مـقایسه عـملکرد حـافظه سمعی دانش‌آموزان نابینا و عادی‌ و حافظه بصری دانش‌آموزان ناشنوا و عادی

مـقایسه عـملکرد حـافظه سمعی دانش‌آموزان نابینا و عادی‌ و حافظه بصری دانش‌آموزان ناشنوا و عادی

حسین مولوی ‌ – اعظم وزیری نسب
منبع: دانش و پژوهش در روانشناسی، ۱۳۷۹، شماره ۵

چـکیده
هدف از این پژوهش مقایسهء عملکرد حافظه‌ی سمعی و بصری‌ دانش‌آموزان دختر و پسر ناشنوا‌، نـابینا‌، و عادی در گروه‌های سنی ۸ و ۱۰ و ۱۲ سـالهء اسـتان کرمان در سال تحصیلی ۸۷-۷۷ بود. نمونهء این تحقیق ۲۷۰ دانش‌آموز در سه گروه ۹۰ نفری بودند. گروه عادی به‌طور تصادفی خوشه‌ای‌ انتخاب شدند. ابزار این تحقیق از دو آزمون تشکیل می‌شد، آزمون حافظه‌ی وکسلر که در مورد گـروه عادی و نابینا اجرا شد و آزمون کیم-کاراد که در مورد گروه ناشنوا و عادی اجرا‌ شد‌. در این گروه‌ها، حافظه‌ی کوتاه‌مدت، درازمدت، کل شنوایی و حافظه‌ی بصری ارزیابی گردید. نمرات‌ حافظه‌ی درازمدت از مجموع نمرات خـرده آزمـون‌های اطلاعات عمومی، جهت‌یابی‌ زمانی-مکانی و کنترل ذهنی وکسلر و نمرات حافظه‌ی کوتاه‌مدت‌ از مجموع نمرات‌ خرده آزمون‌های تکرار ارقام و حافظه‌ی منطقی وکسلر تشکیل می‌شد. نمرات حافظه‌ی کل شنوایی از مجموع نمرات حافظه‌ی درازمدت‌ و حافظه‌ی کوتاه‌مدت تشکیل‌ می‌گردید. نمرات حافظه‌ی بصری از مجموع نمرات سه مرحله‌ی آزمون کیم-کاراد تشکیل می‌شد. چنین فرض شد که تـفاوت مـعنی‌داری بین میانگین نمرات حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت‌ و کل‌ شنوایی‌ دانش‌آموزان نابینا و عادی و حافظه‌ی بصری‌‌ دانش‌آموزان‌ ناشنوا‌ و عادی وجود دارد نتایج تحلیل مانوا نشان داد که نمرات عملکرد حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت و کل شـنوایی دانـش‌آموزان نـابینا به‌طور معنی‌داری‌ بیشتر‌ از‌ نمرات‌ دانـش‌آموزان عـادی بـود . (p<0/05) نمرات عملکرد حافظه‌ی بصری‌‌ دانش‌آموزان ناشنوا به عکس به‌طور معنی‌داری کمتر از نمرات دانش‌آموزان عادی‌ بود . (P=0) تأثیر متقابل بین سن و عضویت گـروهی عـادی‌ و نـابینا‌ با‌ توجه به حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت، و کل شـنوایی مـعنی‌دار بود، یعنی‌ با افزایش سن تفاوت بین دو گروه نابینا و عادی کاهش می‌یافت . (p<0/05)
مقدمه
به نظر می‌رسد افراد‌ نابینای‌ مـادرزادی‌ حـافظه و تـوانایی تجسم بصری ندارند و در تفکر و تکلم برای جبران این‌ نقص‌ از حافظه‌ی شنوایی کمک می‌گیرند، به طوری که در مقایسه با افراد عادی از حافظه‌ی نیرومندتری‌ برخوردار‌ هستند‌.
از جمله پیش فرض‌های نـظریهء پردازش اطـلاعات ایـن است که هر فرد‌ برای‌ انجام‌‌ فعالیت‌های ذهنی منابع، فضا، یـا انـرژی محدودی را در هر لحظه در اختیار دارد‌. افراد‌ نابینا‌ این منابع را فقط به بعد شنوایی خود اختصاص می‌دهند. لذا تـمرکز تـوجه و تـوانایی‌‌ یادآوری‌ آنها بهتر می‌گردد. به عکس افراد ناشنوا که حافظه‌ی شنوایی نـدارند بـرای جـبران‌‌ آن‌ در‌ فعالیت‌های ذهنی خود از حافظه‌ی بصری کمک می‌گیرند و لذا باید نسبت به افراد عادی‌ از‌ تـوانایی تـجسم نـیرومندتری برخوردار باشند.
گروه‌های نابینا و ناشنوا را می‌توان به عنوان گروه‌های‌ تجربی‌ طبیعی‌ در تحقیقات‌ روان‌شناسی مـحسوب کـرد و مقایسهء آنان با افراد عادی می‌تواند از جالب‌ترین‌ موضوعات تحقیق‌ در‌ روان‌شناسی باشد. باوجوداین تـحقیقات کـمی در مـورد این‌ گروه‌ها انجام گرفته است‌ که‌ خلاصه‌ای‌ از آن در ذیل ذکر می‌گردد.
هدف از این تحقیق ایـن بـود که عملکرد حافظه‌ی بلند‌ مدت‌، کوتاه‌مدت و کل‌ شنوایی دانش‌آموزان نابینا و عادی و حافظه‌ی بـصری دانـش‌آموزان نـاشنوا و عادی مقایسه‌‌ گردد‌. چنین فرض گردید که تفاوت معنی‌داری بین نمرات حافظه‌ی بلند مدت، کـوتاه‌مدت‌ و کـل شنوایی دانش‌آموزان نابینا‌ و عادی‌ وجود دارد. همچنین فرض گردید که تفاوت‌ معنی‌داری بـین نـمرات حافظه‌ی بصری‌ دانش‌آموزان‌ ناشنوا و عادی وجود دارد.
بانگرافت و کار (۵۹۹۱‌)، حروف‌ چینی‌ را با حرکت یک نقطهء نورانی رویـ‌‌ تـلویزیون‌ بـه کودکان شنوا و ناشنوا نشان دادند، اما خود حروف به آنها نشان دادهـ‌ نـشد‌. کودکان ناشنوا به‌طور معنی‌داری بهتر‌ از‌ کودکان شنوا‌ حروف‌ را‌ به یاد آوردند و حرکت‌ آن را‌ در‌ فضا رمزگردانی کردند.
در تـحقیقی دیـگر زانگ و الدردگ (۳۹۹۱) حافظه و ادراک بصری‌ کودکان‌‌ ناشنوای چینی و امریکایی را مقایسه کردند‌ و هیچ تـفاوت مـعنی‌داری نیافتند‌. در‌ تحقیقی‌ دیگر، باتنر و لانگ فلد (۱۹۹۱‌)، حافظه‌ی کـوتاه‌مدت بـصری کودکان و نوجوانان عادی و ناشنوا را مقایسه کردند. آنـها دریـافتند که‌ وقتی‌ سؤالات به صورت بصری و غیر‌ کلامی‌‌ باشد‌ و به‌طور همزمان اجرا‌ شـود‌. تـفاوت معنی‌داری از لحاظ‌ حافظه‌ی بصری کـوتاه‌مدت‌ بـین افراد عـادی و نـاشنوا وجـود ندارد، اما وقتی سؤالات به صـورت زنـجیره‌ای‌ منعکس‌‌ شد افراد ناشنوا پیشرفت پایین‌تری از‌ خود‌ نشان دادند‌.
در‌ تحقیقی‌ هال و مـیسون ‌ (۵۹۹۱)، عـملکرد‌ کودکان نابینا و عادی را در آزمون‌های ارقام وکـسلر بررسی کردند. یافته‌ها نـشان داد کـه عملکرد‌ حافظه‌ی عددی‌ کودکان نـابینا بـهتر از کودکان‌ عادی‌ بود‌.
تحقیق‌ پرینگ‌ و مولکرن ‌ (۲۹۹۱)، حافظه‌ی کودکان‌ نابینا و عادی را در دو مرحله‌ ارزیابی کـردند، در مرحله‌ی اول آزمودنی‌ها داستانهایی را به‌طور ساده‌ خـواندند‌ و غـلطهای‌ آن ار یـادداشت کردند و در مرحله‌ی دومـ‌ داسـتانها‌ را‌ هم‌ ساده‌ خواندند‌ و هـم‌ فـهرستهایی از لغات نامفهوم تهیه کردند، گروه نابینا مطالب نامفهوم را که به‌طور ساده و با صدای بـلند خـوانده بودند، بهتر از مطالبی که از قواعد دسـتوری‌ پیـروی می‌کردند بـه‌ یـاد آوردنـد.
مواد و روشها
در این تـحقیق به منظور آزمون فرضیه‌ها از‌ روش‌ تحقیق علی-مقایسه‌ای پس از وقوع‌ استفاده گردیده است. متغیر مستقل در ایـن تـحقیق عضویت گروهی دانش‌آموزان دختر و پسر نـابینا (۹۰ نـفر)، نـاشنوا (۹۰ نـفر) و عـادی (۹۰ نفر) در‌ ۸ و ۱۰ و ۱۲ سالگی بـوده‌ اسـت. متغیر وابسته، نمرات حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت، و کل شنوایی و حافظه‌ی بصری‌ دانش‌آموزان بود. نمرهء حافظه‌ی درازمدت از مـجموع نـمرات خـرده‌ آزمونهای‌ اطلاعات‌ عمومی و شخصی، جهت‌یابی زمانی‌ و کـنترل‌ ذهـنی آزمـون حافظه‌ی وکـسلر و نـمرهء حافظه‌ی کوتاه‌مدت از مجموع نمرات خرده آزمونهای حافظه‌ی منطقی و تکرار ارقام آزمون حافظه‌ی وکسلر و نمرهء حافظه‌ی کل شنوایی از‌ مجموع‌ نمرات حافظه‌ی درازمدت و حافظه‌ی کوتاه‌مدت‌‌ تشکیل شده است. نـمرهء حافظه‌ی بصری از مجموع نمرات سه مرحله‌ی آزمون حافظه‌ی بصری‌ کیم-کاراد تشکیل شده است. متغیرهای مداخله‌گر کنترل شده میزان تحصیلات پدر، نوع منزل، معدل دانش‌آموزان‌ و تعداد‌ فرزندان خانواده و ترتیب تولد را شـامل مـی‌شد.
جامعهء آماری در این تحقیق، دانش‌آموزان دختر و پسر مدارس عادی و استثنایی‌ استان کرمان بوده است. روش نمونه‌گیری در گروه عادی تصادفی خوشه‌ای و در‌ گروه‌‌ نابینا و ناشنوا‌ نمونه‌گیری در دسترس بود و از این ابزار استفاده شـده اسـت:
الف-آزمون حافظه‌ی بصری کیم-کاراد
ب-مقیاس‌ حافظه‌ی وکسلر که شامل ۷ خرده آزمون است:
۱-اطلاعات عمومی و شخصی ۲-جهت‌یابی‌ زمانی‌-مکانی‌ ۳-کنترل ذهنی ۴-حافظه‌ی مـنطقی ۵-تـکرار ارقام ۶-حافظه‌ی بصری ۷-یادگیری جـفت تـداعی‌ها (این خرده آزمون‌ به علت همبستگی ‌‌پایین‌ با آزمون حذف گردید) .
ضریب پایایی آلفای کرونباخ برای گروه عادی بین ۶ مقوله‌ی حافظه‌ی وکسلر‌ برابر بـا ۷۷/۰ و بـرای گروه عادی در آزمون کـیم-کـاراد برابر با ۵۸/۰ گردید. برای‌ سه مقوله‌ی حافظه‌ی درازمدت برابر با ۷۷/۰ و برای سه مقولهء حافظه‌ی کوتاه‌مدت برابر‌ با ۵۷/۰ بود. به‌ منظور‌ تجزیه و تحلیل یافته‌ها از روش تحلیل مانوا همراه با کنترل متغیرهای نـاخواسته‌ (مـداخله‌گر) و از نرم‌افزار SPSS استفاده گردید.
نتایج
نتایج تحلیل مانوای تأثیر عضویت گروهی‌ بر حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت و کل شنوایی‌ گروه‌های عادی و نابینا و حافظه‌ی بصری گروه‌های عادی و ناشنوا در جدول ۱ ارائه‌ شده است:
جدول ۱-تـحلیل مـانوای تأثیر عـضویت گروهی بر حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت و کل شنوایی‌‌ گروه‌های‌ عادی و نابینا و حافظه‌ی بصری گروه‌های عادی و ناشنوا پس از کنترل مـتغیرهای مداخله‌گر
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
فرضیهء ۱-تفاوت معنی‌داری بین نـمرات حافظه‌ی درازمـدت دانش‌آموزان عادی و نابینا وجود دارد.
چنانکه‌ در‌ جدول ۱ مشاهده می‌شود این تفاوت معنی‌دار است (P=0/004) و فرضیهء ۱ با توان آماری ۱۸/۰ تـأیید ‌مـی‌گردد. میزان این تفاوت ۰۵/۰ است، یعنی‌ ۵ درصد واریانس یا تفاوت‌های فردی در نمرات حافظه‌ی درازمـدت‌ مـربوط بـه بینایی و نابینایی است.
بررسی میانگین‌ها در جدول ۲ نشان می‌دهد که نمرات حافظه‌ی درازمدت‌ دانش‌آموزان نابینا بـیشتر از نمرات دانش‌آموزان عادی است.
میانگین‌های برآورد شدهء نمرات حافظه‌ی درازمدت‌ و کوتاه‌مدت‌ و کل‌ شـنوایی در گروه‌های عادی و نابینا‌ و مـیانگین‌های‌ بـرآورد‌ شدهء نمرات حافظه‌ی بصری در گروه‌های‌ عادی و ناشنوا پس از کنترل متغیرهای مداخله‌گر در جدول ۲ و نمودارهای ۱، ۲، ۳، ۴ ارائه شده است:
جدول ۲-میانگین‌های‌ برآورد‌ شدهء‌ نمرات حافظه‌ی درازمدت و کوتاه‌مدت و کل شنوایی‌ در گروه‌های‌ عادی‌ و نابینا و میانگین‌های برآورده شدهء نـمرات حافظه‌ی بصری در گروه‌های‌ عادی و ناشنوا پس از کنترل متغیرهای مداخله‌گر
فـرضیهء ۲-تفاوت معنی‌داری بین نمرات حافظه‌ی کوتاه‌مدت‌ دانش‌آموزان‌ عادی‌ و نابینا وجود دارد.
چنانکه در جدول شمارهء ۱ مشاهده می‌شود این تفاوت‌ معنی‌دار‌ است (P=0) و فرضیهء ۲ با توان آماری ۱ تأیید می‌گردد، یعنی اصلا احتمال نداشته اسـت، فـرضیهء صفر به اشتباه‌ تأیید‌ گردد‌ (خطای نوع دوم) . میزان تفاوت ۵/۲۲ درصد است.
بررسی میانگین‌ها در جدول‌ ۲ و نمودار‌ ۲ نشان‌ می‌دهد که نمرات حافظه‌ی کوتاه‌مدت دانش‌آموزان نابینا بیشتر از نمرات دانش‌آموزان عادی است.
فرضیهء ۳-تفاوت معنی‌داری بین نمرات حافظه‌ی کل دانش‌آموزان عادی و نابینا‌ وجود‌ دارد‌.
چـنانکه در جـدول شـمارهء ۱ مشاهده می‌شود، این تفاوت مـعنی‌دار اسـت (P=0) و فـرضیهء ۳ با توان آماری‌ ۱ تأیید‌ می‌گردد. میزان این تفاوت ۱۷/۰ است یعنی ۱۷ درصد واریانس نمرات حافظه‌ی کل‌ مربوط‌ به‌ بینایی و نابینایی است.
بـررسی مـیانگین‌ها در جـدول ۲ و نمودار ۳ نشان می‌دهد که نمرات حافظه‌ی کل‌ دانـش‌آموزان‌ نـابینا‌ بیشتر از نمرات دانش‌آموزان عادی است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود) نمودار‌ ۳-میانگین‌ برآورده‌ شده‌ی نمرات حافظه‌ی کل شنوایی دو گـروه‌ عـادی و نـابینا پس از کنترل متغیرهای مداخله‌گر
فرضیهء‌ ۴-تفاوت‌ معنی‌داری‌ بین نمرات حافظه‌ی بـصری دانش‌آموزان عادی و ناشنوا وجود دارد.
نتایج جدول شمارهء‌ ۱ نشان‌ می‌دهد که این تفاوت معنی‌دار است (P=0) و فرضیهء ۴ با توان آمـاری ۱ تـأیید مـی‌گردد. میزان این تفاوت ۳۲/۰ است‌ یعنی ۳۲ درصد واریانس‌ نمرات حافظه‌ی بصری مـربوط بـه شنوایی و ناشنوایی است‌.
بررسی‌ میانگین‌ها در جدول ۲ و نمودار ۴ نشان می‌دهد که‌ نمرات‌ حافظه‌ی بصری‌ دانش‌آموزان ناشنوا کـمتر از نـمرات دانـش‌آموزان‌ عادی‌ است.
همچنین‌ همان‌ طور که در جدول شمارهء ۱ مشاهده‌ مـی‌شود‌، تـأثیر تـعامل عضویت گروهی‌ و گروه‌های سنی بر حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت و کل شنوایی‌ پس‌ از کنترل متغیرهای‌ مـداخله‌گر مـعنی‌دار است‌ (به ترتیب . (P3=0/004، P2=0/003، P1=0/036)
میانگین برآورد‌ شدهء‌ نمرات گروه‌های سنی و عادی و نابینا از لحاظ حافظه‌ی درازمـدت، کـوتاه‌مدت و کل شنوایی پس‌ از‌ کنترل متغیرهای مداخله‌گر در جدول‌ ۳ و نمودارهای‌ ۵، ۶، ۷ ارائه‌ شده است:

جدول‌ ۳-میانگین‌ بـرآورد شـدهء نمرات گروه‌های‌ سنی‌ و عادی و نابینا از لحاظ حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت و کل شنوایی پس از کنترل مـتغیرهای مـداخله‌گر‌
(بـه‌ تصویر صفحه مراجعه شود) نودار ۵-میانگین‌ برآورد‌ شدهء نمرات‌ گروه‌های‌ سنی‌ و عادی و نابینا از لحاظ‌ حافظه‌ی درازمـدت پس از کنترل متغیرهای مداخله‌گر

چنانکه مشاهده می‌شود با افزایش سن تفاوت بین‌ دو‌ گـروه عـادی و نـابینا از لحاظ حافظه‌ی درازمدت‌ کاهش‌ می‌یابد‌ یعنی‌ گروه نابینا در‌ سنین‌ پایین به‌طور معنی‌داری بهتر از گروه عـادی در حافظه‌ی درازمـدت عمل می‌کند.
چنانکه در نمودار شمارهء ۶ مشاهده می‌شود با افـزایش سـن تفاوت بین دو گروه‌ عادی و نابینا از لحاظ حافظه‌ی کوتاه‌مدت کاهش می‌یابد. یعنی‌ گـروه نـابینا در سنین پایین‌ به‌طور معنی‌داری بهتر از گروه عـادی در حافظه‌ی کـوتاه‌مدت عمل می‌کند.
چنانکه در نمودار شمارهء ۷ مشاهده مـی‌شود بـا افزایش سن تفاوت بین دو گروه‌ عادی‌ و نابینا‌ از لحاظ حافظه‌ی کل شنوایی کاهش مـی‌یابد. یـعنی گروه نابینا در سنین پایین‌ بـه‌طور مـعنی‌داری بهتر از گـروه عـادی در حافظه‌ی کل شنوایی عمل می‌کند.
بـحث و نتیجه‌گیری
در زمینهء‌ حافظه‌ی نـابینایان و نـاشنوایان تحقیقات زیادی صورت‌ نگرفته‌ و اگـر بـخواهیم‌ نتیجهء این تحقیق را با تحقیقات گذشته در خارج مقایسه کنیم به این قرار اسـت. تـحقیق‌ زانگ (۳۹۹۱) فقط مقایسهء گروه نـاشنوا‌ در‌ دو کـشور بـوده است‌، نه‌ مـقایسهء گـروه ناشنوا با گروه عـادی، امـا در تحقیقی که باتنر و لانگ فلت (۱۹۹۱) در زمینهء حافظه‌ی بصری انجام‌ دادند، هیچ تفاوت معنی‌داری در افـراد شـنوا و ناشنوا از لحاظ حافظه‌ی بصری‌ نیافتند و بـا نـتیجهء این تـحقیق مـطابقت و هـمخوانی ندارد، چرا که در ایـن تحقیق گروه عادی در زمینهء حافظه‌ی بصری عملکرد بالاتری را نسبت به ناشنواها از خود نشان دادند.
تـحقیق‌ بـنکرافت‌ و کار (۵۹۹۱‌) که تفاوت معنی‌داری بین گـروه نـاشنوا و عـادی‌ یـافتند و نـاشنواها حرکت حروف را بـهتر بـه یاد آوردند. اگر‌ حرکت حروف را به حافظهء
بصری نسبت دهیم با این پژوهش‌ مطابقت‌ و همخوانی‌ نـدارد (گـروه عـادی عملکرد بهتری در حافظه‌ی بصری از خود نشان دادنـد) .
ایـن تـحقیق بـا تـحقیق هـال‌ و ‌‌ماسون‌ (۵۹۹۱) که عملکرد حافظه‌ی عددی کودکان‌ نابینا را بهتر از کودکان عادی یافتند‌، مطابقت‌ و همخوانی‌ دارد.
نتیجه‌گیری از این تحقیقات این بود:که عملکرد حافظه‌ی درازمدت، کوتاه‌مدت و کل شنوایی دانش‌آموزان‌ نـابینا بهتر از عملکرد دانش‌آموزان عادی و عملکرد حافظه‌ی بصری دانش‌آموزان ناشنوا ضعیف‌تر از‌ عملکرد حافظه‌ی بصری دانش‌آموزان‌ عادی‌ بود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *