گفت و گو: گروه تلگرامی توانمندان فرهیخته/ ص313-477

گفت و گو: گروه تلگرامی توانمندان فرهیخته
جلد اول: مرداد – دی ماه 1394

موسس و مدیر گروه: علی نوری
ویراستار: محمد نوری
انتشار: اسفند 1394
ناشر: دفتر فرهنگ معلولین
قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4
تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025
www.HandicapCenter.com , info@handicapcenter.com

صفحه 313 – 477

فهرست
مقدمه 5
پدیدآورندگان 7
فصل نخست: مندرجات شبکه
آسیب‎شناسی 13
آمار 17
آموزش و پرورش 21
اختراعات 25
ادبیات 33
ارتباطات 51
ازدواج 55
استقلال و وابستگی 71
اسناد 77
اطلاع‌رسانی 81
اقتصاد 87
بهزیستی 95
بیمه 109
پزشکی 113
پژوهشگران معلولین 145
تردد 149
تشکل‎ها 153
جامعه شناسی 183
حدیث 199
حقوق 205
خاطره 243
خانواده 251
خدمات 257
روان‎شناسی 265
شخصیت شناسی 269
شعر 313
صدا و سیما 335
فرهنگ دینی 339
فیلم‎ها 343
قرآن 347
کارت‎شناسایی 351
کتاب‎شناسی 355
کتاب گویا 363
کلیات 367
مناسب سازی 375
مناسبت ها 383
ناشنوایان 389
جشنواره و نمایشگاه ‎ 393
واژه شناسی 403
ورزش 413
هنر 425
فصل دوم: دیدگاه‌ها و متون تحلیلی
کارآیی و اهمیت شبکه موبایلی معلولان 433
تلگرامی شدن روابط در زندگی روزمره 439
آسیب‌شناسی شبکه‌های اجتماعی 445

شعر

فرشته قربانی. معلول
این روزها همه از دردها، کوه میسازند
از بیماریها، طوفان می‌سازند
با دیدن معلولان آه می‌کشند
گذراندن لحظات با معلولان، برایشان سخت است
این روزها هیچکس طاقت تحمل سختی ندارد
این روزها هیچکس مشقت و درد را دوست ندارد
این روزها همه دنبال آسایش و لذت دنیوی هستند
ولی من خدا را شکر میکنم که معلول هستم
خدا را شکر میکنم که همیشه درد جسمی و روحی دارم
خدا را شکر میگویم که ظاهرم نقص دارد و متفاوت است
خدا را شکر میکنم که نگاهم به زندگی متفاوت است
خدا را شکر میکنم که با وجود تمام مشقات، هنوز بندگی میکنم
خدا را شکر میکنم که در اوج تنهایی
تنها یارم خداست و لاغیر. . . .
***
باقرزاده
مشکلی که من با لغت معلولیت دارم این است که
به محض شنیدن معلولیت، همه به یاد کسانی می‌افتند که نمی بینند
یا نمی شنوند یا نمیتوانند راه بروند
در حالی که اینها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است
آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول نمیدانیم
آنها که نمیتوانند یا نمیخواهند
یا نیاموخته‌اند که صادقانه در مورد احساسشان حرف بزنند را معلول نمیدانیم
آنها که نمیتوانند دوستی‌های خوب و بلندمدت بسازند را معلول نمیدانیم
آنها که نمیتوانند بفهمند که در زندگی چه میخواهند را معلول نمیدانیم
آنها که چشمشان جز خودشان نمی بیند را معلول نمیدانیم
آنها که دستشان به امید نمیرسد
و در انتظارند که دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمیدانیم
این معلولیت‌های واقعی را نمی بینیم
و از اینکه دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت میکنیم
***
مهدی زارعی
ويلچر
در خاطرات پر شده از هر چه هست غم
پشت دوتايشان شده از حجم درد، خم
عمريست که کنار هم‌اند و يکی يکی
تقدير گنگ و تيره ی شان می‌خورد رقم
دنيا به چشم هر دو فقط چيز مبهمی است
چيزی شبيه هيچ، نبودن، فنا، عدم
آن دو هميشه در سر کوچه نشسته اند
اما به چشم مردم اين شهر محترم
من رفيق هر دويشانم هميشه و

گاهی هم آن دو را بشود، پارک می‌برم
اين عکس يادگاری ” آن دو ” ست توی پارک:
) “يک ويلچر “، ” يک انسان “( سرد و شبيه هم
در چشم‌های خسته من: ” پاک و بی گناه “!
اما به حکم مبهم تقدير ” متهم ”!
من سخت گريه ميکنم اما: دون اشک
چشمم که خيس می‌شود اما: بدون نم
پاهای تو، برای من ايندفعه من فلج!
پاهای من برای تو پاشوو يک قدم
يا نه! برو بدو! برو شادی کن بخند!
اين بار من به جای تو معلول می‌شوم
ديگر نرو به پيش پزشک معالجت!
نذری نده، دخيل نبند و نرو حرم!
حرف مرا قبول نداری اگر، ببين
حتی به جای هر دويمان می‌خورم قسم:
که پای تو، برای من ايندفعه من فلج
پاهای من، برای تو پاشو و دست کم
اين شعر را قبول کن از شاعری که هيچ
چيزی نداشته ست به جز کاغذ و قلم
)مهدی زارعی(
***
مرضیه کریمی
حرم حضرت علی(ع)
در مقابل یک فرد معلول، با سرعت کم راه بروید!
در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده، بچه‌تون را نبوسید!
در مقابل یک فرد مجرّد، از عشقتون نگید!
و خلاصه. . .
در برابر کسی که نداره، از داشته‌هاتون مغرورانه حرف نزنید! ! !
ولی. . .؛ ولی. . .؛ تا می‌تونین به کسی که از خدا دور شده، از خداتون بگین. . .! ! !
این یکی خیلی فرق داره. . .
بعضی وقتا
اینقدر دلت از یه حرف میشکنه
که. . .
حتی نای اعتراضم نداری
فقط نگاه میکنی و
بی صدا.
میشکنی و میگی بیخیال. . . .
***
سیده معصومه موسوی
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد ﻭﻟﯽ ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بی احساس، ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ، ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ، ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ! ! ! !

یک ضرب المثل چینی می‌گوید برنج سرد را می‌توان خورد، چای سرد را می‌توان نوشید اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد. . .
مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟! حتی مهم نیست کف پات نرمه یا زبر
اما این مهمه
که وقتی از زندگی کسی رد می‌شی؛ رد پای قشنگی از خودت به جا بگذار همیشه میشه تموم کرد فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کرد. . .
مواظب همدیگه باشیم!
***
فرزانه حبوطی
تو هیچ چیز كم نداری. . .
به آسمان بنگر!
گاهي آفتابي
گاهي اَبري
به دريا بنگر!
لحظه اي آرام
لحظه اي طوفاني
پرنده را ببين!
براي رسيدن به مقصد
عاشقانه پرواز مي كند
شبنم را ببين!
چقدر آرام و زيبا
روي گلبرگها مي لغزد
و زندگي را ببين!
چقدر زيباست
حال به خودت بيانديش!
آري به خودت. . .
كه خلقتِ بي نظيري هستي
از دست خالق توانگر
آنقدر توانايي داري
كه مختصر ناتواني جسمي
نمي تواند مانع پيشرفت و تكامل روحت شود
به خودت بنگر
به دنيا بنگر
تو هيچ چيز كم نداري. . .
زيرا خدا هست؛
عشق هست؛
اراده اي قوي داري؛
و توانمندي؛
اگر پاهايت توان دويدن ندارند
با دلت؛ دويدن را آغاز كن
با دلت؛ به سوي جاده موفقيت حركت كن
اگر دستهايت ياري نمي كنند
با عشق؛ جاي خالي دستها را پُركن
و همچون بالهاي يك پرنده
به اوج آسمانِ خودباوري پَر بكش
زيرا با بال شكسته پَركشيدن هُنر است
اين را همه پرندگان مي دانند
اگر چشم هايت؛
قدرتِ نگريستن ندارند؛
با چشم دلت ببين؛
با عشق ببين؛
اگر گوشهايت،
آواز پرندگان را نمي شنوند؛
و كلامي بر زبانت جاري نمي شود؛
ملودي تمام آوازها را،
در بيكرانِ قلب مهربانت تداعي كن؛
و صداي امواج آرام دريا را؛
در لابه لاي كتابچه ي زندگي حس كن؛
خدا را حس كُن و عاشق باش؛
عاشق رفتن؛ عاشق رسيدن؛ و عاشق نفس كشيدن
مي دانم كه مي بيني؛
مي دانم كه مي شنوي؛
مي دانم كه مي دوي؛
مي دانم كه حركت مي كني؛
و ايمان دارم كه مي تواني؛
مي دانم كه تو ناتواني را؛
از ديباچه ي ژرفاي ذهنت پاك كرده اي. . .
مي دانم كه واژه هاي:
مي خواهم. . .
مي توانم. . .
اُميدوارم. . .
و تمامي واژه هاي سرشار از زندگي
بر تك تك روزنه هاي دلِ آسمانيت حك شده
تو دلي داري؛
به وسعت دريا،
به اندازه آسمان،
به بُلنداي كهكشان!
تو قسمتي از روح خدائي؛
تو بنده خدايي؛
ايمان داري؛
اراده داري؛
قدرت داري؛
پس همه چيز داري. . .
حمايت هاي خانواده،
برگ سبزي ست از عشق؛
محبت دوستانت،
زيباترين مشوّق از وفاداري؛
و اراده ي قوي تو،
محكم ترين عامل براي رسيدن؛
پس بشكن حصارهاي بيهوده را؛
يا علي بگو؛
حركت كن؛
تلاش كن؛
خدا با توست؛
خدا با همه بندگان است؛
“ اَلا بذكرالله تطمئن القلوب ”
بيا با مشكلات مُدارا كنيم؛
سخت است، تحمّل كنيم؛
خسته مي شويم، لبخند بزنيم؛
بيا به همنوع خود، ياري رسانيم؛
اما نه از سر دلسوزي؛
بلكه با ياد خدا؛
و قلبي سرشار از محبت!
بيا قدردان زحمات پدر، مادر، خانواده؛
و تمامي همنوعان خود باشم
بيا تا زنده ايم؛
و زندگي مي كنيم؛
باهم و به ياد هم باشيم؛
من؛
تو؛
او؛
و همه ما. . .
بنده اي هستيم از بندگان خدا؛
پس بيا عاشق زندگي باشيم؛
(فرزانه حبوطی)
***
مینا فتوحی
صندلی چرخدار
از اون بالا نگاهی کن، دلم خیلی گرفتاره
که داره از در و دیوار تگرگ یاًس می‌باره
من از غصه نمی ترسم، هراس از آدما دارم
از احساس ترحم، از نگاه زرد بیزارم
خدا روحم رو داره با نبود عضو می‌سنجه
خدا بارای سنگین و رو دوش مرد میذاره
کسی که در قبال زندگی مسئولیت داره
برای صندلی چرخدارم حد و مرزی نیست
ببین من اوج می‌گیرم، و این پرواز فرضی نیست
حصار فکر آدمها همیشه دست و پا گیره
که بی محدودیت آدم به سوی آسمون می‌ره
خدا درهای رحمت رو به روی ما نمی بنده
که این آرامش خالص در آغوش خداونده
کمک کن با همین پاها قدم تا قله بردارم
همین حالا که پیشونی به روی خاک می‌ذارم
(مینا فتوحی)
***
علی علی‎وار
گفتگوی نابینا و روشندل
گفت نابینای نومیدی به من/ زندگانی بهر نابینا چه سود؟
مرگ خواهم از خدای خویشتن/ سوختن در دوزخ دنیا چه سود؟
آرزو دارم که بینم روی دوست/ بنگرم رخساره نیکوی دوست
لذت من دیدن گلزارهاست/ در فروغ خنده دلجوی دوست
لذت مردم ز دیدار هم است/ قسمت ما درد و رنج ماتم است
گفتم ای بینای نابینای من/ ای گل نومید بی‌همتای من
گر نداری چشم بینا غم مخور/ چشم دل بگشای ای بینای من
هر که را دل درج دانش‌ها بود/ بی‌گمان بینای بیناهاست او

جام جان هر کس از دانش تهی است/ بی‌ثمر، بی سود و نابیناست او
غم مخور ای بینای من/ ای گل امید بی‌همتای من
(علی علی‌وار، معلم نابینا)
***
فرزانه حبوطی
به انتظار شـــــــــهری مناسب
نوای قلمم به رنگ زندگیست
و جنس باورهایم به رنگ عشق؛
به رنگ خــُـــــــــدا؛
طعم زندگی را به چاشنی اُمید، آغشته میکنم
و در کوچه پس کوچه‌های زندگی، رکاب میزنم
رکاب می‌زنم و می‌رانم صندلی چرخدارم را؛
گرمای آفتاب محبت؛ توانم را بیشتر می‌کند
همچنان می‌رانم و می‌رانم تا انتــــــــها
تا به مقصد برسم
موانع زیادنـــــــــــد
فراز و نشیب‌ها خسته ام می‌کنند
اما نومید؛ هــــــــــــرگز. . .!
می خواهم تند تر و شایسته تر برانم
تا پا به پای همنوعان و همشهریانم، در تلاش باشم
اما پله‌ها نمی گذارند
فراز و نشیب‌ها مانع می‌شــــــــوند
عرق سردی روی پیشانی ام می‌نشیند
ولی همچنان می‌تازم و می‌رانم
من می‌خواهم پس می‌توانم؛ پله‌ها نمی گذارند
صندلی چرخدارم در فراز و نشیب ها، سخت عبور میکند
میدانم سخت است، میدانم زمان می‌بـــــَـــرَد
می دانم پله‌ها زیاد است، شهرها بزرگند
من همه را می‌دانم و همچنان می‌رانــــــــــم
من همه را می‌دانم اما اُمـــــــــیدوارم
و با دلی پُر اُمـــــــــید همـــــــچنان به انتظار می‌مـــــــــانم
به انتظار شــــــهری مناسب، شهری بدون پله و شهری بدون موانع!
(فرزانه حبوطی)
***
علی نوری
محبت…
زمان مدرسه وقتی با صندلی چرخدار
بین بچه‌های غیرمعلول درس میخوندم
بعضی‌ها تصور میکردند کار بیهوده ای هست و ممکنه موفق نشم
اما با لطف خداوند، فداکاری مادر مهربونم و همت و تلاش خودم
خیلی هم خوب درس میخوندم و یکی از شاگرد زرنگای کلاس بودم
(البته تعریف ازخود نباشه، دیگران تصورمیکردند شاگرد زرنگم)
آرزوم درس خوندن و تلاش کردن و فعالیت بود
با فداکاریهای مادر مهربونم سر کلاس درس میرفتم
بعضی افزاد که زحمات مادرمو می‌دیدن!
میگفتن آخه درس به چه دردش میخوره؟!
اما مادرم میگفت: این حرفها یعنی چی؟
آرزوی دخترم تحصیل و فعالیته! باید زحمتشو بکشم…
مادرم یک فرشته است، فرشته ای که خدا به من هدیه داده
خدا به همه ی مادرها طول عمر و سلامتی بده انشالله
همه ی معلم هام، زحمات مادرم، و تلاشهای منو تحسین میکردند
هنوز هم یکی از معلم هام احوالمو می‌پرسه و بهم خیلی محبت داره
اینجاست که می‌فهمم، محبت توی قلب آدمها هنوز هم زنده است
هنوز هم انسانها نیاز به محبت و عاطفه ی همدیگه دارن
خداروشکر میکنم که عزیزان مهربون ودوستای باصفای زیادی دارم
خدایا هزار مرتبه شکــــــــــــــــرت. . .
***
فرزانه حبوطی
روز جهانی معلولان و کُلی امیدواری
امیدوارم خیابان ها، کوچه ها، محل عبور و مرورها مناسب سازی شود.
امیدوارم برای ساختمان ها، ادارات، منازل، مجتمع‌ها و… آسانسور نهاده شود.
امیدوارم اندازه آسانسورها “استاندارد” شود تا صندلی چرخدار جا بگیرد.
امیدوارم در ساختمان‌ها برای معلولین”رمپ” و “بالابر” گذاشته شود.
امیدوارم چراغ راهنمایی رانندگی و علائم دیگر، برای نابینایان مناسب سازی شود.
امیدوارم وسایل حمل و نقل عمومی(مترو، اتوبوس، قطار، …) مناسب سازی شود.
امیدوارم برای عبور از خیابانها و بلوارها، بریدگی‌های عبور”مخصوص معلولان” قرارداده شود.
امیدوارم تحصیل معلولان در دانشگاهها تسهیل شود، دانشگاهها آسانسوردار شوند.
امیدوارم ساختمان مدارس، دبیرستانها، کلاس‌های کنکور، مناسب سازی و آسانسوردار شوند.
امیدوارم شغل‌های مناسب برای معلولان ایجاد شود.
امیدوارم شغل های”دورکاری”و”درمنزل” برای معلولان با”شدت معلولیت” ایجاد شود.
امیدوارم مشکلات درمانی معلولان سهل شود و بودجه ی درمان تعلق گیرد.
امیدوارم برای پیشگیری از معلولیت، بودجه و راهکار تعلق گیرد.
امیدوارم خانواده‌های دارای فرزند معلول، حمایت شوند.
امیدوارم گردشگاههای مناسب سازی شده برای معلولان ساخته شود.
امیدوارم معلولان نیز به عنوان شهروندان جامعه به حقوقشان نائل شوند.
امیدوارم نگاهها، دیدگاهها، باورها، اصلاح شود و فرهنگها انسانی شود.
امیدوارم این امیدواری‌ها در حد امیدواری نماند و برای به ثمررسیدن، تلاش شود.
(فرزانه حبوطی)
***
برد ملترز
همه ی ما
افرادی معمولی هستیم.
خسته کننده ایم.
شگفت انگیزیم.
شجاعیم، قهرمانیم، بی پناهیم.
فقط به روزش بستگی دارد.
(برد ملتزر)
***
علی نوری
هنوز سختی نکشیده ام. . .
شنیده اید که میگویند: وقتی نوک انگشتت هم زخم میشود
از همان زخم کوچک، گویا جانت در می‌آید
چه برسد به زخم‌ها و دردهای بزرگ. . و بزرگتر ؟
حال به یک طرف دیگر قضیه نگاه کنیم
افراد معلولی داریم با معلولیت‌های شدید ۹۰٪، ۸۰٪، ۷۰٪ و…
که با این همه معلولیت، دارند زندگی میکنند
با دردهای فراوان جسمی و زخم‌های بسیار. . .
اما دارند زندگی میکنند و جانشان هم در نمی آید
البته گاهی احساس هم میکنند که جانشان درمی آید، اما به معنای واقعی در نمی آید
اما از این همه سال عمر، یک درس مهم آموختم
وقتی دردهای جسمی دارم
وقتی استقلال کامل، مانند افراد غیرمعلول ندارم
یک نکته بسیار مهم هر روز و هر لحظه برایم یادآوری میشود
آن هم اینکه: هیچم، هیج!
هیچم، حتی اگر به بهترین درجات مادی و دنیوی برسم
شاید در ظاهر گاهی ذره ای استوار و با اراده باشم، اما در باطن هیچم
زیرا جانم به همان زخم و درد بسته است!
نفسم به همان درد و سختی و مشقت بسته است
نفسی که اگر لحظه ای خدا فرمان دهد، عزرائیل خواهد ستاند
به عرش هم که برسم، وقتی که وقتش برسد جانم را خواهد ستاند
پس نباید غره شوم به داشته هایم
و نباید غبطه بخورم به نداشته هایم
ای کاش تمام این دردها و تمام این مشقات جسمی و حرکتی از من انسانی بسازد
که بداند هنوز هیچ نمیداند
حتی اگر به تصور خودش خیلی چیزها بداند
ای کاش ذره ای از این سختی کشیدن‌ها به روح و روانم بیاموزد
که هنوز سختی نکشیده ام که بدانم سختی و مصیبت چیست!
***
مریم محمودیان
این شعر سروده مریم محمودیان از تفرش در رابطه با معلولیت است
من یک معلولم
معلول جسمی
از این که شده ام انتخاب در این امتحان
از خدا بسیار ممنونم
آرزویم این ست
که تا نفس در سینه ست
بکنم شکر خدا
نکنم کفر خدا
در این دنیای پر از مجهول
هستند انسان هایی معلول
داده خدا به هر کدام از آن‌ها نقصی
ولی این معنیش نباشد پستی
یکی ذهنی ست ٬ یکی جسمی ست
یکی کم بینا ست ٬ یکی نا بینا ست
یکی قطع نخاع ست ٬ یکی نا شنوا ست
یکی و. . . ٬ و. . . ٬ و. . .
هر چه هستیم و هر کجا هستیم
ما معلولین ٬ نشانه هایی از آیات خدا هستیم
پر از احساس هستیم
دارای شوق پرواز هستیم
معلولین ٬ دلی دریایی دارند
نیاز به همیاری دارند
نیاز به لبخندی پر از احساس دارند
ولی هرگز به ترحم ٬ نیازی ندارند
گر چه هست محدودیت
ولی هرگز نباشد معنیش محرومیت
معلولین ٬ می‌رسند به مدارج بالا
گر چه هست بسیار محدودیت برای آن ها
در این شهر بسیار زیبا
ما داریم مسئولین پر از لطف و صفا
گاه ٬ گاهی به ما سر می‌زنند
برای خوشحال کردن ما ٬ خود را به این در و آن در می‌زنند
گاهی هم که ما خدمت آن‌ها رفتیم
خصوصیاتی در وجودشان یافتیم
خصوصیاتی همچون ٬ مهربانی
نوع دوستی ٬ دست گیری ٬ خدمت گزاری
ما معلولین ٬ در تنهایی سر می‌کنیم
روز‌های خود را ٬ با رویا‌ها پر می‌کنیم
معلولین دلی آشفته دارند
معلولین ٬ آرزو‌های بزرگی دارند
من معلول ٬ به خود می‌بالم
که در این دنیای غرق گناه
معلولیتم ٬ شده سپری در برابر گناه
از این بابت ٬ من کنم بسیار شکر خدا
توی این دنیا
من دلم خوش بادا
که خدایی دارم
در همین نزدیکی ست
نزدیک ترین کس به من
مهربان تر از پدر و مادر
پس در هر زمان و هر جا
ذکر لب من باشد
فقط خدا
فقط خدا. . .
***
فرزانه حبوطی
خدا را شکر میکنم که معلول هستم
این روزها همه از دردها، کوه میسازند
از بیماریها، طوفان می‌سازند
با دیدن معلولان آه می‌کشند
گذراندن لحظات با معلولان، برایشان سخت است
این روزها هیچکس طاقت تحمل سختی ندارد
این روزها هیچکس مشقت و درد را دوست ندارد
این روزها همه دنبال آسایش و لذت دنیوی هستند
ولی من خدا را شکر میکنم که معلول هستم
خدا را شکر میکنم که همیشه درد جسمی و روحی دارم
خدا را شکر میگویم که ظاهرم نقص دارد و متفاوت است
خدا را شکر میکنم که نگاهم به زندگی متفاوت است
خدا را شکر میکنم که با وجود تمام مشقات، هنوز بندگی میکنم
خدا را شکر میکنم که در اوج تنهایی
تنها یارم خداست و لاغیر. .
(فرزانه حبوطی)
***
پرواز
صادق هدایت چه قشنگ گفت: ﻧــــــﺎﺑﯿﻨﺎ ﻏﺼــــــــﻪ ﻧﺨــــــــــــﻮﺭ. . . . . . . ﺩﺭ ﺩﻧﯿـــــــــﺎ
ﯿــــــــﺰ ﻗﺸﻨﮕــــــــــﯽ ﺑــــــــﺮﺍﯼ ﺩﯾــــــﺪﻥ ﻭﺟـــــــــــﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭد ﻣـــــﺎ ﻫـــــــﻢ ﮐــﻪ
ﻣﯿﺒﯿﻨﯿـــﻢ ﺧــــــــﻮﺩ ﺭﺍ ﺑــﻪ ﮐــــﻮﺭﯼ ﺯﺩﻩ ﺍﯾـــــﻢ ﺑـــــــــﺎﻭﺭ ﮐـــــــــــــــــــﻦ! ! !
ﻣﺎﻫـــــــــــــﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺷﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ. .
ﮔـــــــــــــــﺮﮒ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻧﺸﺎﻥ. .
ﻋﻘــــــــــــــﺎﺏ ﻫﺎ ﺳﻘﻮﻃﺸﺎﻥ و انسانها درونشان. . .
***
علی مغفوری
ما زندگی را نمی‌شناسیم،
به همین دلیل ملول می‌شویم.
ما زندگی را مکانیکی سپری می‌کنیم،
به همین دلیل افسرده می‌شویم.
ما زندگی را زندگی نمی‌کنیم،
ما فقط خود را به زور با آن می‌کشیم،
به همین دلیل خسته می‌شویم.
در زندگی ملالتی نیست،
ملالت ثمره‌ی ِ ترس ما از زندگی‌ست.
ما نه تنها از مرگ می‌ترسیم،
بلکه از زندگی نیز وحشت داریم. در واقع، از مرگ می‌ترسیم،
چون از زندگی می‌ترسیم.
وگرنه، مرگ پایان زندگی نیست،
کمال زندگی‌ست.
زندگی کن!
بی‌محابا زندگی کن.
گذشته را رها کن!
آدمی به دلیل ترس است که گذشته را به دوش می‌کشد.
رویاهای آینده را نیز فرا نخوان.
برای اجتناب از زندگی امروزست
که انسان طرح زندگی ِ فردا را می‌ریزد.
امروز زندگی کن، همین‌حالا، همین‌جا.
فردا فریبی بیش نیست؛
فردایی که به نام دیروز گذشته است،
و فردایی که قرار است بیاید.
تنها همین لحظه وجود دارد.
تنها همین لحظه جاودانه است.
خدا را همین حالا بخوان؛
او در همین لحظه به تو لبّیک می‌گوید.
حقیقت، صورت‌های بی‌شمار ِ خود را دوست می‌دارد.
زیرا در همین صورت‌هاست که زیبایی را می‌بیند.
***
احمد پوستچی (بصیر)
مژده از بهاران ده بر خزان نابینا
نخل کاهلی برکن از روان نابینا
گر چراغ خاموش است دیدگان او اما
پر فروغ امید است شمع جان نابینا
خواهی ار بدانی چیست روز و روزگار او
شرح حال او بشنو از دهان نابینا
واژه هایی چون عاجز بهر وی نمیزیبد
همچنان توانمندند بازوان نابینا
تا ز جانب داور قسمتش چنین گردید
کی رود به غیر از شکر بر زبان نابینا
تا که پرتو ایمان در دلش تبلور کرد
جلوه گاه صبر آمد آسمان نابینا
داده دیدگان از کف آن مجاهد جانباز
تا که بنگرد حق را در مکان نابینا
ای سفید عصای او ای رفیق راه او
نکته‌ها به لب داری در بیان نابینا
ای برادر دینی گوش جان دمی بسپر
درد دل بسی دارد نوجوان نابینا
تا محبت رهبر نقل مجلسش گردید
ره کجا برد خاری در کیان نابینا
تا به احمد و آلش عشق و مهر می‌ورزد
کی {بصیر} تاریک است این جهان نابینا
شاعر نابینا احمد پوستچی متخلص به {بصیر}
***
فرزانه حبوطی
نمـــــــــی دانی چه لذتی دارد!
نمـــــــــی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی
و سراسر وجودت پر از دردهای جسمی و روحی باشد ولی تو
خدا را شـــــــکر بگویی و ذکر “یا حسین” در دلت سر دهی
نمـــــــی دانی چه لذتی دارد که با عصا راه بروی و
انسانهایی که از کنارت عبور میکنند در دلشان آهی بکشند ولی تو
اُمیدوار باشی که آنها با دیدنت، لحظه ای خدا را شکر بگویند
نمی دانی جه لذتی دارد چشمهای ســَـــرَت نبیند و دیگران باز آهی بکشند
ولی تو با چشم دلت، قشنگی‌های دنیا را ببینی و آنها ندانند که تو هم می‌بینی! ! !
نمی دانی چه لذتی دارد وقتی گوشهایت نشنوند و زبانت گنگ باشد و با زبان اشاره
به دیگران بفهمانی که: ای انسانها کمی شکرگزار نعمتهایی که دارید، باشید!
نمی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی
و برای جابجایی ات، خانواده و دیگران کمکت کنند
ولی تو در دلت اُمیدوار باشی که:
ای کاش این کمکها به عنوان نقطه ای روشن در نامه اعمالشان ثبت شود
و دعا کنی برای عاقبت به خیری شان!
نمی دانی چه لذتی دارد که از برخی لذت‌ها – مانند راه رفتن – محروم باشی
ولی غم ِ این محرومیت به یادت بیاندازد که جسم – دیر یا زود – رفتنی ست
پس چرا غصه لذت‌های فانی را بخـــــــــوری ؟!
نمی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی و نگاهت به زندگی؛
نگاهــــــــــــــــی متفاوت باشد
نمی دانی چه لذتی دارد که معلولیت باعث شده است
قدر نعمتهای الهی را بیشــــــــــــتر بدانی
که اگر تو به جای غیرمعلولین بودی
مطمئنا برای هر یک قدمی که برمیداشتی، خدا را شکر میکردی
هر چند که انسان تا نعمتی را از دست ندهد قدر آن نعمت را نخواهد دانست
ولیکن خدا را شکر که به این نکته دست یافته ای که اگر سختی و محدودیت نبود
قدر عافیت را به این زیبایی درک نمیکردی
و بالاخره نمیدانی چه لذتی دارد که دیگران تصور کنند
با این حرفها و اُمیدواری ها، فقط شعار میدهی
ولی تو لبخند بزنی و تنها دلخوشی ات این باشد که
یار و همراه واقعی و همیشگی ات فقط خداست …
(فرزانه حبوطی)
***
علی نوری
ما هنوز هستیم
صفای مرام همه اونایی که ویلچرشون، پاهاشونه وعصای زیر بغل، تکیه گاهشون.
اونایی که آستین پیرهنشون خالی از دست مونده، یا دستاشون تجسم ناتوانی مطلقه.
اونایی که عصای سفیدشون حکایت از دوتا چشم نابینا میکنه.
اونایی که نه زبونشون چیزی برای گفتن داره و نه گوششون امکانی برای شنیدن.
اونایی که سالهاست با حرکت غریبه هستن و زندگیشون منحصر شده به یه تختخواب، توی کنج یه اطاق کوچولو.
صفای مرام همه اونایی که با تمام این مشکلات و هزاران مشکل دیگه، پیوسته ایستادگی می‌کنن و همیشه، هر لحظه و هردم به صدایی بلند و رسا فریاد میزنن که:
مـــــا هنــــــوز هستیــــــم
***
علی نوری
من می‌توانم
سالهاي سال اميدوار زيستم، من مي توانم
دردهاي زيادي به جان خريدم، من مي توانم
صندلي چرخدار خود را هر روز مي دوانم
قسم به آنچه ديدم و نديدم، من مي توانم
مسير عصايم به سوي روشنايي هاست
بارها و بارها اثبات كرده ام، من مي توانم
به گوش جان مي شنوم، با چشم دل مي بينم
معلوليت نيست مانع راهم، من مي توانم
در باطنم اراده اي سخت و محكم نهفته دارم
به ظاهر گرچه كمي كم توانم، من مي توانم
والاترين مسيرم تلاش و كوشش و زندگيست
هرچند طولانيست مسيرم، من مي توانم
توانهاي بسيار در دل و جان خويش پرورانده ام
پس ايمان دارم كه پرتوانم، من مي توانم
خستگي و نوميدي در روح و روانم اثر ندارد
مستحكم است روح و روانم، من مي توانم
خانواده، دوستان، مربيان همگي مشوق راهند
توكل بر خداست تنها اميدم، من مي توانم
***
Ali Sweden
نمـــــــــی دانی چه لذتی دارد!
نمـــــــــی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی
و سراسر وجودت پر از دردهای جسمی و روحی باشد ولی تو
خدا را شـــــــکر بگویی و ذکر “یا حسین” در دلت سر دهی
نمـــــــی دانی چه لذتی دارد که با عصا راه بروی و
انسانهایی که از کنارت عبور میکنند در دلشان آهی بکشند ولی تو
اُمیدوار باشی که آنها با دیدنت، لحظه ای خدا را شکر بگویند
نمی دانی جه لذتی دارد چشمهای ســَـــرَت نبیند و دیگران باز آهی بکشند
ولی تو با چشم دلت، قشنگی‌های دنیا را ببینی و آنها ندانند که تو هم می‌بینی! ! !
نمی دانی چه لذتی دارد وقتی گوشهایت نشنوند و زبانت گنگ باشد و با زبان اشاره
به دیگران بفهمانی که: ای انسانها کمی شکرگزار نعمتهایی که دارید، باشید!
نمی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی
و برای جابجایی ات، خانواده و دیگران کمکت کنند
ولی تو در دلت اُمیدوار باشی که:
ای کاش این کمکها به عنوان نقطه ای روشن در نامه اعمالشان ثبت شود
و دعا کنی برای عاقبت به خیری شان!
نمی دانی چه لذتی دارد که از برخی لذت‌ها – مانند راه رفتن – محروم باشی
ولی غم ِ این محرومیت به یادت بیاندازد که جسم – دیر یا زود – رفتنی ست
پس چرا غصه لذت‌های فانی را بخـــــــــوری ؟!
نمی دانی چه لذتی دارد که روی صندلی چرخدار بنشینی و نگاهت به زندگی؛
نگاهــــــــــــــــی متفاوت باشد
نمی دانی چه لذتی دارد که معلولیت باعث شده است
قدر نعمتهای الهی را بیشــــــــــــتر بدانی
که اگر تو به جای غیرمعلولین بودی
مطمئنا برای هر یک قدمی که برمیداشتی، خدا را شکر میکردی
هر چند که انسان تا نعمتی را از دست ندهد قدر آن نعمت را نخواهد دانست
ولیکن خدا را شکر که به این نکته دست یافته ای که اگر سختی و محدودیت نبود
قدر عافیت را به این زیبایی درک نمیکردی
و بالاخره نمیدانی چه لذتی دارد که دیگران تصور کنند
با این حرفها و اُمیدواری ها، فقط شـــــــــــعار میدهی
ولی تو لبخند بزنی و تنها دلخوشی ات این باشد که
یار و همراه واقعی و همیشگی ات فقط خداست. .
***
براتی
گرچه معلولم ولی انديشه ام معلول نيست هيچ مَجهولی برای فکر من مجهول نيست
اهل فِکر وهِمّت و شور وشعور و کوششم داوَری‌های غلط درباره ام مَقبول نيست
عِزّت نَفسَم مرا نزد همه مُمتاز کرد با تَرحُّم گر نگاهم می‌کنی مَعقول نيست
نَقصِ جِسمی مانع کار وتلاش من نشد هيچ مَعلولی به جُرم عِلتَش مَعزول نیست
سینه ی ما خانه ی عشق وصفا وعزّت است جُزوفا وجز محبّت اندرين کَشکول نیست
حاصل کارم هنرهای ظريف دستی است جز هنر در غرفه ی صاحبدلان محصول نيست
اشتغال ما به شغل دولتی نا گفته به جز کمی از ما به شغل دولتی مشغول نيست
اِنتظارم از همه اين است که مارا حِس کنند گر چه اين حِس کَردنيها بين ما مَعمول نيست
پُرسشی دارم زِ مَسؤولانِ کشور يک به يک از چه رو نِسبَت به مَعلولان کِسی مَسؤول نيست
آدمی را آدمیّت مَنزِلت باشد وبَس لُطفِ حَق بی آدَميت مَر تُرا مَشمول نيست
آفرينش، آفرين گويد به پاس هِمَّتم هر که گويد آفرين بر هِمَّتم مَغفول نیست
***
علی پازوکی مهر
این شعر مناسب ما معلولینه
به دنبال کسی هستم که با درد آشنا باشد
دلش غمگین، خودش ساده، کمی از جنس ما باشد. . .
***
زهرا
برای دیدن زیبایی، نیازی به #بینایی نیست،
خیلی چیزها را میشود با چشم دل دید.
آدم هایی را می‌شناسم که چشمان زیبا دارند، اما #زیبایی‌ها را نمی بینند! !
و روشن دلی را میشناسم، که تمام زیبایی‌های اطرافش را با چشم دلش می‌بیند.
هلن کلر، بینا نبود
اما زیباترین جملات رادر مورد دنیای نادیده اش نوشت
زیبا ببینید، زیبا بیندیشید و زیبا #زندگی کنید!
***
سجاد
ﻣﻨﻢ سجاد
ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺍﻡ. . .
ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ. . .
در شهریاسوج. . .
ﮔﺮﭼﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺭﺳﻪ ﻣﺎﻫﮕﯽ
ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﻧﺞ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ
ﮔﺮﭼﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺧﻮﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺍﻫﺪﺍﮐﻨﻨﺪﻩ ﺧﻮﻥ ﺧﻮﯾﺶ
ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ و شهید کریمیان ﺭﺍ. . .
ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ
ﻧﺠﺎﺕ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻧﺞ ﻭﺩﺭﺩ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﺍﯾﻦ دو ﺷﻬﯿﺪ
ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ
ﮔﺮﭼﻪ ﻣﺪﺗﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ. . .
ﻧﺎﺷﻨﻮﺍﯼ ﻋﻤﯿﻖ ﮔﻮﺵ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺖ. . . .
ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻬﺎﯼ خاموشم. . . .
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ. . .
نام: سجاد
متولد: 1364
تحصیلات: لیسانس مهندسی فناوری اطلاعات
معلولیت: شنوایی
ساکن: یاسوج
شغل: کارمند دولتی
وضعیت تاهل: مجرد
***

صدا و سیما

محمد حشمتی‎فر
نامه یک معلول به رییس صدا و سیما
سلام آقای محمد سرافراز
می خواستم از شما گلایه کنم که چرا ما معلولین را مثل زنان بدحجاب از رسانه ی ملی حذف میکنید؛ چنان که وقتی از خانه بیرون می‌آییم؛ مردم گویی با یک فرنگی رو به رو می‌شوند. بقدری چشم می‌دوزند و گردن می‌چرخانند که می‌ترسم آنها هم آسیب ببینند. این حذف تا جایی پیش رفته که ما حتی برای بچه‌ها از موجودات تخیلی در برنامه‌های کودک هم عجیبتر و وحشتناکتریم. شاید اگر گاه ما را مانند تماشاچیهای خارج از کشور، در استادیومهای ورزشی که فراموش می‌کنند زلفشان را بپوشند، نشان بدهید، بد نباشد.
***
مهیا
جناب آقای سرافراز
رئیس ارجمند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
با درود و سپاس
بدینوسیله به آگاهی می‌رسد اینجانب به عنوان میهمان برنامه زنده (خوبی از خودتونه ) که حدود ساعت 21 شب از شبکه دو سیما پخش می‌شود فراخوانده شدم و قرار بود برنامه در روز پنجشنبه 26 آذر 94 پخش شود، دیگر میهمان برنامه محسن رمضانی بازیگر نابینای فیلم « رنگ خدا » بود. این گردآمده نشان می‌داد که در کنار مسئولیتم به عنوان عضو شورای اسلامی شهر تهران- دوره چهارم، معلولیتم نیز ملاک و معیار فراخوانده شدن است. چنان می‌نمود که قرار است محسن رمضانی افزون بر درددل‌های شخصی، مسائل جمعی معلولین را مطرح کند و من آنها را واکاوی کرده، راه حل‌ها را جست و جو کنیم. در کنار وظیفه بدون توجه مانده صدا و سیما در اجرای قانون جامع حمایت از حقوق معلولین که آن سازمان را مکلف می‌کند به صورت هفتگی برنامه در رابطه با مسائل معلولین تولید کند این برنامه می‌توانست فرصتی باشد که بخش کوچکی از آن دین ادا شود اما به دلایل نامعلوم و کمتر قابل پذیرش و باور به مانند بیماری ناگهانی کارگردان و هماهنگی دیرهنگام با کارگردانی دیگر و استناد به مشکل دستمالی شده ای چون ترافیک برنامه ضبط و اجرا نشد و کارگردان دیر رسیده و تازه از راه آمده تلاش کرد با تکیه بر جانبازی کارگردان حاضر نشده موضوع را منحرف کرده و ما را وادار کند به جای برنامه زنده به برنامه ضبط شده تن دهیم که نپذیرفتیم. چه، می‌دانم که جانباز به عنوان معلولی ارزشی مسئولیت پذیر است و در جهت دفاع از هم نوعانش هیچ گاه قصور احتمالی خود یا تقصیر دیگران را بر مبنای نقص جسمی خویش توجیه نمی کند. از این رو و در جهت دفع و رفع هرگونه شک و اینکه جامعه نابینایان که یازده سال است با وجود مصوبه قانون از حق خویش در صدا و سیما محروم مانده خواهشمندم دستور فرمائید توضیحی شفاف و قانع کننده از رسانه ملی در اختیار ملت سرافراز ایران و بویژه معلولین این مرز و بوم قرار گیرد. امید که تصادف و اتفاق تکیه گاه پاسخ نباشد و موضوع کارشناسانه ژرف کاوی شده و باشد که این سوء اتفاق، حسن آغازی باشد برای رعایت قانون پیش گفته در سازمان تحت مدیریت شما. پرسش بسیار است مهمترینشان آنکه سهم نمایندگان مردم در صدا و سیما برای گفتگو با موکلینشان یکسان نیست حال که به دو اعتبار یعنی نمایندگی مردم تهران در شورای اسلامی شهر و نمایندگی جامعه معلولین و به عنوان گروه اقلیت میهمان برنامه بودم چنین برخوردی بسزا و شایسته نمی نماید. جامعه فرهیخته معلول ایران بی صبرانه منتظر است تا در کوتاهترین زمان ممکن پاسخ درخور ارائه شود.
***

فرهنگ دینی

خاموشیان (خانم نصر)
آیت الله بهجت:
این نکته از معلومات و واضحات و از مسلّمات شرع است که چنانچه مسلمانی دید که مسلمانی گرفتار است و با اندک همت، گرفتاری او رفع می‌شود، در این صورت اگر همت نکند، معاقَب(مجازات) خواهد بود.
***
B. Kh
به خدا گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشتی، پس چرا آرزو کنم؟منکه عاقبتم معلوم است
خدا گفت: شاید نوشته ام “هرچه او آرزو کند همان شود. . . ”
وامروز من آرزو کردم. . . . . .
وامروز شما هم آرزو کنید. . . . .
فاصله نباشد میان شما و تمام احساس‌های خوبتان
شما باشید و. . .
عشق باشد و. . .
یک دنیا سلامتی!
و. . . “امضای خدا پای تمام آرزوهایتان”. . .
***

فیلم‎ها

علی نوری
میترا فرازنده هنرمند معلول تالشی
میترا فرازنده ۳۷ ساله متولد منطقه اسالم تالش است که با وجود معلولیت‌های جسمی بدون اینکه حتی کوچکترین آموزشی هم دیده باشد با امید به زندگی و ذوق ذاتی اش به هنر، خالق نقاشی هایی شده که هر انسان سالمی برای کشیدن آن نیازمند به ماه‌ها آموزش و تمرین است.
میترا فرازنده دختری با ۸ سنگ کلیه که به خونریزی کلیه و اتیگمات شدید چشمی نیز دچار شده است و به خاطر شرایط جسمی اش متخصصان قادر به عمل او نیستند به عبارت ساده تر پزشکان جوابش کرده اند.
میترا که بیش از ۷۵ سانت قد و ۲۰ کیلو وزن ندارد اما آنقدر روح بزرگی دارد که سالها بیماری و سنگ کلیه خود را از والدین خود مخفی کرد تا ضجه‌های شبانه پدرش و بی قراری‌های مادرش را نبیند و باعث ناراحتی آنها نشود. . .
***
T128
فیلم آموزشی پزشکی زخم فشاری – قسمت اوّل
در فیلم مستند آموزشی پزشکی زخم فشاری شما با انواع زخم‌های فشاری و راه‌های پیشگیری و درمان زخم‌های فشاری آشنا می‌شوید.
فیلم مستند آموزشی پزشکی زخم فشاری در دو قسمت تهیه و تولید شده است. این فیلم توسط مرکز ضایعات نخاعی و با مشارکت مرکز تحقیقات علوم اعصاب شفا بیمارستان خاتم الآنبیاء (ص) و پژوهشکده مهندسی و علوم پزشکی جانبازان ساخته شده است.
فیلم آموزشی پزشکی عفونت ادراری در آسیب نخاعی
در فیلم مستند آموزشی پزشکی عفونت ادراری در آسیب نخاعی شما با انواع عفونت‌های ادراری و راه‌های پیشگیری و درمان عفونت‌های ادراری آشنا می‌شوید.
فیلم مستند آموزشی پزشکی عفونت ادراری در آسیب نخاعی در یک قسمت تهیه و تولید شده است. این فیلم توسط مرکز ضایعات نخاعی و با مشارکت مرکز تحقیقات علوم اعصاب شفا بیمارستان خاتم الآنبیاء (ص) و پژوهشکده مهندسی و علوم پزشکی جانبازان ساخته شده است.
***

قرآن

علی نوری
کتاب صبر ایوب: ایوب نبی، اسوه معلولین
گاهی از طرف بعضی مطرح شده که دین و مشخصاً اسلام از حقوق معلولین دفاع نکرده و حقوق آنان را به رسمیت نشناخته است. اما استدلال اینان صحیح و کامل نیست و در پاسخ آنان می‏توان گفت در مصدر اولیه مثل قرآن و روایات اسلامی، در دفاع از معلولین نکات و رهیافت‏های فراوان یافت می‏شود. سوره عبس و تولی اساساً برای دفاع از یک نابینا نازل شد و با شدت خاص از این نابینا دفاع کرده است. آیات فراوانی درباره اعمی، اعرج، اصّم و غیره در قرآن یافت می‏شود. اما مهم‏تر و جالب‏تر اینکه خداوند از پیامبری نام می‏برد که مبتلا به ضُرّ و نُصب (این دو اصطلاح در آیات قرآن نسبت به ایوب نبی آمده است) بوده است. بر اساس آیات قرآن حضرت ایوب ضُرّ و نُصب داشته و مفسرین این واژگان را به فلج، سوء حال جسم‏پریشی، معلولیت و امراض خاص تفسیر کرده‏اند. خلاصه اینکه ایوب با اینکه از انبیاء عظیم القدر بوده و خداوند از او با احترام فراوان یاد کرده ولی در عین حال معلولیت هم داشته است. به عبارت دیگر معلولیت مانع از پیامبری نیست؛ معلولیت متضاد با عبودیت و شکر خداوند نیست؛ بلکه معلولیت یک ویژگی جسمی مثل رنگ پوست یا شکل و قیافه آدمی است.

کارت‎شناسایی

منصوره ضیایی فر
معلولان دارای کارت بین المللی میشوند. معاون توانبخشی سازمان بهزیستی کشور از صدور کارت بین المللی برای همه معلولان خبر داد و گفت در حال حاضر حدود یک هفته است که پایلوت این طرح در بهزیستی استان تهران برای 1500 نفر از معلولان اجرا شده است حسین نحوینژاد افزود تمامی مزایا مانند معافیتهای قانونی، تسهیلاتی از جمله پرداخت وام اشتغال، بلیتهای نیمبها، شرکت در کنکور و. . . به وسیله این کارتها قابل دسترسی است. و در ارتباط بامشکلات موجود بر سر راه صدور این کارتها افزود محدودیتهای امنیتی به دلیل آنکه این کارتها بار قانونی دارند و همچنین قابلیت شناسایی آنها از طریق شناسه هایشان به وسیله نرمافزارهای مربوطه از مشکلات و موانع توزیع و صدور سراسری این کارتها بود که تا حدودی مرتفع شده است. ایشان با تأکید بر اینکه این کارتها دارای شناسه ی بین المللی و رسمی هستند اظهار کرد کارتهای بین المللی معلولیت این امکان دارند که در صورت حضور فرد در خارج از کشور بتواند از تمامی مزایای آن استفاده کند صدور و توزیع این کارتها کالا رایگان وبا تأمین اعتبار از سوی بهزیستی در نیمه دوم سال جاری انجام خواهد شد. در صورت توزیع سراسری نمونه یاین کرتها به کلیه ی سازمانها و دستگاهها ارسال خواهد شد. این کارت به تمامی 1100000 معلول تحت پوشش بهزیستی و آن دسته از کسانی که به علت تمکن مالی به بهزیستی مراجه نکردند تعلق خواهد گرفت.
***

کتاب‎شناسی

علی نوری
کتاب “کانون معلولین توانا:
تاریخ شکل ‏گیری، تحولات، خدمات”
تشکل‌های مردمی یا NGO¬ها نقش اساسی در سامان دهی به مشارکت¬های مردم دارند؛ به ویژه در مواردی مثل معلولین، تشکل‌های مردمی ضروری و بنیادی است. این تشکل ها، معلولین را با تجربه‌های پیشین آشنا نموده و استعدادهای آنان را بارور کرده و زمینه‌های رشد و خلاقیت آنان را مهیا می¬سازند. قطعاً مدیریت¬ها و نهادهای دولتی توانایی و ظرفیت اجرای همه امور را نخواهند داشت و بسیاری از کارهای معلولین باید به نیکوکاران و یا به معلولان واگذار شود.
در این کتاب با تاریخ شکل گیری این کانون و تحولات و علل آنها، خط مشی و اهداف کانون توانا قزوین آشنا خواهید شد.
***
علی نوری
کتاب ” مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر: تاریخ شکل‏ گیری، تحولات، خدمات:
مؤسسه‏ نیکوکاری رعد الغدیر تجربه بسیار مثبتی نسبت به دیگر مراکز معلولین است. این مؤسسه در برخی زمینه‏‌ها مانند مهارت‏افزایی برای حرفه‏‌های نقاشی، معرق کاری، تولید لباس و اشتغال معلولین؛ برگزاری نمایشگاه‏های خیریه؛ امور درمانی و بهداشتی معلولین پیشرفت خوبی داشته و بسیار موفق بوده است. مدیریت رعد، خط‏مشی توانبخشی روحی و جسمی، عدم اتکا به دولت و مردمی بودن آن از نقات قوت این مؤسسه است. دیگر ویژگی مهّم آن، زنجیره‏ای بودن و تأسیس شعبه در مراکز استان‏ها و شهرستان‏ها است، هر شعبه آن ساختار مدیریتی مستقل دارد و تصمیم و اقدامات در خود شعبه اتخاذ و اجرا می‏شود. ولی هماهنگی‏های کلی و تبادل تجارب در تهران بررسی و کارشناسی می‏‏شود. دیگر مراکز معلولین فعال در ایران کمتر برای توسعه این ویژگی اهمیت قائل‏اند. این مؤسسه درصدد گسترش شعبه‏ ها، در همه‏ شهرهای کوچک و بزرگ ایران و حتی خارج از ایران است و اگر بتواند فقط معضل اشتغال معلولین را تا حدّی مرتفع کند، خود اقدام بزرگ و تاریخی است.
***
علی نوری
کتاب ” جابر انصاری بصیر روشن ضمیر”
جابر بن عبدالله مشهور به جابر انصاری از قبیله خزرج مدینه بود به همین دلیل ملقب به انصاری شده است. او از شخصیت‏های مهم و مؤثر در صدر اسلام و از جمله رهبران مدینه بود که اهالی یثرب را برای دفاع از رسالت رسول خدا(ص) بسیج کرد و در عقبه در انعقاد پیمان با حضرت مؤثر بود.
زندگی جابر گویای این واقعیت است که نابینایی با تلاش و مجاهدت آن هم در عرصه‏های رهبری جامعه تعارض ندارد و زندگی او سراسر درس و عبرت برای روشندلان است. وی می‏توانست نابینایی خود را بهانه کند و از خط حق و معرفت ائمه(ع) و خطرات در این زمینه فاصله بگیرد؛ به قدرت‏ها و دربار خلافت بنی‏امیه نزدیک شود و صاحب ثروت و منسب گردد. خلفا هم علاقه داشتند صحابه رسول خدا آن هم شخصیت‏های مهمی مثل جابر در کنار آنان باشند. اما جابر همه سختی‏های کنار امامت شیعی را به جان خرید و به سراغ خلفا نرفت، احادیث بسیاری را از امامان(ع) نقل کرد و آموزه‏های شیعی را ترویج و تبلیغ نمود.
***
علی نوری
کتاب ” خائف روشندل افتخار فارس “:
میرزا اسماعیل خائف شیرازی (متولد ۱۲۷۸ق) در طلیعه بیداری ایرانیان یعنی عهد ناصر شاهی چشم به جهان گشود. عصری که تمامی کشور را بی سوادی، وطن فروشی، استبداد، جهل و سیطره استعمار فراگرفته بود. ولی با ظهور چند تن علمای بزرگ و مبارز چون سید جمال الدین اسدآبادی و نصیحت‌های بیدارگرایانه او، همگان را متوجه مضار استعمار و استبداد کرد و مردم اعم از بازاری و روحانی را از خواب غفلت بیدار نمود.
میرزا اسماعیل متخلص به خائف در بحران‌های این دوره جذب حوزه علمیه شد و به رغم نابینایی، ادبیات، فقه و حکمت را به خوبی آموخت. سپس با قلم، شعر و تدریس‌های خود توانست منشأ آثار باشد و افرادی را با تعالیم دینی آشنا سازد. پشتکار، ممارست و مجاهدات و تلاش‌ها او را زبانزد خاص و عام کرده بود. همین نکته قابل عبرت آموزی برای روشندلان این دوره است تا با درس گرفتن از روش کسانی چون خائف و تلاش‏های آنان برای نیل به مراتب بالای علم و معرفت، راه صحیح را انتخاب نمایند.
***
علی نوری
کتاب”خدمات مرحوم حسین گلبیدی بنیانگزار مدرسه ناشنوایان اصفهان”
در عرصه ناشنوایی، مردم ایران، اغلب مرحوم باغچه بان را می‌شناسند با اینکه افرا دیگری مثل مرحوم حسین گلبیدی بوده‌اند که نقش بسیار حساس و سازنده ایفا نمودند. اما تلاش‌های او برای کودکان و نوجوانان ناشنوا به جامعه معرفی نشده است … اکنون که حسین گلبیدی، این آموزگار عاشق، از میان ما رفته بر خود مباهات می‌کنیم که مجدداً کتابچه ای درباره او منتشر کنیم. . .
***
علی نوری
کتاب ” غیاثا شیرازی شاعری از روشندلان ”
غیاث ‏الدین شیرازی توسط پدری عارف و سلیم ‏‏النفس تربیت شد و پس از رها کردن شغل بازاری شیرینی پزی یا حلواپزی (چون به غیاث ‏الدین حلوایی مشهور است)، به علم و عرفان و ادبیات روی آورد. چون اصفهان در دوره صفویه، پایگاه عالمان و فرهیختگان بود، از شیراز به آنجا کوچ کرد. در این شهر غریب مجبور بود به رغم نابینایی کارهای روزانه خود را مستقل و بدون مساعدت دیگران انجام دهد.
***
علی نوری
معرفی کتاب بررسی تطبیقی حقوق معلولین در حوزه اشتغال
نویسنده: محمد علی فرجی، ناشر: انتشارات جنگل، 1389
اشتغال لازمه زندگی بشر است؛ زیرا دوام بقای جامعه و زندگی هر فرد مستلزم کار و فعالیت است. اشتغال علاوه برتأمین معاش؛ احترام، اعتماد به نفس، سلامت، عامل تقویت روحیه فردی و اجتماعی می‌باشد. اما در زندگی فرد معلول اشتغال نقشی فراتر از اینها دارد؛ ایجاد احساس سربلندی، قابلیت و استقلال.
این کتاب که حاصل یک کار تحقیقی می‌باشد، قصد دارد تا با مطالعه حق اشتغال در اسناد بین المللی و قوانین و مقررات برخی کشور ها، سیاستهای حمایتی ایران را در پرتو قوانین موجود به ویژه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان مورد تحلیل قرار دهد و ضمن بررسی موانع اشتغال معلولین، راهکارهای مناسب جهت رفع تبیعض در این حوزه ارائه دهد.
***
علی نوری
کتاب “فعالیتهای مجلس شورای اسلامی در عرصه معلولین”
تقنین و قوانین معلولین زمینه ‏ساز رشد و ترقی جامعه معلولین است. به رغم تلاش‏های مجلس شورای اسلامی و بعداً مجلس شورای اسلامی برای تکمیل قوانین معلولین و پرکردن خلأهای قانونی در ایران، هنوز مشکلات فراوانی در عرصه قوانین است. مشکلات معلولین در زمینه‌های اشتغال، ازدواج، رفاه عمومی و ده‏ها معضل دیگر مرهون فقدان قوانین جامع و رهگشا است.
بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را روشندلان، ناشنوایان و معلولین ذهنی و جسمی تشکیل می‌دهند و عدالت اقتضا می‌کند برای این قشر بزرگ جامعه کاری بیشتر شود.
***
علی نوری
۱۰ جلد اول ترجمه تفسیر المیزان گویا بر روی اینترنت قرار گرفت ترجمه فارسی تفسیر المیزان (چاپ دفتر انتشارات اسلامی، ۲۰ جلد)، برای اولین بار در ایران، در استودیو دفتر فرهنگ معلولین در حال گویا سازی میباشد. هم‏ اکنون ۱۰ جلد نخست آن گویا و نهایی شده و طبق طرحنامه قرار است در پایان سال ۱۳۹۵ همه مجلدات آن آماده و رایگان در اختیار عموم علاقه‌مندان قرار گیرد.
***
علی نوری
معرفی کتاب “مهارت‌های ارتباطی اولیه برای کودکان مبتلا به سندروم داون”
کتابی اخیراً درباره کودکان مبتلا به سندرم داون با مشخصات زیر منتشر شده است: مهارت‌های ارتباطی اولیه برای کودکان مبتلا به سندرم داون، لیبی کمین، ترجمه فرهاد سخائی، تهران، مؤسسه توانبخشی ولیعصر(عج)، ۱۳۹۳، چاپ اول، ۳۳۴ص، قطع خشتی، مصور.
نا ارتباطی مثل نابینایی و ناشنوایی از معلولیت‌های مهمّ است. کودکانِ دارای علائم و نشانه‌های خاص ذهنی که در مجموع موجب عقب‌ ماندگی آنها شده، سندرم داون، نامیده می‌شود.
کتاب حاضر که متمرکز روی مهارت افزایی و توان‌بخشی افراد دارای سندرم داون است به خوبی از عهده این مبحث برآمده است. مؤلف عمداً به ابعاد دیگر سندرم داون مثل تحولات تاریخی، درمان پزشکی و داروها؛ آموزش و پرورش یا جامعه شناسی این قشر نپرداخته است. صرفاً در محدوده توان‌بخشی ارتباطات کودکان سندرم داون بحث و بررسی کرده است.
***
علی نوری
معرفی کتاب “درآمدی بر مطالعات معلولیت با رویکرد جامعه‌شناسی”
این کتاب نوشته و ترجمه نگین حسینی و توسط انتشارات سیمای شرق منتشر و روانه بازار نشر شد.
«مطالعات معلولیت» به عنوان یک رشته علمی و دانشگاهی، سال‌های زیادی است که در دانشگاه‌های آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلستان، در سطح فوق لیسانس و دکترا ارائه می‌شود و رویکرد چند رشته‌ای یا بین رشته‌ای دارد.
در این کتاب، «مطالعات جهانی معلولیت» و «مطالعات جامعه‌‌شناختی معلولیت» نوشته دنیل گودلی؛ «جامعه‌‌شناسی معلولیت» نوشته نانسی جی کاتنر و «نظریه‌‌پردازی معلولیت» نوشته گرت ویلیامز در کنار دو پیشگفتار از پروفسور دنیل گودلی و دکتر محمد کمالی ارائه شده است.
همچنین مخاطب در بخش پایانی این کتاب نیز با رشته دانشگاهی مطالعات معلولیت آشنا می‌شود.
***
علی نوری
چند عنوان کتاب در معرفی نخبگان و مشاهیر و فرهیختگان معلول در ایران چاپ شده که بهترینش کتاب آقای منصور برجیان هست.
***
علی نوری
کتاب “صبر ایوب: ایوب نبی، اسوه معلولین”
گاهی از طرف بعضی مطرح شده که دین و مشخصاً اسلام از حقوق معلولین دفاع نکرده و حقوق آنان را به رسمیت نشناخته است.اما استدلال اینان صحیح و کامل نیست و در پاسخ آنان می‏توان گفت در مصدر اولیه مثل قرآن و روایات اسلامی، در دفاع از معلولین نکات و رهیافت‏های فراوان یافت می‏شود. سوره عبس و تولی اساساً برای دفاع از یک نابینا نازل شد و با شدت خاص از این نابینا دفاع کرده است. آیات فراوانی درباره اعمی، اعرج، اصّم و غیره در قرآن یافت می‏شود. اما مهم‏تر و جالب‏تر اینکه خداوند از پیامبری نام می‏برد که مبتلا به ضُرّ و نُصب (این دو اصطلاح در آیات قرآن نسبت به ایوب نبی آمده است) بوده است. بر اساس آیات قرآن حضرت ایوب ضُرّ و نُصب داشته و مفسرین این واژگان را به فلج، سوء حال جسم‏پریشی، معلولیت و امراض خاص تفسیر کرده‏اند. خلاصه اینکه ایوب با اینکه از انبیاء عظیم القدر بوده و خداوند از او با احترام فراوان یاد کرده ولی در عین حال معلولیت هم داشته است. به عبارت دیگر معلولیت مانع از پیامبری نیست؛ معلولیت متضاد با عبودیت و شکر خداوند نیست؛ بلکه معلولیت یک ویژگی جسمی مثل رنگ پوست یا شکل و قیافه آدمی است.
***
علی نوری
کتاب “فرایند جاری توانبخشی در ایران”
توانبخشی شامل خدمات جامعی در قالب برنامه‌های توانبخشی پزشکی، توانبخشی آموزشی، توانبخشی حرفه ای، توانبخشی روانی و توانبخشی اجتماعی می‌باشد. برنامه‌های توانبخشی افراد دارای انواع معلولیت‌ها را زیر پوشش قرار می‌دهند. این کتاب شامل قوانین، مقررات و فرایند توانبخشی در کشور می‌باشد.
***
علی نوری
فرآیند جاری توانبخشی در ایران
پدیدآورنده: کاظم نظم ده، محمدتقی همرنگ یوسفی
ناشر: سازمان بهزیستی کشور معاونت امور فرهنگی وپیشگیری – 06 آبان، 1388
***
علی نوری
کتاب “استانداردهای مناسب سازی بناها و محیط‌های شهری برای افراد دارای معلولیت”
استانداردهای مناسب سازی بناها و محیط‌های شهری عنوان کتابی از مجموعه کتب منتشر شده معاونت توانبخشی سازمان بهزیستی کشور است. یکی از اهداف اصلی کتاب آگاهی دادن نسبت به این مسئله است که “انجام مناسب سازی مستلزم صرف هزینه‌های بالا نیست و مهمتر اینکه انجام مناسب سازی هزینه نیست بلکه یک سرمایه گذاری است”. با توجه به منابع محدود در حوزه مناسب سازی، تدوین این کتاب می‌تواند میزان قابل توجهی از خلاء موجود را پر کند. استانداردهای مناسب سازی بناها و محیط‌های شهری در ۳۳۰ صفحه در سال ۱۳۸۸ چاپ و منتشر شده است.
***
علی نوری
کتاب”چگونگی تعامل با افراد معلول”
در این کتاب تلاش شده است که در مورد نحوه برخورد مناسب با عزیزان معلول به مطالبی هر چند مختصر اشاره گردد که امید است مورد استفاده و بهره برداری آحاد گوناگون جامعه به ویژه عزیزانی که به صورت مستقیم با معلولین ارتباط دارند قرار گیرد.
***

علی نوری
کتاب “دسترسی الکترونیک برای افراد کم توان”
تسهیل دسترسی معلولان به خدمات و اطلاعات، تمامی جلوه زندگی آنان را دستخوش تغییر می‌کند. کتاب “دسترسی الکترونیک برای افراد کم توان ” برای رسیدن به این اهداف تلاش می‌کند.
***
کتاب “راهنمای آموزش کودکان کم توان ذهنی(ویژه مربیان)”
این مجموعه شامل اطلاعات آموزشي در زمينه مهارت‌هاي فردي و اجتماعي معلولان ويژه مربيان شاغل در مراكز معلولان ذهني بوده تا با بكارگيري اصول و مطالب آن بعنوان كتاب كار و ابزاري براي برنامه‌ريزي آموزشي و كاربردي جهت آموزش كودكان معلول ذهني مورد بهره‌برداري لازم قرار گيرد.
***
مکرم میرظفر
کتاب افسانه ماه مجموعه اشعار شادروان نیلوفرکرمی که توسط خانم بحجت مهدوی مادر ایشان به چاپ رسیده وتعداد 200جلد آن به مجتمع خیریه آموزشی وتوانبخشی رعد کرج ویژه معلولین جسمی وحرکتی اهداه گردیده است شما نیز میتوانید باخرید حداقل یک جلد به مبلغ 12000 تومان دراین امر خیرمشارکت داشته باشید روحش شاد. لطفاً جهت خرید باشماره 02632228186 ازساعت 8الی 16 تماس بگیرید متشکرم.
***
فریبا معصومی
در نقش جهان ۱۴ میلیون تومان فروختم
وقتی برای اولین بار چهار پنج سال پیش بهزیستی کارهای فریبا را می‌بیند از او می‌پرسند چه جایزه ای دوست دارد به او بدهند؟ او هم گفته است دوست دارد به مشهد برود: «وقتی به مشهد رفتم صاحب هتل به من یک میلیون تومان وام داد. من یک میلیون تومان را وارد کار تولید کردم. نمایشگاه زدم و وسایلم را فروختم و ۵-۶ میلیون پول دستم آمد و اینطور کارهایم را توانستم بیشتر کنم. » اما بهترین نمایشگاهی که برگزار کرده است را در اصفهان میدان نقش جهان می‌داند که توریست‌ها با دیدن کارهایش سنگ تمام گذاشتند: «توریست‌ها در اصفهان خیلی استقبال کردند و توانستم ۱۴ میلیون تومان کارهایم را بفروشم. دیگر هیچ جای دیگر تا این اندازه بازدید کننده نداشتم. »
***

کتاب گویا

زهرا خان اف
کتاب صوتی، مکمل یا جایگزین؟
رضا آرمانیان- کتاب‌های صوتی برای اولین بار در سال ۱۹۳۱ به‌منظور بهره‌مندی نابینایان در آمریکا تولید شد. در ابتدا از کتاب‌های آموزشی و درسی آغاز و با استقبال از روند آن کتاب‌های دیگری چون کتب ادبی، داستانی و دیگر حوزه‌ها به شکل کتاب‌های گویا روی کاست پیاده شد. به‌تدریج این نمونه جدید از کتاب‌ها با پیشرفت روزافزون تکنولوژی، ظهور اینترنت و فضاهای سایبری و مجازی به شکل فرمت‌های قابل دانلود بر فضای اینترنت قرار گرفت. با افزایش میزان علاقه‌مندی و استقبال از آن‌ها خیلی زود به صنعتی پررونق با گردش مالی و اقتصادی قابل‌قبول در سطح دنیا مبدل و تولید انبوه کتاب‌های گویا رواج یافت.
***

کلیات

نگین حسینی
آقای رضا عبداللهی، بنیانگذار نخستین صفحه مختص معلولیت در رسانه‌های ایران (صفحه با معلولین روزنامه اطلاعات) در نوشته ای، به موضوعی پرداخته که از مسائل چالش برانگیز معلولیت در سال‌های اخیر است: پیدا کردن واژه ای بهتر به جای معلول. او در این مطلب، از به کار بردن کلمه “معلول” دفاع می‌کند و واژه‌های دیگر (همچون توانیاب، توانخواه و غیره) را مناسب نمی داند.
من هم به عنوان روزنامه نگار و هم کسی که سالهاست در زمینه معلولیت مطالعه و تحقیق تخصصی کرده و نوشته ام، با نظر ایشان موافقم؛ البته به نظرم بهتر است بر فرد بودن تاکید شود و “فرد معلول” یا “فرد دارای معلولیت” مورد استفاده قرار گیرد. (نگین حسینی)
موضوع جدید بحث:
“آیا وبژه بهتر از معلول و معلولین هم داریم ؟ ”
***
ماریا خسروانی
واژه زیاد مهم نیست چرا انقدر خودمونو درگیر این مسائل الکی میکنیم
***
حسین عبدالملکی
در ادبیات کنونی حوزه معلولیت در کنار واژه Disabled Persons (افراد معلول) از مفهوم Persons With disability (فرد دارای معلولیت) نیز استفاده می‌شود که ناظر به فردبودن یک شخص(جزیی از جامعه بودن به مانند افراد عادی)، قبل از اشاره کردن به معلولیت وی است که البته استفاده از مفهوم دوم یعنی Persons with disability (فرد دارای معلولیت) در متون تخصصی درباره معلولیت دارای ترجیح بسیار بیشتری است.
یکی از تغییرات مهم در حوزه واژگانی و به تبع معنای منتج شده از آن در حیطه معلولیت استفاده از اصطلاح visually impared به جای blind است.
نگاهی معنا شناختی به این دو واژه نشان می‌دهد که blind به معنای نابینا که تبعاتی منفی را نیز می‌توان در پس آن مشاهده کرد (چرا که تا حدی بصیرت درونی ونیز قدرت تشخیص عقلی را نیز شامل می‌شود) به اصطلاح visually impared به معنای آسیب دیده بینایی تبدیل شده است. نگاهی به کلمه blind و قیدها و صفت‌های مترتب بر آن حاکی از نوعی نابینایی است که یک نوع بار منفی معنایی نیز در آن وجود دارد. مثلاً کلمه blind ness به معنای بی بصیرت مورد استفاده قرار می‌گیرد که با تغییر به visually impared بر این تعبیر معنا شناختی دلالت دارد که فرد نابینا دارای هیچ مشکل دیگری نبوده و تنها از لحاظ بینایی آسیب دیده است و به تبع آن در سایر زمینه‌ها به مانند دیگر افراد جامعه ضمن برخورداری از حق وحقوق مساوی با آنها به عنوان یک شهروند عادی تلقی می‌شود و دیگر ابعاد منفی ای که در پس blind موجود بود در تعبیر آسیب دیده بینایی وجود ندارد.
از این رو در کشور ما نیز با توجه به آنچه در بالاآمد شاید برای ارتقای جایگاه معلولین و پایگاه اجتماعی این قشر چه بطور کلی و چه در اجزای مختلف آن قایل استفاده است. واژه هایی چون توانمند، توانخواه، توانجو، توان پو، توان یاب و افراد دارای توانایی‌های خاص و… تنها بخشی از واژگانی است که برای جایگزینی واژه معلول پیشنهاد شده‌اند و در جاهای گوناگون به انحای مختلف به کار رفته اند. اما بسیاری از این جایگزین‌ها توانایی پذیرش ساخت‌های مختلف واژگانی را نداشته و یا بعضی از آنها پتانسیل لازم برای معرف بودن کلیت این قشر از جامعه (معلولین) را ندارد. بدون تردید وقت آن رسیده است که خود جامعه معلولین و نیز دست اندرکاران این حوزه در کنار نهادها و مسئولین ذیربط (سازمان بهزیستی، کمیسیون معلولان مجلس شورای اسلامی، «ان جی او»های معلولین و فرهنگستان زبان فارسی و…) در تلاشی هماهنگ و منسجم در جهت برگزیدن واژه ای برای جایگزینی «معلول» که شرایطی که در بالابرشمرده شد را دارا باشد، اقدام کنند و در وهله بعد این واژه را رسمیت بخشند. (حسین عبدالملکی)
***
پری
سلام جناب آقای نوری و دوستان توانمند. منم با خاتم خسروانی موافقم، واژه زیاد مهم نیست اعتماد به نفس دوستان توانمند مهمه و نگرش جامعه مهمه و وظیفه اصلی تشکلهای معلولین تغییرنگرش جامعه نسبت به معلولیت و باور توانمندیهای معلولینه
***
یوسفی مفید
ما باید واقعیت را بپذیریم
اگر فرد معلول موفق و فعال والگو جامعه شود بنظرم واژه معلول سرآمد تمام واژه هاست
من هنوز فکر نکردم معلولم چرا
این منزلت اجتماعی افراد معلول هست که اصل واژه را میسازد
***
حسین مسلمی نایینی
مهم نیست؛ مرا حتی دیوانه بنامید؛ فقط جایگاه واقعی من را درک کنید.
***
اعظم قاسمی
سلام به دوستان امروزه در تحقیقات ثابت شده که همراه داشتن یک اسم زیبا، پرمعنا و خوش آهنگ، نه تنها احساس اعتماد و اطمینان فرد رو افزایش میده بلکه باعث میشه اطرافیان به طور مثبت تر و شایسته تری به وی نگاه کرده و تعامل خوشانیدتری داشته باشن! در رابطه با کلمه معلول هم همینطوره بهتره با فرهنگ سازی بار معنایی رو که کلمه معلول یدک میکشه عوض کنیم. و نگرش جامعه رو به سمت مثبت سوق بدیم
***
اعظم قاسمی
در رابطه با اسم نیاز به فکر بیشتری داره درحال حاضر اسمی که به ذهنم میاد استفاده از کلمه خودباور و خودباوران به جای معلول و معلولین می‌باشد
***
باقرزاده
به نظر من بجای کلمه معلولین بگویم افراد با ویژگی‌های خاص
***
رضا عبداللهی
حدود ۲۵ سال پیش در پاسخ به مقاله ای چاپ شده از دکتر حداد عادل – که واژه “برف سره ” را معادل ” اسکی ” پیشنهاد داده بود – مقاله ای نوشتم، و استدلال کردم، که بر این قیاس، باید “اسکی روی آب” و “اسکی روی چمن” را ” برف سره روی آب ” و ” برف سره روی چمن ” نامید!
در ماه‌های منتهی به انقلاب اسلامی ایران، نام خیابان ” آیزونهاور” از سوی مردم، خیابان ” آزادی ” نام گرفت، و
اکنون هم بدین نام شناخته و نامیده می‌شود، اما فرضا میدان دوست داشتنی محله من یعنی ” هفت حوض ” تا کنون جز در مکاتبات رسمی و اداری، میدان “نبوت ” معرفی نشده و نمی شود؛ هم چنان که کمتر کسی هست، که نام رسمی میدان “تجریش” را بداند، یا دست کم بنامد. مردم استان و شهر ” کرمانشاه” هرگز نام جعلی ” باختران ” را نپذیرفتند، هم چنان که دوستداران تیم فوتبال ” پرسپولیس ” هرگز نام اداری و رسمی و دولتی ” پیروزی ” را قبول نکردند، و سرانجام دولتی‌ها مجبور شدند، پس از سال‌ها تاکید بی ثمر بر عناوین جعلی باختران و پیروزی به خواست و سلیقه مردم گردن نهند.
مثال‌های مذکور مبین این واقعیت علمی است، که توفیق در معادل سازی لغات هنگامی حاصل می‌شود، که این دگرگونی، پروسه ای طبیعی، منطقی و علمی را طی کند، و فارغ از تعهد به اصول نحوی، ملاحظات روان شناختی را اعما کند. از این رو جایگزینی لغات مجعول و مغشوشی چون ” توان یاب” و همریشه‌های آن را به جای کلمه ” معلول” جایز نمی دانم. گمان هم نمی کنم، که مردم عادی از شنیدن این کلمات، معنا و مفهوم ” معلول” را استنباط و کشف کنند. جمعی نحوی و لغوی گرد قرص نانی جمع شده و در مورد چند و چون کلمه ” نان ” بحث و فحص می‌کردند، که گرسنه ای آمد، نان را درربود، و گفت: ” چنین باد معنای نان ”!
(رضا عبداللهی)
***
علی نوری
موضوع مورد بحث روز: ” ناتوانی چیست و ناتوان کیست؟ “: white_check_mark:
دوستان و اعضا لطفاً در این باره نظرات و دل نوشته‌های خود را بفرمایند.
***
حسین
به نظرم اینکه خودتو ضعیف تصور کنی ناتوانیه
***
پرواز
اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم.
***
علی مغفوری
بنظر من ناتوانی یعنی نتوانستن یک کار بخاطر شرایط موجود اون طرف یا امکانات کنار اون مثلا یک ویلچری از پله‌های یک ساختمان نمیتواند به تنهایی بالا برود یا خودش ویلچرش، رو تو صندوق عقب ماشینش بگذارد و. . . اما نتوان یعنی توانایی انجام کاری رو داری ولی همت و اراده اون کار رو نداری مثلا میتوانی با تمرین خودت از روی ویلچر بر روی تخت بروی یا بر روی زمین بنشینی یا میتوانی مثل خانم زهرا نعمتی قهرمان تیروکمان جهان بشی به خودم میگویم به کسی جسارت نشه من منتظر نشستم که دیگران بیایند کارهای من رو انجام بدن در صورتی که با کمی تلاش میتونم به ناتوانی خودم غلبه کنم حتی در مواردی از آدمهای سالم میتوانیم بهتر کار کنیم و الگو باشیم.
***
پرواز
بنظر من ناتوانی یعنی نتوانستن یک کار بخاطر شرایط موجود اون طرف
به نظر من این حرف، به ما یاد میده که از روی ظاهر افراد قضاوت نکنیم، از روی درون وباطن وتوانایی هر فرد اون شخص روبشناسیم، وبه توانایی هاش ایمان بیاریم
وبراین اساس هم با او رفتار کنیم نه از، سر دلسوزیهای بی مورد وبی اساس، که جز لطمه زدن به فرد معلول هیچ چیز دیگه ای نداره چیزی که متأسفانه هنوز درجامعه ما جانیفتاده آدماي پرانرژي هميشه پر از انگيزه و شور و شوق هستن. اونا نه تنها براي دنبال کردن هدف هايي که واسه ي خودشون در نظر مي گيرن فوق العاده انگيزه دارن بلکه در همين کارهاي روزمره و معمولي شون هيجان و انرژي مثبت فراواني دارن.
در واقع انگيزه، سوخت موتور شماست و هيچ موتوري بدون سوخت حرکت جدي ندارد. اگر شما از اون دسته آدما هستين که احساس مي کنين انگيزه تون واسه ي انجام يه کار يا پيگيري يه هدف تون و حتي اصل زندگي تون کمه، چهارتا پيشنهاد عالي و کاربردي دارم که البته به شرطي که رعايتش کنين حتماً اثرش رو مي بينين.
***
خانم رستمی نیا
توانایی یعنی ایمان وباور به اینکه: من قابلیت و توانمندی لازم برای یک زندگی سالم و شاد و پر انرژی را دارم واین قدرت رادارم که ناتوانی را ناتوان کنم.
***
منا شبیهی
نظرمن ناتوان کسی است که فرصتی راخداوندداده است بدرستی استفاده نکند وبه خود وتوانایش باور نداشته باشد.
***
زهرا زراعی
امام صادق (ع)میفرمایند: حقیقتا ناتوان است کسی که برای گرفتاریهایش، صبر و برای نعمت های، شکر وبرای پیشامدها و سختی هایش گشایش (از جانب خدا)در نظر نگرفته باشد. و به نظر بنده ناتوان کسی ست که میتواند و کلمه ی نمی توانم را به زبان می‌اورد.
***
صبحی
به نظر بنده، فکر و اندیشه “نمی‌تونم” خودش بزرگترین ناتوانی هست!
***
منصوره ضیایی فر
انسان توانا دارای خرد و اندیشه ی والا است که خردش او را به سوی اهدافی نیکو سوق میدهد. انسان توانا تمام قوای فکری وجسمی خود را برای نیل به اهداف و آرزوهایش به کار میگیرد، زندگیش را بر پایه درایت و تدبیر بنا میکند، از شکست نمیهراسد بلکه آنرا پلی برای دستیابی به پیروزی میداند. او امید به خدا و امید به آینده راسرلوحه ی زندگی خود قرار میدهد و با الهام از این آن از هیچ تلاشی فروگذار نیست.
***
Z A
مشکلی که من با لغت “معلولیت” دارم این است که به محض شنیدن معلولیت، همه به یاد کسانی می‌افتند که نمی بینندیا نمی شنوند یا نمیتوانند راه بروند.
در حالی که اینها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است.
آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند یا نمیخواهندیا نیاموخته‌اند که صادقانه در مورد احساسشان حرف بزنند را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند دوستی‌های خوب و بلندمدت بسازند را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند بفهمند که در زندگی چه میخواهند را معلول نمیدانیم.
آنها که چشمشان جز خودشان نمی بیند را معلول نمیدانیم.
آنها که دستشان به امید نمیرسد و در انتظارند که دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمیدانیم.
این “معلولیت‌های واقعی” را نمی بینیم. و از اینکه دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت میکنیم!
“فرد راجرز”/ جامعه شناس
***
رضا
توان یاب به معنی فردی که برای رسیدن ب توانائی خاصی مستمر و پیوسته کوشش و تلاش میکنه اما توان خواه کسی رو میگن که اون توانائی رو خواهش میکنه
***
مسعود صادقی
دوستان عزیز تا جایی که بنده اطلاعاتات ناقصی دارم کلمه معلول از واژه بین المللی disable گرفته شده ( که در کنوانسیون بین المللی حقوق افراد دارای معلولیت نیز به کاربرده شده است) و تاکنون کارشناسان حوزه توانبخشی هم نتوانستند کلمه ای برای جایگزینی پیدا کنند.
***
ژاله
مشکل فرهنگ سازی با تغییر واژه‌ها صورت نخواهد گرفت، همه جای دنیا تغییرات یک دفعه اتفاق نیافتاده و در اینجا نیز اتفاق نخواهد افتاد، تغییرات فرهنگی در بستر زمان صورت می‌گیره و اگر هر فردی خودش رو ملزم به انجام آنچه که درسته بکند قطعا این فرهنگ سازی سریع تر اتفاق خواهد افتاد.
اگر افراد دارای معلولیت به توانمندی خود ایمان داشته باشند باید در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی حضور پیدا کنند تا با نشان دادن این توانمندی ذهنیت دیگران را تغییر دهند تا زمانی که مردم به توانایی افراد دارای معلولیت واقف نشوند هر واژه ای که به کاربرده شود تغییری در اصل موضوع صورت نخواهد گرفت.
***
امراله دهقانی
شماهای که همه ش از بیکاری ونداری می‌نالید لطفاً یکم تاریخ را ورق بزنید و مطالعه کنید آنوقت متوجه می‌شوید تمام ادمهای بزرگ تاریخ کسانی بوده‌اند که روزی الاف کوچه و خیابان بوده‌اند یا ولگرد و بی سرپا بوده‌اند ولی چون خواستن هرکدام شدند یک دیکتاتور بزرگ و قدرتمند، از جمله هیتلر و. . . یا هفتصد سال پیش پادشاه ایران فردی معلول بود بنام تیمور لنگ
***

مناسب‎سازی

محمد استاد
شرکت در زمینه مناسب سازی فضای شهری یک موفقیت بزرگ جهت مشارکت اجتماعی معلولین است خوشبختانه در استان هرمزگان ستاد مناسب سازی از سال 1380 شروع به کار کرده و کارهای خوبی انجام شده هر چند بسیار با استانداردها فاصله داریم.
***
علی نوری
مناسب سازی و تجهیز سواحل اسپانیا برای معلولین
بنیاد آلبرتو که یک مؤسسه خدماتی در زمینه توریسم معلولین است براساس توافقنامه ای با صلیب سرخ اسپانیا 45 کیت تجهیزات گردشگران معلول شامل یک دستگاه صندلی چرخ دار آبی ، خاکی معروف به Tiralo*، چهارجفت عصای ساحلی و چهارحلقه جلیقه نجات می‌شود به این نهاد که وظیفه امداد و نجات درسواحل اسپانیا را بعهده دارد ، اهداء نمود.
***
صبحی
یک محصول خلاقانه برای تغییر پلکان معمولی به رمپ‌های مناسب برای عبور صندلی‌های چرخدار! این پله‌های متصل به هم، طوری طراحی شده‌اند که با فشاردادنِ یک اهرم در کنار پله‌ی اول، آرام آرام سطوح روییِ پله‌ها بالا می‌آیند و زاویه می‌گیرند و به یکدیگر متصل می‌شوند تا یک سطح شیبدار بسازند. این محصول ابتکاری، نه فقط برای عبور صندلی چرخدارها، که برای حمل وسایل سنگینی مناسب است که بایستی روی زمین کشیده شوند و نمی‌توان آنها را پله به پله بلند کرد.
***
نوربخش
مذاکره با خودرو سازان داخلی برای مناسب‌سازی خودروی معلولان
معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ضمن بیان اینکه در حال حاضر 13 هزار و 246 پلاک ویژه خودروی معلولان صادر شده است گفت: مشکلی برای صدور پلاک ویژه معلولان نداریم و همکاری‌های نیروی انتظامی نیز با بهزیستی در این زمینه بسیار خوب است.
به گزارش خبرنگار «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حسین نحوی نژاد در نشستی خبری که به مناسبت روز جهانی معلولان با حضور رییس سازمان بهزیستی کشور برگزار شده بود، در خصوص آخرین وضعیت خودروهای وارداتی مناسب‌سازی شده معلولان اظهار کرد: بررسی کردیم که کدام گروه از معلولان توانایی واردات این خودروها را دارند زیرا این خودروها بسیار گران بوده و حتی با وجود معافیت‌های مالیاتی که از سوی بهزیستی به آن‌ها تعلق می‌گیرد، همچنان خرید آن از عهده برخی معلولان خارج است.
وی تصریح کرد: با این وجود پس از تصویب این لایحه در سال 93، معافیت 4700 معلول جهت واردات خودرو تحویل وزارت صنعت شد اما بعد از آن متوجه شدیم که حدود یکهزار خودرو به کشور وارد شده است که عمده آن‌ها نیز نه توسط معلولان بلکه دلالآن وارد کشور شده‌ زیرا معلولان توانایی مالی کافی برای ورود این خودروها به کشور را نداشتند.
نحوی نژاد ادامه داد: با این وجود شاهد بودیم که سیل وسیعی از ثبت سفارشات در خصوصو واردات خودرو به بهزیستی سرازیر شد به همین دلیل برای کوتاه کردن دست دلالآن از این فرآیند به طور موقتی واردات این خودروها را متوقف کردیم.
وی ادامه داد: یکی دیگر از اقدامات ما این بود که براساس مصوبه دولت با یکی از خودروسازی‌های داخلی به منظور مناسب سازی خودروهای معلولین و استفاده از معافیت‌های مالیاتی قرارداد منعقد کنیم اما با گذشت 4 ماه از آغاز این مذاکرات با خودروسازان داخلی هنوز هیچ خودروساز داخلی موافقت خود را با این مساله اعلام نکرده است، حال آنکه این مذاکرات همچنان ادامه دارند.
معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور افزود: در تلاش هستیم تا پایان سال جاری در این زمینه به توفیقاتی رسیده و آن را از طریق رسانه‌ها اطلاع رسانی کنیم.
430 هزار معلول ساکن در مناطق دور افتاده و غیر قابل دسترس امسال تحت پوشش قرار می‌گیرند
ارائه خدمات بهزیستی به برخی پناهندگان و آوارگان افغان
به گزارش ایسنا، وی در ادامه این نشست گفت: 430 هزار معلول ساکن در مناطق دور افتاده و غیر قابل دسترس امسال تحت پوشش بهزیستی قرار گرفتند.
معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور در خصوص تسهیلات بهزیستی برای معلولان عشایر و کوچ‌رو گفت: اخیرا برنامه‌هایی را برای تسهیل فرایند استفاده معلولین عشایر از خدمات بهزیستی به اجرا درآوردیم و در این فرآیند از تسهیل‌گران تحصیل کرده نیز استفاده کردیم.
نحوی نژاد تصریح کرد: خدمات بهزیستی هیچ استثنایی ندارند و حتی به تعدادی از پناهندگان و آوارگان افغانستانی نیز که به ایران مهاجرت کرده‌اند خدماتی ارائه می‌دهیم.
***
جناب خان
شهری که زیر پای معلولان هموارنیست! / با این مبلمان شهری معلولان به انزوا می‌روند
نامناسب بودن امکانات شهری یکی از معضلات جدی معلولان و ناتوانان جسمی و حرکتی به شمار می‌رود که متأسفانه در طول سنوات گذشته مورد کم توجهی قرار گرفته است.
طبق ارزیابی‌های انجام شده ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی که از آن برخوردار است در جرگه کشورهای حادثه خیز جهان قرار دارد.
از سوی دیگر پشت سرگذاشتن 8 سال جنگ تحمیلی و هجوم وحشیانه رژیم بعثی به سرکردگی صدام، باعث شده تا تعداد معلولان در کشور با افزایش هر چه بیشتری همراه شود.
البته آمار دقیق از تعداد معلولان وجود ندارد و نمی توان به عدد و رقمی مشخص در این خصوص اشاره کرد، اما با توجه به موارد مذکور(حادثه خیزی ایران و پشت سر گذاشتن 8 سال جنگ تحمیلی)به تبع تعداد معلولان در کشور را با افزایش هرچه بیشتر همراه بوده است.
عموما معلولان یا ناتوانان جسمی و حرکتی با دشواری‌های خاص به خود مواجه هستند و مبرهن است که در مقایسه با افراد سالم، زندگی سخت تری را تجربه می‌کنند.
یکی از مشکلات پیش روی جامعه معلولان در کشور معطوف به مناسب نبودن امکانات شهری برای تسهیل بهره گیری از خدمات شهری است.
مناسب سازی به معنای امکان دسترسی همه افراد از جمله معلولان به امکانات شهری است که در اصول شهرسازی امروزی از جایگاه حائز اهمیتی برخوردار است.
به تعبیری می‌توان گفت، مناسب سازی شهرها برای معلولان گویای احترام به حقوق شهروندانی است که از لحاظ کثرت در اقلیت قرار دارند.
بطور یقین بهره گیری از امکانات شهری اعم از تردد در پیاده روها، ورود و خروج آسان به ادارات و دستگاه‌های فعال خدمات رسان دولتی و غیر دولتی و برخورداری از امکانات رفاهی شهری همچون سینماها، سالن‌های تئاتر، مراکز تفریحی و. . . حق معلولان است و این وظیفه مدیریت شهری است که با طراحی اصولی امکانات شهری این حق را حفظ و تامین کنند تا از بار مشکلات معلولان کاسته شود.
از منظر قانون نیز، در ماده 2 قانون حمایت از حقوق معلولان تاکید شده که وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظف هستند در طراحی و احداث بناهای ساختمانی، اماکن عمومی، معابر و امکانات خدماتی به نحوی عمل کنند که امکان دسترسی و بهره مندی از آن برای افراد و گروه‌های معلول همچون افراد عادی جامعه فراهم شود که البته متأسفانه این مصوبه و صراحت قانونی در مقام اجرا از سوی برخی مسئولان و دستگاه‌های ذیربط مورد کم توجهی قرارگرفته است.
یکی از شاخصه‌ها و مولفه‌های توسعه شهری با سطح مناسب سازی شهرها برای معلولان و سالمندان که با محدودیت‌ها و ناتوانی‌های جسمی و حرکتی مواجه هستند سنجیده می‌شود.
امروزه در کشورهای توسعه یافته، شرایط تردد و عبور ومرور معلولان در ورزشگاه ها، مراکز خرید، درمانگاه ها، کتابخانه‌ها و. . . به نحوی مطلوب و استاندارد لحاظ شده است.
مناسب سازی خودروها و ناوگان حمل ونقل عمومی بخش دیگری از طرح‌های مناسب سازی به شمار می‌رودکه البته در طول سالیان اخیر گام هایی برای بهبود و وضعیت مذکور برداشته شده، اما به هیچ عنوان کافی به نظر نمی رسد.
مناسب سازی حمل ونقل عمومی برای معلولان در شهری همچون تهران که مرکزیت و پایتخت کشور محسوب می‌شود تا حدودی رعایت شده اما با نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد.
***
محمدهادی جلودار
جدیدترین خبر در مورد وضعیت واردات خودرو افراد دارای معلولیت
مذاکره با خودرو سازان داخلی برای مناسب‌سازی خودروی معلولان
معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور ضمن بیان اینکه در حال حاضر ۱۳ هزار و ۲۴۶ پلاک ویژه خودروی معلولان صادر شده است گفت: مشکلی برای صدور پلاک ویژه معلولان نداریم و همکاری‌های نیروی انتظامی نیز با بهزیستی در این زمینه بسیار خوب است.
حسین نحوی نژاد در نشستی خبری که به مناسبت روز جهانی معلولان با حضور رییس سازمان بهزیستی کشور برگزار شده بود، در خصوص آخرین وضعیت خودروهای وارداتی مناسب‌سازی شده معلولان اظهار کرد: بررسی کردیم که کدام گروه از معلولان توانایی واردات این خودروها را دارند زیرا این خودروها بسیار گران بوده و حتی با وجود معافیت‌های مالیاتی که از سوی بهزیستی به آن‌ها تعلق می‌گیرد، همچنان خرید آن از عهده برخی معلولان خارج است.
***
فراهانی
پيرمرد ۸۸ ساله آستين‌ها را بالا زده و گذرگاه‌ها را مناسب‌سازی می‌کند
پل‌سازی پیرمرد جهادی برای معلـولان:
معمولاً حرف از ساخت پل روي جوي‌ها كه مي‌شود، نگاه‌ها به سمت شهرداري مي‌رود و افراد به هر طريقي سعي مي‌كنند خواسته خود را به گوش مسئولان برسانند. تا زماني هم كه واحد عمران شهرداري‌كاري انجام ندهد، افراد با همه مشكلات از روي جوي‌هاي آب مي‌گذرند يا مسير خود را تغيير مي‌دهند. اما در منطقه ما و محله شهيد رجايي يكي از ساكنان آستين‌هايش را بالا زده و در محدوده‌هايي كه‌‌ تردد براي كهنسالآن و معلولان به دليل وجود جوي آب و نبود پل سخت بوده، با دستان خود و هزينه شخصي‌اش شروع به پل‌سازي كرده است. اين فرد جوان نيست. بلكه ۸۸ سال دارد و از چهره‌هاي شناخته شده محله به شمار مي‌آيد. اهالي او را به نام حاج قنبر بنا مي‌شناسند. نام اصلي‌اش «قنبرعلي شيرخانلو» است. او از ۳ ماه پيش كار پل‌سازي را در محله شروع كرده و قسم خورده تا روزي كه توانايي داشته باشد، اين كار را ادامه دهد، چون اين كار را يك نوع باقيات الصالحات مي‌داند.
تلاش براي رفع مشكل هم‌محله‌اي‌ها
با ورود به خيابان شهيد رجايي، از هر كس سراغ حاج قنبر شيرخانلو را بگيري خانه‌اش را نشانت مي‌دهد. برخي هم اعلام مي‌كنند كه ممكن است در خانه نباشد و احتمالاً بايد به دنبالش در يكي از كوچه‌ها و خيابان‌ها بگرديم. قنبرعلي شيرخانلو، نه تنها يكي از ساكنان قديمي محله به شمار مي‌آيد، بلكه اين روز‌ها به دليل‌كاري كه در كوچه و خيابان‌هاي مختلف از جمله خيابان‌هاي شهيد رجايي، شريعتي و دهيار انجام داده، بيشتر شناخته شده است. چراكه بسياري او را در ساعت‌هاي مختلف روز ديده‌اند كه با وجود كهولت سن، با گاري دستي‌اش، سيمان، كاشي و ماسه جابه‌جا مي‌كند، يا روي زانو‌هايش نشسته و در حال چيدن كاشي‌ها در كنار هم و كشيدن سيمان روي آنهاست تا در ‌‌نهايت پلي درست شود. خودش دليل كارش را رفع مشكل عبور و مرور اهالي از روي جوي‌ها مي‌داند و مي‌گويد: «در محله ما جوي‌هاي زيادي وجود دارد كه عبور از رويشان به دليل بزرگي‌اش براي اهالي و به‌ويژه كهنسالآن و معلولان سخت است. به همين دليل تصميم گرفتم كار ساخت پل را شروع كنم كه خدا را شكر حالا این مشكل در بسياري از كوچه‌ها و خيابان‌هاي محله رفع شده است. »
اهالي هم به كمك آمدند
قنبرعلي شيرخانلو، ۸۸ بهار را پشت سر گذاشته و در اين سال‌ها حرفه‌اش بنايي بوده است و بسياري از ساختمان‌هاي خيابان شهيد رجايي به دست او شكل يافته‌اند و مدت‌ها بنايي هنرستان شهيد باهنر را به عهده داشته است، به همين دليل ۴ ماه پيش وقتي در جريان مشكل اهالي محله قرار مي‌گيرد، آستين‌ها را بالا زده و شروع به كار مي‌كند. او هر روز با گاري خود به كوچه‌ها سر زده و هر جا نياز به پل بوده، اقدام به ساخت پل كرده است. خودش مي‌گويد: «اوايل خودم سيمان، ماسه و كاشي را تهيه مي‌كردم اما به مرور زمان اهالي هم به كمك آمدند. مثلاً اگر فردي ساخت‌وساز داشت، كمي ماسه و سيمان مي‌داد يا يكي ديگر كاشي‌هاي اضافه‌اش را در اختيارم مي‌گذاشت. بالاخره اين همراهي هم باعث ساخت بيش از ۵۰ پل در سرتاسر خيابان‌هاي شهيد رجايي و شريعتي و بخشي از خيابان دهيار شد. » او معتقد است که: «حتماً نبايد كارهاي خير خيلي بزرگ انجام داد، مي‌توان با همين كارهاي بسيار كوچك، باقيات الصالحاتي از خودمان باقي بگذاريم و آخرتمان را در همين دنيا‌آباد كنيم. این هم‌محله‌ای بلند همت می‌گوید: مشكل اهالي اين محله، مشكل من است و براي حل آن، هر‌كاري از دستم بربيايد انجام مي‌دهم. »
اگر عمري باشد، ادامه مي‌دهم
شيرخانلو به تصميمي كه گرفته پايبند است و بار‌ها پيش آمده كه ساعت‌ها پس از ساخت پل در كنارش ايستاده تا سيمان خشك شود و مشكلي به وجود نيايد. او دوست دارد كه كارش را دقيق و بدون هيچ ايرادي انجام دهد تا اهالي هنگام استفاده از پل با مشكلي مواجه نشوند. پيرمرد دوستداشتني محله شهيد رجايي مي‌گويد: «اين روز‌ها به دليل بارندگي و سرماي هوا، كار را تعطيل كرده‌ام، اما اگر عمري بود، حتماً در كوچه‌هاي ديگر و هرجا نياز باشد، پل مي‌سازم. اگر كسي از طريقي من را خبردار كند كه در خيابان يا كوچه‌اي از اين منطقه نياز به ساخت پل هست، دريغ نخواهم كرد و در نخستين فرصت اين كار را انجام مي‌دهم. واقعاً هم توقع تشكر و قدردانی از كسي را ندارم، چون اين كار را فقط براي رضاي خدا انجام مي‌دهم. اين كار من گرچه رضايت اهالي را به دنبال داشته و بار‌ها در كوچه و خيابان از من تشكر كرده‌اند، براي خودم هم مفيد بوده و سرحال‌تر شده‌ام. حتي به‌نوعی ورزش برايم تلقي مي‌شود. بالاخره در اين سن تحرك برايم بسيار مفيد است. » شايد شما هم همين روزها، اين پيرمرد مهربان را در محله‌تان ببينيد، پيرمردي كه براي رضاي خدا و خدمت به خلق خدا، رايگان پل مي‌سازد.
دختر شيرخانلو:
پدر هميشه كمك حال ديگران است
فاطمه شيرخانلو، دختر حاج قنبر، پس از مرگ مادر، براي همراهي با پدرش در طبقه بالاي محل سكونت پدرش زندگي مي‌كند. او بار‌ها از پدرش خواسته كه كار را‌‌ رها كند و بار مسئوليت را به عهده ديگران بگذارد. چراكه پدرش، به تازگي سكته كرده است و پزشكان گفته‌اند كه نبايد كار سنگين انجام دهد. فاطمه شيرخانلو مي‌گويد: «هر بار پدر با گاري‌اش از خانه خارج مي‌شود، نگرانش مي‌شوم. اما او به كار علاقه دارد. بار‌ها پيش آمده كه صبح از خانه خارج شده و شب بازگشته است. چون درحال كار بوده يا در كنار پل‌ها منتظر بوده تا سيمان خشك شود. »
او درباره تلاش پدرش براي ساخت پل مي‌گويد: «از روزي كه پدر را مي‌شناسم، در هر دوره‌اي تلاش كرده كه به ديگران كمك كند. حتي به عتبات عاليات رفت و مدتي بنايي ‌كرد. تا قبل از برنامه‌اش براي ساخت پل، قرآن‌هاي مساجد را جمع‌آوري كرده و در خانه صحافي مي‌كرد. آنها را با پارچه مي‌چسباند تا مانند روز اول نو شود. در اصل پدر كار خير خود را از سال‌ها پيش شروع كرده و همچنان ادامه مي‌دهد. »
عضو هيئت امناي مسجد محله:
پل مسجد را هم ساخت
حسين توكلي، عضو هيئت امناي مسجد ۱۴ معصوم(ع) هم سال‌هاست كه «قنبرعلي شيرخانلو» را مي‌شناسد. در اصل شيرخانلو يكي از نمازگزاران اصلي مسجد به شمار مي‌آيد و دوستي آنها هم به واسطه همين حضور در مسجد است. توكلي مي‌گويد: «وقتي حاج قنبر ساخت پل‌ها را شروع كرد، برايم جالب بود. چون فردي در اين سن و سال گاري جابه‌جا مي‌كرد و سيمان مي‌كشيد. حتي در جلو در مسجد هم پلي ايجاد كرد. چون‌‌ تردد براي برخي از اهالي به‌ويژه سالمندان سخت بود و نمي‌توانستند به راحتي وارد مسجد شوند. »
توكلي با اشاره به اينكه تا قبل از ساخت پل‌ها، بسياري از اهالي را ديده كه پايشان هنگام عبور از روي جوي آب، در داخل جوي گیر می‌کرده مي‌گويد: «حوادث در فصل بارندگي دو برابر مي‌شد، چون ناگهان پاي افراد سر مي‌خورد، اما حالا با خيالي آسوده از روي پل‌هاي يك و نيم متري مي‌گذرند و دعايي براي ‌باني آنها مي‌كنند؛ فردي كه از هم‌محله‌اي‌هاي خودشان است. »
يكي از اهالي محله شهيد رجايي:
براي پيرمرد دعا مي‌كنم
زهرا پوربخش، يكي از ساكنان محله شهيد رجايي است. حاج قنبر چند ماه قبل در نزديكي خانه آنها پلي ساخته كه حالا يكي از مشكلات اساسي خانواده پوربخش را حل كرده است. او مي‌گويد: «پسرم به دليل مشكل جسمي‌ای كه دارد با ويلچر رفت‌وآمد مي‌كند. يكي از مشكلات ما نبود پلي در معبر نزديك خانه‌مان بود كه پسرم بتواند از روي جوي گذر كند. » او ادامه مي‌دهد: «وقتي حاج قنبر ساخت اين پل را شروع كرد، پسرم و همه اعضاي خانواده خيلي خوشحال شديم. واقعاً در اين دوره و زمانه، اين افراد كيميا هستند. آدم‌هايي كه بدون هيچ مزد و منتي، ‌كاري را براي ديگران انجام دهند، كمتر مي‌توان پيدا كرد. » حالا چند ماهي از ساخت پل گذشته و نه تنها خانواده پوربخش، بلكه بسياري از اهالي محله، هر روز حاج قنبر را براي ساخت اين پل دعا مي‌كنند. پوربخش مي‌گويد: «باور كنيد روزي نيست كه حاج قنبر را دعا نكنم. اين همه دعاي خير مردم بي‌تأثير نيست. حتماً باعث خير و بركت زندگي‌اش در اين دنيا و ساخته شدن آخرتش در آن دنيا مي‌شود. » اين ساكن محله شهيد رجايي مي‌گويد: «اهالي محله بعد از ديدن اين كار خير، ترغيب شده‌اند كه كارهاي ديگري را براي سامان دادن به وضعيت محله و رفع مشكلات آن انجام دهد. هميشه نبايد منتظر رفع مشكلات به وسيله مسئولان باشيم و خودمان هم مي‌توانيم آستين‌ها را بالا بزنيم. »
***

مناسبت‎ها

علی نوری
کتاب “روز جهانی معلولین دوازدهم آذر – سوم دسامبر”
با اعلام روز جهانی معلولین توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۲م، بارقه امید تازه‌ای در روح و روان آحاد این جامعه دمیده شد. هدف از برگزاری این روز تعمیم شناخت جوامع و اقشار مردم از نیازها و فعالیت‌های معلولین و نیز آشنا شدن خود معلولین نسبت به حقوق مادی و معنوی خودشان و راه‌کار برای رفع موانع و آسیب‌ها است. دفتر فرهنگ معلولین در راستای اهداف فوق در زمینه نظام حقوقی معلولین، ضعف‌ها و قوت‌های آنها و نیز راه‌کارها و چگونگی بهره‌برداری از روز جهانی معلولین، چند جلد کتاب در دست چاپ دارد. البته در ایران، غیر از ۱۲ آذر روز جهانی معلولین، سالروز تولد حضرت اباالفضل العباس(س) به عنوان روز جانباز اعلام شده است. نهادهای مرتبط و مسئول مثل بنیاد جانبازان و ایثارگران و سازمان بهزیستی اقدامات مطلوب و فعالیت‌های قابل ستایشی در این روزها داشته‌اند.غیر از ۱۲ آذر به عنوان روز جهانی معلولین، هشتم مهرماه به عنوان روزجهانی ناشنوایان و ۲۳ مهر ماه روز جهانی نابینایان و نیز ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۲ میلادی به عنوان دهه معلولین آسیا و اقیانوسیه اعلام شده است.
***
فریده انصاری
انجمن حمایت از معلولین ایرانی، فرا رسید سوم دسامبر(12 آذر) روز جهانی معلولین را به هموطنان عزیز بویژه افراد دارای معلولیت و خانواده‌های عزیزشان تبریک می‌گوید.
روز جهانی معلولین روز آشنائی با حقوق انسانی و شهروندی افراد دارای کاستی‌های جسمانی و روانی می‌باشد و روز توجه به نیازهای ویژه آنان است.
روز جهانی معلولین به افراد دارای معلولیت یادآور میشود که خواهان احقاق حقوق خود باشید و حقوق احقاق نشده خود را دریابید.
این روز به ما مردم عادی می‌گوید چشمانتان را باز کنید تا معلولان و نوع زندگیشان را ببینید. نگرش منفی خود نسبت به معلولان را با در نظر گرفتن توانمندی آنان به نگرش مثبت تبدیل نمائید. بجای نفرین و لعنت فرستادن به تاریکی شمعی روشن کنیم تا مبدل به مشعل عشق ورزیدن و همبستگی اجتماعی شود.
***
مهیا
پایگاه اطلاع رسانی بهزیستی کل کشور | پیام رئیس سازمان بهزیستی کشور به مناسبت روز جهانی معلولان
معاون وزیر ور رئیس سازمان بهزیستی کشور همزمان با 12 آذرماه مصادف با روز جهانی معلولان در بیامی، گفت: بهره گیری از قابلیت‌های ارزنده معلولان در عرصه‌های قانون گذاری، مدیریت، آموزش، صنعت و فرهنگ می‌تواند ضمنارتقا منزلت اجتماعی آنها، حرکت جامعه را در مسیر چشم اندازهای توسعه تسریع کند.
***
احمد بیگ محمدلو
به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در پیامی به مناسبت روز جهانی معلولان تصریح کرد که همه متولیان امور معلولان کشور باید با تلاش‌های مدبرانه و مضاعف، همراه با تعامل و آینده‌نگری، شرایط مناسبی را برای بهره‌مندی معلولان از فرصت‌های برابر و حضور حداکثری این عزیزان در عرصه حیات اجتماعی فراهم آورند.
متن پیام رئیس‌جمهور به این شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
همه‌ساله، روز جهانی معلولان، فرصتی برای یادآوری و بازبینی توانمندی‌های ذاتی و نهفته عزیزان معلول؛ و نیز بررسی و آسیب‌شناسی اقدامات سازمان‌های دولتی و غیردولتی مسئول در زمینه بهبود شرایط زندگی اجتماعی و بهره‌مندی کشور از توانایی آنان است.
در بینش دینی و ارزش‌های ملی ما، نقص عضو، معیاری برای سنجش ویژگی‌های وجودی انسان نیست. کلام نورانی وحی نیز تکیه بر جوهر و گوهر وجودی انسان‌ها بجای توجه بر شرایط جسمی دارد و همه انسان‌ها را زیر چتر کرامت الهی قرار داده است.
بر مبنای همین نگرش، دولت تدبیر و امید در زمینه تسهیل شرایط زندگی معلولان و رفع برخی موانع حقوقی و قانونی از هیچ کوششی دریغ نکرده و به این تلاش‌ها ادامه خواهد داد؛ و انتظار دارد سازمان‌های متولی امور معلولان بیش از پیش با هماهنگی و هم‌افزایی سازنده، گام‌های مؤثر و یکپارچه‌ای در جهت ارتقا و اعتلای وضعیت معلولان کشور بردارند.
از رویدادهای ارزشمند سال گذشته، وحدت رویه و مشارکت بیشتر سازمان‌های مردم‌نهاد در ایجاد شرایط مطلوب در زندگی معلولان بود. در پرتو این همکاری‌های متقابل، راه‌های جدیدی هم برای پیشرفت در حوزه معلولان فراهم شده که قابل تقدیر است.
خوشبختانه امروز از سوی نخبگان معلول، فرصت‌های ارزشمندی در اختیار جامعه قرار گرفته که نشان‌دهنده اثر حضور آنها در متن فعالیت‌ها و برنامه‌های کشور است. بنابراین لازم است نقش و جایگاه آنها در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان و بلندمدت جامعه به طور جدی مورد توجه قرار گرفته و سازمان‌های دولتی و غیردولتی در راستای مأموریت‌ها و اهداف، همواره از همفکری و همکاری سازنده آنها بهره‌مند شوند.
در شرایط فعلی که ایران اسلامی در عرصه‌های بین‌المللی نقش تأثیرگذاری ایفا می‌کند، عموم دست‌اندرکاران این حوزه، می‌توانند با انتقال تجارب خود در عرصه‌های جهانی و بهره‌گیری از تجارب اجتماعی دیگر کشورها، منشاء آثار بیشتری در این زمینه باشند.
امید است همه متولیان امور معلولان کشور با تلاش‌های مدبرانه و مضاعف خود، همراه با تعامل و آینده‌نگری، شرایط مناسبی برای بهره‌مندی معلولان از فرصت‌های برابر و حضور حداکثری این عزیزان در عرصه حیات اجتماعی فراهم آورند.
حسن روحانی
***
محمد حشمتی‎فر
سلام. طی 365 روزسال فقط7 روز یه اسمی ازمعلول میبرند وروزی چند دقیقه به مصاحبه با یک معلول ویا یک گزارش ازیک مرکز بسنده میکنند360 روز دیگه معلولین را لابلای کتاب کهنه ای میگذارند وپرت میکنند تو پستو خانه زمانه قرار میدهند.
***

ناشنوایان

سیده معصومه موسوی
از هلن کلر پرسیدند اگر قرار باشد خداوند یکی از دو معلولیت بینایی و شنوایی تو را برگرداند کدامیک را انتخاب می‌کنی؟
هلن کلر بی درنگ پاسخ داد شنوایی را برمی گزنیم. زیرا سکوت مخفیگاه فریادهاست و تحمل فریاد درون بسیار سهمگین است بخصوص اگر جامعه این صدا را نشنود. افراد ناشنوا که قدرت شنیداری ندارند چشم را جایگزین گوش می‌کنند در واقع ناشنوا باید با چشمان خود بشنود.
***
الهام اژدری
رابط ناشنوایان درکنارصفحه واسه اخباریاهرفیلمی یا مستند. . . . مناسب نمیدونم چون اولا تصویرش کوچیکه باعث چشم خسته بینندگان ناشنوایان میشود علاوه بر اون، نمیتوانند هم تصویراصلی نگاه کنند هم رابط درکنارصفحه.
دوما رابط ناشنوایان درست صحبت نمیکنند در واضح بهتر بگم جملات ناقص ونصفه نصفه صحبت میکنند. فقط بهترین راه حل برای تلویزیون فقط زیرنویس میباشد.
***
علی نوری
بیانیه رسمی فدراسیون جهانی ناشنوایان (WFD) به مناسبت هفته جهانی ناشنوایان:
امسال، هفته جهانی ناشنوایان با موضوع “با حق داشتن زبان اشاره، كودكان ناشنواى ما توانمند مى شوند! ” از ٢١ تا ٢٧ سپتامبر ٢٠١٥ برگزار خواهد شد.
فرزندان ناشنوا میتوانند استفاده از زبان اشاره و حق داشتن آن را بعنوان یک اصل از قوانین حقوق بشر و یک حق لازم از بدو تولد درخواست کنند.
ناشنوایان متعلق به گروهی شناخته میشوند که از راه چشم و نگاه اطلاعات خود را مبادله مینمایند. و خواستار آن است که زبان اشاره به عنوان یک حق در دسترس افراد ناشنوا باشد.
شعار “با حق داشتن زبان اشاره، كودكان ناشنواى ما توانمند مى شوند”، زبان اشاره را به عنوان وسیله زبانی معتبر برای انتقال افکار، ایده‌ها و احساسات قلمداد مى كند.
نوزادان شنوا که والدينشان از زبان اشاره استفاده مى كنند فرصت برترى در برقراری ارتباط با والدينشان دارند. با توجه به حمایت ناکافی خانواده و جامعه در طول این دوره حساس برای یادگیری، کودکان ناشنوا در یادگیری زبان هنگام شروع آموزش رسمی سرگردان مى شوند.
بنابراین برای کودکان ناشنوا از اهمیت زیادی برخوردار است كه قادر به استفاده از زبان اشاره در سال‌های اولیه پس از تولد و در تمامی دورانها و زمینه‌های زندگی باشند.
(سایت کانون ناشنوایان ایران)

جشنواره و نمایشگاه‎

حسین مسلمی نایینی
در ژاپن سالیانه نمایشگاهی از محصولات شرکت‌های بزرگ برگزار می‌شود. جالب اینکه تمام شرکت‌ها بلااستثنا بخشی از محصولات تولیدی شان مربوط به معلولین است. بنده یک بار سعادت یار شد و در این نمایشگاه شرکت کردم. بهت زده و حیران مانده بودم از این همه امکاناتی که برای معلولین فراهم شده بود. به طوری که اصلا با این همه امکانات اصلا چیزی به نام معلولیت وجود ندارد.
***
علی نوری
طرح تأسيس هنركده معلولين
(نمايشگاه و مهارتگاه آثار هنری)
در جامعه معلولين، هنرمندان چيره دست كه آثار هنري مثل نقاشي و مجسمه‌ درجه يك عرضه كرده‌اند وجود دارد؛ در معلولين پژوهشگران، نويسندگان برجسته، روزنامه‌نگاران نامدار هستند. ولي به دليل فقدان مديريت امور معلولين و به دليل فقدان تشكلي كه به معرفي استعدادهاي درخشان و عرضه و فروش آثار زيباي فاخر آنان بپردازد، همواره مشكلات اقتصادي و معيشي بر زندگي آنان سايه افكنده است.
اين طرح نامه توسط دفتر فرهنگ معلولین پس از كارشناسي‌ها و مشاوره‌های بسيار با متخصصان و نخبه‌گان امور معلولين و اقتصاددانان و ديگر كارشناسان و حداقل شش ماه تأمل و بررسي و جلسات متعدد تدوين و تقديم شده است. امیدواریم که بشود در هر استان یک هنرکده دائمی معلولین تأسیس شود.
***
علی نوری
اطلاعیه:
نخستین جشنواره تولید کتابهای صوتی با هدف تولید و جمع آوری کتابهای صوتی و همچنین شناسایی و جذب گویندگان مناسب در اصفهان برگزار می‌شود. کتابخانه گویا فاطمه زهرا (س) وابسته به سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان نخستین جشنواره تولید کتابهای صوتی استان اصفهان را با هدف تولید و جمع آوری کتابهای صوتی در دو بخش اصلی (رقابتی) و بخش ویژه کودک برگزار می‌کند.
افرادی که علاقه‌مند هستند در این جشنواره شرکت کنند می‌توانند در بخش اصلی در موضوعات روانشناسی، شعر، داستان، سلامت و تغذیه، حقوق شهروندی، اصفهان شناسی کتابی را انتخاب و آن را بخوانند در واقع فایل صوتی آنرا ایجاد کنند.
***
علی نوری
جشنواره خودباوری افتتاح شد
به گزارش ستاد خبری جشنواره ملی «خودباوری»، جشنواره خودباوری با هدف بررسی مسائل کارآفرینی و اشتغال افراد دارای معلولیت، بعدازظهر امروز با حضور مدیرعامل مجتمع رعد رسما ً افتتاح شد.
صدیقه اکبری ـ مدیرعامل مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد ـ در جریان افتتاح این جشنوره اظهار کرد: این دومین دوره جشنواره خوباوری است که رعد افتخار برگزاری آن را دارد و هدف آن ایجاد خودباوری در عزیزان توانیاب و ارایه خدمات بهتر برای این گروه ویژه است.
وی افزود: در این جشنواره که با حضور مراکز رعد سراسر کشور و دیگر انجمنهای مرتبط با حوزه افراد دارای معلولیت برگزار می‌شود، سعی داریم ضمن ایجاد ارتباط، دوستی و استفاده از تجارب افراد فعال در این حوزه زمینه‌های منجر به اشتغال و کارآفرینی افراد دارای معلولیت را بررسی کنیم.
***
زهرا خان اف
هوالجمیل
فراخوان دومین جشنواره هنرهای تجسمی (در رشته‌های پوستر / عکس / کاریکاتور ) با موضوع گردشگری و معلولیت (پاراتور)
مقدمه:
گردشگری معلولان و سالمندان (پاراتور) به سفر هایی اطلاق می‌شود که معلولان و سالمندان با استفاده از امکانات و تجهیزات تخصصی و همراهی افراد آشنا و متخصص به مسائل و نحوه کمک به معلولان به راحتی سایر افراد از سیر و سیاحتی دلپذیر بهره مند باشند.
لذا انجمن فرهنگی، ورزشی و گردشگری معلولان پارس با کمک و همیاری سازمان بهزیستی کشور، ستاد توان افزایی سازمان‌های مردم نهاد شهر تهران با هدف فرهنگ سازی و تغییر نگرش آحاد جامعه نسبت به معلولیت ومعلولان و جانبازان بر آن شد تا در راستای اهداف سفر و گردشگری و ارتقا این امر در زندگی معلولان و جانبازان اقدام به برگزاری جشنواره هنر‌های تجسمی در سه رشته: پوستر / عکس / کاریکاتور نماید.
اهداف جشنواره:
ارتقا سطح کیفی و کمی زندگی معلولان، جانبازان و سالمندان عزیز
حرکت از کثرت به وحدت معلولان و جانبازان
ایجاد فضای نشاط و روحیه بخش هنری برای جامعه معلولان
شناسایی توانمندیها واستفاده بهینه از آنها
حضور معلولان و جانبازان در صحنه‌های اجتماعی و خارج نمودن این عزیزان از انزوا
جلب توجه مسئولان به مشکلات و معضلات این قشر از جامعه و اخذ همکاری در جهت رفع این مشکلات
اصلاح نگرش عمومی به جامعه معلولان و جانبازان
و. . .
موضوعات جشنواره:
1- سفر و معلولیت
2- وسائط نقلیه برون شهری، درون شهری، پایانه‌ها و مناسب سازی آنها برای سفر معلولان و جانبازان
3- اوقات فراغت و معلولیت
4- اماکن اقامتی و گردشگری و مناسب سازی آنها برای سفر معلولان و جانبازان
5- سفر، زیارت و معلولیت
6- ایران گردی و جهان گردی ومعلولیت
7- مبلمان شهری و معلو لیت
8- سفر، هیجان، شادی و معلولیت
بخش جنبی:
ستاد برگذاری جشنواره برای ترویج فرهنگ گردشگری درست در جامعه و ارتقاء سطح گردشگری در میان اقشار جامعه در دومین سال جشنواره اقدام به برگزاری بخش جنبی و خارج از مسابقه (بدون در نظر گرفتن موضوع معلولیت ) در رشته‌های ذکر شده فوق نموده است، که این بخش خارج از مسابقه بوده و در پایان به انتخاب هیئت داوران در هر بخش به 3 اثر منتخب تقدیر نامه تقدیم خواهد شد.
موضوعات بخش جنبی:
1- سفر و فرهنگ ایرانی
2- سفر و اسلام و دیگر ادیان
3- سفر و انتقال فرهنگها
4- سفر پل دوستی و صلح ملت‌ها و اقوام
5- راحت و ساده سفر کنیم
6- سفر، شادی، هیجان
7- جذب گردشگران خارجی و ترغیب آنها برای سفر به ایران
8- سفرو ارتقا سلامت روانی
9- گردشگری و طبیعت ( مسافر، دوستدار طبیعت )
مقررات عمومی واختصاصی جشنواره:
شرکت برای تمامی هنرمندان در این جشنواره آزاد و بلا مانع است.
هر شرکت کننده می‌تواند در هر رشته حد اکثر 3 اثر به دبیر خانه جشنواره ارسال نماید.
آثار برگزیده توسط هیت داوران پس از اعلام نتایج و اهدای جوائز در نمایشگاه مجازی، مراسم اختتامیه، و نمایشگاه آثار برتر به نمایش در خواهد آمد.
چنانجه نسبت به مالکیت معنوی آثار ارایه شده هر نو ع شکایتی از سوی دیگران مطرح شود. در صورت اثبات عواقب حقوقی ناشی از آن متوجه ارسال کننده اثر خواهد بود.
دبیر خانه در صورت برخورد با چنین مواردی در هر مرحله از جشنواره می‌تواند به حذف اثر اقدام نماید.
دبیر خانه جشنواره در صورت نیاز مجاز به بهره گیری از آثار ارسالی در اسناد تبلیغاتی و ارتباطی جشنواره و همچنین نمایشگاه می‌باشد.
صحت اطلاعات و حق مالکیت آثار ارایه شده بر عهده شرکت کننده می‌باشد.
امکان ارسال آثار بعد از پابان مهلت فراخوان وجود ندارد.
طبق مقررات عمومی جشنواره و سایت آرت آن لاین www. artonlines. com آثاری که ناقض شئونات اخلاقی و موازین جمهوری اسلامی باشند به جشنواره راه نمی یابند.
هنرمند موظف می‌باشد در صورت لزوم و در خواست ستاد و دبیر خانه جشنواره اقدام به ارایه اصل اثر ارسالی نماید.
تصمیم گیری برای موارد پیش بینی نشده در این آیین نامه ودر کل زمان برگزاری جشنواره بر عهده دبیر خانه و ستاد برگزاری جشنواره خواهد بود
شرایط آثار:
آثار باید از طریق وب سایت آرت آن لاین ارسال شود.
هر اثر باید در قطع A4 با فرمتGpj و رزولوشن تصویری 300dpi باشد.
آدرس سایت ارسال آثار: www.artonlines. com
تقویم جشنواره:
24 شهریور 1394 آغاز فراخوان و شروع ارسال آثار
26 آبان 1394 پایان مهلت ارسال آثار
26 الی 29 آبان 1394 انتخاب آثار برای نمایشگاه
12 آذر 1394 نمایشگاه آثار برتر
23 آذر 1394 اختتامیه و اعلام اسامی برندگان جشنواره
زمان و محل برگزاری اختتامیه و نمایشگاه متعاقبا در اعلامیه‌های بعدی دبیر خانه اعلام خواهد شد.
جوایز. در هر بخش:
نفر اول لوح تقدیر به همراه تندیس جشنواره ومبلغ 20000000 ریال جایزه نقدی
نفر دوم لوح تقدبر به همراه تندیس جشنواره و مبلغ 10000000 ریال جایزه نقدی
نفر سوم لوح تقدیر به همراه تندیس جشنواره و بلیط رفت و برگشت جزیره کیش
تقدیم لوح تقدیر ویژه هیت داوران به 2 اثر ویزه از نگاه هییت داوران
جایزه ویژه هنرمندان معلول:
تقدبم لوح تقدیر و تندیس جشنواره به 3 اثر برگزیده در هر بخش
بخش جنبی:
تقدبم لوح تقدیر و تندیس جشنواره به 3 اثر برگزیده در هر بخش
دبیر جشنواره:
امیر یاشار عبداله زاده
داوران بخش پوستر:
امیر حسین قوچی بیک / مهدی هاشمی/ امیر یاشار عبداله زاده
داوران بخش عکس:
آرش بهرامی / بابک جواهرپور/ خشایار حسامی
داوران بخش کاریکاتور:
علی میرایی / محمد علی خلجی/ حمید صوفی
تلفن دبیرخانه: 09329339371 سا عت تماس: 9 الی 15 (دبیر خانه در روزهای تعطیل پاسخگو نخواهد بود. )
ایمیل دببر خانه: paratourfest@gmail. com
www. parsda. ir وب سایت انجمن معلولان پارس
***
رضا شاه حسینی
گزارش تصويري همایش “شهر مهربان برای همه”
به مناسبت گراميداشت روز گرگان و با هدف تاكيد بر نيازهاي شهري اقشار ويژه (سالمندان، معلولين و. . . ) همایش “شهر مهربان برای همه” در سينما كاپري گرگان برگزار شد. همایش شهر مهربان برای همه به كوشش انجمن معلولين توانمند همت و با حضور و همراهي اعضاي كانون جهانديدگان و ساير سمن‌هاي معلولين شهر گرگان و با هدف تاكيد بر لزوم توجه به نيازهاي تردد و دسترسي اقشار ويژه در يك شهر و نيز قدرداني از تلاش‌هاي صورت گرفته در زمينه مناسب‌سازي محيط و مبلمان شهري برگزار شد.ارايه دو سخنراني و گزارش عملكرد شهرداري، اجراي سرود توسط گروه سرود كانون جهانديدگان، اجراي طنز توسط استاد عطا صفرپور، قرعه‌كشي هداياي يك ميليون ريالي خريد از صنايع دستي معلولين و. . . از جمله برنامه‌هاي اين همايش بود.
در پايان اين مراسم تنديس “شهر مهربان برای همه” توسط مديران سمن‌هاي معلولين و سالمندان به مديران برتر در برنامه مناسب‌سازي محيط و مبلمان شهري اهدا شد.
***
علی نوری
فراخوان:
نخستین جشنواره عکاسی با عنوان “گذرگاههای مهربان، محدودیتهای جسمانی”
کانون معلولان اداره سلامت شهرداری منطقه 11 تهران با انتشار فراخوانی، عکاسان و عموم مردم را به نخستین جشنواره عکاسی تخصصی و مردمی با عنوان “گذرگاههای مهربان، محدودیتهای جسمانی” دعوت نمود.
موضوعات و مضامین جشنواره:
الف- محدودیت حرکت معلولان با شرایط مختلف جسمی در ارتباطات اجتماعی و تردد شهری و ناوگان‌های عمومی
ب- مشکلات معلولان با انواع معلولیت‌ها در ارتباط با مراکزآموزشی، کتابخانه ها، خانه‌های فرهنگ، موزه ها، نگارخانه ها، مراکز اداری
ج- چگونگی حضورمعلولان با انواع معلولیت‌ها در مراکز تفریحی و رفاهی
د- محدودیت حرکت معلولان با شرایط مختلف جسمی در مراکزخرید
ه- محدودیت حرکت معلولان با شرایط مختلف جسمی در مراکزمذهبی ومساجد
ک- باوجود شرایط و موانع نشان دادن افراد موفق با محدودیت‌های جسمی در تمام موارد ذکرشده
ارسال اثر به فراخوان عکاسی تخصصی
ارسال اثر به فراخوان عکاسی مردمی
جوایز بخش تخصصی و مردمی:
نفراول: لوح تقدیر/ تندیس جشنواره/ یک عدد سکه تمام بهارآزادی
نفردوم: لوح تقدیر/ تندیس جشنواره/ یک عدد نیم سکه بهارآزادی
نفرسوم: لوح تقدیر/ تندیس جشنواره/ یک عدد ربع سکه بهارآزادی
داوران:
آقای حسین بهرامی
اقای عبدالرحمن مجرد
آقای اباصلت بیات
دبیراجرایی: مرجان محمدی
تقویم جشنواره: پذیرش آثار از تاریخ 18/9/94 لغایت 30/10/94 اعلام اسامی برندگان 6/11/94 تقدیراز برندگان و اهداجوایز12/11/94
قوانین جشنواره: فایلهای برگزاری شده حداقل در قطع A4-RGB-JPEG-150DPI باشد
کلیه آثار به صورت خصوصی بارگزاری می‌شود.
ثبت نام در سایت آرت آنلاین وارسال آثار به منزله پذیرش تمام قوانین سایت وبندهای این فراخوان می‌باشد.
آدرس دبیرخانه: اداره شهرداری، ساختمان شماره2، طبقه همکف، اداره سلامت شماره تلفن: 09366633502
***
علی نوری
نخستین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه “پرواز” ویژه معلولان
جشنواره بین المللی فیلم «پرواز» ویژه معلولان از ۲۴ تا ۲۶ آذر در سالن برج آزادی برگزار می‌شود.
جلب توجه سینماگران و فیلم سازان به سینمای معلولان، روایت واقعی و ابعاد ناگفته از واقعیت‌های زندگی معلولان، نمایش توانمندی و توانمندسازی معلولان در توسعه جامعه و فرهنگ سازی برای درک درست و واقعی از توانایی‌های افراد معلول و معرفی چهره‌های موفق و توانمند معلولان و تبیین اثربخشی آموزش در معلولان از جمله اهداف برگزاری نخستین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه و مستند پرواز است.
این جشنواره در دو بخش اصلی و جنبی برگزار می‌شود، در بخش اصلی و مسابقه، فیلم‌ها در دو بخش مستند و داستانی ارزیابی خواهد شد. برگزاری نشست‌های علمی، تخصصی و کارگاه‌های آموزشی با مدیریت شکوه نوابی نژاد، اکران فیلم‌های بلند سینمایی با موضوعات و محورهای جشنواره، نمایش و تقدیر از فیلم‌های کوتاه تهیه شده توسط تلفن‌های همراه ویژه عموم مردم با محوریت جشنواره و رونمایی از تمبر مخصوص جشنواره و کارت پستال ویژه‌یونیسف به مناسبت برگزاری جشنواره از جمله برنامه‌های بخش جنبی جشنواره بین المللی فیلم کوتاه و مستند پرواز است.
کیانوش عیاری، خسرو معصومی، سید شهاب حسینی، مصطفی مهر آیین و مجید مصاحبی اعضای هیئت داوران نخستین جشنواره فیلم پرواز خواهند بود و حدود ۱۰۰ فیلم در این جشنواره به نمایش درخواهد آمد.
جشنواره فیلم کوتاه پرواز با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کمیسیون ملی یونسکو، انجمن سینمای جوانان، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، سازمان فناوری اطلاعات ایران، مجموعه برج آزادی، مرکز جهانی GRF، مؤسسه We Care و. . . . برگزار می‌شود.
نخستین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه پرواز از ۲۴ تا ۲۶ آذر در مجموعه برج آزادی برگزار می‌شود.
«پرواز» خلاقیت‌ و توانمندی‌‌های معلولین در تالار وحدت
نشست رسانه‌ای اولین جشنواره فیلم کوتاه و مستند «پرواز» ویژه معلولین در تالار وحدت برگزار شد.
نشست رسانه‌ای اولین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه و مستند «پرواز» ویژه معلولین با حضور فاطمه امیری دبیر جشنواره، خسرو معصومی عضو هیئت داوران، محمد قنبری عضو شورای سیاست‌گذاری، برگزار شد
در ابتدای این برنامه فاطمه امیری گفت: سازمان ملل متحد از تمامی کشورها خواسته که در خصوص حمایت از معلولین، همایش‌هایی را برگزار کنند تا این افراد دستاوردهای علمی و پژوهشی خود را ارائه دهند. ما نیز حدود ده ماه است که به شدت پیگیر این قضیه هستیم و در صدد برگزاری جشنواره برآمدیم.
وی افزود: از روز سه شنبه 24 آذر تا پنج‌شنبه جشنواره پرواز را برگزار می‌کنیم و از طریق فیلم‌های ارائه شده به مسائل و مشکلات این دسته از افراد جامعه، توانمندی‌ها و خلاقیت‌های آن‌ها می‌پردازیم. ما می‌‌توانیم از طریق هنر و رسانه پل ارتباطی بین کل مردم جامعه و معلولین ایجاد کنیم و به بررسی معضلات آن‌ها بپردازیم و تاثیر و نقش فناوری‌های جدید را در زندگی‌ آن‌ها نشان دهیم تا آنها بتوانند در جامعه موثر واقع شوند.
وی ادامه داد: 300 فیلم در جشنواره «پرواز» از کشورهای خارجی و کشور خودمان حضور دارند و به موضوعات مختلفی در خصوص زندگی معلولین می‌پردازند و این نشان می‌دهد مردم ما به این قشر از جامعه اهمیت می‌دهند. طبق آمار 15 درصد از جامعه ما معلولین هستند. پس نمی‌توانیم نسبت به آنها بی‌توجه باشیم و از آنها و توانمندی‌های آنها حمایت نکنیم.
امیری عنوان کرد: من از سازمان‌ها، نهادها و اداره‌هایی که فقط قول حمایت به ما دادند و پشت ما را خالی کردند، گلایه می‌کنم؛ اما از یک طرف از حمایت‌های معنوی شهاب حسینی و محمد قنبری و وزارت ارشاد تشکر و قدردانی می‌کنم.
وی عنوان کرد: از هیئت داوران که شامل افراد برجسته و سرشناس در سطح کشور هستند و ما را حمایت می‌کنند، قدردانی می‌کنم. در کمیته انتخاب و هیئت داوران که شامل شهاب حسینی، کیانوش عیاری، خسرو معصومی، مجید مصاحبی، مصطفی مهرایی که تمام تلاش خود را برای دست‌یابی به بهترین نتایج انجام دادند، قدردانی می‌کنم.
امیری اضافه کرد: از روز سه‌شنبه با حمایت کمیته علمی و حضور دکتر نوابی‌نژاد، ناصر پارسا، علیرضا کردی، اسدی، مهندس شریفی‌نیا، مهندس محمودی طی سه روز از 26 تا 28 آذر جشنواره را آغاز خواهیم کرد. در این سه روز صبح‌ها اکران فیلم و بعد از آن میزگرد و کارگاه‌های علمی را توسط اساتید مختلف ارائه خواهیم داد و در کنار این‌ها بخش آموزشی نیز داریم.
وی خاطرنشان کرد: افتتاحیه جشنواره «پرواز» از روز سه‌شنبه از ساعت 18 تا 21 با پخش فیلم کوتاه، دو فیلم موبایلی و رونمایی از دومین کتابی که دختر نابینای 12 ساله‌ای به نام زهرا شجاعی تالیف کرده، شروع می‌شود و روز اختتامیه از ساعت 18 تا 21 در خدمت اساتید و هنرمندان و مردم هستیم و برنامه قدردانی از هیئت داوران کمیته علمی و افراد معلول و موفق را نیز انجام می‌دهیم. شایان ذکر است که مکان جشنواره سالن اصلی برج آزادی است.
امیری عنوان کرد: متأسفانه تا به امروز هیچ اسپانسر و منبع درآمدی برای برگزاری جشنواره نداشتیم و چیزی که من را متحیر کرد این است که با وجود شعارها و حرف‌هایی که در خصوص حمایت از معلولین گفته می‌شود؛ اما در عمل این مسئله اجرایی نمی‌شود. بخش اعظم هزینه‌ها را خودمان پرداخت کردیم که امیدوارم در سال‌های آینده حمایت‌های دیگر ارگان‌ها را داشته باشیم.
خسرو معصومی در ادامه این نشست گفت: بیشتر فیلم‌ها از کشور هندوستان بودند و چند فیلم از کشور فیلیپین حضور دارند که اسم اکثر آنها را فیلم نمی‌توان گذاشت؛ چون بیشتر شبیه کلیپ بود. در خصوص حمایت باید بگویم اگر به جای امیری بودم، تمام لوگوهای پایین پوستر جشنواره را حک نمی‌کردم، چون یا حمایت نکردند و یا اینکه در حد بسیار جزئی بوده است.
معصومی افزود: در خصوص جوایز جشنواره «پرواز» پیشنهاد دادم که در بخش مستند و بخش داستانی به دو فیلم یکی تندیس برای بهترین فیلم، دیگری دیپلم افتخار تعلق بگیرد و جایزه ویژه‌ای به فیلمی که بحث اصلی آن توجه به بخش معلولین است، اهدا شود.
وی ادامه داد: بودجه یک جشنواره 5 روزه حدود 700 میلیون تومان است و جای تعجب دارد که خانم امیری بدون حمایت مالی به چه نحو این جشنواره را برگزار کرده و چرا مسئولان از چنین جشنواره‌ای با رویکرد مهم حمایت نمی‌کند. رویکردی که می‌تواند مشکلات زیادی را از سر راه معلولان و جامعه بردارد.
محمد قنبری در این نشست رسانه‌ای خاطرنشان کرد: فراخوان ما متعلق به همه معلولان به اضافه جانبازان است و خوشبختانه آثار ارائه شده دارای موضوعات مختلفی است که تاکید و تمرکز جشنواره «پرواز» برگرداندن حدود 12 میلیون معلول کشور و بسترسازی مناسب برای آنهایی است که مانند افراد عادی توانمند شده‌اند و می‌توانند در جامعه تاثیرگذار باشند. در سال آینده جشنواره را به طور قطع محکم‌تر برگزار خواهیم کرد.
وی افزود: از 300 فیلم شرکت کننده در جشنواره حدود 50 فیلم انتخاب و برای هیئت داوران ارسال شد. میزان جوایز با توجه به معنوی بودن موضوع داده می‌شود و در کنار آن جوایز نقدی درنظر گرفته شده است.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان؛ سایت مجتمع رعد
***

واژه‎‎شناسی

نگین حسینی
آقای رضا عبداللهی، بنیانگذار نخستین صفحه مختص معلولیت در رسانه‌های ایران (صفحه با معلولین روزنامه اطلاعات) در نوشته ای، به موضوعی پرداخته که از مسائل چالش برانگیز معلولیت در سال‌های اخیر است: پیدا کردن واژه ای بهتر به جای معلول. او در این مطلب، از به کار بردن کلمه “معلول” دفاع می‌کند و واژه‌های دیگر (همچون توانیاب، توانخواه و غیره) را مناسب نمی داند.
من هم به عنوان روزنامه نگار و هم کسی که سالهاست در زمینه معلولیت مطالعه و تحقیق تخصصی کرده و نوشته ام، با نظر ایشان موافقم؛ البته به نظرم بهتر است بر فرد بودن تاکید شود و “فرد معلول” یا “فرد دارای معلولیت” مورد استفاده قرار گیرد. (نگین حسینی)
موضوع جدید بحث:
“آیا وبژه بهتر از معلول و معلولین هم داریم ؟ ”
***
ماریا خسروانی
واژه زیاد مهم نیست چرا انقدر خودمونو درگیر این مسائل الکی میکنیم
***
حسین عبدالملکی
در ادبیات کنونی حوزه معلولیت در کنار واژه Disabled Persons (افراد معلول) از مفهوم Persons With disability (فرد دارای معلولیت) نیز استفاده می‌شود که ناظر به فردبودن یک شخص(جزیی از جامعه بودن به مانند افراد عادی)، قبل از اشاره کردن به معلولیت وی است که البته استفاده از مفهوم دوم یعنی Persons with disability (فرد دارای معلولیت) در متون تخصصی درباره معلولیت دارای ترجیح بسیار بیشتری است.
یکی از تغییرات مهم در حوزه واژگانی و به تبع معنای منتج شده از آن در حیطه معلولیت استفاده از اصطلاح visually impared به جای blind است.
نگاهی معنا شناختی به این دو واژه نشان می‌دهد که blind به معنای نابینا که تبعاتی منفی را نیز می‌توان در پس آن مشاهده کرد (چرا که تا حدی بصیرت درونی ونیز قدرت تشخیص عقلی را نیز شامل می‌شود) به اصطلاح visually impared به معنای آسیب دیده بینایی تبدیل شده است. نگاهی به کلمه blind و قیدها و صفت‌های مترتب بر آن حاکی از نوعی نابینایی است که یک نوع بار منفی معنایی نیز در آن وجود دارد. مثلاً کلمه blind ness به معنای بی بصیرت مورد استفاده قرار می‌گیرد که با تغییر به visually impared بر این تعبیر معنا شناختی دلالت دارد که فرد نابینا دارای هیچ مشکل دیگری نبوده و تنها از لحاظ بینایی آسیب دیده است و به تبع آن در سایر زمینه‌ها به مانند دیگر افراد جامعه ضمن برخورداری از حق وحقوق مساوی با آنها به عنوان یک شهروند عادی تلقی می‌شود و دیگر ابعاد منفی ای که در پس blind موجود بود در تعبیر آسیب دیده بینایی وجود ندارد.
از این رو در کشور ما نیز با توجه به آنچه در بالاآمد شاید برای ارتقای جایگاه معلولین و پایگاه اجتماعی این قشر چه بطور کلی و چه در اجزای مختلف آن قایل استفاده است.
واژه هایی چون توانمند، توانخواه، توانجو، توان پو، توان یاب و افراد دارای توانایی‌های خاص و… تنها بخشی از واژگانی است که برای جایگزینی واژه معلول پیشنهاد شده‌اند و در جاهای گوناگون به انحای مختلف به کار رفته اند. اما بسیاری از این جایگزین‌ها توانایی پذیرش ساخت‌های مختلف واژگانی را نداشته و یا بعضی از آنها پتانسیل لازم برای معرف بودن کلیت این قشر از جامعه (معلولین) را ندارد.
بدون تردید وقت آن رسیده است که خود جامعه معلولین و نیز دست اندرکاران این حوزه در کنار نهادها و مسئولین ذیربط (سازمان بهزیستی، کمیسیون معلولان مجلس شورای اسلامی، «ان جی او»های معلولین و فرهنگستان زبان فارسی و…) در تلاشی هماهنگ و منسجم در جهت برگزیدن واژه ای برای جایگزینی «معلول» که شرایطی که در بالابرشمرده شد را دارا باشد، اقدام کنند و در وهله بعد این واژه را رسمیت بخشند. (حسین عبدالملکی)
***
پری
سلام جناب آقای نوری و دوستان توانمند. منم با خاتم خسروانی موافقم، واژه زیاد مهم نیست اعتماد به نفس دوستان توانمند مهمه و نگرش جامعه مهمه و وظیفه اصلی تشکلهای معلولین تغییرنگرش جامعه نسبت به معلولیت و باور توانمندیهای معلولینه
***
یوسفی مفید
ما باید واقعیت را بپذیریم
اگر فرد معلول موفق و فعال والگو جامعه شود بنظرم واژه معلول سرآمد تمام واژه هاست
من هنوز فکر نکردم معلولم چرا
این منزلت اجتماعی افراد معلول هست که اصل واژه را میسازد
***
حسین مسلمی نایینی
مهم نیست؛ مرا حتی دیوانه بنامید؛ فقط جایگاه واقعی من را درک کنید.
***
اعظم قاسمی
سلام به دوستان امروزه در تحقیقات ثابت شده که همراه داشتن یک اسم زیبا، پرمعنا و خوش آهنگ، نه تنها احساس اعتماد و اطمینان فرد رو افزایش میده بلکه باعث میشه اطرافیان به طور مثبت تر و شایسته تری به وی نگاه کرده و تعامل خوشانیدتری داشته باشن! در رابطه با کلمه معلول هم همینطوره بهتره با فرهنگ سازی بار معنایی رو که کلمه معلول یدک میکشه عوض کنیم. و نگرش جامعه رو به سمت مثبت سوق بدیم
***
اعظم قاسمی
در رابطه با اسم نیاز به فکر بیشتری داره درحال حاضر اسمی که به ذهنم میاد استفاده از کلمه خودباور و خودباوران به جای معلول و معلولین می‌باشد
***
زهرا
به نظر من بجای کلمه معلولین بگویم افراد با ویژگی‌های خاص
***
رضا عبداللهی
حدود ۲۵ سال پیش در پاسخ به مقاله ای چاپ شده از دکتر حداد عادل – که واژه “برف سره ” را معادل ” اسکی
” پیشنهاد داده بود – مقاله ای نوشتم، و استدلال کردم، که بر این قیاس، باید “اسکی روی آب” و “اسکی روی
من” را ” برف سره روی آب ” و ” برف سره روی چمن ” نامید!
در ماه‌های منتهی به انقلاب اسلامی ایران، نام خیابان ” آیزونهاور” از سوی مردم، خیابان ” آزادی ” نام گرفت، و
تاکنون هم بدین نام شناخته و نامیده می‌شود، اما فرضا میدان دوست داشتنی محله من یعنی ” هفت حوض ” تا
نون جز در مکاتبات رسمی و اداری، میدان “نبوت ” معرفی نشده و نمی شود؛ هم چنان که کمتر کسی هست، که نام
رسمی میدان “تجریش” را بداند، یا دست کم بنامد. مردم استان و شهر ” کرمانشاه” هرگز نام جعلی ” باختران ” را
نپذیرفتند، هم چنان که دوستداران تیم فوتبال ” پرسپولیس ” هرگز نام اداری و رسمی و دولتی ” پیروزی ” را قبول نکردند، و سرانجام دولتی‌ها مجبور شدند، پس از سال‌ها تاکید بی ثمر بر عناوین جعلی باختران و پیروزی به
خواست و سلیقه مردم گردن نهند.
مثال‌های مذکور مبین این واقعیت علمی است، که توفیق در معادل سازی لغات هنگامی حاصل می‌شود، که این دگرگونی، پروسه ای طبیعی، منطقی و علمی را طی کند، و فارغ از تعهد به اصول نحوی، ملاحظات روان شناختی را اعما کند.
از این رو جایگزینی لغات مجعول و مغشوشی چون ” توان یاب” و همریشه‌های آن را به جای کلمه ” معلول” جایز نمی دانم. گمان هم نمی کنم، که مردم عادی از شنیدن این کلمات، معنا و مفهوم ” معلول” را استنباط و کشف کنند.
جمعی نحوی و لغوی گرد قرص نانی جمع شده و در مورد چند و چون کلمه ” نان ” بحث و فحص می‌کردند، که گرسنه ای آمد، نان را درربود، و گفت: ” چنین باد معنای نان ”!
(رضا عبداللهی)
***
زهرا
مشکلی که من با لغت “معلولیت” دارم این است که به محض شنیدن معلولیت، همه به یاد کسانی می‌افتند که نمی بینندیا نمی شنوند یا نمیتوانند راه بروند.
در حالی که اینها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است.
آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند یا نمیخواهندیا نیاموخته‌اند که صادقانه در مورد احساسشان حرف بزنند را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند دوستی‌های خوب و بلندمدت بسازند را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند بفهمند که در زندگی چه میخواهند را معلول نمیدانیم.
آنها که چشمشان جز خودشان نمی بیند را معلول نمیدانیم.
آنها که دستشان به امید نمیرسد و در انتظارند که دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمیدانیم.
این “معلولیت‌های واقعی” را نمی بینیم. و از اینکه دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت میکنیم!
“فرد راجرز”
جامعه شناس
***
رضا
توان یاب
به معنی فردی که برای رسیدن ب توانائی خاصی مستمر و پیوسته کوشش و تلاش میکنه اما توان خواه کسی رو میگن که اون توانائی رو خواهش میکنه
***
مسعود صادقی
دوستان عزیز تا جایی که بنده اطلاعاتات ناقصی دارم کلمه معلول از واژه بین المللی disable گرفته شده ( که در کنوانسیون بین المللی حقوق افراد دارای معلولیت نیز به کاربرده شده است) و تاکنون کارشناسان حوزه توانبخشی هم نتوانستند کلمه ای برای جایگزینی پیدا کنند.
***
ژاله
مشکل فرهنگ سازی با تغییر واژه‌ها صورت نخواهد گرفت، همه جای دنیا تغییرات یک دفعه اتفاق نیافتاده و در اینجا نیز اتفاق نخواهد افتاد، تغییرات فرهنگی در بستر زمان صورت می‌گیره و اگر هر فردی خودش رو ملزم به انجام آنچه که درسته بکند قطعا این فرهنگ سازی سریع تر اتفاق خواهد افتاد.
اگر افراد دارای معلولیت به توانمندی خود ایمان داشته باشند باید در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی حضور پیدا کنند تا با نشان دادن این توانمندی ذهنیت دیگران را تغییر دهند تا زمانی که مردم به توانایی افراد دارای معلولیت واقف نشوند هر واژه ای که به کاربرده شود تغییری در اصل موضوع صورت نخواهد گرفت.
***
منادی
در زمان قدیم به ما میگفتند کر و لال با گذشت زمان و بالا رفتن سطح آگاهی، دانش و علم به ما گفتند ناشنوا!
هر کسی یه نابینا میدیدند میگفتن این نابیناس! نابیناااا! کم کم زمان گذشت واژه ی بااحترام جانشین کلمه نابینا شد و بهش میگن روشن دل!
حالا درباره معلولان! هرکسی که یه فرد معلول ببینه میگن معلوله یا فلجه یا. . . الآن که علم پیشرفت کرده میگن توانمند! چون میتونن کارهایی بکنن که افراد عادی و سالم نمیتونن مثلا من یک پسری بدون دست ولی نابغه را دیدم که با پا نقاشی میکرد! توانایی که کسی نمیتونست! پس بهش میگن توانمند!
کلمه توانخواه زیاد جالب نیست چون توان+خواه=توانخواه
خواه یعنی خواستن یا طلب یا طالب
معنیش میشه توان خواستن یا طلب توان
از نظر من توانمند قشنگتره
چون توان+مند
مند یعنی صاحب
یعنی صاحب توان هست یعنی صاحب توانایی. . .
***
علی نوری
موضوع مورد بحث روز: “ناتوانی چیست و ناتوان کیست؟”:
دوستان و اعضا لطفاً در این باره نظرات و دل نوشته‌های خود را بفرمایند.
***
حسین
به نظرم اینکه خودتو ضعیف تصور کنی ناتوانیه
***
پرواز
اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم.
***
علی مغفوری
بنظر من ناتوانی یعنی نتوانستن یک کار بخاطر شرایط موجود اون طرف یا امکانات کنار اون مثلا یک ویلچری از پله‌های یک ساختمان نمیتواند به تنهایی بالا برود یا خودش ویلچرش، رو تو صندوق عقب ماشینش بگذارد و. . . اما نتوان یعنی توانایی انجام کاری رو داری ولی همت و اراده اون کار رو نداری مثلا میتوانی با تمرین خودت از روی ویلچر بر روی تخت بروی یا بر روی زمین بنشینی یا میتوانی مثل خانم زهرا نعمتی قهرمان تیروکمان جهان بشی به خودم میگویم به کسی جسارت نشه من منتظر نشستم که دیگران بیایند کارهای من رو انجام بدن در صورتی که با کمی تلاش میتونم به ناتوانی خودم غلبه کنم حتی در مواردی از آدمهای سالم میتوانیم بهتر کار کنیم و الگو باشیم.
***
پرواز
بنظر من ناتوانی یعنی نتوانستن یک کار بخاطر شرایط موجود اون طرف
به نظر من این حرف، به ما یاد میده که از روی ظاهر افراد قضاوت نکنیم، از روی درون وباطن وتوانایی هر فرد اون شخص روبشناسیم، وبه توانایی هاش ایمان بیاریم وبراین اساس هم با او رفتار کنیم نه از، سر دلسوزیهای بی مورد وبی اساس، که جز لطمه زدن به فرد معلول هیچ چیز دیگه ای نداره چیزی که متأسفانه هنوز درجامعه ما جانیفتاده. آدماي پرانرژي هميشه پر از انگيزه و شور و شوق هستن. اونا نه تنها براي دنبال کردن هدف هايي که واسه ي خودشون در نظر مي گيرن فوق العاده انگيزه دارن بلکه در همين کارهاي روزمره و معمولي شون هيجان و انرژي مثبت فراواني دارند.
در واقع انگيزه، سوخت موتور شماست و هيچ موتوري بدون سوخت حرکت جدي ندارد. اگر شما از اون دسته آدما هستين که احساس مي کنين انگيزه تون واسه ي انجام يه کار يا پيگيري يه هدف تون و حتي اصل زندگي تون کمه، چهارتا پيشنهاد عالي و کاربردي دارم که البته به شرطي که رعايتش کنين حتماً اثرش رو مي بينين.
***
خانم رستمی نیا
توانایی یعنی ایمان وباور به اینکه: من قابلیت و توانمندی لازم برای یک زندگی سالم و شاد و پر انرژی را دارم واین قدرت رادارم که ناتوانی را ناتوان کنم.
***
منا شبیهی
نظرمن ناتوان کسی است که فرصتی راخداوندداده است بدرستی استفاده نکند وبه خود وتوانایش باور نداشته باشد.
***
زهرا زراعی
امام صادق (ع)میفرمایند: حقیقتا ناتوان است کسی که برای گرفتاریهایش، صبر و برای نعمت های، شکر وبرای پیشامدها و سختی هایش گشایش (از جانب خدا)در نظر نگرفته باشد. و به نظر بنده ناتوان کسی ست که میتواند و کلمه ی نمی توانم را به زبان می‌اورد.
***
صبحی
به نظر بنده، فکر و اندیشه “نمی‌تونم” خودش بزرگترین ناتوانی هست!
***
منصوره ضیایی فر
انسان توانا دارای خرد و اندیشه ی والا است که خردش او را به سوی اهدافی نیکو سوق میدهد. انسان توانا تمام قوای فکری وجسمی خود را برای نیل به اهداف و آرزوهایش به کار میگیرد، زندگیش را بر پایه درایت و تدبیر بنا میکند، از شکست نمیهراسد بلکه آنرا پلی برای دستیابی به پیروزی میداند. او امید به خدا و امید به آینده راسرلوحه ی زندگی خود قرار میدهد و با الهام از این آن از هیچ تلاشی فروگذار نیست.
***
رضا
توان یاب
به معنی فردی که برای رسیدن ب توانائی خاصی مستمر و پیوسته کوشش و تلاش میکنه اما توان خواه کسی رو میگن که اون توانائی رو خواهش میکنه
***
مسعود صادقی
دوستان عزیز تا جایی که بنده اطلاعاتات ناقصی دارم کلمه معلول از واژه بین المللی disable گرفته شده ( که در کنوانسیون بین المللی حقوق افراد دارای معلولیت نیز به کاربرده شده است) و تاکنون کارشناسان حوزه توانبخشی هم نتوانستند کلمه ای برای جایگزینی پیدا کنند.
***
ژاله
مشکل فرهنگ سازی با تغییر واژه‌ها صورت نخواهد گرفت، همه جای دنیا تغییرات یک دفعه اتفاق نیافتاده و در اینجا نیز اتفاق نخواهد افتاد، تغییرات فرهنگی در بستر زمان صورت می‌گیره و اگر هر فردی خودش رو ملزم به انجام آنچه که درسته بکند قطعا این فرهنگ سازی سریع تر اتفاق خواهد افتاد.
اگر افراد دارای معلولیت به توانمندی خود ایمان داشته باشند باید در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی حضور پیدا کنند تا با نشان دادن این توانمندی ذهنیت دیگران را تغییر دهند تا زمانی که مردم به توانایی افراد دارای معلولیت واقف نشوند هر واژه ای که به کاربرده شود تغییری در اصل موضوع صورت نخواهد گرفت.

ورزش

زینب عجم
بوچیا مخصوص معلولین cp هست
۱۲تا توپ رنگی
۶تا آبی ۶تا قرمز و ۱سفید
این ورزش بصورت انفرادی بازی میشه
هدف میشه توپ سفید
هرکدوم از توپا ب سفید نزدیک باشه امتیاز محسوب میشه
هرکدوم ازبازیکنان باید رو ویلچر بازی کنن
***
م. ترابی
توانایی‌های معلولین را باورکنیم.
این که گفته می‌شود معلولیت محدودیت نمی آورد، شعارنیست، باورواعتقادی است که فرزندان استان ثابت کرده اند. نمونه‌های فراوانی ازاین اعتمادبه نفس دیده ویا شنیده ایم. همین معلولین غیرتمند استان طی چندروزگذشته درمسابقات دو ومیدانی جانبازان ومعلولین باشگاههای کشور وانتخابی تیم ملی توانستند شش مدال طلا وچهارمدال نقره بنام هرمزگان سربلند به ثبت برسانند. مدال آوران فرزانه حیدری، حسن دهقانی، کامبیزطارمی، پرویزخادمی، مهران ناوکی، حسین حسن پور، مهدی رنجبری واصغرزینی وند تبریک عرض نموده وآرزوی موفقیت‌های بیشتر برایشان ازخداوند متعال
***
مریم قاسمی
تأثیر ورزش و فعالیت بدنی در افراد دچار آسیب نخاعی
ورزش نقش کلیدی را در زندگی و ارتباطات اجتماعی افراد معلول‌، همانند افراد غیر معلول ایفا می‌نماید.
ورزش تمام شکل‌های فعالیت فیزیکی را در برمی‌گیرد و شامل بازی‌، تفریح‌، ورزش سازمان‌یافته، غیر رسمی یا ورزش رقابتی و ورزش محلی یا بازی‌هایی که به برازندگی اندام‌، آرامش فکری و روانی کمک می‌کند.
باید پذیرفت که هر نوع معلولیتی، مشکلات خاص مربوط به خود را دارد. ضایعات نخاعی نیز به همین منوال است. اما به نظر می‌رسد که این افراد می‌بایست با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم کنند. افراد ضایعه نخاعی به دلیل مشکل جسمی که دارند از تحرکشان کم شده است‌، بنابراین ارگان‌های داخلی آنها تحت فشار است‌، سیستم دفعی آنها با مشکل مواجه است و از همه مهم‌تر به دلیل نداشتن حس در نقاط فلج شده‌، زخم بستر یکی از عوارض عدیده‌ای است که این افراد با آن مواجه هستند.
بنابراین نیاز است که به هر شکل ممکن شرایطی را فراهم نمود تا افراد معلول ضایعه نخاعی به ورزش و فعالیت بدنی روی بیاورند و از اثرات مثبت آن بهره برده ضمن اینکه از مشکلات مربوط به معلولیت خود نیز بکاهند.
توصیه اول اینکه این افراد به هر شکل ممکن به فعالیت بدنی بپردازند، حتی اگر لازم باشد در منزل و بستر حرکات نرمشی را انجام دهند.
گستردگی و تنوع حرکات ورزشی برای جانبازان و معلولین نخاعی هیچ‌گاه آنها را وابسته به وجود امکانات پیچیده نکرده است.
خطرات ناشی از کاهش تحرک در افراد با آسیب نخاعی پوک شدن و متحلخل شدن غیر معمولی استخوان‌ها و تحلیل عضلانی کوتاه شدن غیر طبیعی عضلات، اسپاسم عضلانی و انقباض مفاصل
کج شدن استخوان‌ها سنگ‌های ادراری، عفونت ادراری و از کار افتادن دستگاه ادراری یبوست و فشار مدفوع
ناراحتی‌های تنفسی عوارض گردش خون لخته‌های وریدی آمبولی ریوی کاهش فشار خون وضعیتی زخم‌های بستر اختلال در کنترل درجه حرارت بدن
***
مریم قاسمی
فواید جسمی ورزش در افراد ضایعه نخاعی
1- قلبی عروقی: ورزش باعث جلوگیری از رسوب کلسترول در دیواره رگ‌ها شده و مانع از ایجاد تنگی رگ‌ها و ایجاد بیماری تصلب شرائین می‌گردد که خود باعث ایجاد بیماری‌های دیگر مانند سکته‌های قلبی و مغزی می‌شود. علاوه بر افزایش قدرت عضلانی، ورزش کارآیی و سلامت قلب را تضمین می‌کند. بنابراین جانبازان و معلولینی که ورزش می‌کنند کمتر از دیگران در معرض بیماری‌های قلبی عروقی هستند.
2- ریوی: در اثر ورزش ظرفیت ریه‌ها افزایش یافته و در مقابل بیماری‌ها مقاومت بیشتری پیدا می‌کند و شخص کمتر به بیماری‌های ریوی مبتلا می‌شود. از آنجا که جانبازان و معلولین نخاعی به درجات مختلف دارای فلج عضلات تنفسی هستند، این مسئله باعث کاهش ظرفیت ریه‌ها می‌شود. ورزش می‌تواند تا حد زیادی به خصوص در آنان که سطح ضایعه بالا دارند باعث تقویت عضلات تنفسی و بهبود ظرفیت تنفسی شود.
3- عضلانی ـ اسکلتی: افراد نخاعی به دلیل بی حرکتی در معرض ذوب شدن و از بین رفتن عضلات هستند. به دنبال ورزش عضلات تقویت شده و قدرت شخص را در برابر کارها و موانع سخت افزایش می‌دهد. کسی که ورزش می‌کند به پوکی استخوان دچار نمی‌شود. پوکی استخوان باعث دردهای استخوانی شده و استخوان را مستعد شکستگی می‌کند. به دنبال ورزش، درد و اسپاسم در اندام‌های فلج کاهش قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند.
4- مفصلی: کسانی که ورزش نمی‌کنند در اثر رسوب کلسیم و ایجاد استخوان در مفاصل دچار محدودیت حرکتی می‌شوند و در موارد شدید حتی شخص قادر به انجام کارهای روزمره نمی‌باشد. استخوان‌سازی نابه‌جا در افرادی که ورزش مناسب می‌کنند به ندرت دیده می‌شود و در این افراد دامنه حرکات مفاصل در حد طبیعی باقی می‌ماند.
5- کلیوی: به موجب تحقیقی که یکی از پزشکان معتبر انجام داده است ثابت شده که بیماران با آسیب نخاعی که ورزش می‌کنند به ندرت دچار سنگ کلیه می‌شوند و موارد عفونت نیز در این گروه کمتر است. ورزش باعث بهبود فعالیت کلیه و همچنین تخلیه بهتر ادرار می‌شود.
6- گوارشی: در اثر ورزش‌های منظم و برنامه‌دار، فعالیت دستگاه گوارشی تنظیم شده و هضم و جذب مواد به خوبی انجام می‌شود. ورزش‌ ترشحات اسیدی معده را در ارتباط با تغذیه ورزشکار تنظیم نموده و از بسیاری از ناراحتی‌های گوارشی که به خصوص افراد ضایعه نخاعی به آنها دچار می‌شوند جلوگیری می‌نماید.
7- تعادل وزن بدن: یکی از مشکلات اکثریت معلولین ضایعه نخاعی چاقی بیش از حد و تجمع چربی زیر پوست می‌باشد زمانی که بین انرژی کسب شده (تغذیه) و انرژی مصرفی (کار و ورزش) تعادل برقرار باشد فرد دچار ضایعه نخاعی از بیماری چاقی رنج نخواهد برد و بدین وسیله از بسیاری از بیماری‌های جنبی آن نیز رهایی خواهد یافت.
8- تأثیر بر عضلات فلج: تحقیقات نشان داده‌اند که ورزش به وسیله عضلات سالم اثرات مثبت و بسیار خوبی بر عضلات فلج هم‌جوار خواهد داشت. این تأثیرات مثبتی است که بر روی خود عضلات فعال ایجاد می‌شود.
***
مریم قاسمی
فواید روحی ورزش در افراد ضایعه نخاعی
1- شناسایی و امید به زندگی: ورزشکاران و کسانی که ورزش می‌کنند جزو شاداب‌ترین افراد جامعه هستند. آنها همیشه شاداب هستند و در برابر مشکلات زندگی امید خود را از دست نمی‌دهند و مقاومت می‌کنند و به سادگی تسلیم مشکلات نمی‌شوند. کسی که روحیه سالم و شاداب داشته باشد. علی‌رغم اینکه ممکن است بدن او قادر به انجام تمام کارهایی که افراد دیگر انجام می‌دهند، نباشد قادر به حل و غلبه بر تمام مسائل و مشکلات اطراف خود بوده و نه تنها خود را از افراد سالم کمتر احساس نمی‌کند بلکه خود را قوی‌تر و دارای اراده‌ای مصمم‌تر نیز می‌داند.
2- اعتماد به نفس: یک ورزشکار در طی دوران ورزش خود شاهد پیشرفت و رشد خود و تقویت بنیه جسمی و روحی خود می‌باشد. لذا اعتماد به نفس هم در وی تقویت می‌شود. مسلم است کسی که اعتماد به نفس نداشته باشد قادر به ادامه زندگی مفید و غلبه بر مسائل و مشکلات خود نمی‌باشد. پزشکان متخصص، ورزش را به تمام افرادی (سالم یا معلول) که از اعتماد به نفس کمی برخوردار هستند به عنوان یکی از بهترین درمان‌ها توصیه می‌کنند.
3- جلوگیری از افسردگی و کسالت: همان‌طوری که ذکر شد ورزش باعث شادابی، تماس با دیگران، مشارکت در کارهای جمعی و جلوگیری از گوشه‌گیری و کسالت می‌شود. یکی از بهترین روش‌های درمان افسردگی و کسالت، انجام ورزش و مشارکت در کارهای دسته جمعی می‌باشد.
کسانی که ورزش نمی‌کنند و در خانه تنها می‌مانند به تنهایی عادت کرده و خروج از منزل برای آنها مشکل می‌شود، کم کم روحیه تنها بودن در آنها تقویت شده و حتی از صحبت با افراد خانواده خود امتناع می‌ورزند. روحیه افسرده باعث بروز بیماری‌های جسمی نییز می‌شود و جسم بیمار روح افسرده را افسرده‌تر می‌کند، پس جهت جلوگیری یا درمان افسردگی و گوشه‌نشینی، بهترین کار ورزش می‌باشد.
زیاد کردن مدت زمان انجام فعالیت‌های بدنی (طول زمان) و تعداد روزهای آن (تکرار و استمرار آنها) و یا مقدار انرژی (قدرت) صرف شده جهت انجام آنها می‌توانند فواید بهداشتی آنها را افزایش دهند.
برای مثال از جمله فعالیت‌های ملایم می‌توان به هل دادن ویلچر به صورت یک روز در میان و به مدت 30 دقیقه در روز اشاره کرد. ولی اگر شما به بازی بسکتبال با ویلچر بپردازید، 20 دقیقه زمان کافی است تا تأثیر مشابهی (مانند 30 دقیقه با هل دادن ویلچر) بگیرید، زیرا بسکتبال فعالیت شدیدتری را نسبت به هل دادن تنها نیاز دارد.
همچنین اگر به جای یک روز در میان، فعالیت‌های بدنی خود را هر روز انجام دهید، نفع بیشتری برای شما خواهد داشت. به طور کلی، نکاتی وجود دارند که بایستی در ورزش به خاطر بسپارید. از جمله:
قبل از شروع به هر گونه فعالیت جسمی یا تغییر برنامه‌های قبلی خود، با پزشکان مشورت نمایید. فعالیت‌های جسمی را به طور تدریجی و با فعالیت‌های سبک و زمان کوتاه (از 5 تا 15 دقیقه) و به صورت یک روز در میان آغاز کنید.
همان‌طور که به مرور انجام برنامه فعالیت‌های شما آسان‌تر می‌شود، می‌توانید زمان و شدت آنها را افزایش دهید.
هدف شما باید این باشد که حداقل یک فعالیت متوسط را طبق یک برنامه منظم و مستمر داشته باشید.
***
زهرا خان اف
ورزش بوچیا فعالیتی است که می‌تواند برای افراد از هر جنسیت و با سطح بالاتری از معلولیت لذت بخش باشد. و بعنوان بازی تفریحی یا ورزش مسابقه ای و یا بعنوان آموزش جسمانی در برنامه ریزی مدارس بکار برده شود این بازی مستلزم برنامه ریزی و استراتژی برای کسب بالاترین امتیاز می‌باشد و همچنین موجب توسعه و افزایش هماهنگی چشم و دست می‌شود. نهایتا، ورزش بوچیا موجب افزایش سطح مهارت در افراد با معلولیت شدید می‌شود.
به افرادی با معلولیت شدید این اجازه داده می‌شود که برای بازی از رمپ یا سطح شیب دار جهت هدایت توپ استفاده شود.
***
امیر رضایی
اسکار پیستوریوس (به آفریکانس: Oscar Pistorius) (زادهٔ ۲۲ نوامبر ۱۹۸۶) معروف به سریعترین انسان بدون پا دونده دو سرعت آفریقای جنوبی است. پیستوریوس که از هر دو پا معلول است، مدال طلای دو ۲۰۰ متر و مدال برنز دو ۱۰۰ متر پارالمپیک آتن در گروه معلولین از یک پا را به‌دست آورده‌است و بارها رکوردهای جهانی دوهای ۱۰۰ متر، ۲۰۰ متر و ۴۰۰ متر پارالمپیک را شکسته‌است.
پیستوریوس که با یک پای مصنوعی ساخته شده از فیبر کربن قابل ارتجاع و تیغه مانند (معروف به چیتا) می‌دود، با کسب مدال نقره دو ۴۰۰ متر قهرمانی دو و میدانی آفریقای جنوبی در سال ۲۰۰۷ راه خود را به مسابقات انسان‌های سالم باز کرد. او که شرکت در المپیک پکن را هدف خود قرار داده بود، در ژوئیه ۲۰۰۷ به مسابقات جایزه بزرگ دو و میدانی شفیلد دعوت شد.
هرچند فدراسیون جهانی دو و میدانی پس از تحلیل قابلیت‌های چیتا و استراتژی دویدن پیستوریوس حضور او را در مسابقات رسمی ممنوع کرد، اما پس از شکایت پیستوریوس به دیوان داوری ورزش، در ۱۶ می‌سال ۲۰۰۸ این دادگاه دلایل آی‌ای‌ای‌اف در مورد مزیت غیرمنصفانه چیتا را ناکافی دانست و مجوز شرکت او در مسابقات انسان‌های سالم را صادر کرد. [۱] رکورد دو چهارصد متر پیستوریوس هم‌اکنون ۴۶٫۳۳ ثانیه‌است، او برای حضور در المپیک آتن بایستی به رکورد ۴۵٫۵۵ ثانیه برسد.
***
زهرا خان اف
بهبود پوکی استخوان با ورزش
تقویت عضلات و استخوان‌ها باعث بالآنس و تعادل بیشتر و در نتیجه کاهش خطر زمین خوردن و به دنبال آن شکستگی‌های مرتبط با پوکی استخوان خواهد شد.
نظر به درجات متغیر پوکی استخوان و خطر شکستگی، راجع به ورزش هایی که می‌تواند برای شما بی خطر و مناسب باشد با پزشک خود یا با یک فیزیوتراپیست مشورت کنید. پیاده روی یک ورزش ایده آل محسوب می‌شود چون هم وابسته به وزن است و هم اینکه همه جا با کم ترین خطر آسیب می‌توان آن را انجام داد.
تمرین‌های قدرتی مثل استفاده از وزنه‌های سبک، دستگاه‌های بدن سازی، تسمه‌های کشی یا ورزش‌های آبی همگی مفیدند و باعث تقویت عضلات و استخوان‌ها و نیز کاهش دفع مواد معدنی استخوان می‌شوند. ورزش‌های تقویت کننده عضلات پشت، مثل پل زدن به صورت ملایم، عضلات کمر و شکم را تقویت می‌کنند.
از ورزش‌های سنگین که باعث اعمال فشار بیش از حد بر استخوان‌ها می‌شوند مثل تنیس یا دو اجتناب کنید زیرا برای استفاده از آنها باید مقدار زیادی به سمت جلو خم شوید ممکن است خدای نکرده منجر به شکستگی مهره‌ها شود.
***
محمدرضا مقدم
گزارش غواصی معلولین ماجراجو در دریاچه آهنک – سیمین دشت فیروزکوه
غواصی به عنوان یکی از پرهیجان ترین فعالیت‌های آبی همواره مورد توجه بسیاری از ماجراجویان قرار می‌گیرد. حس کشف دنیای زیر آب و شنا در کنار ماهی‌ها و گیاهان آبی، تجربه بی وزنی و بودن در محیطی کاملا متفاوت تنها با غواصی امکان پذیر است. در این میان گروهی از افراد دارای معلولیت با نام باوری‌های ماجراجو و با شعار «ماجراجویی برای همه» در دریاچه زیبای آهنک واقع در سیمین دشت فیروزکوه به غواصی و ماجراجویی پرداختند. سفر این افراد با خودرو‌های آفرود و با عبور از مسیرهای پر شیب و کوه‌های زیبای منطقه سیمین دشت صورت پذیرفت. کوه‌های بلندی که به علت فرسایش اشکال زیبا و باورنکردنی به خود گرفته بودند که در ابتدای سفر، آغازی زیبا را رغم زد. عبور از مسیرهای خاکی با شیب تند با چشم انداز زیبای دره ای سرسبز هیجان سفر را دوچندان می‌کرد و با رسیدن به دریاچه آهنک بخش دوم سفر آغاز شد. با راه اندازی کمپ و برپایی سایه بان‌ها افراد دارای معلولیت پس از یادگیری نکات ایمنی و علایم ارتباط زیر آبی توسط تیم زبده غواصی برای ماجراجویی در دریاچه آماده شدند. ورود افراد دارای محدودیت حرکتی به درون آب با کمک تیم غواصی میسر شد و یکی پس از دیگری لذت غواصی و بی وزنی و تماشا و لمس دنیای زیر آب را تجربه کردند، تجربه ای به یاد ماندنی که شاید کمتر کسی جرات انجامش را دارد. حضور شش فرد با معلولیت‌های ناشی از دیستروفی، نابینایی، ناشنوایی، فلج اطفال و ضایعه نخاعی که با تمام وجودشان منتظر ورود به دنیای گیاهان انبوه آبی و و قلمرو ماهیان دریاچه بودند که حضورشان جو دریاچه و افراد حاضر در اطراف آن را تحت تاثیر قرار داد. دنیای دیدنی زیر آب برای ستار افزا با وجود نابینایی لمس پذیر و فوق العاده بود و معتقد است وقتی به آب اعتماد کنی آب هم به شما اعتماد می‌کند، ستار با غلبه بر استرس هایش توانست لذت بی وزنی و بودن در شرایطی کاملا متفاوت را تجربه کند و برای حسین حاجیها با وجود معلولیت جسمی حرکتی، شناوری در دنیای دیگری بود، برای سهیلا نوری غواصی سرک کشیدن به دنیای ناشناسی بود و حس کردن خنکای آب در آفتاب داغ مرداد ماه و دیدن تلالو پرتوهای خورشید از میان گیاهان در اعماق دریاچه تجربه ای وصف نشدنی و باور نکردنی را برایش رغم زد.
غواصی و رویارویی با دنیای متفاوت زیر آب برای هر کسی چالش روبرو شدن با ترس ها، استرس‌ها و تمرین داشتن تمرکز برای نفس کشیدن است. برای افراد دارای معلولیت این چالش‌ها به دلیل محدودیت‌های حرکتی دوچندان خواهد بود و اراده ای بیشتر برای غلبه بر این چالش‌ها نیاز است. اما گروه ماجراجو با غلبه بر تمام چالش‌ها توانستند ثابت کنند برای اراده‌های بیدار هیچ مانعی نمی تواند جلوی لذت بردنشان از زندگی شود.
سعید پروین مربی ارشد غواصی که اجرای بخش غواصی را در این سفر بر عهده داشت معتقد است غواصی یکی از ورزش‌های پر طرفدار است که افراد معلول در ایران تا به امروز از آن بی بهره بوده‌اند و ما در این برنامه سعی کردیم افرادی که محدودیت جسمی حرکتی دارند را با غواصی آشنا کنیم تا لذت و هیجان دنیای زیر آب را از نزدیک لمس کنند. افراد از اولین لحظه ای که وارد محیط زیر آب میشوند احساس خوبی به آنها دست می‌دهد. یک دنیای کاملا متفاوت، احساس آزادی، بی وزنی و سکوت مطلق را تجربه می‌کنند. افراد دارای معلولیت در طول غواصی محدودیت‌های فیزیکی را فراموش کرده و آزادانه به هر سو می‌روند همچنین غواصی بر روی افراد دارای معلولیت یک اثر روانی مثبت دارد زیرا تجربه و شناوری در زیر آب برای افراد دارای معلولیت و سالم یکسان است. این برنامه غواصی در شرایط کاملا ایمن و در یک محیط کنترل شده همراه با مربی بین المللی غواصی انجام شد.
نویسنده: سعید ضروری
***
محمد
این هم یک گزارش از آخرین برنامه ساحل امید
با دو گزارش از مؤسسه ساحل امید در خدمت شما عزیزان هستم.
– گزارش اول:
مسابقات ورزشی ویژه افراد دارای معلولیت برگزار شد.
مؤسسه پیام آوران ساحل امید با مشارکت و همکاری انجمن خانواده ناشنوایان ایران، کانون معلولان، اداره تربیت بدنی و اداره سلامت شهرداری منطقه ۲ تهران، ستاد توان افزایی و حمایت از فعالیت‌های سمن‌های شهر تهران به مناسبت استقبال از فصل زیبای پاییز، روز سه شنبه ۹۴/۶/۲۴ مصادف با سالروز ازدواج مبارک حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، مسابقات ورزشی و تفریحی ویژه افراد دارای معلولیت را در منطقه ۲ تهران برگزار کرد.
به گزارش روابط عمومی ساحل امید این مسابقات با حضور بیش از ۲۰۰ نفر از افراد دارای معلولیت اعم از جسمی–حرکتی و ناشنوایان و خانواده‌های آنان و با هدف تقویت روحیه، بالا بردن حس اعتماد به نفس و ایجاد نشاط و شادابی در شهروندان دارای معلولیت در محیطی شاد برگزار شد.
– گزارش دوم:
برپایی نمایشگاه و بازارچه “بخشش”
ما در مؤسسه ساحل امید توفیق داریم که در کنار دیگر خیریه‌های فعال و خوش نام در سطح شهر، در نمايشگاه و بازارچه خیریه “بخشش” حضور داشته باشیم.
این بازارچه به همت مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر بر پا شده است و متشکل از 45 خیریه فعال در حوزه‌های مختلف اجتماعی می‌باشد که در آن محصولات و صنايع دستی نفیس افراد دارای معلولیت و زنان سرپرست خانوار به نمایش و فروش خواهد رسید.
مسئولان و هنرمندان بسیاری نیز در این نمایشگاه در کنارمان خواهد بود. . .
تاریخ: دوشنبه 30 شهریورماه لغایت چهارشنبه 1 مهرماه
از ساعت 10 صبح الی 8 شب
آدرس: خيابان جلال آل احمد، نرسیده به خ کارگر شمالی، بازار میوه و تره بار قزل قلعه
در غرفه صنایع دستی مؤسسه پیام آوران ساحل امید منتظر دیدارتان هستیم.
با حضور پرمهرتان ما را در این امر خدا پسندانه یاری فرمایید. ?
***
سید
دیروز یکی از بچه‌ها گفت دغدغه اکثر معمولا گردش و سفره من همه جا
سلام دوست عزیز، دغدغه هرفرد معلول به نوع وشدت معلولیت طرف بستگی داره بطوریکه برای جسمی حرکتی شدید باتوجه به نوع توانایی فیزکی و عدم مناسب سازی سازوکار حمل ونقل، مهمترین دغدغه سفرخواهد بود چه سفربرون شهری و یا درون شهری، بنابراین این دغدغه به نوعی اعتراض به عدم مناسب سازی وسائل نقلیه ست، بنظر این بنده حقیر حتی اگر بهترین دانشگاهها، بهترین مکانهای گردشگری و غیره مناسب سازی باشند اما حمل و نقل عمومی مناسب سازی نباشه، چون دسترسی و حضور دراین مکانها بنوعی سخت یا غیر ممکن باشه، بنابراین وجود این مراکز ارزشی نخواهند داشت‌.
***
فریده نظریان
داستان آموزش جودو بچه یک دست
کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه‌ها ببیند.
در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود. استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد. سر انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب گردد.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید. استاد گفت: ” دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستى نداشتی! یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی. راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از ” بی امکانی ” به عنوان نقطه قوت است.
***
مهدى قنبرى موحد
دبیر برگزاری روز ملی پارالمپیک گفت: پس از ثبت روز 24 مهرماه به عنوان “روز ملی پارالمپیک” در تقویم رسمی کشور، هدفگذاری بعدی جهانی کردن روز پارالمپیک است.
علی اصغر هادی زاده در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان این که به دنبال توسعه ورزش همگانی جانبازان و معلولان در روز ملی پارالمپیک هستیم، اظها‌ر کرد: به بهانه برگزاری این روز ما در وهله نخست به دنبال توسعه ورزش همگانی هستیم و این که بتوانیم افراد معلول را برای حضور در صحنه‌های اجتماعی، فرهنگی و ورزشی تشویق کنیم. همچنین به دنبال آن هستیم تا به معلولان نشان دهیم که به خاطر معلولیت نباید خود را از جامعه جدا کنند و رغبتی برای حضور در جامعه نداشته باشند.
وی گفت: امسال مراسم روز ملی پارالمپیک نسبت به سال‌های گذشته از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود، زیرا برای اولین بار بنا به دستور رییس جمهور روز ملی پارالمپیک به عنوان یک رویداد ملی در تقویم رسمی به ثبت رسیده و از این پس 24 مهر ماه به عنوان روز ملی پارالمپیک شناخته می‌شود. البته امسال به دلیل مواجه شدن این روز با دوم مهر ماه، مراسم جشن روز ملی پارالمپیک را بیستم مهر ماه در سالن 12 هزار نفری آزادی برگزار خواهیم کرد.
دبیر برگزاری روز ملی پارالمپیک از حضور 35 هزار فرد معلول در این مراسم خبر داد و خاطر‌ نشان کرد: در سال نخست برگزاری این مراسم تنها 1500 نفر از معلولان کشور حضور داشتند، اما اکنون که در آستانه برگزاری هشتمین دوره هستیم، نزدیک به 35 هزار نفر برای شرکت در این مراسم ثبت‌نا‌م کرده‌اند که در جای خود آمار بسیار بزرگی است و فرصت خوبی برای انجام کار استعدادیابی و شناسایی افراد مستعد و نخبه برای رشته‌های مختلف ورزش جانبازان و معلولان وجود دارد.
هادی زاده در پاسخ به این پرسش که برگزاری هفته‌ پارالمپیک چه تاثیری می‌تواند در جهت کمک به ورزش جانبازان و معلولان داشته باشد، افزود: با برپایی روز ملی پارالمپیک تقریبا به اهداف پیش بینی‌ شده تا حدودی دست پیدا می‌کنیم اما زمانی می‌توانیم ادعا کنیم که هفته‌ پارالمپیک دستاورد بزرگی برای ورزش معلولان به دنبال دارد که ما با شناسایی استعدادها و پرورش آنها بتوانیم پشتوانه‌های قوی را به تیم ‌ملی تزریق کنیم و دیگر خلائی را در تیم‌های ملی ورزش جانبازان و معلولان احساس نکنیم. البته هنوز با این هدف فاصله زیادی داریم.
دبیر برگزاری روز ملی پارالمپیک اظها‌ر کرد: امسال مراسم روز ملی پارالمپیک به خاطر حضور “ویلفرد لمکه” مشاور ویژه‌ دبیر کل سازمان ملل و “طارق” دبیر کل پارالمپیک آسیا پررنگ‌تر از سال‌های قبل برگزار خواهد شد. ضمن این که حضور وزیر ورزش و جوانان، وزیر کار و امور اجتماعی، وزیر آموزش و پرورش و. . . سبب شده تا این مراسم به دلیل درگیر شدن تمام مسئولان کشور با جنبش پارالمپیک از اهمیت خاصی برخوردار شود.
وی در پایان با بیان این که نگاه ما فراتر از ملی شدن جنبش پارالمپیک است، گفت: تمام تلاشمان بر این است که در آینده نزدیک این جنبش را جهانی کنیم و شاهد برگزاری چنین رویداد بزرگی به نام “روز جهانی پارالمپیک” در تمام دنیا باشیم.
***
زهره حنفی
افتخاری دیگر برای باران:
احمد غفاری از قروه کردستان در مسابقات قهرمان کشوری در بندر عباس در رشته دو میدانی 800 و1500 موفق به کسب رتبه اول گردید. . .
***
زهرا
نقطه ضعف یا نقطه قوت
کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه‌ها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبررسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود. استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روز آن تک فن کار کرد. سر انجام مسابقات انجام شدو کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد! سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشورانتخاب گردد.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید. استاد گفت: “دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی نداشتی!
یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.
راز_موفقیت_در_زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از “بی امکانی” به عنوان نقطه قوت است. ”
***

هنر

اعظم عزیزی
تدریس صفر تا صد هنر (معرق)
زیر نظر مربی رسمی و تأیید شده سازمان صنایع دستی و میراث فرهنگی (استاد شهنازی)
( علاوه بر افراد عادی. . . هنر دوستان و دانشجویان هنر آموزش به معلولین هم پذیرفته میشود )
گروه سنی:۱۴ سال به بالا
با اعطای مدرک رسمی از سازمان صنایع دستی
در محیطی آرام و دلنشین
(هنرکده آب)
شماره تماس: 0933 972 44 30
ادرس، خیابان آزادی، خ شمشیری، خ تفرش شرقی، پلاک ۲۰. طبقه چهارم. هنرکده آب
***
علی نوری
وقتی طبیعت اینقدر رنگارنگ و متنوع است، چرا جامعه انسانی متنوع و دارای انسان‌های مختلف با سلایق و امکانات متفاوت و معلولیت‌های متنوع نباشد، این همه تنوع و عدم یکنواختی فقط و فقط زیبایی است و نشانه ای از خالق زیبا پسند. . .
***
علی نوری
بیست وهفتمین دوره مسابقات نقاشی ناشنوایان جهانی در میلان (ایتالیا)/ 1394
لوح تقدیر ایتالیا برای خانم خان احمدی
در کتاب هنرمندان ناشنوا جهان نیز نام ایشان به عنوان هنرمند ناشنوای کانون ناشنوایان ایران درج شده است.
***
مهسا خان احمدی
شرکت در جشنواره ملی جوان ایرانی رتبه سوم 89. 4. 25 دریافت لوح تقدیر از معاون ریس جمهور ورییس سازمان ملی جوانان —–مسابقات فنی و حرفه ای ویزه افراد دارای معلولیت موفق به دریافت مقام اول ابیلمپیک عکاسی ایران ——— مسا بقات فنی و حرفه ای ویزه افراد دارای معلولیت موفق به دریافت مقام اول ابیلمپیک طراحی شخصیت ایران و مقام سوم ابیلیمپیک جهان نیز گردیده است.
***
رضا شاه حسینی
نابینایان هم به هنر نیاز دارند. . .
موزه پرادو واقع در مادرید یکی از مشهورترین گالری‌های هنری اروپاست که هر ساله هزاران نفر از سراسر جهان از آن بازدید می‌کنند. به تازگی نمایشگاه جدیدی در آن برپا شده که در آن نابینایان می‌توانند از شاهکارهای هنر غرب لذت ببرند. بدین صورت که بافت این آثار را به صورت سه بعدی بازسازی کرده‌اند و نابینایان با لمس آن می‌توانند آن را مشاهده کنند. این کپی‌های سه بعدی با کمک کارشناسانی که خودشان مشکل بینایی دارند و تکنولوژی چاپ سه بعدی که Didu نامیده می‌شود ایجاد شده است.
هم چنین این نقاشی‌ها یک راهنمای صوتی و یک متن به خط بریل هم دارند، هم چنین بازدید کننده‌های غیرنابینا می‌توانند عینک تیره رنگی دریافت کنند و تجربه جدیدی از مشاهده نقاشی داشته باشند.
***
محبوبه رهگذر
ساخت مانکن برای افراد معلول
در دنیای اطراف ما انسان‌های زیادی با معلولیت‌های مختلف در حال زندگی هستند. این افراد کمتر از دیگران دیده میشوند و زندگی منزوی تری دارند. اما یک سازمان خیریه سوئیسی به نام Pro Infirmis با ساخت مانکن هایی با طرح افراد معلول، آنها را به دنیای مد و فشن راه داده است. این سازمان طرح تمام مانکن‌ها را از روی معلولیت‌های واقعی گرفته است.
***
بهروز
این دختر هنرمند ناشنوا(خانم مهسا خان احمدی) از عزیزان انجمن باور است که در طراحی چهره شخصیتها مقام اول در ایران را کسب و قرار است که برای مسابقات بین الملی ابلیمپیک به اتفاق 3 نفر دیگر از عزیزان انجمن باور خانم ترانه میلادی، واقای مانی رضوی زاده و. . که انها هم در رشته‌های طراحی، وب نویسی، و. . . مقام اول را بدست اوردند در مسابقاتی که در فرانسه برگزار خواهد شدبرای کسب مقام قهرمانی دنیا شرکت نمایند. این دوستان با عملکردشان به جامعه نشان دادند و ثابت کردند که معلولیت جسمی مانع از رسیدن به قله‌های ترقی نیست، بلکه معلولیت فکری افراد است که انها را زمین گیر وناتوان ساخته است. ایکاش متولیان ومسئولان ذیربط قدری به حقوق شهروندی این عزیزان بیشتر توجه داشته باشند. من خودم از دوستان توانمندم همیشه نیرو وانرژی گرفته و میگیرم. مشت نمونه ای از خروار است. وهمه عزیزان در انجمن باور دارای توانمندیهایی هستند که باورش برای برخی غیرممکن است
نقاشی‌های خیره‌کننده ناشنوای ایرانی
برخی فکر می‌کنند برای انجام کارهای هنری لازم است همه حواس فرد درگیر شود، اما گاهی کسانی را می‌توان یافت که با وجود نداشتن برخی از این نعمت‌های خدادادی، کارهای خارق العاده انجام می‌دهند.
***
بهرام صدری
هرام صدری نوجوان هنرمند معلول جسمی حرکتی ایرانی با حضور در نمایشگاه بین المللی نقاشی که در شهر واسنار هلند برپا شده، نگاه بازدیدکنندگان این نمایشگاه را متوجه هنر ذاتی و ناب خودش کرد.
این هنرمند نوجوان ایرانی آثار مفهومی زیبایی را خلق کرده که با توجه به معلولیت جسمی و حرکتی در نوع خودش بی نظیر است و تعجب و شگفتی بازدیدکنندگان را به دنبال داشته است.
بهرام صدری که با حمایت دکتر جهانگیری سفیر ایران در لاهه و مؤسسه خیریه بهشت رضا(ع) در این نمایشگاه حضور پیدا کرده است، در خصوص هدف از خلق آثار به نمایش گذاشته شده گفت: هدف من از خلق این آثار، به تصویر کشیدن مفهوم انسان و انسانیت است و اینکه بتوانم به مردم دنیا نشان بدهم که معلولیت فقط راه رسیدن به هدف را مشکل تر می‌کند و هدف همیشه پابرجاست.
بهرام صدری نوجوان هنرمند معلول ایرانی که جهت شرکت در نمایشگاه بین المللی هلند به این کشور سفر کرده به محض ورود مورد استقبال دکتر جهانگیری سفیر ایران در هلند و برخی مقامات دیگر از جمله رستگار ریاست بانک ملت و زمانی نیا از معاونین وزارت نفت قرار گرفت.
تقدیر اعضای شورای شهر از نقاش نوجوان معلولین
به گزارش خبرگزاری مهر، در دویست و سیزدهمین جلسه شورا و همزمان با روز جهانی معلولین اعضای شورای اسلامی شهر تهران از پنج نفر از معلولین فعال تقدیر کردند.
در این مراسم از بهرام صدری ۱۴ ساله معروف به بهرام پیکاسو تقدیر شد.
بهرام صدری که پس از تقدیر کارلوس کی روش سرمربی تیم فوتبال آوازه جهان شد به دعوت علیرضا جهانگیری سفیر ایران در هلند توانست ضمن نمایش آثار خود در گالری patried-van dorst محل برپایی نمایشگاه هنری سفارتخانه‌ها در شهر واسنار هلند و قرار گیری در ردیف برترین نقاشان ۱۴ کشور دنیا به عنوان تنها نقاش معلول و نوجوان تحسین و حیرت همگان از جمله موموکا معروفترین نقاش گرجستانی را برانگیزد.
به گفته اصلانی رئیس انجمن خیریه بهشت امام رضا(ع) و مرکز نگهداری بهرام، او تنها نقاشی بود که در این نمایشگاه توانست تمام آثار ارائه شده خود را به فروش برساند که این امر به نوعی بیانگر برتری صدری نسبت به سایر نقاشان حاذق از دیگر کشور‌ها بوده است.
***
علی نوری
آغاز نمایش فیلم‌های مستند در مجتمع رعد
مجتمع رعد با هدف توسعه فعالیت‌های فرهنگی، آشنایی توان یابان با سینمای جدی و موضوع محور و شناخت هنرمندان از مسائل موجود در جامعه توان یابان کشور را آغاز کرده است. این برنامه به صورت ماهانه در سالن همایش مجتمع رعد انجام خواهد شد.
به همین منظور در اولین برنامه پخش مستندهای فاخر ” خطوط ناپیدا ” و ” چنارستان ” چهارشنبه 25 آذر به ترتیب از ساعت 10: 30 الی 12: 30 و 18 الی 20 در سالن همایش رعد به نمایش درخواهند آمد.
در این برنامه مهدی رخشانی کارگردان و علی راشکی هنرمند نقش اول مستند “خطوط ناپیدا ” و هادی آفریده کارگردان مستند “چنارستان” حضور خواهند داشت.
مستند خطوط ناپیدا ساخته مهدی رخشانی از مستندسازان سیستان و بلوچستان است که به سرگذشت زندگی علی راشکی از هنرمندان این استان پرداخته است.
این مستند دلنشین مخاطب را به همذات‌پنداری وامی‌دارد و زندگی انسانی را به نمایش درمی‌آورد که می‌تواند الگوی اراده، ایمان و تلاش باشد.
همچنین فیلم مستند 70 دقیقه‌ای «چنارستان» درباره‌ی طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه «خیابان ولی‌عصر تهران» است این فیلم که ساخت آن دو سال و نیم زمان برده است، تاریخ بیش از ۱۰۰ سال خیابان ولیعصر را به نشان می‌دهد. همچنین کارآموزان، کارآموختگان و دانشجویان توان یاب رعد می‌توانند با رزو قبلی به صورت رایگان در این برنامه شرکت کنند.
علاقه‌مندان جهت هماهنگی و ثبت نام می‌توانند با شماره 88371096 تماس حاصل فرمایند.

فصل دوم: دیدگاه‌ها و متون تحلیلی

کارآیی و اهمیت شبکه موبایلی معلولان
محمد نوری

هرجا می‌رویم؛ در اتوبوس، مترو، کلاس درس، در جلسات خانوادگی یا محفل‌های دوستانه، حتی سرکار و در محیط اداره و خلاصه هرجا چشم بیندازیم افرادی را می‌بینیم که با گوشی خود مشغول هستند، پیام دریافت می‌کنند یا پیام می‌فرستند؛ در حال جستجو هستند یا به مطالعه یافته‌ها مشغول هستند. سابقه ندارد مردم در همه سنین، پیر و جوان، نوجوان و حتی کودک و پیرمرد و پیرزن؛ از همه اقشار: دکتر، مهندس، کارگر، نانوا، هنرمند، هنرپیشه، راننده، نجار، بزاز و غیره در هر حالت و در هر شرایط. در حال رانندگی، روی تخت بیمارستان، هنگام خواب، در کلاس درس، روحانی بالای منبر و به هنگام موعظه مردم و خلاصه هرجا و در هر شرایط سر به زیر و مشغول‌اند.
گویا همه مسحور و سحرزده شده و تمامی هوش و حواس مردم به گوشی‌هایشان سپرده شده است، به طوری که چون معتادین وقتی چشم از خواب باز می‌کنند به سراغ گوشی رفته و آن را روشن کرده و شروع می‌کنند.
بیشترین وقت عموم مردم به این مقوله می‌گذرد، اما بازدهی و تأثیر آن چیست و چه مقدار است؟ یعنی نخست باید پرسید پیامدها و تأثیرات آن مثبت است یا منفی؟ سپس باید پرسید چقدر و چه اندازه تأثیر دارد؟
متأسفانه در این زمینه تحقیقات جامع و آمارهای راهبردی و کارآمد منتشر نشده است. با اینکه وظیفه دستگاه‌های مدیریتی کشور است به اینگونه مسائل رسیدگی کنند. حداقل پژوهشگاه‌های وابسته به مراکز دولتی و دانشگاه‌ها وظیفه دارند از زوایای جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، امنیتی و غیره چنین مسئله فراگیری را بررسی کرده و نتایج آن را در اختیار عموم یا حداقل مدیران و تصمیم‌گیران کشور قرار دهند.
قطعاً این موضوع را نباید به چشم سیاه و سفید نگاه کرد و گفت کلاً مذموم یا کلاً ممدوح است. مثل چاقو دو جنبه‌ای است و می‌تواند در مسیر درست مورد استفاده قرار گیرد و همه صورت‌های زندگی مردم را مرتفع نماید و می‌توان از آن در راه غیر صحیح بهره گرفت و پیامدها و آثار غیراخلاقی و ناهنجارهای اجتماعی را از آن انتظار داشت. به هر حال تجزیه و تحلیل ابعاد و زوایای این مسئله نیاز به فرصتی موسع دارد و فعلاً چنین شرایط حاصل نیست. اما جنبه معلولیتی آن برای ما و دفتر فرهنگ معلولین اهمیت دارد و برخود لازم می‌دانیم به آن بپردازیم.
خوشبختانه معلولین از امکانات مدرن در هر مقطع تاریخی بهره‌مند شده و به خوبی استفاده کرده‌اند. وقتی کامپیوتر رواج یافت، معلولین جزء اولین اقشاری بودند که از این ابزار در مسیر اهدافشان استفاده کردند، نیز از رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره، فیلم، کاست، CD و DVD، استودیو، کتاب صوتی و دیگر ابداعات و نوآوردهای بشری به خوبی استفاده کرده‌اند. آخرین ابتکار همین شبکه موبایلی بود و معلولین همگام افراد عادی یا در جمع‌های معلولین به گفت و شنود یا نوشتن و خواندن پرداختند. چند نکته در این زمینه لازم است متذکر شوم و در آینده و در تحقیقات بعدی بیشتر در این زمینه بحث خواهیم کرد:
1ـ از قدیم نابینایان، ناشنوایان و فاقدان حرکتی و حتی بعضی از معلولان ذهنی و معلولان اجتماعی برحسب علاقه ذاتی و تمایل درونی، در خانه‌ها یا مکان‌ها تجمع کرده و به گفت‌وگو می‌پرداختند. در تهران چند نقطه معروف بود و عصرها و شب‌ها در راسته خیابان لاله‌زار پا میدان توپ‌خانه یا پارک شهر جمع می‌شدند. زمستان‌ها در بعضی قهوه‌خانه‌ها جمع می‌شدند. تجمع‌های آنها خالی از حواشی و حرف و حدیث و حتی برخورد و تنش‌ها هم نبود. چند سال است به تحقیق در این باره مشغول هستم و مطالب خود را به زودی منتشر می‌کنم.
در کشورهای اروپایی، دولت یا خیریه‌های مردمی، محل‌های مجهز به گرمایش و سرمایش و حتی پذیرایی مختصر برای آنان فراهم می‌آوردند و آنان در این محل به گفت‌وگو می‌نشستند؛ گاه هم کارشان به مشاجره و حتی دخالت پلیس می‌کشید. تأثیر چنین تجمع‌هایی این بود که تخلیه و ارضا شده و از نظر روحی و فکری هم با تبادل نظر به هم‌افزایی و اشتراک مساعی و گاه حل مشکلات یکدیگر می‌رسیدند.
در شرح وظایف شهرداری‌ها معمولاً سامان‌دهی به این معضل پیش‌بینی شده، اما تاکنون غیر از شهرداری تهران، دیگر شهرداری‌ها اقدامی در این عرصه نداشته‌اند. حتی در قانون جامع مصوب سال 82 و نیز لایحه جدید این مسئله پیش‌بینی نشده است.
کانون ناشنوایان ایران (تأسیس 1344) و کانون نابینایان ایران (تأسیس 1348) از قدیم بعدازظهرها دو روز در هفته را به گفت‌وگو ناشنوایان یا نابینایان اختصاص داده و سالن بزرگی را به آنان می‌سپردند. یک روز خانواده‌های آنان تجمع داشتند و یک روز خود آنها. هنوز کانون ناشنوایان ایران این سنت را متداوم نگاه داشته است. اما با ابداع اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی، تجمع‌های حقیقی جایش را به تجمع‌های مجازی داده است. لازم است در باب مقایسه تجمع‌های حضوری و حقیقی و تجمع‌های مجازی بررسی‌هایی انجام و نتایج آن در اختیار مردم قرار گیرد. بالاخره شبکه موبایلی نسل جدید از تجمع‌های حضوری قبل است. از افرادی که در این زمینه‌ها اطلاعاتی دارند تمنا می‌کنم برای بنده بفرستند (muhamadnori@yahoo.com) و به اسم خودشان در تحقیق خود چاپ می‌کنم.
2ـ نکته دوم اینکه معلولان به صورت خودجوش شبکه‌های موبایلی را راه انداختند و فعالیت آنها در این زمینه ابتکاری و خودجوش بوده است. هیچ مدیریت و مرکز دولتی یا هیچ رهبر اجتماعی یا هیچ نهاد و تشکل مردمی به راهنمایی و هدایت معلولین در این زمینه نپرداخته است بلکه خودشان با اقدامات شخصی و تبادل نظرها به اجماع و مساعی جمعی دست یافته‌اند.
3ـ متأسفانه سازمان بهزیستی و بخش فرهنگی این سازمان، وزارت فرهنگ و ارشاد فرسنگ‌ها از اینگونه فعالیت‌های مردمی عقب هستند. آنها در مورد کتاب گویا و کتاب بریل که عمرشان به چند دهه می‌رسد هنوز هیچ تصمیمی ندارند، هنوز هیچ بخش اداری درباره کتاب گویا یا کتاب بریل نداریم و هنوز هیچ قانون و مصوبه‌ای در کار نیست، چه برسد به شبکه موبایلی.
4ـ تاکنون هیچ اقدام در جهت بررسی ابعاد شبکه‌های موبایلی معلولین اجرا نشده است. نه همایشی بوده؛ نه پروژ تحقیقاتی؛ نه نشستی و….. .
لازم است تشکل‌های مردمی مثل مؤسسه نیکوکاری رعد غرب تهران یا مؤسسه توانا قزوین و هر تشکل دیگر یک نشست یک روزه با دعوت نخبگان برگزار کند و حداقل این مبحث را مطرح نماید.
انتشار ویژه‌نامه‌هایی در این باره هم ضروری است. مجله‌های توان ‌یاب، پیک توانا و توان ‌نامه لازم است در این زمینه مقالاتی منتشر کنند.
مهم‌تر اینکه خود گروه‌ها هم باید فعال شوند و چند جلسه جمعاً به مبحث خودشان بپردازند. اگر منظم بحث کنند نتیجه بخش‌تر است. یعنی هر جلسه به یکی از این مباحث بپردازند:
ـ پیامدها و تأثیرات شخصی و اجتماعی
هرکس به تأثیری که بر خودش داشته بپردازد یا اطلاعاتی که در این باره شنیده یا خوانده را تجزیه و تحلیل کند.
ـ شیوه‌های اصلاح و کارآمدتر کردن
ـ موضوعات اولویت‌دار و ضروری که لازم است در شبکه مطرح شود.
ـ تاریخچه گفت‌وگو و انواع روش‌های آن
ـ نقش مدیریت دولتی در این شبکه
ـ ضرورت تصویب قانون در این باره
ـ وظایف تشکل‌های مردمی
ـ شیوه‌های توسعه و تعمیم شبکه موبایلی معلولان
5ـ لازم است شبکه موبایلی برای هر گروه از نابینایان و ناشنوایان به روز شود. یعنی به‌گونه‌ای تکمیل و اصلاح شود که آنان بتوانند به راحتی استفاده کنند. از این‌رو برای نابینایان لازم است محتوای شبکه تبدیل به فایل صوتی یا تبدیل به زبان بریل شود. و برای ناشنوایان صوت‌ها کلاً تبدیل به نوشتار شود و هیچ فایل‌ صوتی نداشته باشد.
6ـ ارتقای اخلاق تعامل و تبادل نظر و بالا بردن روحیه تساهل و تسامح و مدارا پذیری و تحمل سخنان و آراء مخالف.
مشهور است ناشنوایان به سرعت دست به یقه‌ می‌شوند و تحمل آنان کمتر از دیگران است. البته در ناشنوایان آدم‌های فهیم و متساهل و متسامح فراوان دیده‌ایم و این تهمتی بیش نیست. اما این شبکه‌ها آموزشگاهی است برای خودسازی و حذف اخلاقیات منفی و آراسته شدن به محاسن اخلاقی مهم‌ترین ویژگی که معلولین باید تمرین کنند، کار جمعی و پذیرفتن یکدیگر به عنوان همکار با تحمل و همزیستی مسالمت‌آمیز. اهمیت آراسته شدن به این ویژگی در این است که هر نوع پیشرفت و ترقی در گرو اشتراک مساعی و کار جمعی است. تمدن‌ها و فرهنگ‌ها محصول کار جمعی انسان‌ها است. افراد به تنهایی نمی‌توانند ترقی و پیشرفت عالی داشته باشند. پولدار شدن، رسیدن به کمالات علمی و فتح قله‌های معنوی و اخلاقی، نابغه شدن، داشتن پروژه‌های سودآور، راه‌اندازی کارخانه‌های پرسود همه اینها در پرتو کار جمعی و جمعی کار شدن میسر است. تمدن غرب، صنعت و تکنولوژی غرب مدیون تشکل‌ها و تجمع‌های انسانی است که ابتدا در محله‌های هر شهر شکل گرفت. مردم هر محله پول‌های اندک و انرژی‌های کم خود را روی هم گذاشتند و شروع به تولید کردند به تدریج رشد کرده و با افزایش تولید و افزایش سود، پروژه‌های بزرگتر شکل گرفت. پس از آن کارخانه‌ها و سر جمع همه اینها تکنولوژی و تمدن فعلی غرب پدید آمد. اما قبل از همه چیز مردم هر محل راه و رسم کنار هم زیستن و با هم کار کردن را یاد گرفتند اما چگونه؟ مردم یکشنبه‌ها در کلیسا جمع می‌شدند و با اجرای سرود دسته جمعی یاد گرفتند که هرچه با هم هماهنگ‌تر باشند و هر چقدر تعامل و ترابط آنها گسترده‌تر و پیوندها مستحکم‌ باشد، سرود آنها زیباتر‌ می‌شود. به تدریج جلسات مباحثه آغاز کردند و آهسته آهسته به این فکر رسیدند که با تجمیع امکانات و سرمایه‌های خود زمین‌هایی را آباد کنند؛ محصولاتی تولید کنند. بالاخره همین فکر و ایده پایه نخست و خشت اول تمدن و صنعت کنونی غرب شد.
متأسفانه جوامع اسلامی راهی معکوس و مخالف پیمودند، تنفر و تباعد جای همدلی را گرفت؛ زیر آب هم را زدن و تخریب جای رقابت سالم نشست؛ تکبر و فردیت و خودخواهی به جای ایثار و گذشت و همنوع دوستی آمد. به طوری که هم اکنون فاصله‌ها و نفاق‌ها یک بحران اجتماعی شده است. اما به نظر می‌رسد معلولین می‌توانند با استفاده از شبکه موبایلی و بحث و مباحثه راه هم‌جوشی و کار جمعی و هم‌افزایی را هموار کنند.
اما باید مواظب باشند این شبکه تبدیل به عامل جدایی و ایجاد نفرت و تنفر نشود بلکه وسیله‌ای برای پی‌بردن به عیوب خود گردد، مثل آینه‌ای شود که هرکس مشکلات اخلاقی و فردی خود را یافته و درصدد حذف آنها برآید.
دوم اینکه دوستی و محبت و عشق بین همنوعان را افزایش دهد؛ تمرین معاشقه باشد؛ با به کار بردن کلمات زیبایی مثل دوستت دارم؛ چقدر خوبی؛ چقدر خوب گفتی و… می‌توان ادبیات معاشقه را افزایش داد.
برعکس ادبیات دعواو نزاع و فرهنگ نخوت و خودخواهی را می‌توان دور ریخت و به کار نبرد.
مدیریت شبکه‌ها در اینگونه مسائل نقش اساسی دارد. هر کس فرهنگ محبت را به کار می‌برد از طرف مدیریت تشویق شود و هرکس فرهنگ نزاع و تکبر را ترویج می‌کند تذکر داده شود و در صورت لزوم حذف شود.
7ـ شبکه موبایلی یک رسانه خودجوش و فراگیر مردمی است؛ یک سامانه قوی اطلاع‌رسانی است. یک ایده، یک خبر و یا یک فکر را به سرعت از طریق این شبکه‌ها گسترش پیدا می‌کند. از این‌رو معلولان می‌توانند بسیاری از تأخرهای فرهنگی خود را تبدیل به ترقی کنند.
امروزه تأخر فرهنگی یا عقب‌ماندگی فرهنگی از هر درد بی‌درمانی بدتر است و بزرگترین آسیب محسوب می‌شود. اما فردی است که مهارت‌های لازم و به روز را دارد ولو نابینا یا ناشنوا یا ویلچری است ولی همه‌جا به او کار می‌دهند، جایش همه‌جا هست، صاحب خانواده خوب، شغل عالی، درآمد مکفی و غیره می‌باشد. اما کسی که عقب‌مانده است و به روز نیست هرچند به ظاهر سالم است و حتی مدرک دکترا دارد ولی کسی به او کار نمی‌دهد چون مهارتی نمی‌داند و ابداع و ابتکاری ندارد.
تنها راه به روز شدن تن سپردن به اطلاع‌رسانی است و مجهز شدن به آخرین اطلاعات عرضه شده و از این طریق فرزند زمانه شدن است.
شبکه‌های موبایلی آخرین ابداعات و اختراعات؛ اخبار مهارت‌های دست اول؛ اطلاعات لازم برای رسیدن به کسب و کار خوب، به دانشگاه مورد نظر و خلاصه رسیدن به هر آنچه ایده‌آل و مطلوب است را به سمع و نظر معلولان می‌رساند. مهم‌تر اینکه، افراد تجارب شخصی خود را به اشتراک می‌گذارند، تجاربی که هیچ جای دیگر پیدا نمی‌شود و صاحب آن با خون جگر، طی سال‌های طولانی آن را به دست آورده، الان چون همنوعانش را دوست دارد، بی‌منت و رایگان در اختیارشان می‌گذارد. شبکه موبایلی سامانه‌ای است که آدمی آثار و محصولاتش را در مرآ و منظر جمع قرار می‌دهد تا از نظریات و نقدهای گروه بهره‌مند گردد.
خلاصه این شبکه‌ها اگر خوب کار کنند، برای معلولان معجزه روزگاراند و هر کسی را می‌تواند از کوخ به کاخ از نداری به همه چیز داشتن و از صفر به صد برساند؛ فقط یک شرط دارد، آن اینکه خوب و درست از آن استفاده شود. نخواهیم از این طریق همدیگر را تخریب کنیم بخواهیم همدیگر را رشد دهیم.
8ـ شبکه موبایلی چند سالی است فراگیر شده اما هنوز به چشم یک تفریح نه یک شغل؛ یک وقت‌گذرانی در اوقات فراغت نه یک سامانه برای پیشرفت؛ یک تفنن نه یک فن به آن نگریسته می‌شود. تا وقتی که آن را برای خنده، برای دست انداختن دیگران، برای مضحکه دیگران، برای وقت‌کشی می‌خواهیم، نمی‌توان از آن استفاده درست نمود.
به همین دلیل تاکنون کسی درصدد برنیامده مندرجات این شبکه‌ها را ثبت و ضبط نماید. برای اولین بار دفتر فرهنگ معلولین درصدد برآمده شبکه موبایلی را به عنوان وسیله دانش آموختن، سامانه ارتباطات مطرح کند و مثل یک مجله علمی از آن کار بکشد. محتویات چند ماه شبکه وابسته به خودش را مکتوب کرده و به صورت یک جلد کتاب در اختیار همگان قرار داده است. به امید اینکه بتوانیم استفاده مطلوب‌تر و تأثیر بهتر در زندگی معلولین داشته باشد.
این کتاب به همت و اهتمام مهندس علی نوری آماده و با مشخصات زیر روی سایت دفتر فرهنگ معلولین قرار گرفته است.
گفت‌وگو: گروه تلگرامی توانمندان فرهیخته، به کوشش علی نوری، دفتر فرهنگ معلولین، اسفند 1394، 477ص.
این کتاب اولین تجربه در زمینه شبکه موبایلی آن هم برای معلولین است. امید است همه نخبگان پس از مطالعه این اثر، با نقادی خود در ارتقای آن بکوشند.

تلگرامی شدن روابط در زندگی روزمره
عباس کاظمی

تلگرام و اینستاگرام و شبکه‌هایی نظایر آن با فرهنگ و زندگی روزمره ما چه کرده‌اند؟ آیا ما هستیم که تلگرام خود را می‌سازیم، اینستاگرام و فیس‌بوک خود را خلق می‌کنیم یا تلگرام و اینستاگرام و فیس‌بوک هستند که شهروند خود را می‌سازند، فرهنگ خاص خود را خلق می‌کنند و رنگ خود را بر زندگی ما می‌زنند؟ این پرسش، باتکیه بر تلگرام، می‌تواند دو پاسخ متضاد داشته باشد: هم ما را سازنده فرهنگ ارتباطی و ایجاد کننده تلگرام ایرانی معرفی کند و هم ما را منفعل و همرنگ با فرهنگی از پیش ساخته شده جلوه دهد. تلگرام در جامعه‌ای جمع‌گرا و در جامعه‌ای فردگرا هویت‌های متفاوت پیدا می‌کند؛ می‌تواند برای یک فرهنگ انزوای بیش‌تر بیاورد و برای فرهنگی دیگر خروج از انزوا و مجموعه شدن را وعده دهد. این نوشته به دنبال پاسخی است به این پرسش.
تحول‌ فضای مجازی در ایران
در سال‌های 1375ـ1376 که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران دانشجوی فوق لیسانس بودم تازه پای اینترنت به دانشکده باز شده بود و پرینترهای سوزنی رابط دنیای ناشناخته مجازی و دنیای واقعی ما بودند. کامپیوترهای شخصی، آن روزها به دلیل امکان ارتباطی که برای ما برقرار می‌کردند بلکه به دلیل خدمات فنی (برای ما امکان استفاده از نرم‌افزارهای علمی) که به ما می‌دادند مهم بودند. با آمدن اینترنت، سایت‌های کامپیوتری جان تازه‌ای گرفتند و محلی برای دنبال کردن مهارت‌‌های تخصصی به بخشی از فضای عمومی دانشجویی تبدیل شدند. اتاق اینترنت دانشگاه‌ها پر شد از دانشجویانی که با تعیین وقت قبلی توانسته بودند پشت کامپیوترها بنشینند انگار که روی قالیچه سلیمان نشسته باشند با استفاده از اینترنت به مسافت‌های دور دست می‌رفتند. آن روزها ما دانشجویان مثل آدم‌هایی با نگاه خیره بودیم که انگار با پدیده‌ای عجیب و ناشناخته به نام کامپیوتر و اینترنت مواجه شده بودیم؛ و کارمان این بود که روز و شب به کشف این دنیای ناشناخته بپردازیم. فیلترینگ پا به دنیای مجازی نگذاشته بود و فرد می‌توانست همه جای فضای مجازی حاضر شود، جایی خود را پنهان کند و جایی دیگر آشکار سازد. فضای مجازی برای ما جهان پیچیده و ناشناخته‌ای بود که فکر می‌کردیم همچون اقیانوسی عظیم ما را در خود غرق می‌کند. ما تصوری از آینده آن نداشتیم.
حالا بعد از دو دهه اینترنت همراه دانشجویان شده، به لطف اینترنت وای‌فای، کلاس‌های درس دانشکده علوم اجتماعی نیز محل تعامل مجازی شده است، تحولی عظیم رخ داده است، اینترنت و فضای مجازی آن دیگر جهانی ناشناخته نیست، بلکه این وجود ماست که ابژه امر ناشناخته تلقی می‌شود. اینک، اینترنت با چشمان خیره به ما نگاه می‌کند و می‌خواهد ابعاد مختلف و زوایای پنهان وجودمان را آشکار سازد. ابعاد زیرین را به رو آورد و ابعاد رویی را به پستو هل دهد، وجود ما را دگرگون کند، و توانمندی‌ و ناتوانی‌ها را به یاد ما بیاورد.
دوره اول، دوره جست‌وجو کردن درون دنیای ناشناخته فضای مجازی بود. برهه‌ای بود که بیش از اندازه منفعل و در کار کشف دنیای ناشناخته تازه بودیم. وقتی وبلاگ آمد (دوره دوم) و در سال‌های 79 و 80 فراگیر شد، ما از این انفعال به موقعیت بازیگری وارد شدیم. بازیگر شدیم و نقش خود را بر دیوارهای مجازی حک نمودیم. می‌رفتیم تا ببینیم کجا هستیم و دیگران چگونه به ما می‌نگرند. وبلاگ‌ها فضاهایی روشنفکری را تداعی می‌کردند؛ گرچه حتی زنان خانه‌دار نیز تجربه‌های زیسته خود را در وبلاگ‌ها می‌نوشتند و دختران نوجوان یا حتی دست‌فروشان مترو هم وبلاگ می‌نوشتند. ولی استفاده از فضای مجازی به اندازه این روزها رایج نشده بود. بسیاری نویسندگی را از طریق وبلاگ شروع کردند و برای آن‌هایی که هنوز امکان نفوذ در رسانه‌های چاپی نبود. وبلاگ امکانی بود که در آن می‌شد هر آن‌ چه را که در رسانه‌های چاپی ارزش چاپ کردن ندارد انتشار داد.
سپس این فیس‌بوک بود که فضا را بسط داد و گروه‌های بیش‌تری از مردم را درگیر فضای مجازی کرد (مرحله سوم). فیس‌بوک از آدم‌های معمولی تا آدم‌های متخصص را به میدان آورد و حتی روشنفکری فیس‌بوکی خاص خود را خلق کرد. به ناگاه هر که در خانه خود نشسته و مشغول امور روزمره بود، می‌توانست شعار دهد، سخنرانی کند یا بیانیه بنویسد. از دیگر سو، آدم‌های معمولی هم فضایی یافتند تا از احساسات خود بنویسند و خاطره‌های شخصی خود را روایت کنند، و خودنمایی و جلوه‌گری‌های خود را به رخ بکشند. فیس‌بوک، فضای مجازی را در زندگی روزمره عمق بیش‌تری داد اما محدودیت دسترسی، مانعی در سر راه گذاشت و هنوز به مرحله دیگری نیاز بود تا فضای مجازی عامه پسندتر شود.
فضای مجازی به خصوص در شهرهای بزرگ ایران با شکل جدید شبکه‌های اجتماعی و اَپلیکیشن‌هایی مانند وایبر، تانگو، واتس‌آپ و از همه جذاب‌تر تلگرام و اینستاگرام همه گیر شد (مرحله چهارم). این اشکال جدید آدم‌های معمولی را به همان اندازه درگیر خود کردند که آدم‌های حرفه‌ای را آن چنان که گاهی تعداد فالوورها و لایک‌های یک فرد معمولی در این اپلیکیشن‌ها از بازیگران سینما و روشنفکران شناخته شده هم بیش‌تر می‌شود. چنین شرایطی معناهایی را که فرهنگ را می‌سازند و مفهوم می‌دهند، هم تغییر داد. مثلاً دوست داشتن که معنای عمیق و محدود به افرادی مشخص داشت در واژه «لایک» مفهومش آن‌قدر گسترده شد که جماعتی ناشناس را نیز شامل شد و معنایی متفاوت و گاه حتی متضاد به خود گرفت تا پیش از این صرفاً ستارگان سینما، یا روشنفکران شناخته شده و سیاستمدار بودند که عشق و تنفر جماعتی ناشناس را تجربه می‌کردند. اما حالا با کمک اپلیکیشن‌های نصب شده روی تلفن همراه این وضعیت برای آدم‌های معمولی هم ممکن شده است. همه ما در موقعیت ارزیابی نسبت به جامعه قرار گرفته‌ایم و کوچک‌ترین لحظات زندگی و روابط‌مان در معرض نگاه خیره جماعتی ناشناس قرار گرفته است! به این ترتیب، فضای مجازی آن‌قدر پیچیده شد که به جرأت می‌توان گفت بخش عمده‌ای از فضاهای مجازی از دسترس مطالعه متخصصان رسانه دور ماندند و تراژدی فرهنگ که زیمل از آن صحبت می‌کرد به شکل دیگری محقق شد. بی‌نهایت فضاهای جدید و محله‌های کوچک و بزرگ مجازی شکل گرفتند که جامعه‌شناسان و متخصصان رسانه، امکان و فرصت ورود بدان‌ها را پیدا نکردند. وضعیتی که نشان می‌دهند زندگی روزمره مجازی ما به اندازه فضای واقعی‌مان پیچیده شده است.
پیامدهای تلگرامی شدن و روابط اجتماعی
در این میان تلگرام، با گوناگونی‌ها، تفاوت‌ها و تعارضات خود شکلی از روابط جدید را موجب شده است. با تلگرام، جدای از این که به شکل فردی می‌توان با بی‌نهایت افراد در تماس بود، می‌توان به عضویت گروه‌های متعدد خانوادگی، کاری، دوستانه، انجمنی و…. درآمد. تلگرام ما را بیش از پیش درگیر روابط ساخته و میزان درگیری روابطی را که از پیش داشتیم عمیق‌تر کرده است. اما درگیری‌های جدیدی را هم موجب شده است. با فراگیر شدن تلگرام، اتفاق مهم اهمیت یافتن پیوندهای ضعیف در برابر پیوندهای قوی است. انسان‌ها همیشه بی‌نهایت پیوندهای ضعیف (افرادی که با فاصله می‌شناسیم) در زندگی روزمره دارند اما همیشه پیوندهای قوی (افرادی که از نزدیک و مکرر با آنها رابطه داریم) هستند که بر روابط چیره می‌شوند. اما تجربه تلگرام نشان می‌دهد که گاه پیوندهای ضعیف (بین آدم‌های کم‌تر مهم، غریبه به معنای زیملی و همین‌طور ناشناس) نیز می‌توانند نقش مهم‌تری پیدا کنند؛ پیوندهای ضعیفی که مقوّم جامعه جدید مدنی هستند. تلگرام اگرچه پدیده‌ای نوظهور است اما در همین مدت کوتاه شکل روابط اجتماعی در ایران را متحول کرده است.
این تحول کمک کرده است که افرادی از لایه‌های مختلف اجتماعی، حتی آنهایی که تا به حال هویت اجتماعی کم‌رنگی داشته‌اند خودشان را ارتقا دهند؛ به کمک تلگرام مدیر گروه شوند و برای خود شبکه‌ای ایجاد کنند و «شهروندی» و تعاملات اجتماعی جدیدی را تجربه کنند. این یک حس متفاوت است که تنها با تلگرامی شدن فضای مجازی، در اختیار افراد گذاشته است. (یکی از دوستان در باب استفاده مادر همسرش از تلگرام برای آموزش بافتنی می‌گفت «مادر خانمم مدیر چند گروه بافندگی در تلگرام است و هر گروه دویست عضو دارد. به اعضای گروه بافندگی یاد می‌دهد و از این کار بسیار لذت می‌برد. چند گروه را مدیریت می‌کند و مشارکت زیادی هم در گروه‌ دارد تا جایی که شب‌ها فرصت صحبت با هیچ کس را ندارد».) تلگرامی شدن زندگی روزمره کارکردهای بسیاری داشته است و به شکل‌های متفاوت زندگی روزمره ما را تحت تأثیر قرار داده است. برخی از این اشکال را چنین می‌توان برشمرد:
یکم. تسهیل و تقویت روابط اجتماعی: تسهیل روابط اجتماعی البته خاص تلگرام نیست. همه ابزارهای ارتباطی مجازی مانند وایبر، اسکایپ، واتس‌اپ و نظایر آن امکان ارتباط را در زمانه ما تسهیل کرده‌اند. خانواده‌هایی که دور از هم هستند و فرزندانی که دور از خانواده برای تحصیل به شهر و کشوری دیگر رفته‌اند، اکنون به سادگی می‌توانند کنار یکدیگر باشند. از سوی دیگر این ابزارها «روابط حداقلی» را به «روابط بیش‌تر» تبدیل کرده‌اند اگر کسی پیش‌تر هفته‌ای یک بار با اعضای خانواده خود تماس می‌گرفت اکنون لحظه به لحظه می‌تواند در ارتباط باشد.
دوم. ایجاد روابط اجتماعی جدید: شبکه‌های اجتماعی امکان روابط اجتماعی جدید با آدم‌هایی تازه را ممکن کرده است. تلگرام بخشی از این ابزارهای ارتباطی جدید است و به افراد کمک کرده است تا با حضور در گروه‌های مختلف رابطه‌ای جدید بسازند و با آدم‌هایی جدید که در شرایط عادی امکان ارتباط با آن‌ها وجود نداشت، متصل شوند و رابطه‌ای جدید را شکل دهند. این نکته زمانی جذاب‌تر می‌شود که در نظر گرفته شود مردان و زنان میانسالی که تا قبل از این در حلقه محدود روابط آشنایی یا کاری قرار داشتند حالا به شبکه گسترده‌تری از آدم‌های آشنا یا ناآشنا متصل شده‌اند.
سوم. امکان روابط اضافی: منظور از روابط اضافی، ارتباط با آشنایان، بستگان و دوستان دوردست‌تری است که ارتباط با آن‌ها در شرایط عادی به دلیل سختی ارتباط، پرهزینه بودن یا ملاحضات دیگر شکل نمی‌گرفت اما تلگرام این رابطه را ساده و ارزان و در دسترس کرده است. اگر تا پیش از این به دلایل مختلف برقراری ارتباط با دوستان قدیمی احساس نمی‌شد، حالا به کمک تلگرام می‌توان از حال و روز دوستان قدیمی در لحظه‌ای کوتاه جویا شد. پس تلگرام به رابطه اضافی دامن می‌زند؛ روابطی که در شرایط عادی منطقی و معقول به نظر نمی‌رسید اما با کمک تلگرام به دلیل ویژگی‌هایی که دارد (ارزان بودن، کوتاه بودن و ساده بودن) معقول و منطقی است.
چهارم. بسط شبکه روابط ضعیف: مارک گرانووتر، جامعه شناس امریکایی، از جمله جامعه شناسانی است که میان پیوندهای قوی (دوستان نزدیک) و پیوندهای ضعیف (دوستان و خویشاوندان دوردست)فرق گذاشته و بر اهمیت پیوندهای ضعیف به عنوان حلقه‌های وصل پیوندهای قوی تأکید کرده است. فضای مجازی، شبکه‌های غریبگی را ایجاد کرده و توسعه داده است. گروه‌های تلگرامی افراد غریبه را با «ارتباطاتی ضعیف» به هم پیوند می‌دهد. در حافظه تلفن همراه ما شماره تلفن‌های متعددی وجود دارد که به آدم‌های غریبه تعلق دارند و بودن آن شماره‌ها در تلفن همراه ما به معنای ارتباطمان با آنها نیست و ای بسا هیچ گاه تماسی با آن‌ها برقرار نمی‌شود. اما همین غریبه‌ها به سادگی در شبکه ارتباطی افراد در تلگرام داخل می‌شوند. همچنین فرد با عضویت در گروه‌های تلگرامی با مجموعه‌ای از آدم‌ها مرتبط می‌شود که اگر چه در بدو امر شاید چیزی از آنها نداند ولی امکان شکل‌گیری رابطه از دور و به شکل ضعیف با آنها برای او ایجاد می‌شود. بنابراین تلگرام روابط مبتنی بر غریبگی را توسعه می‌دهد و حجم قابل توجهی از ارتباطات را در همین سطح روابط غریبگی (روابط ضعیف) برقرار می‌سازد. روابطی که هرچند جای روابط قوی را نمی‌گیرند اما در جای خود امکان شکل خاصی از تعاملات را که در زندگی روزمره نقش حیاتی دارند ایجاد می‌کنند.
پنجم. احیای تعامل اجتماعی: تلگرامی شدن زندگی روزمره به معنای احیای بخشی از روابطی است که شاید یک دو دهه فراموش شده است. روابطی که تقریباً از میان رفته‌اند اما کنون به کمک تلگرام و گروه‌های تلگرامی مثلاً گروه بچه‌های فلان مدرسه، فارغ التحصیلان دوره‌ای مشخص در دانشگاه و… از نو احیا می‌شوند. البته احیای روابط به معنای ایجاد روابط عمیق نیست و این روابط ممکن است در سطح همان پیوندهای ضعیف در شبکه اجتماعی فرد باقی بمانند. از سوی دیگر، تلگرام گروه‌های اولیه‌ای چون گروه‌های متعدد خانوادگی و دوستانه را از نواحیا کرده و این قدرت را به زندگی داده تا روابطی را که برای مدت‌ها بی‌رنگ بود، فعال سازد و رنگ بیشتری به آنها بدهد.
جدای از این باید به دو کارکرد توانمندسازی و اعطای قدرت بیانگری در نتیجه تلگرامی شدن فضای مجازی و زندگی روزمره نیز اشاره کرد. این توانمندی تلگرامی، به افراد قدرتِ داشتن صدا داده است؛ به گونه‌ای که گاه می‌تواند سیاست‌های واکنشی دولت را به همراه داشته باشد. در تلگرام هر کسی بر اساس توانمندی خود امکانی برای بیانگری پیدا می‌کند، گروه خود را شکل می‌دهد و در آنچه درباره آن بیشتر می‌داند (آشپزی، بافتنی، کارهای فنی، نویسندگی و…) خود را نشان می‌دهد؛ و بدین ترتیب افزایش خود بیانگری آدم‌های معمولی نیز نتیجه دیگر تلگرامی شدن است. صحبت کردن در باب خود به تصویر کشیدن زندگی روزمره خودبخشی از قدرتی است که فضای مجازی جدید به آدم‌ها داده است.
تنوع و انتخاب
به طور کلی دو دسته گروه و کانال تلگرامی را در گوشی‌های هوشمند شهروندان می‌توان مشاهده کرد. اول. گروه‌هایی که در همه گوشی‌ها کمابیش تکرار می‌شود مانند گروه‌های خانوادگی، گروه‌های دوستانه، گروه همکاران یا همکلاسی‌های قدیم؛ و دوم گروه‌هایی که به تناسب رشته، موقعیت اجتماعی، جنسیت و سن و به طور کلی سبک زندگی در گوشی‌های هوشمند افراد محتلف، متفاوت است، مانند عضویت در گروه‌ها و کانال‌های حرفه‌ای، آموزشی و خبری. اینکه فرد عضو چه گروه و کانالی است با موقعیت منزلتی و طبقاتی او مرتبط است. همین‌طور وضعیت سنی و شغلی او هم در عضویت‌هایش مؤثر است. فردی که مسن و بیمار است عضو گروه‌هایی می‌تواند بشود که در رابطه با سلامتی فعالیت می‌کنند و فرد جوان می‌تواند عضو گردهمایی با موضوع مهارت‌های زندگی بشود. فرد تحصیل کرده می‌تواند در انجمن‌های حرفه‌ای جدی‌تری عضویت پیدا کند و آنکه سطح سوادش اندک است می‌تواند عضو گروه‌های سرگرمی شود.
نتیجه‌گیری
امروزه به کمک شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌هایی که امکان ارتباط ایجاد می‌کنند، زندگی روزمره پویاتر‌ و متغیرتر شده است. عضویت در گروه‌بندی‌های مختلف تلگرامی موجب شده مردم پیوندهای متکثرتری پیدا کنند و بیشتر در متن مناسبات اجتماعی قرار گیرند؛ نتیجه‌ای که فی نفسه نه منفی و نه مثبت است. به کارکردهای چندگانه ارتباطی که به کمک تلگرام ایجاد و تقویت می‌شود (حفظ، احیاء، تقویت و گسترش روابط اجتماعی) و همچنین به میان آمدن آدم‌های معمولی در کانون زندگی و صدا دادن و بخشیدن قابلیت بیانگری به آنها اشاره شد. به کمک تلگرام و عضویت در گروه‌های آشپزی و سرگرمی برای زنان خانه‌دار، امر کسالت‌آور زندگی روزمره، به موضوعی وجدآور تبدیل شده و به اشتراک گذاردن تجربه‌ها و گفت‌وگو درباره مسائلی که پیش از این تکراری و بی معنا به نظر می‌‌رسید اینک جایگاه خاصی یافته است. می‌توان به عاملیت یافتن بیشتر شبکه‌های مجازی در زندگی روزمره هم اشاره کرد؛ اینکه امروزه تلفن‌های هوشمند بهترین دوست، مشاور و غمخوار آدم‌ها شده‌اند. دوستی که آدم‌ها آن را از خود دور نمی‌کنند و زندگی بدون آن برایشان به تصویری محال بدل شده است. این نوشتار صرفاً به کارکرد وصل کنندگی شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های ارتباطی مجازی و به طور خاص تلگرام توجه داشت و البته سویه‌های منفی و پیامدهای منفصل کننده رابطه‌ها در فضای مجازی نیز جای بررسی جداگانه‌ای دارد. آسیب‌های اجتماعی شکل گرفته حول «مجازی شدن زندگی روزمره» و «هوشمند شدن لحظات زندگی» بحثی دیگر می‌طلبد. واقعیت آن است که زندگی انسان‌های امروز در همه شکل آن زیر و رو شده است و در این متحول شدن پیامدهای مثبت و منفی با هم گریبان انسان امروز را گرفته است.

آسیب‌شناسی شبکه‌های اجتماعی
علی انوار

دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات روز به روز در حال گسترش و پیشرفت است، بطوری که در جهان امروز تمامی زندگی بشر را تحت تاثیر و حتی در بعضی مواقع تحت تسخیر خود قرار داده است.
زندگی بشر از دیرباز دچار تغییر و تحول بوده است و در دهه اخیر با ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات این تغییر محسوس بوده و به کلی فصل جدیدی از پیشرفت و تکامل را در زندگی بشر ‌به ارمغان آورده است که این پدیده روز به روز به سرعت تکامل خود می‌افزاید و اثرات مثبت و منفی نیز به همراه دارد.
امروزه کمتر کسی را می‌توان یافت که در زندگی به نحوی با این پدیده دست و پنجه نرم نکرده باشد و خواه و یا ناخواه از آن بهره نگرفته باشد و در کشورهای پیشرفته اکثر امورات از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام می‌گیرد.
فناوری اطلاعات محدودیت مکانی و زمانی را از میان برداشته و به سرعت انجام امور کمک بسزایی می‌کند، ولی علاوه بر نتایج مثبت آن معایبی نیز دارد که اگر نحوه استفاده درست از آن یاد گرفته نشود، منجر به خطاهای غیر قابل بازگشت خواهد شد.
یکی از این آفت‌هایی که جامعه ما نیز در حال حاضر با آن درگیر است، پدیده‌ای به نام شبکه‌های اجتماعی است، این گونه شبکه‌ها که در فضایی به غیر از فضای فیزیکی تشکیل می‌شوند، ماهیتی مجازی دارند و افراد استفاده کننده از آن می‌توانند با هزاران چهره در آن حضور داشته باشند، چهره‌هایی که خود واقعی شخص نیست و می‌تواند در نقش‌های مختلف نقش آفرینی کند.
این پرونده شامل دیدگاه‌های مختلف از شهرهای دور و نزدیک ایران است که توسط علی انوار خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گردآوری شده است و شامل موارد زیر است:
ـ پیامدهای حضور در شبکه‌های اجتماعی، نوید خرم
ـ ضرورت داشتن گواهینامه مهارت برای حرکت در اتوبان شبکه اجتماعی، تورج مهدی زاده
ـ صله رحم با پیام کوتاه
ـ آسیب‌های امنیتی و راه‌کارها، نوید خرم
ـ شبکه‌های اجتماعی موجب بدبینی جامعه، علی صباغی
ـ شبکه‌های اجتماعی فرصت یا تهدیدها، علیرضا وحیدزاده
ـ ده علت گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی، الهام آزاد نام
ـ شبکه‌های اجتماعی زمینه گسترش مطالعه کتاب، صدیقه محمد اسماعیل
ـ توسعه شبکه‌های اجتماعی مجازی و هویت، محمد رحمان‌پور
ـ فرصت‌ها و تهدیدهای شبکه‌های اجتماعی، محمدصادق افراسیابی
ـ تهدید و فرصت‌های شبکه‌های اجتماعی، احمد سوری، محمود داوود آبادی و نجمه الزعیلی
ـ نشست شبکه‌های اجتماعی موبایلی: ابعاد پیامدها، هادی خانیکی، یونس شکرخواه، مهدی منتظر القائم، محمود شهابی و عبدالله گیویان
ـ تأخر فرهنگی و ضعف مدیریتی آفت شبکه‌های موبایلی، اسماعیل قدیمی

حضور در شبکه‌های اجتماعی دارای پیامدهایی است
نوید خرم
کارشناس فناوری اطلاعات (IT) در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه اردبیل گفت: از جمله پیامدهای حضور در شبکه‌های اجتماعی اعتماد به فرد خاص بدون آگاهی از شخصیت واقعی آن فرد و گرفتاری در سرابی از شخصیت‌های غیر واقعی را می‌توان نام برد، که با بروز شبکه‌های اجتماعی و ایجاد گروه‌های دوستانه و یا خانوادگی دیگر مثل گذشته نمی‌توان به دید و بازدید‌ها و احوال پرسی‌های فیزیکی که منجر به تعمیق روابط فی مابین افراد می‌‌شد، امید بست، زیرا نسل امروز نسلی مدرن و جامعه امروز جامعه‌ای است که در حال گذار از سنتی به مدرنیته و در نهایت پست مدرنیته است و اقتضای آن بروز چنین آفت‌هایی هست و اختلاف طرز تفکر بین خانواده‌هایی که سنتی رشد کرده‌اند، با فرزندانی که مدرنیته فکر و در جامعه مدرن زندگی می‌کنند.
وی تصریح کرد: نسل امروز نسلی است که بیشتر سر به زیر، پرخاشگر، عصبانی، منزوی، افسرده و به لحاظ روانشناسی رنجور هستند و این از آثار استفاده از شبکه‌های اجتماعی در جامعه امروز بوده است، شبکه‌هایی که فرد خود را به آن وابسته کرده و برای خود به عنوان یک هم صحبت به حساب می‌آورد، جایی که در آن می‌تواند خود را از لحاظ روانی تخلیه کند.
خرم تاکید کرد: جامعه‌ای که از نظر اسلام عالی ترین مرتبه آن و مقدس‌ترین نهاد آن نهاد خانواده به شمار می‌رود، شبکه‌های اجتماعی این نهاد را هدف خود قرار داده‌، بطوری‌که امروزه با گذری به دادگاه‌های خانواده و مطالعه پرونده زوجین می‌توان به وجهه مشترکی به نام خیانت که بیشتر آنها از رابطه‌های سیاه بعد از ازدواج یکی از طرفین در شبکه‌های اجتماعی و در نهایت آن رابطه‌ها که منجر به خیانت ‌می‌شود، دست یافت و این امر موجب از هم پاشیدگی بنیان خانواده و در سطح کلان موجبات انحطاط اخلاقی در جامعه را فراهم می‌آورد و این انحطاط اخلاقی تبعات امنیت ملی را نیز با خود به یدک خواهد کشید.
این کارشناس فناوری اطلاعات (IT) اضافه کرد: در جامعه‌ای که برپایه احکام الهی بنا شده است، انتظار از مسئولان جهت پالایش محیط فضای مجازی و سم زدایی از چنین فضاهایی از جمله شبکه‌های اجتماعی معقول به نظر می‌رسد.
وی اظهار امیدواری کرد: قبل از ورود به عرصه فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی معایب و مزایای آن بطور کامل مورد مطالعه قرار گرفته و در نهایت اقدام به استفاده از آنها صورت گیرد.
***
حرکت در اتوبان شبکه اجتماعی مستلزم داشتن گواهینامه مهارت است
تورج مهدی زاده
دکترای مطالعات رسانه در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه اردبیل، با بیان اینکه‌ برای حضور در اتوبان شبکه اجتماعی باید گواهینامه مهارت داشته باشیم، گفت: شبکه‌های اجتماعی از نظر بازاریابی بسیار داغ هستند و در این راستا باید در جهت افزایش و ارتقای اعتقادات و باورهای شیعه، فرهنگ ایرانی محتوای عمیق و تاثیرگذار تولید کنیم.
وی ضمن انتقاد از عدم وجود ارگان‌هایی برای آموزش شبکه‌های اجتماعی در سطح کشور، افزود: باید مردم دارای مهارت را تشویق به حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی کنیم و چگونگی استفاده امن از شبکه‌های اجتماعی موبایلی را آموزش دهیم.
استاد دانشکده خبر اردبیل با بیان اینکه میان جوانان هجرتی عظیم از دنیای واقعی به سوی دنیای مجازی در حال انجام است، تصریح کرد: دنیای مجازی امکان پایدار ماندن و رسیدن به عمر ابدی را مهیا کرده است.
مهدی زاده بهترین راه حل در امنیت شبکه‌های اجتماعی را حضور آقا و خانم یک خانواده در یک گروه مشترک دانست و خاطرنشان کرد: دولت نیز همه شبکه‌های اجتماعی را آزاد کند، ولی با یک سیم کارت شخصی و مشخص.
وی تاکید کرد: آتش گسست بنیان خانواده در کشور روشن شده است، ولی شبکه‌های اجتماعی نمی‌تواند هیزم این آتش شود.
***
صله رحم به یک پیام کوتاه تبدیل شده است
نوید خرم
شاید امروزه یکی از این تغییرات در سبک زندگی که برای همه ما مشهود است و همه کم و بیش با آن آشنا هستند را می‌توان در کم رنگ شدن ارتباطات حضوری در بین خانواده‌ها نام برد، بطوری که با ظهور شبکه‌های اجتماعی دیگر افراد کمتر برای دید و بازدید از همدیگر ‌وقت می‌گذارند و تنها با فرستادن یک پیام کوتاه همه ‌آن کارها را انجام می‌دهند.
کاری به نام صله رحم در دین مبین اسلام که بر آن بسیار تاکید شده و از پسندیده‌ترین امور به حساب می‌آمد با یک پیام کوتاه در شبکه‌های اجتماعی فیصله پیدا می‌کند.
در بعضی از این شبکه‌ها گروهایی وجود دارند که توسط عوامل خارجی اداره شده و هدف آنها تخریب بنیان خانواده با عادی جلوه دادن خیانت و رابطه‌های سیاه فراتر از رابطه‌های زناشویی زوجین و یا تبلیغ جهت ازدواج‌های سفید یا به اصطلاح با هم بمانیم‌های بی قید و شرط می‌پردازند. در این شبکه‌ها تبلیغات عظیمی جهت تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی انجام می‌شود.
***
آسیب‌های امنیتی و راهکار‌ها
نوید خرم
اکثر شبکه‌های اجتماعی دارای سرور و پایگاه داده در خارج از کشور هستند، این امر کنترل و نظارت بر تبادل اطلاعات در این شبکه‌ها را با مشکل مواجه کرده است.
اکثرا این شبکه‌های اجتماعی به دلیل دارا بودن سرور در خارج از کشور تحت نفوذ و رصد اطلاعاتی سرویس‌های جاسوسی بیگانه قرار دارند‌ که از این شبکه‌ها جهت بهره برداری سیاسی و امنیتی برای نیل به اهداف نا‌میمون جهت ضربه زدن به انقلاب و دیانت مردم استفاده می‌کنند، بطور مثال می‌توان از آسیب‌های امنیتی شبکه‌های اجتماعی به دسترسی بی قید و شرط به اطلاعات حریم شخصی افراد استفاده کننده، اهانت به قومیت‌های مختلف جهت نیل به اهداف از پیش تعیین شده، ساماندهی اعتراضات سیاسی جهت ضربه زدن به انقلاب، انتشار اخبار کذب جهت تشویش اذهان عمومی، شایعه پراکنی در قبال مسئولان ارشد نظام جهت بد بین کردن مردم نسبت به آنها و… اشاره کرد.
دسترسی افراد به فضای مجازی را نمی‌توان مسدود کرد
‌یک کاربر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نیز در این خصوص به خبرنگار ایسنا گفت: در دنیای امروز نمی‌توان راه دسترسی افراد به فضای مجازی را به کلی مسدود کرد، زیرا این کار نه تنها هیچ مصونیتی ایجاد نمی‌کند، بلکه ممکن است جامعه مجبور به پرداخت هزینه‌های جبران ناپذیری در قبال تهدید ارزش‌های جامعه شود.
وی افزود: باید در اولین فرصت نسبت به راه اندازی ‌و تکمیل شبکه ملی اطلاعات اقدام شود تا سرور‌ها و پایگاه‌های داده مورد نیاز برای تبادل اطلاعات ایمن ‌در کشور خودمان قرار داشته باشد و به وسیله آن محیطی امن و تحت کنترل و نظارت جهت تبادل اطلاعات داشته باشیم.
‌راهکارهای کوتاه مدت و بلند مدت برای فضای امروز جامعه
خرم با اشاره به راهکار کوتاه مدت برای فضای امروز جامعه، گفت: باید قبل از راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و زیرساخت‌های آن در شورای عالی فضای مجازی واحدی موقت با نام “پالایش و سالم سازی محیط مجازی” تشکیل شود و در این واحد از روانشناسان، جامعه شناسان و اساتید دانشگاه بهره گرفته شود‌ تا با اجماع جمعی نسبت به پالایش و سم زدایی از محیط فضای مجازی اقدام کنند و با شفاف سازی صریح برای افکار عمومی جامعه از آسیب‌های فضای مجازی بکاهند‌ تا افرادی که در جامعه از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، کمتر در معرض آسیب قرار گیرند‌.
وی در خصوص راهکار بلندمدت نیز‌ با بیان اینکه فرهنگ سازی مقوله ایست زمان بر و هزینه بر که ممکن است سال‌ها به طول انجامد، تصریح کرد: با توجه به حرکت بدون توقف فناوری اطلاعات و افزوده شدن بر سرعت پیشرفت آن در سال‌های آینده و به تبع آن فراگیر شدن استفاده از آن در تمام مراحل زندگی بشر، باید از دوران ابتدایی که شاکله فکری افراد هنوز به تکامل نرسیده، اقدام به فرهنگ سازی جهت استفاده مثبت و بهنگام و صحیح از فناوری کرد‌ تا در بزرگسالی هم از تبعات منفی فناوری در زندگی افراد و سطح کلان جامعه کاسته شود و جامعه‌ای پویا و پیشرفته داشته باشیم.
***
شبکه‌های اجتماعی موجب بدبینی جامعه
علی صباغی
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک برداشت اطلاعات شخصی افراد، زمینه‌سازی برای سلطه فرهنگی، ایجاد فاصله اجتماعی، بدبینی اجتماعی و خانوادگی، رواج رقابت ناسالم و ترویج نگاه غیرانسانی زن و مرد نسبت به همدیگر را از جمله تبعات استفاده نادرست از شبکه‌های اجتماعی دانست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران‌(ایسنا)، منطقه مرکزی، علی صباغی در نشست «راهکارهای افزایش مطالعه در شبکه‌های اجتماعی» که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی استان مرکزی برگزار شد در رابطه با الگوی ارتباطی گفت: هر ارتباطی عناصری دارد که اگر نسبت به این عناصر شناخت درستی نداشته باشیم، آسیب‌های متعددی در آن ایجاد می‌شود.
وی افزود: نکته‌ای که مقبول همه است این است که زمانی ‌که مجرای ارتباطی را در رسانه‌های اجتماعی انتخاب کردید، ابزار باید‌ها و نباید‌ها به شما تحمیل می‌شود.
صباغی با تأکید بر اهمیت بازخوردها در برقراری ارتباط، تصریح کرد: اگر ارتباط بر مبنای شبکه باشد، حسن و محدودیت‌های خود را دارد و نکته مهم این است که آیا ما با اشراف و آگاهی کامل وارد این شبکه‌ها می‌شویم یا تنها جذابیت آنها ما را به سوی خود می‌کشد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اراک در اشاره به کارکردهای شبکه‌های اجتماعی گفت: سرعت و زمان کوتاه، مقرون به صرفه بودن، به اشتراک‌گذاری، ایجاد ارتباطات و انتشار خبر و اطلاع‌رسانی از مزایای رسانه‌هاست.
این استاد دانشگاه در اشاره به یکی از محدودیت‌های ایجاد شده توسط رسانه‌ها ایجاد می‌شود، گفت: نسل امروز در نوشتن و خط که یکی از هنرهای ایرانی است ضعیف شده، چراکه با ورود رسانه‌های مختلف نیازی به نوشتن احساس نمی‌شود و این هنر به تدریج به حاشیه می‌رود.
وی با بیان اینکه نقش شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی در حوزه مطالعه و کتاب بسیار کمرنگ است، و با اشاره به اینکه سرانه مطالعه در کشور بسیار پایین است، تصریح کرد: زمان صرف شده برای شبکه‌های اجتماعی در مقایسه با مطالعه بسیار زیاد است.
وی بیان کرد: در بحث ارتباطات یک واقعیت این است که استفاده بیش از اندازه از رسانه‌هایی مثل تبلت توسط کودکان باعث می‌شود ارتباطات فردی آنها مختل شده و مدام در خلوت خود باشند.
صباغی افزود: این کار باعث می‌شود قدرت بیان را به تدریج از دست بدهیم، در واقع ما در جمع هستیم، ولی هرکس خودش است و این یک تهدید است که فقط با اقدام فرهنگی می‌توان از آن جلوگیری کرد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اراک در اشاره به برخی از آسیب‌های فردی در استفاده ناآگاهانه از این رسانه‌ها، به هدر رفتن وقت، انزوا، کاهش قدرت برقراری ارتباطات حضوری در افراد، عدم تمرکز، کاهش بازدهی کاری، اتلاف هزینه‌ها و عادت و اعتیاد، را نام برد.
وی راه حل اصلی برای حل این مشکلات را در اطلاع‌رسانی و آگاهی بخشی دانست و تأکید کرد: هر کتابی را نمی‌توان خواند و انتخاب اینکه چه بخوانیم مهم است.
این استاد دانشگاه، با بیان اینکه در دنیای امروز حقوق فردی معنا ندارد، افزود: در این شبکه‌ها حق مؤلف و مترجم ضایع می‌شود و خیلی راحت بدون اجازه نویسنده، اثری که مدت‌ها برای آن وقت و انرژی گذاشته شده در سایت گذاشته می‌شود.
صباغی تأکید کرد: جایگاه اخلاق را کسی غیر از خود فرد تعیین نمی‌کند، ما از این مسائل غافل هستیم، چراکه نسبت به آنها بی‌تفاوت هستیم.
وی در تحسین عملکرد کتابخانه‌های دیجیتال و انتقاد از عملکرد برخی دیگر گفت: کتابخانه دیجیتال دانشگاه اراک به خوبی و به راحتی اطلاعات را در اختیار کاربران از جمله سایت ملی ایران‌داک می‌گذارد، در حالیکه سایت ایران‌داک این اطلاعات را در اختیار دانشگاه نمی‌گذارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه اراک در ذکر آسیب‌های اجتماعی ایجاد شده توسط رسانه‌های اجتماعی گفت: برداشت اطلاعات شخصی افراد، زمینه‌سازی برای سلطه فرهنگی، ایجاد فاصله اجتماعی، بدبینی اجتماعی و خانوادگی، رواج رقابت ناسالم و ترویج نگاه غیرانسانی زن و مرد نسبت به همدیگر از جمله تبعات استفاده نادرست از این شبکه‌ها‌ست.
وی اظهار کرد: وقتی کالایی را وارد کشور می‌کنیم به همراه آن فرهنگ آن را نیز وارد جامعه می‌کنیم و پیام‌های زیرمتنی خود به خود در جامعه جا می‌افتد.
وی با اشاره به اینکه نمی‌توان جزیره‌ای و جدا از افراد دیگر زندگی کرد، گفت: برای پیشرفت باید رسانه‌ها را بشناسیم و آگاهانه انتخاب کنیم و به تبعات آن فکر کنیم.
صباغی اظهار کرد: علیرغم گردش سریع اطلاعات در دنیای امروز نتوانسته‌ایم به اندازه‌ی نسل 50 سال پیش در بعضی از رشته‌ها مانند علوم انسانی رشد کنیم.
این استاد دانشگاه، شرط اول در بالا بردن میزان مطالعه در شبکه‌ها را نیاز به مطالعه دانست و گفت: مشکل این است که ما دغدغه‌ی کتاب نداریم و روزمرگی باعث می‌شود سراغ کتاب نرویم و در هر حوزه‌ای هم باشیم، برایمان تفاوتی نمی‌کند.
وی تصریح کرد: باور یک جامعه بخشی از هویت اوست که در حوزه فرهنگ قرار دارد از این رو نباید یک بعدی پیش برویم، چراکه دلزدگی پیش می‌آید.
صباغی تأکید کرد: هویت تاریخی، ملی و دینی همه باید در کنار هم و بر اساس گفت‌وگو‌مندی رشد کند.
***
شبکه‌های اجتماعی، فرصت یا تهدید؟
علیرضا وحیدزاده
دنیای امروز به سرعت در حال تغییر است. تغییری که به وضوح زندگی انسان‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. اکنون شکل زندگی‌ها تفاوت محسوسی با گذشته خود دارد. شاید زندگی در سال‌های دورتر رنگ و بوی دیگری داشت، رفت و آمدها، شیوه ارتباط گیری، دوستیابی‌ها و… اما حالا در گذر زمان همه این‌ها که روزی ارزش به حساب می‌آمدند رنگ باخته و رفته رفته جای خود را به اشکال مدرن خود داده‌اند.
سرعت پردازش و انتقال داده‌ها، ارتباطات به روز، شبکه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک، تویتر، وایبر و واتساپ و از این دست نرم‌افزارها، واژه‌هایی هستند که این روزها بارها و بارها از هر سو شنیده می‌شود.
جهان امروز که به تعبیر «آلوین تافلر» نظریه‌پرداز و آینده پژوه آمریکایی، دنیای «موج سوم» یا دنیای «فرامدرن» است، با نمادهایی همچون شبکه‌های اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، فیس‌بوک، ماهواره و سایر شناخته شده و ناگزیر زندگی ما را درگیر خود کرده است.
از یکسو برخی معتقدند این پدیده‌ها تهاجمی مهندسی شده و شوم هستند که بر کشور ما تحمیل شده‌اند اما در نقطه مقابل برخی بر این باورند که زندگی امروز بدون چنین تکنولوژی‌هایی معنا نداشته و عملا حضور آنها را مثبت ارزیابی می‌کنند. همه گزاره‌های پیرامون انسان همچون شبکه‌های اجتماعی می‌توانند از سویی مثبت و از سوی دیگر منفی باشند حال آنکه آیا باید به این گزاره‌ها به دید فرصت نگریست و یا تهدید؟
آیا حضور مستمر در چنین شبکه‌هایی باعث اختلال هویت انسان‌ها می‌شود؟ آیا این تکنولوژی‌ها سبب توسعه و پیشرفت کشور می‌شود؟ گزارش‌های بسیاری از دید مذهب، امنیت، توسعه و … بر بود یا نبود این تکنولوژی‌ها منتشر شده است اما نوشته پیشِ‌رو فارغ از هر گونه تعصب، در صدد بررسی موضوع از دید جامعه‌شناسانه است.
علیرضا وحیدزاده استاد دانشگاه و جامعه‌شناس در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه کویر، به این مبحث بیشتر پرداخته است.
جهانی محسوس ولی ناملموس
جهان مجازی، به عنوان فضایی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و… جهانیست مبتنی بر فراواقعیت‌های لمس ناشدنی، که با اینکه ویژگی‌های جهان واقعی را دارد اما زندگی در آن آسان و بی‌دغدغه نیست. تفاوت اساسی آن با نوع واقعی‌اش شاید این باشد که از قابلیت کنترل و مدیریت کمتری برخوردار بوده و به همین دلیل به کاربرانش این اجازه را می‌دهد که آزادانه با هر نوع تفکر و گرایشی، بی‌واهمه از افشای هویتشان، به ابراز دیدگاه‌های خود بپردازند. از سویی این جهان به دلیل وسعت و مرزهای بسیار ظریفی که دارد قابل کنترل و ارزیابی نبوده و از سوی دیگر با توجه به سیالیتی که دارد، هدایت و جهت دهی آن به سادگی صورت نمی‌پذیرد.
ظرفیت شبکه‌های اجتماعی را بشناسیم
شبکه‌های اجتماعی را می‌توان نمود جهان مجازی دانست. سابق بر این از شبکه‌های اجتماعی صرفا برای مباحث دوستیابی استفاده می‌شد اما هم‌اکنون با توجه به ظرفیت‌های بالایی که برایشان تصور می‌شود می‌توانند رسالت‌های دیگری را نیز در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی عهده‌دار شوند. شبکه‌های اجتماعی به دو نوع عام و خاص دسته‌بندی می‌شوند. نوع عام آن که به مباحث (عمومی) روزمره و حتی دوستیابی می‌پردازد در صورتی‌که نوع خاص آن روی اشاعه(مباحث خاص و حرفه‌ای) علوم و تکنولوژی با استفاده از نرم‌افزارهای در دسترس کار می‌کند. مهم آن است که با چه دیدی به چنین شبکه‌هایی نگاه شود، انتظارات از آنها بررسی شود و با شناخت ظرفیت‌هایشان مورد بهره برداری قرار گیرند.
شبکه‌های اجتماعی سبب افزایش بینش فردی می‌شوند
این شبکه‌ها با سازوکاری که دارند از یک انسان در برخی زمینه‌ها صاحب نظر می‌سازند. تفکر و اندیشه وی را جهت داده و باعث رشد آگاهی‌هایش می‌شوند. در جوامعی که سیستم‌های مدنی و باز سیاسی دارند چنین تکنولوژی‌هایی یک فرصت تلقی شده و باعث شکوفایی در همه زمینه‌ها می‌شود. حال آنکه اگر کشوری با منش دیکتاتوری و سخت‌انگارانه اداره شود این شبکه‌ها می‌توانند با قابلیت‌هایی که دارند مشروعیت سیاسی را در ان به مخاطره اندازند و به عنوان یک تهدید به حساب آیند. این شبکه‌ها به دلیل سیالیت بالایشان دارای سرعت انتقال در اخبار و رویدادها بوده و قدرت تحلیل، دانش و بینش و مطالبات و انتظارات مردم را در ابعاد مختلف ارتقاء می‌بخشند و همین مسئله موجب نگرانی برخی حکومت‌ها می‌شود. به عنوان یک نکته می‌توان گفت که شبکه‌های اجتماعی نه تنها سبب بی‌اعتمادی نمی‌شوند بلکه حتی سبب بالا رفتن سطح اعتماد در جامعه نیز می‌شوند.
جهان کنونی وابسته به زمان و مکان نیست
به لحاظ اجتماعی هر دوره‌ای اقتضائات مربوط به خودش را دارد. زمانی مردم با روشن کردن آتش و ایجاد دود، مفهومی را منتقل می‌کردند اما رفته رفته شیوه‌های انتقال مفاهیم با توجه به اقتضای زمانه متفاوت شد. دوره‌های متفاوتی که سر می‌رسند ابعاد جدیدتری از زندگی انسان را به نمایش می‌گذارند. دنیای ما دنیایی نیست که در وابستگی به زمان و مکان دست و پا بزند. شاید انتقال داده‌ها توسط شبکه‌های اجتماعی که موضوع بحث است اقتضاء زمان ما باشند. بهر حال باید وجود آنها را بپذیریم، یا به عنوان فرصت استفاده می‌کنیم و یا به تقابل با این الزامات و اقتضائات زندگی اجتماعی کنونی بپردازیم.
تکنولوژی نه خوب است و نه بد
«آنتونی گیدنز» جامعه شناس آمریکایی می‌گوید: (جامعه ما جامعه‌ای مخاطره‌آمیز و آبستن فرصت‌ها و تهدید‌هاست). چنانچه آنها را بشناسیم و از آنها استفاده بهینه کنیم که موجب پیشرفت شده‌ایم و چنانچه بی‌محابا به رد و انکار آنها بپردازیم واقعیتی از زندگی را نادیده گرفته‌ایم. تکنولوژی به ذات نه خوب است و نه بد بلکه بستگی به نوع نگاهی که به آن می‌شود، دارد. نوع استفاده از آن بیانگر درک و فهم ما از این پدیده‌ها است. گیدنز همچنین عقیده دارد که در این فضا آنان بیشترین ضرر را می‌کنند که آگاهی کمتری دارد. این بدین معناست که باید وسعت دانش و فهم خود را از پدیده‌های حاضر مثل شبکه‌های اجتماعی بالا ببریم تا بتوانیم همراه با موج ایجاد شده حرکت و در این مسیر حداقل آسیب کمتری ببینیم.
به فکر نسل آینده‌مان نیستیم
گاهی اوقات چنین برنامه‌ها و تکنولوژی‌هایی برای کشوری که فکر و برنامه چندانی در را بطه با آینده نداشته مشکل‌ساز می‌شود. ممکن است همین شبکه‌های با ظرفیت بالا سبب شکاف عمیق اجتماعی و ارزشی در خانواده‌ها شود. از این روست که معتقدم چنانچه برای تربیت نسل آینده مهندسی فکر شده باشد نباید هراسی به دل راه داد. تمام تکنولوژی‌های موجود به عنوان اقتضائات جامعه باید درک شده و نقاط قوتشان را تقویت کرده و برای نقاط تاریک و ضعفشان حداقل اطلاع‌رسانی، اگاهی‌بخشی و راهکاری ارائه کنیم.
چندگانه شدن شخصیت در مواجه با این پدیده‌ها ناگزیر است
در دنیای امروز با فرهنگ‌های ترکیبی و به تبع آن هویت‌های ترکیبی روبرو هستیم. هویت ترکیبی هویتی است که ساخته و پرداخته یک قالب واحد نباشد، از الگوهای متفاوت رفتاری و هنجاری و ارزشی تغذیه نمی‌شود، به فرهنگ یکسانی وابسته نبوده و عناصر گوناگون اجتماعی سبب شکل‌گیری آن باشند. منظور این است که حتی در جهان واقعی انسان‌ها با چندگانگی شخصیت‌ها مواجه هستند چه برسد به جهان مجازی که شاخصه آن اغلب اغراق و دروغ‌پردازیست. انسانی که توامان هم در جهان واقعی و هم در جهان مجازی سیر می‌کند ناگزیر دچار گونه‌ای اختلال هویت می‌شود با اینکه ممکن است این اختلال سبب ناامنی، بی‌نظمی و ناآرامی در جامعه شود. این واقعیت زندگی ماست. باید این آموزش به جامعه داده شود که انسان آینده می‌تواند چنین شخصیتی داشته باشد. ما در دهکده جهانی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی خلوص هویتی نداریم. در گذشته چون قائم به زمان و مکان بودیم و چون تحرکات کند بود تغییر شخصیت‌ها زیاد محسوس نبود، اما هم‌اکنون به دلیل سرعت زایدالوصفی که وجود دارد این تغییرات در مبانی هویتی و شخصیتی ما بیشتر خودنمایی می‌کند.
نگران آینده باشیم
دنیای آینده دنیای روانشناسان و مددکاران است چون مسائلی که حول زندگی اجتماعی‌مان وجود دارد همانند همین تکنولوژی‌ها، به مراتب بیشتر می‌شود و ما برنامه‌ای علمی برای تعامل با آن نداریم. بنابراین می‌بایست مداما در خصوص هر مسئله‌ای به مشورت بپردازیم. واقعیت این است که در آینده اصطکاک‌ها، برخوردها، سوء‌تفاهم‌ها و ناسازگاری‌هایمان افزایش می‌یابد چون دیگر پیوندهای اجتماعی را به شکل امروزی نخواهیم داشت. چون برای آینده آموزشی نمی‌بینیم باید نگران آینده خود و فرزندانمان باشیم.
شبکه‌های اجتماعی زمینه ساز توسعه
مشارکت اجتماعی یکی از مولفه‌های مهم در جوامع امروزی به حساب می‌آید. در جهان واقعی تاکید بسیار زیادی بر مشارکت‌های مدنی وجود دارد ولی این وجهی عینی بوده و مجازی نیست. شبکه‌های اجتماعی در مشارکت‌های اجتماعی نقش بسزایی دارند. واقعیت این است که شبکه‌های اجتماعی هم می‌توانند ظرفیت‌های بالای خود را در انسجام و پیشبرد اهداف در زمینه‌ای خاص بروز دهند. مهم آنست که رویکرد فردی که در صدد ایجاد زیرساخت است چه باشد. اتفاقا شبکه‌های اجتماعی در بسیج نیروها و اندیشه‌ها از توانایی زیادی برخودار است. فقط باید در راستای عنوان و هدفی که فرض می‌شود حرکت کرد و سپس به ماهیت مجازی این شبکه‌ها، حالتی واقعی و عینی بخشید. همانگونه که در بسیاری از کشورها مولفه جلب مشارکت‌های اجتماعی، شبکه‌های اجتماعی هستند در ایران نیز می‌توان از این قابلیت‌ها استفاده کرد. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند سبب توسعه و تعالی شوند. این شبکه‌ها محدودیت مکانی و زمانی را کاهش داده و تسریع‌کننده و تسهیل‌گر فرآیند توسعه هستند. (منبع: خبرگزاری ایسنا)
***
ده علت گرایش به شبکه‌های اجتماعی مجازی
الهام آزادنام
یک کارشناس ارشد روانشناسی گفت: افراد به 10 دلیل به استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی گرایش پیدا می‌کنند که از جمله آن‌ها به نوجویی و هیجان‌خواهی و میل به محبوبیت اشاره کرد.
به گزارش ایسنا، الهام آزادنام افرود: شبکه‌های اجتماعی، با قابلیت‌هایی که در اختیار فرد قرار می‌دهد مانند ایجاد محیطی شخصی، انتخاب دوستان، آزادی در بیان نظرات و مخالفت با نظرات دیگران، آزادی در استفاده از تفریحات مختلف و… حسی از کنترل شخصی و اراده‌ فردی را به کاربر خود منتقل می‌کنند. این آزادی عمل و حس کنترل، یکی از اصلی‌ترین دلایل گرایش افراد به‌خصوص جوانان به شبکه‌های اجتماعی است.
نوجویی و هیجان‌خواهی
وی در ادامه گفت: شبکه‌های اجتماعی مجازی پدیده‌ای جدید و نوظهور هستند که قابلیت‌های مکرر و بعضاً پرهیجان را به کاربران خود می‌دهد مانند آشنایی با برنامه‌های جدید، طرح موضوع‌های شگفت‌انگیز و پرتحرک، خلق صحنه‌های اعجاب‌آور، ارائه‌ی اطلاعات جدید و… در نتیجه افرادی که از هیجان‌خواهی بالایی برخوردارند، برای ارضای این نیاز خود بیشتر به سمت شبکه‌های اجتماعی می‌روند.
میل به محبوبیت و خودشیفتگی
این روانشناس با اشاره به پژوهش‌های انجام شده اظهارکرد: پژوهش‌ها نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی بهشت افرادی است که دچار اختلال شخصیت ‌خودشیفتگی هستند یا حداقل میل زیاد به محبوبیت دارند؛ زیرا آنها می‌توانند بدون داشتن روابط دوستانه‌ واقعی، تعداد زیادی رابطه‌ موهوم و تخیلی برای خود دست‌وپا کنند؛ بنابراین شبکه‌های اجتماعی مجازی توهم محبوییت را صرفاً براساس کمیت تعداد دوستان برای فرد به وجود می‌آورد.
حفظ ارتباط با دیگران در عین تنهایی
وی در ادامه گفت: برخی افراد به دلیل ویژگی‌های شخصیتی و تغییرات سبک زندگی، ترجیح می‌دهند در عین تنهایی و داشتن زندگی خصوصی، با جهان پیرامون خود ارتباطات گسترده‌ای نیز برقرار کنند. شبکه‌های اجتماعی مجازی از قبیل فیس‌بوک، توئیتر، گوگل پلاس و… به بهترین حالت ممکن این نیاز را برآورده می‌کنند.
میل برای فرار از محرک‌های تنش‌آور
آزادنام تصریح کرد: برخی کاربران شبکه‌ اجتماعی برای رهایی از تنش روزمره و ایجاد فراغت، به سمت این فضا می‌روند. شبکه‌های اجتماعی مجازی نیز می‌توانند اوقات خوشی را برای آنان فراهم کنند تا فرد بتواند ضمن برخورداری از این قابلیت، نگرانی‌ها و تنش‌های خود را با دوستان خود مطرح و در نهایت به‌گونه‌ای از طرف آنان حمایت اجتماعی دریافت کنند.
باورهای غیرمنطقی و غیرسازشی
وی در ادامه گفت: باورها و افکار غیرمنطقی و نادرست می‌تواند زمینه‌ استفاده‌ مفرط از شبکه‌های اجتماعی را ایجاد کند؛ از جمله این باورها می‌توان به این موارد اشاره کرد: «فقط فرد در شبکه‌های اجتماعی برای خود کسی است و در آنجا قابل احترام است»؛ «هیچ‌کس در بیرون از این شبکه‌های اجتماعی مجازی از من خوشش نمی‌آید»؛ «شبکه‌های اجتماعی تنها جایی است که واقعاً می‌شود مردم را شناخت»؛ «هر کسی به نوعی عضو این شبکه‌هاست.»
ارضای نیازهای روانی
این روانشناس با اشاره به نظر جان سولر اظهارکرد: بر اساس نظر او، افراد از آن رو شیفته‌ یک شیء یا فرد یا فعالیتی خاص می‌شوند که نیازی را در آنها ارضا کند. طبق این نظریه افراد با گرایش به شبکه‌های اجتماعی تا حدی نیازهای خود را برآورده می‌کنند. مثلاً افراد با کاوش در ابعاد فنی شبکه‌های اجتماعی مجازی، توانایی بالقوه‌ی ذهنی خود را ابراز می‌کنند، یا با ابعاد مختلف شخصیت خود که پیش از این پنهان بود، آشنا می‌شوند، عقاید و نیازهای هنری خود را بیان و به اطلاعات موردنیاز خود دسترسی پیدا می‌کنند و… از سویی شبکه‌های اجتماعی محملی برای گریز از واقعیت و وسیله‌ای برای ارضای نیازهای روانی است.
ایجاد حس پیشرفت و غرور
وی با بیان اینکه حضور در شبکه‌های اجتماعی مجازی و کار با اینترنت، هر روز تجربه‌ی جدیدی را در اختیار کاربران قرار می‌دهد، گفت: این فضا به فرد امکان پیشرفت و دریافت پاداش‌های بی‌شماری را می‌دهد. مانند یادگیری ساختن یک پست الکترونیک، یک وبلاگ، امکان تولید در این فضا، رفتن به صفحات دیگر کاربران، آشنایی با اصطلاحات این محیط مجازی و… این موارد در درجه‌ی اول احساس فعال بودن و در درجه‌ی دوم حس غرور و عزت نفس می‌دهد. در ادامه فرد به مرور احساس می‌کند حضوردر این فضا به او قدرت می‌دهد، بعد از مدتی نیز فرد در نزد خود برای حفظ این منزلت و غرور، بیشتر به این فضا قدم می‌گذارد.
اضطراب اجتماعی
این روانشناس تصریح کرد: در بسیاری از تحقیقات روان‌شناسی بر ارتباط بین اضطراب اجتماعی، هراس اجتماعی و کمرویی با گرایش به استفاده از اینترنت رابطه‌ی مثبت یافته‌اند. در واقع مطالعات حاکی از آن است که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در هنگام ارتباط آنلاین احساس راحتی و خودافشایی بیشتری می‌کنند. این افراد تعامل آنلاین را برای حفظ گمنامی و دوری از شرکت در تعاملاتی که ترس از ارزیابی دیگران به وسیله‌ مشاهده وجود دارد، راحت‌تر یافته‌اند.
اعتیاد اینترنتی
آزاد نام در پایان مطلب خود در مجله سپیده دانایی گفن: گرچه برخی معتقدند افراد با استفاده مکرر و زیاد از اینترنت دچار اعتیاد اینترنتی می‌شوند، که البته نکته‌ی درستی است، در ادامه، اعتیاد اینترنتی و حالات روان‌شناختی محتمل بر آن نیز، به نوبه‌ی خود، باعث گرایش بیشتر افراد به سمت اینترنت و شبکه‌های اجتماعی می‌شود. درواقع، قطع بودن یا عدم دسترسی به اینترنت برای افرادی که دچار اعتیاد اینترنتی شده‌اند، باعث ایجاد حالات افسردگی و اضطراب می‌شود و این افراد برای رهایی از این حالات ناخوشایند دوباره به سمت استفاده از شبکه‌های اجتماعی و اینترنت می‌روند.
(منبع: سایت خبری انتخاب)
***
شبکه‌های اجتماعی زمینه گسترش مطالعه کتاب
صدیقه محمداسماعیل
شبکه‌های اجتماعی این روزها در سراسر دنیا جای خود را برای ترویج کتاب و کتابخوانی در میان مردم باز کردند و دیگر تنها کتاب‌های کاغذی مورد مطالعه خوانندگان قرار نمی گیرند. هر چند هنوز در ایران کتاب خوانی در دنیای مجازی شبکه‌های اجتماعی جایگاه اصلی خود را بدست نیاورده است و از اقبال کمتری تا به حال برخوردار شده است . بر همین اساس نیز سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی نشست راهکارهای افزایش کتابخوانی از طریق شبکه‌های اجتماعی را برگزار کرد.
در این نشست، کارشناسان حوزه دانش‎شناسی و کتابداری بر اهمیت استفاده از شبکه‎های اجتماعی برای ترویج کتاب‌خوانی و لزوم آموزش و فرهنگ‎سازی برای استفاده مفید از این شبکه‏ها تاکید کردند.
صدیقه محمداسماعیل، عضو هیات علمی گروه علم اطلاعات و دانش‎شناسی دانشگاه آزاد اسلامی، با اشاره به اهمیت شکل‌گیری جامعه اطلاعاتی گفت: ما امروز در جامعه اطلاعاتی به سر می‌بریم. در جامعه اطلاعاتی همه ابعاد حول محور اطلاعات و شیوه‌های انتقال اطلاعات متمرکز است. برای ترویج کتاب‌خوانی از راه شبکه‏‎های اجتماعی هم باید بر محمل‏هایی متمرکز شویم که به سرعت دادن و آسان‏تر کردن این عادت کمک کنند. طبیعتا شبکه‎های اجتماعی، رسانه‎های اجتماعی و نشر الکترونیک در این زمینه موثر است. حرکت به سوی دانش‏محوری و داشتن شرکت‌های دانش‌بنیان و دانایی‎محور اهمیت دارد که در سخنان مقام معظم رهبری هم هست.
امیررضا اصنافی، مدیر گروه آموزشی علم اطلاعات و دانش‎شناسی و رییس کتابخانه دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی، هم با اشاره به اهمیت اطلاعات گفت: ما در جامعه‎ای زندگی می‌‏کنیم که با چالش نبود توجه به اطلاعات مواجه هستیم و بخش بزرگی از جامعه اهمیت اطلاعات را درک نکرده‎اند. اطلاعات به معنای آگاه بودن است. در دوره‎ای رقابت کشورها بر اساس محصولاتی بود که تولید می‌کردند. اما در عصر حاضر اطلاعات به عنوان کالا مطرح است و این کالا کمتر دچار کهنگی می‌شود. هرقدر از این اطلاعات بیشتر استفاده شود، اطلاعات وارد چرخه‎ای می‏شود که بیشتر مورد استفاده قرار می‏‏‏‎گیرد.
او افزود: وقتی می‌بینیم اطلاعات چقدر حائز اهمیت است، باید به این توجه کنیم که مساله اساسی ما فقط کتاب نخواندن نیست، کتاب تنها محملی برای اطلاعات است. مساله اساسی ما بی‌توجهی به اطلاعات و نبود درک اهمیت اطلاعات است. ما باید نیاز اطلاعات خود را درک کنیم. شاید ما عادت نداریم فکر کنیم این موضوع در جامعه پیامدهای فکری و اخلاقی دارد که بعدا خودش را نشان می‎دهد؛ کتاب خواندن هم بخشی از این احساس است. در بحث از کتاب خواندن باید به این بپردازیم که کتاب‌خوانی چه فایده‎ای دارد. اگر جامعه‏ای کتاب‌خوان باشد و در بعد وسیع‎تر اهمیت اطلاعات را بداند و راه‎های کسب اطلاعات را بداند، هر کدام از این افراد در جامعه تاثیر مثبت دارند. قرار نیست اطلاعات فقط روی کاغذ باشد، بخشی از داده‎ها قابل دیدن و شنیدن هستند و در بخش‎های مختلف قابل استفاده‌اند.
در ادامه، صدیقه محمداسماعیل درباره چگونگی بهره گرفتن کتابخانه‏‎ها از امکانات شبکه‏‌های اجتماعی گفت: کتاب ‌خواندن از نظر من جزو نیازهای اولیه است، انسان‏های اولیه انتقال اطلاعات را جزو نیازهای اولیه خود دیده و برای آن راه حل‎هایی ایجاد کرده‌اند، در حال حاضر هم انسان به دنبال پاسخ‏گویی به این نیاز است و آن را از روش‎های گوناگون دنبال می‎کند.
این کارشناس افزود: ما الآن از سویی با شرایط تحریم اطلاعاتی و از سوی دیگر با سونامی اطلاعاتی مواجهیم. در این شرایط که ما نیاز به تشخیص سره از ناسره داریم، به یک نظام فیلترینگ نیاز داریم که اطلاعات را بهنگام‏تر و با ارزش افزوده بیشتر در اختیار مخاطب قرار بدهد. رسانه‏‎های اجتماعی هم تعاریف متفاوتی دارند؛ در واقع این رسانه‌ها به مخاطبان خود امکان اشتراک محتوا می‏دهند و برای جمع زیادی امکان تولید محتوا و جابه‌‏جایی آن را می‎دهند. اکنون وظیفه ما شناسایی جنبه‎های مثبت این رسانه‏‏‏‎ها و استفاده از آن‎هاست. این‌جاست که ما می‎توانیم بهترین بهره را از شبکه‎های اجتماعی ببریم و علایق و سلایق مخاطبان را تشخیص دهیم و در این عرصه موفق باشیم.
در ادامه، اصنافی درباره این موضوع که چقدر رسانه‏های اجتماعی می‌توانند تهدید برای مطالعه باشند، گفت: اطلاعات به تنهایی کافی نیست. اگر هر کدام از ما دانشی را که داریم بسط ندهیم این اطلاعات فایده ندارد. ما در کنار اطلاعات به ارتباطات نیاز داریم. اطلاعات در عصر حاضر پدیده‏ای است که با همراهی با ارتباطات امکانات فراوانی را برای ما ایجاد کرده است. مخاطبان با استفاده از رسانه‏های اجتماعی گفته‏اند که نمی‌خواهند تنها مخاطب باشند و می‌خواهند تولیدکننده مخاطب هم باشند.
او ادامه داد: اما چالشی که رسانه‏‌های اجتماعی می‎توانند داشته باشند به آموزش و درک ما از این رسانه‎ها بازمی‌گردد. اگر ما بخواهیم به جنبه مثبت نگاه کنیم می‌توانیم بگوییم این رسانه‌ها تاثیرات مثبتی هم می‌توانند داشته باشند. به هر حال استفاده از این رسانه‏‌ها امکانات سوءرفتارهایی را فراهم می‌کنند و این بستگی به هر آدم دارد.
اصنافی نیز درباره نقش کتابخانه‌های الکترونیک در مطالعه گفت: این‌ها وسیله‏ ای هستند برای مخاطبان، خصوصا آن‏هایی که با رسانه‎‏های نو انس و الفت دارند. نسل جدید، نسلی هستند که با اینترنت بزرگ شده‎اند و ما باید این نسل را بشناسیم و با تغییرات آن‏ها، زمینه را برای این نسل فراهم کنیم و از آن‎ها عقب نمانیم. بعضی از شبکه ‏ها و کامیونیتی‏‎هایی در شبکه‎های اجتماعی هستند که مربوط به کتاب هستند؛ مانند the book lovers، good readers، library think و غیره. این شبکه‎ها در محیط‎های بین‌المللی این امکان را فراهم کرده که افراد تجربه‌های کتاب‌خوانی خود را به اشتراک بگذارند. در ایران هم ما سایت booki.ir را داریم که از سوی نهاد کتابخانه‏‌های عمومی ایجاد شده است.
صدیقه محمداسماعیل هم در ادامه با تاکید بر این‌که رسانه‎های جدید سد راهی برای کتاب خواندن نیستند، بیان کرد: امروز با پیدایش اینترنت، فضا کمی تعاملی‎تر شده است، در نتیجه فرمت کتاب‌خوانی به خود شکل جدیدتری گرفته است. گرچه هنوز کتاب‏های چاپی از معنا نیفتاده، اما امکان‎های تازه‎ای به روی ما گشوده شده است. امروز ما با نسل جدیدی مواجه هستیم که نسل گوگل هستند و ما باید آگاهانه چالش‎ها و فرصت‎های برخورد با این نسل را بشناسیم. این رسالت قشر اندیشمند ماست. نسل جدید ما با این محیط آشنا هستند. ما با قرار دادن کتاب‏های خوب در این محمل و بر این موج می‏توانیم آن‌ها را راضی کنیم. ما در مقابل این نسل البته هنوز کسانی را داریم که ترس استفاده از رسانه را دارند. اما جوانان با این فضا آشنا هستند و ما باید به سوی آن‌ها حرکت کنیم.
امیررضا اصنافی نیز تاکید کرد: باید توجه کرد امروز بخشی از جوانان ما مجهز به سواد اطلاعاتی نیستند و دید انتقادی به شبکه‌های اجتماعی ندارند. این رسانه برای آن‏ها تنها منبع کسب اطلاعات است. یکی از اتفاق‎هایی که در کتابخانه‏‎ها می‏تواند بیفتد، این است که کانال‎های دسترسی به اطلاعات درست تسهیل شود. اقدام گوگل در ایجاد گوگل اسکولار قدمی در این راه بود که بتوان از این راه به اطلاعات علمی دست پیدا کرد.
در ادامه محمداسماعیل درباره نقش شبکه‎های اجتماعی در هرزخوانی گفت: فیلترینگ اطلاعات و رصد و کنترل اطلاعات از سوی کتابداران حرفه‏‌یی می‏تواند در این زمینه موثر باشد. می‌توان در این نقش با این پیامدهای منفی مبارزه کرد و این‌جاست که حرفه کتابداری بامعناتر می‎شود. وظیفه ما در هر حال ترویج مطالعه و داشتن بهترین عملکرد است. لازم است دوره‎های آموزشی خاصی برای استفاده حرفه‏‌یی از رسانه‎های اجتماعی داشته باشیم. باید زیرساخت‌های فرهنگی و آموزشی هم برای ایجاد بستر مناسب فراهم شود.
همچنین اصنافی درباره نقش شبکه‎های اجتماعی و چگونگی استفاده از علم مفید از راه این شبکه‏‌ها گفت: اگر ما بخواهیم از علم نافع از طریق این شبکه‎ها استفاده کنیم به موارد زیادی بستگی دارد. مهمترین عامل آموزش و فرهنگ‌سازی است. ما نباید فرزند خود را رها کنیم که با این شبکه ‏ها همراه شود؛ این اولین چالش موجود است؛ این‌که به فرزندمان آموزش بدهیم چه استفاده‎های بیشتری می‏تواند از این شبکه‎ها داشته باشد و خودش را تنها به موارد سطحی محدود نکند.
او افزود: اگر بخواهیم نمونه‏‎های قابل توجه استفاده از شبکه‏‌های اجتماعی برای کتاب‌خوانی را مثال بزنیم می‏توانیم انجمن‏های کتابداری کشورهایی چون کانادا، آمریکا و سنگاپور را مثال بزنیم که چطور از طریق این شبکه‏ها اطلاع‎رسانی و ترویج کتاب‌خوانی را آموزش می‏دهند. حتی در پایگاه یوتیوب یا حتی پایگاه فارسی‌زبان آپارات می‌توان موارد آموزشی بسیاری یافت. پایگاه‌های دیگری هم هستند که در زمینه کتاب‌خوانی و دیگر موارد آموزشی قابل استفاده هستند. اما کتابخانه‎های ما با مشکلاتی مواجه هستند؛ آن هم کمبود خلاقیت در کتابدارها و روزمرگی و بی‎علاقگی به فناوری و مقاومت در برابر فناوری است. کتابخانه‎های عمومی دانشگاه مردم هستند، اما این کتابخانه‎ها خلاق نیستند.
او سپس درباره بقای کتابخانه‏‌ها در عصر کتابخانه‎های دیجیتال گفت: در جهان کتابخانه‎ها در حال به‌روز کردن خود هستند. اگر ما هم امروز با فناوری‎ها به‌روز نشویم محکوم به فنا هستیم. گرچه به هر حال کتابخانه‏‌های کاغذی همچنان خواهند ماند، اما باید با توجه به نیاز مخاطب به‌روز شوند. (منبع: خبرگزاری ایسنا)
***
توسعه شبکه‌های اجتماعی مجازی و هویت
محمد رحمان‌پور
دانشجوی دکتری و مدرس دانشگاه گفت: اینکه شبکه‌های اجتماعی مجازی فرصت‌های بی سابقه ای را مهیا ساخته اند، نمی توان تردید کرد، اما هنگامی که به جنبه‌های اجتماعی و کاربردی این پدیده‌ها در راستای شکل گیری، تثبیت و یا تردید هویت ها، نگریسته شود، به تناسب هنجارها، زمینه‌های اجتماعی- سیاسی، جنبه‌های «فرصت» یا «تهدید» مطرح می‌گردد.
سرویس رسانه‌های محلی کردپرس- زریوار خبر نوشت ، این مدرس دانشگاه می‌نویسد: فن آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی به همه فضاهای مجازی، سازمانی و فردی در جوامع بشری وارد شده است و شیوه زندگی روزمره، کار و معرفت او را به درجات گوناگون تحت تاثیر قرار داده اند. برخورداری از این فن آوری ها، به مثابه وقوع یک “چرخش پارادایمی” در زندگی فردی و اجتماعی انسان است که در آن حتی مفاهیم کهن نیز با هندسه معرفتی جدیدی قابل شناخت هستند. فن آوری فقط پیشنهاد است و زمانی که جامعه پذیرای آن باشد، تحقق عینی خواهد یافت. آینده ارتباطات، پیش از آنکه در سیطره فن آوری باشد، در دست بشر است. به عبارت دیگر، زمینه‌های اجتماعی در میزان نفوذ و سرعت تغییرات ناشی از فرایند استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات مهم است. جذابیت‌های جریان آزاد اطلاعات و امکاناتی که فن آوری‌های نوین ارتباطی مانند شبکه‌های اجتماعی مجازی در اختیار طیف گسترده کنشگران قرار می‌دهد، بسیاری از مقاومت‌های اولیه را درهم می‌شکند و گسترش همه جانبه می‌یابد. شبکه‌های اجتماعی مجازی نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که به خوبی توانسته‌اند در زندگی مردم جا باز کنند و بر ابعاد زندگی و اجتماعی افراد تاثیر گذاشته‌اند و به احتمال زیاد در آینده نقش به مراتب بیشتر و مهمتری را برعهده خواهند گرفت.
نرم افزارهای ارتباطی را می‌توان به دو گروه عمده عمومی و خاص تقسیم بندی کرد. در نرم افزارهای ارتباطی عمومی، کاربران با انگیزه‌ها و اهداف مختلف حضور دارند و شبکه مجازی خود را از طریق این نرم افزارها دنبال می‌کنند. ولی نرم افزارهای ارتباطی خاص حول موضوعی ویژه شکل گرفته‌اند و تعداد کاربران آن نیز کمتر است. برای مثال، شبکه اجتماعی «کلیسای من» حول موضوعات مذهبی و دینی بود و مخاطبان آن دارای گرایش‌های خاصی بودند. «مای اسپیس» هم مخصوص هنر و گروه‌های هنری بود که بر اساس ارزش‌ها و تفکرات هنری خود به مباحثه و تعامل می‌پرداختند. «فیس بووک» یکی ار شبکه‌های اجتماعی عمومی است که بیشترین کاربران را درحال حاضر به خود اختصاص داده است. این شبکه افراد را با فرهنگ‌ها و هویت‌های گوناگون گردهم آورده است و با جذابیت‌ها و تنوعی که دارد، کاربران آن همچنان درحال رشد است. به طوری که از 5/5 میلیون کاربر در سال 2005 به بیش از 100 میلیون در سال 2008 رسید و به جرات می‌توان گفت هم اکنون بیش از نیم میلیارد نفر در دنیا از این شبکه استفاده می‌کنند.
به طور کلی، شبکه‌های اجتماعی امروزه به سرگرمی و بخشی از زندگی افراد در جهان تبدیل شده است. به نحوی که از میان 20 سایت پربازدید جهان، 12 سایت در زمره شبکه‌های اجتماعی می‌گنجند. کاربران ایرانی همانگونه که در زمینه وبلاگ نویسی در مقاطعی رتبه اول جهان(به نسبت جمعیت) را به خود اختصاص داده اند، در شبکه‌های اجتماعی نیز حضوری گسترده و فعال داشته اند؛ به عنوان مثال، پس از راه اندازی سامانه اورکات، ایرانی‌ها پس از برزیلی ها، آمریکایی‌ها و هندی‌ها، به چهارمین ملیت در این شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده اند.
شبکه‌های اجتماعی، با قابلیت‌های ارتباطی و سرمایه اجتماعی نهفته در آنها بسترهای مناسبی برای رشد گفتمان‌ها و جنبش‌های فکری- اجتماعی شده اند. کنشگران اجتماعی و کاربران سراسر جهان از قابلیت‌های شبکه ارتباطی برای پیشبرد برنامه ها، دفاع از ارزشها و علایق خود استفاده می‌کنند. به عبارت بهتر، کاربران می‌توانند از طریق شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌توانند هویت ملی و قومی خود را معرفی کنند و با هویت‌های جدید ملی و بین المللی دیگر آشنایی یابند. همچنین این شبکه‌ها ممکن است در راستای تحکیم هویت کاربران و یا تضعیف آن نقش موثری ایفا کنند. از آنجا که تنوع فرهنگی و سیاسی در جهان زیاد است و روابط قدرت نیز در شبکه جهانی ساخت یافته است، لذا جنبش‌های اجتماعی(یا گروههای اجتماعی) هم با همه گوناگونی و هویت مشخصی که دارند، در ساختار این شبکه جهانی فعالیت می‌کنند و در فرایند ارتباطات جهانی قدم به صحنه مبارزات و تعامل فکری می‌گذارند. لذا فرصت یا تهدید قلمداد کردن شبکه‌های مجازی در ارتباط با هویت ملی و قومی، جای تفسیر و بررسی دارد.
***
شبکه‌های اجتماعی مجازی و هویت
محمد رحمان پور
دانشجوی دکتری علوم تربیتی دانشگاه اصفهان و مدرس دانشگاه پیام نور گفت: با ورود شبکه‌های اجتماعی مجازی به زندگی افراد، بسیاری از فرآیندها و زمینه‌ها نیز دستخوش تغییر شده و از قالبی به قالب دیگر تغییر یافته اند. با شبکه‌های اجتماعی، دیگر افراد برای پیداکردن همفکران خود در موارد گوناگون تنها نیستند. اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مجازی به عنوان یک رسانه پست مدرن، تداعی گر مرگ فاصله‌ها در جغرافیای ذهنی است. همانگونه که با احداث راه آهن و هواپیما، انسان بر فاصله و مسافت غلبه کرد، توسعه زیرساخت‌های اینترنت بیانگر همان اتفاق(اما این بار در سپهر مجازی) است. انسان امروز تا حد زیادی بر زمان و مکان غلبه یافته است. صداهایی که دیرزمانی شنیده نمی شدند، حال شنیده می‌شوند. تمرکزگرایی شدید در رسانه‌های حاکم سنتی مانند رادیو و تلویزیون با تمرکززدایی به مراتب شدیدتر در رسانه‌های دیجیتالی و پست مدرن به چالش کشیده شده است. این شبکه‌ها به افراد اجازه می‌دهد تا هویت‌های خود را دریابند و با هویت‌های جدید آشنایی یابند. این امر باعث می‌گردد تا هویت‌ها در تعامل و حتی تقابل یکدیگر قرار گیرند. اینجاست که باید به موازنه چالش‌ها و مزایای این شبکه‌ها پرداخت. اینکه شبکه‌های اجتماعی مجازی فرصت‌های بی سابقه ای را مهیا ساخته اند، نمی توان تردید کرد، اما هنگامی که به جنبه‌های اجتماعی و کاربردی این پدیده‌ها در راستای شکل گیری، تثبیت و یا تردید هویت ها، نگریسته شود، به تناسب هنجارها، زمینه‌های اجتماعی- سیاسی، جنبه‌های «فرصت» یا «تهدید» مطرح می‌گردد. شیفتگی صرف، پذیرش منفعلانه هنگام مواجهه با این فن آوری ها، به اندازه واکنش‌های تهدیدانگارانه هستند.
این شبکه‌ها با داشتن دو قابلیت بزرگ تعامل و اشتراک گذاری می‌تواند نقش مهمی در هویت افراد، گروه‌ها و ملیت‌ها داشته باشند. در واقع، فرصت یا تهدید تلقی کردن شبکه‌های اجتماعی مجازی به این دو قابلیت عمده آنها بازمی گردد. چنانچه تعامل بدون تعصب، متقابل و توام با تبادل اطلاعات درست و مناسب باشد، فرصت به شمار می‌رود، اما چنانچه تعامل یک طرفه و با تبادل اطلاعات نادرست و ساختگی باشد، یک تهدید تلقی می‌گردد. همچنین چنانچه محتوای اطلاعات و دانش‌های به اشتراک گذاشته شده در صفحات مجازی، کذب و غیرواقعی و ناشی از خودشیفتگی فرهنگی و ملی باشد، به برداشت‌های منفی و بحران در هویت‌ها منجر می‌گردد. آنچه از اهمیت برخوردار است شیوه صحیح برخورد با این شمشیر دولبه است که بتوان از مزایای آن به سود تقویت و تحکیم هویت‌ها و افزایش آگاهی‌ها و تبادلات فرهنگی استفاده نمود.
***
فرصت‌ها و تهدیدهای شبکه‌های اجتماعی
محمد صادق افراسیابی
یک استاد دانشگاه به برخی تهدیدها، تاثیرات، بازخوردهای کمپین‌ها در فضای مجازی اشاره و بر ضرورت آسیب شناسی و مدیریت کمپین‌ها در شبکه‌ها ی اجتماعی و فضای مجازی تاکید کرد.
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، محمد صادق افراسیابی در میزگرد تخصصی ایرنا با عنوان بررسی علل و اهداف کمپین‌ها در فضای مجازی، گفت: اتفاقی که در جامعه ما افتاده این است که رشد تکنولوژی و نفوذ آن در زندگی ما سریع تر از نهادهای علمی است بطوریکه ابتدا سیستم‌های ارتباطی مانند وایبر، تلگرام و… در جامعه بروز و ظهور پیدا می‌کنند سپس درباره آن در حوزه فرهنگی و علمی کار پژوهشی و تحقیق صورت می‌گیرد.
به گفته وی این در حالی است که در غرب که منشاء این قبیل تکنولوژی‌ها هستند برای بروز هر اتفاقی از سال‌ها پیش کار مطالعاتی و فرهنگی انجام داده و در حین و بعد از آن نیز اقدامات مطالعاتی و پژوهشی انجام می‌دهند که این نشانگر توجه جدی آنها به این گونه مقوله هاست.
وی اضافه کرد که آینده پژوهشی و نگاه به فرصت‌ها و تهدیدها برای آنها کاملا واضح و روشن است.
این استاد دانشگاه گفت: در ایران تکنولوژی‌ها بروز و ظهور پیدا می‌کنند و تازه به فکر چاره اندیشی و ‘چه باید کرد’ می‌افتیم در این اوضاع و احوال هیچکس هم پاسخگو نیست.
افراسیابی در ادامه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب در توجه و اهمیت به فضای مجازی هم اشاره کرد و گفت: ایشان در این باره فرمودند: ‘ اهمیت فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی است.
افراسیابی با اشاره به اینکه معظم له تنها کسی است که به جد پیگیر موضوعات فضای مجازی هستند، خاطرنشان کرد: ایشان در دیدار با اعضای شورای عالی فضای مجازی و در برنامه‌ها و احکام صادره به اعضای این شورا همواره تاکید بر بحث‌ها و موضوعات خاص در این فضا دارند.
سواد مجازی و رسانه ای افزایش یابد
این استاد دانشکده خبر در ادامه از افزایش سواد مجازی و رسانه ای به عنوان اولین حوزه در این فضا نام برد و گفت: وقتی مردم و کاربران ماهیت اینگونه فضاها را نشناسند رفته رفته فرصت‌ها تبدیل به تهدید خواهند شد و خواسته و ناخواسته پیام‌ها دست به دست می‌چرخند.
افراسیابی گفت: سواد رسانه ای اطلاعات و آگاهی‌های ما را بالا می‌برد از آن جمله می‌توان به مصون ماندن از آسیب‌ها و تهدیدها، استفاده صحیح از فضای مجازی و مشکلات این فضا اشاره کرد.
به گفته وی متاسفانه مشکلاتی امروز در فضای مجازی داریم که به بی سوادی بازمی گردد به عنوان مثال ممکن است شخصی پزشک و یا تحصیلکرده باشد ولی چون نحوه استفاده از این فضا و چگونگی مراحل بعدی آن را نمی داند دچار مشکل و چالش می‌شود.
ضرورت شناخت فضای مجازی
این استاد دانشگاه در ادامه شناخت فضای مجازی و بالا بردن سواد در این فضا را ضروری دانست و گفت: برای شناخت فضای مجازی باید آموزش و پرورش پیش قدم شود چرا که در بسیاری از کشورها سواد مجازی از دوره دبستان و حتی قبل آن آغاز و تا دوره‌های دانشگاه هم ادامه پیدا می‌کند.
افراسیابی در عین حال افزود: برای این مهم (شناخت فضای مجازی) دیگر نهادها و سازمان‌ها از جمله سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، صدا و سیما و سایر رسانه‌ها نیز باید برنامه ریزی جدی داشته باشند.
این استاد دانشگاه ضمن قدردانی از خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) برای برگزاری این میزگرد که پیرامون بررسی علل و اهداف کمپین‌ها در فضای مجازی برگزار شده است، ابراز امیدواری کرد اینگونه میزگردها مقدمه ای برای آموزش‌های بعدی در این حوزه و عرصه شود.
ایجاد رشته‌های دانشگاهی با موضوع سواد رسانه ای و فضای مجازی
استاد دانشکده خبر در ادامه ایجاد و راه اندازی رشته دانشگاهی با عنوان سواد رسانه ای و فضای مجازی را به عنوان سومین حوزه تمرکز در فضای مجازی برشمرد و پیشنهاد کرد این مهم به صورت جدی و تخصصی از طریق دانشگاه علمی و کاربردی دنبال شود.
تولید محتوا در فضای مجازی
افراسیابی در ادامه همچنین تولید محتوا را در فضای مجازی بسیار با اهمیت دانست و گفت: در دنیای امروز کسی موفق به مدیریت این فضا خواهد بود که تولید محتوای بیشتر و جذاب تری داشته باشد.
به گفته این استاد دانشگاه، با تولید پیام و محتواهای درست، جذاب، ارزشمند و فاخر می‌توان تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد و از این فضاها به نحو احسن استفاده کرد.
وی افزود: برای این کار می‌توان از خانه‌های دیجیتال و مراکز فرهنگی و هنری استفاده کرد و دولت نیز در این زمنیه نقش حمایتی داشته باشد.
مسئولیت اجتماعی را بالا ببریم
این فعال رسانه ای همچنین در ادامه به پذیرفتن مسئولیت اجتماعی از سوی افراد اشاره کرد و گفت: در کنار تولید محتواها و پیام درست می‌توانیم مسئولیت‌های اجتماعی را بالا ببریم.
افراسیابی به کمپین هایی که در فضای مجازی راه می‌افتد اشاره کرد و گفت: باید افراد دقت کنند که اینگونه کمپین‌ها در راستای چه اهدافی راه اندازی و چه خطراتی آینده افراد و فرزندان ما را در فضای مجازی تهدید می‌کند.
وی همچنین به راه اندازی برخی کمپین‌ها در جهت نخریدن محصولات ایرانی که چندی است در فضای مجازی رایج شده هم اشاره کرد و گفت: بهتر است بجای تحریم کالاهای داخلی در جهت بهینه شدن کیفیت این کالاها تلاش شود چراکه باید به فکر چرخش اقتصاد کشور باشیم و منافع ملی را در همه حال مد نظر داشته باشیم.
به گفته این استاد دانشگاه همیشه نخریدن راحت تر از خریدن است اما به چه قیمت و بهایی؟ متاسفانه برخی افراد در کشور ما منافع آنی را بر دراز مدت و آینده ترجیح می‌دهند.
افراسیابی در عین حال تصریح کرد: محتوای پیام‌ها در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هرچه با زبان جذاب، مفید و بدون قصد و غرض مطرح شود در نتیجه مخاطبان بیشتری را بسوی خود کشانده و از این طریق فضای مجازی مدیریت خواهد شد.
درباره کمپین‌ها ریشه یابی و پژوهش شود
این استاد دانشکده خبر در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه شرایط امروز نوجوانان و جوانان ما متفاوت با دهه‌های گذشته است، اظهار داشت: آنان در شرایط ایده آل به دنبال تغییرات بوده‌اند یعنی می‌خواهند به نوعی ثابت کنند که ما می‌توانیم لذا به دیگران اعتماد نمی کنند و خود وارد عمل می‌شوند.
افراسیابی با اشاره به تشکیل کمپین‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی برای نخریدن خودروهای داخلی، گفت: ابتدا باید دید پشت پرده اینگونه کمپین‌ها چیست؟ چرا بجای تحریم نخریدن خودروهای بی کیفیت چینی، خودروی تولید داخلی که حاصل فروش آن باعث رونق و شکوفایی اقتصاد کشورمی شود، تحریم می‌شوند؟
او در عین حال گفت: علاوه بر اهداف و ایده‌های پشت پرده اینگونه حرکت ها، این مهم است که چرا و چگونه این قدر سریع پیام این گونه کمپین‌ها گسترش پیدا کرده و چگونه گروه‌های فشار را ایجاد کرده و با این کار مسئولان کشور را با چالش مواجه می‌کنند.
کمپین‌ها به سمت اصلاح کارها و کالاها بروند
این صاحبنظر در فضای مجازی با بیان اینکه فرصت‌ها و تهدیدهای فضای مجازی به خوبی در جامعه ما بیان نشده، گفت: فضای مجازی باید در جهت افزایش کیفیت تولید قرار گیرد و نه توقف و جلوگیری ازآن.
افراسیابی تصریح کرد: افرادی که کمپین راه اندازی می‌کنند باید به این موضوع توجه داشته باشند، نباید به سمتی حرکت کرد که کارها تعطیل و کالاهای ملی و داخلی تحریم شوند بلکه این کمپین‌ها باید به سمتی بروند که کارها و کالاها اصلاح و بر کیفیت آن‌ها افزوده شود.
وی تصریح کرد: تحریم کالاهای داخلی نتیجه اش جز رکود، تعطیلی، بیکاری، اعتیاد، طلاق، فقر و… نخواهد بود. لذا باید در جامعه مسئولیت‌های اجتماعی را جدی گرفت و برای توسعه اخلاقیات و تولید پیام‌های مفید و جذاب در این فضا تلاش شود.
راه اندازی برخی کمپین‌ها باهدف خاص
وی خاطرنشان کرد: گاها برخی در گروه هایی عضویت دارندکه اعضای بسیار فراوانی دارد و لذا با انتشار یک پیام به سرعت در فضای مجازی منتشر و تاثیر گذار خواهند بود.
افراسیابی در ادامه صحبت‌های قبلی که برخی پیام‌ها با هدف خاص و جهت دار در فضای مجازی منتشر می‌شوند، افزود: به عنوان مثال در برخی از گروه‌ها با اعضای زیاد، گاهی اوقات حتی بحث‌های قومیتی و نژادی مطرح می‌شود که بدون هیچ تردیدی می‌توان گفت که پشت پرده اینگونه تحرکات رسانه‌های خارجی و عوامل بیگانه هستند که هدفشان ایجاد اختلافات قومیتی است.
وی علل اینگونه رویدادها در فضای مجازی را توجه نکردن به سواد رسانه ای و فضای مجازی عنوان کرد و گفت: در این صورت ناخواسته به دام رسانه‌های خارجی و بیگانگان می‌افتند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد که همواره در فضای مجازی باید تاکید برآینده، بالا بردن سواد رسانه ای ، توجه به محتوا و تولید محتوای جذاب و مفید مورد توجه قرار گیرد.
به گفته افراسیابی اگر کودکان، نوجوانان و جوانان را در فضای مجازی به حال خودشان رها کنیم خیلی وقت‌ها آنها بازیچه یک موضوع قرار گرفته و خواسته و ناخواسته وارد خیلی از موارد از جمله ازدواج‌های کاذب، قتل، خودکشی و… می‌شوند لذا بی توجهی به فضای مجازی تنها به بیشتر شدن آسیب‌ها و تهدیدها منجر می‌شود.
جدی گرفتن آینده پژوهشی و آینده نگری فضای مجازی
این استاد دانشگاه در ادامه به راه‌های مختلف مدیریت فضای مجازی هم اشاره کرد و گفت: جدی گرفتن آینده پژوهشی، اثر سنجی و آینده نگری از مولفه‌های مهم این مدیریت هستند.
افراسیابی گفت: متاسفانه گاهی اوقات آینده نگری به یک بازی و شوخی تبدیل می‌شود و برنامه ریزی‌ها سلیقه ای می‌شوند.
به گفته وی نیاز است پژوهش‌ها جدی گرفته شده و سپس اثر سنجی شوند و اطلاع رسانی مناسب و به موقع نیز صورت گیرد.
لذت مجازی جایگزین لذت واقعی
این استاد دانشکده خبر همچنین به برخی دیگر از مشکلات فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: در این فضا افراد رفته رفته دست به اقداماتی می‌زنند که سلبی است مانند نخریدن، نرفتن، همکاری نکردن و…
افراسیابی در عین حال با بیان اینکه فضای مجازی باعث ایجاد فضای بدلی می‌شود، اظهار داشت: فضای مجازی افراد را به سمتی می‌برد که لذت‌های مجازی کم کم جایگزین لذت‌های واقعی می‌شوند به عنوان مثال بجای اینکه افراد به طبیعت و جایی بروند با دیدن مناظر، گل و گیاه، آثار و… خود را با گفتن جملاتی قانع می‌کنند.
ورود مجامع علمی به شبکه‌های اجتماعی
این استاد دانشگاه در ادامه و در بخش سوم سخنان خود با تاکید براینکه باید مجامع علمی به شبکه‌های اجتماعی ورود کنند، این فضا را با مدیریت دانش می‌توان به خوبی اداره کرد.
افراسیابی همچنین تاکید کرد که شبکه‌های اجتماعی باید در خدمت افزایش مسئولیت اجتماعی قرار گیرند و مردم پیام هایی را تولید کنند تا از این طریق مسئولیت آنها نشان داده شود.
این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد که نشست‌ها و گفت و گو‌های تخصصی بیشتری پیرامون فضای مجازی برگزار شود و از این طریق حرف‌ها شنیده شده و پاسخ‌های دقیق و کارشناسی شده نیز به مخاطبان ارائه شود و دولت نیز باید بسترهای لازم را برای این منظور فراهم کند.
افراسیابی در خاتمه به نقش تاثیر گذار رسانه‌ها در تبیین و معرفی آسیب‌ها و تهدیدها و فرصت‌های فضای مجازی و استفاده از شبکه‌های مجازی اشاره و پیشنهاد کرد: در ایرنا بخشی به نام ارتباط مستقیم با مردم با موضوع فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی ایجاد شود تا این رسانه در سال همدلی رابط بین مردم و دولت قرار گیرد و از این طریق دغدغه ها، حرف ها، پیام‌ها و خواست‌های آنها جمع آوری و به مسئولان کشور منعکس شود. (منبع: خبرگزاری ایرنا)
***
تهدیدها و فرصت‌های شبکه‌های اجتماعی
احمد سوری؛ محمد داوود آبادی؛ نجمه الزعیلی
دانشجویان کارشناسی ارشد روابط بین الملل تربیت مدرس: یکی از جلوه‌های فناوری اطلاعات شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی است. فرصت‌ها و تهدیدات شبکه‌های اجتماعی برای جمهوری اسلامی چیست؟ چگونه می‌توان تهدیدات را به فرصت تبدیل کرد و از فرصت‌ها محافظت نمود؟ در نوشتار حاضر به تبیین این مسائل می‌پردازیم و سعی می‌کنیم به این سؤال‌ها پاسخ دهیم. در نهایت به راهکارهای جمهوری اسلامی ایران در این زمینه می‌پردازیم و به این مسئله می‌پردازیم که چگونه می‌توان تهدیدات را به فرصت تبدیل کرد و از فرصت‌ها محافظت نمود؟
موضوع تأثیر تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی جدید بر اقتصاد، سیاست، جامعه، فرهنگ و … اخیراً حجم عظیمی از پژوهش‌ها و تحقیقات را به خود اختصاص داده است. انقلاب اطلاعات کنونی که حول تکنولوژی‌های اطلاعاتی به وقوع پیوسته، چهارمین انقلاب اطلاعاتی در تاریخ بشر است. اولی عبارت بود از اختراع خط در 5000 تا 6000 هزار سال قبل و دومی اختراع همزمان حکاکی و گراور سازی. در خصوص این انقلاب ما تقریباً هیچ اسنادی در اختیار نداریم. اما در خصوص انقلاب سوم یعنی چاپ، در 500 سال پیش اطلاعات و اسناد زیادی وجود دارد. انقلاب کنونی در تکنولوژی‌های اطلاعاتی، ارتباطات انسان را به سطح جدید ارتقا داده است. تکنولوژی‌های ارتباطی و اطلاعاتی جدید نظیر شبکه‌های الکترونیکی مهم‌ترین نیرو‌های پویا و پیش برنده روند جهانی شدن و دگرگونی‌های در حال وقوع در فضای فعالیت‌های انسانی هستند.
نگاهی به نظر سنجی صورت گرفته توسط موسسه “پیو” بهتر گویای اهمیت و فراگیری این شبکه‌ها در اقصی نقاط جهان است. قبل از آنکه نگاهی اجمالی به این نظر سنجی داشته باشیم لازم است تا گستردگی این شبکه‌ها را به صورت موردی در نظر بگیرم بر اساس آخرین آمار اعلام شده تعداد کاربران شبکه اجتماعی فیس بوک – بزرگترین و گسترده ترین شبکه اجتماعی جهان- از مرز یک میلیارد و صد میلیون نف گذشته است همچنین تویتر با بیش از 450 میلیون کاربر در مرتبه دوم قرار دارد البته تعداد این شبکه‌ها طی چند سال گذشته آنقدر افزایش یافته است که دقیقا نمی توان ترتیبی از نظر تعداد کاربران برای آنها ذکر کرد به همین ترتیب شبکه اجتماعی گوگل پلاس و شبکه‌های صوتی و تصویری اجتماعی روز به روز در حال وسعت بخشیدن به دامنه دربرگیری خود هستند.
در کشورمان ایران نیز طبق برخی آمارهای رسمی و غیر و رسمی بیشتر کاربران شبکه اجتماعی به ترتیب در فیس بوک، کلوب، گوگل پلاس، فیس نما و شبکه متخصصین ایران حضور دارند آمار دقیقی از تعداد این کاربران وجود ندارد اما بر اساس همین آمار رسمی و غیررسمی در مجموع بیش از 8 میلیون ایرانی در شبکه‌های اجتماعی مختلف عضویت داشته و فعالیت دارند از این 8 میلیون بیش از 4 میلیون نفر آن در فیس بوک فعالیت می‌کنند
1. تقویت همبستگی و هویت ملی از یک سو و تضعیف هویت از سوی دیگر
معنا و مفهوم، ظرفیت‌ها و قابلیت‌های رسانه‌های اجتماعی، افزایش روز افزون شمار کاربران، تأثیرات این رسانه‌ها در هویت‌یابی و نقش دوگانه آن‌ها در دامن زدن به وفاق یا تضادهای اجتماعی است. گسترش این شبکه‌های نوین اجتماعی فضای مناسبی برای بیان هویت گروه‌های پراکنده فراهم آورده است. اکنون این اجتماعات این امکان را یافته‌اند که با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، هویت جمعی خود را به نوعی تقویت کنند. این امر به خصوص در کشور ما، که دارای وسعت سرزمینی فراوان و تنوع قومیتی گوناگون است، می‌تواند مورد توجه قرار گیرد تا از طریق این شبکه‌های اجتماعی امکان تبادل فرهنگی میسرتر گردد.
فناوری‌های اطلاعاتی پیوند منفعتی بین مردم و نخبگان سیاسی را قطع و آن‌ها را با منافع و هویت‌های فراملی پیوند می‌دهند. شکاف منفعتی بین بازیگران غیر دولتی و نخبگان سیاسی موجب تحلیل رفتن مفهوم منافع ملی، امنیت ملی، اقتصاد ملی، و … و بنابراین منطق وجودی دولت‌ها می‌شود.
2. به عنوان یک راهی برای رسیدن صدای مردم به گوش رهبران جامعه در نظر گرفته می‌شوند (انتقاد سازنده)
افراد زیادی در سرتاسر جهان از شبکه‌های اجتماعی به عنوان وسیله ای برای بیان دیدگاه و گفتمان خود در مورد مسائل مختلف استفاده می‌کنند. این شبکه‌ها می‌توانند نوعی فعالیت مدنی را برای شهروندان به وجود بیاورند. شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و … همگی در یک چیز مشابه هستند. شما در آن‌ها سعی می‌کنید مطالب خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و برای خود همفکر و دوست پیدا کنید. دقیقاً مانند یک جامعه فیزیکی.
شبکه‌های اجتماعی عرصه‌ای را به وجود آورده‌اند که فضای مناسبی برای ابراز هویت گروه‌های محروم اجتماعی فراهم کرده است. به دلیل عدم تشکیل احزاب سیاسی در ایران یکی از فرصت‌های خوبی که این شبکه‌ها برای افراد اجتماع به وجود می‌آورد این است که باعث مشارکت فعال مردم می‌شود.
استفاده از شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری برای بیان عقاید و دیدگاه‌های سیاسی – اجتماعی به خصوص در میان کشورهای در حال توسعه و کشورهای با نظام‌های نیمه باز و تقریبا بسته بیشتر مشهود است. نوع استفاده‌ای که کاربران از این شبکه‌ها می‌کنند در میان مناطق و کشورهای مختلف متفاوت است در واقع بخشی از نظر سنجی موسسه تحقیقاتی پیو موید این سخن است که استفاده از این شبکه‌ها به عنوان ابزاری برای بیان اعقاید و یا ابراز مخالفت در میان کشورهای در حال توسعه بیشتر رواج دارد در حالی که اغلب در کشورهای توسعه یافته این شبکه‌ها کاربرد اجتماعی( اشتراک گذاری فیلم و موزیک و بیان اعقاید در خصوص ورزش) و اقتصادی( بازاریابی و ارتباط با مشتری) دارند.
در جدول زیر نوع استفاده از شبکه‌های اجتماعی در چهار کشور عربی در مقایسه با 17 کشور دیگر که اغلب توسعه یافته هستند آورده شده است.
3. به عنوان یک راهی برای بحث و گفتگو در جامعه و تضارب‌آرا و دست‌یابی به انسجام درونی یا اختلاف بیشتر مطرح می‌شوند
جامعه واقعی تحت اراده حاکمیت آن کشور قرار می‌گیرد اما جامعه مجازی خاصیت آزاد بودن را از اینترنت به ارث برده است. (این امر می‌تواند هم فرصت باشد هم تهدید). از لحاظ حاکمیت سیاسی CITs (فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی) با کاهش دادن هزینه ارتباطات و هماهنگی، باعث می‌شوند تا شبکه‌های غیر متمرکز بر دیگر اشکال سازمانی برتری یابند. در این شبکه‌ها، افراد و گروه‌ها بدون حضور فیزیکی یا ساخت نهادی – مثل احزاب که احتیاج به رسمیت شناسی داشته باشند – برای اقدام مشترک به هم مرتبط می‌شوند. این فناوری جدید دارای استعداد تقسیم جامعه در عرض‌های جدیدی هستند. شبکه‌های الکترونیکی رأس و مرکز ندارند، بلکه دارای گلوگاه‌های متعددی هستند که در آنجا مجموعه ای از افراد و گروه‌ها برای اهداف مشترک با هم تعامل می‌کنند.
4. یکی دیگر از فرصت‌ها یا تهدیدهای شبکه‌های اجتماعی امکان انتقال سریع اطلاعات در آن‌هاست.
شبکه‌های اجتماعی مردم را قادر می‌سازد که در حین هر کاری از اطلاعات باخبر گردند. افراد و گروه‌ها می‌توانند بدون مراجعه به دولت و در سطحی که تا به حال غیر قابل تصور بود دارای ارتباط شوند. هم اکنون، اقدام جمعی که مرزها را پشت سر می‌گذارد مصادیق تازه ای پیدا کرده است، و به خوبی معلوم است که سازمان‌های غیر دولتی و گروه‌های ذینفع ریشه دار خواهند توانست از مرزها عبور کند.
5. از لحاظ تجاری و اقتصادی
فناوری‌های اطلاعاتی موجب جهانی شدن نظام مالی و کاهش کنترل و اهمیت بانک‌های مرکزی دولت‌ها و در نتیجه تضعیف حاکمیت دولت‌های ملی بر نظام مالی می‌شوند. با تکنولوژی اطلاعاتی جهان به یک بازار 24 ساعته ی مالی تبدیل می‌شود و پول به صورت جریان‌هایی از الکترون‌ها در می‌آید که بدون توقف و وقعی به مرز‌های ملی بین اقتصادها گردش می‌کند…یکی از پیامد‌های مستقیم از بین رفتن کنترل دولت‌های ملی بر نظام مالی، پسرفت در توانایی دولت ملی برای اخذ مالیات از فعالیت‌ها و واحد‌های اقتصادی، و در نتیجه کاهش توانایی‌های دولت در تأمین کالای‌های عمومی و از دست رفتن یکی از مایه‌های حیات و مشروعیت آن می‌باشد.
از منظر اقتصادی شبکه‌های اجتماعی قادر به ایجاد پول هستند. این کار از طریق حق عضویت یا تبلیغات و همچنین ایجاد رابطه مستقیم بین خریدار و فروشنده امکان پذیر خواهد بود. یا از طرف دیگر باعث کلاه برداری‌های اینترنتی می‌شود.
چگونه می‌توان تهدیدات را به فرصت تبدیل کرد و از فرصت‌ها محافظت نمود؟
انواع تهدیدات ناشی از این شبکه‌ها را می‌توان در دسته‌بندی‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار داد در زمینه مسائل سیاسی مهمترین مسئله موجود به وجود آمده موجودیت‌های بدون سرزمین یا به عبارتی امپراتوری‌های بدون خاک است این دو راقع به معنای تهدید و تضعیف مرزهای ملی و هویت‌های ملی و قومی است.
همانطوری که در ابتدای سخن نیز متذکر شدیم طبق آمارهای جدید تعداد کاربران فعال شبکه اجتماعی فیس بوک از مرز یک میلیارد و صد میلیون نفر گذشته است این تعداد بیشتر از مجموع جمعیت اتحادیه اروپا و روسیه می‌باشد. می‌توان به این آمار تعداد 500 میلیونی کاربران تویتر و چند صد میلیونی گوگل پلاس را نیز اضافه که که هر لحظه به تعداد آنها اضافه می‌گردد.
در واقع می‌توان این کاربران را شهروندان امپراطوری‌های نوین دانست که مهمترین وجه تمایز این امپراطوری‌ها با دولت – ملت‌های کنونی غیر سرزمینی بودن آن است. لازم به ذکر است که دولت مدرن پیامد جنگ‌های 30 ساله اروپا و قرارداد وستفالی در سال 1648 می‌باشد. عناصر تشکیل دهنده دولت مدرن شامل جمعیت، سرزمین، حکومت و عنصر جوهری حاکمیت است. در عصر جهانی شدن و همراه با رشد و گسترش روزافزون فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات، عرصه روابط بین الملل شاهد ورود بازیگران جدیدی است که توانسته انحصار دولت‌ها در این عرصه را با چالش مواجه ساخته و حوزه اقتدار و عملکرد آنها را با محدودیت مواجه سازد. شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی از آن جمله برشمرد.
این شبکه‌های اجتماعی واز جمله بزرگترین و مهمترین آنها فیس بوک، تویتر و گوگل پلاس، فارغ از محدودیت‌های دولت‌های مدرن کنونی با کمرنگ سازی مرزهای سیاسی و نیز متکثر نمودن هویت‌ها و مرجع وفاداری خود دست به تشکیل امپراطوری هائی زده‌اند که با بی معنی شدن مفهوم مکان در فضای مجازی، دارای صدها میلیون شهروند هستند که عنصر سرزمین را از ویژگی‌های حکمرانی خود نمی دانند. شهروندان این امپراطوریهای لامکان در عین حال که خود را بسیار آزاد می‌پندارند، به شدت تحت نظارتند.
باید گفت که در هیچ برهه ای از تاریخ بشر و در هیچ مکانی، انسان چنین زیر ذره بین قرار نداشته است. فیس بوک و گوگل پلاس چنان قدرتی به صاحبان آن داده تا بتوانند هر لحظه و با هر کلیک و یا جستجوئی از طرف شهروندان این امپراطوری، بسیاری از ابعاد شخصیتی و روان شناختی آنها را به تماشا بنشینند. حکمرانان این امپراطوری، با اشتراک گذاری عکس، فیلم و موسیقی شهروندانش، با کامنت گذاری آنها و در کل، هر عملی که در این لامکان صورت می‌پذیرد، رفتار فردی و اجتماعی، جهت گیری‌های سیاسی و اقتصادی آنها را درک و پیش بینی و نیاز‌های آن‌ها را بازاریابی می‌کنند و بدین ترتیب این حاکمان نامرئی از این قدرت برخودارند که با در دست داشتن اطلاعاتی ذی قیمت از شهروندان جامعه خویش، و با سوء استفاده به از این اطلاعات، آنها را کنترل و هدایت کنند.
در واقع می‌توان گفت در عصر کنونی علیرغم اینکه انسان با در اختیار داشتن ابزارهای متنوع فناورانه، توانائی‌های فراوانی را برای تاثیر گذاستن بر پیرامون خود بدست آورده، در یک فرایند تشدید شونده ای، خود را تحت سلطه حاکمانی می‌بیند که توانائی کشف حتی خصوصی ترین ابعاد زندگی او را دارند و این خود اوج نا امنی است و بی جهت نیست که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی بزرگ دنیا همچون سی آی ای و موساد هر روز رابطه خود را با این امپراطوران جدید تقویت می‌کنند.
ابتدا برای استفاده مفید از این شبکه‌های اجتماعی باید فضای امنیتی و تابو بودن این شبکه‌ها را برداریم و استفاده از این شبکه‌ها را حساس( امنیتی) نکنیم و این شبکه را به عنوان یک امر عادی جاری در نظر بگیریم و در این زمینه به آموزش و فرهنگ سازی دست بزنیم. باید دولت با استفاده صحیح و آموزش از تضعیف یا به خطر افتادن حوزه خصوصی افراد جلوگیری کند. این یک امر بدیهی است که استفاده از شبکه‌های اجتماعی در حال گسترش است و هر روز تعداد بیشتری از افراد به این شبکه‌ها می‌پیوندند، و با توجه به این امر باید در این زمینه برنامه ریزی کنیم.
***
نشست شبکه‌های اجتماعی موبایلی؛ ابعاد و پیامدها
هادی خانیکی؛ یونس شکرخواه؛ مهدی منتظر قائم؛ محمود شهابی؛ عبداللّه گیویان
در نشستی که دانشگاه علامه طباطبایی میزبان آن بود، ابعاد و پیامدهای شبکه‌های اجتماعی موبایلی با حضور چهره‌های شاخص حوزه ی ارتباطات، بررسی شد و جنبه‌های مثبت و منفی این فناوری تازه وارد به جامعه ی ایران مورد تبادل نظر قرار گرفت.
همایش «شبکه‌های اجتماعی موبایلی، ابعاد و پیامدها» دیروز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت در دانشکده ارتباطات و علوم اجتماعی علامه طباطبایی برگزار شد. این همایش که با یک هفته دیرکرد به دلیل درگذشت «حسین قندی» استاد روزنامه نگاری و پدر تیترنویسی ایران برگزار شد، شاهد حضور چهره‌های برجسته ی حوزه ی ارتباطات و علوم اجتماعی بود.
«هادی خانیکی» عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، «یونس شکرخواه» عضو هیات علمی دانشگاه تهران، «مهدی منتظر قائم» مدیر گروه ارتباطات دانشگاه تهران، «محمود شهابی» عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و «عبداللّه گیویان» عضو هیات علمی دانشکده صدا و سیما از سخنرانان و میهمانان این همایش بودند.
شبکه‌های اجتماعی و بازگشت به روابط چهره به چهره
شروع کننده ی همایش مهدی منتظر قائم بود که در مقدمه ی سخنرانی خود از لزوم توجه به 8 گزاره ی اساسی در بررسی شبکه‌های اجتماعی موبایلی سخن گفت. وی گفت: متاسفانه دانش اجتماعی کم عمق در ایران باعث می‌شود تا بیش از آن که دانش و آگاهی‌های راستین تولید شود، مباحث آشفته ی جهانی ترجمه شده و فضای مرزبندی در داخل کشور آشفته تر شود. به گفته ی منتظرقائم 8 گزاره ی معرفتی در خصوص شبکه‌های اجتماعی موبایلی وجود دارد. گزاره ی اول این است که ارتباطات، امر مهمی است و همه ی آنچه بشریت تاکنون محقق کرده و خواهد کرد، در بستر ارتباطات صورت گرفته است. دوم: تکنولوژی‌ها و ابزار ارتباطی در طول زمان رشد کرده اند. بنابراین در هیچ لحظه یی از زمان تمام ابزارها و تکنولوژی ها، تحقق یا اشاعه ی کامل نداشتند. سوم:تکنولوژی هیچوقت به تنهایی عمل نمی کند بلکه تاثیرات تکنولوژی برابر با خود تکنولوژی به علاوه ی انسان به صورت فردی و جمعی، تعریف می‌شود. چهارم: به طور یقین، تکنولوژی همواره از آگاهی مردم در هر زمانه یی جلوتر است یا به تعبیر دیگر به دلیل تاخر فرهنگی و آگاهی شاهد آشفتگی اخلاقی خواهیم بود. پنجم: هر جامعه یی که زودتر، دقیق تر، سریع تر، جدی تر و کامل تر نحوه ی مهار تکنولوژی را به صورت فردی و جمعی بیاموزد، زودتر خواهد توانست در برابر تجلیات منفی تکنولوژی ایستادگی کند و آن را در جهت اهداف مثبت خود قرار دهد. ششم: برای آنکه به چنین جامعه یی تبدیل شویم، نیاز به بازتعریف تمام سطوح فردی، جمعی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی متناسب با شرایط آینده هستیم تا بتوانیم آمادگی لازم برای شناخت و مهار این تکنولوژی را داشته باشیم. در اینجا 2 اصل معرفتی بنیادین وجود دارد. اصل «نسبیت شناختی» و اصل «عمل محتاطانه». هفتم: هر جامعه یی برای تحقق این پیش نیازها نیاز به بازتعریف روابط و پدیده‌های اجتماعی دارد و در پایان هر جامعه یی برای دسترسی به چنین انباشت گسترده و عمیقی از دانش و مهارت برای مهار کردن تکنولوژی باید روابط اجتماعی را از طریق مفاهیم دانش بنیان به تجربه تنظیم کند.
منتظرقائم در تعریف مفهوم شبکه‌های اجتماعی هم گفت: پدیده‌ها بدون سابقه و پیشینه نیستند. برخورد با مسایل به عنوان مقوله‌های جدید، ما را به سمت دانش بهتری رهنمون نمی شود. بنابراین بهتر است ما ریشه‌های مفهومی را بشناسیم. شبکه‌های اجتماعی یعنی نظام اجتماعی شبکه یی شده. نظام زندگی اجتماعی از حالت روستایی و چهره به چهره عبور کرده است و وارد جامعه ی شهری گمنام شده است. بازگشت به جامعه ی چهره به چهره، جامعه ی مبتنی بر عاطفه، شناخت رودر رو، اختیار، اراده، انتخاب و وحدت عمل همگی از وعده‌های شبکه‌های اجتماعی است.
مدیر گروه ارتباطات دانشگاه تهران شبکه‌های اجتماعی را به دو دسته تفکیک کرد: شبکه‌های اینرنتی (pc) و شبکه‌های مبتنی بر موبایل.
بر اساس تعریف وی، شبکه‌های مبتنی بر اینترنت مانند فیس بوک و توییتر، ادامه ی چاپ و نشر تلقی می‌شوند. زیرا محتوا در آن‌ها حالت ماندگاری دارد و مبتنی بر اراده و اختیار فردی است اما شبکه‌های موبایلی فضای شخصی ندارند و تمام شبکه، مبتنی بر فضای اشتراکی تعریف می‌شود. این فضای مشترک، امکان نگهداری و آرشیو را نداشته و با مشارکت هرچه بیشتر اعضا محتوا به تاریخچه می‌رود و بازیابی اطلاعات دشوار می‌شود.
کمبود با نبود فرهنگ ارجاع یا استناد، نبود هنجارها و مهارت‌های تخصیص وقت و غلبه ی فرهنگ تعارف‌ها و روابط احساسی هم، 3 آسیب برشمرده شده از سوی این استاد ارتباطات بود که در اثر ورود تکنولوژی مشاهده می‌شوند.
وی در بیان راهکارهای برطرف ساختن این آسیب‌ها گفت: ریشه یابی بسیاری از حوادث و وقایع ناخوشایند با مشارکت علما، صاحبنظران، اقتصاددانان و به طور کلی مجموعه ی نیروهای اجتماعی راهکار اصلی حل این معضل است. باید گزاره‌ها به آموزه هایی تبدیل شوند که به جامعه منتقل شده تا جامعه بیاموزد چطور جلوی انحراف و آسیب را بگیرد.
تکنولوژی؛ تهدید یا فرصت؟!
پس از ارایه ی مقدمه یی از سوی مهدی منتظرقائم و صرف زمان استراحت، همایش با حضور سایر صاحبنظران و استادان دانشگاه ادامه یافت. هادی خانیکی به عنوان گرداننده ی این همایش، سخنران بعدی بود.
خانیکی میزگرد را با طرح پرسش هایی شروع کرد و گفت: چه اتفاقی افتاده است که تلفن‌های هوشمند در ایران تبدیل به یک مساله شده و ذهن‌ها را به خود جلب کرده است؟ آیا شتاب تند استفاده از این دستگاه‌ها علت آن بوده یا اینکه صرف زمان بیشتر توسط کاربران سبب این توجه شده است؟ چه افق‌های تازه یا چه ظرفیت‌های تازه یی در جامعه با گسترش تلفن‌های هوشمند پیدا شده است؟ آیا افق‌های تازه را باید با عنوان فرصت‌های بیشتر دید یا تهدید ها؟
بر اساس اطلاعات آماریِ خانیکی از شبکه ی همراه اول تا پایان فروردین ماه سال 1394، 18 میلیون نفر از مشترکان این شبکه، دارای تلفن هوشمند هستند که 16 میلیون و 700 هزار دستگاه مربوط به سیستم عامل اندروید و 1 میلیون و 500 هزار دستگاه سیستم عامل آی او اس (ios) است.
وی همچنین در ادامه از روند افزایشی سریع تلفن‌های هوشمند در میان ایرانیان در 3 سال اخیر خبر داد و افزود: ایران به سرعت به میانگین جهانی تلفن‌های هوشمند که در شرایط فعلی 25 میلیون دستگاه است، نزدیک می‌شود. چرخش اطلاعات در ظرفیت گوشی‌های هوشمند، هزاران برابر اطلاعاتی است که در مرکز کامپیوتری دانشگاه صنعتی شریف به عنوان بزرگترین مرکز کامپیوتری ایران، در گردش است.
این استاد دانشگاه، برای وضعیت به وجود آمده، ظرفیت هایی برشمرد و گفت: می‌توان گفت نوعی مهاجرت معکوس در حال رخ دادن است و مغزهای ما به کشور بازمی گردند. به عبارت دیگر جمعه بازارهای قدیمی در حال شکل گیری دوباره است. یعنی یک نفر هم تولید کند هم به جذب مشتری بپردازد و هم بفروشد. این فضا امکان کارآفرینی را فراهم کرده است.
به عقیده هادی خانیکی، جامعه ی ما در برابر هر پدیده ی تازه یی، تهدیدانگارانه برخورد می‌کند، نه تغییرانگارانه. به بیان دیگر ظهور پدیده‌های تازه دارای فرصت هایی نیز است که هرکس بتواند بهتر از این ظرفیت‌ها استفاده کند، پیروز خواهد بود.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی البته معتقد است در کنار فرصت‌ها و تغییرهای ناشی از یک پدیده، اثر گذاری بر فضای فرهنگی جامعه، تغییر سبک زندگی و … را نیز شاهد خواهیم بود که در این مرحله نیاز به سیاستگزاران احساس می‌شود تا در مقام خود با برنامه ریزی هرچه بهتر نیازها را برطرف ساخته و عقب ماندگی موجود را برطرف سازند. شبکه‌های اجتماعی مجازی بر فضای فرهنگی ما تأثیر گذار هستند؛ چراکه زودبازده هستند و معطوف به نتیجه.
جای خالی دموکراسی در فضاهای مجازی
محمود شهابی عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی سخنران بعدی این همایش بود.
وی ویژگی ارتباطات موبایلی را در پیوندهای اساسی درون گروهی دانست و اظهارات خود را با این پرسش شروع کرد: این ویژگی شبکه‌های ارتباطی موبایلی که تحت عنوان تقویت روابط درون گروهی مطرح می‌شود، چه پیامدی را ممکن است به همراه داشته باشد؟
شهابی در ادامه افزود: می‌توان گفت ارتباطات موبایلی ممکن است موجب از دست رفتن سرمایه اجتماعی شوند. برخی از تحقیقات در کشورهای دیگر نشان می‌دهد استفاده از شبکه‌های اجتماعی باعث فرسایش سرمایه ی اجتماعی می‌شود. اما متاسفانه در ایران تحقیق‌ها و پژوهش‌های لازم در این زمینه صورت نگرفته است و به همین دلیل بر اساس یافته‌های پژوهشی نمی توان اظهارنظر کرد.
شهابی با تاکید بر اینکه باید دید آیا اجتماعات مجازی کمکی به شکل گیری فرهنگ تسامح می‌کند یا نه، گفت: شاید شبکه‌های مجازی تمرینی باشند برای این موضوع؛ اما آنچه در چند سال اخیر شاهد آن هستیم، مانند حمله فیس بوکی به یک فوتبالیست یا حمله در اینستاگرام به یک هنرپیشه و… نشان دهنده آن است که شبکه‌های اجتماعی مجازی ما نتوانسته‌اند فرهنگ سیاسی مبتنی بر دموکراسی و جامعه مدنی را تمرین کنند.
این استاد دانشگاه همچنین تأکید کرد: البته من به نگاه به هراس اخلاقی و توطئه نگری اعتقاد چندانی ندارم، چراکه ما این تجربه را قبلا داشتیم و جواب نگرفته ایم و شاید اگر این شبکه‌های اجتماعی وجود نداشتند هرگز متوجه وخامت وضعیت اجتماعی موجود نمی شدیم و همچنان خیال می‌کردیم که ما امت برگزیده هستیم.
شبکه‌های اجتماعی، هراس آور نیستند
عبدالله گیویان عضو هیات علمی دانشکده صدا وسیما هم سخنران سوم این مراسم بود. گیویان این موضوع را از موضع فرهنگ شناسی نگریست و گفت: هر شکل فرهنگی ابزاری برای مطرح شدن پیدا می‌کند. من در پدیده ی موبایل به هیچ وجه امر هراس آوری را نمی بینم. بلکه نوعی رسانه ی تازه برای صدادار کردن فرهنگ است.
در نگاه این استاد دانشگاه، اتفاقی که از طریق موبایل در امروزِ ایران در حال رخ دادن است، رسمیت بخشیدن به شکل گیری روابط مختلف است. این در حالی است که ما یا بر اساس تصورات اجمالی، یا بر اساس تئوری ها، یا بر اساس تصورات فردی با پدیده ی موبایل مواجه شده ایم و به اندازه ی کفایت در مطالعه ی این پدیده نرسیده ایم.
وی که نگاه مثبتی به ورود این تکنولوژی و گسترش آن در جامعه ی ایران دارد، افزود: چرا از اینکه گروه‌های مختلف اجتماعی در ارتباط با هم قرار می‌گیرند، هراسان می‌شویم؟ اگر امکان ارتباطات موبایلی نبود آیا هیچ نحو دیگری از آن مشکل‌ها پیدا نمی شد؟
به گمان گیویان در امروزِ ایران اجتماعاتی در حال شکل گیری هستند که با نشانه‌های نمادین برای خود مرزگذاری می‌کنند، زبان ارتباطی خود را توسعه می‌دهند و تلاش می‌کنند با هویت یابی از طریق ارتباطات گروهی، بر مواردی مانند تنهایی و بحران‌های اجتماعی غلبه کنند. در برخی موارد چه بسا شاهد ارتقای سطح دانش و توسعه ی ارزش‌های مدنی و … نیز خواهیم بود.
این استاد دانشکده صدا و سیما در پایان از اینکه تب شبکه‌های اجتماعی موبایلی در حال فروکش کردن است سخن گفت.
این در حالی است که مهدی منتظر قائم در نگاهی تقابلی، بر این باور است که هنوز به قله یی که از سربالایی تند آثار منفی بگذریم و جامعه به خودآگاهی کشف مکانیسم‌ها برسد و راه مهار و کنترل تکنولوژی را یاد بگیرد؛ نرسیده ایم. ما هنوز در سربالایی مشاهده و تجربه ی آثار منفی این تکنولوژی بیشتر از آثار مثبت آن هستیم.
شبکه‌های اجتماعی یعنی کامنتِ صفر!
در پایان همایش نیز یونس شکرخواه به عنوان آخرین سخنران از لزوم حضور در فضای مجازی برای شناخت آن سخن گفت. به باور شکرخواه، نمی توان در مورد این فضا نظریه سازی کرد. باید با این فضا زندگی کرد. باید در این فضا بود تا شاید نگوییم همه اش سیاه یا همه اش سفید است. نمی توان گفت این فضا بوی توطئه می‌دهد یا مخاطبان آن فیلسوف‌های مبل نشین هستند. می‌توان فرصت داد. چه اشکالی دارد خانم خانه داری در وایبر مطلبی را بخواند. پس از این فرصت رفته رفته انسان‌ها متوجه می‌شوند که این فضا، فضای استنادات نیست.
این استاد دانشگاه می‌گوید: شبکه‌های اجتماعی یعنی کامنت صفر. گمان نکنید که باید برآیندی از آن به وجود آید. شبکه‌های اجتماعی یک فضای دیالوگی است که لنگرهای گوناگونی دارد. در این شرایط صفر، کسی غلبه ندارد و کسی پرچم فتح اش بالا نیست.
***
تأخر فرهنگی و ضعف مدیریتی آفت شبکه‌های موبایلی
اسماعیل قدیمی
رفتار اجتماعی مردم در شبکه‌های موبایلی از قواعد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نشأت می‌گیرد
راضیه زرگری| شبکه‌های اجتماعی فصل جدیدی در ارتباطات میان‌فردی را در جهان ارتباطات باز کرده و در مسیر تحول سیستم‌های ارتباطی کلان، ایجاد شبکه‌های موبایلی، قاعده رسانه‌های رسمی که شاید تا یک‌دهه پیش سلطه اطلاع‌رسانی و جهت‌دهی به افکار عمومی در جهان را دراختیار داشتند، به‌کلی به‌هم ریخته است. نرم‌افزارهای موبایلی امروزه در دسترس اکثریت افراد جامعه است و البته استفاده‌های بسیار متنوع و متمایزی در میان اقشار مختلف جامعه دارد که این کاربردها بسته به محیط‌های تربیتی، آموزشی، سطح تحصیلات و طبقه اجتماعی افراد متنوع است. اسماعیل قدیمی، از اساتید حوزه ارتباطات در دانشگاه است که در گفت‌وگوی پیش‌رو وجه‌تربیتی و آموزشی شبکه‌های موبایلی را درمیان اقشار جامعه بررسی کرده است. او معتقد است، مردم را نمی‌توان از استفاده از این ابزار ارتباطی محروم کرد و باید ابزارهای آموزشی و آگاهسازی دراختیار آنها قرار گیرد و فرهنگسازی صحیح از سوی نهادهای آموزشی و فرهنگی درجهت تولید محتوای سودمند و ارتقای فرهنگ اجتماعی در شبکه‌های موبایلی ارایه و اجرا شود.
تعلیم و تربیت در شبکه‌های موبایلی را چطور می‌توان نظام‌مند و ساختارمند کرد؟
من معتقدم باید به آموزش نگاهی نهادی داشته باشیم. به بیان بهتر هر جامعه‌ای براساس ساختار، ماهیت و ظرفیت‌ها و قابلیت‌های نهادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دچار تحول می‌شود و آنچه تجربه زیستی نامگذاری می‌شود، درواقع به همین نهادها برمی‌گردد. یعنی جامعه‌ای می‌تواند پیشرفته، عقب‌مانده، سنتی یا مدرن باشد و این تقسیمات براساس ماهیت و ظرفیت‌های نهادهای مختلف جامعه قابل تعریف است. به مسائل آموزشی و تربیتی هم اصولا باید نگاهی نهادی داشت؛ نهادهای آموزشی و سازمان‌های آموزشی در کنار مناسبات این نهادها با دیگر نهادها مثل نهادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا نهاد خانواده و مذهب و امثال آن.
بنابراین نهادها تعیین‌کننده رویکرد هر جامعه هستند. در شرایط فعلی که شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های موبایلی درمیان اقشار مختلف جامعه باب شده است، باید دید این وسایل ارتباطی جدید چه تاثیری بر رشد فردی، اجتماعی، سازمانی و گروهی جامعه دارند.
اگر به کارکردهای این ابزار با یک ملاحظه ساده نگاه کنیم، متوجه می‌شویم همه محتواهای موجود در این شبکه‌ها برمی‌گردد به فرآیندهای تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی یک جامعه. جامعه‌ای که امروز به‌عنوان جامعه مدرن شناخته شده، در گام اول،
تحولات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در آن رخ داده‌است.
کشورهای صنعتی مثل آمریکا آنچنان از نظر صنعتی رشد کرده‌اند که دامنه تولیداتشان فراتر از خود کشور می‌رود. به‌جرأت می‌توان ادعا کرد، آمریکا امروز جهانی‌شدن را هدایت می‌کند. پس در این کشورها به این دلیل که نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متحول شده‌اند، بالطبع نهاد آموزشی‌شان هم تحت‌تأثیر این تحولات دگرگون شده‌است. پس یکی از ابعادی که باید بحث آموزشی و تربیتی شبکه‌های اجتماعی و موبایلی را در آن بررسی کرد، نهادها است.
موضوع دیگری که پیرامون آموزش مطرح است، بعد فردی آموزش است که به آدم‌ها، یادگیرنده‌ها، کاربران و گروه‌ها در این شبکه‌ها برمی‌گردد. یعنی در این بحث باید بررسی کنیم که این افراد و گروه‌ها براساس مناسبات اجتماعی چه وضع و حالات رفتاری دارند؛ باید توجه کنیم که ما در این بحث درباره یک فرد صحبت نمی‌کنیم بلکه درمورد میلیون‌ها نفر انسان صحبت می‌کنیم که هرکدام فکر، ایده و سوگیری و جهت‌گیری‌های عقیدتی و فرهنگی مختلف دارند. اگر بخواهیم به مباحث آموزشی شبکه‌های موبایلی بر این افراد نگاهی بیندازیم، باید به ریشه‌های تربیتی، خانوادگی، هوش و استعداد آنها توجه شود و موقعیت اجتماعی و طبقاتی و درآمد آنها را در نظر گرفت. سوال‌هایی که در این‌جا مطرح می‌شود، این است که اولا نهادهای جامعه در این میان چه نقشی دارند؟ ثانیا جهت‌گیری‌های جامعه چگونه است و پارادایم‌ها و ایدئولوژی‌ها در این میان چه نقشی دارند؟ برای مثال ایدئولوژی سرمایه‌داری، سودجویی را به‌عنوان یک اصل تبلیغ می‌کند و مالکیت خصوصی را ترویج می‌دهد و مردم جامعه‌شان هم براساس این تبلیغات و رویکردها گرایش‌های آموزشی پیدا می‌کنند و همین فرآیندها در رفتارهای اجتماعی آنها دیده می‌شود. پس با این حساب ما هم برای این‌که بدانیم این وسایل و شبکه‌های موبایلی چه تاثیری در مردم دارند، باید کارکرد این وسایل را در جامعه بررسی کنیم؟
دقیقا، ما برای این‌که تاثیرات این وسایل را در جامعه خودمان بسنجیم، باید بدانیم چه نهادهایی این وسایل را هدایت می‌کنند و کاربران چه استفاده‌هایی از این قابلیت‌های ارتباطی در جامعه دارند. چه محتوایی در بین شبکه‌ها رد و بدل می‌شود و چه ظرفیت‌ها و قابلیت‌هایی در این وسایل ارتباطی وجود دارد؟ در این میان باید نقش نهادهای آموزشی را هم مورد بررسی قرار دهیم؛ این‌که نظام آموزشی ما یعنی دانشگاه‌ها، آموزش و پرورش، کودکستان و نهاد خانواده تا چه حد در استفاده درست این وسایل نقش دارند و تا چه میزان یادگیری مثبت را رواج می‌دهند و اساسا تا چه حد نسبت به قابلیت و کارکردهای شبکه‌های موبایلی آگاه هستند.
به نظر من همه اینها به‌طورکلی به موقعیت‌های اجتماعی افراد و موقعیت‌های عمومی در جامعه برمی‌گردد و از سرمایه‌های اجتماعی و مناسبات خانوادگی که در بین خانواده‌ها وجود دارد تأثیر می‌گیرد. به بیان دیگر، رفتار اجتماعی مردم در شبکه‌های موبایلی از قواعد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نشأت می‌گیرد و مناسبات میان طبقه‌های اجتماعی بر محتوای این شبکه‌ها تاثیرگذار است. مثلا در جامعه امروز ما بین اقشار مرفه و پردرآمد نوعی رقابت ناسالم رواج پیدا کرده است که در ثروت‌اندوزی و به‌رخ‌کشیدن ملک و دارایی از هم پیشی می‌گیرند. این مناسبات درمیان اقشار پایین‌تر جامعه که در چرخه‌فقر به‌سرمی‌برند و گرفتار اعتیاد و نداری هستند، به شکل دیگری بروز می‌کند. بنابراین وقتی می‌پرسیم این وسایل چه تاثیری دارند باید زیربناها را ببینیم و زمینه‌ها را ملاحظه کنیم؛ یک مثال دیگر می‌زنم تا بتوانم این زیربناها را بهتر و عمیق‌تر توضیح دهم. در برخی خانواده‌ها رقابت‌ها به شکل دیگر است. در بعضی شهرستان‌ها، خانواده‌ها برای کنکور به‌شدت با هم رقابت می‌کنند و رویه‌های تشویقی برای خود تعریف کرده‌اند و وقتی یک‌نفر فوق‌لیسانس یا دکترا قبول می‌شود، برایش پلاکارد نصب می‌کنند. منظورم این است که این مناسبات در گروه‌ها و اقشار جامعه به‌حدی مختلف و متنوع است که می‌تواند در همه‌چیز تاثیرگذار باشد.
سوالی که از بحث شما به ذهنم می‌رسد، این است که چگونه می‌توان این تاثیرپذیری را در جهت مثبت هدایت و مدیریت کرد؟ نقش دولت در این میان چیست و آیا دولت می‌تواند از این پتانسیل برای ارتباط‌گیری با سطوح مختلف جامعه استفاده کند؟
مهم‌ترین بحث در تاثیرات آموزشی و تربیتی شبکه‌های اجتماعی و موبایلی همین است که ببینیم نقش دولت و نهادهای آموزشی و خانواده‌ها در این میان چیست؟ مثلا نهادی که با عنوان شورایعالی فضای مجازی تشکیل شده است، چه نقشی در این میان برعهده دارد؟ درواقع وقتی به برخی از بندهای اساسنامه این نهاد نگاه کنیم، به‌صراحت عنوان شده باید راهکاری برای مباحث آموزش‌اجتماعی از طرق این شبکه‌ها دنبال شود. در این میان نقش دولت در کشور ما خیلی موثر است چون کشور ما همچنان دولت‌محور است و سازمان‌ها و شرکت‌های خصوصی هنوز ضعیف هستند؛ پس نقش دولت و وزارت ارتباطات برجسته می‌شود و باید از این ظرفیت به بهترین نحو استفاده ببرد. به بیان بهتر، نهادها باید از طریق تولید محتواهای قوی و نیرومند و معرفی این ابزارها و قابلیت‌هایشان به‌همراه سازوکارهایی که می‌تواند به جامعه بدهند، نقش موثری ایفا کنند و برای ارتقای آگاهی‌های عمومی و آموزش‌های همگانی گام بردارند.
در نهایت من معتقدم دو جریان باید به‌طور همزمان با هم پیش بروند؛ یکی این‌که نهادهای ارتباط‌جمعی و ابزارهای ارتباطی به‌گونه‌ای این ابزار را معرفی کنند که هم استعدادهای فردی شکوفا شود و افراد مهارت‌های فردی خود را ارتقا دهند و از طرف دیگر باید توجه داشته باشیم شبکه‌های اجتماعی و موبایلی نباید باعث ایجاد تفرق اجتماعی شوند؛ تفکر جزیره‌ای و تضاد اجتماعی را تشدید کند. ادعای من این است که ابزارهای ارتباط‌جمعی امروزه در جامعه ما کاربرد صحیحی ندارند؛ آمار نشان می‌دهد، ٤٦‌میلیون کاربر وجود دارد و من به جرأت می‌توانم بگویم تعداد بسیار اندکی از این ٤٦‌میلیون نفر با قابلیت‌های شبکه‌های موبایلی آشنا هستند و می‌توانند از همه ظرفیت‌های آن استفاده کنند.
متاسفانه بسیاری از کاربران شبکه‌های موبایلی گرفتار عادت‌های شخصی هستند که به‌واسطه نارسایی‌های شخصیتی که دارند به آن مبتلا شده‌اند و به‌واسطه استفاده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی بسیاری از روابط ناسالم اجتماعی در میان این افراد شکل می‌گیرد. بنابراین همه نهادهای اجتماعی اعم از دانشگاه‌ها و مراکز دولتی و غیردولتی متولی آموزش باید تلاش کنند، هم ابعاد فردی افراد مورد توجه قرار گیرد و هم همبستگی‌های اجتماعی حفظ شود و بر مسائل مهم کشور مثل مشترکات و منافع عمومی تمرکز شود. من درحال‌حاضر نهادهای متولی آموزش و مدیریت و فرهنگسازی استفاده از شبکه‌های موبایلی را ضعیف می‌بینم. اخیرا شنیده‌ام که دولت حرکتی آغاز کرده است با هدف این‌که فیلترینگ توییتر را بردارد؛ من امیدوارم روزی فیلترینگ فیسبوک هم برداشته شود و سیاست فیلترینگ و سانسور از این کشور رخت بسته و جای آن را سیاست تولید محتوا، آموزش و غنی‌سازی محتوا و تربیت افراد متخصص بگیرد به‌ویژه تربیت کادر علمی دانشگاه‌ها؛ من مدعی هستم بسیاری از افرادی که در رشته علوم‌اجتماعی ارتباطات تحصیل کرده‌اند، تحصیلاتشان تخصصی نیست بلکه عمومی است.
درحالی‌که ما در دنیا در هرکدام از زمینه‌های ارتباطی صاحب‌نظر داریم. مثلا مانوئل کاستل طی سال‌های اخیر چندین کتاب درباره موبایل نوشته است. حالا این وضع را در داخل کشور بررسی کنیم و ببینیم چند متخصص و پژوهشگر جدی در حوزه شبکه‌های اجتماعی داریم و اصلا نهادهای آمار دولتی کشور ما دقیقا کجاست! این درحالی است که در دنیا می‌بینیم نهادهای آمار دولتی جزو نهادهای عمومی هستند و فضای عمومی محسوب می‌شوند؛ فضای عمومی یعنی این‌که رشد علمی و فکری را باعث می‌شوند و همه صاحب‌نظران می‌توانند وارد شوند و پژوهش‌های اجتماعی انجام دهند. این روندها باعث می‌شود عادات اجتماعی سودمند در جامعه ایجاد شود. به‌عنوان مثال وقتی در لندن و توکیو وارد مترو می‌شویم، اکثریت مردم درحال مطالعه کتاب و روزنامه هستند اما در این‌جا اغلب جوانان در مترو درحال بازی با موبایل و تبلت هستند.
این عادات بد و غلط را چگونه می‌توان از بین برد؟ چگونه می‌توان استفاده از شبکه‌های موبایلی را ساختارمند کرد؟
همه اینها به نظر من برمی‌گردد به بحث نیرومند کردن نهادهای آموزشی؛ به قول آقای دیوید مک‌لنین، باید نیاز به موفقیت را در جامعه درمیان افراد ایجاد کرد. یعنی نیاز به توسعه فردی و مشارکت اجتماعی را درمیان مردم ایجاد کنیم. ما باید مدیریت رسانه‌هایمان را نیرومند کنیم، متخصصان شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های موبایلی را در کشور تربیت کنیم و رفتارهای مردم در این شبکه‌ها را موردمطالعه و بررسی قرار دهیم. باید ببینیم رفتارهای منفی مردم در این شبکه‌ها بیشتر در چه موضوعاتی است؟ با چه موضوعاتی سرگرم هستند و تا چه حد به نقش خود آگاهند و می‌دانند چه تاثیری روی یکدیگر می‌گذارند. ما در شرایط کنونی باید با تمرکز بر قابلیت‌ها و تقویت نهادهای آموزشی و مدیریت رسانه‌ها و تحلیل رفتارهای اجتماعی در این شبکه‌ها، به جایی برسیم که بتوانیم بگوییم به گردونه رقابت با کشورهای دنیا رسیده‌ایم. چون به نظر من درحال‌حاضر چنین رقابت‌پذیری را نداریم.
اصلی‌ترین کارکرد شبکه‌های موبایلی در کشور ما مباحث سرگرمی و مطالب بدون محتوای آموزشی است البته نمی‌توان از برخی محتوای غنی که در گروه‌های این شبکه‌ها رد و بدل می‌شود، غافل شد. نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا می‌توان به ایجاد این فرهنگ با توسعه آموزش‌ها و آگاهی‌دهی به مردم امیدوار بود؟
دقیقا همین‌طور است؛ بیشتر افرادی که در این گروه‌ها فعال هستند، یا درحال‌لطیفه‌ساختن از مسائل اجتماعی هستند یا یک موضوعی را دستمایه شایعه‌پراکنی قرار می‌دهند و مردم هم بدون توجه به رسمیت داشتن اخبار و شایعات آن را کپی و پخش می‌کنند. من به شخصه چند حلقه تلگرامی را زیرنظر دارم و به‌درستی مصادیق استفاده از قابلیت این شبکه‌ها را می‌بینم. بحث‌های سیاسی، شایعات، بحث‌های اجتماعی و اخیرا هم بعضی بداخلاقی‌ها را شاهد بودم. همه اینها نشان‌دهنده این است که محتوای این شبکه‌ها مدیریت نمی‌شود؛ اینها همه برای این است که افراد آگاهی، فهم و قدرت تشخیص و شناخت محتوای این شبکه‌ها را ندارند.
بعد دیگر ماجرای این شبکه‌های موبایلی، نظام حقوقی و مقرراتی حاکم بر این شبکه‌هاست که مشکل دارد. من معتقدم، فیلترینگ باید برداشته شود و از طرف دیگر باید نظام حقوقی‌ای بر این شبکه‌ها حاکم شود که افراد به تولید محتوای سودمند و رقابتی تشویق شوند. حتما می‌دانید که امروز در آمریکا بیشترین مبادلات تجاری و معاملات از طریق فضای مجازی انجام می‌شود. به‌طوری‌که معاملات فیزیکی کمتر دیده می‌شود، در عوض میلیاردها دلار در نت از طریق همین شبکه‌ها رد و بدل می‌شود؛ بخش اعظمی از مردم به این واقعیت پی برده‌اند که این ابزار، وسیله‌ای برای تجارت و کسب‌درآمد است. در ایران هم باید این‌طور باشد که نیست؛ چون آموزش‌های درست و کارآمد نه در دانشگاه‌ها و نه در آموزش و پرورش وجود نداشته است و اغلب تجارت‌های الکترونیکی به سوءاستفاده‌های مالی منجر شده است. در این میان صدا و سیمای ما هم کوتاهی کرده است. رسانه‌ها هم فاقد راهبردهای صحیح استفاده از این قابلیت‌ها بوده‌اند؛ به نظر من این به نوعی تأخیر فرهنگی و ضعف مدیریتی است. مردم را نمی‌توان از استفاده از این ابزار ارتباطی محروم کرد. باید ابزارهای آموزشی و آگاهی در اختیار آنها قرار گیرد و فرهنگ‌سازی درست از سوی نهادهای آموزشی و فرهنگی ارایه و اجرایی شود.
درمورد بحث ظرفیت‌ها که مطرح کردید؛ امروزه یک فضایی ایجاد شده است که مردم خیلی زیاد از این شبکه‌ها تأثیر می‌پذیرند. مثلا همین کمپینی که برای تحریم خودرو صفر شکل گرفته و جامعه را به‌نوعی مشارکت اجتماعی ترغیب کرده است. چطور می‌توان این اثرگذاری‌ها را در چارچوب بهتر سازماندهی کرد؟
اگر ما به تعداد کافی صاحب‌نظر، تحلیلگر و مراکز آموزشی و آماری دراختیار داشتیم، الان بهترین فرصت بود. مثلا همین بحث تحریم اعلام نشده خودروهای صفر داخلی یک حرکت مثبت است، از این جهت که انحصار تولید باعث شده بسیاری از شرکت‌های تولیدی داخلی ما هیچ‌یک از قواعد امروز دنیا که مشتری‌گرایانه است را رعایت نکنند. امروز در کشورهای صنعتی، مشتری متقاضی است و می‌گوید چه می‌خواهد و تولید‌کننده با کمترین هزینه نیاز مشتری را برآورده و محصول موردنظر را تولید می‌کند. مشتری حرف اول را می‌زند و همه قوانین از مشتری حمایت می‌کند و کوچکترین خلاف با تنبیه و برخورد جدی مقابله می‌شود.
به نظر من ابزارهای استفاده بهینه از این وسایل و رشد آگاهی ملی که به این حرکت‌ها بینجامد، مجددا برمی‌گردد به دانشگاه‌ها و مراکز علمی ما که مطالعات و پژوهش‌های کاربردی در سال‌های اخیر نداشته‌اند. به‌طوری‌که امروز تعداد بسیار کمی مقاله رسمی در رسانه‌ها در این زمینه منتشر شده است. صاحب‌نظران تحلیل‌های انگشت‌شماری در این حوزه دارند چراکه مراکز آماری و تحقیقی در این حوزه‌ها نداریم. اولا، دانشگاه‌ها باید نقش جدی‌تری در شبکه‌های اجتماعی و موبایلی ایفا کنند. ثانیا، مراکز آمار دولتی باید تقویت شوند. وسایل ارتباط‌جمعی باید به‌طور جدی وارد آموزش در بحث شبکه‌های موبایلی شوند. البته نکته‌ای که این‌جا مطرح می‌شود این است که مثلا دولت شاید بگوید چرا من باید کمک کنم و آگاهی بدهم و مردم این جنبش را علیه خودروهای ملی انجام دهند؟ چرا باید خواسته‌ها و سطح انتظارات مردم را گسترش دهم و برای خودم دردسر درست کنم؟ به نظر من این حرف‌ها درست نیست؛ مردم اگر آگاه و با حق و حقوق خود آشنا باشند و از سوی دیگر با انحصارگرایی‌هایی که از سوی بخشی از سازمان‌ها وجود دارد، مقابله شود، مسلما خواهان حقوق بدیهی خود هستند و نه چیزی اضافه. نقش رسانه‌ها و وسایل ارتباط‌جمعی مثل روزنامه شما هم در افزایش آگاهی‌های عمومی از کارکرد این شبکه‌ها و فرهنگ‌سازی استفاده صحیح از این ابزار تاثیرگذار است و به بهبود روندهای فعلی کمک می‌کند.
معتقدم دو جریان باید به‌طور همزمان با هم پیش بروند؛ یکی این‌که نهادهای ارتباط‌جمعی و ابزارهای ارتباطی به‌گونه‌ای این ابزار را معرفی کنند که هم استعدادهای فردی شکوفا شود و افراد مهارت‌های فردی خود را ارتقا دهند و از طرف دیگر باید توجه داشته باشیم شبکه‌های اجتماعی و موبایلی نباید باعث ایجاد تفرق اجتماعی شوند؛ تفکر جزیره‌ای و تضاد اجتماعی را تشدید کند. ادعای من این است که ابزارهای ارتباط‌جمعی امروزه در جامعه ما کاربرد صحیحی ندارند؛ آمار نشان می‌دهد، ٤٦‌میلیون کاربر وجود دارد و من به جرأت می‌توانم بگویم تعداد بسیار اندکی از این ٤٦‌میلیون نفر با قابلیت‌های شبکه‌های موبایلی آشنا هستند و می‌توانند از همه ظرفیت‌های آن استفاده کنند.
من درحال‌حاضر نهادهای متولی آموزش و مدیریت و فرهنگسازی استفاده از شبکه‌های موبایلی را ضعیف می‌بینم. اخیرا شنیده‌ام که دولت حرکتی آغاز کرده است با هدف این‌که فیلترینگ توییتر را بردارد؛ من امیدوارم روزی فیلترینگ فیسبوک هم برداشته شود و سیاست فیلترینگ و سانسور از این کشور رخت بسته و جای آن را سیاست تولید محتوا، آموزش و غنی‌سازی محتوا و تربیت افراد متخصص بگیرد به‌ویژه تربیت کادر علمی دانشگاه‌ها؛ من مدعی هستم بسیاری از افرادی که در رشته علوم‌اجتماعی ارتباطات تحصیل کرده‌اند، تحصیلاتشان تخصصی نیست بلکه عمومی است.

 –>دریافت متن کامل کتاب (PDF)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *