی از گفتن کلمه معلول ندارد. او می گوید: توانیاب عنوانی است که بهزیستی به اشتباه انتخاب کرد و من هیچ وقت این عنوان را برای افراد دارای معلولیت نمی پسندم. فرد معلول، معلول است در حالی که توانیاب یعنی فردی که دنبال حمایت و کمک دیگران است. اگر از من بپرسید عوض کردن نام معلول پاک کردن صورت مساله است. ما باید دید جامعه را به این موضوع عوض کنیم. این اتفاق هم در صورتی رخ می دهد که رسانه ها، ناشران و نویسندگان، مستندسازان، برنامه سازان تلویزیون و فیلم و سریال بیش از پیش افراد معلول و توانایی هایشان را به جامعه نشان بدهند.
«توانیاب یا معلول؟ من ترجیح می دهم همه مردم مرا با عنوان معلول بشناسند تا توانیاب. توانیاب یعنی کسی که نیاز به کمک دارد و این مورد پسند من نیست. من معلول هستم و با همه نگاه های اشتباه جامعه به معلولیت، تلاش می کنم بهترین باشم».

* فرد معلول را نمی توان وادار به کاری کرد
سیدمهدی موسوی هم به خاطر مشکل مادرزادی و قطع عضو پای چپ دچار معلولیت شده است. اما مهدی 39 ساله روحیه بالایی دارد و گاهی از عصا و گاهی نیز از پروتز برای حرکت استفاده می کند. در ظاهر به نظر نمی رسد دچار معلویت است اما وقتی راه می رود متوجه معلولیت او می شویم.
مهدی هم با نمایش تابلوهای معرق خود در نگارخانه آشیانه مهر، اینجا حضور دارد. سرگرمی او معرق است اما گاهی از طریق مسافرکشی یا فروش تابلوهایش درآمدزایی کرده و در حال حاضر در رشته مددکاری درس می خواند.
او می گوید: من هیچ وقت خودم را معلول ندیدم و به همین خاطر خودم را محدود هم نکردم. با این حال افراد دارای معلولیت برخی اوقات با مشکل روبرو می شوند. مثلا من خودم در روز برفی نمی توانم بیرون بیایم و ممکن است حادثه ای برایم رخ بدهد اما این مشکل سال ها است با من است و من با آن کنار آمده ام.
مهدی معتقد است، افراد دارای معلولیت تا خودشان نخواهند کاری را انجام بدهند، هیچ کسی نمی تواند آنها را مجبور کند. «به نظر من فرد معلول، مثل فرد معتاد است. مثل وقتی که فرد معتاد نخواهند ترک کند، هیچ کسی نمی تواند او را وادار به این کار کند. فرد معلول هم تا نخواهند از خانه بیرون بیاید، تلاش کند و به اهدافش برسد، کسی نمی تواند او را مجبور کند. به همین دلیل آنها باید خودشان برای خودشان دل بسوزانند و به دنبال آرزوهایشان بروند».

* هنرمندان صاحب سبک
مرضیه پورتسوجی مسئول نگارخانه آشیانه مهر انجمن احیای ارزش ها از روز افتتاحیه این نمایشگاه در تلاش است تا آثار افراد دارای معلولیت را به مردم و رسانه ها معرفی کند. او می گوید: از سال 95 تاکنون، هر سال سه نمایشگاه مصادف با روز جهانی توانیاب برگزار می کنیم. هدفمان از این کار معرفی نیازهای اجتماعی افراد توانیاب است. به هر حال هر فردی فارغ از ویژگی های جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی باید جایگاهی در جامعه داشته باشد و با دیگران تعامل و ارتباط برقرار کند. در واقع هر کدام از ما و به ویژه افراد دارای معلولیت زمانی می توانند احساس خوشبختی و کامیابی کنند که جایگاهی در جامعه داشته باشند.
پورتسوجی ادامه می دهد: اگر فردی معلول است و از ویلچر استفاده می کند، شاید نتواند کوهنورد شود اما می تواند برای مثال عضو یک انجمن باشد، دوستان زیادی داشته باشد و ایده هایشان را در جامعه دنبال کند. آنها از این طریق می توانند به خودشکوفایی برسند. به همین دلیل برای برپایی این نمایشگاه از میان توانیابان توانمند به سراغ هنرمندان رفتیم. چراکه هنر زبان لطیفی برای بازگویی امیدها و رنج های آنها دارد.
مسئولان نمایشگاه از آثار هنری هنرمندان توانیاب جسمی حرکتی، ذهنی، اوتیسم، اعصاب و روان، قربانی اسیدپاشی، نابینا و ناشنوا دعوت کردند تا آثار هنری شان را در این نگارخانه به نمایش بگذارند. «این نمایشگاه ها پلی است برای دیده شدن توانمندی های این افراد. هر کدام از این تابلوها بیانگر احساسات یک فرد دارای معلولیت است که توانسته در مسیر خودشکوفایی پیش برود. حتی یکسری از شرکت کنندگان در این نمایشگاه، هنرمندانی صاحب سبک هستند که در مسابقات پارآرت ژاپن موفق به کسب مقام شده اند و آثار آنها در دنیا درخشیده است».
نمایشگاه گروهی از معلولان در نگارخانه آشیانه مهر تا روز پنجشنبه 15 آذرماه در محل نگارخانه آشیانه مهر انجمن احیا ارزش ها برپا است.

منبع:  فاطمه شیری، ایرنا، 13 آذر 1397

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *