چرا معلولین امام حسین(ع) را دوست می‌دارند؟

تجربه روانشناسی و جامعه شناسی می‌گوید دوستی دو طرفه است. اگر معلولان امام را دوست می‌دارند و هیئت‌های عزداری بسیاری در شهرهای مختلف برای امام حسین(ع) تشکیل داده و به رغم نداری‌ها و عدم امکانات گاه با اندک مبالغی که روی هم می‌گذارند، مجالس پر رونقی راه‌اندازی می‌کنند؛ همه اینها به خاطر این است که امام حسین(ع) هم معلولان را دوست می‌دارد و به اینان علاقه و محبت فراوان دارد. یکی از اسنادی که این علاقه و محبت را نشان می‌دهد، سخنی از حضرت است که در منابع روایی آمده است.
حضرت وقتی تهدید یزید را در مدینه دریافت کرد، به طرف مکه رفت و پس از زیارت مکه به طرف کربلا به راه افتاد. در مکه بزرگان و دانشمندان را جمع کرد و برای آنان سخنرانی مهمّی بیان فرمود.
ابن شعبه حرانی از محدثین و دانشمندان سده چهارم قمری این سخنرانی را در کتابش تحف العقول آورده و این کتاب توسط آقای احمد جنتی به فارسی ترجمه شده است. مترجم در ابتدای سخنرانی چنین نوشته است:
حضرت این خطبه را برای جمعی از دانشمندان ایراد کرد. امام(ع) در آخرین دیدارش از مکه خواسته از موقعیت کنگره حج استفاده کند، از این‌رو عالمان و نخبگان را گرد آورد تا وظایف آنان را گوشزد فرماید و مسئولیت آنهایی که به طمع نان یا ترس جان سر سپرده ظلم شده بودند، یادآوری نماید، بلکه به وسیله آنان دیگران را بیدار کند. (تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ترجمه احمد جنتی، ص519)
این سخنرانی تماماً درباره مردم بی بضاعت و بی‌پناه و استثمار شده توسط حاکمان ظالم و مستبد و معلولان به عنوان مصداق بارز از این جامعه است. از این‌رو می‌توان گفت همه همت و اهتمام امام(ع) تبیین وضعیت معلولان اعم از نابینایان، ناشنوایان و ناتوانان جسمی و حرکتی است.
امام(ع) به عنوان یک رهبر دینی، دستگاه ظلم را به چالش کشیده و در این جا، علل و انگیزه خود را دفاع از معلولین دانسته و به نخبگان و دانشمندان هم توصیه می‌کند معلولان را رها نکنند و از این قشر مظلوم دفاع کنند. فراز مهم و چکیده سخنان حضرت در سه جمله زیر است:
العُمیُ و البُکْمُ و الزَمْنی فی المدائن مهملةٌ لا تُرْحَمون و لا فی منزلتکم تعملون و لا من عمل فیها تعینون و بالادّهان و المصانعة عند الظلمة تأمنون، کلّ ذلک ما امرکم الله به من النهی و التناهی و انتم عند غافلون.( تحف العقول، ص520)
نابینایان، ناشنوایان و زمینگیران در شهرها نه سرپرستی دارند نه پناهی؛ رحم و مروت شما کجاست؛ حتی با استفاده از مقام و موقعیت خود به نفع آنها قدمی برنمی‌دارید؛ و نسبت به کسانی که برای آنان در تلاش هستند، بی‌توجه هستید؛ با سازش و همکاری با ستمکاران خود را آلود ساخته‌اید. همه این رفتارها همان منکراتی است که خدا دستور داده از آنها جلوگیری کنید ولی شما غافل هستید.( تحف العقول، ص523)
امام حسین(ع) در حال بسیج نیروها و رهبری قیام علیه دستگاه ظلم است و ممکن است گفته شود ده ها موضوع مهم‌تر از معلولین هست که لازم است امام در این شرایط به آنها بپردازد. اما به نظر امام(ع) افشای ظلمی که در حق نابیناها و ناشنواها و دیگر معلولان شده اولویت اصلی جامعه است، از این‌رو امام در نشست با نخبگان جامعه این موضوع اولویت‌دار و مهم را پیش کشیده و از آنان استدعا می‌کند در کنار معلولان مظلوم بایستند و از حقوق اینان دفاع کنند.
این حادثه مهم و سخنان حضرت در این نشست مهم را می‌توان اصلی‌ترین علت محبت و دوستی معلولان به حضرت دانست که بعد از قرن‌ها هنوز گرم و تازه است.
معلولان درک می‌کنند حضرت در آن شرایط مهم تاریخی، از دانشمندان تقاضا نکرد از او یا از خانواده‌اش که در معرض هرگونه ظلمی بودند دفاع کنند بلکه از مشاهیر و بزرگان خواست که به معلولیت و نیازهای معلولان اهتمام نمایند.
متأسفانه مداحان و واعظان به این نکات مهم نمی‌پردازند با این حال خود معلولان با تمام وجود این اقدام حضرت را درک کرده و طی قرون متمادی و نیز در این زمان به برپایی مجالس عزاداری برای زنده نگاه داشتن تعالیم آن حضرت می‌پردازند.
(دفتر فرهنگ معلولین)

2 پاسخ
  1. ali
    ali گفته:

    باسلام
    1.یعنی نابینایان آدم نیستند که ائمه را دوست داشته باشند؟!
    2.آیا تیتر مطلب در پس خود این موضوع را نمی رساند که نابینایان امامان دیگر را دوست نمی دارند؟
    3.آیا در کتب حدیثی و روایی، حدیث یا روایتی از سایر ائمه در زمینه نابینایان وجود ندارد و این امر محدود به سیدالشهدا (ع) است!
    4.آیا صرفا دوست داشتن امام حسین توسط نابینایان منتج از این روایت وسخن گهربار ایشان است؟ و اگر امام حسین در سخنرانی خود به موضوع نابینایان و معلولین اشاره نمی کردند، دیگر خبری از حُب نابینایان نسبت به آن حضرت نبود؟
    5.آیا نابینایان نمی توانند با دلایلی همانند افراد عادی به یک امام و مکتب جاریه او عشق بورزند! نکند شما نابینایان را از جنسی غیر از افراد عادی می پندارید که حب این گروه نسبت به امام حسین را منوط به توجه خاص ایشان نسبت به این گروه آن هم در یک سخنرانی می پندارید.
    6.نمی شود یک نابینا نیز دقیقا مثل یک انسان عادی به سبب بیشمار دلایل دینی، فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی که قریب به اتفاق افراد جامعه کمابیش به این دلایل آگاه بوده و امیدوارم حضرتعالی هم به آنها در حد بضاعت خود آگاه باشید به آن حضرت عشق بورزند؟
    7.نویسنده محترم، این نوشتار و نوع تحلیل آن و نیز درنظر نگرفتن تمامی عوامل شایسته نامی که در سردر این سایت خورده است، نیست. این کجای «فرهنگ» برای معلولین و ازجمله نابینایان است که دنبال القاء یک نگرش افتراقی بین نابینایان و افراد بیناست. تنها به قیمت نوشتن یک مطلب.
    8.با اندکی تجربه و دانش در نگارش و تحقیق –که در این مطلب ازشما دفتر محترم ندیدم- می توانستید این مطلب را به شیوه ایی گویا وتاثیرگذار بنویسید. باز هم برای نابینایان که شما داعیه دفتر فرهنگ بودن آنان را دارید متاسفم که بیشتر مایه ایجاد نگاه افتراقی بین نابینایان و افراد عادی شده و باعث نگاه های غلط به افراد نابینا می شوید.
    9.در تمام جهان دنبال فرهنگ سازی در زمینه تقلیل نابینایی و معلولیت به یک ضعف، اختلال، آسیب یا مشکل بوده ونه انگارش نابینایی به عنوان یک تفاوت کلی در همه ابعاد و دنبال ایجاد یک نگاه همسان بین نابینایان و افراد بینا در جامعه می باشند اما گمان می رود شما به قیمت نوشتن یک مطلب ودرج آندر سایت به دنبال وجود تفاوت در همه زمینه ها بین نابینایان وافراد بینا والقا آن به کاربران هستید. امیدوارم در دیدگاه خود صرف نظر نموده و کار به خود همان نابینایان کاردان بسپارید که خود بهتر می توانند در این زمینه ها اظهار نظر کنند و دلایل حب و محبتشان به امام حسین را به یک حدیث یا روایت تقلیل نداده و امکان بسیاری از برداشت های غلط از آن را ایجاد ننمایند.
    (ali1370{@}yahoo.com)

    پاسخ
    • مدیر سایت
      مدیر سایت گفته:

      یادداشتی درباره مقاله چرا معلولین امام حسین(ع) را دوست می‌دارند؟
      عزیزی با نگاه انتقادی در 9 بند و یک صفحه مطالبی درباره این مقاله نوشته است. البته خوب بود عنوان و تیتری برای یادداشت خود می‌گذاشت و نیز نامش را هم ذکر می‌کرد تا گفت‌وگو راحت‌تر می‌گشت. اما به هر حال بی‌نهایت از نقد ایشان سپاسگزاریم تا وقتی نقد و گفت‌وگوهای انتقادی نشود، فرهنگ سازی و پیشرفت فرهنگی در جامعه معلولان پدید نمی‌آید. اما ایشان به مدیریت دفتر فرهنگ معلولین هم حق بدهند تا نظرات خود را درباره مطالب ایشان بیان کند و اگر در پاسخ ما، اشکالی می‌بیند حتماً مستدل به نقد ما مبادرت ورزد. اینکه وقت گذاشته و این مطلب را مطالعه و نکاتی مطرح کردید، نشانه فرزانگی شما است.
      1ـ شش بند از نه بند نخست این نوشته با یک شیوه استنتاج و نتیجه‌گیری به نقد مقاله پرداخته است. در بند اول نوشته‌اید: یعنی نابینایان آدم نیستند که ائمه را دوست داشته باشند؟
      از تیتر ما «چرا معلولین امام حسین(ع) را دوست می‌دارند؟» چنین برداشتی که معلولان آدم نیستند استفاده نمی‌شود، نیز متن مقاله چنین نکته‌ای ندارد.
      اولاً همه معلولان آدم‌های نازنین هستند و در طول تاریخ خدمات مطلوبی به فرهنگ و جامعه انسانی و در بین مسلمانان به جامعه اسلامی نموده‌اند.
      دوم اینکه این مقاله درصدد اثبات این نکته است که نابینایان شیعه و حتی اهل سنت بعضاً ائمه(ع) را دوست دارند چون دوست داشتن و عشق ویژه انسان است.
      سوم کسانی که با ائمه از سَر غضب یا شهوت دشمنی کرده و حتی به شهادت امام(ع) اقدام کردند اینان حیوان صفت هستند ولی کسانی مثل نابینایان که امام(ع) را دوست می‌دارند؟ اینان در اوج انسانیت می‌باشند. از این‌رو به دلایل گفته شده این مقاله در پی اثبات شئون انسانی نابینایان و دیگر معلولین است و به هیچ وجه نتیجه شما را نمی‌فهماند و نمی‌رساند.
      2ـ در بند دوم مرقوم فرموده‌اید: آیا تیتر این مقاله نمی‌رساند که نابینایان دیگر امامان(ع) را دوست نمی‌دارند؟
      اولاً نمی‌دانم رشته تحصیلی شما چیست و در چه علمی تبحر دارید اما اگر اصول فقه خوانده باشید این موضوع در مبحث مفهوم و مفهوم مخالف بحث شده و در جاهای دیگر مثل بلاغت، هرمنوتیک و سمانتیک هم آمده است. بحث طولانی است. مثلاً در منابع اصولی مثل کفایه آخوند خراسانی یا اصول الفقه مرحوم مظفر (جلد اول، صفحه 107 به بعد) به تفصیل بحث شده و گفته شده از چنین جملاتی نمی‌توان مفهوم مخالف استفاده کرد.
      دوم اینکه در عرف مردم و مفاهمات و گفتگو‌های عادی مردم هم جایز نمی‌دانند از گفته‌های این چنینی مفهوم مخالف برداشت شود. حتی بچه‌ها هم همین‌طور هستند. چند مثال مطلب را روشن می‌کند:
      شما به معلم خود می‌گویید من درس ریاضی را دیشب مطالعه کردم.
      آیا معلم، شما را توبیخ می‌کند که چرا بقیه دروس را مطالعه نکردی و چون از جمله شما فقط جایز است بفهمد درسی به نام ریاضی را در ساعاتی از شب خوانده و در مطالب آن تأمل کرده است. حالا دروس دیگر را خوانده یا نخوانده از این جمله برداشت نمی‌شود.
      هزاران مثال می‌توان مطرح کرد که هم عرف مردم و هم عالمان چنین برداشت‌های معکوس را جایز و معتبر نمی‌دانند. البته برخی از انواع مفهوم مخالف را بعضاً حجت می‌دانند که شرایط خاص و قراین ویژه دارد که از بحث ما خارج است.
      بنابراین اینکه از تیتر این مقاله برداشت معکوس بکنید با هیچ منطقی سازگار نیست.
      3ـ در بند سوم نوشته‌اید: آیا در کتب حدیثی و روایی، حدیث یا روایتی از سایر ائمه(ع) در زمینه نابینایان وجود ندارد و این امر محدود به سید الشهداء است؟
      اولاً دوباره همان نوع استدلال که در بند دوم آورده‌اید تکرار کرده‌اید. اینگونه نتیجه‌گیری از اساس غلط است. برای نمونه کسی روی منبر از رسول خدا(ص) نقل می‌کند که العلم فریضة (علم واجب است) کسی پایین منبر فریاد برآورد یعنی فقط رسول خدا گفته علم واجب است و دیگر معصومین(ع) نگفته‌اند.
      مردم به این استدلال خواهند خندید چون از اساس باطل است و گوینده و شنونده با مدلول و منطوق یا مفهوم ظاهری و موافق باید کار داشته باشند و اگر می‌خواهند نتیجه‌گیری‌های خاص بکنند باید شرایط و قرائن خاص مطرح کنند.
      دوم اینکه دفتر فرهنگ معلولین به مناسبت‌ها و در ایام خاص روایتی را به مناسبت مطرح می‌کند. این ایام چون متعلق به سیدالشهداء است و ما هم دفتر معلولین هستیم لذا این روایت را از امام حسین(ع) آوردیم. و اگر نه اگر به مجله توان‌نامه یا وب سایت نگاه کنید به هر مناسبت، احادیثی می‌آوریم.
      سوم دفتر فرهنگ معلولین درصدد جمع‌آوری همه احادیث معتبر که محتوای معلولیتی دارند، است. اگر شما علاقه و تخصص دارید آمادگی داریم از تجارب شما هم استفاده کنیم.
      4ـ در این بند مرقوم فرموده‌اید: آیا صرفاً دوست داشتن امام حسین(ع) منتج از این روایت و سخن گهربار ایشان است و اگر امام(ع) در سخن خود به نابینایان و معلولین اشاره نمی‌کرد دیگر خبری از حبّ نابینایان نسبت به آن حضرت نبود؟
      در مقاله دوست داشتن امام(ع) محصور به این سخن امام(ع) نشده است. بلکه اینجوری تقریر شده که نابینایان امام(ع) را ذاتاً دوست می‌دارند و امام(ع) هم آنان را دوست می‌دارد نشانه و علامت این دوستی یکی سخنی از امام است که در تحف العقول و در این حدیث آمده است. صریحاً در ابتدای مقاله گفته شده این حدیث نشانگر رابطه دوستانه امام(ع) و نابینایان است.
      در این تقریر چه اشکالی هست؟
      البته شیعیان و نیز نابینایان و معلولین شیعه بر اساس اصول اعتقادی، به امامت باور دارند و در فروع دین بر اساس تولی و تبری’، ائمه(ع) را دوست می‌دارند. اما اگر کسی در مقام تحلیل این رابطه دوستانه بگوید فلان سخن امام(ع) مؤید و نشانه این رابطه است؛ البته نشانه‌ها و ادله دیگر هم هست که در جای خودش بحث می‌شود. بنابراین اگر امام در سخن خود به معلولین اشاره نمی‌کرد، محبت و علاقه طرفین به یکدیگر وجود داشت و از طرق و نشانه‌های دیگر می‌توانستیم آن را اثبات کنیم.
      5ـ دربند پنجم نوشته‌اید: آیا نابینایان نمی‌توانند با دلایلی همانند افراد عادی به یک امام و مکتب جاریه او عشق بورزند؟
      پاسخ این است نابینا و غیر نابینا فرقی ندارند و همگی بر اساس اصل امامت و قواعد تبری’ و تولی به امام(ع) علاقه و محبت دارند و امام(ع) هم بر اساس قاعده لطف و دیگر قواعد به همه مردم اعم از نابینا و بینا محبت و ولایت دارد.
      در ادامه نوشته‌اید: نکند شما نابینایان را از جنسی غیر از افراد عادی می‌پندارید که حبّ این گروه نسبت به امام حسین(ع) را منوط به توجه خاص ایشان نسبت به این گروه آن هم در یک سخنرانی می‌پندارید؟
      نابینایان از جنس افراد عادی هستند و همگی انسان می‌باشند اما نابینایان و دیگر معلولین به دلیل شرایطی که دارند دستورات ویژه در شریعت در مورد آنها صادر شده است. مثلاً حضرت علی(ع) در دوره خلافت خود به استاندارد مصر نوشت در سی مورد به معلولین رسیدگی داشته باش، بخشی از بیت المال را به آنان اختصاص بده، برای آنان سرپرست بگذار تا به امورشان رسیدگی کند و غیره (فرمان مالک اشتر) در فقه اسلامی هم دستورات و قوانین ویژه در مورد آنان هست. دقیقاً مثل اینکه قشر کارگران قوانین خاص خود را دارند و معلمان قوانین ویژه خود را؛ معلولان هم دستورات و قوانین خاص خود را.
      این مقاله به نظریات امام حسین(ع) که در قالب دستوری برای معلولان بیان شده می‌پردازد. مثلاً امام(ع) می‌فرماید علما باید از موقعیت و مقام خود به نفع معلولان استفاده کنند یا نسبت به اینکه معلولان در مدائن بدون رسیدگی رها شده‌اند مورد اعتراض امام است و دستوراتی می‌دهد. این موارد به عنوان دیدگاه‌های امام(ع) در مورد قشری از جامعه یعنی معلولان تبیین و معرفی شده است. همه این سفارشات امام(ع) نشانگر و گویای این است که مکتب امامت و تشیع به حقوق همه اقشار از جمله جامعه معلولان توجه دارد و دستوراتی برای اصلاح امور آنان صادر کرده است.
      ما پنداری غیر از آن عرض شد نداریم و اگر این تفکر غلط است بفرمایید کجای آن و به چه دلیل غلط است.
      6ـ مرقوم فرموده‌اید: نمی‌شود یک نابینا مثل یک انسان عادی به سبب و دلایل بی‌شمار به آن حضرت عشق بورزند؟
      حتماً همین‌طور است و هر یک از معلولان و نابینایان به دلایل شخصی و گروهی از آنها به دلایلی عمومی به حضرت علاقه دارند و اینطوری نیست که آنان این حدیث را شنیده و سپس علاقه پیدا کرده باشند.
      این حدیث نشانه، علامت و گویای رابطه محبت‌آمیز امام(ع) و نابینایان است. برای مثال عرض می‌کنم. شما و همسرتان به دلایل بسیار به هم علاقه و محبت دارید. پس از سی سال که از ازدواج شما می‌گذرد اگر روزی به او بگویی «تو را دوست می‌دارم». این جمله صرف نشانه و علامت است نه اینکه با گفتن این جمله آن رابطه محبت‌آمیز ایجاد شود تا شما اعتراض کنید این رابطه بوده است.
      خلاصه اینکه امامت در عمق وجود شیعیان هست ولی در آیات و روایات نکاتی هست که به وسیله آنها می‌توان محبت دو طرفه امام(ع) و مردم را تبیین و معرفی کرد.
      7ـ نوشته‌اید: این نوشتار و نوع تحلیل آن شایسته نامی که در عنوان سایت آمده نیست. دفتر فرهنگ معلولین به معنای فرهنگ سازی در جامعه معلولین است و این مقاله هم در راستای همان هدف می‌باشد. یعنی دیدگاه‌های معصومین(ع)، آیات قرآن کریم و آراء فقهاء و متکلمان مسلمان و شیعه در زمینه معلولین تجزیه و تحلیل می‌گردد تا فرهنگ دینی و نیز مایه‌های ایرانی و اصل فرهنگ این جامعه تقویت گردد.
      جنابعالی ننوشته‌اید کجای این مقاله با کجای عنوان این سایت سازگاری ندارند؟ اگر لطف کنید و توضیح دهید متشکر می‌شویم ولی لطف کنید با دلیل و مدرک بنویسید.
      در ادامه نوشته‌اید: این کجای فرهنگ برای معلولین و از جمله نابینایان است که دنبال نگرش افتراقی بین نابینایان و افراد بیناست.
      شما می‌فرمایید ما درصدد افتراق بین نابینا و بینا هستیم. اگر منظور شما تفرقه افکنی باشد دقیقاً این مقاله برخلاف آن است و درصدد اثبات اتحاد و محبت بین نابینایان و امام(ع) به عنوان یک شخص بینا و نیز می‌خواهیم بین معلولان و عالمان غیر معلولان رابطه و اتحاد برقرار کنیم زیرا این موضوع خواست حضرت امام حسین(ع) است.
      اگر منظور شما چیز دیگری است حتماً منتظر می‌مانیم تا توضیح بفرمایید. البته اگر خطاکار باشیم قطعاً نقد شما را می‌پذیریم و عذرخواهی می‌کنیم. شما هیچ توضیحی نداده‌اید و فقط دفتر فرهنگ معلولین را متهم کرده‌اید که درصدد افتراق است. حتماً ادله و مدارک خود را بفرمایید.
      8ـ نوشته‌اید: با اندکی تجربه و دانش در نگارش و تحقیق که از شما ندیدم می‌توانستید این مطلب را به شیوه‌ای گویا و تأثیرگذار بنویسید؟
      حضرتعالی همین مطلب و همین روایت را آنگونه که می‌فرمایید بنویسید تا ما از آن الگو گیری کنیم و در مقالات بعدی همین الگو را به کار ببندیم. منتظر مقاله گویا و تأثیرگذار شما هستیم. مقاله شما وقتی آماده شد بدهید ما تبلیغ کرده و آن را به عنوان بهترین مقاله معرفی می‌کنیم و در سایت و در مجله حتماً چاپ می‌کنیم. نکته دیگر اینکه بنده به عنوان کسی که چیزی می‌نویسد و ادعای کمال و دانش هم ندارد، خالصانه از شما استدعا می‌کنم برایم بنویسید اگر بخواهیم مقاله‌ای مؤثر و گویا درباره این روایت بنویسیم باید چکار کنیم و علاقه دارم راهنمایی‌های شما را بشنوم.
      در همین بند 8 نوشته‌اید: متأسفانه که مایه ایجاد نگاه افتراقی بین نابینایان و افراد عادی شده و باعث نگاه‌های غلط به افراد نابینا می‌شوید.
      انگیزه و خواست قلبی اما تحقق سخن امام حسین(ع) بوده یعنی نشان دادن رابطه محبت آمیز معلولان و نابینایان و امام(ع) از یک طرف و نزدیک‌ کردن عالمان به معلولان از طرف دیگر.
      حال اگر به نظر شما این هدف را نتوانسته‌ایم محقق سازیم و بر عکس موجب افتراق شده‌ایم، لطفاً برای ما بنویسید در کجاهای مقاله و در چه جملاتی از هدف اولیه عدول کرده و به تفرقه افکنی پرداخته‌ایم.
      اما به نظر ما حتی یک مورد القای نگاه غلط در مقاله نیست. اما شما که می‌فرمایید هست بفرمایید از کدامیک از جملات مقاله القای خطا می‌کنند و این خطا چیست؟
      9ـ در بند نهم چند مطلب نوشته‌اید: تمام جهان دنبال فرهنگ سازی و تقلیل نابینایی و معلولیت به یک ضعف، اختلال و آسیب بوده‌اند. به ایجاد تفاوت کلی در همه ابعاد بین نابینایان و افراد بینا در جامعه نمی‌پردازند (عبارت‌های شما را کمی اصلاح کردم تا گویاتر شود).
      در واقع شما می‌فرمایید جهان نابینایان را در مقابل بینایان قرار نمی‌دهند و امام حسین(ع) که این کار را کرده نعوذ بالله خطا کار است. زیرا در کلام امام(ع) این دسته‌بندی مشاهده می شود. اگر به امام(ع) اشکال دارید، بحث دیگری است و تا الآن فکر می‌کردم با یک شیعه و طرفدار امامت و عامل به تولی و تبری’ طرف هستیم. اگر واقعاً شما فکر می‌کنید کلام امام(ع) درست نیست، لازم است روی اصول با هم مباحثه داشته باشیم.
      اما از نظر واقعیت‌های تاریخی و واقعیت‌های اجتماعی موجود چند نکته را نباید خلط کرد:
      1) نابینایان در بسیاری از زمینه‌ها و مسائل از جمله حقوق انسانی، اقتضائات انسانیت با هم اشتراک دارند. زیرا نابینا و بینا، معلول و غیر معلول همگی انسان هستند و نیازهای اولیه مثل خوراک و تغذیه و پوشاک و سوادآموزی و نیازهای اجتماعی مثل شغل و اشتغال و غیره آنان مثل هم است.
      2) نابینا و بینا، معلول و عادی همه در کنار هم در کشوری به نام ایران زندگی می‌کنند و لازم است با مشارکت و تعاضد و دست به دست هم دادن برای این کشور تلاش کنند.
      3) اما تفاوت‌ها را هم باید ملاحظه کرد نابینایان، ناشنوایان، معلولان ذهنی و حرکتی و اجتماعی هر کدام خرده جامعه‌هایی (جامعه کوچک و درونی) هستند که خاستگاه‌ها و اقتضائات خاص خود را دارند. به همین دلیل در دنیا ورزش آنان مستقل شده و پارالمپیک راه‌اندازی شده، مدارس و دانشگاه‌های آنان جدا شده و دانشگاه‌هایی مثل گلودت تأسیس شد. یعنی سیستم‌های اصلی جوامع در همه نقاط جهان مثل آموزش و پرورش یا ورزش معلولان در دیگر اقشار جامعه تفکیک و مستقل شده است.
      زیرا یک استدلال مهم و یک فکر مهم هست که معلولان اگر در کنار افراد عادی در کنکور بخواهند شرکت کنند ظلم در حق آنان است لذا در کنکور امتیازهای ویژه مثل داشتن منشی یا به همراه داشتن کامپیوتر و موبایل را اجازه می‌دهند. این تفکر که معلولان در همه شئون مثل عادی‌ها هستند، ظلم به معلولان است، برای نمونه مطابق این تفکر در ورزش فوتبال باید متراژ میدان معلولان مثل میدان عادی‌ها باشد. با اینکه معلولان به دلیل شرایط خاص در چنین میدانی نمی‌توانند بازی کنند و ظلم به آنها است.
      خلاصه اینکه دفتر فرهنگ معلولین مدافع حوزه‌های مشترک و نیز دفاع از حقوق ویژه معلولان است و برای این موضوع تا کنون ده‌ها کتاب و مقاله تألیف و عرضه کرده است. به ویژه درصدد هستیم این موضوع از نگاه مذهب تحلیل گردد. جالب است بدانید دیدگاه اسلام و شیعه در مورد معلولان منطبق با نظریه‌های پیشرفته حقوقی جدید است.
      در ادامه بند 9 نوشته‌اید: شما به قیمت نوشتن یک مطلب به دنبال وجود تفاوت در همه زمینه‌ها بین نابینایان و افراد بینا و القاء آن به کاربران هستید و امیدوارم در دیدگاه خود صرف‌ نظر کنید.
      ما در این مقاله فقط سخن امام را تبیین کرده‌ایم و موضوع امام حسین(ع) این است که ناشنوایان، نابینایان و دیگر معلولان نباید در جامعه به حال خود رها شوند بلکه باید مشارکت جدی در امور اجتماعی داشته و در کنار مردم عادی حضور داشته باشند برای تحقق این هدف نخبگان جامعه علماء باید به کمک آنان شتافته و راه را برای ارتقای آنان به جامعه هموار نمایند.
      از کجای این تحلیل برمی‌آید که با درصدد القای تفاوت‌های کلی و در همه زمینه‌ها بین نابینایان و افراد عادی هستیم. اتفاقاً بر عکس است درصدد نزدیک سازی و اتحاد نخبگان جامعه و مردم عادی با معلولان و ایجاد پیوندهای ماندگار بین آنها هستیم. چون خواست امام(ع) هم همین است.
      اما اگر شما مستدل نشان بدهید که در جمله‌ای از این مقاله، تفاوت‌های کلی و افتراق بین معلول و غیر معلول القاء شده، حتماً معذرت خواهی کرده و اعلام اشتباه می‌کنیم.
      در ادامه نوشته‌اید: کار را به خود نابینایان کاردان بسپارید که خود بهتر می‌توانند در این زمینه‌ها اظهار نظر کنند.
      در مورد این جمله شما چند نکته است:
      1) افراد و تشکل‌ها چه معلول یا عادی به دستور شما وارد این امور نشده و به توصیه شما این میدان را ترک نخواهند کرد بلکه بر اساس دستوراتی که در متن اسلام اعم از قرآن، روایات و فقه بوده یا بر اساس انگیزه‌های ملی و انسانی وارد شده‌اند. در همین روایت خطاب به افراد عادی می‌فرماید: میثاق‌های نبوی شکسته شده و عمی و بکم و زمنی در مدائن بی‌سرپرست هستند و لازم است به آنان رسیدگی کنید در فراز دیگری می‌فرماید به کسانی که به معلولان می‌پردازند توجه داشته باشید، نیز می‌فرماید غافل نباشید و به فکر آنان باشید.
      نیز در روایات دیگر تأکید بر همیاری، مساعدت، کار و تلاش و خدمت شده و افرادی جهت تعهدات دینی، به یاری معلولان آمده و خدمت می‌کنند. و کسی حق ندارد به آنان بگوید چرا آمدی؟ یا به آنان بگوید بروید و کار را به خود معلولان بسپارید؛ یا بگوید حق نداری برای معلولان کار کنی؟ همانطور که عادی‌ها هم حق ندارند بگویند، معلم معلول، استاد معلول، واعظ معلول نمی‌خواهیم (اینها که نوشتم واقعیت‌های جامعه ما است).
      2) البته آرزوی همه این است که خود معلولان از هر نظر امور جامعه خود را اداره کنند و نیاز به کمک‌های مالی نیکوکاران و حتی مساعدت‌های دولتی نداشته باشند و مستقل جامعه خود را اداره کنند. اگر روزی به این وضعیت رسیدیم و به قول معروف «من به الکفایه» یعنی در حدّ کفایت و تأمین نیازها، امکانات وجود داشت، خود افراد غیر معلول، عرصه را ترک کرده و به سراغ دیگر بخش‌های مورد نیاز می‌روند.
      از این‌رو همواره اعلام می‌کنیم و در هر مورد از خود معلولان کمک می‌خواهیم. در مورد این روایت و دیگر روایات هم می‌خواهیم کتابی تألیف شود اگر جنابعالی آمادگی دارید، ما هم آماده هستیم و منتظر پاسخ شما هستیم.
      3) این نگرش شما اتفاقاً موجب افتراق است و متوجه عواقب آن باشید. چون دامنه‌های وسیعی دارد که به جاهای باریکی کشیده می‌شود.
      در ادامه بند نهم مجدداً مطلب بندهای 5 و 6 را تکرار کرده‌اید که بحث آن گذشت و در پایان می‌نویسید: «امکان بسیاری از برداشت‌های غلط از آن ایجاد ننمایید»
      شما در این نوشته در مجموع دو اشکال که فکر می‌کنید اشتباه است، در چند بند تکرار کرده‌اید و هر دو مورد را رد کردیم. ولی اینکه می‌گویید بسیاری از برداشت‌های غلط نوعی جوسازی است. اگر واقعاً در مقاله ما بسیاری از برداشت‌های غلط هست به صورت شمارشی برای ما بفرستید و هم موظف هستیم چاپ کنیم.
      در پایان مجدداً از شما تشکر می‌کنیم که اهتمام نمودید و مطالبی را در نقد ما نوشتید هرچند انصافاً هیچ کدام را وارد ندانستیم؛ البته اگر با ادله و استدلال توضیح دهید شاید ایرادات پذیرفته شود. البته تا کنون مطالب اندکی درباره روایات معلولیتی منتشر شده است و امیدواریم از مساعدت شما استفاده کنیم و چند پروژه به جای مانده را به اتمام برسانیم.
      لازم است به این نکته هم توجه داشته باشید که معمولاً مقالات مناسبتی کوتاه و در حد یادداشت است. مقاله علمی و تفصیلی را در چنین ایامی نمی‌توان روی سایت گذاشت. در مورد این روایت چند کار دیگر انجام شده که به مرور در اختیار مردم قرار می‌گیرد:
      1) پوستر از متن و ترجمه فارسی تمامی این روایت
      2) شرح و توضیح جنبه‌های متنی، درایه‌ای، سندی و محتوایی آن در قالب چند مقاله.
      کسانی که بتوانند مقاله علمی و مستند از نگاه‌ جامعه شناسی یا تحلیل‌های فنی جامعه معلولان بنویسند خواهشمندیم معرفی فرمایید.
      پس از جستجو‌ها و بررسی‌های فراوان متوجه شدیم تا کنون حتی یک یادداشت و مقاله کوتاه درباره احادیث درباره معلولان عرضه نشده است. از این‌رو ضروری است خود معلولین یا دیگر افراد متخصص در این حوزه اقدام نمایند. زیرا متون دینی اسلامی شامل نکته‌ها و آموزه‌هایی است که از نظر محتوایی و علمی ارزش فوق‌العاده داشته و از این راه، دیدگاه‌های حقوقی و اجتماعی اسلام درباره معلولان و معلولیت به جهان معرفی خواهد شد.
      (دفتر فرهنگ معلولین)

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *