کتاب علی اکبر جمالی

علی اكبر جمالی: جمال جامعه روشندلان با نيم قرن تلاش

تهیه شده در دفتر فرهنگ معلولین

شناسنامه
علی اكبر جمالی: جمال جامعه روشندلان با نيم قرن تلاش
به‌کوشش: محمد نوری
دستياران و همكاران: فاطمه كي خسروی، علی نوری
تاریخ: زمستان 1393
ناشر: دفتر فرهنگ معلولین
قم، بلوار امین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4
تلفن: 32913452 دورنگار: 32913552-025
www.HandicapCenter.com   info@HandicapCenter.com
هرگونه برداشت و استفاده از کتاب، تنها با ذکر مأخذ و اجازه دفتر امکان پذیر است.

فهرست
مقدمه
فصل اول: شرح حال، زندگينامه
تولد تا دوره متوسطه
ورود به عرصه تجربه و آموزش عالي
فصل دوم: فعاليت‌ها و خدمات
الف: تأسيس انجمن نابينايان ايران
ب: فعاليت‌هاي درون انجمن
ج: فعاليت‌هاي خارج از انجمن
فصل سوم: ديدگاه‌هاي فرهنگي و اجتماعي
تحليل و بررسي وضعيت عمومي
ديدگاه‌هاي تخصصي
فصل چهارم: سال‌شمار زندگي و حوادث
در پايان

مقدمه
شخصيت‌های فرهیخته و مؤثر مثل معادن نفت، طلا و نقره به عنوان سرمايه مادي، سرمایه معنوی محسوب می‌شوند. علامه حلی، مجلسی، ابن سينا، فارابي، مولانا جلال الدين رومي، فردوسي، سعدي، حافظ و صدها شخصيت ديگر سرمايه معنوي ملت ايران مي‌باشند؛ همانطور كه براي حفاظت و بهره‌وري از سرمايه‌هاي مادي بايد تلاش كرد، سرمايه‌هاي معنوي و فرهنگي را نیز بايد حفاظت كرد و از آنها به بهترين شيوه استفاده و بهره‌برداري نمود.
عدم توجه به شخصيت‌ها، عواقب زيان‌بار و خسارت‌هاي جبران ناپذيري در همه بخش‌هاي اجتماعي، فرهنگي، ديني و حتي اقتصادي در پي خواهد داشت. متأسفانه ارتباط نسل جديد با متفكران، رجال قديمي يا شخصیت‌های مسلمان و ملي معاصر گسسته است و اطلاعات آنان در اين زمينه اندك است.
در حوزه معلولين وضع بدتر است. نابينايان، ناشنوايان و فاقدان قدرت حركتي در قرون گذشته خدمات بزرگي داشته‌اند، اگر آنان نبودند، حداقل فرهنگ ديني و ميراث مذهبي به اين شكل به دست‌ ما نمي‌رسيد. آنان همچون رايانه و ضبط صوت احاديث و گفته‌هاي معصومين(ع) را در سينه‌ها محفوظ نگاه مي‌داشتند و در مواقع مقتضي نقل كرده يا به كتابت در مي‌آوردند.
به اجماع مورخين و ادباء، رمزماندگاري زبان و ادبيات پارسي، فردوسي و رودكي مي‌باشند؛ رودكي نابيناي مادرزاد و فردوسي سالهايي از عمرش را نابينا بود.
عجب اينكه جزء تلاش‌هاي پراكنده،‌ اقدام جدي براي شناسايي شخصيت‌هاي مؤثر تاريخي و معلول و نيز معرفي آنان به نسل كنوني و نسل‌هاي بعد و به ديگر ملت‌ها وجود نداشته است.
دفتر فرهنگ معلولين به توصيه جناب حجت الاسلام والمسلمين سید جواد شهرستاني رياست محترم مؤسسه آل البيت(ع) از بدو تأسيس تلاش‌هاي مستمري در اين زمينه داشته است. البته نبايد برخي تلاش‌ها مانند كوشش مهندس منصور برجيان در تأليف كتاب نوابغ و مشاهير معلول جهان را ناديده انگاشت.
اما فعاليت‌هاي دفتر فرهنگ معلولين در اين زمينه عبارت است از:
1. شناسايي شخصيت‌هاي مهم و مؤثر و تدوين يك جلد كتاب كم حجم ولي پر اطلاعات براي هر شخصيت.
2. تأليف فرهنگنامه شخصيت شناسي معلولين
3. شناسايي معلولين در هر حوزه مثل قرآن، حديث، فقه و غيره از سده نخست اسلامي تاكنون و معرفي در يك جلد
4. اختصاص يك قسمت مجله توان‌نامه به شخصيت‌ها و معرفي شخصيت‌هاي قديمي و جديد
اما اين جلد از مجموعه آثار راهنما به یکی كارشناسان امور معلولين، آقاي علي اكبر جمالي اختصاص دارد.
او حدود نيم سده گام به گام همراه جامعه روشندلان بوده و در سختي‌ها سنگ صبور آنان و در خوشي‌ها محرم اسرار آنان بوده است. در طول اين دوران پر فراز و نشيب تجربه‌هاي سودمندي كسب كرده و به سان يك كارشناس پخته بر مسائل و موضوعات معلوليتي مسلط شده است.
در سه فصل زندگي‌نامه او را كاوش و گزارش كرده‌ايم؛ اميد است تجربيات ایشان براي نسل جوان و براي آيندگان مؤثر و سودمند باشد همواره قسمت پر را ديده و به قوت‌ها و زیبایی‌ها پرداخته‌ایم. در مورد ديگران هم به همين شیوه عمل كرده‌ايم. زيرا هدفمان الگوسازي و معرفي چهره‌های قابل پيروي به آحاد توان خواهان هستيم. اميد است اين اقدام مرضي خداوند و مؤثر در زندگي آحاد معلولين باشد. نیز از عموم فرهیختگان استدعا داریم با نقدهای سازنده خود در پیشرفت اینگونه آثار سهیم باشند.

فصل اول: شرح حال، زندگينامه

تولد تا دوره متوسطه
در ششم تيرماه 1330 در خانه محمد صادق و سكينه كودكي چشم به جهان گشود كه گويا بر اثر علاقه به علي اكبر امام حسين(ع) او را علي اكبر ناميدند. محل تولدش محلي خوش آب و هوا در سي كيلومتري شهرستان گلپايگان به نام روستاي تيكن بود. والدين اين نوزاد يعني محمد صادق و سكينه به دليل گرايشات مذهبي و علائق ديني، آداب و رسوم متداول بين مسلمانان را در مورد علي اكبر اجرا كردند و از ابتدا در تربيت ديني او كوشيدند؛ گويا مي‌دانستند اين كودك امروز، شخصيت مشهور و فعالي معروف در عرصه ترويج فرهنگ مذهبي در آينده خواهد شد.
علي اكبر در محيط روستايي در طبيعتي بكر و نشاط آور رشد كرد. گاه همراه پدر به مسجد روستا مي‌رفت و آداب و سنت‌ها و تعاليم اسلامي در ذهن و روح او رسوخ كرده و تربيت او را رقم مي‌زد.
دوره كودكي و نوجواني در محيطي شاد و آرام، در پناه پدر و مادري مهربان در حال سپري شدن بود؛ اما دوره دبستان هنوز تمام نشده بود كه دست حادثه، سرنوشت علي اكبر را كاملاً دگرگون ساخت. بيماري بينايي او را تهديد مي‌كرد،‌ خانواده، او را نزد پزشكان محل و گلپايگان بردند ولي افاقه نكرد. علي اكبر را به تهران نزد حاذق‌ترين پزشكان بردند، و معالجات را ادامه دادند. اما دانش بشري هنوز به مرحله‌اي از كمال نرسيده بود كه چنين بيماري‌ها را درمان كند.
وقتي پزشكان از مؤثربودن درمان‌ها قطع اميد كردند و خانواده متوجه از دست رفتن بينايي علي اكبر شدند، تصميم گرفتند مسير زندگي را عوض كنند. راه و شيوه ديگري پيش گرفتند. پدر گفت دنيا كه به آخر نرسيده و علي اكبر بايد مثل ده‌ها و صدها كودك نابيناي ديگر تحصيل و پيشرفت كند و آينده درخشاني براي خودش رقم زند. به همين دليل خانواده،‌ علي اكبر را برداشته و زندگي خود را از گلپايگان به تهران انتقال دادند.
تهران امكانات بهتري براي پيشرفت داشت؛ ولي بدون همت و تلاش در تهران هم نمي‌توانست پيشرفت داشته باشد. علي اكبر از گلپايگانِ آمده بود؛ جايي كه مردمانش مشهور به كوشش و مجاهدت‌اند. او با اميدواري به آينده،‌ علاقه به پيشرفت و اراده قوي براي غلبه بر موانع، به مدرسه نابينايان شهيد محبي (رضا پهلوي سابق) پيوست و دوره‌هاي تحصيلي را پشت سر گذاشت.
از سال دوم دبيرستان،‌ علاوه بر تحصيل درصدد برآمد تا اشتغال هم داشته باشد و در هزينه‌هاي زندگي به خانواده كمك نمايد. از اينرو در دوره فراگيري عملي و نظري ماساژ شركت كرد و با موفقيت اين دوره را طي كرده و مدرك آن را دريافت نمود.
روش زندگی و روحیه والدین جمالی به عنوان افراد معتقد و فعال اجتماعی در زندگی او مؤثر بود و موجب شد تا در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز فعال باشند؛ برادرش داود جمالی در کربلای پنج در شلمچه به شهادت رسید.
جمالی در جوانی با خانم اعظم رضایی نراقی ازدواج کرد. این خانم با درک وضعیت جمالی، در همه مراحل زندگی کمک و یاور و در کنار او بود؛ بطوری که جمالی همواره از او به بزرگی یاد می‌کند. جمالی صاحب فرزندی به نام لیلی شد. این فرزند باهوش و استعداد، با تحصیل تا مقاطع عالی موجب خوشحالی پدرش بوده است.
ورود به عرصه تجربه و آموزش عالي
پس از يادگيري ماساژ، به تعلیم ماساژ و برگزاري كلاس ماساژ اقدام كرد. در همين زمان، وقتي با خبر شد، كرمان نيازمند ماساژور است، به كرمان رفت و ياد دادن ماساژ و نيز اجراي ماساژ براي نيازمندان را آغاز كرد. خصلت ياري مردم و مساعدت به مردم از كودكي در نهاد علي اكبر وجود داشت. در آنجا با كمك تني چند از افراد نيكوكار، اقدام به تأسيس سازمان نابينايان نمودند. بالاخره پس از تلاش‌هاي فراوان،‌ توانستند در سال 1348، سازمان نابينايان كرمان را تأسيس كنند. از آن پس او به فكر ادامه تحصيل افتاد و باز به دبيرستان شهيد محبي بازگشت و بعد از اخذ مدرك ديپلم به استخدام كارخانه ارج در آمد. براي ارتقاي دانش خود در زمينه ماساژ، به دانشكده فيزيوتراپي دانشگاه تهران رفت؛ و به مدت دو سال به يادگيري ماساژ پرداخت. بالاخره در سال 1350 گواهي اين رشته را اخذ نمود و پاره وقت در مطب پزشكي، به كار مشغول شد. وي همزمان با تحصيل در دانشگاه در مطب اين متخصص ارتوپد هم كار ماساژ را ادامه داد.
پس از آن از ادامه تحصيل باز نماند و در سال 1352 در كنكور ادبيات دانشگاه شهيد بهشتي (ملي سابق) شركت كرد. پس از قبولي، با جديت كلاس‌ها را در مدت سه سال و نيم، به پايان رساند و مدرك ليسانس دريافت نمود. از اينرو مجدداً افتخار آفريد و به همه معلولين فهماند كه نابينايي مانع پيشرفت نيست و مشكل‌ترين رشته‌هاي علمي را مي‌توان به پايان برد.
طولاني بودن مسافت كارخانه ارج و فقدان امكانات كافي براي رفت و آمد، موجب شد تا از اين كار استعفا دهد ولي به طور پاره وقت (دوركاري) در جام جم (صدا و سيما) مشغول به كار شد.
از ديگر فعاليت‌هاي مهم او مي‌توان به استخدام در سازمان ملي نابينايان پس از پايان دوره كارشناسي اشاره كرد. اين سازمان بعداً به سازمان بهزيستي تغيير نام داد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357، سازمان ملي بهزيستي در وزارت بهداري ادغام شد. وي نيز از اين سازمان به وزارت خانه منتقل گرديد. پس از جدايي معاونت بهزيستي از وزارت بهداري و تشكيل سازمان بهزيستي در سال 1359، به سازمان بهزيستي كشور منتقل گرديد. اين سازمان در سال 1360 در جهت اهداف انقلاب اسلامي و حمايت از محرومان و ناتوانان به همت شهيد آقاي دكتر محمد علي فياض بخش تأسيس گرديد. علي اكبر چون ديگر نابينايان عزيز با همت عالي خود در اين سازمان تازه تأسيس فعاليت‌هاي گسترده‌اي داشت و باز براي خود، خانواده و كشورش افتخار آفريد.
با شروع جنگ تحميلي و قرار گرفتن كشور در آستانه تحولات اجتماعي جديد، علي اكبر براي استقلال كشور و رفع محروميت‌ها و مشكلات نابينايان كوشيد.
او از سال 1354 و از زمان دانشجويي تا كنون در خدمت امور نابينايان بوده و با صداقت تمام در خدمت سازمان بهزيستي كشور به امور نابينايان و معلولين،‌ اهتمام ورزيده است. البته همزمان ادامه تحصيل داد، و كارشناس ارشد آموزش توان‌بخشي معلولين شد. از زمان دانشجويي عضو كميته دانشجويان نابينا بوده و همچون گذشته معلولين ديگر را فراموش نكرده است. همچنين پس از گذشتن از مراحل دشوار، به عضويت گروه آموزشي و علمي در دانشگاه علوم بهزيستي پذيرفته شد و به تدريس و پيشبرد و ارتقاي دانشجويان پرداخت.

فصل دوم: فعاليت‌ها و خدمات

علي اكبر جمالي براي پيشبرد و ارتقاي جامعه و فرهنگ روشندلان با اميدواري و شور و نشاط همواره تلاش كرده است. اكنون گزارشي از اهم فعاليت‌هاي او تقديم مي‌شود.
الف: تأسيس انجمن نابينايان ايران
جمالي از دوره جواني ضرورت تشكل براي معلولين به ويژه روشندلان را احساس كرده بود. وقتي براي اشتغال به كرمان رفت و به ماساژوري مشغول شد يعني در سال 1348 تشكلي براي نابينايان كرمان ايجاد كرد. روشندلان كرماني را دور هم گردآورد و ضرورت تشكل را به آنان يادآور كرد و آنان را ترغيب كرد تا سازمان نابينايان كرمان را راه اندازي كنند.
در دوره دانشجويي در مقطع كارشناسي ارشد، عضو كميته دانشجويان نابينا شد و براي پيشبرد امور نابينايان دانشجو فعالانه مي‌كوشيد.
گو اينكه كار تشكيلاتي و نظم و انضباط گروهي كار كردن در جوهره شخصيت او هست و هر جا بخواهد اقدامي انجام دهد، ابتدا به فكر تشكيلات، سازماندهي نيروها مي‌افتد. به همين دليل در آذرماه 1372 پس از جمع بندي وضع معلولين به اين نتيجه رسيد كه تشكلي براي روشندلان تأسيس كند.
او به عنوان مؤسس اين انجمن درباره شكل گيري و دغدعه‌هايي كه منجر به تأسيس آن شد مي‌گويد:
انجمن نابینایان در سال 1372 به پیشنهاد و درخواست خودم تشکیل شده است. چون من قبلاً در بهزیستی بودم، کمبودها و کاستی‌های مختلفی می‌دیدم و برای جبران آنها به فکر تأسیس موسسه‌ای افتادم. هدف اول ما احقاق حقوق شهروندی افراد نابینا از طریق شناساندن توانمندی‌ها و نیازمندی‌های آنها به خودشان و جامعه‌شان بوده است. این شامل همه چیز از جمله مسکن، مسائل رفاهی، امور حقوقی، اشتغال و مسائل دیگر می‌شود .
اين انجمن به عنوان مؤسسه‌ای خیریه، به شماره ۷۹۸۴ ثبت شد و مجوز دريافت كرد. در طليعه اساسنامه آن چنين آمده است: با یاری و استعانت خداوند سبحان و همت تنی چند از نیک‌اندیشان و نیز علاقه‌مندان به امور نابینایان، اين نهاد تأسیس گردید.
دست اندر کاران این مؤسسه مردمی، تمام تلاش خود را به کار بستند تا بتوانند جامعه را با حقوق حقه و طبیعی افراد نابینا و کم بینا آشنا سازند و جهت احقاق آن تا حد توان، نیروهای متعهد جامعه را به یاری طلبیدند. علاوه بر این، انجمن در تلاش است تا این باور منطقی را در بین نابینایان و کم بینایان رواج دهد که خداوند منان خلقت آدمی را آن گونه قرار داده است که با وجود محرومیت از عضوی، نه تنها می‌تواند چون سایر افراد اجتماع به زندگی طبیعی خود ادامه دهد، بلکه می‌تواند به عنوان یک عنصر موفق و توانمند در جامعه خود ایفای نقش کند.
مسئولین انجمن با وجود همه‌ی کمبودها، فقدان برخی قوانین لازم، موانع قانونی، محدودیت منابع با عزمی راسخ برای دست یابی به اهداف عالیه همواره کوشش کرده‌اند. و در این عرصه نیکی و انسانیت برای تحقق آرمان‌های والا و اجرای برنامه‌های فرهنگی و رفاهی، تمامی نیروهای مستعد، معتمد و متعهد جامعه را به یاری فرا خواندند.
اهداف انجمن: اين تشكل مثل همه سازمان‌ها خط‌مشي و اهداف ويژه‌اي براي خود ترسيم و تصويب كرده است که عبارت‌اند از:
1. آگاه سازی جامعه و مسئولین ارگان‌های دولتی از توانمندی‌ها و نیازهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی.
2. برنامه ریزی و فراهم آوردن زمینه‌های مناسب به منظور احیای حقوق شهروندی و برنامه‌های تأمین اجتماعی جهت ایجاد فرصت‌های برابر.
3. ارائه راهکارهای مناسب و تعامل با ارگان‌های دولتی و غیر دولتی جهت دستیابی نابينايان به حقوق اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و در نهایت تأمين زندگی مطلوب.
4. بررسی و برنامه ریزی مسائل و کارگماری افراد نابینا و کم بینا.
5. پرداخت وام قرض‌الحسنه به اعضای انجمن از طریق صندوق قرض‌الحسنه انجمن نابینایان ایران.
6. ارائه کمک‌های نقدی و غیر نقدی، تهیه جهیزیه، اهدای ارزاق.
7. تهیه وسایل آموزشی و کمک آموزشی ویژه نابینایان و ارائه به آنان.
8. پیگیری برنامه‌های مناسب سازی معابر و اماکن عمومی.
9. پیگیری مجهز نمودن مراکز فرهنگی و کتابخانه‌های دانشگاه‌ها به رایانه و وسایل نوشتاری.
10. برگزاری جشنواره‌های علمی و فرهنگی و تشکیل نمایشگاه در مناسبت‌های ملی و ایام ویژه‌ی معلولین.
11. تشکیل انجمن برای حل معضلات و مشکلات نابینایان در زمینه مسکن.
12. جلب مشارکت‌های افراد خیر در زمینه‌های گوناگون از قبیل مادی و معنوی، تخصصی(علمی و فرهنگی).
از چند سال گذشته تاكنون، آقاي علي اكبر جمالي مدير عامل و رئيس هيئت مديره، آقاي منصور شادكام قائم مقام انجمن و آقاي حسيني مدير روابط عمومي بوده‌اند. از اينرو فعاليت‌هاي انجمن با فعاليت آقاي جمالي عجين و به هم مرتبط است.
همه اعضا و مسئولين انجمن به جزء‌يك نفر نابينا هستند. آن يك نفر متصدي امور مالي است. آقاي جمالي مي‌گويد علت اينكه همه اعضاء انجمن نابينا هستند اينست كه: كاملاً يكديگر را درك كنند و تفاهم داشته باشند.
فعاليت و خط‌مشي: اين انجمن نوع خاصي از فعاليت‌ها و خط‌مشي مفصل براي خودش در نظر گرفته است. اما در عمل به برخي دست يافت، بعضي از آنها موقتاً اجرا شد و برخي هنوز در حال اجرا است.
انجمن، در بسیاری از مراکز مانند کانون سراسری تشکل‌های نابینایان، شورای مرکزی استان تهران، کانون معلولین شهرداری و کمیته بهزیستی و گروه‌های آسیب‌پذیر مجمع تشخیص مصلحت به عنوان رئیس کارگروه نابینایان عضو بوده است.
در این انجمن خدمات حمایتی و رفاهی به افراد کم بینا و نابینا و خانواده‌های آنان ارائه مي‌شود. مسائل مربوط به ازدواج اعضاء را دنبال می‌كند. صندوق قرض الحسنه فعال دارد. گاهی لباس برایشان تهیه می‌شود و از همه مهم‌تر، اردوها و گردش‌های سیاحتی و زیارتی می‌گذارند.
از بدو شكل گيري انجمن تا كنون، محور آن آقاي جمالي بوده؛‌ از اينرو كارنامه شخصي جمالي با فعاليت‌هاي انجمن گره خورده و تفكيك ناپذير شده‌اند. ناگفته نماند، روحیه آقای جمالی به گونه‌ای است که هر کاری را با مشورت همفکران و دیگر مدیران انجمن انجام می‌دهد. آقای جمالي درباره نوع فعاليت‌هاي انجمن مي‌گويد:
فعالیت‌های خود را با آموزش موسیقی و زبان شروع کردیم. سپس به سمت تأمین مسکن رفتیم. 138 واحد آپارتمان ساختیم و تحویل اعضاء دادیم. کارهای زیادی به انجام رساندیم که فهرست آنها در سایت آمده است؛ ولی به تدریج فعاليت آموزشي در اینجا کمرنگ شد. چون تردد برای آنان مشکل است. اکنون آموزش زبان و کامپیوتر داریم ولی بیشتر به فعالیت‌های حقوقی در سطح کلان می‌پردازیم .
جایگاه آقاي جمالي در انجمن به گونه‌ای بوده كه تلاش می‌کرده، يك خط‌مشي ثابت و كارشناسي شده بر فعاليت‌های حاكم نماید. اما اقتضائات و شرايط موجود در ایران، گاه انجمن را به دنبال خود كشانده است. متأسفانه بسياري از شخصيت‌ها و نيز تشكل‌هايي كه در ايران براي معلولين خدمات داشته‌اند همين سرنوشت را داشته‌اند.
علت اصلي اين مشكل در اين نكته است كه قبل از شروع كار مطالعه دقيق و جامع در باب خط‌مشي صورت نگرفته است.
مواضع سياسي انجمن كه گوياي ديدگاه‌هاي سياسي آقاي جمالي هم هست، بدون شک در راستای مصالح و منافع معلولین بوده است. برای مثال، در خرداد 1392 وقتی از كانديداتوري آقاي محسن رضايي حمايت شد، دلیل آن قول آقای رضایی برای حل مشکلات نابینایان بود. ايشان قول داده، كميته‌اي در دبيرخانه مجمع شكل گيرد و به حقوق نابينايان بپردازد. اما به نظر مي‌رسد اين قول و قرارها تابع شرايط سياسي است. اتفاقاً اين پيش‌بيني هم پس از چند ماه تحقق يافت و با عوض شدن شرايط سياسي، كميته و تلاش‌ها براي سامان‌دهي به حقوق معلولين در شوراي تشخيص هم نيمه تعطيل شد.
جمالی با درایت، خلاقیت و تدبیر انجمن را مدیریت کرده است. نابینایان چندین دوره به او رأی دادند و او را به عنوان دبیر انجمن برگزیدند.
ب: فعاليت‌هاي درون انجمن
غیر از فعالیت‌های روزمره و عادی، کارهای ابتکاری هم داشته که اكنون اهمّ اینگونه فعاليت‌ها معرفي مي‌شوند:
1- همواره اشتغال دغدغه اصلي روشندلان بوده است، انجمن برای پیدا کردن کار برای روشندلان، گروهی را به منظور کاریابی و اشتغال ایجاد کرد. این گروه با نهادهاي مردمي و دولتي تماس گرفته و براي اشتغال درخواست كنندگان جايابي نموده و پس از تعيين جاي مناسب به متقاضي خبر داده مي‌شد.
2- برگزاري سفرهاي تفريحي به منظور ايجاد شادابي و نشاط در روشندلان از جمله فعاليت‌هاي آقاي جمالي در انجمن نابينايان است.
3- یکی از اقدامات ایشان سامان‌دهی به وضعیت حقوقی معلولین ایران است. از اینرو به عنوان مشاور حقوقي امور معلولين در مجمع تشخيص مصلحت فعاليت خود را از سال 1391 آغاز كرد. گروهي براي بررسي مشكلات حقوقي معلولين به نام كميته بهزيستي مجمع تشخيص مصلحت نظام تأسيس و آقاي جمالي به عنوان رئيس اين كميته تعيين گرديد.
در اين كميته بايد منشور حقوق نابينايان تدوين و جهت تصويب به شوراي تشخيص عرضه مي‌‌شد. اين روند طي شد ولي تاكنون و بعد از چند سال هنوز خبري از تصويب آن نيست.
4- فعاليت ديگر جمالي كه به كمك همكارانش در انجمن تحقق يافت، تأسيس كتابخانه در شهرهاي مختلف است. كتابخانه ديجيتالي در زمينه كتب شنيداري را در چند شهر به كمك شركت سامسونگ راه‌اندازي كرد. در زنجان، اروميه، سنندج، بندرعباس، كاشان، ارسنجان فارسي كتابخانه‌هاي گويا ويژه كودكان نابينا و كم بينا راه‌اندازي شد.
آقاي جمالي تلاش كرد افراد نيكوكار و مديريت دولتي مثل مديريت بهزيستي و شهرداري‌ها و نيز كتابخانه‌ها را با هم هماهنگ كند و در پرتو هماهنگي اين سه قطب، كار بزرگي را خلق نمايد. شركت سامسونگ به عنوان افراد نيكوكار مساعدت مالي را پذيرفتند. نيز هزينه اياب و ذهاب كساني كه از كتابخانه استفاده استفاده مي‌كنند تا 6 ماه پرداخت مي‌كند. پس از آن شهرداري و ادارات دولتي يا نيمه دولتي مسئوليت را مي‌پذيرند.
جمالي طرح ديگري را در مورد كتابخانه پي گيري مي‌كند و آن راه‌اندازي كتابخانه آنلاين است. كتابخانه‌هايي در هر شهر به صورت مجازي روي اينترنت تشكيل مي‌شود. و نابينايان با آموزش مختصر روش استفاده از اين كتابخانه‌ها را ياد گرفته و وارد فضاي آن مي‌شوند. طرح اين كتابخانه را به كتابخانه ملي ايران داده است. اسم اين طرح، كتابخانه ملي مجازي ايران است. با راه‌اندازي اين طرح مشكل تردد كه معضل بسيار مهم و پر هزينه براي نابينايان است حلّ مي‌شود. يعني براي استفاده از كتابخانه نياز به طي مسافت و رفتن به كوچه و خيابان و مواجه شدن با ده‌ها خطر نيست و در خانه يا محل كارشان از كتابخانه استفاده مي‌كنند. راه‌‌اندازي اين طرح نياز به عزم ملي و همكاري چند نهاد دولتي دارد.
5- فعاليت ديگر آقاي جمالي طرحي براي گسترش پيامك براي روشندلان است. هدف آن طرح اينست كه نابينايان بدون طي مسافت، خواسته‌ها و مطالب خود را از طريق موبال و سيستم پيامك ارسال و دريافت نمايند. البته طرح پيام براي نابينايان چند سالي است وجود دارد ولي جمالي درصدد توسعه اين طرح به همه مناطق دور دست، ارزان شدن آن و سوم ارتقاي كيفيت ارسال و دريافت‌ها است.
اين سامانه يك مركزيت خواهد داشت. اين مركز عضوگيري مي‌كند و براي اعضاء پيام‌هاي ضروري ارسال مي‌نمايد. سامانه پيامك در برخي كشورها توانسته جايگزين رسانه‌هاي اطلاع‌رساني شود و اطلاعات به روز و مهم را منتشر نمايد.
این سامانه همچنین درباره كارگاه‌ها و كارخانه‌هايي كه اعلام نياز كرده و نيروي كار از روشندلان مي‌گيرند يا درباره فلان دانشگاه كه از معلولين دانشجوي بورسيه مي‌گيرد يا در مورد فلان همايش و مقاله نويسي براي آن و ده‌ها موضوع مهم و سرنوشت‌ساز اطلاع‌رساني مي‌كند.
6- فعاليت ديگر جمالي همکاری در راه‌اندازي سامانه حمل و نقل و تسريع در تردد و كاهش هزينه‌هاي تردد نابينايان است. با توجه به اينكه روشندلان درآمد ضعيف دارند گاه چند برابر درآمدشان را بايد براي رفت و آمد هزينه كنند. يعني آنها از سيستم مترو و ديگر وسايل عمومي شهري به دليل فقدان مناسب سازي نمي‌توانند استفاده كنند. از اينرو مجبوراند از تاكسي دربست و خصوصي بهره ببرند. اين سيستم هم بسيار گران قيمت است.
سامانه حمل و نقل براي معلولين و جانبازان در تهران فعال است و آنها پس از عضو شدن با تلفن 6305 تماس گرفته و پس از هماهنگي از تاكسي خصوصي استفاده مي‌كنند. اين تاكسي بخشي از هزينه واقعي را دريافت مي‌كند. نيز مي‌توانند از سيستم راننده همراه استفاده كنند. يعني راننده همراه نابينا به محل مورد نظر مثلاً خريد از ميدان تره بار مي‌رود و در مورد خريد يا هر كار ديگر به نابينا كمك مي‌دهد. اين سيستم هم نرخ مشخصي دارد.
اما اين سيستم در شهرهاي ديگر، فعال نيست. آقاي جمالي تلاش مي‌كند اولاً در تهران سيستم را فعال‌تر و ارزان‌تر كند؛ ثانياً در شهرهاي ديگر هم راه‌اندازي نمايد .
ج: فعاليت‌هاي خارج از انجمن
شش فعاليت مهم براي جمالي گزارش شد؛ تمامي اينها با كمك همكارانش در انجمن اجرايي شد يا در حال نهايي شدن است. اما او كارهايي هم در بيرون انجمن انجام مي‌دهد كه اهم آنها عبارت‌اند از:
1- مشاوره به معلولين در زمينه‌هاي مختلف؛ جمالي از حدود 15 سالگي، يعني از سال 1345 تا كنون يعني نزديك به پنجاه سال درگير امور معلولين بوده و تجارب ذي قيمتي آموخته است. معلولين با مراكز مردمي معلوليتي يا نهادهاي دولتي حضوري يا تلفني يا از طريق پست و نامه خواسته‌هاي خود را با او در ميان گذاشته و او با گشاده رويي به آنان مشاوره مي‌دهد و راهنمايي مي‌كند.
2- مساعدت در اجراي پروژه‌هاي كوچك و بزرگ: اول مهرماه سال 1390 به آقاي جمالي زنگ زدم و او را براي افتتاحيه دفتر فرهنگ معلولين دعوت كردم، او آمد و از آن تاريخ همواره در مراسم‌ها و شادي‌ها و غم‌ها همراه مديريت دفتر بوده است. آخرين مساعدت او،‌ همكاري در برگزاري جشنواره سراسري سوره عبس بود كه در ماه مبارك رمضان امسال در بيست و دومين نمايشگاه بين‌المللي قرآن كريم برگزار شد. او سه روز آمد و براي حل مشكلات كمك نمود و مساعدت كرد. مجدداً از ايشان تشكر مي‌شود. نسبت به همه مراكز و همه معلولين مثل پدر دلسوز رفتار مي‌كند و تلاش مي‌كند به همه خدمت كند.
3- خدمات رساني: جمالي همواره در تلاش است، افراد نيكوكار را شناسايي كند و آنان را با معلولين نيازمند مرتبط سازد. جلسه بين آنها برقرار كند و بالاخره از اين طريق خدمات رساني را تسهيل نمايد.
4- جذب همكاري‌هاي دولتي: آقای جمالي هر هفته با مديران نهادهاي دولتي جلسه دارد. تلاش مي‌كند شرايط را براي آنان توضيح دهد و آنان را به كمك فرا خواند. نيز بين نهادهاي دولتي و پروژه‌هاي ضروري كه لازم است اجرا شود، هماهنگي ايجاد كرده و جلساتي بين آنان هماهنگي كرده است.

فصل سوم: ديدگاه‌هاي فرهنگي و اجتماعي

جمالي هر فرصت مناسبي پيدا كند، هر جا تريبون و ميكروفني باشد،‌ با برهان و منطق به تحليل و بررسي مسائل و مشكلات معلولين مي‌پردازد. و آرايي كه سال‌ها در طي آزمون و خطاهاي بسيار به دست آورده مطرح مي‌كند. همه مصاحبه‌ها و صحبت‌هاي او را جمع‌آوري و مطالعه كرديم. اينها را در چند محور دسته بندي نموديم تا جامعه معلولين، نيز مسئولين و مديران نظام جمهوري اسلامي بدانند شخصيت‌هاي دلسوز و عميقي چون جمالي وجود دارند. لازم است به اين گونه افراد بهاء‌ داده شود و تا در قيد حيات هستند حداقل يك‌بار از آنها تشكر و تقدير گردد.
جمالي در مصاحبه‌اي در سال 1387 چشم اندازي از وضعيت نابينايان عرضه كرده است. يعني اهمّ مسائل و اولويت‌دارترين موضوعات مطرح در جامعه معلولين را تحليل و بررسي كرده است.
هدف از نقل و گزارش ديدگاه‌هاي آقاي جمالي، آشنا شدن با افكارش است. البته صرف خواندن اين افكار، مطلوب نيست بلكه لازم است به بررسي، نقادي و تجزيه و تحليل پرداخت. آقاي جمالي يكي از مديران و كارشناسان سازمان بهزيستي است؛ مناسب است اين سازمان جلسه‌اي براي بررسي و نقادي افكارش برگزار كند. كارشناسان و متخصصان نظر دهند موفقيت او در زمینه‌های مختلف و علل اين موفقيت‌ها؛ ضعف‌ها و شكست هاي او پرسش و تجزیه و تحلیل شوند.
چون همه اين پرسش‌ها ريشه در افكار او دارد، لازم است نخست افكارش گزارش و معرفي شوند. یعنی افكارش در تحليل وضعيت عمومي جامعه و فرهنگ نقل شود؛ سپس به ديدگاه‌هاي خاص او در موضوعات ويژه پرداخته شود.
تحليل و بررسي وضعيت عمومي
جمالي در مصاحبه سال 1387 به تفصيل مشكلات معلولين و نابينايان را بررسي كرده است. با حذف قسمت‌هاي تكراري اين مصاحبه، به نقل نكات مهم مي‌پردازيم:
متأسفانه مردم به وظايف خودشان نسبت به معلولين و نابيناها آگاهي ندارند و در اين زمينه كار فرهنگي نشده است. نابينايان بايد تمام مساعي خود را کار بسته‌اند تا بتوانند جامعه را با حقوق حقه و طبیعی افراد نابینا و کم بینا آشنا سازند و جهت احقاق آن تا حد توان، نیروهای متعهد جامعه را به یاری بطلبند. علاوه بر این، نهادهاي معلولين تلاش كنند تا این باور منطقی را در بین نابینایان و کم بینایان رواج دهند که خداوند منان خلقت آدمی را آنگونه قرار داده که با وجود محرومیت از عضوی، نه تنها می‌تواند چون سایر افراد اجتماع به زندگی طبیعی خود ادامه دهد، بلکه می‌تواند به عنوان یک عنصر موفق و توانمند در جامعه خود ایفای نقش کند.
فقدان برخی قوانین لازم، موانع قانونی، محدودیت منابع، تعدد سازمان‌ها و مؤسسات خیریه با عزمی راسخ برای دست یابی به اهداف عالیه در کوشش هستند و در این عرصه نیکی و انسانیت برای تحقق آرمان‌های والا و اجرای برنامه‌های فرهنگی و رفاهی، تمامی نیروهای مستعد، معتمد و متعهد جامعه را به یاری می‌خوانند. دست‌اندرکاران تشکل‌هاي مردمی و خود جوش چشم امید دارند که در سایه الطاف خداوند مهربان و مساعی جمعی از خردمندان ایرانی بتوانند تصویری شفاف و زیبا از مشارکت به معنای واقعی بر جای نهند تا مایه رفاه امروز و تفاخر فردا شود. در ادامه جمالي انگيزه تأسيس انجمن نابينايان ايران را اينگونه توضيح مي‌دهد:
سازمان بهزيستي كشور از نظر قانوني متولي امور معلولان از جمله نابينايان است. بنده به عنوان كارمند سازمان بهزيستي با نياز‌ها، مشكلات، كاستي‌ها و نارسايي‌هاي موجود در مورد نابينايان آشنا هستم. متأسفانه بنا به دلايل بسيار، سطوح اجرايي سازمان جوابگوي اين مسائل نبودند، به همين دليل با چند نفر از دوستان تصميم گرفتيم انجمني تأسيس كنيم كه به عنوان بازوي سازمان بهزيستي مسائل و مشكلات موجود براي نابينايان را پيگيري كرده و تا حد امكان رفع كند. به نظر جمالي نهادهاي مردمي وقتي موفق‌اند كه معارض مراكز دولتي نباشند بلكه با هم هماهنگ باشند.
مهم‌ترين مسئله در مورد نهادهاي مردمي معلولين اينست كه در ابتداي كار خط مشي و هدف خود را مشخص كنند. انجمن نابينايان به تمامي كم‌بينايان و نابينايان خدمت عمومي ارائه مي‌دهد از جمله؛ پيگيري برنامه‌هاي مناسب‌سازي معابر و اماكن عمومي نظير ادارات دولتي، فرهنگسراها، دانشگاه‌ها و…، به منظور سهولت دستيابي اين افراد به اماكن مذكور، تهيه وسايل آموزشي و كمك آموزشي ويژه نابينايان و ارائه به آنها، پيگيري مجهز كردن مراكز فرهنگي و كتابخانه‌هاي دانشگاه‌ها به رايانه و وسايل نوشتاري ويژه افراد نابينا و كم‌بينا، مسائلي مربوط به اشتغال، بيمه و… و البته خدمات جاري و حاشيه‌اي است. از قبيل مشاوره و مددكاري، پرداخت وام قرض‌الحسنه، كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي براي تهيه جهيزيه، از ديگر خدمات انجمن براي اعضايش است.
جمالي غير از خط‌مشي خدمات رساني به آحاد و نيز مراكز معلولين، پيگيري تصويب و اجراي قانون عام حمايت از معلولان را هم مهم مي‌داند. قانون حمايت از معلولين، شامل 16 ماده است كه فقط به يك مورد آن به پرداخت كمك هزينه تحصيلي به دانشجويان دانشگاه آزاد، مي‌پردازد.
انجمن با كمك ساير تشكل‌هاي معلولان، مجلس را به تصويب كنوانسيون حقوق معلولان كه يك كنوانسيون جهاني است، موظف كرده كه هدف آن، ارائه خدماتي براي ايجاد فرصت‌هاي برابر براي افراد معلول و مشخصاً رفع تبعيض بين افراد معلول و غيرمعلول است. اين كنوانسيون شامل 50 ماده است.
اين كنوانسيون به تصويب رسيده اما متأسفانه با وجود پيگيري‌هاي فراوان، هنوز اجرايي نشده است و به غير از چند تشكل معلولان و سازمان بهزيستي ظاهراً هيچ سازمان يا ارگاني حتي از وجود چنين كنوانسيوني اطلاعي ندارد. ذيل حقوق حمايتي لازم است حقوق مناسب سازي در شهرها به ويژه اماكن عمومي و پر تردد هم در دستور كار قرار گيرد. در صورتي همه آحاد جامعه معلولين مي‌توانند مثل مردم عادي از امكانات شهري استفاده كنند كه تضمين‌هاي حقوقي و حمايت‌هاي قانوني وجود داشته باشد. كساني‌كه نامناسب بودن معابر و پياده‌روها و چاله‌ها و گودال‌هايي كه اكثر اوقات دردسرساز مي‌شوند، بايد توسط قوه قضائيه پي‌گيري شوند. داربست‌ها و چادرهاي آفتابگير مغازه‌ها و حصارها و زنجيرهاي جلوي در ورودي پارك‌ها و ده‌ها مورد ديگر، موجب شده اكثر نابينايان در همين خيابان با مشكلات اساسي روبه رو ‌شوند، اما در قانون و حقوق چه مواردي براي اين موارد تصويب شده است؟
يكي از دوستان جوانمان در شب عروسي، به دليل سقوط در يكي از گودال‌هاي حفر شده به وسيله يكي از سازمان‌هاي دولتي روانه بيمارستان شد و عروس خانم در بهترين شب زندگي‌اش به جاي رفتن به سالن مراسم به بيمارستان نزد داماد برده شد! در برخي كشورها،‌ جرايم سختي براي اين‌گونه اقدامات تصويب كرده‌اند.
هميشه هنگام عبور از خيابان، با مشكل روبه‌رو هستيم. طبق قوانين راهنمايي و رانندگي، در صورتي كه راننده فردي را با عصاي سفيد ببيند موظف است تا عبور كامل وي از عرض خيابان توقف كند اما به ندرت اتفاق مي‌افتد كه راننده‌اي به اين مسئله توجه و عمل كند. اگر همين راننده‌ها جريمه شوند و مهم‌تر اداره راهنمايي اطلاع‌رساني و توجيه كند.
موضوع مهم ديگر اشتغال معلولين و نابينايان است. طبق قانون عام حمايت از معلولان؛ دولت موظف است سه درصد از استخدام‌ها را به معلولان از جمله نابينايان اختصاص دهد. اما اين قانون هرگز اجرا نشده است، به عنوان نمونه وزارت آموزش و پرورش حدود 40 هزار معلم استخدام كرد كه شامل حال نابينايان نشد و با وجود اينكه در بين نابينايان، ليسانس و فوق‌ليسانس زياد است اما از آنها هيچ استفاده‌اي در آموزش و پرورش نكردند. لازم است تشكل‌ها اين مورد را پيگيري كنند؛ و در صورت جواب نگرفتن؛ با مردم سخن بگويند، به صورت گزارش، مصاحبه در رسانه‌ها فعالانه به موضوع بپردازند.
مهم‌ترين معضل نابينايان از نظر اشتغال، عدم مهارت‌هاي لازم فني و حرفه‌اي است، باز هم طبق قانون عام حمايت از معلولان، سازمان فني و حرفه‌اي كشور موظف است آموزش‌هاي لازم و مناسب نابينايان را به طور رايگان در اختيار آنها قرار دهد تا زمينه اشتغال آنها فراهم شود، اما متأسفانه چون مركز آموزش فني و حرفه‌اي براي نابينايان وجود ندارد، در نتيجه آنها حرفه‌اي نيز ياد نمي‌گيرند. از طرفي به دليل عدم امكانات آموزشي براي نابينايان در سطوح دانشگاهي اكثر افراد نابينا ناچار به تحصيل در رشته‌هاي علوم اجتماعي و علوم انساني هستند. متأسفانه در اين رشته‌ها زمينه‌اي براي استخدامشان وجود ندارد.
سازمان‌هاي مربوطه بايد مشاغل مناسب افراد نابينا را شناسايي كنند و طبق آن، آموزش‌هاي لازم را به اين افراد بدهند. طرحي را اخيراً به وزارت كار ارائه دادم. در آن آمده: بودجه‌اي براي مشاغل اختصاص يابد. مشاغلي كه با علم و فرهنگ جامعه مطابقت داشته و مناسب نابينايان باشد، استانداردها، شيوه و نحوه آموزش را هم ارائه مي‌دهيم و متوليان امور، آموزش آن را بر عهده مي‌گيرند، اما متأسفانه موردي كه ما با مسئولان در تعارضيم اين است كه ما معتقديم نابينايان مي‌توانند، ولي آنها ما را باور ندارند.
دانشجويان نابينا مي‌توانند در بسياري از رشته‌هاي موجود تحصيل و به مدارج عالي برسند. در حال حاضر نابينايان از عهده بسياري از رشته‌هاي دانشگاهي برمي‌آيند به شرط آنكه مسئولان باور كنند و شرايط مناسب، برايشان فراهم آورند. برخي فكر مي‌كنند نابينايان رشته جديد مي‌خواهند؛ در حالي‌كه چنين نيازي وجود ندارد. اما مهم‌‌ترين نكته، باور مسئولان به اينكه نابيناها مي‌توانند مثل يك معلم و حتي استاد دانشگاه خوب و كارآمد فعاليت داشته باشند، است. سپس بايد امكانات لازم را براي آنان فراهم آورند.
امّا متأسفانه با وجود اينكه نابينايان دائماً با سازمان بهزيستي در ارتباط هستد، اما به ندرت پاسخي در اين موارد دريافت مي‌كنند. گاهي در مورد ازدواج نابينايان كمك نقدي اندكي از طرف سازمان ارائه مي‌شود كه با وجود مشكلات اقتصادي فراوان، اين مبالغ بسيار ناچيز است.
در سال 1387 در ديدار رئيس جمهور با اعضاي انجمن، آقاي رئيس‌جمهور دستور دادند،‌ دو هزار نفر از نابينايان در دستگاه‌هاي مختلف استخدام شوند اما با گذشت چند سال هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است. بنابراين اگر مقامي هم نگاه ويژه‌اي به معلولان داشته باشد اما معمولاً زير مجموعه تحت امر نظر و ديدگاه‌ آن مقام را اجرايي نمي‌كنند. به نظر اينجانب در اين موارد بايد قانون وجود داشته باشد. يعني مقامي مثل رئيس جمهور موردي و به صورت يك استثناء دستور ندهد بلكه وضعيت را نهادينه كند تا خود به خود و بدون فشارهاي مورد كارها حلّ شود.
روز 23 مهرماه برابر با 15 اكتبر به عنوان روز بزرگداشت نابينايان و قانون عصاي سفيد، نامگذاري شده است. استفاده از عصا به عنوان وسيله كمكي در رفت و آمد نابينايان از قرن‌ها پيش متداول بوده است، ولي استفاده از عصاي سفيد به شكل امروزي و به عنوان نمادي براي شناخت نابينايان به بعد از جنگ جهاني اول برمي‌گردد.
در سال 1921 ميلادي يك عكاس اهل شهر بريستول كشور انگلستان با نام جيمز بيگز كه در اثر يك سانحه بينايي خود را از دست داد، براي در امان بودن از خطر وسائل نقليه كه در خيابان‌هاي اطراف محل زندگي وي در حال رفت و آمد بودند، ابتكار استفاده از عصا به رنگ سفيد را كه به راحتي براي همگان قابل ديد باشد را به كار برد.
پس از آن دو تن از برجسته‌ترين محققان‌ امريكايي به نام‌هاي دكتر ناول‌ پري، رياضيدان و دكتر جاكوپس تن ‌بروك، حقوقدان توانستند قانوني‌ را در پانزدهمين روز از ماه اكتبر به عنوان قانون عصاي سفيد به تصويب برسانند و اين روز را به عنوان روز جهاني نابينايان نامگذاري كنند. در اين قانون تمامي حقوق اجتماعي فرد نابينا به عنوان عضوي از يك جامعه متمدن انعكاس يافته است. در ايران استفاده از اين روز و برگزاري انواع مراسم‌ها ضعيف است. به نظر مي‌رسد بايد اتاق فكري در بهزيستي ايجاد شود و درباره اين روز برنامه ريزي و تدبير گردد. همانطور كه در ساير كشورها رخداد عصاي سفيد را تبديل به قوانين كردند، اينجا هم بايد با قانون، با نهادينه كردن و با اطلاع‌رساني مداوم، اين موارد تثبيت گردد.
نابينايان حق استفاده از تمامي امكانات رفاهي معمول در جامعه را دارند. آنان حق دارند از پياده روها، خيابان‌ها، بزرگراه‌ها و وسايل حمل و نقل همگاني مانند هواپيما، قطار، اتوبوس، اتومبيل، كشتي، هتل، اماكن عمومي، مراكز تفريحي و مذهبي استفاده كنند. اگر در بعضي اوقات، محدوديتي براي استفاده از اين تسهيلات و اماكن وجود داشته باشد بايد فراگير همه افراد جامعه باشد و اگر شخص يا سازماني فقط براي نابينايان در استفاده از تسهيلات همگاني، محدوديت ايجاد كند يا حقوق نابينايان عاقل و بالغ را ناديده بگيرد، مجرم شناخته شود.
به نظر مي‌رسد قبل از هر اقدام، فرهنگ سازي لازم است. يعني اولاً خود معلولين بايد به درجه‌اي از آگاهي و معرفت و شعور و بلوغ فرهنگي برسند كه سرنوشت خود را بتوانند تشخيص دهند. نيز بايد به خود باوري و اعتماد به نفس برسند. دوم مردم وجامعه بايد نسبت به وظايف ديني، اخلاقي و ملي خود نسبت به معلولين آگاه شوند و شعور لازم را پيدا كنند. آنگاه تعهد و مسئوليت پذيري پيدا كنند، بطوري‌كه به صورت خود جوش اقدام نمايند. سوم مسئولين و مديران هم بايد نسبت به وظايف خود آگاه شوند و وظايف و تكاليف خود را بدانند. اگر اين شرايط پيدا شود، مي‌توان براي آينده اميدوار بود و گرنه، اقدامات مقطعي و موردي و دستور فلان مقام،‌ نه تنها كاري حلّ نخواهد كرد بلكه مضر هم هست.
اما رشد آگاهي و فرهنگ سازي در نابيناها نيازمند توسعه خط بريل و كتاب گويا است. چون اين قشر با استفاده از اين دو امكان مي‌توانند كار فرهنگي كنند.
لوئيس بريل در سال 1809 در فرانسه متولد شد. وي در اوايل كودكي يعني در سن سه سالگي بينايي خود را از دست داد. در سال 1818 به همراه دوستان خود مؤسسه ملي نابينايان جوان پاريس را در اين شهر داير كرد. در همين زمان بود كه بريل به واسطه توانايي‌هايش در موسيقي و علم مشهور شد و يكي از بهترين نوازندگان ويولون و ارگ در پاريس شد. بريل در سال 1826 شروع به آموزش نابينايان كرد.
امروزه شهرت بريل به خاطر ابداع سيستم خط برجسته وي است كه در آن زمان در پيام‌هاي رمزي ارتش به كار گرفته مي‌شد. سيستم بريل يا خط برجسته شامل نقاط برجسته با اشكال منظم روي مقواي نازك مي‌باشد كه نابينايان از طريق لمس آن قادر به درك عبارات و خواندن خواهند بود. اين روش تا به امروز با موفقيت همراه بوده و در بسياري از كشورهاي جهان استفاده مي‌شود. ايران سفيد، عنوان اولين روزنامه ويژه نابينايان به خط بريل در ايران و خاورميانه است كه تحت پوشش خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران فعاليت مي‌كند. اين روزنامه تأثير عميق داشته ولي كم است و بايد بيشتر از بريل استفاده كرد.
وجود الگوهاي رفتاري سازنده درمقابل نابينايان، نقش بسزايي در آگاهي آنان و جهت دار شدن و تحقق يافتن انگيزه هاي ايشان دارد. نابينايي هرگز مانع رشد و ترقي نمي شود، اگر فرد نابينا خود را باور داشته باشد و بداند كه مي تواند با وجود نابينايي به موفقيت‌هاي فراواني نائل شود. تاريخ انسان‌هاي بزرگ را سراغ دارد كه با وجود محروم بودن از نعمت بينايي، به مدارج عالي علمي و اخلاقي رسيده اند؛ ابوالعلاءمعري، طه حسين، آيت الله حاج سيد عبدالهادي شيرازي (از مراجع تقليد در نجف) و مرحوم دكترمحمد خزائلي از جمله اين انسان‌هاي بزرگ بودند . كه به رغم نابينايي به مراجع عالي علمي و معنوي و اجتماعي رسيدند.
ديدگاه‌هاي تخصصي
در بخش پيش، وضعيت عمومي نابينايان از نظر آقاي جمالي مطرح کرد و به دغدغه‌ها و اولويت‌هاي خود پرداخت. معلوم شد در چه زمينه‌هايي، تجزيه و تحليل دارد و در نظرش برجسته است و چه موضوعاتي در نظرش مغفول و مسكوت است. البته از مجموع مباحثي كه آقاي جمالي در مصاحبه‌ها و بيانات مطرح فرموده‌اند يك خط‌مشي مرحله بندي شده، با اهداف خاص مشاهده نمي‌شود. اين تجربه براي ديگر فعالين اين حوزه بسيار مهمّ است. تصور بفرماييد اگر آقاي جمالي با استعدادها و توانايي‌هايي كه دارد تمامي كارهايش را متمركز مي‌كرد به يك موضوع مهمّ، مثل حقوق نابينايان يا اشتغال نابينايان، به نظر مي‌رسد تأثير فعاليت‌هايش بيشتر مي‌بود.
شخصيت‌هاي فعال دوره معاصر براي معلولين، سه خط‌مشي داشته‌اند: برخي در عرصه خدمات رساني براي معلولين فعال بوده‌اند؛ بعضي ديگر در حوزه مهارت افزايي و آموزش تلاش كرده‌اند؛ و بالاخره عده‌اي هستند كه فقط به مقوله فرهنگ و فرهنگ سازي كار كرده‌اند. البته كساني هم بوده‌اند كه در هر سه حوزه كار كرده‌اند. اما كساني كه كارهايشان را متمركز كرده و شرايط و فضاها، در نوع فعاليت آنان تأثير نداشته، فعاليت‌هاي اين گروه براي معلولين مؤثرتر بوده است. اما كساني كه در كارشان پراكنده كاري و تشتت مشاهده مي‌شود، هر چند ماه در زمينه‌اي كار كرده و با عوض شدن شرايط، خط مشي خود را عوض كرده و به سراغ كار ديگر رفته‌اند، اينان كمتر تأثيرگذار بوده‌اند. جبار باغچه بان و مرحوم حسين گليبدي عمرشان را مصروف تعليم و تربيت ناشنوايان كردند و توانستند تحولات عميقي ايجاد كنند. اما مؤسسه ابابصير با اينكه هزاران برابر بيش از باغچه بان امكانات داشت ولي خط‌مشي اصيل و كارشناسي شده نداشت، گاه به خدمات رساني روي مي‌آورد، و گاه به سراغ آموزش و تعليم و تربيت مي‌رفت و گاه به فرهنگ سازي اولويت مي‌داد و در سال‌هايي به هر سه مقوله. مهم‌تر اينكه گاه تحت تأثير رخدادها و شرايط سياسي قرار مي‌گرفت و نيروهاي خود را در اين زمينه بسيج مي‌كرد. با مطالعه سير فعاليت‌هاي ابابصير مي‌يابيم، در سال‌هاي 1350 تا 1365 اين تشكل به اوج رسيد. ولي تشتت در اين دوره بيشتر مشاهده مي‌شود. معناي اين داوري ناديده انگاشتن، آن همه تلاش‌ها و فعاليت‌ها و خدمت‌ها نيست بلكه مفاد اين تحليل اينست كه با ترسيم معادله و تناسب بين سرمايه‌ها و امكانات مصرف شده و ميراث بر جاي مانده،‌ مي‌بينم،‌ حجم بزرگي از توانمندي‌ها مصرف شده ولي در مقابل خروجي و دريافتي چندان چشم گير نيست. وقتي علت را بررسي مي‌كنيم، اصلي ترين عامل را تشتت و پراكنده كاري و نداشتن خط‌مشي اصولي مي‌يابيم.
با اين مقدمه خواستم، مطالعه كننده اين كتاب را متوجه كنم تا با دقت و وسواس بيشتر ديدگاه‌هاي آراي جمالي كه در واقع مواضع ايشان در نيم قرن فعاليت است مطالعه كند. در واقع بخش مهمي از مشكلات كنوني معلولين، متوجه و منوط به همين نكات است و اگر بخواهيم آينده بهتري داشته باشيم، لاجرم بايد از مواضع و ديدگاه‌ها و خط‌مشي فعالين و تشكل‌ها شروع كنيم.
امور فرهنگي: آقاي جمالي در طي سال‌هاي گذشته در مواردي از فرهنگ سازي، از اهميت فرهنگ، از لزوم و ضرورت تغيير نگرش جامعه نسبت به معلولين گفته است. سخنان ايشان بيشتر گزارش و توصيف مشكلات و آلام است، كمتر از راه كار و تدبير گفته است. او در مصاحبه‌اي درباره وضعيت فرهنگي چنين مي‌گويد:
به نظر من در خصوص بچه‌های نابینا باید فرهنگسازی شود. همه مسئولین و افراد جامعه باید دست به دست هم دهند تا فرهنگسازی کنند. نحوه ی برخورد با نابینایان را بدانند و بفهمند چطور با ایشان ارتباط برقرار نمایند. این بچه‌ها دارای قابلیت‌های خاص هستند. نباید تصور شود اگر کسی نابینا شد دیگر هیچ کاری از وی بر نمی‌آید. حتی سطحی‌ترین تحقیقات و مطالعه تاریخ نشان می‌دهد چه افراد بزرگی نابینا بودند. از جمله آنها می‌توان به ابابصیر، دکتر خزائلی، سنایی غزنوی و رودکی اشاره نمود. اینها افتخارات کشور هستند، آن هم کشوری مثل ایران که دم از فرهنگ و تمدن می‌زنیم. متأسفانه چنین نگاهی به مرور زمان کمرنگ شده است.
گاهی ترحم بیجا به نابینا جفا است. نابینا توانمندی‌های زیادی دارد ولی نیازمند توجه ویژه است. نمی‌گوییم حقوقی فراتر از افراد عادی دارد ولی باید همان حقوق معمولی تمام شهروندان برای وی نیز فراهم گردد . نيز نابينا را بايد توجيه و راهنمايي كرد و چگونگي استفاده از امكانات را به او آموخت. به جاي ترحم و حتي كمك مالي، زمينه‌هاي رشد و ارتقاء را به او آموخت. در اين صورت مي‌تواند انسان كارآمد و عنصري سودمند براي جامعه شود.
جمالي در جريان افتتاح كتابخانه ديجيتالي گوياي نابينايان زنجان به اهميت چنين كتابخانه‌هايي در توسعه فرهنگ معلولين و توسعه امكانات اشاره كرده و مي‌گويد: نابينايان همواره از كمبود منابع در رنج‌اند. اين قشر سهم ناچيزي از منابع علمي اعمّ از كتاب، نشريه و ديگر اسناد مكتوب در اختيار دارند. با اين حال توانسته‌اند به مدارج عالي مثل استادي دانشگاه برسند. اما وظيفه نهادها و مديريت كشور اينست كه شرايطي مهيا نمايند كه اين قشر به حداقل منابع فرهنگي دسترسي داشته باشند. براي اين منظور، جمالي و همكاران طرح كتابخانه‌هاي ديجيتالي را در استان‌هاي مختلف اجرا كرده‌اند . اين طرح به نام كتابخانه عمومي انديشه سپيد (روشندلان) و زير مجموعه اداره كل كتابخانه‌هاي عمومي سراسر كشور است. اين نهاد نوپا تا كنون توانسته 74 كتابخانه را براي روشندلان تجهيز كند .
به نظر جمالي حق حيات و زندگي مطلوب داشتن از حقوق مسلم نابينايان است. امّا چگونه؟ و به چه روشي مي‌توان يك زندگي آبرومند براي خودشان ايجاد كنند؟
در پاسخ به اشتغال و مهارت آموزي به عنوان عامل زندگي مطلوب اشاره مي‌كند. اما مبحث حرفه آموزي و مهارت آموزي بسيار پيچيده است و نياز با ورود دستگاههاي كلان كشور مثل بهزيستي، آموزش و پرورش و آموزش عالي و حتي نهاد رياست جمهوري را مي‌طلبد زيرا مشاغل در اين دوره مثل گذشته محدود به شغل‌هاي ساده مثل تلفن‌چي نيست و بلكه تنوع و تكثر و تخصصي شده و داراي انواع فرهنگي، هنري، علمي، خدماتي و اجتماعي است. اما مسأله مهم‌تر مباحث فرهنگي اشتغال است. يعني ايجاد اعتماد به نفس و ايجاد فرهنگ تعامل در جامعه و ده‌ها مسأله فرهنگي ديگر بايد سامان گيرد تا اشتغال مطلوب گردد. آقاي جمالي مي‌گويد در جلسات با مسئولين رياست جمهوري و بهزيستي تلاش كرديم نكات مهم و حساسيت‌ها را تفهيم كنيم ولي پس از مذاكرات فراوان هنوز نتوانسته‌ايم توجه آنان را براي اهتمام عملي جلب كنيم .
جمالي در گفت‌وگو با ملت ما گفت: تا زماني كه آگاهي همگاني از افراد جامعه گرفته تا مسئولان در رابطه با وضع معلولان همه‌گير نشود نمي‌توان به بهبود و آسايش زندگي نابينايان اميدوار بود .
اصلي‌ترين مشكل معلولين، اشتغال يا نداشتن شغل است و نداشتن شغل منوط به اينست كه آنان تخصص و مهارت ندارند. چرا ندارند؟ چون تحصيلات آنها كافي نيست يا در زمينه مهارت‌ها آموزش نمي‌بينند. اما اين مشكلات مربوط به عدم همكاري مؤثر نهادهاي دولتي و عدم خبرويت و آگاهي بسياري از نهادهاي مردمي است. يعني خود اين نهادها توجيه نيستند و درك درستي ندارند .
آموزش: به نظر جمالي، وظيفه اصلي نهادهاي دولتي و نيز تشكل‌هاي خيريه‌اي آموزش معلولين و نابينايان است. انسان از طفوليت شروع به آموختن مي‌كند و والدين، خانواده،‌ محيط، هم‌بازي‌ها و بعد همكلاسي‌ها، معلمين و رسانه‌‌هايي مثل تلويزيون و اينترنت درصدداند، كودكان و نوجوانان و جوانان را راهنمايي كنند و آموزش دهند. يعني راه درست زندگي و تعامل اجتماعي را به آنان ياد دهند، تجارب تاريخي و اجتماعي و علمي را به آنان بياموزند و خلاصه آنان را آماده كنند تا در جامعه مشاركت و حضور داشته و مسئوليت‌هايي را بر عهده گيرند.
متأسفانه همه فرايند آموزشي براي جامعه سالم منظور شده است. يعني مثلاً راديو و تلويزيون با اين فرض كه همه بينندگان و شنوندگان سالم‌اند،‌ برنامه توليد مي‌كند. يعني والدين و مدرسه و خلاصه، روي بستر جامعه سالم جلو مي‌روند و جايگاهي براي معلولين وجود ندارد.
در اين شرايط نهادهاي مردمي و دولتي بايد «جامعه هدف»هايي انتخاب كرده و ‌آموزش را از آنان شروع كنند و گسترش دهند. جامعه هدفي كه انتخاب مي‌كنند بايد اولويت داشته باشد.
جمالي در گفت‌وگو با ملت آنلاين مي‌گويد: اصلي‌ترين مشكلات معلولين عبارت‌اند از: اشتغال، مسكن، ازدواج، فقدان آگاهي در ميان جامعه نسبت به وضع معلولين و نابينايان، و بالاخره عدم توجه مسئولين به توانمندي‌هاي اين قشر .
آموزش بايد در زمينه اين محورها يعني در زمينه اشتغال، ازدواج، آگاه سازي و غيره اجرايي و مديريت گردد.
جمالي در جاي ديگر مي‌گويد، براي مهارت آموزي به نابينايان بسيار تلاش شد ولي هنوز نتيجه نداده است. نيز براي توسعه تحصيل آنان به دليل فقدان وسايل كمك آموزشي و تجهيزات آموزشي در زمينه خط بريل و كتاب گويا مشكلات اساسي و موانع جدي وجود دارد. با اينكه دولت طبق قانون اساسي موظف به حمايت است .
رسانه: در بسياري از كشورها با حضور رسانه‌ها بسياري از موانع و مشكلات مرتفع مي‌شود. رسانه‌ها مي‌توانند، هدايتگر و آموزش دهنده باشند، مي‌توانند مسئولين را توجيه كنند تا شروع به مساعدت نمايند، مي‌توانند مردم را آموزش دهند. اما متأسفانه در ايران رسانه‌هايي كه چنين نقش‌ها را ايفا كنند، نداريم .
شناساندن معلولين و توانمندي‌هاي آنان به جامعه مهم است. اگر نابيناياني كه استاد دانشگاه هستند؛ يا در عرصه ورزش قهرماني، مدال برده‌اند و خلاصه اگر آنان معرفي شوند، به تدريج بقيه مشكلات آنها هم مرتفع مي‌شود .
امور اجتماعي: طبق آمارها 120 تا 130 هزار نابينا و حدود 500 هزار نفر كم بينايي شديد در ايران حضور دارند. به نظر مي‌رسد اين آمار، حداقل جمعيت را نشان مي‌دهد و آمار واقعي بسيار بيشتر است. ولي همين تعداد هم مهمّ و قابل توجه است. با مناسب سازي فضاهاي شهري مي‌توان اين قشر را فعالانه دارد عرصه‌هاي جامعه نمود و مشاركت آنان را تضمين كرد.
مناسب سازي، مشاركت اجتماعي، تشكل‌هاي اجتماعي و نابينايان، گردشگري به عنوان شيوه‌اي براي فعال سازي از جمله موضوعات اجتماعي است كه براي اين قشر اولويت دارد.
جمالي متذكر است كه: «نابينايي ناتواني نيست» اين جمله‌اي است كه به گوش اكثر افراد جامعه آشناست اما نگاه به جامعه معلول از جمله نابينايان، نگاهي همراه با آگاهي نيست در شهري كه همه‌چيز آن از زرق و برق‌هايش گرفته تا امكانات شهري براي يك شهروند سالم ساخته شده است نمي‌توان اثري از امكانات براي آسايش نابينايان پيدا كرد. معيشت نابينايان و كم‌بينايان به‌ويژه در حوزه اشتغال و كارآموزي مهم‌ترين نيازهايي است كه رئيس انجمن نابينايان به آن اشاره مي‌كند. علي اكبر جمالي معتقد است: تا زماني كه آگاهي همگاني، از افراد جامعه گرفته تا مسئولان در رابطه با وضع معلولان همه گير نشود نمي‌توان به بهبود و آسايش زندگي نابينايان اميدوار بود .
تشكل‌هاي مردمي مي‌توانند آگاهي عمومي را بالا برده و در فرهنگ سازي نقش فعال داشته باشند. آقاي جمالي در اين باره بارها سخن گفته است. نيز در باب مناسب سازي هم سخن گفته و هم عملاً وارد شده و با مسئولين به صحبت پرداخته ولي هنوز به نتايج ملموس و اجرايي نگرفته است.
در سال 1391 وقتي به انتخاب رياست جمهوري نزديك مي‌شديم، آقاي محسن رضايي از آقاي جمالي و انجمن نابينايان ايران دعوت كرد كه با مجمع تشخيص مصلحت همكاري كنند و كميته‌اي براي تدوين نظام نامه حقوقي حمايت از نابينايان تشكيل شد. اما در ادامه، كار گويا با مشكل مواجه شده است. به ويژه پس از انتخابات، عملاً اين كميته تعطيل شده است .
جمالي در دو سال اخير گويا رويكرد جديدي يافته و از نهادهاي دولتي اندكي فاصله گرفته و بر فعاليت‌هاي مردمي خود افزوده است. راه‌اندازي كتابخانه‌هاي ديجيتالي گويا، حضور در نمايشگاه قرآن كريم و مشاركت در جريان‌هاي مردمي معلولين نتيجه اين دوره است .
نظام سياسي و نابيناها: نهادهاي دولتي مثل سازمان بهزيستي، آموزش و پرورش استثنايي، مجلس شوراي اسلامي، وزارت رفاه و تعاون در ارتباط با امور معلولين مي‌باشند. جمالي وقت بسياري براي جلب مشاركت و همكاري اين نهادها گذاشت. ده‌ها جلسه با آنان داشت ولي نتيجه و ثمره كارش را اينگونه تشريح مي‌كند:
متأسفانه سازمان‌ها و ارگان‌های ذی‌ربط آن طور که در شأن نابینایان و کم‌بینایان است این حق را در برنامه‌ها ندیده‌اند و مسئولان باید نیازهای این قشر از افراد جامعه را در برنامه‌ها ببینند.
افراد نابینا قشری از افراد این جامعه هستند و در این جامعه حق زندگی، اشتغال، استفاده از خدمات بیمه‌ای، اماکن ورزشی و کتابخانه‌های عمومی را دارند. مسئله اشتغال یکی از مشکلاتی است که این مهم مرتفع نخواهد شد مگر اینکه مسئله آموزش‎های مهارتی فنی و حرفه‌ای در سازمان‎های مردم‌نهاد برای این قشر برنامه‌ریزی شود.
برنامه‌ریزی در جهت آموزش‌های مهارتی فنی و حرفه‌ای در توان انجمن نابینایان نیست، چرا که این مهم به اعتبار فراوان نیاز دارد و این انجمن بودجه‌ای در این حد و توان ندارد که انجمن نابینایان در توان خود خدمات زیادی را به این عده ارائه می‌دهد.
طبق ماده ۷ قانون حمایت از حقوق معلولین وظیفه آموزش‌های مهارت فنی و حرفه‌ای برعهده سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای است که باید به طور جدی در این خصوص قدم اساسی برداشته شود .
در چهاردهم مهرماه 1392، برخی نمایندگان مردم در مجلس شورا در آستانه‌ روز جهانی نابینایان از انجمن نابینایان ایران بازدید کردند. و صحبت‌ها و مذاكراتي بيان شد كه نشانگر وضعيت معلولين در جامعه ايران است.
فاطمه آلیا رئیس فراکسیون حمایت از معلولان مجلس در این دیدار اظهار کرد: باید شرایطی فراهم شود که همه معلولین احساس یک شهروند عادی را داشته باشد و در این راستا سازمان‌های مردم نهاد باید برای همکاری با مجلس و دولت به صحنه بیایند. وی با اشاره به به قول مساعد برخی مسئولین برای بهبود وضعیت معلولان یادآور شد: با وجود نیت صادقانه مسئولان به این قشر انبوه بی‌شمار مسائل دیگر باعث می‌شود این موضوع فراموش شود، ما معتقدیم سازمانهای مردم نهاد باید مطالبات خود را بیان کنند و ما هم به جد پیگیر مطالبات آنها خواهیم بود.
نماینده مردم تهران در مجلس با تقدیر از رویکرد مثبت وزیر تعاون،‌ کار و رفاه اجتماعی و رئیس سازمان بهزیستی کشور نسبت به معلولان گفت: درخواست ما از آقای وزیر این است که جایگاه سازمان بهزیستی را که در بسیاری موارد در ارائه تسهیلات به نیازمندان معلول با چالش مواجه می‌شود را ارتقاء دهد.
رئیس فراکسیون حمایت از معلولان مجلس در بخش دیگری از اظهارات خود خواستار توجه بیشتر به وضع اشتغال نابینایان شد و ابراز امیدواری کرد که برخی مسئولان در نوع نگرششان به این افراد تجدید نظر کنند.
رسول خضری عضو فراکسیون حمایت از معلولان مجلس نیز در سخنانی با تاکید بر این که نابینایان باید فرصت برابر با دیگر آحاد مردم داشته باشند گفت: مطمئنا این افراد هم می‌توانند مثل دیگران درعرصه‌های تولید و خدمات و سایر زمینه‌های اجتماعی و شغلی موثر و مولد باشند.
این عضو کمیسیون بهداشت مجلس، با تاکید بر این که نابینایان باید در عرصه‌ی اشتغال و حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی بیش از پیش توانمند شوند یاد آور شد: قوانین مربوطه در این حوزه‌ها که اجرای آن راکد مانده باید سریعا اجرایی شود.
محسن علی مردانی عضو دیگر فراکسیون حمایت از معلولان مجلس نیز در اظهاراتی جداگانه با بیان اینکه نابینایان باید در طرح مطالبات درخواست‌های قانونی خود هماهنگ باشند اظهار کرد: قطعا اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در پاسخ به درخواست‌های نابینایان، با آنها همکاری می‌کنند و ما پیگیر مسائل نابینایان خواهیم بود .
جمالي در اين جلسه خواستار توجه بيشتر مسئولين و نمايندگان مجلس به امور نابينايان شد؛ نيز خواستار تكميل قانون و بازنگري در موادي از قوانين موجود شد .
ايشان در مصاحبه‌ها و صحبت‌هاي يك سال اخير به ضعف‌هاي دستگاه‌هاي دولتي اشاره كرده و اينكه آنان نابينايان را نمي‌بينند و با آنان تعامل جدي ندارند.
ديگر موضوعات: جمالي در دو سال اخير به موضوعاتي مثل اين موارد پرداخته است: ژنتيك و ضرورت اهتمام عمومي به تجارب پزشكي در زمينه ژنتيك جهت پيشگيري از معلوليت ؛ اهتمام نهادهاي مردمي و نيكوكاران به طرح كتابخانه‌هاي ديجيتال نابينايان به عنوان زير بنايي‌ترين طرح كه در رشد آگاهي‌ها و پيشرفت تحصيلات اين قشر مؤثر است ؛ استفاده بهتر از فرصت‌ها و موقعيت‌هاي جهاني مثل 20 مهر روز اسكان سالمندان و معلولان و 23 مهرماه روز جهاني نابينايان براي افزايش تعامل بين نابينايان كشورمان و نهادهاي بين‌المللي جهت دريافت تجارب جهاني.

فصل چهارم: سال‌شمار زندگي و حوادث

سال‌شمار زندگي و حوادث‏
اهمّ حوادث و زندگاني و فعاليت‌هاي آقاي جمالي به شكل سال‌شمار و روزشمار گزارش مي‌شود. مواردی که در قلاب [] است، دقیق نیست و ممکن است چند سال عقب یا جلو باشد.
– تولد تير 1330
– رفتن به دبستان روستاي تيكن 1337
– از دست دادن بينايي 1341
– مهاجرت همراه خانواده به تهران و رفتن به مدرسه شهيد محبي 1342
– فراگيري و اشتغال ماساژ 1346
– تأسيس سازمان نابينايان كرمان 1348
– پذيرش در دانشكده فيزيوتراپي دانشگاه تهران 1348
– دريافت مدرك اتمام دوره فيزيوتراپي 1350
– شركت در كنكور و پذيرش در دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) 1352
– شروع به كار در كارخانه ارج [1353]
– آغاز همكاري با سازمان ملي نابينايان (نام قبلي سازمان بهزيستي) 1354
– دريافت مدرك كارشناسي از دانشگاه شهيد بهشتي در رشته ادبيات فارسي 1355
– استخدام در سازمان ملي نابينايان (نام قديم سازمان بهزيستي) 1355
– شروع به كار در جام جم (صدا و سيما) [1355]
– ادغام سازمان ملي نابينايان در وزارت بهداري و پيوستن به این وزارتخانه 1357
– شركت در كنكور و پذيرش در دوره كارشناسي ارشد در دانشگاه علوم بهزيستي [1359]
– جداشدن بهزیستی از وزارتخانه بهداری و تشکیل سازمان مستقل و پیوستن به آن 1360
– مدیریت برگزاری مسابقات سراسری قرآن مجید از قاریان کل کشور از سال 1361
– دريافت كارشناسي ارشد در امور معلولين [1362]
– آغاز تدريس در دانشگاه علوم بهزيستي 1365
– عضویت در معاونت طرح و برنامه سازمان بهزیستی کشور، دفتر آموزش و پژوهش، 1365
– برگزاري سومين دوره مسابقات قرآن معلولين جسمي حركتي [1365]
– تألیف کتاب روش کوتاه‌نویسی بریل فارسی، 1366
– تأليف كتاب آيين نگارش خط بريل (دانشگاه علوم بهزيستي) [1367]
– شركت در سمينار توانبخشي نابينايان اصفهان تير 1368
– پذيرش سر دبير فصلنامه بصير مرداد 1369
– انتشار اولين شماره فصلنامه بصير ويژه نابينايان بهمن 1370
– اجراي طرح پژوهشي و تدوين آموزش كودكان قبل از دبستان (دانشگاه علوم بهزيستي) [1371]
– بنيان‌گذاري انجمن نابينايان ايران آذر 1372
– مصاحبه با جواد حسینی و چاپ در نشریه انجمن پژوهشی آسیب‌های بینایی، 1372
– عضويت كميته فرهنگي و انتشاراتي نابينايان تير 1373
– مديريت مسابقه قرائت و حفظ قرآن كريم، بوشهر آبان 1375
– عضويت در كميته دانشجويان نابينا [1375]
– حضور در شوراي مشورتي امور معلولين ارديبهشت 1377
– برگزاري مراسم روز جهاني معلولين دي 1377
– مديريت دوره آموزشي رايانه گويا براي مربيان نابينايان اسفند 1378
– دريافت گواهي شركت در دوره آموزش رايانه گويا اسفند 1378
– تدوين طرح‌نامه شيوه اشتغال و به كار گماري افراد نابينا [1378]
– برگزاري همايش حقوق كودكان استثنايي دي 1379
– گواهي نامه مهارت فني و حرفه‌اي كار و رايانه، بريل و گويا اسفند 1380
– مشاور مدير مسئول روزنامه ايران سپيد فروردين 1381
– تدريس رايانه، گويا و بريل براي كارشناسان سراسر كشور خرداد 1381
– عضويت در گروه علمي نابينايان مهر 1381
– شركت در كنگره ساختار توانبخشي بين‌المللي (دانشگاه علوم بهزيستي) اسفند 1382
– گواهي آموزش مديريت كيفيت جامع (Tam) اسفند 1382
– گواهي‌نامه آموزش مديريت در تشكل‌هاي غير دولتي دي 1382
– برگزاي نشست دانشجويان و دانش آموختگان نابيناي ايران (خزائلي) مهر 1382
– همكاري در برگزاري دومين كنگره سراسري مراكز غير دولتي و تشكيل كارگاه آموزشي ارديبهشت 1383
– گفتگو با همشهری، 1383
– استخدام در مجتمع خدمات بهزيستي گويا (رودكي) آذر 1383
– تقدير جهت خدمات رساني به نابينايان بهمن ماه 1383
– برگزاري مراسم 23 مهر و نمايشگاه تخصصي امور نابينايان مهر 1384
– تقدير براي برگزاري نمايشگاه فن آوري‌هاي امور نابينايان (رودكي) آبان 1384
– تشكر جهت خدمات رساني در زمينه امور نابينايان آذر 1384
– تقدير جهت فعاليت‌هاي انجمن اسلامي نابينايان كشور [1384]
– برگزاري دوره توانبخشي حرفه‌اي نابينايان مرداد 1386
– همايش فعاليت‌هاي قرآني ويژه روشندلان و جانبازان (اصفهان) آبان 1386
– كسب رتبه نخست براي مقاله آسيب شناسي فعاليت‌هاي قرآني روشندلان و جانبازان آبان 1386
– برگزاري بيست و پنجمين مسابقه سراسري حفظ و قرائت قرآن ويژه نابينايان [1386]
– حضور در همايش هم انديشي حقوق معلولين آبان 1388
– مصاحبه با سایت بازار کار 1389
– شركت در مراسم افتتاحيه دفتر فرهنگ معلولين مهر 1390
– عضو هيئت مديره كانون سراسري سازمان‌هاي مردم نهاد معلولين [1390]
– گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران 1391
– گفتگو با سایت گلستان 1391
– مصاحبه با خبرگزاری ایسنا 1391
– مصاحبه با ملت آنلاین 1391
– گفتگو با ایسنا 1392
– عضو هيئت داوران جشنواره سراسري سوره عَبَسَ تير 1393
– مصاحبه با خبرگزاری فارس 1393
– مصاحبه با خبرگزاری ایکنا 1393
– انتخاب به عنوان عضو هیئت هفت نفره مجمع هم‌اندیشی سازمان‌های مردم نهاد معلولین ایران 1393-1394
– شرکت در سومین مجمع هم‌اندیشی تشکل‌های مردم نهاد معلولین 1394
– مدير مسئول پيك روشندلان
– دبير كانون معلولين منطقه 3 شهرداري

در پايان
حدود یک سال است كه اين كتاب مانده و دفتر فرهنگ معلولين نتوانسته براي چاپ آن اقدام كند. شخصی به نام علي اكبر جمالي از سال 1354 تا 1385 در سازمان بهزيستي فعالیت داشته و براي اين سازمان تلاش كرده است. يعني گل زندگي و بهترين ايام حياتش را در اختيار اين سازمان گذاشته است. البته از 1348 تا الآن براي انواع كارهاي معلولين تلاش مي‌كند. يعني حدود نيم سده دويده، مصاحبه كرده، تدريس كرده، آموزش ديده، آموزش داده، مسابقه برگزار كرده، كتاب نوشته و چاپ كرده و ده‌ها كار ديگر. الآن سن و سال او از شصت گذر كرده و بايد به استراحت و بازنشستگي بپردازد ولي هر روز بيش از دوره جواني براي معلولين كار مي‌كند.
سازمان بهزيستي با چاپ اين‌گونه كتاب‌ها كه به شرح احوالات و بیان تجارب می‌پردازد، می‌تواند تجارب و دستاوردهای یک نسل را به نسل دیگر منتقل کند.
گویا کارمندان در برخی كشور اروپايي در دوره كاري تا بازنشستگي چند كتاب تأليف كرده و چاپ مي‌كنند. يعني تجارب خودشان را در حوزه‌اي كه كار مي‌كنند در اختيار ديگران قرار مي‌دهند. من در ايران يك مورد هم نديده‌ام يك كارمند درباره كارهايش فكر كند و كتاب بنويسد. يك علت آن عدم پشتيباني و تشويق ادارات است. اگر سازمان بهزيستي از اين اثر آقاي جمالي حمايت كند، ديگر كارمندانش هم به تفكر و نوشتن تشويق مي‌شوند. همين اقدام موجب افزايش راندمان كاري و كارآمدي سازمان مي‌گردد. زيرا هر كارمند يك بار مروري بر كارهايش خواهد داشت و آنها را نقادي و بررسي مي‌كند، گاه كارهاي خود را با ديگران مقايسه كرده و به ضعف و قوت‌هاي خود پي مي‌برد.
اما نابيناهاي كارمند چون خودشان نمي‌توانند به روش بينايي بنويسند مي‌توانند دستيار بگيرند يا مطالب خود را گويا كرده و كتاب گويا توليد كنند. مثل همين كاري كه در اين اثر اجرا شده است.
آقاي جمالي مدارك و سوابق،‌ نيز مصاحبه‌هاي خود را به دفتر فرهنگ معلولين سپرد و دفتر كسي را مأمور نوشتن كتاب آقاي جمالي كرده است.
ریاست محترم سازمان بهزيستي استحضار دارند كه در بخش معلولين، بسیار عقب هستيم. براي نمونه در خط بريل، در 2 دهه گذشته،‌ كشورهاي منطقه در اين زمينه از ايران بسيار عقب بودند و درخواست كمك از ايران داشتند ولي الآن بسيار جلو رفته‌اند. يك علت مهم آن، تشویق معلولین در رده‌های مختلف و انتقال تجارب آنان است. البته سازمان بهزیستی الحق و الانصاف فراوان کار کرده و پیشرفت معلولین در بسیاری از زمینه‌ها مرهون تلاش‌های مدیران این سازمان است؛ اما فاصله تا ایده‌آل‌ها هنوز زیاد است.

—» دانلود متن کامل کتاب(pdf)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *