ناتوانی بهزیستی در تامین استقلال و رفاه معلولان

ناتوانی بهزیستی در تامین استقلال و رفاه معلولان

رویا بابایی

توانبخشی مجموعه ای از خدمات اجتماعی، آموزشی و حرفه آموزی است که وظیفه بازگرداندن توانایی های فرد معلول به بالاترین حد استقلال او را به عهده دارد، اما توانبخشی معلولان در کشور ما چندان جدی گرفته نمی شود. در این راستا، سازمان بهزیستی نتوانسته به وظایف قانونی اش به درستی عمل کند، طوری که توانبخشی آموزشی، شغلی و جسمی معلولان در اولویت برنامه های وزارت رفاه قرار ندارد و خیلی از معلولان از رفاه حداقلی هم برخوردار نیستند.
به گزارش سلامت آنلاین، سازمان جهانی بهداشت، توانبخشی را مجموعه ای از اقدامات و خدمات هماهنگ پزشکی، آموزشی، حرفه ای و اجتماعی می داند که کارایی فرد معلول را در حدی ارتقا دهد که او بتواند به بالاترین میزان بازتوانی دست پیدا کرده و در بطن جامعه به زندگی مستقل برسد. این سازمان همچنین توانبخشی را فرآیندی هدفگرا و دارای محدودیت زمانی می داند که هدفش توانا کردن فرد دارای معلولیت برای رسیدن به کارکرد اجتماعی مناسب است.
در کنار این تعریف، عده ای از کارشناسان مربوطه آموزش، ارتقای مهارت ها، درمان، ورود به جامعه و حتی مهارت آموزی، اشتغال و استقلال مالی فرد توانخواه را نیز زیر مجموعه های توانبخشی می دانند، اما نکته اینجاست که آیا چیزی که امروز تحت عنوان خدمات توانبخشی به معلولان ارائه می شود با موارد نام برده همخوانی و انطباق دارد یا نه؟
آیا افراد دارای معلولیت تحت نظر سازمان های مربوطه مراحل توانبخشی را مرحله به مرحله طی کرده و در نهایت به عنوان یک فرد مستقل که بخش اعظم توانایی های سابق خود را بازیافته است وارد جامعه می شوند؟ واقعیت این است که مستمری ۵۰ هزار تومانی سازمان بهزیستی و یا پرداخت کمک هزینه های ناچیز خرید تجهیزات پزشکی و وسایل توانبخشی، نتوانسته است گام موثری در جهت توانبخشی روحی و جسمی معلولان باشد.
افزایش ۳۰ درصدی بودجه سازمان بهزیستی
سازمان بهزیستی در حال حاضر، اصلی ترین متولی افراد دارای معلولیت و مهم ترین مرجع ارائه دهنده خدمات توانبخشی به معلولان است، طوری که توانمندسازی و توانبخشی معلولان از بدیهی ترین وظایف این سازمان محسوب می شود.
معلولان بیشترین ارتباط معنایی خود را با معاونت امور توانبخشی بهزیستی دارند و این معاونت مسئول بازتوانی معلولان است.
درحال حاضر توانمندسازی، خدمات مربوط به تامین هزینه های ساخت و تهیه ی اعضای مصنوعی، لوازم کمک توانبخشی و درمان، پرداخت هزینه تحصیل و مستمری، مهم ترین خدماتی هستند که سازمان بهزیستی در حوزه ی توانبخشی به جامعه ی هدف خود ارائه می دهد، اما مجموع این خدمات برای افراد دارای معلولیت کافی نیست و نتوانسته به توانبخشی معلولان منتج شود.
معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در حالی که از افزایش اعتبارات مربوط به تامین تجهیزات و وسایل توانبخشی معلولان خبر می دهد، در دفاع از اقدامات سازمان بهزیستی به سلامت آنلاین می گوید: تامین لوازم توانبخشی معلولان در توانمندی آنها تاثیر زیادی دارد و در این راستا در شش استان محروم کشور از جمله استان های کرمانشاه، ایلام و… تجهیزات کمک توانبخشی معلولان به صورت آنی و به روز در اختیارشان قرار می گیرد و در تلاش هستیم تا این روال را در سراسر استان های کشور نیز برقرار کنیم.
دکتر حسین نحوی نژاد تصریح می کند: در سال جاری ۵۰ میلیارد تومان اعتبار برای ارائه وسایل توانبخشی و کمک توانبخشی معلولان اختصاص داده ایم، اما به دنبال این هستیم که تا پایان سال بتوانیم اعتبارات بیشتری را نیز برای این حوزه دریافت کنیم.
وی همچنین از افزایش ۳۰ درصدی بودجه امسال نسبت به سال گذشته خبر می دهد و می افزاید: برنامه ما برای امسال و سال آینده این است که نابینایان نخبه را به سوی فناوری های اطلاعات سوق داده و آنها را از این تجهیزات بهره مند کنیم.
این مقام مسئول همچنین مهارت آموزی و ایجاد اشتغال را نیز از ارکان توانبخشی می داند و می گوید: سازمان بهزیستی با رویکرد توانبخشی حرفه ای به دنبال ارتقای مهارت آموزی و ایجاد اشتغال پایدار برای جامعه هدف است.
نحوی نژاد با اشاره به این مطلب که امروز در دنیا توافق بر سر این است که توانبخشی معلولان در بستر اجتماع و در متن جامعه اتفاق بیفتد اذعان دارد: بخشی از توانبخشی فرد معلول باید در داخل خانواده برای وی اتفاق بیفتد و نگاه ما این است که خدمات توانبخشی را در منزل معلولان به آنها ارائه دهیم.
کمک های موردی، دوای دردهای معلولان نیست
تنها راه حضور موثر معلولان در جامعه دریافت خدمات توانبخشی بصورت مناسب و به موقع است. مدیرعامل سازمان مردم نهاد کانون معلولین توانا نیز با تاکید بر لزوم ارائه خدمات توانبخشی به معلولان، در گفتگو با سلامت آنلاین تاکید می کند: متاسفانه برخی توانبخشی را محدود به پرداخت مستمری و کمک های موردی به به معلولان کرده اند، در حالی که دامنه این فرایند بسیار وسیع تر از این موارد است.
محمدرضا هادی پور ادامه می دهد: افراد دارای معلولیت نیاز به مددکاری دارند که مراحل مختلف معلولیت از افسردگی هنگام بروز معلولیت و عدم پذیرش آن گرفته تا رسیدن به خودباوری، اعتماد به نفس و بالندگی را همراه با او طی کند.
این فعال حوزه معلولان که خود از ناحیه پا دارای محدودیت جسمی حرکتی است تصریح می کند: یک پای توانبخشی معلولان در دریافت خدمات به هنگام، برخورداری از مشاور، روانشناس، دریافت لوازم کمک توانبخشی در سریع ترین زمان ممکن، دسترسی به خدمات درمانی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و… قرار دارد که با مستمری ناچیز سازمان بهزیستی، دستیابی به این موارد ممکن نیست.
هادی پور اذعان می کند: صحبت کردن، همدردی، درد و دل، وقت گذاشتن برای فرد معلول و حتی به سفر یا تفریح رفتن با او نیز از ارکان مهم توانبخشی است واز این حیث باید بپذیریم که امروز بخش اعظم توانبخشی توسط تشکل های مردم نهاد معلولان به آنها ارائه می شود.
عضو هیات مدیره کانون معلولین تاکید می کند: نیازهای معلولان به ویژه در زمینه توانبخشی بالاتر از توان فعلی بهزیستی است و این سازمان باید به فکر افزایش ظرفیت های خود باشد.
به گفته هادی پور، سازمان بهزیستی حتی از عهده پرداخت کمک هزینه تجهیزات توانبخشی معلولان هم به درستی برنمی آید و با این اوصاف نمی توان به توانبخشی کامل معلولان امیدوار بود، مگر اینکه تعریف توانبخشی از نگاه بهزیستی تغییر یابد.
پای درد و دل معلولان ایرانی
لیلا کریمی راد، ۳۱ سال دارد و ۱۰ سال پیش در یک سانحه رانندگی دچار آسیب نخاعی شده است. لیلا می گوید: وقتی معلول شدم تا مدت ها احساس می کردم باید یک مددکار یا مشاور کنارم باشد تا بتوانم حداقل با او درد و دل کنم، اما این اتفاق هیچ وقت نیفتاد.
وی ادامه می دهد: سازمان بهزیستی باید تعداد زیادی مددکار یا روانشناس استخدام کند تا آنها به خانه افراد معلول به ویژه آن افراد که تازه معلول شده اند رفت و آمد کند تا پذیرش مقوله معلولیت را برای همه اعضای آن خانواده آسان کند، اما این اتفاق تاکنون نیفتاده است.
کریمی راد همچنین تصریح می کند: نیاز افراد دارای معلولیت چیزی نیست که ختم به دریافت مستمری ماهانه شود.
او مترجم زبان انگلیسی است و به قول خودش، همین که من ماهانه حتی یکبار هم نمی توانم از خانه خارج شده و در شهر به گردش بروم، گویای این است که من هیچ خدمت توانبخشی دریافت نکرده ام.
مصطفی کماندار هم از ناحیه دوپا دارای محدودیت جسمی حرکتی است و دو پسر ۱۱ و ۹ ساله دارد. او گلایه می کند: همیشه سعی کرده ام با اعتماد به نفس با معلولیت کنار بیایم، اما هربار که با پله، مانع و عدم مناسب سازی معابر مواجه می شوم و فرزندانم در جابجایی ویلجر من به سختی می افتند، احساس می کنم تمام تلاش هایم به باد می رود.
کماندار که حالا ۴۵ سالگی خود را پشت سر گذاشته، اضافه می کند: اوضاع عدم مناسب سازی معابر به شکلی است که انگار جامعه، من معلول را نمی خواهند. یا انگار دنبال این هستند که ما را کنار بگذارند. اینکه هیچ نهادی بطور جدی سازمان های متخلف را مواخذه نمی کند زجرآورتر است.
مرضیه کمیلی مقدم هم دارای معلولیت است و ۲۶ سال دارد. او دانشجوی کارشناسی ارشد مدیدیت دولتی و اهل کرج است. مرضیه می گوید: انتظا ما از بهزیستی به عنوان تنها متولی معلولان در ایران این است که مانند پدری دلسوز، مسئولیت معلولان را بپذیرد، اما چنین اتفاقی نمی افتد. درست است که شاید بودجه بهزیستی کم باشد، اما همه چیز در پول خلاصه نمی شود، بلکه می شود با مدیریت صحیح و شناسایی گلوگاه های مهم، همان پول کم را به درستی مصرف کرد.
وی اذعان می کند: گاهی شاهد صرف هزینه های بی مورد در سازمان بهزیستی هستیم، درحالی که چالش های زیادی تن رنجور معلولان را به درد آورده است.
مقدم گلایه می کند: توانبخشی معلولان، مهم ترین وظیفه بهزیستی است، در حالی که نگاه فعلی بهزیستی به معلولان به گونه ای است که انگار این سازمان، هیچ آشنایی با توانبخشی ندارد.
حمیده قهرمانی پور هم نابیناست و ۳۷ سال دارد. حمیده می گوید: من کارشناس مدیریت آموزشی هستم و به کار کردن با کامپیوتر آشنایی دارم، اما هم اکنون هیچ شغلی ندارم و سازمان بهزیستی برای اشتغال من در ۱۰ سال آینده نیز هیچ برنامه ای تدوین نکرده است.
محمد ایمانی نیز ۲۸ ساله و فلج شدید مغزی است. او می گوید: وقتی درباره توانبخشی و انتظارت من از بهزیستی می پرسید چیزی برای گفتن ندارم، چون به وعده های بهزیستی اعتماد ندارم، همین حالا در پرداخت شهریه دانشگاهم با مشکل مواجهم، مستمری ما سال هاست افزایش چندانی نداشته است. خانواده ام از عهده هزینه های کاردرمانی و فیزیوتراپی من برنمی آیند، شما بگویید کجای این اتفاق ها به توانبخشی بهزیستی ختم می شود؟
با وجود اینکه ارائه خدمات توانبخشی به معلولان، هزینه، زمان و انرژی زیادی می برد، اما بهزیستی نتوانسته این خدمات را به شایستگی به معلولان ارائه دهد. به همین دلیل، تغییر رویکردها، شناسایی مجدد گلوگاه ها و احراز روش های موثر و نوین برای توانبخشی معلولان، اتفاقی است که می تواند لبخند رضایت را بر لب هشت میلیون معلول ایرانی بنشاند.

منبع: سایت سلامت آنلاین، 13 آذر 1395

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *