گفتگو با رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت پکتوس

گفتگو با رامین فرجاد و سعید صادق پور، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل پکتوس

الف) تاریخچه شرکت
پکتوس یکی از شرکت های دانش بنیان است که از ۲۰ سال پیش، مشغول به فعالیت در زمینه ی تولید تجهیزات کم بینایان و نابینایان بوده و یکی از معدود تولیدکنندگان ایرانی وسایل و لوازم دسترس پذیر به شمار می آید. در ۱۷ شهریور ۱۳۹۴ گفتگویی حضوری در محل شرکت با مدیران و مسئولین پکتوس از جمله جناب آقای مهندس رامین فرجاد رئیس هیئت مدیره و جناب آقای مهندس سعید صادق پور مدیرعامل داشتیم که در زیر، مشروح آن به سمت و نظر دوستان می رسد.
حسینی:
جناب آقای مهندس فرجاد، ضمن تشکر از وقتی که به این گفتگو اختصاص دادید، لطفاً خود را معرفی کنید و بفرمایید در چه رشته ای و چه سالی فارغ التحصیل شده اید؟
فرجاد:
من فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته مهندسی برق قدرت دانشگاه شریف هستم. در سال ۶۳ همراه با مهندس صادق پور و مهندس بحری وارد آن دانشگاه شدیم. در سال ۷۰ به اتفاق مهندس صادق پور و دو نفر دیگر از دوستان، شرکت پکتوس را تاسیس کردیم.
حسینی:
جناب مهندس صادق پور، لطفاً درباره ی تاریخچه ی فعالیت های این شرکت بفرمایید و این که از کجا شروع کرد و چه مراحلی را پشت سر گذاشت تا به اینجا رسید. چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید در حوزه ی نابینایان فعالیت کنید؟
صادق پور:
ضمن خوشآمدگویی و تشکر از حضور شما در شرکت پکتوس، ایده ی اولیه ی تاسیس پکتوس به زمان دانشجویی ما بر می گردد. ۴ نفر هیئت موسسه ی اینجا همگی دانشجوی رشته برق در دانشگاه شریف بودند. دو نفر از این دوستان بعدها از ما جدا شدند. کسانی که از قدیم با مدرسه ی شهید محبی آشنا بودند افرادی مثل آقای عبدی پور، آقای لواسانی و آقای دکتر گلچین را به خاطر دارند. آن موقع امکان چاپ بریل در سازمان آموزش و پرورش استثنایی وجود نداشت. تنها پرینتر بریل در مدرسه نابینایان شهید محبی بود. سال ۶۶ یا ۶۷ هنگامی که هنوز جنگ ایران و عراق تمام نشده بود این چاپگر به مشکلی برخورد و آن زمان نه مراودات بین المللی وجود داشت و نه اینترنت که بتوانند برای تعمیرش راهنمایی بگیرند. چاپ کل کتب مدارس نابینایان کشور متوقف شده بود و برای تعمیر دستگاه به مرکز تحقیقات الکترونیک دانشگاه شریف مراجعه نمودند.
تعمیر آن چاپگر به ما دانشجویان مربوط نمی شد ولی از همان جا فهمیدیم فناوری چه نقش موثری در زندگی نابینایان دارد. ضمناً در شهر زیبا، محل زندگی خودمان همسایه ی خوبی به نام آقای شفیعی داشتیم که دوستان قدیمی شهید محبی به یاد دارند سال ها معاون مدرسه شهید محبی بودند و یک بار ما را در زمان تحصیل به مدرسه ی مذکور بردند. قبل از انقلاب اسمش مدرسه ی رضا پهلوی بود. در مرداد سال ۱۳۷۰ به فکر تاسیس شرکتی افتادیم که یکی از شاخه های فعالیت خود را به فناوری در خدمت نابینایان اختصاص دهد. همکاری اصلیمان با مرکز نابینایان رودکی از جمله سرکار خانم ارجمندخواه، آقای گیلانی و دیگر دوستان بود و آقای دکتر خوانین زاده که الآن هم تشریف دارند. مرکز نابینایان رودکی مشاور اصلی ما در این حوزه محسوب می شد. امروز بر همه روشن است که فناوری در زندگی نابینایان نقش بیشتری نسبت به افراد بینا دارد. مثلاً فرد بینا بدون رایانه هم می تواند بنویسد و بخواند ولی برای نابینا بسیار سخت خواهد بود.

ب) تولید اولین سخت افزارها و نرم افزارهای ویژه نابینایان در ایران
صادق پور:
امروز بر همه روشن است که فناوری در زندگی نابینایان نقش بیشتری نسبت به افراد بینا دارد. مثلاً فرد بینا بدون رایانه هم می تواند بنویسد و بخواند ولی برای نابینا بسیار سخت خواهد بود. همین ایده ها منجر به طراحی کامپیوترهای امید و اسفندیار در سال ۷۲ شد. خاطرات شیرین و جالبی برای ما بودند. آن موقع پیشرفته ترین کامپیوترها مدل ۲۸۶ بود. فقط Omega کارت صوتی داشت که به عنوان خروجی صدای موسیقی ارگ هم می شد از آن استفاده کرد، ولی ۲۸۶ و ۳۸۶ فاقد هر گونه کارت صوتی بودند. فقط یک PC Speaker به عنوان Beeper رویشان بود. ما برای ارائه ی خروجی صوتی به نابینایان، کارت صدا را از صفر درست کردیم و روی کامپیوتر قرار دادیم. سپس برای کامپیوتر امید، موتور تبدیل متن به گفتار نوید را ساختیم که اولین Text To Speech فارسی در جهان به شمار می رفت. امید به حالت تک حرف خوان کار می کرد. به جای سلام می گفت س ل ا م.
هنوز خروجی بریل نداشتیم. یک کیبورد بریل مشابه پرکینز به عنوان ورودی ساختیم. خاطره ی بسیار شیرین که به عنوان یادگار نگه داشته ایم این بود که آقای مرتضی هادیان، تز فوق لیسانس خود را با همین ابزار توانستند خودشان تایپ کنند و در آن نوشتند «این اولین تز فوق لیسانس است که یک نابینای فارسی زبان خودش تایپ و تصحیح می کند». رشته ی مدیریت آموزشی بودند. غیر از آن، تنها راه دیگر دیکته کردن به فرد بینا بود.
حسینی:
یعنی اولین tts خود را در محیط DOS نوشتید؟
صادق پور:
نوید در محیط dos کار می کرد و حتی هنوز از JAWS هم استفاده نمی کردیم. خودمان یک dos Screen Reader ساختیم. بعدها پکجاز را هم برای Dos درست کردیم ولی این هم یک Screen Reader بود و هنوز جاز در ایران وجود نداشت. ویندوز رایج نبود. ابتدا Dos Screen Reader خود را به نام dsr ثبت کردیم و سپس Windows Screen Reader یا wsr را خلق نمودیم. جاز به قدری سریع پیشرفت می کرد و محیط های مختلف را پوشش می داد که صفحه خوان ما به پای آن نمی رسید لذا تصمیم گرفتیم به سمت پشتیبانی فارسی جاز بیاییم. از همین جا بود که پکجاز از یک صفحه خوان مستقل تبدیل به پشتیبان فارسی جاز شد. نوید هنوز هم بی نیاز از Screen Reader است چون از ابتدا به همین صورت ساخته شده!
دستگاه های کامپیوتر که به نام اسفندیار ثبت کردیم کیبورد بریل در ابعاد کوچک قابل حمل و خروجی صوتی تک حرف خوان داشتند. درگاه هایشان Serial RS232 بود. هنوز USB وجود نداشت.
حسینی:
امیر علیزاده می گوید زمانی که کامپیوترها پورت Serial یا LPT داشت برجسته نگارهایی بود که محیط BIOS کامپیوتر را هم که هیچ صفحه خوانی نمی تواند بخواند می توانستیم با آن بخوانیم. آیا شما در این زمینه سابقه ای داشتید؟
صادق پور:
برجسته نگار ۱ را به جای سریال به صورت Parallel ساختیم و این امکان اگر نرم افزار مخصوصی برایش می نوشتیم فعال می شد ولی هرگز ننوشتیم. روی دستگاه سریال ۸۰ کاراکتری که الآن در موزه ی کتابخانه ی رودکی قرار دارد و اولین دستگاه برجسته نگار ایرانی محسوب می شد نیز چنین امکانی نداشتیم. تمام برجسته نگارها نوع سریال بودند ولی در سال ۷۶ اولین نوع پارالل را ساختیم و برنده جشنواره خوارزمی شدیم. رتبه سوم ابتکار را گرفتیم. در کنارش طرح فرهاد را داشتیم که جالب بود ولی ادامه نیافت. پرکینز را الکتریکی کردیم که موقع تایپ بی نیاز از فشار باشد. اسفندیار را هم در آن گنجاندیم. یعنی تا دو صفحه را می توانست قبل از این که روی کاغذ بیاورد حرف به حرف بخواند و ویرایش کند. نمونه اش را در شرکت داریم ولی مثل سروش موفق نبود.
بعداً سروش ۱ را ساختیم که می توانستیم صد نقطه را برنامه ریزی کنیم و با لمس هر نقطه از کاغذ، فایل صوتی مخصوص به خودش پخش شود. الآن تعداد این نقاط در سروش ۲ خیلی بیشتر شده! می دانید که دستگاهی مثل سروش می تواند کاربرد زیادی برای مدارس و افراد جویای علم داشته باشد ولی متاسفانه به دلیل عدم حمایت از افراد و نهادهای مرتبط با نابینایان برای تامین این تجهیزات، تولیدکنندگان ایرانی هرگز به تیراژ بالایی نمی رسند. سروش می تواند برای کتابخانه های کانون و بخصوص جهت کودکان و نوجوانان تحول بزرگی باشد.

الف) تکامل پکجاز
در روایت ۱۸۱ مهندس سعید صادق پور، مدیرعامل پکتوس اولین صفحه خوان ها و کامپیوترهای ساخت این شرکت دانش بنیان را معرفی کردند. در ادامه ی گفتگو به معرفی پشتیبان فارسی جاز می پردازند.

صادق پور:
در سال ۷۹ یا ۸۰ بود که با جاز بیشتر آشنا شدیم. این آشنایی به واسطه ی دفتر UN در تهران و سرکار خانم پریسا اعتباری بود. اتفاقی در خبری خواندیم که ایشان مسئول سایت هستند و شبکه ی کامپیوتری دارند. آن موقع شبکه ی کامپیوتری مثل الآن رایج نبود. یک نفر نابینا مسئولیت سایت و شبکه را داشت. در مصاحبه ی خود گفت که از جاز استفاده می کند. ما تا آن موقع فقط اسم جاز را شنیده ولی هنوز ندیده بودیم. هنوز شرکت Freedom Scientific در کار نبود. شرکت Center Joice برنامه جاز را تولید می کرد که بعداً با Freedom Scientific ادغام گشت. پس از دیدن عملکرد جاز در خدمت خانم اعتباری تصمیم گرفتیم پکجاز را از یک Screen Reader برای ویندوز تبدیل به پشتیبان فارسی جاز کنیم. بزرگترین مشکل ما تک حرف خوانی بود. در همین سال، برنامه را کلمه خوان کردیم.
کمتر از ۱۰۰۰ عنوان کتاب که در کتابخانه ی رودکی وجود داشت منبع خوبی بود که فراوانی کلمات را بررسی کنیم. حدود ۸۰ هزار مورد از پرکاربردترین واژگان را انتخاب و به برنامه معرفی کردیم.

آنها را تا حد امکان ضبط استودیویی و فیلتر کردیم. با کیفیت ۱۲ کیلوهرتز بود. می خواستیم حجم را تا حد ممکن پایین بیاوریم چون سخت افزارهای آن موقع توانایی بالایی نداشتند. روش صوتی کلمه خوان قبل از سال ۸۰ راه اندازی گشت و در اختیار نابینایان قرار گرفت. کلمه ها را می خواند ولی هیچ ارتباطی بینشان قرار نداشت. جمله خوانی نمی کرد. سرعت کار با کامپیوتر نابینایان را خیلی افزایش داد. آن موقع مشکل برنامه این بود که هر چه سرعت را بالا می بردیم کیفیت صدا پایین می رفت. در مرحله ی بعد کاری کردیم که هر چقدر سرعت افزایش یابد فرکانس تغییر نکند. این باعث شد دوستان نابینا که عادت داشتند حتی کاست را با سرعت بالاتر از نرمال گوش دهند، کامپیوتر را نیز با سرعت بالا گوش دهند. ۸۰ هزار واژه را هم به ۱۱۵ هزار کلمه رساندیم. پوشش نسبتاً خوبی داشت. از سال ۷۶ خروجی بریل هم روی برجسته نگار فراهم شد. هر جا خروجی صوتی مشکل داشته باشد مثلاً در مورد موسیقی، قرآن و ریاضی صرفاً باید با بریل یاد بگیرند و این مفاهیم را نمی توان صوتی نمود.

ب) برجسته نگار
برجستهنگار ۱ از سال ۷۶ به بعد موجود بود ولی تا سالهای ۸۳ یا ۸۴ نمونهی فردی نداشت. ۵ کیلوگرم وزنش بود و از برق ۲۲۰ ولت استفاده میکرد. قابلیت حمل نداشت. فقط در مدارس، مراکز دانشگاهی و بعضی سازمانها به عنوان سیستم ثابت استفاده میشد.

در سالهای ۸۴ و ۸۵ با روش MBROLA صدایی که الآن به نام نوید میشناسید را تولید کردیم. در سال ۸۶ حدود ۱۰۰ نفر به صورت نمادین نامهای به مسئولین نوشتند که این نرمافزار را نیاز دارند تا در اختیار همهی نابینایان قرار بگیرد. سال ۸۷ پارس آوا اولین نرمافزاری بود که بعد از نرمافزار ما به عنوان پوشش فارسی جاز وارد بازار شد. دقیقاً از فناوری امبرولا استفاده می کرد.
حسینی:
آیا منظور این است که پارس آوای ۱ تولید شما بود؟
صادق پور:
نخیر! اما روش صوتی مشابهی را که ما در سال ۸۵ برای پکجاز ۵ استفاده کرده بودیم به کار میبرد. پکجاز تا ورژن ۸ هم رسید ولی بعد ورژن را حذف کردیم به سراغ روش HTS رفتیم. در سال ۹۲ نسخهی قابل تکثیر آن توسط سازمان بهزیستی خریداری و قفل آن برداشته شد. پارس آوا از همان روش امبرولا که سال ۸۵ برای پکجاز ۵ استفاده کردیم بهره برد و بعد هم پارس آوای ۲ با صدای مینا با همان روش استفاده از دایفون و امبرولا به وجود آمد. جزئیات این تکنیکها را میتوانید سرچ و بررسی کنید.
در سال ۹۲ محصولات صوتی ما مجهز به صدایی انسانی بر دو پایهی صداهای امید و آوا با روش Unit Selection Hidden Marcov Model و ابزار HTS شدند. تولید آن زودتر اتفاق افتاد ولی عرضه‌اش به دلیل شرایطی که خریدار گذاشت به تعویق افتاد. به نظر خودمان هم منطقی بود. سازمان بهزیستی عنوان کرد: «چیزی که من برای نابینایان بخرم را شما نباید قبلاً فروخته باشید. باید برای اولین بار عرضه گردد». لذا امید و آوا را که قبلاً تولید کرده بودیم دیرتر ارائه نمودیم. متأسفانه مذاکرات مربوط به آن خیلی طولانی شد. از موقعی که موافقت انجام شد تا وقتی که بالاخره آن را روی سایت سازمان برای استفادهی نابینایان گذاشتند قریب به ۲ سال طول کشید. این مسئله مشکلاتی ایجاد کرد. اول این که ما می خواستیم از استفادهکنندگان فیدبک بگیریم و نقاط ضعف و قوت را بشناسیم ولی نمی توانستیم تا قبل از آن زمان نرمافزار را عرضه کنیم.
گارانتی و قراردادها تا سال ۹۳ به اتمام رسید ولی ما در شرکت پکتوس این تعهد اخلاقی را با خود داشتیم که تا جلب رضایت نسبی کاربران، به روزرسانی را ادامه دهیم.
روی کلمهی «نسبی» تأکید می کنم زیرا سلیقهها متفاوت است. ادعای این که همهی سلایق را پوشش دهیم غیرممکن است. بعضی دوستان با وجود کیفیت صدای پایین ESpeak هنوز هم آن را ترجیح می دهند. عدهای امبرولا را بیشتر از HTS میپسندند ولی آخرین فناوری موجود در کشور همان HTS یا Unit Selection Hidden Marcov Model است. آن را به نام Festival نیز می خوانند. کیفیت صدای بهتری دارد. سرعتش طبیعتاً کمتر است چون پردازش زیادتری می خواهد. زبانهای غیرفارسی را نیز پشتیبانی می کند. همهی سلیقهها را نمی توان پوشش داد. با این که کیفیت صدای اینها به مراتب بالاتر از ESpeak می‌باشد بعضی دوستان هنوز eSpeak را به دلیل مزایای آن که مهم ترینش سبکی و چابکی است ترجیح می دهند.
حسینی:
یکی از ایرادهایی که دوستان به نرم افزارهای پکتوس وارد میدانند این است که اول تولید و سپس نظرخواهی می کند. آقا امیر سرمدی قول داده این مشکل برطرف شود. آیا شما در این باره نظری دارید؟
صادق پور:
در عرایضم علت شرمندگی ما را در مورد عدم نظرخواهی قبل از انتشار امید و آوا توضیح دادم. در مورد نوید و تک حرف خوان اینطور نبود. دربارهی برجستهنگار هم این حالت را نمی دیدید. حتی دربارهی جاگذاری تک‌تک کلیدهای برجستهنگار از نابینایان نظرخواهی کردیم و نظراتشان را به عنوان یادگاری در اسناد شرکت نگه داشتهایم. برای حفظ حالت ارگونومیک، کلیدها را عین پرکینز نگذاشتیم. فاصلهی کلیدها را هم از نمونهی خارجی الگوبرداری نکردیم بلکه در مرکز نابینایان رودکی به نظرخواهی گذاشتیم و رأی اکثریت را مورد استفاده قرار دادیم.
فقط همین یک مورد یعنی پکجاز را به علتی که توضیح دادم نمی توانستیم قبل از عرضه به معرض نظرخواهی قرار دهیم. الآن هم با وجود آن که تعهداتمان تمام شده پشتیبانی را ادامه می دهیم. تعهد ما فقط تا یک سال بود. خریدار بعضی تغییرات را درخواست می کرد و ما فارغ از سلیقهی خودمان بایست خواستهی آنها را تأمین می کردیم. بایست کارشناس فنی تأیید می کرد واگرنه حتی ضمانت بانکی خود را نمی توانستیم پس بگیریم ولی الآن که تمام شده، خود شما شاهد هستید که به روال سابق پکتوس برگشتیم یعنی هر تغییری انجام می شود به معرض نظرخواهی می گذاریم. حداقل در دو مورد دیدهاید که نظرات را در ورژن بعد اعمال کردهایم.
در عین حال می دانید که انجام همهی خواستهها امکانپذیر نیست. دیدهام که خودتان هم هر پیشنهادی برای راوی مطرح می شود به عنوان اولویت نخست نمی دانید.
حسینی:
همینطور است.
صادق پور:
ما هم باید چنین کاری را بکنیم. دقیقاً نظرات را می گیریم و مورد توجه قرار میدهیم. فقط دربارهی نرمافزار پکجاز به صورت استثنا نتوانستیم قبل از عرضه نظرخواهی کنیم و دلیلش را توضیح دادم.

پ) برنامه های آتی پکتوس
حسینی:
اگر پروژهی دیگری نیز برای آینده در دست انجام دارید لطفاً بفرمایید.
صادق پور:
ذکر نام پروژههای آینده عیبی ندارد ولی از واگذار کردن و فروش بعضی موارد معذوریم زیرا اعتقاد داریم محصولی که به دست مصرف کننده میرسد باید تا حد امکان ایرادهای آن برطرف شده و آمادهی استفاده باشد. بعضی پروژههایمان همین حالا قابل استفاده است ولی هنوز بنا به استانداردهای خودمان قابل فروش نمیباشد. پروژههای تحقیقاتی خوبی را دنبال میکنیم. مهمترین آنها صفحه خوان اندروید است که امروز میتوانید ببینید. Daisy Player اندروید نیز نزدیک به عرضه می‌باشد. Note Taker را احتمالاً با نام برجستهنگار ۳ یا به نام اسفندیار عرضه می کنیم. هم قابل استفاده با اندروید اثت، هم با بلوتوث، و هم نرمافزارهایی مثل ویرایشگر و کتابخانهی نوید را میتواند بدون ارتباط با کامپیوتر اجرا نماید.
بالا بردن سرعت و کیفیت پکجاز و سایر موارد را نیز مد نظر داریم. نهایتاً یک نکته را لازم به ذکر می دانم. نه تنها ما بلکه تمام کسانی که روی تجهیزات معلولین و به طور خاص نابینایان و کم بینایان فعالیت می کنند، اگر در بخش خصوصی باشند نیازمند حمایت هستند. فعالان دولتی نیاز به حمایت سازمان بهزیستی ندارند زیرا از بودجهی شخصی خرج نمی کنند و حتی اگر محصول آنها رایگان در اختیار نابینایان قرار گیرد ورشکسته نمی شوند. اگر سازمان‌های دولتی اقدام به ساخت صفحه خوان بهتری برای نابینایان نمی کنند به دلیل مشکلات اجرایی است و نه به علت بیپولی! ما و بعضی شرکت‌هایی که رقیبمان به حساب می آیند بخش خصوصی هستیم و تنها درآمدی که باعث برگشت سرمایه‌های تحقیقاتی و توسعهای پروژه هایمان می شود فروش محصولات می‌باشد. فروش مستقیم محصول به افراد نابینا درآمد چندانی برایمان ندارد. حتی ۲ درصد نابینایان قدرت خرید شخصی ندارند. ۹۸ درصد خریدها با حمایت بخش دولتی انجام می گیرد. بزرگترین خریدار، سازمان بهزیستی می‌باشد زیرا بودجهی مستقیم برای این کار دارد.
حمایت های سازمان بهزیستی قابل توجه نیست. مسئولین سازمان بهزیستی اینطور می گویند که تجهیزات نابینایان را به دو دسته تقسیم می کنیم. مواردی که ارزان قیمت باشد مثل عصا، ساعت و لوح و قولم را لازم نیست سازمان بخرد و آنهایی هم کهگران هستند پول برای خریدشان ندارند. در نتیجه اصلاً تجهیزاتی برای نابینایان خریداری نمی شود. آیا این می تواند یک توجیه منطقی باشد؟ ما تولیدکننده هستیم و شما مصرف‌کننده! بودجهی سازمان بهزیستی هر سال افزایش می یابد ولی با این روش سیاست‌گذاری تفاوتی نمی بینیم.
قبلاً تعدادی از نابینایان در سازمان مذکور به عنوان کارشناس نابینایان شاغل بودند ولی از امسال اگر یک نابینا را بازنشسته کرد دیگر کسی را به جای او استخدام نمی کند. دیگر کسی را به عنوان کارشناس نابینایان نداریم. برای ناشنوایان در تمام استانها کارشناس و مراکز ناشنوایان گذاشتهاند ولی برای نابینایان نه! کارشناس نابینایان در اکثر استانها نیست. فقط یک کارشناس تجهیزات می گذارند که برای تمام معلولیتها تصمیم می گیرد. این باعث شده طی ۴-۵ سال گذشته وضعیت خرید تجهیزات و امکانات مورد نیاز نابینایان رو به افول برود.
شما میدانید که فعالیتهای تولیدی همواره مستلزم هزینههای بالاست و فقط در صورت رسیدن به تیراژ زیاد و حجم خرید انبوه مقرون به صرفه میباشد. وقتی حمایتی از تولیدکنندگان نشود طبیعتاً محصولات آنها به نسخههای جدیدتر و بهتر نمی رسد و در همان مرحلهی اول می ماند. هر تولیدکنندهای به عرصهی خدمات نابینایان وارد گردد بعد از مدتی مجبور خواهد بود کنار بکشد.
حسینی:
خود نابینایان هم که پولی برای خرید ندارند!
صادق پور:
هیچ جای دنیا نابینا برای خرید برجستهنگار بریل پول نمی دهد. آقای نباتی و آقای آبادی و دوستانی که به خارج کشور رفتهاند می دانند که روشهای حمایتی مختلفی برای نابینایان وجود دارد. مثلاً نابینایان می خرند و پولش را بیمه می پردازد. گاهی RNIB به ایشان واگذار می کند یا انجمن نابینایان اسپانیا و یا مؤسسات خیریه هزینه‌اش را می پردازند. مسئله محدود به ایران نیست. تجهیزات نابینایان در همه جای دنیا گرانقیمت می‌باشد و باید با حمایت خریداری شود. قیمت آنها ۴ یا ۶ هزار دلار است و فقط ۲ درصد نابینایان از عهدهی پرداخت آن بر می آیند. تنها نابینایانی که خودشان از پکتوس برجستهنگار خریدهاند شامل دکتر علی صابری، خانم سحر تهرانی و آقای سلیمی بودهاند. از سال ۷۶ تا الآن ما مشغول به تولید طی ۱۸ سال بودهایم ولی تیراژ تولید را نتوانستهایم به قدری برسانیم که نسخههای بعدی را با قوت بیشتر تولید کنیم.

ت) لزوم درخواست تجهیزات از بهزیستی
صادق پور:
بعضی محصولات ما کاربرد انفرادی ندارد و فقط در سازمان‌ها مورد استفاده قرار می گیرد ولی برجستهنگار ۳ کاربرد انفرادی دارد. اگر دوستانی هستند که فکر می کنند برجستهنگار ۳ می تواند برایشان کارایی داشته باشد باید به سازمان بهزیستی درخواست بدهند. الآن بهانهی سازمان بهزیستی این است که نابینایان درخواست نمی دهند. البته آقای معینی به درستی در ایران سپید اشاره کردند که بهانهی بهزیستی برای نخریدن عصای نابینایان هم نبود درخواست می‌باشد. بسی واضح و مبرهن است که نابینایان به بعضی تجهیزات نیاز دارند حتی اگر درخواست ندهند. در دانشگاه ما موقعی که ماشین حساب مهندسی را برای اولین بار در اختیار دانشجویان می گذاشتند به دلیل درخواست آنها نبود. آیا کتاب درسی دانشآموزان را فقط وقتی چاپ می کنند که دانش‌آموز درخواست نماید؟ در مورد تجهیزات نابینایان می گویند که باید درخواست بیاید و اگر درخواستی نباشد از چرخهی تولید خارج می گردد.
حسینی:
من به بهزیستی رفتم و پرسیدم «شما چه امکاناتی به نابینایان می دهید؟ ». گفتند: «ما همه چیز می دهیم. از MP3 Player گرفته تا برجستهنگار و مجوز واردات خودرو». گفتم «پس لطف کنید و یک برجستهنگار به من بدهید». گفتند: «این درخواست شما را در فهرست انتظار می نویسیم و هر موقع بودجه داشتیم حتماً در اختیار شما می گذاریم». پرسیدم: «چه موقع بودجه خواهید داشت؟ ». گفتند: «هیچ وقت».
صادق پور:
من نمایندهی شرکت پکتوس هستم و طبیعتاً وظیفهی خود می دانم کیفیت و خدمات را بهتر کنم ولی نمی توانم به سازمان بهزیستی بگویم برجستهنگار ۳ مورد نیاز نابینایان است. با این که به نفعمان است بگوییم که همهی نابینایان از این دستگاه‌ها نیاز دارند می دانیم که به کار همگان نخواهد آمد ولی جمع کثیری از آنها واقعاً نیاز دارند و هرگز بودجه‌اش برایشان فراهم نمی گردد. اعلام این نیاز بر عهدهی خود نابینایان می‌باشد ولی متأسفانه اظهار نیاز نمی کنند. ناشنوایان پیگیری بیشتری می کنند و انجمنهای فعالتری دارند. مثلاً سازمان بهزیستی برایشان حلزون مصنوعی و سمعک و امکانات گفتاردرمانی فراهم می آورد زیرا به طور جدی پیگیر هستند.

ث) تاکید بر تولید داخلی در قانون جامع حمایت از معلولان
صادق پور:
جدیداً قانون جامع معلولان را دو قسمت کردند. یک تکه به صورت مصوبهی هیئت دولت ابلاغ شد و قسمت دوم باید در مجلس تصویب گردد. در بند ۴ یا مصوبهی هیئت دولت توسط آقای جهانگیری معاون اول ابلاغ کردند که «سازمان بهزیستی موظف است تجهیزات ویژهی معلولین را با اولویت تولید داخل خریداری نماید». از شما می پرسم «تولید یعنی چه؟ چه کسی را باید تولیدکننده بدانیم؟ آیا تولیدکننده باید پروانهی بهرهبرداری و گواهی فعالیت صنعتی داشته باشد؟ آیا هر کسی که کالایی از چین بیاورد و روی آن مارک ایرانی بزند باید به عنوان تولیدکننده بشناسیم؟ ما گواهی فعالیت صنعتی داریم. نامه از وزارت صنایع گرفتهایم که نشان می دهد تنها تولیدکنندهی برجستهنگار، سروش و تمام دستگاه‌هایی هستیم که در اینجا دیدهاید. شرکت دانش بنیان هم هستیم. آیا در حوزهی نابینایان شرکت دیگری می شناسید که تولید سختافزار کند؟
حسینی:
من نمی شناسم.
صادق پور:
در مورد نرمافزار هم پروانهی بهرهبرداری از وزارت صنایع و مجوز فعالیت انفورماتیک از شورای عالی انفورماتیک داریم. وزارت صنایع، فقط در صورتی تولیدکننده بودن را تأیید می کند که حداقل ۸ نفر متخصص داشته باشید و تمام جوانب تولید را از نزدیک ببیند. وقتی در قانون جامع معلولان اسم «حمایت از معلولین با اولویت تولید داخلی» را می آورند باید نمود داشته باشد ولی کجا نمودش را دیدهاید؟ بهزیستی در فهرست تجهیزات مورد نیازش پرکینز را نوشته ولی اسمی از برجستهنگار نیاورده! فقط ذکر کرده «سختافزارها و نرمافزارها» چون می گویند «نباید تبلیغ کنیم». یعنی پرکینز آمریکایی را به منزلهی حمایت از تولید داخل می دانند ولی برجستهنگار ایرانی را نه!
چرا حرف از اولویت تولید داخل می زنیم در حالی که تنها تولیدکنندهی داخلی یعنی پکتوس مورد حمایت قرار نمی گیرد؟ در ایران حتی یک شرکت دیگر دارای پروانهی بهرهبرداری نیست؛ حتی در زمینهی تولید عصای سفید! ماشین حساب، ساعت و همهی تجهیزات دیگر از خارج می آید. ارزانترین و کم کیفیتترین کالای چینی را به نام حمایت از نابینایان می خرند ولی برجستهنگار را به این دلیل که تبلیغ نشود در فهرست تجهیزات مورد نیاز نمی آورند. تا جایی که می دانم همهی بچههای ایران، مانیتور بریل را به عنوان «برجستهنگار» می شناسند. این یک درد دل دوستانه به عنوان تولیدکنندهای با ۲۴ سال افتخار فعالیت در زمینهی خدمت به نابینایان است. کار در این حوزه برایمان واقعاً شیرین بوده ولی مشکلات هم زیادند.
حسینی:
فقط کسانی که اهل کار سخت هستند می توانند مشکلات را حل کنند. از سازمان بهزیستی و تمام نهادها می خواهم تولیدات داخلی را با خارجی مقایسه کنند. اگر مزایای بهتری دارد در اولویت بگذارند. کالایی که مزیت ندارد را کنار بگذارید ولی آن که قیمت و کیفیت قابل رقابت ارائه می دهد حتماً استفاده کنید. برجستهنگار را بخصوص برای قشری که نیاز دارند باید خریداری نمایند. در مورد نابینایان کم شنوا این وسیله بسیار ضروری می‌باشد. تنها دریچهی ارتباطی ایشان با بیرون، دستگاه برجستهنگار است. حتماً سازمان بهزیستی باید اینها را تهیه کند و در اختیارشان بگذارد. به آنها مثل ما از بیپولی و گرانی نگویید چون این قشر نیاز جدی به وسایل ویژه دارند.
فرجاد:
یک مورد را هم من اضافه می کنم. خیلی از دوستان نمی دانند برجستهنگار دقیقاً چیست و چطور کار می کند. اطلاعرسانی خوبی نشده و مراکزی نیست که دستگاه را از نزدیک ببینند و با مزایای آن آشنا شوند. ما مصوبهی اشتغال معلولین را داریم. چرا قشر نابینا با این که درصد تحصیلات تکمیلی بین آنها بیشتر از بقیه است به اشتغال نمی رسند؟ چون تجهیزات برابرسازی را ندارند. سازمان بهزیستی هزینهی تحصیل بچهها را می پردازد تا در دانشگاه مدرک بگیرند ولی بدون تجهیزات مورد نیاز، به اشتغال نمی رسند. گاهی می بینید هزینهای که برای شاغل شدن نابینا صورت گرفته هرگز به ثمر نمی رسد.
حسینی:
همینطور است. شخصی هم که به اشتغال می رسد مجبور می شود هر چه در می آورد خرج خریداری تجهیزات نماید. پرکینز دو و نیم میلیون تومان، گوشی تلفن ۷۰۰ هزار تومان. درد دل زیاد است. از وقتی که گذاشتید بسیار ممنونم.

منبع: جواد حسینی، سایت ایران راوی، ۹ آبان ۱۳۹۴

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *