نشریات ناشنوایان در ایران

نشریات ناشنوایان در ایران

روزبه قهرمان

پیدایش نشریات ناشنوایان در ایران با فعالیت مطبوعاتی جبار باغچه‌بان (۱۲۶۴- ۱۳۴۵ش) – بنیان‌گذار آموزش ناشنوایان – آغاز می‌شود. او اولین کسی بود که اهمیت این کار را درک کرد و شروع به انتشار نشریه نمود.
چند دهه بعد با افزایش تعداد با سوادان ناشنوا، ناشی از گسترش آموزش و پرورش ناشنوایان در ایران، زمینه چاپ نشریه توسط ناشنوایان موفق فراهم شد. معمولاً وقتی جامعه به بلوغ خاص و تولید می‌رسد، و شروع به تألیف آثار علمی می‌کند. آنگاه از طریق راه‌اندازی مجله به اطلاع‌رسانی و معرفی تولیدات خود می‌پردازد.
زبان
باغچه‌بان کار روزنامه نگاری را با نوشتن در روزنامه فكاهی «ملانصرالدین»، چاپ تفلیس آغاز کرد. سپس مجله فكاهی «لك لك» را در ایروان به سال ۱۲۹۱ شمسی منتشر کرد. در سال ۱۳۲۰ كه جوّ آزادی نسبی ناشی از سقوط دولت رضا خان پهلوی بر جامعه ایران حكمفرما بود، بار دیگر قلم به دست گرفت.
او طی ملاقات با دکتر رضازاده شفق – از اساتید دانشگاه تهران – كه برای بازدید دبستان كر و لال‌ها آمده بود، انگیزه این كار را روشن ساخت:
«روش تدریس الفبا در این کشور غلط است. من باید روش تدریس الفبا را عوض کنم و برای این مبارزه، باید امتیاز مجله‌ای را بگیرم و صدایم را به گوش همه آموزگاران کشور برسانم و آن‌ها را با خود هم صدا کنم».
باغچه‌بان بعد از اخذ امتیاز از وزارت فرهنگ به شماره ۸۲۷۷/۳۵۴۹۳ و تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۲۲، به نشر اولین شماره مجله «زبان» در اول بهمن ۱۳۲۳ پرداخت كه طی ۱۶ شماره تا اردیبهشت ۱۳۲۶ ادامه یافت. منظور باغچه‌بان از «زبان»، زبان آموزگاران بود و تقریباً تمام مطالب مجله را خودش می‌نوشت. او در این میان، هیچ‌وقت از توجه به كودكان غافل نبود لذا در برخی از شماره‌ها، صفحه‌هایی برای آنان داشت كه ساده، كودكانه و موزون بود و به منظور پاسخگویی به نیاز كودكان ناشنوا و كار با آنان، گاه گاه شعرهایی می‌سرود که در آن، اصوات شامل صدای جانوران، اشیا، گریه و خنده و آواهای کودکانه، مهم‌تر از معانی جلوه می‌کرد؛ بنابراین، برای آنان که از شنیدن اصوات محروم بودند، کارکرد آموزشی نیز داشت.
مطالعه محتوای شانزده شماره مجله مذكور نشان می‌دهد باغچه‌بان كه قبلاً جمعیت اتفاق معلمین را در جهت آگاهی دادن و احقاق حقوق آنان در تبریز پایه‌گذاری كرده بود، برای «انقلاب فرهنگی» خیلی اهمیت قائل بود و به درستی اعتقاد داشت كه پایداری و استقلال شئون یك ملت به چگونگی فرهنگ آن‌ها بستگی دارد و تا فرهنگ اصلاح نشود، امور کشور اصلاح نخواهد شد و این مهم فقط از عهده معلمان بر می‌آید و بس.
چاپ تصویر «میرزا حسن رشدیه» در روی جلد اولین شماره مجله «زبان» و شرح احوال آن رادمرد نیكنام، بیانگر احترام و قدردانی عمیق باغچه‌بان نسبت به بنیان‌گذار آموزش و پرورش نوین ایران و مبدع روش آموزشی «الفبای صوتی» می‌باشد و نیز با ذکر این خاطره به خوانندگان به ویژه صنف معلمان و شاگردان می‌آموزد تا قدر مفاخر و بزرگان آموزش و پرورش کشور را بدانند و این امر با توجه به آن روزگار بی‌سابقه بود: «روزی که برای اولین بار در دبستان کر و لال‌ها بنده را با تشریف آوردن خود سرافراز فرمودند، یک ورق کاغذ را که شاهد رنج و گواه راستگویی عمل ایشان بود، به من نشان دادند. این کاغذ، دست‌خط شخص کوری بود که استاد محترم، او را تعلیم داده بود. هر چند این وزارت فرهنگ قدر زحمات بیست و دو ساله او را نشناخت و از عشق و زحمت او قدردانی نکرد و نمی‌کند ولی پیش ما این یک ورق کاغذ که گواه هزاران رنج غیرقابل تحمل و شاهد مجاهدت‌های این مرد بزرگوار صاحب عشق و ایمان بود، ارزش تام دارد».
اگر امروز ایشان بدون کامیابی و بدون تأسیس یک دبستان کوران در آستانه قم منزوی شده‌اند، تقصیر با ایشان نیست، این تقصیر همین وزارت فرهنگ بی‌هدف است که به معنی هنر و هنرمند آشنا نیست. شما غم نخورید، ای استاد محترم، زیرا انجام وظیفه کرده‌اید. بگذار ملتی تأسف بخورد که نتوانست حداکثر استفاده را از وجودتان بکند.
او بعدها در مقاله‌ای جداگانه تحت عنوان «مجسمه مرحوم رشدیه فقط باید به تشویق آموزگاران و دو ریال شاگردان ساخته شود»، اندیشه والای خویش را به نمایش می‌گذارد:
ساختن مجسمه مرحوم رشدیه، که یکی از فرایض ملی است، باید با همت آموزگاران انجام یابد. نباید این مجسمه به وسیله پولداران سخاوتمند ملت ساخته شود زیرا در این صورت، آن تأثیر نیکی که باید از این عمل منعکس شود، انعکاس نخواهد یافت. ما آموزگاران می‌خواهیم بدین وسیله به ملت و فرزندان او یک درس فراموش نشدنی بدهیم و بفهمانیم آنچه که موجب موفقیت در کار است، صد تومانی‌ها و هزار تومانی‌های اشخاص خیّر نیست و می‌توان با یک شاهی و صنارها کارهای بسیار بزرگی انجام داد. البته باید دانست، رشدیه به مجسمه احتیاج ندارد و روح بزرگ او نیازمند این امرها نیست. او کارهای نیک خود را برای خدا و وجدان خود کرده و رفته است.
علت تعطیلی اجباری مجله «زبان» که دفترش در خیابان چراغ برق نرسیده به سه راه امین حضور، کوچه معاون السلطان، کوچه بازار کارخانه، شماره ۴۰ قرار داشت، «نداشتن کمک» بوده است. با وجود اینکه در سه سال بعد، نامه وزارت فرهنگ به شماره ۱۰۵۲۵/۴۴۸۸۳ در تاریخ بیستم اسفند ۱۳۲۹ ادامه انتشار مجله «زبان» را مجاز دانست، باغچه‌بان به خاطر درگیری با مسائل روز افزون مربوط به آموزش کر و لا‌ل‌ها، دنبال آن کار نرفت و با قناعت زندگی می‌کرد.
احمد آرام، محسن هشترودی در تنظیم و تدوین مطالب به باغچه‌بان کمک می‌کردند.
گزارش
كانون كر و لال‌های ایران که دفترش در کاخ ورزش، اطاق شماره ۷۷ قرار گرفته است، در پاییز ۱۳۴۲ با چاپ نشریه «گزارش» به عنوان پیشگام در تاریخ نشریات ناشنوایان در ایران شناخته شد. اولین شماره نشریه یاد شده در چهار صفحه و قطع یخچالی منتشر شد و تمام مطالب آن به ناشنوایان اختصاص یافت، مانند: اساسنامه‌ كانون، نتیجه انتخابات هیئت مدیره جدید كانون، تأسیس آموزشگاه فنی و حرفه‌ای كر و لال‌ها (نظام‌ مافی) و گزارش كنگره بین‌المللی كر و لال‌ها در شهر استكهلم پایتخت سوئد (۲۶ مرداد، ۳ شهریور) كه رضا قلی شهیدی، از اولین شاگردان باغچه‌بان، به نمایندگی از كانون كر و لال‌ها شركت كرده بود.
در صفحه چهارم، علی سرتیپی به عنوان رئیس هیئت مدیره کانون «گفتاری چند با هموطن عزیز» را مطرح کرد که قابل توجه است:
«فشار طاقت فرسای زندگی و محرومیت‌های بی حد اجتماعی سالیان درازی است بدون هیچ علتی تنها به سبب خشم طبیعت و محرومیت از دو نعمت بارز بشری یعنی شنوایی و گویایی نصیب جامعه کر و لال‌های کشور می‌باشد. این محرومیت، من و سایر همدردانم را بر آن داشت که به خاطر حفظ حقوق بشری خود و یاری و کمک به هم‌دردان خویش، با کمک چند نفر از افراد خیراندیش شنوا کانون کر و لال‌های ایران را در چهاردهم اسفند ۱۳۳۹ تشکیل داده و اساسنامه آن را در ۱۷ ماده به ثبت رسانیم».
رد پای جبار باغچه بان که به طور سربسته توسط علی سرتیپی به عنوان فرد خیراندیش شنوا یاد می‌شود، در سبک و مفاد نشریه مذکور و همچنین مفاد اساسنامه اولیه کانون دیده می‌شود چرا که او همیشه دوست داشت از هر راهی که بتواند، به ناشنوایانی که فارغ‌التحصیل شدند، هویت و شخصیت مستقلی ببخشد. چاپ نشریه مخصوص ناشنوایان بهترین راه برای این منظور بود اما ظاهراً انتشارش به همان شماره محدود ماند هر چند تأثیر آن بر نشریات بعدی ناشنوایان وسیع بود و ناشنوایان از این طریق، توانایی و موجودیت خود را باور کردند.
سنگر(اشاره)
گروهی از جوانان فارغ‌التحصیل ناشنوای مدرسه باغچه‌بان به سرپرستی «كامران رحیمی» و «محسن لوح موسوی» كه از بهترین شاگردان ثمینه باغچه‌بان محسوب می‌شوند، در سال ۱۳۴۹ «خانه فرهنگ جوانان ناشنوای ایران» را در آن مدرسه تشكیل دادند كه در آن به فعالیت‌های فرهنگی و هنری، به ویژه پانتومیم پرداخته می‌شد و اغلب كارگردانی آن برعهده پروانه باغچه‌بان و سپس كامران رحیمی بود.
محل فعالیت خانه جوانان ناشنوا به راهنمایی و یاری «جولیا سمیعی»، بنیان‌گذار گروه پژوهش زبان اشاره فارسی، در آذرماه ۱۳۵۳ به خیابان انقلاب، خیابان کاخ (فلسطین كنونی) انتقال یافت.
در خرداد ۱۳۵۸ اولین شماره نشریه خانه جوانان ناشنوا تحت عنوان «سنگر» در چهار صفحه و قطع یخچالی با سردبیری كامران رحیمی منتشر شد.
كامران رحیمی كه بعد از گذراندن دوره زبان‌آموزی و در اثر ابتلا به بیماری، قوه شنوایی خود را از دست داده بود هنر نویسندگی خود را با نوشتن دو كتاب ادبی «خورشید خاموشان» (۱۳۴۷) و «آدمهای سنگی» (۱۳۵۸) نشان داد. او در سرمقاله شماره اول نشریه، معنای نمادین «سنگر» را به خوبی شرح داده و اظهار امیدواری كرده است كه به بركت پیروزی انقلاب شكوهمند ایران، ناشنوایان بتوانند محرومیت‌های خویش را برطرف كنند و با سنگر گرفتن، در مقابل زورگویی‌ها و متجاوزان به حقوق ناشنوایان بایستند.
مطالب منتشره در نشریه «سنگر» متنوع بود و همه چیز، مانند مقاله، مصاحبه، اخبار، گزارش، جدول و حتی كاریكاتور در آن دیده می‌شد كه با شور و هیجان جوانی همراه بود.
مصاحبه با محسن لوح موسوی و همچنین طرح‌های سیامك اشرفی‌نیا از مطالب قابل توجه نشریه به شمار می‌آمد. «سنگر» به طور كلی، جنبه روشنگری و آگاهی دهنده داشت. بنابراین علی‌رغم گذشت سال‌ها، ارزش خود را همچنان حفظ كرده است.
نشریه «سنگر» بعد از شماره چهارم، متأسفانه در پاییز ۱۳۵۸ به پایان خط رسید و داغ آن بر دل جوانان ناشنوا ماند. البته بعدها نمونه مشابه آن به صورت خبرنامه داخلی تحت عنوان «پژواك سكوت» توسط جوانان ناشنوای فرهنگسرای شفق (یوسف آباد)، در بهار ۱۳۷۷ پایه‌گذاری شد كه سردبیری آن برعهده حبیب مهدوی نوشهر بود. انتشار این فصلنامه بعد از حدود یك سال و نیم متوقف شد.
آوای سكوت‌ ـ صدای ناشنوا
كانون كر و لال‌های ایران در سال ۱۳۷۲ در محل آپارتمان اهدایی شهرداری منطقه پنج تهران، در نبش فلكه دوم صادقیه (آریاشهر) مستقر گردید و با پیشنهاد گروهی از ناشنوایان تحصیل كرده و تأیید اعضای هیئت مدیره، «كانون ناشنوایان ایران» نام گرفت و طرح چاپ خبرنامه كانون تحت عنوان «آوای سكوت»، پی‌ریزی شد. گروه همکاران شامل حبیب مهدوی نوشهر، هادی معیری، حبیب تهرانی‌زاده، مرتضی پیروزی، رضا محمودی و روزیک شهبازیان با سردبیری محمود پاکزاد، دبیر کل کانون، خبرنامه مذکور را به صورت فصلنامه چاپ می‌کردند و در آن، ناشنوایان، اولیای آنان، مربیان مراکز آموزشی و توان‌بخشی ناشنوایان و سایر نهادهای مربوط به قشر ناشنوا را از آخرین اخبار مربوط به ناشنوایان ایران و همچنین جهان که در مجله فدراسیون جهانی ناشنوایان (WFD) و سایر بروشورهای بین‌المللی آمده بود، با خبر می‌ساختند.
در بهار ۱۳۷۶، با بروز اختلاف در خط‌مشی فکری میان گروه همکاران ناشنوا با سردبیر که فردی شنوا بود، وقفه‌ای در ترتیب زمانی انتشار خبرنامه پیش آمد و سرانجام در ۱۳۷۷ به پایان خود رسید، زیرا به خاطر داشتن مطالبی انعطاف‌ناپذیر همچون محکوم کردن تمام روش‌های موجود آموزش ناشنوایان به جز روش آموزش شفاهی که مورد علاقه سردبیر بود و همچنین بی‌اعتنایی او به ارزش فرهنگ زبان اشاره ناشنوایان، زیاد مورد استقبال خود ناشنوایان تحصیل کرده قرار نگرفت.
با شروع به کار دکتر خسرو گیتی به عنوان دبیر کل جدید کانون در تابستان ۱۳۷۸، سیاست‌گذاری کل خبرنامه کانون تغییر یافت و با نام جدید «صدای ناشنوا» در زمستان ۱۳۸۱ چاپ شد که از نظر اطلاعات جامع و گوناگون، مفید بود و اعضای ناشنوا و نیز علاقه‌مندان را از افکار و اخبار راجع به ناشنوایان در ایران و جهان آگاه می‌سازد. سر مقاله خبرنامه بهار ۱۳۸۲ که توسط دکتر خسرو گیتی تحت عنوان «ناشنوا در قرن بیست و یکم» نوشته شده است. از مطالب قابل توجه محسوب می‌شود. گروه همکاران خبرنامه مذکور که به صورت فصلنامه تا کنون همچنان چاپ می‌شود، عبارتند از: محسن لوح موسوی، حبیب مهدوی نوشهر، حبیب تهرانی زاده، مرتضی پیروزی و روزبه قهرمان.
صدای ناشنوا به عنوان یک نشریه درون سازمانی و برای اعضا منتشر می‌شد. به شکل جزوه و در تیراژ محدود منتشر می‌شد. محتوای آن اخبار کانون و رخدادهای مهم ناشنوایان در جهان بود.
به گفته دکتر خسرو گیتی در سر مقاله، قرار است پس از اخذ امتیاز یک نشریه به نام کانون ناشنوایان ایران از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی، با تیراژ هر چه بیشتر نه فقط برای ناشنوایان بلکه برای افزایش آگاهی عموم تهیه و منتشر گردد.
شکست سکوت
كانون ناشنوایان خراسان، به همت گروهی از ناشنوایان مشهد، به ویژه حسین تقی‌زاده منعمی در بهار ۱۳۶۵ تأسیس شد و به عنوان شعبه‌ای از كانون ناشنوایان ایران فعالیت خود را آغاز كرد و با ورود جوانان ناشنوای تحصیل كرده به هئیت مدیره كانون در بهار ۱۳۷۵ به صورت فعال‌ترین كانون ناشنوایان در سراسر كشور درآمد و اولین شماره خبرنامه شكست سكوت در تابستان ۱۳۷۵ با مدیر مسئولی محمد سعیدی و سردبیری روزبه قهرمان چاپ شد که در آن تمام مطالب مخصوص ناشنوایان به صورت مقاله، مصاحبه، اخبار استان خراسان و ایران و جهان، گزارش و جدول دیده می‌شود.
بعد از تلاش‌های زیاد محمد سعیدی و روزبه قهرمان بالاخره امتیاز رسمی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی برای انتشار نشریه شكست سكوت و توزیع آن در سراسر كشور، در پاییز ۱۳۸۰ صادر شد.
بدین ترتیب، اولین مجله رنگی در طول تاریخ نشریات ناشنوایان ایران، با عنوان شكست سكوت در بهار ۱۳۸۱ چاپ شد كه تمام موازین حرفه مطبوعاتی در آن مورد توجه قرار گرفته است.
در شماره اول نشریه مذكور، تاریخچه و معرفی فعالیت‌های گسترده كانون ناشنوایان خراسان (مرکز مشهد) به همراه آشنایی با همكاران نشریه كه بعضی از آنان عضو هئیت مدیره كانون هم هستند، آورده شد. مقالات تحقیقی و علمی در زمینه‌ ناشنوایان همچون ناشنوایان از دید شاعران دوره صفوی، عقدالانامل (مقدمه‌ برای ایجاد الفبای یك دستی ناشنوایان)، كاشت حلزون شنوایی و وزوز گوش از مطالب قابل توجهی است كه در شماره‌های مختلف نشریه مذكور به چاپ رسیده و مشابه آن در هیچ یك از نشریات گذشته ناشنوایان دیده نمی‌شود.
توجه ویژه به فرهنگ زبان اشاره فارسی و چاپ تعدادی از اشارات روزمره ناشنوایان از ویژگی‌های نشریه یاد شده محسوب می‌شود و همچنین درج گزارش كامل مأموریت آموزشی پنجاه و پنج روزه روزبه قهرمان در ژاپن (زمستان ۱۳۸۱) و خبر حضور وی و مرتضی پیروزی به عنوان نمایندگان كانون ناشنوایان ایران در كنفرانس فدراسیون جهانی ناشنوایان در مونترال، کانادا (پاییز ۱۳۸۲) موجب آشنایی خوانندگان اعم از ناشنوایان، اولیای آنان، معلمان، كارشناسان و مسئولان با وضعیت ناشنوایان در دنیا گردیده است. چاپ آگهی‌های تبلیغاتی ویژه ناشنوایان و نیز تسلیت و تبریک از نکات قابل توجهی می‌باشد که در مجله مذکور دیده می‌شود.
تعداد زیاد مقالات و مطالب خبری و گزارشی که در سراسر کشور به دفتر نشریه فرستاده و چاپ می‌شود، نشان‌دهنده محبوبیت روزافزون نشریه در جامعه ناشنوایان ایران است.
دیگر نشریات
نشریات ناشنوایان در ایران را می‌توان از نوع «نشریات سازمانی» دانست زیرا به یک نهاد ویژه همچون خانه فرهنگ جوانان ناشنوای ایران، کانون کر و لال‌های (ناشنوایان) ایران و خراسان تعلق داشته و دارند و مخاطبان آن‌ها اغلب از اعضای خودشان، یعنی ناشنوایان بودند.
توجه روزافزون به معلولین در مطبوعات پرتیراژی چون روزنامه اطلاعات، سبب شد که صفحه ویژه‌ای تحت عنوان «با معلولین» به آنان اختصاص یابد و در یکشنبه‌ها یک در میان (صفحه یازده) منتشر شود. مسئولیت این صفحه بر عهده رضا عبداللهی بود که معلول جسمی می‌باشد. او در سر مقاله‌ای به مناسبت روز جهانی معلولین (دوازدهم آذر) سال ۱۳۷۱ مژده گشایش صفحه مذکور را اعلام داشت.
رضا عبداللهی دست به انتشار مجله حرکت در تابستان ۱۳۷۷ هم زد که موضوعات آن حول معلولین از جمله ناشنوایان بود. متأسفانه مجله مذکور و همچنین صفحه «با معلولین» در روزنامه اطلاعات به علت مسافرت نامبرده به خارج از کشور، در سال ۱۳۷۸ تعطیل شد.
سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور دارای مجله استثنایی می‌باشد که به صورت فصلنامه از سال ۱۳۷۰ منتشر می‌شود و مطالبی در مورد ناشنوایان در آن دیده می‌شود.
البته مجلات «حرکت» و «استثنایی» را نمی‌توان جزو نشریات ناشنوایان به حساب آورد زیرا محتوای مطالب مجلات یاد شده علاوه بر ناشنوایان، سایر معلولان همچون نابینایان، معلولان ذهنی و جسمی را نیز در بر می‌گیرد.
مآخذ
باغچه‌بان، ثمینه. «بنیان‌گذار آموزش و پرورش ناشنوایان، روزنامه نگار بود». روزنامه همشهری، ۲۰ اسفند ۱۳۷۳؛ باغچه‌بان، ثمینه. «جبار باغچه‌بان و مجله زبان». مجله پر، شماره ۱۱۰، اسفند ۱۳۷۳؛ قهرمان، روزبه. بررسی چگونگی گسترش آموزش و پرورش ناشنوایان در جهان اسلام، به خصوص در ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، تابستان ۱۳۸۱، صص ۱۴۸-۱۴۶؛ اسنادی از مطبوعات ایران (۱۳۲۰- ۱۳۴۰ شمسی). اداره کل آرشیو، اسناد و موزه دفتر رئیس جمهور، ۱۳۷۸، صفحه ۱۱۷؛ زبان؛ گزارش؛ سنگر؛ پژواک سکوت؛ صدای ناشنوا؛ شکست سکوت.

منبع: شکست سکوت، ش ۱۵و۱۶، ص ۳۷-۳۹؛ دانشنامه ناشنوایان، ص ۱۱۵۲-۱۱۵۵

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *