وضعیت ناشنوایی و ناشنوایان در ایران

وضعیت ناشنوایی و ناشنوایان در ایران

محمود پاکزاد

اشاره
نویسنده این مقاله چند دهه خدمات بسیاری برای ناشنوایان داشته است؛ از سال ۱۳۳۴ در مدرسه باغچه‌بان کارش را آغاز کرد. او تلاش کرده چشم‌اندازی از وضع ناشنوایی و ناشنوایان ایران داشته باشد. آقای پاکزاد علاوه بر اطلاعات تاریخی، دیدگاه‌های بنیان‌گذاران نحله ناشنوایی مثل ذبیح بهروز را آورده و بررسی کرده است؛ سپس به وضعیت آموزشی، اجتماعی، حقوقی و فرهنگی ناشنوایان ایران می‌پردازد.

وضعیت آموزشی، رفاهی، اجتماعی و حقوقی ناشنوایان در ایران در دهه‌های اخیر همواره رو به بهبود و بهتر شدن بوده است. امروزه ناشنوایان ایران، نسبت به چند دهه پیش و مقایسه این روزها با آن سالها، نشان می‌دهد كه وضعیت بسیار مناسب‌تری پیدا کرده‌اند.
پیشینه آموزش كودكان ناشنوا در جهان ثبت و نوشته نشده است؛ از این رو اطلاع چندانی از ناشنوایان قرون خیلی دور در دست نیست. تنها هری بست ، در كتاب خود، از كوششهای درباره ناشنوایان در ایران و مصر قدیم، نیز رُم و یونان به ویژه در زمینه آموزش كودكان ناشنوا گزارش داده است.
دوره مشروطیت و اندیشه آموزش ناشنوایان: همزمان با پدید آمدن موج تجددخواهی در ایران، نواندیشان به نقد و ارزیابی مکتبخانه پرداختند. آنان با رد روشهای سنتی، دیدگاههای نو درباره آموزش و پرورش کودکان پیشنهاد کردند. با کوشش دانش‌پژوهان و اندیشمندانی که با اندیشه‌های نوین آموزش و پرورش غرب آشنایی داشتند، آموزه‌ها و روشهای نو آموزشی به ایران انتقال یافت. قشرهای خاص مثل ناشنوایان جامعه ایرانی به تدریج تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت و طولی نکشید روشها و آموزشهای جدید به این قشر تعمیم یافت.
صحبت از مدرسه کرولالها برای نخستین بار در سخنان میرزا مصطفی افشار مشاهده می‌شود. وی به همراه هیئت عذرخواهی به سرپرستی شاهزاده خسرو میرزا (فرزند عباس میرزا نایب‌السلطنه) روانه پترزبورگ گردید تا امپراتور روسیه را از قصد انتقام خون ریخته شده گریبایدوف سفیر روسیه، که در سوم شعبان ۱۲۴۴ در تهران کشته شده بود و حمله مجدد به ایران، بازدارد. این سفر از شانزدهم شوال ۱۲۴۴ تا سوم رمضان ۱۲۴۵ یعنی نزدیک به یازده ماه طول کشید. هیئت ایرانی در این فرصت از مکانهای آموزشی روسیه بازدید کرد.
کتاب احمد (۱۳۰۷ ق/ ۱۸۹۰م) نوشته عبدالرحیم طالبوف که جزء رساله‌های مشروطیت محسوب می‌شود، برای اولین بار به ضرورت تأسیس مدرسه کرولالها پرداخت. از این رو این نوشته را می‌توان اولین سند رسمی دانست که لزوم تأسیس مدرسه برای کرولالان (ناشنوایان) ایران را مطرح می‌کند.
طالبوف با پیشرفتهای آموزشی در کشورهای پیشرفته به خوبی آشنا بود و در زمینه آموزش کوران (نابینایان) و کرولالان (ناشنوایان) مطالعات خوبی داشت. اطلاعات و دستاوردهای پژوهشی او در این کتاب درج شده است.
او طی سفر به استانبول از مدرسه ویژه آموزش ناشنوایان که در روزگار سلطان عبدالحمید عثمانی (۱۲۹۹ق/۱۸۸۲م) تأسیس شده بود، بازدید به عمل آورد. این بازدید در اندیشه او مؤثر بود و به سوی تأسیس مدرسه برای قشر ناشنوایان در ایران گرایش پیدا کرد. بطوری که در سال بعد آن را در جلد اول کتاب احمد مطرح کرد.
خوشبختانه آرزوی طالبوف بعد از ۳۵ سال در اواخر سال ۱۳۰۳ش. به تحقق پیوست؛ زیرا جبار باغچه‌بان در تبریز به فکر تأسیس کلاسی برای آموزش کودکان کرولال افتاد. بعد از این، تاریخ آموزش و پرورش ناشنوایان ایران با همه دشواریها و موانع آغاز شد.
به این ترتیب اندیشه‌ای که از قرن پنجم قبل از میلاد در یونان باستان برای آوردن ناشنوایان در عرصه قشرهای فعال جامعه مطرح بود. پزشکان و مربیان تعلیم و تربیت در آن دوره تلاشها می‌کردند تا به جامعه تفهیم کنند که ناشنوایان همانند آنها استعداد علم‌آموزی و پیشرفت دارند. اما قرنها طول کشید تا مردم این اندیشه‌ها را پذیرفتند؛ حداقل در اروپا در قرن نوزدهم با استقبال عمومی مواجه شد. در ایران تا سال ۱۳۰۳ قشر عظیم ناشنوا مورد بی‌مهری و حتی طرد از طرف پدران و مادران و مورد استهزاء همنوعان و قضاوتهای غیرمنصفانه نخبگان قرار می‌گرفتند. تا اینکه در قرن بیستم، دیدگاه طرفدار توانمندیهای ناشنوایان و تأثیر مستقیم آنها در ساختار اقتصادی و اجتماعی و حتی مدیریتی جامعه، پیروز شد و راه برای آموزش و پرورش آنها فراهم شد.
تحولات تاریخی: پس از مشروطیت و آشنایی ایرانیان با نهادها و مؤسسات جدید در عرصه آموزش و پرورش، زمینه‌های بازسازی نظام آموزشی ایران فراهم آمد. پیدایش این زمینه‌ها در حوزه ناشنوایی هم مؤثر بود و گاه نظریاتی بیان می‌شد. اما پیشینه آموزش و پرورش كودكان ناشنوا در ایران، به طور رسمی به اولین دهه ۱۳۰۰ بازمی‌گردد. در این زمان، جبار باغچه‌بان مدرسه ناشنوایان را به عنوان نخستین مركز آموزشی ناشنوایان در ایران بنیان‌گذاری كرد. نام ذبیح بهروز (۱۲۶۹-۱۳۵۰) را در مورد آغاز آموزش به ناشنوایان و به ویژه انتشار مطالبی درباره ناشنوایان، نباید فراموش كرد. در اینكه كدام یك از این دو، در زمینه آموزش و پرورش ناشنوایان، كار را آغاز كردند، اختلاف نظر وجود دارد. ذبیح بهروز، اولین متفكر ایرانی بود كه در این زمینه، سالها تحقیق كرد و مطالبی علمی درباره آموزش ناشنوایان، منتشر كرد. مسلم است مطالب بهروز، اولین مطالب مكتوب در این باره است و نشان می‌دهد كه وی، سالها در زمینه آموزش ناشنوایان، مشغول بوده و تحقیقات و تجربیاتی كسب كرده است. حتی نامبرده، چندین ناشنوا را به طور خصوصی، برای كسب تجربه به آموزش گرفته است. بهروز، در آن زمان، در توجیه فعالیتهای خود، یادآور شده كه در ایران، حدود چهل هزار ناشنوا وجود دارد و اینان، مشكلات پر شماری دارند كه ایجاب می‌كند افرادی به پژوهش و مطالعه درباره آنها بپردازند.
گرچه باغچه‌بان، نخستین مدرسه ناشنوایان را بنیان گذارد، ولی ذبیح بهروز نیز، نخستین كسی است كه مطالبی را درباره ناشنوایان و شیوه آموزش آنان به صورت علمی و مكتوب، ارائه كرده است. شباهت زیادی نیز بین آنچه بهروز نوشته و آنچه در مدرسه باغچه‌بان از نظر آموزش انجام می‌گردد، وجود دارد و این شباهت، در برخی موارد، از جمله استفاده از تصاویر و علایم است. اینها تأثیر یكی را بر دیگری به خوبی آشكار می‌سازد. به هر حال، هر دو در تاریخ آموزش و پرورش ناشنوایان ایران و وضعیت كنونی آن ایران، سهیم بوده‌اند. اهمیت آنان، در این است كه جبار باغچه‌بان، به عنوان بنیان‌گذار نخستین مدرسه ناشنوایان در ایران، در دوره‌ای كار را آغاز كرد كه آموزش و پرورش آن روز، وضع قابل قبولی نداشت و بهروز، كار پژوهشی را هنگامی آغاز كرد كه تحقیقات این‌گونه‌ای ناشناخته بود.
چند دهه تلاش باغچه‌بان و یاران و شاگردان او، نظام آموزش و پرورش ناشنوایان را پایه‌ریزی كرد و چهل سال پس از ایجاد نخستین مدرسه كرولالها در ایران، پیشرفتها بسیار مشهود بود. مدارس تبریز، گلبیدی اصفهان، منصوره، نظام مافی و مجتمع آموزشی ناشنوایان نیمروز در تهران، از جمله مدارسی بودند كه پس از باغچه‌بان و پیش از ایجاد دفتر برنامه‌ریزی آموزش استثنایی شكل گرفتند. پس از ایجاد مركز آموزش كودكان ناشنوای نیمروز در ۱۳۴۴ و به دست محمود پاكزاد كوششهای گسترده‌ای كه در زمینه آموزش ناشنوایان انجام گرفت، وزارت آموزش و پرورش، ایجاد دفتر مستقلی را كه مسئول آموزش دانش‌آموزان استثنایی باشد، حس كرد و پس از تشكیل جلسات متعدد، در ۱۳۴۷، دفتر برنامه‌ریزی آموزش كودكان استثنایی شكل گرفت. دفتر یاد شده، آموزش كودكان ناشنوا و سایر گروههای كودكان استثنایی را به دو صورت ایجاد كلاس در مدارس عادی و ایجاد مراكز مستقل آموزشی، آغاز كرد. خوشبختانه، وجود مراكز آموزشی ناشنوایان نیمروز در زمان تشكیل دفتر مزبور و بهره‌گیری از تجارب ارزنده و نیروی انسانی متخصص این مراكز، كار دفتر یاد شده را آسان ساخت و سبب شد كه این دفتر با همكاری ادارات آموزش و پرورش، بتواند آموزش و پرورش گروه‌های مختلف استثنایی از جمله ناشنوایان را به بیش از یكصد نقطه كشور، گسترش دهد.
در شهر مشهد نیز اولین کلاسهای ناشنوایان در دو اطاق انباری اداره کل آموزش و پرورش دایر شد و از آن روز به بعد هر جا برای کلاس درس نامناسب بود و یا اضافی، به کودکان استثنایی منجمله ناشنوایان اختصاص می‌یافت و گهگاه که فضایی مناسب بر حسب تصادف به کودکان ناشنوا مثل دبیرستان هاجری مقابل هتل هما واگذار می‌شد به محض نیاز مدارس عادی، این مظلومان، آواره می‌شدند و تا سال ۱۳۶۷ این نگرش که کودکان استانی من‌جمله ناشنوایان باید در محلهای اضافی و بلااستفاده نگهداری شوند حاکم بود.
دفتر آموزش كودكان استثنایی، تا ۱۳۷۰ به كار خود، ادامه داد و در ۱۳۷۱، بر اساس ماده واحده مصوب مجلس شورای اسلامی به «سازمان آموزش و پرورش كودكان استثنایی» تغییر نام یافت. این ماده واحده و تبصره‌های آن، اختیارات گسترده‌ای به این سازمان داد.
آموزش و پرورش: حدود چهل سال پیش در تهران، تنها یك مركز آموزش اطفال كرولال، و در سایر نقاط كشور هم دو مؤسسه آموزش از این دست وجود داشت. امروز، این قبیل مؤسسات، هر چند نسبت به تعداد فعلی ناشنوایان ناكافی است، تقریباً در سرتا‌سر كشور، وجود دارد.
در گذشته جامعه با آموزش ویژه ناشنوایان آشنایی نداشت. اما در دهه‌های اخیر به كمك رسانه‌های عمومی، مردم توجیه شده‌اند؛ آگاهی و اعتقاد به مسائل و ابعاد آموزش و پرورش ناشنوایان همگانی شده است. لزوم آموزش پیش‌دبستانی كودكان ناشنوا شناخته نبود؛ اما امروز از لحاظ نظری، لزوم و اهمیت آموزش پیش‌دبستانی كودكان ناشنوا، مورد قبول است و در عمل، دو سازمان دولتی، یعنی سازمان آموزش و پرورش استثنایی و سازمان بهزیستی، متصدی ساماندهی آموزش پیش‌دبستانی شده‌اند.
پیش از تأسیس این نهادها، آموزش كودكان ناشنوا، تابع نظر و سلیقه شخصی مدیریت مراكز آموزشی بود، اما امروز نظام آموزشی با اصول و روشهای ویژه نهادینه شده است و تصمیم‌گیریها در صلاحیت یك شورای دولتی به نام شورای عالی سازمان آموزش و پرورش استثنایی به ریاست وزیر آموزش و پرورش است.
در نظام آموزشی جدید، والدین نقش مهمی دارند و باید توجیه شوند تا برقراری ارتباط كودكان را با استفاده از گفتار و لب‌خوانی و اشارات طبیعی آسان کنند. توسعه مؤسسات آموزشی به ویژه دوره پیش‌دبستانی برای كودكان ناشنوا در همه نقاط دور و نزدیک و حتی در روستاها بخشی از راه‌کار برای نهادینه‌سازی نظام آموزشی نوین است.
آموزش كودكان ناشنوا، از مهم‌ترین موضوعاتی است كه باید به آن پرداخت. كودك ناشنوا با طی آموزش در خانه و مراكز پیش‌دبستانی تا پایان دوره راهنمایی قادر می‌شود برای گذراندن امور عادی زندگی خود، از گفتار نسبتاً واضح و قابل فهم و یا لااقل سواد خواندن و نوشتن مناسبی استفاده كند. برای تأمین این هدف، این برنامه‌ها از سوی مراكز ناشنوایی در چند سال اخیر، مورد توجه قرار گرفته است: اصطلاح تلفظ و گفتار‌درمانی ارزان در مورد كودكانی كه استعداد و توان گفتار قابل توجهی دارند؛ آموزش خواندن و فهمیدن و نوشتن زبان فارسی؛ تهیه كتب آموزش زبان فارسی مثل یك زبان بیگانه در حدود امور جاری زندگی روزانه؛ تهیه یك فرهنگ لغت فارسی با اِعراب و تصویر.
غیر از آموزش، ناشنوایان، نیاز به پرورش نیز دارند. از این رو، برنامه‌هایی برای كمك به تأمین سلامت روحی و جسمی، تقویت شخصیت و اعتماد به نفس و ارتقای فرهنگی آنها در نظر گرفته شده است. اجرای برنامه‌های بازدید از مراکز مهم صنعتی یا محلهای طبیعی، نیز گردش و ورزش ناشنوایان، به عنوان روشهای پرورشی مطرح شده است.
در شرایط كنونی ایران، اولویت با اصلاح توسعه متون درسی و به كارگیری شیوه‌های جدید تربیتی با استفاده از تجربیات كشورهای پیشرفته است.
روابط اجتماعی: در گذشته تنها راه ارتباط ناشنوایان، روبه‌رو شدن با آنان و مشاهده اشارات طبیعی و شنیدن صداهای نامفهوم آنان بود. ولی امروز، شمار ناشنوایان با گفتار نسبتاً واضح و قابل فهم، قابل توجه است و افزون بر این، ناشنوایان به‌ آسانی می‌توانند با بهره‌گیری از دستگاه دورنگار با هر نقطه از جهان، ارتباط كتبی داشته باشند. دیگر وسایل و روشهای جدید به کمک ناشنوایان آمده تا آنها ارتباطات خود را به آسانی انجام دهند.
دیدگاههای عمومی این بود كه ناشنوایان، موجودات نگون‌بختی‌اند كه در بدترین حالت، مورد تمسخر، و در بهترین حالت، مورد ترحم دیگران باید قرار گیرند؛ اما با توجیه عمومی، دیدگاه مردم عوض شد و امروزه شخصیت و حقوق انسانی آنها پذیرفته و محترم شمرده می‌شود. خود ناشنوایان، با تحصیلات دانشگاهی و كسب موفقیت در رشته‌ها و مشاغل مختلف ثابت كرده‌اند كه می‌توانند با بهره‌گیری از استعدادهای خود و آموزش مناسب، عناصر مفیدی برای اجتماع باشند.
تمام این پیشرفتها مدیون مساعدت فرهنگی مردم، و كوشش و تلاش مداوم اشخاص علاقه‌مند و مسئولانی است كه بعضاً از این دنیا رفته‌اند و بعضاً در بازنشستگی به سر می‌برند و یا هنوز، اشتغال دارند.
با وجود این پیشرفتها، هنوز ناشنوایان و مراكز ناشنوایی درصدد رسیدن به وضعیت بهتر‌اند و گاه در رسانه‌ها مشكلات، نارساییها، نیازها و خواسته‌های خود را مطرح می‌كنند، تا با نقد حال، به پیشرفتهای بیشتر برای آینده دست یابند.
تأمین اجتماعی: چند دهه گذشته، جامعه و دولت، در زمینه آموزش و رفاه بهزیستی ناشنوایان و سایر معلولان، برای خود، مسئولیتی قائل نبود. با تأسیس سازمان رفاه و بهزیستی در سالهای گذشته و تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی كشور در سالهای اخیر، امروز، این دو سازمان به موجب قانون، مسئول همه امور ناشنوایان شده‌اند.
استفاده از سمعك به عنوان ابزار ضروری برای برخی از ناشنوایان در گذشته معمول نبود یا قدرت مالی خرید آن را نداشتند، ولی با تأمین بودجه توسط این سازمان‌ها سمعكهای نسبتاً قوی‌تر و پیشرفته‌تر، در اختیار بسیاری از ناشنوایان گذاشته شد و آنها می‌توانند صداها را بشنوند.
بعضی از كارشناسان مسائل ناشنوایان برای رفع معضلات یا كاستن از حجم مشكلات كنونی، توصیه كرده‌اند: همه نوزادان، سنجش شنوایی شوند. حتی والدین با آموزش مختصری بتوانند با وسایل عادی تشخیص دهند نوزادانی كه به صدا واكنش نشان نمی‌دهد، تحت مراقبت‌های پزشكی قرار گیرند تا درمان شوند یا از ابتدا برخورد مناسبی با آنها بشود. به نظر می‌رسد با تأمین یك دستگاه پیشرفته سنجش شنوایی نوزاد در مركز هر استان، شناسایی كودكان ناشنوا در زمان نزدیك به تولد آنها در تمام سطح كشور، ممكن شود.
رسانه‌ها: یكی از فعالیتها كه در دهه‌های اخیر همواره رو به رشد بوده است، تخصیص ساعاتی از رسانه‌های دیداری ـ شنیداری همگانی به ناشنوایان است. رادیو و تلویزیون مهم‌ترین آنها است. اما رادیو به دلیل ماهیت صوتی آن نمی‌تواند مورد استفاده همه ناشنوایان قرار گیرد. ولی تلویزیون با تلاشهای خود ناشنوایان و مؤسسه‌های ناشنوایی رشد خوبی در این زمینه داشته است. در بخشهای خبر، گزارش، فیلم و سریال زبان اشاره و زیرنویس بیشتر و گسترش یافته، از این رو، استفاده ناشنوایان از این رسانه افزون‌تر شده است.
در تلویزیون سالهاست كه در روزهای جمعه، برنامه اخبار برای ناشنوایان با اشاره، اجرا می‌شود و افزون بر این، چند سال است كه مستمراً بعضی برنامه‌های تلویزیونی را یك اشاره‌گر برای ناشنوایان ترجمه می‌كند. با این همه، حق ناشنوایان در استفاده از اشاره، كاملاً رعایت نشده و بهبود كیفیت و زندگی ناشنوایان توسعه استفاده از اشاره را ایجاب می‌كند.
در عرصه روزنامه‌نگاری، اولین نشریه ناشنوایی به دست باغچه‌بان منتشر شد، هم اكنون مجله مجله سكوت به دست ناشنوایان مشهدی منتشر می‌شود. مجله تعلیم و تربیت استثنایی هم مقالات و گزارشهایی در زمینه مسائل ناشنوایان دارد.
در عرصه اینترنت، مؤسسه فرجام جام جم در صدد تأسیس پایگاه اینترنتی و بانك اطلاعات ناشنوایان در این پایگاه است.
مؤسسه‌ها و نهادها: رشد و توسعه امور ناشنوایان در ایران مقارن با تأسیس نهادها و مراكز ناشنوایی بوده است. این مؤسسه‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند. دولتی و خصوصی. مراكز غیردولتی را افراد نیكوكار برای اهداف غیرانتفاعی تشكیل داده‌اند. این مراکز دارای کارنامه حجیمی از کارهای خدماتی و آموزشی و … برای ناشنوایان ایران‌اند.
كانون ناشنوایان ایران، یكی از نخستین مؤسساتی است كه در جهت امور رفاهی و اجتماعی ناشنوایان قدم برداشت. این كانون در ۱۳۳۹، به همت خود ناشنوایان ایجاد گردید و حمایت از تمام ناشنوایان را در تمام مراحل، به عهده گرفته است. از آنجا كه همه اعضای اصلی و همچنین هیئت مدیره این كانون (غیر از دبیر كل) را ناشنوایان تشكیل می‌دهند، یكی از مؤسسات كم‌نظیر، نه تنها در ایران، بلكه در جهان است.
جمعیت حمایت از كودكان كرولال، دیگر مؤسسه‌ای بود كه برای خدمت به ناشنوایان به وجود آمد. این جمعیت، گرچه نام كلی حمایت از كودكان كرولال را بر خود نهاده بود؛ ولی منحصراً كمك مالی به مدرسه خاصی را انجام می‌داد و امروزه فعالیتی ندارد.
سازمان ملی رفاه ناشنوایان ایران نیز، از جمله مؤسسات رفاهی بود كه در ۱۳۵۰، برای انجام دادن امور رفاهی و كاریابی ناشنوایان، ایجاد گردید. فعالیت این سازمان كه در آغاز، زیر نظر وزارت بهداری و بهزیستی انجام می‌گرفت، بعدها با ایجاد سازمان بهزیستی كشور، كه وظیفه كمك به تمام كسان استثنایی را به عهده داشت، در سازمان بهزیستی ادغام گردید.
نهادهای ناشنوایی، در سالهای اخیر با كارشناسی‌ها به طرحها و تدبیرهایی رسیده و اجرا كرده‌اند. برخی از این اصول كه در سالهای اخیر، جدی گرفته شده عبارت‌اند از: پذیرش ناشنوایی و آمادگی مقابله با مشكلات؛ پرهیز از شرم به دلیل ناشنوا بودن؛ مشروعیت ارتباط كامل، یعنی استفاده از همه وسایل تفهیم و تفاهم؛ الزام به تلاش و كوشش شخصی برای كسب توانایی بیشتر و زندگی بهتر؛ اتكا به خداوند با امید و اطمینان به نتایج حاصل از پیشرفتهای علمی. این نهادها، طرحهای اجرایی و تصمیم‌گیریهای خود را مبتنی بر اصول متعارف به انجام می‌رسانند.
توسعه فعالیتها: ناشنوایان ایران در دو دهه اخیر گامهای بلندی در عرصه‌های جهانی برداشتند و با جدیت فرصتها و امكانات موجود جهانی را شناسایی و از آنها بهره گرفته‌اند. مثلاً در عرصه ورزش، ناشنوایان، در سالهای اخیر، اقدامات مؤثر و ارزنده‌ای انجام داده‌اند. تشكیل المپیك مخصوص ورزشهای ناشنوایان در عرصه بین‌المللی، و ایجاد فدراسیون ورزشهای ناشنوایان در داخل كشور، از جمله اقدامات مؤثر قرن در امر ورزش ناشنوایان ایران است. تیم‌ها و گروههای ورزشی آنان در داخل در رشته‌های مختلف ورزشی توسعه یافته و در خارج هم به موفقیتهای چشمگیر دست یافته‌اند. در حوزه پژوهش و آموزش نیز به مدارج عالی دست یافته‌اند.
حقوق اساسی و اجتماعی: با شكل‌گیری نظام حقوقی در ایران در دوره جدید، قوانینی هم مربوط به ناشنوایان تصویب شده است. این حقوق، به اختصار این گونه است:
در عرضه حقوق اساسی، این قوانین تصویب شده است: با توجه به بند چهارده اصل سوم و اصول نوزدهم و بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ناشنوایان مانند سایر افراد ملت، در برابر قانون، برابرند، در حمایت قانون قرار دارند و از حقوق مساوی برخوردارند و هیچ یك از اصول قانون اساسی، ناشنوایان را از حقوق اساسی مقرر برای سایر افراد ملت، محروم نكرده است. اما در برخورداری عملی ناشنوایان از حقوق اساسی، سه مورد مهم زیر، قابل توجه است:
حق برخورداری از آموزش ویژه: چون ناشنوایی مانع آموزش كودكان ناشنوا از راه عادی است، برای تأمین آموزش كودكان ناشنوا و ایجاد فرصت برابر برای استفاده آنها از حق آموزش، ماده واحده قانون عادی تشكیل سازمان آموزش و پرورش استثنایی مصوب ۲۱ آذر ۱۳۶۹ مجلس شورای اسلامی می‌گوید كه با توجه به اهمیت و ویژگیهای توان‌بخشی، آموزش و پرورش كودكان و دانش‌آموزان استثنایی، اعم از نابینایان، نیمه‌بینایان، ناشنوایان، نیمه‌شنوایان و…، تأسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی را مقرر داشته و اساسنامه این سازمان، در ۲۹ مرداد۱۳۷۰ به تصویب كمیسیون آموزش و پرورش مجلس شورای اسلامی رسیده است و با توجه به مجموع مقررات یاد شده، آموزش ویژه كودكان ناشنوا در مدارس مخصوص ناشنوایان و یا در كلاسهای مخصوص ناشنوایان در مدارس عادی، حق مسلم كودكان ناشنواست.
حق برخورداری از آموزش عالی: با وجود اینكه چند سال است شمار قابل توجهی از جوانان ناشنوا به مؤسسات آموزش عالی راه یافته و دانش‌آموخته شده‌‌اند و یا به تحصیل در این مؤسسات، اشتغال دارند، ولی در نظر گرفتن مشكلات این قبیل دانشجویان در رقابت و مسابقه ورودی با دانشجویان شنوا و نیز در دوره آموزش عالی، جا دارد كه برای تأمین فرصت علمی آموزش آنان در برابری با دانشجویان شنوا در ورود به مؤسسات عالی آموزش، برای داوطلبان ناشنوا، سهمیه‌ای مقرر گردد و برای برخورداری از این سهمیه، مسابقه ورودی بین ناشنوایان باشد و افزون بر این، آموزش دانشجویان ناشنوا در كلاسهای خاص و یا یك مؤسسه خاص یا قسمت خاصی از مؤسسات موجود، متمركز شود كه مشكل ارتباطی آنها در استفاده از دروس استادان با استفاده از تعداد كمی رابط زبانِ اشاره، مقدور گردد.
حق اشتغال و استخدام: تبصره یك قانون الزام دولت، برای استخدام ده درصد از پرسنل مورد نیاز خود از بین جانبازان انقلاب اسلامی و بستگان، مصوب سوم بهمن ۱۳۶۴ است. در قانون دیگری فرصت اشتغال معلولان از جمله ناشنوایان با سایر افراد ملت در نظر گرفته شده و یك سهمیه سه درصدی برای تأمین پرسنل مورد نیاز مؤسسات دولتی را به معلولان، اختصاص داده است. ولی در مورد اجرای این قانون، هیچ اطلاع و آماری منتشر نشده است و به نظر می‌رسد آیین‌نامه اجرایی این قانون، نیازمند تجدیدنظر باشد. برای تأمین فرصت اشتغال ناشنوایان در بخش خصوصی هم هیچ تمهیدی وجود ندارد.
حق تشكیل جمعیت: ناشنوایان با تشكیل كانونهای خاص خود در نقاط مختلف كشور، از حق تشكیل سازمان (موضوع اصل بیست و ششم قانون اساسی) برخوردارند.
حق انتخاب شدن به نمایندگی مجلس شورای اسلامی: به موجب بند شش ماده ۲۸ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، مصوب هفتم آذر ۱۳۷۸، نابینایی و ناشنوایی و ناگویایی، مانع ثبت‌نام برای انتخاب شدن به نمایندگی مجلس شورای اسلامی است. بعضی حقوقدانان به دفاع از ناشنوایان برخاسته و نوشته‌اند: اگر نابینا یا ناشنوایی واجد شرایط مورد اعتماد اكثریت رأی‌دهندگان یك حوزه انتخابیه باشد، نابینا با كمك یك منشی، و ناشنوا با كمك یك رابط زبان اشاره، خواهد توانست وظایف نمایندگی خود را انجام دهد و اگر با وجود این امكان، نمایندگی آنها برای انتخاب‌كنندگان رضایت‌بخش نباشد، به آنها رأی نخواهد داد. بنابراین نادیده گرفتن این حق اساسی ناشنوایان و نابینایان، لزومی نداشته است؛ زیرا به موجب شرط سه ماده ۲۷ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخاب‌كنندگان باید عاقل باشند.
در عرصه حقوق مدنی، این موارد مهم، تصویب شده است: به موجب ماده ۹۵۶ قانون مدنی، اهلیت برای دارا بودن حقوق، با متولد شدن انسان، شروع و با مرگ او تمام می‌شود و طبق ماده ۹۵۷ قانون مدنی، حمل مدنی متمتع از حقوق مدنی خواهد بود، لیكن هیچ كس نمی‌تواند حقوق خود را اجرا كند، مگر اینكه برای این امر، اهلیت قانونی داشته باشد.
طبق قانون مدنی، اشخاص محجور (یعنی: صغار، اشخاص غیررشید و مجانین) از تصرف در اموال و حقوق مالی خود، ممنوع هستند و به مستفاد از مجموعه مواد یاد شده، مسلم است كه ناشنوایان هم از تمام حقوق مدنی، متمتع‌اند و هم اهلیت اجرای حقوق خود را دارند و از جمله، از حقوق مدنی ذیل برخوردار:
حق انواع علاقه به املاك و اموال، حق انعقاد قرارداد خصوصی، حق انواع عقود و معاملات و ایقاعات، حق وراثت، حق انتخاب همسر و ازدواج، حق ولایت و حضانت، حق داشتن حساب بانكی، حق امضا و ثبت سند رسمی.
حق گرفتن گواهینامه رانندگی: ناشنوایانی واجد شرایط، حق دارند گواهینامه رانندگی بگیرند و با مشخص كردن وسیله نقلیه خود با آرم مخصوص ناشنوایان، رانندگی كنند.
حق استفاده از زبان اشاره: در تاریخ قانونگذاری كشور ما برای اولین بار مواد ۱۹۲ و ۱۹۴ قانون مدنی، اشاره را به عنوان وسیله تفهیم و تفاهم، به رسمیت شناخته است. مواد یاد شده كه جزء جلد اول قانون مدنی در تاریخ ۱۳۰۷ توسط مجلس قانونگزاری وقت، به تصویب رسیده به شرح زیر است: ماده ۱۹۲ قانون مدنی: «در مواردی كه برای طرفین یا یكی از آنها تلفظ ممكن نباشد، اشاره كه مبین قصد و رضا باشد، كافی خواهد بود».
ماده ۱۹۴ قانون مدنی: «الفاظ و اشارات و اعمال دیگر كه متعاملین به وسیله آن، انشای معامله می‌نمایند، باید موافق باشد، به نحوی كه احد طرفین، همان عقدی را قبول كند كه طرف دیگر، قصد انشای آن را داشته است؛ والا معامله باطل خواهد بود»، و بعد از مواد یاد شده به موجب ماده ۶۴ قانون ثبت اسناد و املاك مصوب سال ۱۳۱۰ در تنظیم و ثبت اسناد اشاره به عنوان وسیله تفهیم و تفاهم، مورد قبول و تأكید قرار گرفت.
ماده ۶۴ یاد شده كه تا كنون به قوت خود باقی است، به این شرح است: «در صورتی كه طرفین معامله و یا یكی از آنها، كور یا كر و گنگ، بی‌سواد باشند، علاوه بر معرفی هر یك از اشخاص یاد شده باید به معیت خود، یك نفر از معتمدین خود را حاضر نماید. معتمد مزبور. در مورد اشخاص كر و گنگ، باید از جمله اشخاصی باشد كه بتواند به آنها به اشاره، مطلب بفهماند…».
استفاده از رابط زبان اشاره، در مواردی كه شاكی یا متهم، ناشنوا باشند، در مراجع انتظامی و قضایی به عنوان یك اصل، مقبول و معمول است.
بر اساس همین حق است که تلویزیون، در سالهای اخیر برنامه‌هایی برای ناشنوایان با اشاره، پخش می‌کند.
منابع
باغچه‌بان، ثمینه، بهره ناشنوایان، تهران، امیركبیر، بی‌تا؛ بهروز، ذبیح، «خط و فرهنگ»، ویژه‌نامه نشریه ایران كوده، ش ۸؛ پاكزاد، محمود، هیاهو در دنیای سكوت، چاپ دوم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۷۵، ص ۳۵-۳۸؛ تعلیم و تربیت استثنایی، شماره‌های مختلف؛ شکست سکوت، ش ۲و۳ (پاییز ۱۳۸۱)، ص ۴۰؛ ش ۲۶ (تابستان ۱۳۸۲)، ص ۲۸ـ۲۹؛ فصلنامه كانون ناشنوایان ایران، شماره‌های مختلف؛ دانشنامه ناشنوایان، به کوشش محمد نوری، ج۱، ص ۱۹۲-۱۹۸؛
Best، Harry، The Deafness and Deaf in the U. S. A.، Macmilan com، ۱۹۴۳.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *