تحقیق ویژه معلولیت در افغانستان

توان ‏‏نامه
فصلنامه مطالعاتی و اطلاع ‏رسانی ویژه معلولیت و توانمندسازی
Quarterly of Studies and Information Specially Disabled and Empowerment

شماره 4-5، بهار و تابستان 1395، 128 صفحه
با تحقیقات ویژه: جامعه‌سازی جبار باغچه‌بان؛ کتاب معلولیتی؛ معلولیت در افغانستان
(Jabbar baghche ban’s Sociology, Book for Disabled People, Disability in Afghanistan)
دریافت کامل مجله: PDF، 5 MB

تحقیق ویژه
معلولیت در افغانستان

در جریان جنگ‌هایی که از سال 1357 تا کنون یعنی حدود چهل سال، افغانستان را فرا گرفته و نیز به دلیل فقدان برنامه‌های علمی و فراگیر پیشگیری از معلولیت و از طرف دیگر سوء تغذیه و فقر مادی و فقدان برنامه‌های پزشکی فراگیر در این کشور، انواع معلولیت‌ها از جمله نابینایی در جامعه افغانستان شیوع یافته است. با اینکه آمار دقیق از وضعیت معلولیت‌های افغانستان در دست نیست، ولی بر اساس حدس‌ها و قرائن، آمار معلولان افغانستان را تا 22 درصد گفته‌اند.
با توجه به اینکه سرنوشت بنی آدم در کشورهای مختلف به هم مرتبط است و نمی‌توان در یک کشور را بست و ارتباطات را قطع کرد. از این‌رو با رشد بیماری یا معلولیت در یک کشور، حداقل کشورهای همجوار از پیامدهای آن بی‌نصیب نخواهند شد.
این نکات مقدمه بود تا ورود به مبحث معلولیت در افغانستان را جدی‌تر پیگیری کنیم. زیرا توجیه ملی و انسانی دارد.
متأسفانه اطلاعات ما از وضعیت معلولان و وضع معلولیت در عراق، افغانستان اندک است. زیرا دولت‌های این کشورها هنوز به طور جدی به این مقوله ورود پیدا نکرده، از طرف دیگر خود معلولان هم انگیزه و امکانات برای تأسیس تشکل و فعال شدن را ندارند.اما تک ستاره‌ای در فضای این کشورها گاه تلألو دارند، البته آمار کنشگران و فعالان در عرصه معلولیت در عراق و افغانستان رو به افزایش است؛ خود معلولین هم شروع کرده‌اند.
اینجا نگاهی داریم به وضعیت نابینایی در افغانستان و گزارشی از مؤسسه رهیاب (ویژه نابینایان) و دو تن از نابینایان فعال یعنی خانم یعقوبی و آقای سلامی. به امید اینکه روزی، نابینایان افغانستان و ایران در کنار هم به هم‌اندیشی بپردازند و نشست‌های مشترک تشکیل دهند.

بنفشه یعقوبی و مهدی سلامی
بنفشه در کابل متولد شد ولی خانواده وی پس از بالا گرفتن جنگ در افغانستان به ایران مهاجرت کردند. او تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی در رشته زبان و ادبیات فارسی را در ایران گذراند. با اینکه نابینا بود و به عنوان یک مهاجر افغانستانی در ایران زندگی می‌کرد اما هیچ‌گاه تلاش و فعالیت خود را متوقف نکرد.
پس از بازگشت به افغانستان، بنفشه در دانشگاه کابل پذیرش گرفت و در رشته علوم سیاسی مشغول شد و بالاخره فوق لیسانس دریافت کرد. پس از مدتی به رشته روابط بین‌الملل علاقه‌مند شد و در این رشته هم تلاش کرد و کارشناسی ارشد به دست آورد. همه این پیشرفت‌ها به دلیل کوشش‌ها و تلاش‌های خستگی ناپذیرش آن هم در جامعه افغانستان و کابل و به رغم موانع فرهنگی و اجتماعی فراوان به وقوع پیوست. توجه کنید افراد عادی در چنین جامعه‌ای از کسب یک مدرک کارشناسی ارشد هم عاجزاند ولی بنفشه توانست دو فوق لیسانس در دو رشته کسب کند.
او تلاش کرد مهارت‌هایی مثل کامپیوتر و نویسندگی هم کسب کند. گاه و بیگاه شعر می‌سراید و دفتر اول شعرش با عنوان «بغض ابر» آماده انتشار است.
او وقتی در ایران بود با مهدی سلامی نابینای مادرزاد و اصالتاً اهل افغانستان ازدواج کرد. سلامی در رشته تعلیم و تربیت تا مقطع لیسانس در دانشگاه تهران تحصیل کرده است. البته در جریان تحصیل و پس از آن موفق شد زبان‌های انگلیسی، عربی و فرانسوی را نیز یاد بگیرد و هم‌اکنون این زبان‌ها را ترجمه می‌کند. الآن بیشتر در مؤسسه رهیاب در بخش آموزش کامپیوتر فعالیت دارد. آقای سلامی می‌گوید که او برنامه‌های کامپیوتری را برای دیگر نابینایان از طریق برنامه «ان.وی‌.دی‌.ای» تدریس می‌کند. وی گفت: «این برنامه تمام برنامه‌های ویندوز و اپلیکیشن‌هایی را که تحت ویندوز نصب و اجرا می‌شود، می‌تواند واسطه‌های کاربری برنامه‌ها را به صدا بیاورد و نابینا می‌تواند از طریق صدا و کلیدهای دسترسی که در کیبورد وجود دارد، تک‌ کلیدها یا کلیدهای ترکیبی که است، می‌تواند به محیط‌ها و موضوع‌های مختلف برنامه‌های تحت ویندوز ارتباط بگیرد.» مهدی سلامی تأکید کرد: «چالش عمده‌ی یک فرد دارای معلولیت بینایی در خصوص یادگیری کامپیوتر این است که او چطور با کامپیوتر ارتباط بگیرد. تا ارتباط میسر نشود، دسترسی هم صورت نمی‌گیرد. حالا صحبت این است که این دسترسی و ارتباط از چه طریقی باید صورت بگیرد. یکی از این طریق‌ها این است که یک فرد دارای معلولیت بینایی به خوبی با محیط‌های مختلف کامپیوتر و برنامه‌ها آشنا شود».
سلامی به عنوان معاون مؤسسه رهیاب توانسته خدمات سودمندی عرضه کند. چون از مهارت‌ها و تحصیلات خوبی برخوردار است. وی با آنکه از نابینایی رنج می‌برد، اما توانسته راهنمایی خوبی برای دیگر نابینایان در افغانستان باشد و الگوی خوبی برای آنها است.

مؤسسه رهیاب
مؤسسه خدمات بازتوانی نابینایان رهیاب که به اختصار از آن مؤسسه رهیاب یا رهیاب یاد می‌شود. این مؤسسه توسط خانم یعقوبی و آقای سلامی در سال 2008م یعنی نه سال قبل در کابل تأسیس شد.

محرومیت نابینایان
افراد دارای معلولیت در افغانستان از محروم‌ترین قشر در این کشور به شمار می‌روند. هرچند بر اساس قانون تمام نهادهای دولتی مسئولیت دارند تا حداقل سه درصد از کارمندانش را افراد دارای معلولیت تشکیل بدهند، اما آن طوری که برخی از مسئولان دولتی و نهادهای حامی افراد دارای معلولیت می‌گویند، قانون در این زمینه به صورت درست مورد اجرا قرار نگرفته و کمتر کسی به شمولیت افراد دارای معلولیت به عنوان کارمند در نهادهای دولتی توجه کرده‌ است.
افراد دارای معلولیت بینایی، همیشه نادیده گرفته و به حاشیه رانده شده‌اند. به گفته خانم یعقوبی، بیشتر تصور می‌شود که برای افراد دارای معلولیت به ویژه کسانی که از نابینایی رنج می‌برند، افراد دیگری باید تصمیم بگیرند. با آنکه در میان افراد دارای معلولیت ظرفیت‌های خوبی وجود دارند، اما به توانمندی‌های شان کمتر اعتماد می‌شود. هرگاه یک فردی که نابینا و ناشنواست ولی کارشناسی ارشد دارد، اما فرد دیگری که غیرمعلول است و دیپلم را خوانده است، هردویشان اگر در یک جایی نشسته باشند، او فردی که معلول است حتی اگر حق هم با او باشد، حرف فرد غیرمعلول مؤثرتر است، حتی اگر در مورد خود این فرد معلول باشد. این بزرگترین مشکل جامعه هدف در افغانستان است. و مردم به کسانی که دارای معلولیت‌اند اعتماد نمی‌کنند. به ویژه معلولین بینایی متأسفانه زیاد به حاشیه رانده شده‌اند.
دست‌اندرکاران جامعه معلولیت نیز به توانایی افراد دارای معلولیت کمتر اهمیت می‌دهند؛ به طوری که برخی اوقات خود افراد دارای معلولیت نیز اعتماد و باورشان را نسبت به خودشان از دست می‌دهند. زیرا به این افراد بیشتر اوقات به عنوان آدم‌های ناتوان نگاه می‌شود.
فتاح احمد زی سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی افغانستان گفته است: به افراد دارای معلولیت کمتر توجه شده است. هرچند در قانون آمده است که باید حداقل سه درصد از کارمندان نهادهای دولتی باید افراد دارای معلولیت باشند، اما در این زمینه تاکنون توجه چندانی صورت نگرفته است. او گفت که وزارت کار و امور اجتماعی در نظر دارد تا روی تطبیق قانون در زمینه استخدام افراد دارای معلولیت در نهادهای دولتی تلاش‌های بیشتری انجام دهد.
آمار و ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که دلیل نابینایی بیشتر افراد دارای معلولیت بینایی، مادرزدای است. اما، حوادثی از جمله جنگ و حملات انتحاری و انفجاری نیز از دلایل عمده‌ی نابینایی در افغانستان به شمار می‌رود.

وضعیت خط بریل
در افغانستان خط بریل از حدود نیم قرن به این‌سو کاربرد داشته است. در ابتدا نابینایان از وسایل نوشتاری ساده استفاده می‌کردند اما با گذشت زمان و با پیشرفت فناوری جدید به وسایل مدرن دست یافتند.
برای چاپ و نشر کتاب‌های بریل، چاپخانه ملی خط بریل در مکتب نابینایان در کابل ایجاد شده اما به دلیل نداشتن کارمندان و به ویژه برق، کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. ساختمان زیبای این چاپخانه در صحن مکتب نابینایان توجه هر عابری را به خود جلب می‌کند اما زمانی که داخل آن می‌روید، وضعیت طور دیگری است. ماشین چاپ خودکار که مخصوص خط بریل است در یک گوشه اتاق گذاشته شده اما مملو از خاک و دود. این چاپخانه حدود چهار سال پیش به کمک مالی بانک جهانی ساخته شده است.
جواد نادر پور، از کارمندان چاپخانه ملی می‌گوید: “برق نداریم. برق با انرژی قوی نیاز است برای روشن شدن این ماشین‌های چاپ. تشکیلات این چاپخانه که باید حداقل ۳۵ نفر باشد هنوز منظور نشده. کارمندان فنی و خدماتی اصلاً وجود ندارند.”
ماشین چاپ خط بریل، در چاپخانه ملی خط بریل به دلیل نبود برق استفاده نمی‌شود.
در کنار این چاپخانه یک بخش کوچک مکتب نابینایان کار چاپ و نشر کتاب‌ها با خط بریل را پیش می‌برد. اکثریت ماشین‌های چاپ در این مکتب از سال‌ها پیش است اما سه ماشین مدرن به تازگی به این بخش کمک شده است. در این مکتب بیشتر از دویست کودک نابینا درس می‌خوانند.
بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، نزدیک به نیم میلیون نفر در افغانستان از نابینایی رنج می‌برند و تنها بیست درصد از نابینایان امکانات استفاده از خط بریل را دارند.
خواجه کبیر صدیقی، مدیر مکتب نابینایان می‌گوید حدود هفتاد درصد نیازمندی‌های این مکتب از کتاب‌های درسی را همین ماشین‌های چاپ برطرف می‌کند.
هدیه شاگرد کلاس دهم این مکتب است. او می‌گوید کودکان نابینا در کلاس اول و حتی پیش از دوره مکتب ابتدا الفبای خط بریل را می‌آموزند.
او گفت: “ما امکانات محدود داریم. فناوری مدرن ویژه نابینایان در اینجا اصلاً نیست و یا هم محدود است. انگشت شمار نابینایان به این تکنولوژی دسترسی دارند. به طور نمونه تکنولوژی برای روابط در شبکه‌های اجتماعی، تابلوهایی با خط بریل در جاده‌ها، علامت گذاری‌های مخصوص نابینایان روی اجناس در فروشگاه‌ها و از این نوع امکانات دیگر.”

آموزش به نابینایان
در کنار مکتب نابینایان برخی نهادهای غیردولتی دیگر هم در افغانستان به کودکان نابینا با خط بریل برنامه‌های آموزشی دارند.
در مؤسسه رهیاب، نابینایان همراه با موسیقی آموزش می‌بینند.
در”مؤسسه خدمات باز توانایی رهیاب” آموزش به کودکان نابینا همراه با موسیقی و کارهای عملی صورت می‌گیرد. این نهاد از سوی یک زوج نابینا تأسیس شده است. در این مرکز آموزشی، کودکان با استفاده از وسایل مخصوص نابینایان، خواندن و نوشتن فرامی‌گیرند و از طریق موسیقی الفبا را می‌آموزند.
بنفشه یعقوبی، رئیس این نهاد می‌گوید حدود ۱۰۰ شاگرد در این مرکز به طور رایگان از خدمات بهره‌مند می‌شوند اما با امکانات کم و محدود. در این مرکز تنها یک ماشین چاپ خط بریل برای شاگردان مواد درسی تهیه می‌کند.
در مکتب نابینایان کابل سالانه حدود ۱۰ تا ۱۵ شاگرد فارغ التحصیل می‌شوند اما وارد شدن این نوجوانان به دانشگاه‌ها هم با مشکلات فراوانی روبروست. اصلاً هیچ امکاناتی برای نشر و چاپ مواد درسی با خط بریل در دوره تحصیلات عالی برای نابینایان وجود ندارد. دانشجویان نابینا به کمک وسایل ضبط صدا درس استادان را ثبت می‌کنند و دوباره آن را می‌شنوند و آمادگی برای امتحانات پیدا می‌کنند.
ایجاد ظرفیت برای افراد دارای معلولیت بینایی باعث می‌شود تا هیچ ارگانی بهانه‌ای برای عدم استخدام آنها در پست‌های دولتی نداشته باشد.
مهدی سلامی معاون مؤسسه بازتوانی رهیاب امروز چهارشنبه (۲۰ دلو) در دومین دور آموزش کامپیوتر درباره نابینایان به خبرنگاران گفت(مصاحبه با آژانس افغان خبر): افرادی دارای معلولیت بینایی با ظرفیت‌سازی در خودشان می‌توانند از عدم اشتغال‌زایی جلوگیری نمایند.
آقای سلامی تصریح می‌کند که نابینایان به عنوان شخص درجه سوم در کشور از بسیاری فرصت‌های شغلی به دلیل معلولیت بینایی‌شان محروم‌اند و نمی‌توانند برای رفع نیازمندی‌هایشان وارد بازار کار شوند.
معاون مؤسسه بازتوانی رهیاب تأکید نمود، پیشگیری از معلولیت در نسل‌های آینده، آموزش و بازتوانی اشخاص دارای معلولیت بینایی، آگاهی دهی و دادخواهی حقوق افراد دارای معلولیت از فعالیت‌های این مؤسسه می‌باشد تا به این وسیله خدمتی برای این قشر از جامعه کرده باشد.
مهدی سلامی همچنان یادآور شد که در دور اول کلاس‌های کامپیوتر حدود ۱۰ نفر شاگردان که در رشته‌های مختلف از دانشگاه‌ها فارغ شدند که از این ده نفر ۴ نفرشان بنا به نیازمندی‌هایشان در مراحل کاری برای کار انتخاب شده‌اند.
سلامی اظهار داشت، دور دوم این کلاس‌ها نیز که برای مدت شش ماه می‌باشد از امروز به صورت رسمی درس کامپیوتر خود را آغاز می‌نمایند.
او خاطر نشان ساخت برنامه‌هایی از قبیل ورزش و عرضه نشریات از جمله هدف‌های آینده این مؤسسه می‌باشد تا این اشخاص نیز مانند افراد عادی از زمینه‌های مختلف آموزشی و کاری برخوردار شوند.
معاون این مؤسسه عنوان کرد گسترش فعالیت‌های این مؤسسه در همین جا خاتمه نمی‌یابد و تلاش می‌شود این خدمات را در سطح ولایات از جمله ولایت پروان وسعت بخشد.
وی همچنین با انتقاد از دولت و وزارت کار امور اجتماعی گفت: دولت تاکنون نظارت‌گر و حمایت کننده معنوی بوده و هیچ کمک مالی در این عرصه نداشته است.
سلامی افزود تنها کاری که دولت با ما همکاری نموده است مهر و امضای گواهینامه است که نابینایان از این مؤسسه دریافت می‌نمایند.
خانم بنفشه یعقوبی، رئیس مؤسسه رهیاب در این باره می‌گوید دادخواهی ما از دولت به گونه‌ای بوده که حداقل ۳ درصد زمینه کار برای این افراد فراهم شود.
رئیس مؤسسه رهیاب ادامه داد که دولت باید از پراکنده شدن فعالیت‌ها جلوگیری نموده و فعالیت‌هایشان را در سراسر کشور به صورت درست گسترش دهد.
آقای استی ون کوان حمایت کننده این مؤسسه ضمن اظهار خرسندی از نتیجه کار این مؤسسه و توانمندسازی نابینایان در افغانستان اضافه کرد که خبرنگاران با پوشش دادن اینگونه برنامه‌ها می‌توانند آگاهی دهی عامه و جلب توجه دونر برای حمایت از آنها را افزایش دهد.
آقای کوان می‌افزاید که در حمایت از نابینایان در افغانستان کار می‌کند و این یک کمک بشر دوستانه برای مردم افغانستان می‌باشد.
مؤسسه خدمات بازتوانی نابینایان “رهیاب” برای دومین دور دوره‌های ۶ ماهه آموزشی برنامه‌های کامپیوتر را برای ده تن از نابینایان راه‌اندازی کرد.
مهدی سلامی، معاون مؤسسه “رهیاب” و یکی از آموزش‌دهندگان این مرکز یادآور شد رهیاب هر شش ماه، ده تن از نابینایان را تحت پوشش برنامه‌ آموزش کامپیوتر قرار می‌دهد که اینک برای دومین بار این برنامه را راه‌اندازی کرده است.
نزدیک به یک ماه پیش در نخستین دور این برنامه، ده تن از نابینایانی که دوره شش ‌ماهه آموزش کامپیوتر را در این مرکز فرا گرفته‌ بودند، فارغ التحصیل شدند که از این ده تن، چهار تن آنان از سوی وزارت کار و امور اجتماعی استخدام و شامل کار شدند.
نابینایان توسط نرم‌افزاری که برنامه‌های کامپیوتر را “گویا” می‌سازد، می‌توانند با کامپیوتر رابطه برقرار کرده و از آن استفاده کنند.
در دوره‌های آموزش کامپیوتر این مرکز ده تن از نابینایان 5 نفر خانم و ۵ نفر آقا مهارت‌های استفاده از کامپیوتر را فرا می‌گیرند؛ اگر محدودیت‌های مالی از بین برده شود. آنان قادرند که تعداد بیشتری از نابینایان را تحت پوشش قرار دهند.
مؤسسه رهیاب از سوی مرجع خاصی حمایت نمی‌شود و مصارف آن از سوی برخی خیرین تأمین می‌شود.
نابینایان به عنوان شهروند درجه سوم در کشور از بسیاری فرصت‌های شغلی محروم می‌باشند، گفت که افراد دارای معلولیت بینایی با ظرفیت‌سازی در خودشان می‌توانند این محرومیت را از بین ببرند.
در کنار آموزش برنامه‌های کامپیوتر آموزش خط بریل، جهت یابی، تحرک و تقویت حس لامسه، از جمله برنامه‌هایی است که رهیاب برای نابینایان برگزار می‌کند. (خبرگزاری آوا)
گفتنی است که مؤسسه خدمات بازتوانایی نابینایان “رهیاب” از سال ۲۰۰۸ به ‌این‌سو با اهداف “پیشگیری از معلولیت”، “آگاهی رسانی در مورد چالش‌ها و توانمندی افراد دارای معلولیت” و “آموزش و بازتوانایی افراد دارای معلولیت” فعالیت می‌کند و نزدیک به یکصد نابینا در این مرکز ثبت می‌باشند.
مآخذ
– گفت‌وگو با رادیو بی بی سی فارسی، 18 اسفندماه 1395
– خبرگزاری آوا
– خبرگزاری فارس، 26 آذرماه 1395
– www.bbc.com

وضعیت دیگر معلولیت‌ها
غلام نظری ساکن کابل است. پسری 6 ساله دارای سندرم داون دارد. برای رسیدگی و درمان پسرش، با مشکلات فراوان مواجه است. وی در این باره در وبلاگ شخصی‌اش چنین نوشته است.
اینجانب غلام نظری که ساکن کابل افغانستان می‌باشم پسری دارم تقریباً 5 ساله که سندرم داون می‌باشد ولی متأسفانه هیچ مرکزی در افغانستان وجود ندارد که به این بچه‌های معصوم خدمات توانبخشی بدهد البته من خودم فارغ التحصیل رشته روانشناسی هستم ولی اصلاً نمی‌توانم با فرزند خودم جدی کار کنم. بعد از تولد محمدرضا من به محیط اطرافم بسیار حساس شدم و متوجه شدم تعداد زیادی از بچه‌های داون وجود دارند که بدون هیچ حمایت و برنامه‌ای دارند بزرگ می‌شوند و کاملاً وابسته با دیگران بار می‌‌آیند. بر همین اساس تصمیم گرفتم تا حد توان کمکی به این بچه‌ها و خانواده‌هایشان انجام بدهم. لذا از شما تقاضا می‌کنم اگر می‌توانید طرحی ابتدایی از راه‌اندازی و نیازمندی‌های مرکز توانبخشی کودکان سندرم داون را برایم ارسال کنید و یا اینکه اگر جزوات آموزشی در مورد کار با این بچه‌ها وجود دارد در اختیار ما بگذارید. پیشاپیش از همکاری شما عزیزان کمال تشکر را دارم.
غلام نظری، کابل، افغانستان، 21 اردیبهشت 1395

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *