دو نگاه پیش داورانه درباره افراد معلول در جامعه

دو نگاه پیش داورانه درباره افراد معلول در جامعه

بهرام امیدی (از رشت، معلولیت cp شدید)

یک فرد معلول همانند دیگر افراد جامعه با اولین واحد اجتماعی که با آن ارتباط برقرار می کند خانواده است. به نظر می رسد این خانواده است که باید آگاهی و مهارت لازم را در زمینه محدودیتها و توانمندیهای فرد معلول داشته باشد تا بتواند با کمک خود معلول گامهای اساسی برای کاهش مشکلات پیش روی وی بردارد. باکمال تأسف باید گفت دو دیدگاه غلط در کذشته در خانواده های معلول موجب افزایش معضلات اجتماعی افراد معلول در جامعه گردیده است. دیدگاه اول که جا دارد در آن بیشتر تأمل شود دیدگاه انکار وجود فرد معلول در خانواده است برخی از خانواده ها که با مشکل معلولیت فرزند خویش روبرو می شوند بی آنکه آینده وی را در نظر بگیرند از بیم آنکه مبادا اطرافیان به این کودک طوری بنگرند که مایه سرافکندگی خانواده شود سعی می کنند وجود چنین کودکی را در خانواده انکار کنند یا به عبارت دیگر وی را از دید سایرین پنهان کنند اما بایدگفت چنین نگرشی نه تنها مشکلی از دوش فرد معلول و خانواده اش بر نمی دارد بلکه موجب ایجاد مسائل و مشکلات عدیده همانند انزواطلبی و ایجاد فشارهای روحی در آینده فرد معلول و خانواده اش می شود. به راستی باید دید اگر این دیدگاه در خانواده این فرد جای خود را به پذیرش واقعیت و نگاه به داشته ها و توانمندیهای فرد معلول دهد آیا موجب آن نمی شود که بتوان با ایجاد فرصت و دادن امکانات به فرد معلول از این فرد به جای یک انسان وابسته و منزوی یک انسان توانمند و موثر ساخت. البته نباید نقش و وظایفی را که افراد معلول در این راستا دارند را نادیده انگاریم زیرا یک فرد معلول باید با پذیرش محدودیتها و با باور توانمندیهایش و نمایاندن انها با این دیدگاه غلط در خانواده مبارزه کند تا بتواند به جایگاه واقعی خود در زندگی دست یابد. دیدگاه دیگری که جادارد بدان پرداخته شود نگاه ترخم امیز در برخوردباافرادمعلول است که متاسفانه هم در خانواده و هم دراجتماع وجود دارد و موجب ایجاد مشکلات روحی و اجتماعی بی شمار برای افراد معلول در جامعه گردیده است که جا دارد برای روشنتر شدن موضوع به دو مورد از این رفتارها اشاره شود مثال خانواده از بیم انکه فرد معلول باتوجه به وضعی که دارد نمی تواند به تنهایی برای پیگیری امورات خود ازخانه بیرون اید مانع بیرون امدن وی می شوند و سعی می کنند خود وظایف وی را برعهده گیرند یا در انجام وظایف وی دخالت بی مورد می کنند شاید انگیزه خانواده از این نوع برخوردبا فرد معلول از روی حس کمک و دلسوزی باشد اما موجب می شود فرد معلول نتواند بر توانمندی خود برای رفع مشکلاتش تکیه کند و این خود موجب بروز حس ناتوانی و بیهودگی بیشتر در فرد معلول می شود یا در جامعه برخی مردم دربرخورد با یک معلول بی انکه به توانمندی وی بنگرند وی را فردی ناتوان و بیچاره می بینند و از روی ترحم و دلسوزی گمان می کنند با دادن مقداری پول می توانند کمکی به وی نمایند و یاسعی می کنند با به زبان اوردن برخی جملات ترحم امیز نسبت به فرد معلول ابراز همدردی کنند حال انکه اینگونه رفتارها و برخوردها که شاید از نظر طرف مقابل از روی حس انسان دوستی و نیک اندیشی باشد نه تنها مشکلی از فرد معلول کم نمی کند بلکه موجب سرخوردگی و بروز تنشهای روحی فراوان برای فرد معلول می شود که فرد معلول ناگزیر است علاوه بر تحمل مشکلات جسمی این نوع برخوردها را که از سوی جامعه بر او تحمیل می شود را هم تحمل کنداما باید دید چه عواملی در بوجود امدن چنین نگرشهایی نسبت به افراد معلول موثر است؟ که در اینجاجا دارد به چند نمونه از این موارد اشاره شود: یکی از این عوامل را باید عدم اشنایی جامعه نسبت به توانمندیها و قابلییتهای افراد معلول در جامعه دانست و باید گفت جامعه به رغم پیشرفتهای همه جانبه نتوانسته و یا نخواسته به توانمندیها و قابلییتهای افراد معلول درجامعه پی ببرد.
عامل دوم را باید پخش برخی فیلمها و سریالهای تلویزیونی دانست که در انها یا فرد معلول را یک انسان ناتوان و بیچاره نشان می دهند یا ازشخصییت معلول بعنوان یک سوژه خنده آور و طنزآمیز بهره می گیرند.
عامل سوم راباید حرکات ورفتارهای غیر منطقی وغیرمسئولانه برخی معلولین نا اگاه دئانست که بی انکه به توانمندیهای خود توجه کنند برای انکه بتوانندکمک ناچیزی ازدیگران دریافت کنندبه حرکات ورفتارهای غیرمعقول وغیرمسئولانه همانندتکدیگری درجامعه می پردازندکه این خودعامل اصلی ایجادنگرشهای غلط نسبت به افراد معلول درجامعه می باشدامابرای تغییر این نگرشها از چه راهکارهایی باید بهره برد؟ راهکارهایی مانندنشان دادن توانمندیهای افرادمعلول بامعرفی معلولان موفق به جامعه که نقش صداوسیما به عنوان رسانه ارتباط جمعی دراین راستاخیلی مهم و اساسی است. اموزش وبالابردن سطح اگاهی خانواده های دارای فرزندمعلول درباره چگونگی رفتاربافرزندمعلول؛ اموزش افراد معلول نسبت به چگونگی برخوردبامعلولییتوایجاد حس خودباوری و اعتماد به نفس در فرد معلول جهت مقابله با معلولیت ایجاد فرصت برابر اشتغال و فعالیت اجتماعی برای حفظ خود اتکایی و نشان دادن توانمندیهای افرادمعلول درجامعه؛ جلوگیری ازحضور افرادی که بعنوان معلول درسطح شهر و معابر عمومی به تکدیگری می پردازند که در این راستا اهتمام و توجه شوراهای اسلامی و شهرداریها و و دستگاههای حمایتی حائز اهمیت فراوان است.
به امید روزی که جامعه به این جقیقت که معلولین همانند سایر افراد اجتماع دارای شان و کرامت انسانی هستند و باید مورد احترام قرار گیرند دست یابد.
منبع: روزنامه همشهری، سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۷

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *