نقش و جایگاه معلولان در قرون نخست اسلامی

نقش و جایگاه معلولان در قرون نخست اسلامی

محمد نوری، 5 آبان 1397

منابعی که با رویکرد غربی تألیف شده تماماً نوشته‌اند معلولان در دوره قدیم یا دوره باستان به دور از جامعه نگهداری می‌شدند و بعضاً نابود و کشته می‌شدند و هیچ شأن و حقوق اجتماعی نداشتند. اما در دوره جدید و در مدنیت و تمدن جدید غرب، معلولان از حقوق و شئون اجتماعی برخوردار شدند.
اما این نویسندگان از جهان اسلام و فرهنگ مسلمانان گویا خبر ندارند. پیامبر اسلام و قرآن از ابتدا با جدیت از حقوق معلولین دفاع کرد و آنها را از عزلت به عزت رساند و دارای مدنیت و مسئولیت‌های بزرگ اجتماعی شدند. بالاخره حقایق تاریخ را نمی‌توان نادیده انگاشت. اکنون به عنوان نمونه به اختصار سرگذشت چند تن از معلولین را از منابع مهم می‌آورم.
بسیاری از شخصیت‌های معرفی شده در این فهرست در اواخر عمر نابینا شده‌اند. لازم به ذکر است بر اساس تعاریف سازمان بهداشت جهانی یک گروه از معلولان نابینایانی هستند که بر اثر سالخوردگی و در یک یا دو دهه آخر عمرشان نابینا می‌شوند. از طرف دیگر اسامی این افراد در کتاب “نکت الهمیان فی نکت العمیان” صفدی آمده است. این کتاب قدیمی سندی است که نابینایان را معرفی می‌کند و هر شخصی در این کتاب معرفی شده باشد به عنوان نابینا شناخته شده است.

عباس بن عبدالمطلب (51ق‌هـ ـ 32ق) (نابینا)
ابوالفضل العباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف از بزرگان قریش در دوره جاهلیت و دوره اسلامی است. او 50 سال قبل از هجرت متولد شد و در سال 32ق درگذشت. جدّ عباسیان (خلفای عباسی) است. او عموی رسول خدا بود.
خدمات اجتماعی و عمرانی در مکه داشت. سال‌ها سقایت حجاج و عمارت مسجد الحرام را بر عهده داشت. قبل از هجرت به اسلام گروید ولی اسلامش را مخفی نگه داشت و در مکه ماند و مخفیانه حرکت‌های مشرکین را زیر نظر داشت و به رسول خدا گزارش می‌داد. سپس به مدینه مهاجرت کرد. در جنگ حنین شرکت داشت. وقتی مردم فرار می‌کردند ثبات قدم داشت و مردم را به مقاومت دعوت می‌کرد. در فتح مکه هم حضور داشت. در آخر عمرش نابینا شد. در مدینه درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد. احادیثی از طریق او نقل شده است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج3، ص262؛ نکت الهمیان، ص175.

الزِبْرِقان بن بَدْر (درگذشت 45ق) (نابینا)
الزِبْرِقان بن بَدْر تمیمی سعدی از اصحاب رسول خدا و رئیس قومش بود. اسم اصلی او را حصین و لقبش را الزبرقان هم نوشته‌اند. الزبرقان یکی از اسامی ماه است و او به دلیل زیبایی به این لقب مشهور شده است. رسول خدا مسئولیت جمع‌آوری صدقات قبیله‌اش را به او سپرد و تا زمان عمر این مسئولیت را داشت. در آخر عمرش، نابینا شد. در روزگار معاویه درگذشت. او شاعری فصیح بود.
ابن حزم معتقد است نسل باقی‌مانده از الزبرقان به اندلس کوچ کردند و در محلی به نام الزبارقه (منسوب به الزبرقان) سکونت داشتند. اما پس از غلبه اروپائیان بر آنجا به طلبیره کوچ کردند.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج3، ص46؛ الاصابه، ج1، ص128؛ عیون الاخبار، ج1، ص226.

مُعَقَّر بن أَوْسی (درگذشت حدود 45ق/580م) (نابینا)
معقر بن اوس بن حمار البارقی الازدی از شجاعان قومش در زمان جاهلیت و شاعر یمانی بود. در مناسبتی که به یوم جبله معروف است حضور داشت. این روز 59 سال قبل از اسلام و 19 سال قبل از تولد رسول بوده است. در اواخر عمرش نابینا شد.
مأخذ: الاعلام، زرکلی، ج7، ص270.

عِتبان بن مالک (درگذشت 50ق/ 670م) (نابینا)
عتبان بن مالک بن عمرو بن العجلان انصاری خزرجی سالمی از اصحاب رسول خدا و معروف به بدریون است. پیامبر بین او و عمر عقد برادری منعقد کرد. احادیثی از او نقل شده است.
چشمانش کم‌بینا بود ولی پس از چند سال کاملاً نابینا گردید. در خلافت معاویه درگذشت.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج4، ص200؛ نکت الهمیان، ص198؛ تهذیب التهذیب، ج7، ص93.

سعد بن ابی وقاص (23ق‌هـ ـ 55ق) (نابینا)
ابو اسحاق سعد بن ابی وقاص مالک بن اهیب بن عبدمناف القرشی الزهری از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (متولد 23 قبل از هجرت و درگذشت در 55ق) بود.
او فاتح عراق و مدائن کسری است. یکی از شش نفری است که عمر به خلافت تعیین کرد. و یکی از عشره مبشره به بهشت است. وقتی 17 ساله بود اسلام آورد و در بسط و ترویج اسلام بسیار کوشید به طوری که به فارس الاسلام مشهود شد. در بدر و فتح قادسیه شرکت داشت. کوفه و اطراف آن را آزاد کرد و با خانه‌سازی به عمران و آبادانی کوفه اقدام کرد. در زمان عمر بن خطاب والی کوفه بود و مدتی هم در عهد عثمان ولی عزل گردید و به مدینه بازگشت و در همین زمان نابینا گردید.
در قصرش به نام عقیق در ده کیلومتری مدینه درگذشت. جدش را به مدینه برده و دفن کردند. 271 حدیث از پیامبر نقل کرده است. عبدالحمید السحار کتابی با عنوان سعد بن ابی وقاص درباره او نوشت.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج3، ص87؛ نکت الهمیان، ص155؛ طبقات ابن سعد، ج6، ص6؛ التهذیب، ج3، ص483.

ابن عباس (3ق ـ 68ق/ 619-687م) (نابینا)
ابوالعباس عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب قرشی‌ هاشمی ملقب به حبر الامة و مشهور به ابن عباس پسر عموی حضرت علی علیه السلام و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. او از اصحاب مشهور پیامبر بود که در مکه متولد شد. در عصر نبوت رشد و نمو یافت.
در شرایط مختلف ملازم و همراه پیامبر بود و روایات بسیار (166 حدیث) از حضرت نقل کرده است. در عهد امام علی علیه السلام در جنگ‌های جمل و صفین حضور داشت.
در اواخر عمر نابینا شد و در طائف سکوت گزید و همان‌جا چشم از جهان فروبست.
در شعر، قرآن، تاریخ عرب، انساب عرب، فقه و مسائل حلال و حرام و حدیث دانش بسیار داشت و جلسات آموزشی و تدریس برپا می‌کرد. تفسیر قرآنی به او منسوب است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج4، ص95؛ نکت الهمیان، ص180؛ حلیة، ج1، ص314.

وائِلَة بن اَلاسْقَعْ (22 ـ 83ق)
وائله بن الاسقع بن عبدالعزیز بن عبد یالیل اللیثی الکنانی، از اصحاب رسول خدا بود. در جنگ تبوک همراه رسول خدا حضور داشت.
از مدینه به بصره کوچ کرد و چندی در آن شهر سکونت داشت سپس در فتح دمشق حضور داشت و در دهکده‌ای نزدیک دمشق به نام البلاط سکونت داشت. سال‌هایی هم در بیت المقدس مقیم بود. در دمشق یا بیت المقدس درگذشت. در سال‌های آخر عمرش نابینا شد.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج8، ص107؛ تهذیب، ج7، ص101؛ الکامل، ابن اثیر، ج4، ص191.

الحَکَم بن عَبْدَل (درگذشت 100ق/718م) (نابینا)
الحَکَم بن عبدل بن جبلة بن عمرو الاسدی شاعر از شعرای بنی امیه بود، معلولیت او را اعرج (شَل و مشکل حرکتی در پاها)، احدب (خمیده پشت و کمر خم) و اقعد (زمین‌گیر) نوشته‌اند. البته متذکر شده‌اند که در اواخر عمرش اَقعد شده بود.
او در کوفه متولد شد و در همان‌جا به تحصیل پرداخت. هنگامی که ابن زبیر بر عراق حاکم شد، عمال و منسوبان بنی امیه را اخراج و تبعید کرد، حَکَم هم به دمشق رفت. عبدالملک بن مروان در دمشق او را گرامی داشت.
حَکَم بدون عصا نمی‌توانست راه برود؛ از این‌رو شخصاً به سراغ حکام و ملوک و دربارها نمی‌رفت بلکه خواسته‌ها و نیازهایش را در نامه می‌نوشت و با پیک می‌فرستاد و معمولاً پاسخ مطلوب دریافت می‌کرد. او اگر همه دوره رسول خدا را درک نکرده باشد حداقل سال‌هایی از عمرش را در دوره‌ نبوی زیسته ولی دوره خلفا و امام علی علیه السلام تا دوره امام محمدباقر (درگذشت 114ق) را درک کرده است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج2، ص267؛ الاغانی، ج2، ص144.

ابن جُدعان (درگذشت 129ق/747ق)
ابوالحسن علی بن زید بن ابی ملیکه زهیر بن عبدالله مشهور به ابن جُدعان و ملقب به قرشی و تمیمی از دانشمندان قرن نخست اسلامی است. او به عنوان حافظ حدیث و فقیه شهرت داشت. و از خردسالی گویا نابینا بود. اهل بصره بود و در همان‌جا متولد و رشد یافت و درگذشت. از استوانه‌های علم در زمان خودش بوده است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج4، ص289؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ج5، ص283؛ خلاصة تذهیب الکمال، ص232.

السائب بن فَرُّوخ (نابینا)
السائب بن فرّوخ المکی مکنی به ابوالعباس در سال 140ق/757م درگذشت. شاعر از حامیان بنی امیه بود. اکثر اشعارش در هجو و نقد آن زبیر است.
از بین شخصیت‌های زبیری فقط با مصعب خوب بود، چون روابط حسنه با السائب داشت.
تا زمان امام صادق علیه السلام (درگذشت 148ق) را درک کرده است ولی دوره رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را درک نکرده است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج3، ص45؛ نکت الهمیان، ص153.

ابن عَبدالقُدوس (درگذشت 160ق) (نابینا)
صالح بن عبدالقدوس بن عبدالله بن عبدالقدوس الازدی الجذامی (درگذشت 160ق/ 777م) شاعر، متکلم، حکیم و واعظ مشهور در بصره بود. با ابی هذیل علاف مناظرات فراوان داشت.
اشعارش تماماً در حِکَم و آداب و اخلاق است. مهدی عباسی او را متهم به زندقه کرد و در بغداد او را کشت. با شمشیر او را دو نیمه کردند. در اواخر عمرش نابینا شد.
عبدالله خطیب که معاصر او است، کتابی درباره او نوشت که در بغداد چاپ شده است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج3، ص192؛ نکت الهمیان، ص171؛ فوات الوفیات، ج1، ص191؛ تاریخ بغداد، ج9، ص303.

نوح بن دَرّاج (درگذشت 182ق/ 798م)
نوح بن درّاج نخعی قاضی و از یاران ابوحنیفه و ساکن کوفه بود. مدتی قاضی و والی کوفه بود. وقتی قاضی بود نابینا شد و به رغم نابینایی به قضاوت ادامه داد. حتی سه سال از نابینایی او گذشت ولی کسی نمی‌دانست او نابینا شده است.
مأخذ: الاعلام، زرکلی، ج8، ص50.

عبدالصمد العباسی (104 ـ 185ق) (نابینا)
عبدالصمد بن علیّ بن عبدالله بن عباس ملقب به هاشمی و عباسی، عموی خلیفه عباسی، منصور و عاملش در مکه و طائف بود. سپس به عنوان والی مدینه در سال 647ق تعیین شد. مهدی عباسی در سال 159 او را عزل کرد. ولی در سال 162ق به عنوان والی الجزیره منصوب نمود. سپس در سال 163ق عزل و زندانی شد. سپس در سال 166ق آزاد و به عنوان والی دمشق تعیین گردید. در آخر عمرش نابینا شد. در شرق بغداد، خیابانی به نام او عبدالصمد است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج4، ص11؛ نکت الهمیان، ص193؛ تاریخ بغداد، ج7، ص37.

علی بن مُسهِر (درگذشت 189ق/ 805م) (نابینا)
ابوالحسن علی بن مسهر قرشی کوفی قاضی و حافظ حدیث و فقیه بود. در حدیث ثقه شمرده شده است.
مدتی ولایت قضاء موصل و چند سال همین سمت را در ارمنستان(در قدیم به ارمنستان، ارمینیه می‌گفتند) بر عهده داشت. در همین‌جا نابینا گردید و به کوفه بازگشت.
احادیثی به نقل از او در کتب شش‌گانه (سته) اهل سنت آمده است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج5، ص32؛ نکت الهمیان، ص219؛ تهذیب التهذیب، ج7، ص383.

الازدی (درگذشت 222ق)
ابوعمرو مسلم بن ابراهیم فراهیدی ساکن بصره بود. کار علمی مهم او، حدیث، سماع و حمل و نقل روایات بود و در آخر عمرش به قصابی روی آورد. در آخر عمر نابینا شد.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج7، ص221؛ العبر، ج1، ص385.

ابوالهذیل العلاف (135-235ق) (نابینا)
محمد بن الهذیل بن عبدالله بن مکحول العبدی مشهور به ابوالهذیل العلاف از امامان معتزله است که در بصره متولد گردید. در علم کلام تخصص داشت مقالاتی در زمینه اعتزال و آثاری درباره مناظرات و مجالس دارد. در جدل و مباحثه با مخالفان قوی بود.
در آخر عمرش نابینا شد و در سامرا درگذشت. کتاب‌های بسیار از او باقی‌مانده است.
مآخذ: الاعلام، زرکلی، ج7، ص131؛ وفیات الاعیان، ج1، ص480.

الاعشی (درگذشت 7ق/629م)
ابوبصیر میمون بن قیس بن جندل وائلی معروف به اعشی و گاه او را اعشی بکر بن وائل و اعشی کبیر نامیده‌اند. از شعرای طبقه اول در دوره جاهلیت و از اصحاب معلقات است. اشعار بسیار دارد. عمر طولانی داشت و دوره اسلام را درک کرد ولی اسلام نیاورد زادگاه و محل وفاتش قریه‌ای به نام منفوحه نزدیک شهر ریاض است. شهرت و لقبش به این دلیل اعشی است که بینایی او کم بود و چشمان ضعیف داشت و در آخر عمر نابینای کامل شد.
مستشرق آلمانی جییر Geyer اشعارش را به آلمانی ترجمه کرد. و فؤاد افرام البستانی کتابی درباره او به نام اعشی الکبیر نوشت و چاپ کرد.
مأخذ: الاعلام، زرکلی، ج7، ص341.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *