انجمن جانبازان نخاعی

انجمن جانبازان نخاعي؛ انجمنی که بار بنياد را بدوش می‌کشد!
انجمن جانبازان نخاعی تشکل بی‌عيب و ايرادی نيست، اما به جرأت می توان ادعا کرد که تنها تشکل فعال و پويا و پايای ايثارگری‌است که با شرايط خاص اعضايش عملکرد قابل قبولی دارد.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از فاش نيوز، انجمن جانبازان نخاعی تشکل بی عيب وايرادی نيست. خيلی انتقادها به آن می شود و بخشی از اين انتقادها هم وارد است. کوتاهی ها و نقايصی دارد که بايد هم برطرف شود؛
اما به جرأت می توان ادعا کرد که تنها تشکل فعال و پويا و پايای ايثارگری است که با شرايط خاص اعضايش ، حتی اگر اين نسبت و شرايط را هم درنظر نگيريم ، عملکرد قابل قبولی دارد. تنها تشکلی است که می تواند تعداد زيادی از جانبازان ويلچری نخاعی را – البته نه همه آن ها را – دورهم جمع کند، بطور مرتب انتخابات برگزار کند، دربسياری از صحنه ها حضور فعال داشته باشدو…و حداقلش اين است که اينها با تن مجروح ورنجورشان ، روی ويلچر و درحالی که بيش از 70 درصد جسمشان ازکار افتاده ، کارهايی می کنند که متوليان امورشان که از قبل آنان نان ونام دارند ، ازعهده اش برنمی آيند.
اينان خيلی جاها باربنياد را هم به دوش می کشند و… القصه ، روز دوشنبه پانزدهم تيرماه امسال بود که خبر (نخستين ميزگردخبری با اعضای هيئت مديره انجمن برگزار می شود) برای اطلاع دوستان جانباز و طرح سئوالاتشان، در همين سايت منتشر شد.
بلافاصله کامنت، يادداشت و سئوالات گوناگونی بود که روانه «فاش » شد. دوستانی هم بودند که ازطريق ايميل و حتی حضورا”درخواست داشتند سئوالات خود را از انجمن بپرسند. باتوجه به اينکه طبق هماهنگی صورت گرفته با انجمن قرار بود فاصله ای بين پيش خبرمنتشر شده در سايت و روز انجام مصاحبه باشد تا«فاش» فرصت لازم برای سنجش افکار جانبازان و جمع آوری ديدگاه ها و سئوالات احتماليِ مصاحبه و دادن زمان لازم به انجمنی ها جهت رسيدن به پاسخ و رفع ابهامات موجود، وجود داشته باشد.
سرانجام، ساعت 15روز يکشنبه پانزدهم شهريور بود(بعد ار دقيقا” دو ماه) با هماهنگی و به اتفاق دو نفر از همکاران عکاس، راهی دفتر انجمن در ولنجک تهران شديم.
به مرکز پژوهش های بنياد که رسيديم ، دوستان همگی ،جز برادرعزيزمان آقای محمود غياثی، رئيس هيأت مديره، که درحال مهيا شدن برای انجام سفرمعنوی حج بود، دور ميزی بزرگ نشسته و منتظرمان بودند.
حسين اسرافيلی ، مدير عامل – حسن ابوطالبی ، نايب رئيس هيأت مديره – سيدمحمد مدنی ، مسئول کميته فرهنگی و عضو هيأت مديره – مهدی اسد زاده، مسئول کميته ورزش و عضو گروه پيگيری – مهندس حيدربنايی عضو گروه پيگيری و مسئول مناسب سازی انجمن – دکتر آطاهريان، عضو هيئت مديره و مسئول کميته بهداشت و درمان – موسی گل محمدی، عضو گروه پيگيری و مسئول کميته اردو و تفريحات ، حسين مهر آئين ، عضو گروه پيگيری و مسئول لوازم و تجهيزات پزشکی و ارتوپدی – مجيد دريايی زاده، عضو گروه و مسئول پذيرش و کارگزينی انجمن ، گفت وگو خيلی ساده و صميمی آغاز شد. ما بهانه دستشان می داديم و آنها که دل پری داشتند چند نفره به سوی سووالات ما هجوم می بردند و تا ايست نمی داديم توقف نمی کردند!
واما اصل ماجرا:
– روند شکل گيری انجمن
** تاسيس انجمن-گروه پيگيری-اساسنامه انجمن-فعاليت ها….
باتشکر، درابتدای اين ميزگرد شرحی از تاريخچه شکل گيری و تأسيس انجمن و فعاليت هايش ارائه کنيد .
اسرافيلی : گروه پيگيری بشتر کارها را از سيستم بنياد دنبال می کرد ولی وقتی که انجمن به ثبت رسيد چون يک جايگاه حقوقی پيدا کرد آمد و ديگر کارهای جانبازان را از ساير سازمان ها ، موسسات و وزارتخانه ها می توانست راحت تر پيگيری کند. يعنی خودش را به عنوان يک انجمن ثبت شده در وزارت کشور و به عنوان انجمنی که جايگاه حقوقی دارد معرفی می کرد و آن مطالبات و خواسته هايی که داشت و يا کار هائی که مربوط به جانبازان بود و آن سازمان ها و نهادها می توانستند خدمات ارائه کنند، می رفتيم با آنها جلسه می گذاشتيم و فعاليتمان را توضيح می داديم و از آنها هم درخواست مساعدت و کمک می کرديم.
فاش : گروه پيگيری الان رابطه اش با شما به چه صورت است؟
اسرافيلی : در انجمن که هر 2سال يک بار انتخابات انجام می شود، 5 نفر به عنوان اعضاء اصلی هيئت مديره انجمن انتخاب می شوند 2 نفر به عنوان اعضاء علی البدل و 2نفر هم بازرس. در کنار اين ما گروه پيگيری داريم که کميته های مختلفی در آن وجود دارد. فرضا” کميته بهداشت ودرمان ، کميته فرهنگی ، کميته تربيت بدنی ، يا کميته های تجهيزات يا مناسب سازی. دوستانی که تمايل به فعاليت و همکاری دارند می آيند در اين کميته ها تقسيم می شوند وکار انجام می دهند. اعضاء هيئت مديره 5نفرند ولی اعضاء هيئت مديره انجمن و گروه پيگيری حدود 18نفر هستند که کارها را دنبال می کنند. کارهائی که انجام می شود دوستان به صورت افتخاری در انجمن کار می کنند.
از وقتشان، از وسيله شان، از فعاليت های اجتماعی ای که دارند، خودشان را اخلاقا” موظف کرده اند که روزهای سه شنبه هر هفته که چند سال است ادامه دارد، در انجمن حضور داشته باشند، هم گزارش کارهای شان را بدهند، هم گزارش کار بقيه دوستان را بشنوند و هم کارهائی که به دوستان محول می شود را دنبال کنند و پيگيری کنند. هيئت مديره انجمن هر هفته سه شنبه ها جلسه دارد ولی انجمن با گروه پيگيری و کميته هائی که عرض کردم يک هفته در ميان جلسه دارند.
انجمن از چه بخش ها يی تشکيل شده؟ کدام بخش (اجتماعی ، سياسی ، اقتصادی ، فرهنگی ) فعال تر است؟
اسرافيلی : انجمن چون يک تشکيلات صنفی است در اساسنامه هم تعريف شده وارد کارهای سياسی و اقتصادی نمی توانيم بشويم . بحث فرهنگی داريم. در بحث سياسی خود افراد صاحب نظرهستند ولی در انجمن در اين خصوص بحث نمی شود و بيشتر همان کارهای صنفی را دنبال می کنيم. ابو طالبی : همان طور که اشاره شد ما جانباز هستيم.
گاها” موارد و يا مشکلی پيش می آيد برای مملکت. يک وقت بحث فتنه پيش می آيد انجمن بلاخره نمی تواند آرام باشد يا مثلا آمدن شهدای غواص. ما بوديم که برنامه ريزی کرديم به عنوان گروه های جانبازی ودراين مراسم شرکت گسترده داشتيم. مثال های ديگر از اين نوع حرکت ها چرا ، ولی بحث سياسی از اين بايت که بعنوان حمايت از گروه باشد نه. موضع گيری براساس اساسنامه، هر کس که می خواهد عضو انجمن شود بايد پای بندی به ولايت فقيه و پذيرش نظام را داشته باشد .توی اين محدوده فعاليت سياسی انجام می گيرد ولی اينکه خط وخطوط خاص يا جناح خاصی باشد نه .
بر اساس اساسنامه انجمن فعاليت سياسی و اقتصادی نمی تواند داشته باشد، اما بعضی از فعاليت های انجمن بحث فرهنگی هست، درمانی واجتماعی است، که در ماده 4 يا 5 اساسنامه اين اهداف آنجا تدوين شده .اهداف انجمن اين ها هستند.
اسرافيلی : انجمن جانبازان نخاعی در برگذاری مراسم های فرهنگی ،مذهبی ،ملی و اجتماعی هميشه پيشرو بوده. فرضا”در جريان 9دی که اشاره کردند، انجمن پيشقدم شد ورفت پارکينگ بنياد را گرفت، با تشکل های ديگر هماهنگی کرد. ما آن روز 300جانباز را کفن پوش کرديم. بچه های نخاعی که روی ويلچر بودند يا بچه های دو پا قطع همه کفن پوش شدند. بعد بچه های بسيج پشت سر اينها.
مراسم روز قدس را هر سال ما پی گيری می کنيم ،ما مکاتبه با راهنمايی و رانندگی با ستاد نمازجمعه با سازمان تبليغات برای مراسم روز قدس و22بهمن و مرقد حضرت امام (سالگردارتحال)را انجام می دهيم. اين مراسمات را من می توانم بگويم که مواضعی که گرفته می شود در جهت مواضع نظام يا بحث همين تشيع جنازه شهدای غواص، همه مکاتبات مثلا” همان اتوبوس هائی که گرفته می شود از طرف شهرداری مکاتباتش همه از طرف انجمن انجام می پذيرد.
يا فرضا” برای راهپيمايی 22بهمن ما هر سال با مکاتبه ای که انجام می دهيم سازمان حج را در اختيار می گيريم برای پارک ماشين های جانبازان يا برای روز قدس پارکينگ بنياد شهيد را در اختيار می گيريم که همه مکاتبات از طرف انجمن صورت می گيرد. بعد با بقيه انجمن های جانبازان از جمله خانه نور ، جانبازان بصير و جانبازان دو پا قطع که انجمن راست قامتان را دارند ارتباط تنگاتنگی داريم که هميشه برنامه هايمان رابا هم هماهنگ می کنيم و در اين بحث ها شرکت می کنيم ولی صرفا” که آقای ابو طالبی توضيح دادند بيائيم و يک موضع گيری خاص سياسی انجام بدهيم نه. آن چيزی که ولايت ومقام معظم رهبری تعيين کردند ما دنبال آن اهداف هستيم .
گفته شده انجمن 12شعبه در سراسر کشور دارد؛ در اين باره توضيح دهيد؟
اسرافيلی : اينها شعبه نيستند گروههای پيگيری هستند. سه انجمن ثبت شده داريم در سه استان و الباقی گروه پيگيری هستند. ولی در مجامع عمومی نماينده آنها را دعوت می کنيم تا در جريان کار قرار بگيرند و باهم تبادل نظر می کنيم در خصوص مشکلات. ما نامه ای زده ايم به استانداری ها و دبير آن گروه های پيگيری را به عنوان نماينده انجمن در آن استان معرفی کرده ايم. بر اساس اساسنامه، ما می توانيم در استانها شعبه نمايندگی دائر کنيم. البته گزارش فعاليتشان را ارقبيل انتخاباتی که در بين خودشان برگزار می کنند و يک نفر را به عنوان هيئت مديره معرفی می کنند و تعداد افرادی که در انتخابات شرکت کرده اند و تعدادی که کانديد شدند و کسانی که رای آوردند را برای ما ارسال می کنند.
در خصوص اساسنامه انجمن جانبازان توضيح بدهيد؟
اساسنامه از41 ماده تشکيل شده که ماده 9 آن اهداف انجمن است و کليات اهداف عبارتند:
ازحقوق و شان و کرامت جانبازان و گسترش و اشائه فرهنگ دفاع مقدس و ايثارگری و ارتقای صحت وسلامت جسمی، روحی و روانی جانبازان نخاعی و جلو گيری از افزايش آسيب ديده گان جنگ…
شناسائی و جذب و مشارکت جانبازان نخاعی در جهت اهداف انجمن.. .
شناسايی وجذب و مشارکت نيروهای مستعد به اهداف انجمن…
تلاش و پيگيری جهت تحقق مطالبات به حق جانبازان نخاعی…
مطالعه و ارزيابی و اجرائی کردن قوانين حقوق جانبازان نخاعی…
بررسی و مطالعه مشکلات و مسائل جانبازان جهت پيشنهاد در تسريع قوانين مورد نياز توسط مراجع ذيربط…
تشريک مساعی با ساير ايثار گران و تشکل های مر بوطه جهت نيل به اهداف مشترک…
پيگيری و احقاق حقوق و موضوع جانبازان نخاعی از مراجع و منابع بين المللی و دولت ها و شرکت های مشارکت کننده در جنگ تحميلی…
تلاش و همکاری و تشريک مساعی در زمينه اقدامات صلح جويانه با سازمان های بين المللی و تشکل های صلح طلب و معلولين جنگی به منظور پيش گيری از وقوع جنگ و خون ريزی در راستای جلو کيری از افزايش اسيب ديدگان جنگی.
از ساختار انجمن هم بگوييد.
ابو طالبی : مجمع عمومی ،هيئت مديره ،مديرعامل و بازرس . مجمع عمومی انجمن سالانه و انتخاباتش 2 ساله برگزار می گردد و براساس ماده 23 ،هيئت مديره برای مدت 2 سال انتخاب می شوند.
– منابع تأمين هزينه ها
**منابع مالی- همکاری با بنياد شهيد…
منابع مالی انجمن از کجا تامين می گردد و چگونه هزينه می شود؟
اسرافيلی : يک بخشی از آن از حق عضويت انجمن تامين می گردد. دوستانی که عضو انجمن می شوند بايد ماهيانه 10000تومان حق عضويت پرداخت نمايند. ما خواهش می کنيم از دوستان که يرای کمک به فعاليت انجمن حق عضويت خود را به صورت ماهيانه ،شش ماهه ،يا ساليانه پرداخت کنند و يا در مجمع عمومی انجمن درخواست می کنيم که کمک ها يشان را انجام بدهند ، چه اعضاء هيئت مديره انجمن و چه آن دوستانی که فقط عضو هستند. يک بحث ديگری داريم که ما مراجعه می کنيم به جاهائی که بيشترين حمايت ها را ازانجمن دارند.
تا کنون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بيشترين کمک را انجام داده است و آن هم به دليل عنايتی بوده که فرماندهی کل سپاه جناب سردار جعفری دارند. جلسه ای بوده و توضيح داده شده و از طريق ايثارگران سپاه آقای سردار شريفی (که آقای مسگر ترتيب اين ارتباط را دادند) يک مقدار از هرينه های انجمن را آنها کمک می کنند، يک مقدار از هزينه را هم شهرداری کمک می کند و بخشی از هزينه ها با ارتباطی که با استانداری داشتيم و استانداری هم با ارتباطی که با بنيادشهيد داشت ازطريق بنياد به ما کمک کرده و قبلا” هم مرکز تشکل های ايثارگری که در بنياد وجود دارد خيلی جزئی کمک می کردکه در 2 ساله اخير کمکی نشده. ولی مشکل اصلی ما توسط سپاه وشهرداری که مراجعه می کنيم و مشکلات را مطرح می کنيم حل می شود که البته آن هم خيلی مبلغ قابل توجهی نيست.
باتوجه به اينکه انجمن بخشی از مسئوليت بنياد را به عهده گرفته بايد همکاری نزديکی بين شما و بنياد باشد ؛ چگونه اين تعامل انجام می پذيرد؟
اسرافيلی : بنياد مکان فعليِ انجمن را در اختيار گذاشته که البته قبلا” يک اتاق در اختيار داشتيم ولی الان اين سالن واتاق های مجاور را در اختيار انجمن قرار داده اندکه باز هم ما برای پرداخت هزينه های تعميرات اين ساختمان به شهرداری مراجعه کرده ايم والبته هزينه نقاشی را بنياد کمک کرد. در واقع آن انتظاری که از بنياد هست که به انجمن کمک بکند اين اتفاق نمی افتد. درست است يک بخش بزرگی ازمسائل و مشکلات را دوستان زحمت می کشند و پيگيری می کنند ولی اگر آن تشکيلات کارمندی و اداری و سازمانی که بنياد دارد، ما را هم جزء آنها حساب کند بايد خيلی بيشتر از اين ها مساعدت کند. البته ما يک نفر نيرويی اينجا داريم که کارهای خدماتی و اداری و دفتری را انجام می دهد و حقوقش را بنياد تامين می کند.
بنايی : واقعا” آن باری که بنياد روی زمين گذاشته و نتوانسته بردارد اين بچه ها دارند بر می دارند که در بخش های مختلف مثل سياحتی – زيارتی ، ورزش و پزشکی که هر کدام در جايگاه خود، که دوستان انجمن توضيح می دهند، متوجه می شويم که بنياد بيش از اين بايد بچه ها را حمايت کند.
ابوطالبی : يک نکته ای که ممکن است شبهه ايجاد بکند اين است که ما ممکن است اگرکمکی از بنياد می گرفتيم تصور می شد انجمن وامدار بنياد است و در مواضع ممکن است کوتاه بيايد در مقابل بنياد. ولی مستحضر هستيد که انجمن مواضع تند می گيرد در مقابل بنياد. آن چيزی که بنياد انجام داده در قبال انجمن حداقل کاری بوده که انجام داده و بيشتر از اين بايد همکاری می کرده که نکرده . پس بنابراين نه تنها ما خودمان را وامدار بنياد نمی دانيم بلکه اين بنياد است که مديون اين بچه ها و انجمن است و بنياد بايد پاسخگوی باشد.
– ماجرای ورود انجمن در بحث برکناری آقا نصير
**نامه به بنياد-بهداشت و درمان بنياد-آسايشگاه ثارالله-…
شيوه برخورد انجمن با بنياد تا اين اواخر همراهی بوده و تنشی با بنياد نداشتيد و انتظار هم همين است. منتها با اين اقدام اخيری که انجام داديد که خيلی انتقاد بر انگيز بود و بيشترين صدمه را هم «آقا نصير» متحمل شد. شبهه ای که در اذهان بچه ها هست اين است که شما تا کنون با بنياد مماشات کرده ايد، با توجه به قدرت بالقوه ای که داريد که پشتوانه اش در واقع حيثيت واعتبار ايثار گران در جامعه است ، آن هم ايثار گرانی چون جانبازان 70درصد نخاعي؛ اما شما آمديد اين اواخر (به نظر منتقدان) اين اعتبار و حيثيت را خرج کرديد برای يک نفر نه برای مصالح عمومی جمع؟
ابوطالبی : سياست کلی انجمن اين بود که با بنياد همکاری داشته باشد، همکاری تنگاتنگ. ولی در خصوص مشکلی که شما می فرمائيد پيش آمد، ماقبل از اينکه اين موضع سخت را بگيريم يک نامه ای، شايد 4 يا 5 روز قبل از آن زديم به آقای انصاری و شهيدی و خواستيم از همان روش تفاهم استفاده شود. اين را گوشزد کرديم در يک مکاتبه رسمی ولی غير اداری وغير علنی ، که اين تصميم (برکناری آقای آقانصير) تصميم درستی نيست و خواستيم که سريع اقدام کنند ولی 4 الی 5 ماه که گذشت ، ديديم اقدامی نشده و زمان هم دارد می گذرد و مجبور شديم بيانيه ای داديم به فاش نيوز که مسئولين بنياد خودشان بيايند وتوجه ويژه بکنند.
اما اينکه چرا ما هزينه کرديم برای فردی، حاج آقا نصير يک فرد متعهد و انقلابی وپيرو صددرصد ولايت هستند. ايشان اولين پستشان، معاون آقای دکتر خاتمی، معاونت بهداری کل سپاه بوده و در دانشگاه بقيه الله ، قائم مقام آقای دکتر خاتمی بود. چند سالی در بيمارستان شهيد کلانتری در انديمشک خدمت کرده و اولين مدير و موءسس آسايشگاه ثارالله هستند.
همچنين در هلال احمرکارکرده و چندين سمت ديگر هم داشتند که به لحاظ امنيتی شايد صلاح نباشد گفته شود. کسانی که با ايشان بودند می دانند که چه وجهه و سابقه ای دارد، واينکه انجمن به اين موضوع ورود کرد نه به خاطر شخص حاج آقا نصير، بلکه به عنوان شخصيت وتفکر حاج آقانصير است. اينکه ايشان شخصی بود معتهد در خط ولايت، و ما تصورمان اين بود وهست که درحقيقت نيت خوبی پشت اين کار نيست. اين طرف را ما می شناسيم و آن طرف می شودحدس زد طرف مقابل مواضع ونيت و شيوه اش چيست. به اين لحاظ ما وارد دفاع از شخصيت حاج آقا نصير شديم نه شخص حاج آقا نصير.
اينکه چرا قبلا” چنين برخوردی نشده بود، بايد ببينيم مورد چی بوده. مثلا” وقتی که می گويند چرا زمان آقای مجتهد ورود نکرديد؟ ماکه در خصوص حاج آقا نصير ورود کرديم حاج آقا نصير در جايگاهی بود که بيشترين ارتباط جانبازان نخاعی با مجموعه ارتز پروتز بود. و ايشان سياست هايی داشت که اگر اجرايی می شد در ارتز پروتز تحول ايجاد می کرد. به دليل اينکه ما مستقيم درگير بوديم و ايشان رئبس ارتز پروتز بود، ما وارد موضوع شديم. قبل از آقای رحمتی که حاج آقا نصير او رابه عنوان مسئول ويلچرآورد، شما اگرمی رفتيد می گفتند برو آخرين ويلچر را بياور. سيستمی که حاج آقانصير درست کرد هر ويلچری که جانباز می برد بايدسرويس می شد.
جانباز که يک عدد ويلچر ندارد. جانباز 4تا 5 تا ويلچر دارد ،داخل ماشين ،محل کار ،منزل ،حمام. يعنی چی که وقتی می خواهند ويلچر را سرويس کنند می گويند برويد آخرين ويلچر را بياوريد؟ اين ها 6 ماه سرويس دادند حدودا 40مليون تومان هزينه تعميرات ويلچر شد! آن هم برای بنياد با اين سطح رضايت مندی که ايجاد شده! اينکه ما وارد شديم بخاطر اين است که بيشتر مسئله ما ارتز پروتز است.
يعنی بعد از درمان، عمده مسئله ما ارتز پروتز است . درست است که آقای مجتهد فردی بود حقوقی ، و با قوانين آشنابود و جانباز هم بود، ولی ارتباط مستقيم با انجمن يا جانبازان نخاعی نداشت. اگر کسی چنين اشکالی وارد کند، ما می گوئيم چرا شما نکرديد. چرا همان طور که آقای مجتهد جانبازقطع عضو هستند، جانبازان قطع عضو ورود نکردند؟ چرا جانبازان شيميايی ورود نکردند؟
اين يکی از موارد بوده. موارداصلی تر،مثل بحث درمان و شهادت هايی که درواقع مقصر آن بيمارستان ياپزشکان بيمارستان ها بودند؟
اسرافيلی : دفاع از آقا نصير دفاع از شخص نبود دفاع از برنامه ها و خدمات و سياست ايشان بود . آقای عباسپور را در بدو ورود آقای زريبافان می خواستند کناربگذارند که ما ورود کرديم و اين اتفاق نيفتاد. در دوره آقای زريبافان دکترعباسپور مدير کل درمان بود با پيگيری انجمن گه گفتيم ايشان خدمات خوبی می دهد، به روز هستند و هرزمان که تماس می گيريم پاسخگو هستند، از آقای عباسپور حمايت کرديم که ايشان ارتقاء درجه پيدا کرد ورفت شد معاون بهداشت ودرمان بنياد.
آقا نصير هم همينطور؛ ما به آقا نصير به عنوان شخص نگاه نکرديم. درست است که ما خيلی ايراد داريم به بهداشت و درمان که اولويت کار بچه ها هم بهداشت ودرمان است. ولی آقای عباسپور هميشه پاسخگوی تماس ها بوده است. ما می گوييم کارها را به صورت دستور العمل و بخشنامه کنيد به همه جا، وقتی جانبازی مراجعه کرد برای کاری به بيمارستان ، کارش بر اساس دستور العمل وبحشنامه پيگيری و انجام بشود. البته الان ايراد داريم که کار بايد بخشنامه ای انجام بشود.
يک جانبازی آقای عباسپور را می شناسد و تلفن ايشان را دارد تماس می گيرد ولی آن کسی که تلفن ايشان را ندارد و از شهرستان آمده چکار بايد بکند؟ آن زمان آقا نصير که آمد ما گفتيم نمايشگاه ويلچر بر گزار کن. درست است که بنياد ويلچر می خرد و با انجمن هماهنگی و همکاری می کند، ولی ما می گوييم چرا فقط “ميرا ” ؟ چرا فقط “سان رايز” ؟ هر ويلچر مناسبی که در دنيا وجود دارد شما نمونه اش را بياوريد در ارتز پروتز قراردهيد تا جانبازان ببينند.
آقا نصير اين کار را انجام داد. يعنی داشت انجام می داد که “متد” با ايشان همکاری نکرد. معاونت بهداشت و درمان هم خوب با ايشان همکاری نکرد.! آقانصير از سال 60جانباز را می شناسد ، جانباز نخاعی را می شناسد. زمانی که آقای کروبی جانبازان را از آسايشگاه بنياد اخراج می کرد آقا نصير با شهيد خدا پرست آمدند آسايشگاه ثارالله را ازطرف سپاه تأسيس کردند. يعنی موءسس آسايشگاه ثارالله حاج آقا نصير بود.
– ارتز ، متد و خريد ويلچر
**شرکت متد-ارتز-برکناری آقانصير-…
چندسالی هست که طرح کارت اعتباری را مطرح کرديم. اين پيشنهاد شهيد شکرالهی بود. براساس اين طرح وقتی مثلا” ِجانباز جنسی را از بنياد می گيرد، چه لوازم بهداشتی مصرفی، چه تجهيرات و چه ويلچر، اگر اين ويلچر را الان نياز ندارد وکارتش هم اعتبار داشته باشد بياييم مثلا” وسيله ای که بيشترنياز داريم ويا يک چيز ديگری به ازاء آن برداريم. يا اينکه لوازم بهداشتی مصرفی را ببريم آنجا عوض کنيم.اين بهتر است و شأن جانباز هم حفظ می شود. نه اينکه برويم خيابان جمهوری و سودش را دلالها ببرند.
آقا نصير طرح مارا پذيرفته بود ومی گفت انجام می دهم . آقا نصير سمعک والدين را که بنياد گفته بود انجام نمی دهد، آن را راه انداخت. ارتز پروتز که يک مرکز خدماتی است وبايد خدمت ارائه نمايد ونبايد دنبال سود باشد، از ايشان در خواست سود می کرد. آقا نصيراين کاررا کرد و برای يک سری از سربازان خدمات ارائه داد که بنياد موافق آن خدمات رسانی نبود! آقا نصير با آقای دکتر دهقان وزير دفاع جلسه گذاشت و آقای دهقان گفته بود شما ديگر چرا؟
آقا نصير گفته بود من کاره ای نيستم «متد» به من گفته به سربازان خدمات ارائه نکن .بايد پول من را بدهند! شرکت متد از طرف بنياد نماينده کارخانه ميرا و ويلچرهای ميرا است. آقا نصير که اين تعميرگاه را راه انداخت گفت برای ما فرقی نمی کند وقتی که شما با سان رايز قرارداد بستيد و خدمات نمی دهد من وظيفه ام اين است که به جانباز خدمت کنم، لذا تعمير ويلچر های سان رايز را هم انجام داد.
يعنی علت بر کناری آفا نصير اين موارد بوده است؟
اسرافيلی : من علت برکناری آقا نصير را اينکونه می توانم بگويم که آقا نصير که يک فرد قوی بود در زمان رياست جمهوری حضرت آقا به عنوان مسئول بنياد به ايشان پيشنهاد شد. يعنی از آن زمان آقا نصير را می شناسيم.
آقا نصير چون يک مدير قوی است ، افراد ضعيف که به عنوان مديران بالاسری ايشان بودند، ديدند يک فردی آمده و دارد اين بخش را متحول می کند. خب بالطبع به مديران بالاتر اعتراض می کنند که فردی که زير دست شماست دارد تحول ايجاد می کند ، شما چرا برنامه نداريد؟ آن زمانيکه من 8سال در ارتز پروتز بودم آقا نصير اتوبوس سيار استانی راه انداخت و در داخل آن اتوبوس دستگاه ها و تجهيزات ارتز پروتز قرار داشت. هماهنگ می کرديم اينها مراجعه می کردند در استان و کار تعميراتی پروتز جانبازان را همانجا انجام می دادند. يعنی جانباز نمی آمد تهران از کار و زندگی بيفتد، اسکان بگيرد و هزينه های چند برابرتحميل بشود به بنياد. هماهنگ می شد هر دوره يک استان می فرستادند تعميرات انجام می دادند.
در زمان حاج آقانصير تعميرگاه سيار الکترونيک ماداشتيم. همين کار را دوباره می خواست راه بيندازد. آقا نصير گفت آن اتوبوس ها کجاست؟ ديد اسکلتی از اتوبوس ها وجود ندارد! از آن تعمير گاه سيار ويلچر چيزی نمانده بود. آمد اين ها را فعال کند که خب بر نتافتند.
آقا نصير گفت کارخانه ميرا که شما نماينده آنها هستيد 7 يا 8 درصد بايد به شما پور سانت بدهد، از اين خريدهائی که انجام می دهيد 3 تا4 درصد بايد لوازم يدکی به شما بدهد. زمانيکه آقا نصير خودش در شرکت “بدنکار” بنياد بود از سال 79 و مسئوليت ارتز پرتز راداشت در استانهای کشور در اصفهان ،خوزستان ودر مشهد مرکز ارتز پرتز راه انداخت. آن زمانيکه آقانصير دربنياد بود و نمايندگی ميرا را ارتز پرتز داشت که بعدا” شرکت متد شد، ايشان گفت اين پور سانتها کجاست، آن هائی که بايد بگيريد چرا نگرفتيد؟ اين بحث برای خودمان هم مطرح شد.
ما سال گذشته به اتفاق دکتر آطاهريان ،آقای سماواتی و آقای رضايی رفته بوديم برای شرکت در نمايشگاه آلمان . ما آنجا يک سری سئوال مطرح کرديم. هر چه گفتيم گفتند مکاتبه نشده! گفتيم چرا اين خدمات را ارائه نمی دهيد، گفتند متد بايد به ما بگويد ولی نگفته ! ما هم گزارش سفر آلمان را برای بهداشت و درمان فرستاديم خدمت آقای دکتر عباسپور. جلسه ای هم مدير عامل ميرا با مدير صادراتشان آمده بودند ايران. پيرو آن بحث ها آمدند با ما جلسه ای گذاشتند. ما گفتيم اگر حرف انجمن ما را گوش بدهيد ما نماينده جانبازان کل کشوريم. اگر درخواست و پيشنهادهای ما را گوش داديد می توانيد در ايران بازار داشته باشيد اگر گوش نداديد ما مخالفت می کنيم. هرچه ما گفتيم آن ها نوشتند، بعد گفتند شرکت «متد» که نماينده ما هست درخواست شمارا به ما اعلام نکرده
. ماديديم به قول معروف از ماست که بر ماست! در آن جلسه خود «متدی ها » خود آقای دکتر معصومی مدير عامل شرکت متد و آقای دکتر جوادی رئيس مرکز ضايعات نخاعی بنياد حضور داشتند ولی پاسخی نداشتند که بدهند! آن نقطه نظراتی که ما داده بوديم يک ماه بعد مدير صادراتشان آمد پيش ما جلسه گذاشت وگفت ايرادهائی که شما از ويلچر ها گرفتيد ما داريم بر طرف می کنيم شما چه چيز های ديگری نياز داريد؟ باز هر چه گفتيم گفتند متد هيچ کاری نکرده .
آقای بنياد تو که متولی هستی و ادعا داری که من همه کاره ام، چرا حرف مارا گوش نمی دهي؟ اين پورسانت ازبيت المال است، پس چرا پورسانت ها نمی آيد.!! آنجا درآلمان به ما گفتند کسی پيگيری نکرده، کسی نامه نزده به ما که پولها را از ما بگيرد. ابوطالبی : در مورد عزل ايشان(آقانصير) يک لايه پنهان دارد، يک لايه آشکار . لايه آشکار آن اين است که تضاد دو تفکر مديريتی بود بين رئيس متد و رئيس ارتز پروتز که حاج آقا نصير است. ما تصور مان ازاين تضاد هم آن روش وشيوه حاج آقانصيراست که البته شيوه بحقی است. چرا؟
چون همانطور که آقای اسرافيلی گفت رئيس متد از ارتز پروتز انتظار درآمد زائی داشت. مثلا” وقتی ارتش پرداختهايش به تاخير می افتاد، رئيس متد به ارتز پروتز اعلام می کرد که به اين ها خدمات ندهيد. ولی حاج آقا نصير می ديد که اين ها بايد از جائی سرويس بگيرند وسرويس را قطع نمی کرد. يا مثلا” بدهی های استان تهران وقتی بالامی رفت می گفتند سرويس ندهيد.
ولی رئيس ارتز پروتز خدمات را ارائه می داد و اين تضاد مديريتی لايه آشکار عزل ايشان بود و برخی مسائل ديگر که ما الان قصد نداريم که آن ها را بازکنيم. يک لايه پنهان اين است که حرف هايی ما شنيده ايم که اگر اينها واقعت داشته باشد که قطعا” هم واقعيت دارد ،چون منابع آن موثق است ،بحث خط انقلاب و متاسفانه خلاف انقلاب بحث ولايتی است! يعنی آخر حرف اين لايه پنهان اين است که حاج آقا نصير کسی است که وقتی در خواست کرديم که بيايدبنياد، خود آقای دکتر خاتمی نامه ای که برايشان رفته بود تماس گرفت بامن و گفت جايگاهی که می خواهيد آقا نصير را بکار بگيريد کجاست؟ يعنی توانمندی نيرويش را می دانست و نمی خواست آن را رايگان از دست بدهد.
طوری شده بود ،آن هائی که بعد از حاج آقا نصير آمدند فکر می کردند که ارتز پروتز يک اسب زين کرده است . درواقع کل زيربنای ارتز پروتز را آقا نصير در بنياد گذاشت . ايشان هر کجا که رفته يک بنای موثری را به جا گذاشته.
اسرافيلی : آقايان می گويند آقانصير بخاطر عزلش رفته سراغ جانبازان! آقا نصير آمد سراغ جانبازان، ولی سال 60 آمد. آن زمان آقايان کجا بودند؟ آن آقايی که آن زمان عضو انجمن اسلامی شيراز بود و مخالف نظام بود و تازه درس می خواند و مخالفت با ولايت هم داشت، آقا نصير در جبهه می جنگيد. بايد ببينيم آقانصير کجا بوده و اينها کجا بودند؟
– سرانجام ورود به بحث برکناری آقا نصير
**انصاری-قبادی-خانه جانباز-عباسپور-راهيان نور-کارت ايثارگری-…
فاش : شما به عنوان انجمن با اين قضيه برخورد کرديد. خودتان را بگذاريد جای مسئولين بنياد. اين منطقی نيست که اگر شخصی را بر کنار کردند، بنده بخواهم ايشان را برگردانم سرچای خودش. قاعدتا” هيچ مسئولی اين کار را انجام نمی دهد اگر هم بر گردد ديگر از مسئول خودش حرف شنوی نخواهد داشت وتنشی که ايجاد می کند به نفع هيچ کس نيست. انجمن چرا حساب نشده عمل کرد در اين قضيه و اصلا نهايتا” موضوع به کجا انجاميد؟
ابوطالبی : خود آقای انصاری در جلسه ای که آقای اسرافيلی، آقای غياثی و حاج آقا نصير آنجا بودند. وقتی حاج آقا نصير گزارش ارائه می دهد انگار چشم آقای انصاری باز می شود و خودش به آقا نصير می گويد من نمی دانستم چنين مسائلی وجود دارد. مگر اينکه يک بحث ديگری باشد! يعنی حداقل اينکه مديران بنياد فهميدند قضيه چيست. ولی واقعيت اين است که ما مسائلی را مطرح کرديم که به اقرارخودشان در جريان نبودند ولی حرف هايی زده شده که صلاح نيست گفتنش. ولی پيش آقای انصاری همه اين ها گفته شده .
ما گفتيم نه ما اصرار داريم حاج آقا نصير بيايد آنجا نه خود حاج آقا نصير تمايل به بازگشت دارد و نه مديران می پذيرند. گفتيم بيائيم کار ديگری بکنيم. ما چون به هيئت مديره متد اعتماد نداريم و اين سياست از هيئت مديره متد نشأت گرفته، از آقای انصاری خواستيم که در هيئت مديره متد تغييری انجام بپذيرد که يکی دو نفر از دوستان جانباز بروند اعمال نظر بکنند و ببينند درآنجا چه می گذرد که آقای انصاری ظاهرا پذيرفت.
آيا بنياد پذيرفته که کارش اشتباه بوده يا اينکه شما کار را مسکوت گذاشتيد؟
ابوطالبی : آقای انصاری دارد اين کاررا مديريت می کند. يعنی هر زمانی که کار به مشکل می خورد منجر به يک ديدار يا جلسه می گردد. البته زمانی که قرار شد يکی از برادران جانباز بروند برای عضويت درهيئت مديره متد ايشان پذيرفتند ولی موکول شده به جلسات آتی. اينجوری دارند به تاخير می اندازندو وقت را می گيرند.
اسرافيلی : در آخرين پيگيری، از يکی از دوستان هيئت مديره متدمطلع شديم که آقای انصاری از دکترعباسپور خواسته درجلسات شرکت کند و چون رييس هيئت امنای متد حاج آقا شهيدی، رييس بنياد است و ايشان تمام اختياراتش را محول کرده به دکتر عباسپور. وظاهرا آقای عباسپور در آنجا همه کاره است ولی وقتی من با ايشان تماس گرفتم و گفتم چرا اين اتفاق افتاده دکترعباسپور گفت که من در مقابل کار انجام شده قرارگرفتم !شما می فرماييد چرا ما ورود کرديم. ما چکار بايد بکنيم؟ ما می گوييم ماجانبازيم ما انجمن هستيم، بايد يک نظری داشته باشيم روی اين مديران بنياد که شما می گذاريد. متأسفانه بعضی از مديران ، کارمند هستند و آمده اند روز وسال خودشان را بگذرانند، سی سال را پر کنند و بروند.
چرا يک تغييری در مديران و معاونين بنياد انجام نمی پذيرد؟ اين ها قبل از اينکه يک مديرکل را در اسنانی بکار بگيرند بگويند برنامه شما برای اداره جانبازان چيست ،برای اداره خانواده شهدا و ايثار گران چيست؟ برنامه تان را بدهيد تا ببينند شما توانايی اين کار را داريد که شمارا مديرکل کنند؟ افرادی را داريم که چندين سال است در بنياد هستند. اگرطرف فکر و ايده ونظر و توانمندی داشته در اين سال ها انجام می داد! آيا بنياد چشم اندازی برای اداره امور ايثارگران دارد يا ندارد؟ چشم اندازی ارائه کرده يا نکرده؟ الان اکثر والدين شهدا را ازدست داده ايم .
الان جانبازان بعد ازاين همه سال کجاهستند. الان برنامه بلند مدت و کوتاه مدت من جانباز کجاست؟ برنامه واقعی که بتوانيد عمل کنيد! ما پيشنهاد طرح شهر سلامت داشتيم يا شهر سبز. با توجه به اينکه روز به روز مشکلاتمان بيشتر می شود ما را کجا می خواهيد نگهداری کنيد؟ خانواده ديگر پذيرايمان نيست. همسران ما الان خودشان مشکلات عديده ای پيدا کرده اند! چرا برای همسران ما فکری نمی کنيد؟ ما بحث درمان همسران را مطرح وپيگيری کرده ايم. اين بحث کارت ايثاربرای همسران جانباز که را ه افتاده، انجمن در زمان آقای دکتر دهقان پيشنهاد داده بود.
بنايی : من خودم کسی بودم که ضربه شديدی خوردم. به جهتی که آدمی مدير بنياد شهيد بود که مرا نمی فهميد. اصلا” نمی فهميد جانباز قطع نخاع يعنی چه؟ زمانی که من در خانه ای می نشستم که بعدگفتند زمين می خواهند بدهند. زمين را که دادند سريع به من گفتند خانه را تخليه کن. من گفتم من کجا برم زندگی کنم؟ اين از نا آگاهی مديران بنياد است. چرا بچه ها روی آقانصير اين قدر اصرار دارند؟ چون ايشان از سال 60بچه ها را می فهمد. من معتقدم 90درصد مديران بنياد منتظر بازنشستگی شان هستند در صورتيکه ما موجود زنده هستيم.
واقعيت اين است که بنياد که خيلی از کارمندانش از دوستان من هستند، از همان اول می گفتيم بنياد کارمند نبايد داشته باشد، بنياد بايد آدم عاشق داشته باشد. کسی که جانباز و خانواده شهيد را حس کند و بفهمد. مشکل، قوانين بنياد است، مشکل کارمندان بنياد هستند. چرا به خانواده جانباز و شهدا می گويند اين مشکل تواست !
اسرافيلی : يکی از مشکلات انجمن ،بنياد است. علت آن چيست؟ هرجا که مراجعه می کنيم سراغ متولی را می گيرند. می گويند پس بنياد چکار می کند. ما می رويم سازمان حج می گوييم کاروان می خواهيم برای حج عمره يا عتبات، می گويند ما بنياد را می شناشيم. بنياد بيايد فقط يک نمونه اعلام کند ،بگويد من يک بار جانبازان نخاعی را برده ام عتبات! درصورتی که انجمنِ ما 60 کاروان برده است. مشکل ما اين است که می گويند کار شما را بايد بنياد پيگيری کند. حتی می گوييم اگر به ماکمک نمی کنيد،لااقل سنگ اندازی نکنيد. ما برای موضوع شهر سلامت که عرض کرديم، زمان آقای احمدی نژاد به آقای زريبافان پيشنهاد داديم. اخيرا”هم به آقای قاليباف پيشنهاد داده ايم. پ
اسخ آقای قاليباف اين بوده که (کارشناس ايشان جواب نامه مارا داده) گفته بهزيستی بايد بيايد، سپاه بايد بيايد، بنياد بايد بيايد! بنياد پس چه کاره است؟ اگر بنياد می خواست پای کار باشد ديگرنيازی به تشکيل انجمن نبود. هرکدام از دوستان کارهايی که خودشان داشتند می رفتند دنبال کار خودشان. اينهمه وقت می گذارند، توان می گذارندو کمکشان می کنند. ما سر کشی می کنيم به بيمارستان ها که اين کارها را آقای قبادی انجام می دهد. سرکشی می کنند به خانه جانباز ،تا ببينند جانباز چه مشکلی دارد؟ بحث اردوها را ما از سپاه پيگيری می کنيم.
بعضی اوقات سپاه به ما خدمات می دهد. سپاه می گويد من به جانبازان سپاه و بسيج خدمات می دهيم. اينجا انجمن شرمنده جانبازان ارتش و نيزوهای مردمی و نيروی انتظامی می شود. ما سال گذشته جلسه ای گذاشتيم با امير پوردستان، فرمانده نيروی زمينی ارتش . ما در برنامه های سپاه نمی توانيم نيزوهای ارتش را ببريم ولی در برنامه های عمومی اين خدمات را می دهيم و اگر هم از شهرداری ها خدماتی را می گيريم اولويت را می دهيم به جانبازان ارتشی و آنهايی که سپاهی و بسيجی نيستند. يا در موضوعات ورزشی که آقای اسد زاده پيگيری می کنند. شهرداری ،سپاه و خود انجمن در هزينه ها مشارکت می کنند.
دوستان می فرمايند شما کجاها هزينه می کنيد؛ ما در مجمع و همين بحث های ورزشی هزينه می کنيم. يا در موضوع اعزام کاروان جانبازان نخاعی به راهيان نور، سپاه يا خودِ ستاد راهيان نور، کل هزينه را پرداخت نمی کنند. اينجا انجمن در راهيان نور هم هزينه می کند . يا در بحث درمان که آقای دکتر آطاهريان پيگير کارها هستند، الان يک مشکلی که در بحث درمان دوستان شهرستانی وجود دارد هر استانی معمولا” برای اسکان جانبازخودش يک جايی را درنظرگرفته و يا اينکه «بنياد»می گويد شما برويد وبياييد ما اين مقدار هزينه آن را تقبل می کنيم.
ولی آنجائی را که برای جانبازان نخاعی در نظر گرفته اند مکان مناسب جانباز نخاعی نيست! پله دارد، آسانسور ندارد، اتاق هايش مناسب نيست وسرويس بهداشتی مناسبی ندارد. ما اين را اعلام کرديم جانباز نخاعی را بايد جايی فرستاد که همه جوره مناسب باشد. بصورت کلی عمل کنند و استانی عمل نکنند. بعد از بودجه استان کم کنند. بطور مثال در هتل انقلاب به اينها اسکان بدهند. يا برای هزينه هايشان، آن هزينه ای که برای جانباز نخاعی در نظر گزفته می شود با جانباز ديگر متفاوت است. جانباز نخاعی بايد با هواپيما از استانش به تهران بيايد و اسکانش بايد در هتل مناسب باشد.
مهمترين اقداماتی که تابه حال انجمن انجام داده و به نتيجه رسانده کدامند؟
اسرافيلی : بطور مثال ساخت مراکز جامع توان بخشی بوده که در هر استانی آمدند در زمان آقای احمدی نژاد مراکز جامع توان بخشی ايجاد کردند که جزء مهر ماندگار محسوب شد که يعنی هرسال بودجه بدهند و اين مراکز را تکميل کنند و قرار بود که ابتدا برای جانبازان نخاعی انجام پذيرد. ولی اين ها آمدند تغيير کاربری دادند و گفتند برای همه ايثار گران. که يکی از آن ها همين کلينيک علوم اعصاب بيمارستان خاتم بود.
پيشنهاد ما اين بود که يک مرکزی را درست کنيم که مناسب جانبازان نخاعی باشد. الان آنجا يک طبقه در اختيار است. در صورتيکه 4طبقه ساختمان ساخته اند. کارت ايثارگری همسران بود که پيگيری شد. کارت فرزندان جانبازان هم در بحثمان بود که اين اتفاق فعلا” نيفتاده است. فرزندان جانبازان از انجمن خيلی مطالبه دارند.
بحث مناسب سازی محيط شهری و حمل و نقل عمومی مورد ديگری بود که ما يک طرحی را برای وزير راه پيشنهاد داديم که موضوع مناسب سازی ريلی ،زمينی ،هوايی پيگيری و اجرايی بشود. به وزير جديد هم مجددا”پيشنهاد داديم که ارجاع دادند به مشاور ايثار گرانشان که ايشان هم تحويلمان نگرفت! مناسب سازی حمل و نقل عمومی و محيط شهری در استان تهران را خيلی پيگيری کرديم…

منبع: خبرگزاری فارس؛ سایت معلولین ایران، 5 مهر 1394

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *