توقع مردم

سلام،
سی هشت سالمه شاغل و معلول فلج اطفالیم، توی این عمر که از خدا گرفتم بعد از چقدر استرس و فشار کاری و مالی و جسمی و روحی، تازه متوجه شدم، اونقدر که مردم توقع دارن خودمو با اونا تطبیق بدم، اصلا انتظار ندارن که خودشونو با امثال من تطبیق بدن ،،، چی؟ از کجا فهمیدم؟ خب از اینجا که هنوزم هرجا دیرتر از بقیه میرسم، این سوال و ازم میپرسن چرا دیر اومدی؟ البته بعضیاشون با تمسخر و بعضیا با ترحم و بعضیا با عصبانیت و بعضی هم با کنایه و نیشخند.
آخرش نفهمیدم من معلولم یا اونا خیلی سریع السیرن. دوران دانش آموزی دیر میرسیدم مدرسه، دوران دانشجویی دیر میرسیدم دانشگاه، الانم که شاغلم دیر میرسم سرکار، مهمونیا دیر میرسم، عروسیا و عزاها دیر میرسم، پارک و تفریح دیر میرسم، دیگه خیلی وقتا ترجیح میدم از خیر بعضی برنامه ها بگذرم و یا تک نفره برنامه ریزی کنم و یا از خیر استراحت و تفریح خاصی بگذرم تا به یه برنامه دیگه ای برسم … بعضی وقتا هم کاملا منزوی میشم و بقیه فکر میکنن قهر کردم اما خبر ندارن که از تطبیق دادن برنامه ها و شرایطم با اونا خسته شدم و یه جاموندن رو به حرکت کردن با جریان ترافیک اونا ترجیح دادم.

فاطمه سادات، اردیبهشت 1396

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *