سازمان بهزیستی در دو مقطع تاریخی: 1359 و 1394

سازمان بهزیستی در دو مقطع تاریخی: 1359 و 1394
اولین مصاحبه از نخستین رئیس بهزیستی و مقایسه آن با وضعیت کنونی

مریم قاسمی ـ الهه قاسمی

مرحوم فیاض بخش (شهید در انفجار حزب جمهوری اسلامی) به عنوان وزیر بهداری در 24 خرداد 1359، لایحه تأسیس سازمان بهزیستی را برای شورای انقلاب ارسال کرد. این شورا در 24 تیرماه 59 آن را تصویب کرد و بدین ترتیب سازمان بهزیستی متولد شد. 12 روز بعد یعنی مرداد ماه 59، مرحوم فیاض بخش با خبرنگاران گفتگو کرده و درباره این سازمان، خط‌مشی و اهداف آن، چشم اندازهای آینده مطالب مهمی گفته است. این مصاحبه در 7 مرداد منتشر شده است. پژوهشگران و نویسندگان برای تدوین تاریخ معلولان و نیز تألیف تاریخ سازمان بهزیستی به عنوان مهم‌ترین سازمان متولی امور معلولان نیاز مبرم به این مصاحبه دارند. همچنین دانشجویانی که در موضوعات حقوقی، تاریخی و اجتماعی پایان‌نامه و مقاله می‌نویسند، از مطالب این مصاحبه باید استفاده کنند. از این‌رو متن آن را عیناً می‌آوریم. در واقع این مصاحبه سنگ بنای سازمان است و تولد سازمان با این مصاحبه آغاز شده است. به همین دلیل نخست متن آن را به صورت عکس می‌آوریم، سپس به تجزیه و تحلیل آن می‌پردازیم.
نگاهی به مصاحبه
از نظر تاریخی، اطلاعات مهمی در این مصاحبه آمده است. شخصی که این سخنان را گفته، بنیانگذار سازمان بهزیستی در ایران است و شرایطی که سازمان ایجاد شده، مقطع مهمی در تاریخ اسلام و ایران یعنی چند ماه پس از پیروزی انقلاب است. لذا ضروری است، به مطالب و قسمت‌های مهم این مصاحبه، توجه شود. فیاض بخش نخست به اهداف و خط‌مشی بهزیستی می‌پردازد و می‌گوید:
هدف از ایجاد این سازمان یک کاسه کردن کارها و برنامه‌های تعداد زیادی از سازمان‌ها، تشکیلات و ادارات مختلف عام‌المنفعه و خیریه در سطح کشور است. در جامعه امروزی ما افراد و گروه‌های نیازمندی هستند که برای سرویس دادن به آن‌ها لازم بود یک سازمان و تشکیلات مستقل و جداگانه‌ای با بودجه و امکانات کافی ایجاد شود.
فیاض بخش به زیاد شدن انواع آسیب‌مندان اجتماعی، افزایش آمار معلولان و دیگر اقشار آسیب‌مند می‌پردازد و می‌گوید: خانواده‌های بی‌سرپرست، کودکان یتیم، معلولان جسمی مثل نابینایان و ناشنوایان و عقب افتادگان ذهنی، تعداد آن‌ها بعد از انقلاب به مراتب بیشتر شده است؛ البته او تعداد منحرفان اجتماعی مثل روسپیان، ولگردان، متکدیان و معتادان را رو به کاهش می‌داند و می‌گوید: با مبارزه‌ای که در این راه شروع شده تعداد آن‌ها روز به روز کمتر می‌شود. شش گروه دیگر یعنی سالمندان بی‌سرپرست، بیماران غیر قابل علاج، افلیج‌ها، معاودین و در راه ماندگان را هم به آنان اضافه می‌کند.
لازم به ذکر است در این دوره صدها هزار پناه‌جو و مهاجر یا معاود از افغانستان و عراق به ایران آمده بودند وسیل مهاجران رو به افزایش بود.
او درباره معلولان و مهارت‌آموزی به آنان می‌گوید: معلولان باید به نحوی یاری شوند که بتوانند به مرور خودکفا بشوند یعنی بچه معلولی که نابینا است ولی از سایر جهات سالم است حرفه و فنی را بیاموزد تا بتواند زندگی خود را اداره کند تا کلّ بر اجتماع نباشد یا بچه‌های عقب افتاده ذهنی می‌توانند بعضی از کارها را یاد بگیرند به طور خلاصه این نیازهای جامعه باعث شد تا این سازمان ملی ـ مردمی به وجود آید.
فیاض بخش آمار اقشار آسیب‌مند جامعه را در سال 1359 یعنی 35 سال قبل اینگونه اعلام کرده است: حدود 4 میلیون نفر معلول و محروم در کشور ما وجود دارند که این سازمان می‌تواند به یاری آن‌ها بشتابد و باید گفت بعد از وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی دومین سازمان از نظر تعداد، سرویس گیرنده است.
در ادامه کارهای اصلی سازمان را اینگونه تحلیل می‌کند: کار اصلی سازمان بهزیستی شامل سه قسمت می‌باشد: نگاهداری از افراد فوق، حرفه آموزی یا توان‌بخشی و بالاخره آموزش مربیانی مخصوص که باید به این افراد سرویس بدهند.
فیاض بخش به سیاست تجمیع مراکز پس از انقلاب اشاره می‌کند و از آن دفاع کرده و می‌گوید سازمان‌های پراکنده را جمع‌آوری و متمرکز کردیم. اما اکنون بعد از گذشت 35 سال شاید به این نتیجه برسیم که اگر سازمان‌ها و تشکل‌ها پراکنده بودند و بین آن‌ها رقابت سالم بود، شاید مشکلات بهتر سامان داده می‌شد. بالاخره وقتی همه قدرت و امکانات و پول یک جا جمع می‌شود، فساد انگیزی آن هم زیاد است. او درباره تمرکز می‌گوید: پیش از انقلاب حدود 13 تا 14 سازمان مختلف این کار را انجام می‌داند مثل سازمان نابینایان و ناشنوایان، سازمان ملی رفاه خانواده یا سازمان زنان و سازمان شاهنشاهی با همه عرض و طولش که قسمتی از آن فقط سازمان اعانه ملی بود که آن همه پول از طریق فروش بلیط بخت آزمایی بابت این کار از مردم می‌گرفت، انجمن ملی حمایت کودکان و سازمان بهزیستی و آموزشی فرح. ایشان به نقد این سازمان‌ها پرداخته و می‌گوید: که معمولاً هر کدام از آن‌ها به یکی از درباریان وابستگی داشتند و کار آن‌ها بسیار سمبلیک و روبنایی بود و هدف آن‌ها فقط این بود که بگویند ما مشغول انجام کار خیری هستیم. و بودجه‌های بسیار سنگینی برای این کارها در اختیار داشتند ولی بازده کار آن‌ها بسیار پایین و حتی در مواردی صفر بود؛ به طور مثال انجمن‌های نامبرده حدود 967 واحد و مؤسسه و مدرسه را شامل می‌شدند تعداد کارمندان آن‌ها حدود 13 هزار نفر و بودجه آن‌ها حدود 16 میلیارد تومان در سال 1357 بوده است.
آقای فیاض بخش بودجه سازمان‌های متکفل امور آسیب‌مندان را 16 میلیارد تومان اعلام کرده و آقای محسنی رئیس جدید سازمان بهزیستی بودجه مصوب در سال 1393 را 1600 میلیارد تومان و بودجه‌های مردمی را هم همین اندازه یعنی حداقل بودجه سازمان در سال‌های اخیر را 3200 میلیارد تومان، اعلام کرده است. یعنی طی 35 سال، بودجه سازمان 200 برابر شده است.
دکتر فیاض بخش در قسمت دیگری از سخنانش درباره ساختار اداری بهزیستی و نداشتن بوروکراسی و قید و بندهای اداری گفت: بر اساس تصویب شورای انقلاب در رأس سازمان بهزیستی وزیر مشاور قرار دارد و این سازمان به عنوان یک ارگان دولتی مردمی و یک نهاد انقلابی در اکثر موارد از قید و بند بسیاری از مقررات دست و پا گیر اداری آزاد می‌باشد و اصول آن با تمام وزارتخانه‌ها متفاوت است و سازمان بهزیستی خوشبختانه تابع مقررات مالی و استخدامی موجود در کشور نیست؛ به طور مثال، اگر تشخیص بدهیم یک فرد در سطح دیپلم می‌تواند در کار آموزشی و یاری به معلولان موفقیت لازم را داشته باشد می‌توانیم خارج از ضوابط موجود استخدامی و مالی بدون در نظر گرفتن مدرک تحصیلی حقوق خوبی به او بپردازیم. از سویی برخی از واحدهای ما یا خودشان درآمد دارند یا از اعاناتی که از سوی مردم داده می‌شود بهره‌مند هستند لذا مقرر شد که اعانات و درآمدهای هر واحد سازمان بدون واریز به خزانه دولت مستقیماً در امر بهبود وضع همان واحد به کار گرفته شود.
فیاض بخش می‌گوید قرار شده همه کارها شورایی و جمعی اداره ‌شود: همه کارها و تصمیم‌گیری‌ها به صورت شورایی اداره شود. این شوراها از شش نفر که به ترتیب عبارت‌اند از: امام جمعه استان یا منطقه معتمد محل، استاندار، نماینده شهرداری، نماینده بهداری و بالاخره سرپرست بهزیستی ناحیه تشکیل می‌شود و کلیه امور هر منطقه یا استان به صورتی کاملاً غیر متمرکز و خودکفا انجام خواهد گرفت و رابط هر منطقه با مرکز فقط مسئول بهزیستی منطقه می‌باشد و سازمان مرکزی نیز فقط نقش راهنما و ارائه کننده برنامه‌ها و طرح‌ها را خواهد داشت و بقیه امور زیر نظر و با مسئولیت شوراهای منطقه انجام می‌گیرد.
نیز او درباره تعداد کارمندان گفت: امروز حدود 12 تا 13 هزار نفر پرسنل این سازمان در وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مختلف به طور پراکنده به کار مشغول هستند؛ مثل مهندس، کارشناس، مربی و غیره و حتی در برخی از واحدهای وابسته به سازمان بهزیستی با تراکم پرسنل روبه رو هستیم مثلاً در یکی از واحدها حدود 120 کارمند وجود دارد در حالی که تعداد معلولان این آسایشگاه حدود 50 نفر می‌باشند.
پس می‌توان گفت که در حال حاضر سازمان بهزیستی به هیچ وجه احتیاج به استخدام پرسنل جدید ندارد. اما بر اساس آمار عرضه شده در سایت سازمان بهزیستی، پرسنل این سازمان از 13 هزار، 27 هزار نفر شده‌اند. یعنی سخن مرحوم فیاض بخش که گفته نیاز به استخدام نیروی جدید نداریم نادیده گرفته شده و این سازمان بیش از دو برابر نیرو استخدام کرده است.
خبرنگاری روش سازمان بهزیستی را نقد کرده و این شیوه را دارای پیامدهای منفی در سال‌های بعد می‌داند. او می‌گوید: با توجه به اینکه به طور کلی افراد مددگیر (هنوز اصطلاح مددجو فراگیر نشده بود لذا خبرنگار و وزیر واژه مددگیر به کار می‌برد) در اجتماع کسانی می‌باشند که به دلیل نقص‌های جسمی و روحی گرفتار این بلایا شده‌اند و از سویی ترحم به این افراد و دادن کمک‌های علنی همراه با تبلیغات خواه و ناخواه از نظر روانی آن‌ها را دچار عقده و کمپلکس‌هایی خواهد کرد به ویژه آنکه هدف سازمان بهزیستی آن است که در نهایت از وجود این افراد به صورت مثبت و سازنده‌ای در اجتماع بهره بگیرد و به اصطلاح از سربار شدن آن‌ها بر جامعه جلوگیری کند، آیا در این زمینه فکری شده که این دسته از افراد جامعه ما دچار عقده خود کم بینی و لطمات و ضایعات روحی غیرقابل جبرانی نشوند.
فیاض بخش درباره اشتغال و توان‌بخشی معلولان از طریق کار می‌گوید: در یکی از مواد این لایحه تصریح شده است که کلیه کارگاه‌ها و سازمان‌های دولتی و خصوصی که بیشتر از 50 نفر پرسنل دارند موظفند بین 2 تا 5 درصد پرسنل خود را از میان معلولان حرفه‌آموزی شده استخدام کنند و اگر این کار را نکردند باید یک مقدار پولی را به صندوق تعاونی سازمان بهزیستی بپردازند. در میان مددگیران ما افرادی با تخصص‌های بسیار خوب و بالا وجود دارند و وزارت کار موظف است که از وجود آن‌ها در بازار کار استفاده کند ما معلولانی داریم که حتی رانندگی تراکتور را به خوبی انجام می‌دهند یا تلقیح مصنوعی دام می‌کنند یا امور برقی و عکاسی را آموخته‌اند تلفنچی و یا ماشین‌نویس‌های بسیار ماهری هستند یا در امور کشاورزی فعالیت می‌کنند و همانطور که گفتم هدف سازمان بهزیستی و دولت آن است که این افراد به صورت افرادی کاملاً کارآمد و خودکفا تحویل جامعه شوند و تمام زمینه‌ها نیز در این مورد پیش‌بینی و فراهم شده است. به طور مثال سازمان‌ در بسیاری از نقاط دارای مرغداری، گاوداری و کارگاه‌های مختلف فنی و کشاورزی مخصوص به خود می‌باشد. از سویی کمک‌هایی که از سوی مردم می‌شود به طور مستقیم نیست که اثرات منفی داشته باشد بلکه کمک‌های مردم از طریق شوراهای بهزیستی منطقه انجام می‌گیرد و به طور کلی این دسته از افراد از امکاناتی استفاده می‌کنند که بر اساس قانون اساسی جزو حقوق آن‌هاست و به همین جهت نباید در آن‌ها عقده‌ای به وجود آید چون همانطور که در قانون اساسی برای افراد سالم حقوقی در نظر گرفته شده برای این دسته از افراد نیز حقوقی پیش‌بینی شده است.
استدلال آقای وزیر این است که چون حقوق معلولان و دیگر آسیب‌مندان در قانون مشخص است پس در آینده مشکلی پیش نمی‌آید. اما تاریخ و حقایق تاریخی، نتایج دیگری را نشان می‌دهد.
به هر حال در این مصاحبه نکات مهمی درج شده است. لازم است کارشناسان امور معلولین و آسیب‌های اجتماعی، مدیران سازمان بهزیستی یک بار آن را با دقت مطالعه کنند و با واقعیت‌های موجود بسنجند. سپس بررسی کنند چه اندازه از تحلیل‌ها و دیدگاه‌های مندرج در این مصاحبه عملی و اجرایی شده و چند درصد عملیاتی نشده و به موانع برخورد کرده است.
مقایسه با وضعیت کنونی
پس از مشاهده تحلیل‌های اولین رئیس و معمار و بنیانگذار سازمان بهزیستی، لازم است به تحلیل‌های مسئولان و رئیس سازمان بهزیستی در این دوره هم توجه کنیم.
آقای دکتر محسنی بندپی رئیس جدید سازمان بهزیستی اعلام کرده، در حال حاضر (21 تیرماه 94)، 5 میلیون نفر از جمعیت کشور تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند. این آمار با سخنان آقای فیاض بخش مقایسه گردد که در سال 59 که جمعیت ایران حدود 27 میلیون نفر بود می‌گفت، 4 میلیون نفر آسیب‌منداند و باید تحت خدمات بهزیستی قرار بگیرند. نیز می‌گفت با همین بودجه 16 میلیارد تومانی و پرسنل 12 هزار نفری، 4 میلیون نفر را زیر چتر خدمات آورده و سامان‌دهی می‌کنیم و مشکلات آنان را مرتفع می‌کنیم. ولی هم اکنون جمعیت ایران حدود سه برابر شده، آمار معلولان بنا بر قول معاون توان‌بخشی سازمان بهزیستی در 18 مرداد 93، 11 میلیون نفر می‌باشند، پرسنل 27 هزار شده (سایت سازمان بهزیستی) و سی و پنج سال هم از مصاحبه آقای فیاض بخش گذشته و بودجه دولتی و مصوب سازمان 1600 میلیارد تومان شده و به همین اندازه بودجه‌های دیگر دریافت می‌کند. یعنی بودجه حدود 3200 میلیار تومان و 200 برابر شده و 5 میلیون نفر را پوشش می‌دهد. کارشناسان می‌توانند وضعیت این دوره را با سال 59 مقایسه، اطلاعات فیاض بخش را با اطلاعات جدید مقایسه کنند و بر اساس شاخص‌های مختلف و شیوه‌های علمی نتیجه‌گیری کرده و با ترسیم منحنی‌های مختلف سیر حرکت و تحولات سازمان را معرفی کنند.
کارشناسان می‌توانند مشخص کنند، با افزایش 200 برابری بودجه پرسنل و دو برابر شدن پرسنل، کارآیی سازمان آیا عقب رفته یا پیشرفت داشته است؟ 11 میلیون معلول و نیز در قشرهای دختران فراری، معتادان، زنان بیوه و غیره نسبت به آمار 59 که کل آسیب‌مندان را پنج میلیون می‌دانست، چه وضعیتی داریم؟ به عبارت دیگر طی 35 سال سازمان توانسته یک میلیون بر آمار پایه بیفزاید و پنج میلیون را تحت پوشش داشته باشد، البته مشکلات این پنج میلیون هم تا بیش از پنجاه درصد مرتفع نشده است.
برخی از آمارهای که در دو سال اخیر توسط مسئولان بهزیستی بیان شده را می‌آورم تا واقعیت‌ها بیشتر معلوم گردد:
1- یحیی سخنگویی معاون توان‌بخشی سازمان بهزیستی (8 تیرماه 92)
* 2 میلیون و 900 هزار معلول در سامانه بانک اطلاعاتی بهزیستی کشور به ثبت رسیده‌اند.
* یک هزار و هشتصد مرکز زیر پوشش بهزیستی برای خدمات به معلولان فعال است.
* چهار درصد از جمعیت کشور معلول هستند.
ملاحظه:
در سال 59 آقای فیاض بخش از فعالیت هزار مؤسسه برای خدمات رسانی به اقشار آسیب‌مند، خبر می‌داد و آقای سخنگویی از 1800 مرکز، یعنی مراکز نسبت به بودجه و معلولان، افزایش چشمگیر نداشته‌اند.
2- یحیی سخنگویی معاون توان‌بخشی سازمان (18 مرداد 93):
* آمار معلولیت در کشور طی دو سال اخیر از 10 به 15 درصد افزایش یافته است.
* بیش از 11 میلیون نفر از جمعیت ایران معلول هستند که سه درصد دارای معلولیت بسیار شدید می‌باشند.
* اگر امکانات سازمان ده برابر شود همچنان قادر به تأمین نیازها نیستیم.
* بیش از 1800 مرکز خدمات رسانی و توان‌بخشی در کشور وجود دارد.
3- علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی 12 آذرماه 93:
* آمار معلولان ایران به 10 میلیون نفر می‌رسد.
* سه میلیون معلول شدید داریم.
* آمار معلولیت‌ها از 10 به 15 درصد افزایش یافته است.
* سالانه 60 هزار تن در اثر حوادث، بیماری‌های ژنتیکی، زایمان غلط، اقدامات نامناسب بهداشتی به آمار معلولان افزوده می‌شود.
* تعداد معلولان زیر 25 سال در ایران، 500 تا 700 هزار نفر حدس زده می‌شوند.
* معلولان بزرگ‌ترین اقلیت جهان می‌باشند.
4- انوشیروان محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی 21 تیر 94:
* هشت درصد از جمعیت کشور را سالمندان تشکیل می‌دهند
* سالانه 40 هزار معلول شدید به معلولان کشور افزوده می‌شود.
* در حال حاضر 5 میلیون نفر از جمعیت کشور تحت پوشش سازمان بهزیستی است.
* از پنج میلیون نفر تحت پوشش، یک میلیون و 100 هزار نفر معلول هستند.
* بودجه سازمان از بودجه عمومی در سطح ملی، 1600 میلیارد تومان است.
5- محسنی بندپی رئیس سازمان 19 شهریور :94
* یک میلیون و دویست هزار نفر طی 8 ماه گذشته تحت پوشش بهزیستی قرار گرفته‌اند.
* هنوز 800 هزار نفر در نوبت هستند.
خلاصه‌ای از اظهارات مدیران ارشد بهزیستی را در پنج محور و به صورت آماری آورده‌ایم تا واقعیت‌ها معلوم شود و مردم بدانند در چه شرایطی می‌باشند.
البته سازمان بهزیستی از نظر فعالیت، بسیار فعال و پرکار است و توانسته گام‌های بلندی بردارد ولی حجم مشکلات بسیار زیاد است. از طرف دیگر نواقصی در ساختار سازمان هست که به رغم تلاش‌های بسیار، نتیجه‌های کمتری مشاهده می‌شود.
آنچه در اینجا آوردیم، صرفاً گزارش است و درصدد داوری نیستیم. زیرا ما کارشناس این رشته نمی‌باشیم بلکه صرفاً به عنوان اطلاع‌رسانی خواستیم دیدگاه‌ها را نقل کنیم. اما لازم است کارشناسان به بررسی دقیق سیر تحولات سازمان بپردازند. اگر مسیر درست است و هیچ وقت اشتباه نبوده و الآن هم درست است، به مردم اعلام شود. ولی اگر سیر اقدامات مشکل داشته و هنوز اشکالاتی وجود دارد، مدیران و مسئولین زودتر به درمان و رفع مشکلات بپردازند.
طبیعی است هر کس نظر سطحی به این آمارها بیندازد و آمارها را کنار هم بگذارد، در ذهنش پرسش‌هایی ایجاد می‌شود. برای متقاعد کردن مردم، لازم است سازمان به پاسخگویی بپردازد. اگر خطایی بوده و هست، صادقانه با مردم در میان گذاشته شود و اگر سیر حوادث صحیح بوده، با استدلال به مردم توضیح داده شود.
ممکن است گفته شود کدام آمارها دغدغه آفرین است، به نمونه‌هایی صرفاً اشاره می‌کنم:
1ـ اگر بودجه‌ای دویست برابر شده باشد، باید آمار افراد تحت پوشش هم دویست برابر بشود. اگر گفته شود تورم و گران شدن خدمات و کالا مؤثر است، حداقل باید 20 برابر شده باشد یعنی هشتاد میلیون را باید تحت پوشش ورسیدگی می‌کردند. به عبارت دیگر باید بتوانند به کل جمعیت ایران رسیدگی کنند و هیچ‌کس فقیر، بیکار و غیره نباشد؟
2ـ چگونه در سال 59 با 16 میلیارد تومان می‌خواستند چهار میلیون آسیب‌مند اجتماعی را سامان‌دهی کنند و معتقد بودند شدنی است و الآن بنابر اظهار مسئولین با ده برابر شدن امکانات کنونی هم نمی‌توان مشکلات را سامان‌دهی کرد؟ اگر در آن زمان اشتباه می‌کردند باید اعلام شود و اگر این زمان اشتباه می‌کنند باید استدلال‌ها گفته شود؟
3ـ هنوز مشکلات عادی و اولیه معلولان و دیگر اقشار آسیب‌پذیر مثل اسکان و اشتغال معلولان مرتفع نشده است؟ چرا؟ و موانع چیست؟
4ـ مرحوم فیاض بخش صادقانه با مردم سخن گفت و مردم هم صادقانه از او حمایت می‌کردند. آیا امروز هم معلولان می‌توانند شفاف و صادقانه با مردم سخن گفته و مشکلات خود را در میان بگذارند، قطعاً مردم هم حمایت می‌کنند، اما چرا مسئولان با مردم چنین تعاملی ندارند؟
همه این پرسش‌ها نافی خدمات و تلاش‌های گسترده بهزیستی نیست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *