امام ابوالقاسم شاطبی

امام ابوالقاسم شاطبی

اعظم قاسمی
دفتر فرهنگ معلولین، 19 آبان 1397

عبدالهادی عبدالله حمیتو کتابی درباره امام شاطبی نوشت که در سال 2005م با مشخصات زیر منتشر شد. امام شاطبی نابینا و از دانشمندان سده ششم قمری و ساکن اندلس (جنوب اروپای کنونی و شمال آفریقا) بود:
زعیم المدرسة الاثریة فی القراءات و شیخ قراء المغرب و المشرق الامام ابوالقاسم شاطبی، عبدالهادی عبدالله حمیتو، ریاض (عربستان)، اضواء السلف، 2005م/ 1425ق.

معرفی شاطبی
موضوع این کتاب زندگی‌نامه شاطبی است؛ به ویژه تخصص او در علم قرائت را توضیح داده است. عبدالهادی حمیتو شاطبی را بزرگ و زعیم مکتب دانشمندان قرائت می‌داند که در سده‌های نخست اسلامی شکل گرفت و نیز او را به عنوان شیخ قاریان شرق و غرب اسلامی یعنی تمام جهان اسلام معرفی می‌کند. از این‌رو عنوان کتابش را زعیم المدرسة الاثریة فی القراءات و شیخ قراء المغرب و المشرق نام نهاده است.
صفدی از مورخین سده هشتم قمری، شاطبی را در کتاب نکت العمیان معرفی کرده و درباره او نوشته است:
او یکی از مشاهیر دانشمند و نابینا است و ابن الصلاح در کتاب طبقات الشافعیه درباره شاطبی نوشته است: شاطبی علامه، امام، محقق، دانشمند بزرگ، دارای محفوظات و حافظه‌ای با فنون و علوم مختلف، متبحر در قرائات، حافظ حدیث، استاد ادبیات عرب، زاهد، عابد و قانط بود.
نامش قاسم بن فیره بن خلف بن احمد ابوالقاسم (ابومحمد) رعینی شاطبی اندلسی ضریر است. او در سال 538ق در شاطبه (شهری بزرگ در شرق اندلس نزدیکی بلنسیه) نابینا به دنیا آمد. لقب ضریر دلالت بر نابینایی او دارد. ضریر در فرهنگ عرب به معنای آسیب دیده از ناحیه چشم و بینایی است. در همان شهر بزرگ شد و قرائت قرآن را نزد برخی استادان آموخت. سپس به بلنسیه رفت و دانش قراءات را در آنجا خواند. کتاب «التیسیر» را پس از فراگرفتن به ‌صورت حفظ برای ابوالحسن علی بن محمد بن هذیل خواند نیز حدیث و دیگر علوم قرآن و حدیث را نزد استادان فراگرفت. پس از مدتی به شاطبه بازگشت و قراءت قرآن را نشر داد و در آنجا شاگردانی را پرورش داد. او در زمان حکومت موحدین که به امام مهدی معتقد بودند می‌زیست؛ ولی به آنان باور نداشت و زیر بار اوامر آنها نمی‌رفت، لذا از اندلس هجرت کرد و به مصر رفت. مدتی در مصر به شهرهای مختلف سفر کرد. گویا قصیده‌های رائیه و لامیه‌اش را در مدرسه معزیه قاهره گفته است. وی در مصر با زنی از بنی حمیریان ازدواج کرد و پس از حدود سه سال اولین فرزند پسرش به دنیا آمد. او دختری هم دارد که بعد از وفاتش با ابوالحسن علی بن شجاع معروف به کمال ضریر ازدواج کرد. واژه ضریر نشان می‌دهد که همسر دختر شاطبی هم نابینا بوده است. شاطبی پس از نماز عصر یکشنبه 28 جمادی‌الثانی 590ق در سن 52 سالگی در مصر از دنیا رفت و فردای آن روز در قرافه دفن شد. قبر او در مقبره قاضی فاضل است.
شاطبی دارای حافظه‌ای قوی و پر از دانش‌های حدیث و قرآن بود، به طوری که کتاب‌های صحیح بخاری، موطأ، صحیح مسلم را وقتی برایش می‌خوانند، تصحیح می‌کرد و عبارات را ویرایش می‌نمود. صفدی درباره دانش و معلومات و نیز اخلاقش نکات فراوان نوشته است.

محتوا و فصول
کتاب زعیم المدرسة دارای چهار فصل و یک خاتمه است. نویسنده در مقدمه به مکتب مغربیه در قرائت تا زمان شاطبی می‌پردازد؛ و اینکه شاطبی چه تحولاتی در این مکتب ایجاد کرد. اما فصل اول درباره زندگانی شاطبی است. از تولدش که به صورت مادرزاد نابینا متولد شد، گزارش داده؛ سپس از تحصیلات او نزد استادان اندلس و بعداً مصر سخن گفته و در ادامه استادانش را معرفی کرده است.
با اینکه شاطبی از روشندلان و فاقد حس بینایی است کتاب‌های مهمی درباره علوم مربوط به قرائت مانند رسم و ضبط و استقرای قواعد قرائت و… از خود به جا گذاشته است. وی تمام آثارش را در قالب نظم بیان کرده است. آثار معروف وی از این قرار است:
حرز الأمانی و وجه التهانی که به «القصیدة» و «اللامیة» و «الشاطبیة الکبری» هم معروف شده و موضوعش قراءات هفتگانه مشهور است. این آثار در فصل دوم معرفی شده‌اند. در واقع فصل دوم معرفی آثار او است.
فصل سوم متن حرز الامانی وجه التهانی که قصیده طولانی درباره قرائات هفت‌گانه است.
فصل چهارم درباره شروحی است که بر حرز الامانی نوشته‌اند. از یکصد و هجده شرح که بر این قصیده نوشته‌اند، یاد کرده است.

در پایان
کتاب زعیم المدرسة به روشنی شخصیت یک دانشمند نابینا و موفقیت‌های او را نشان داده و معرفی کرده است و تلاش نمود او را به صورت یک الگو به مردم بشناساند.
شاطبی به عنوان نابینای مادرزاد در سده ششم قمری یعنی حدود هشتصد سال قبل می‌زیست و با اینکه وسایل امروزی تعلیم و تربیت نبود، با تلاش و پشتکار به عالی‌ترین مدارج علمی در جهان رسید؛ به طوری که او در برخی علوم سرآمد همه دانشمندان شرق و غرب در روزگارش می‌دانند. بر آثارش ده‌ها شرح نوشته شده است و خلاصه انسان فرهیخته و بزرگی است.

مآخذ: نکت العمیان، صفدی، ص 228-229 ؛ زعیم المدرسة الازیة فی القرائات، عبدالهادی عبدالله حمیتو.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *