کتاب روز جهانی عصای سفید

روز جهانی عصای سفید (نابینایان)
۲۳ مهر/ ۱۵ اکتبر
دیدگاه، تحلیل و گزارش

تهیه شده در دفتر فرهنگ معلولین

شناسنامه
روز جهانی عصای سفید (نابینایان)، دیدگاه، تحلیل و گزارش
پدیدآورنده: اباذر نصر
ناظر علمی: محمد نوری
امور فنی: علی نوری
تاریخ: تابستان ۱۳۹۱
ناشر: دفتر فرهنگ معلولین
ایران، قم، بلوار محمد امین، خیابان گلستان، کوچه۱۱، پلاک۴
تلفن: ۳۲۹۱۳۴۵۲-۰۲۵ فکس: ۳۲۹۱۳۵۵۲-۰۲۵
www.HandicapCenter.com
info@HandicapCenter.com
هرگونه برداشت و استفاده از کتاب، تنها با ذکر مأخذ و اجازه دفتر امکان پذیر است.

فهرست
مقدمه ۵
فصل نخست: تاریخ شکل‏گیری روز جهانی ۹
سیر تاریخی حوادث ۱۱
قانون عصای سفید ۱۷
فصل دوم: جامعه شناسی ۲۳
آمارها ۲۵
تشکل‏ها ۳۰
اشتغال ۳۱
نقش پدر و مادر و محیط ۳۴
فصل سوم : بهداشت و درمان ۳۵
پیشگیری ۳۷
بیماری ۳۸
فصل چهارم: استعدادها و خلاقیت‏ها ۴۱
نابینایی مانع یا زمینه رشد ۴۳
یادگیری و اطلاع یابی ۴۴
استقلال ۴۵
حرکت و جهت‏یابی ۴۶
الگوپردازی ۴۷
فصل پنجم: نیازهای ضروری ۴۹
مناسب ‏سازی ۵۱
ضروریات فرهنگی و اجتماعی ۵۲
مساعدت ۵۳
فصل ششم: ادبیات و فرهنگ ۵۵
لطایف ۵۷
شعر ۵۷
خط بریل ۵۸
فصل هفتم: مدیریت ۶۱
سازمان بهزیستی ۶۳
نگرش جامعه ۶۴
فصل هشتم: آسیب ‏شناسی ۶۵
نواقص و کمبودها ۶۷
تهران و مشکلات شهری ۶۷
بررسی و نتیجه‏ گیری ۷۱

مقدمه
در حدود ۶۰ سال پیش، ۱۵ اکتبر (۲۳ مهرماه) سال ۱۹۵۰میلادی به عنوان روز عصای سفید یا روز جهانی نابینایان یا روز امنیت نابینایان توسط سازمان ملل متحد و انجمن جهانی نابینایان تصویب شد. هم اکنون مطابق برخی آمارها، ۳۵ میلیون نابینای مطلق و ۱۲۵ میلیون کم بینا در کشورهای مختلف زندگی می کنند. یعنی به‏اندازه جمعیت دو یا چند کشور هستند.
اما در طول شش دهه برای این جمعیت انبوه چه کارهایی اجرا شده؟ مشکلات آنها رو به افزایش یا کاهش بوده؟ شاخص های فردی و اجتماعی ضروری مانند سوادآموزی، رفاه، اشتغال، ازدواج و تحصیل رو به بهبود بوده است؟ و اگر جامعه نابینایان را با دیگر اقشار جوامع مقایسه کنیم، وضعیت آنان چگونه است؟ در پاسخ می توان گفت: در مجموع شاخص های مطلوبیت این جامعه هنوز ایده آل نیست؛ حداقل در کشورهای جهان اسلام، وضع مطلوب و به سامانی ندارند.
به نظر می رسد جوامع نابینایی باید ارتباطات بین خودشان را گسترده تر نمایند و خواسته های خود را دقیقاً کارشناسی و اولویت سنجی کرده و راه کارهای رفع مشکلات را شناسایی نموده و به مسئولین معرفی نمایند. البته هر سال ارتباطات بین خود نابینایان و رابطه اینان با نهادهای دیگر بهتر شده است. نکته را می توان از جلسات آنان حداقل در روز جهانی در شهرهای مختلف دانست؛ در این جلسات، اختلافات فیمابین کمتر شده و تفاهم و درک یکدیگر بهتر شده و متوجه شده اند که صرف جلسه مفید و سودمند نیست بلکه نیاز به تبادل نظر و پیداکردن راه‏کارهایی برای پیشرفت، کم کردن سطح توقعات غیراساسی، ایجاد تفاهم بین مؤسسات مردمی و نیز مؤسسات و نهادهای دولتی در این جلسات و دستیابی به راه‏کارهای اجرایی و عملی می‏باشد. می‏بایست گروهی از نابینایان به نمایندگی از جمع آنان در کشور، و سپس در هر استان و هر شهر، آراء را گردآوری و سر جمع دیدگاه ها و وضعیت نابینایان منطقه را مکتوب نموده و در جلسه سالانه ی ۲۳ مهر، فهرست ها را ادغام کرده و به مسئولین و متصدیان امور اعلام نمایند و نیز از طریق چاپ در رسانه ها مردم را در جریان قرار دهند. سال بعد خواسته های قبلی را پیگیری کرده و از اجرا یا عدم اجرای آن ها گزارش داده شود. برای اینکه بدانیم روشندلان چه خواسته هایی دارند دفتر فرهنگ معلولین با تدوین این دفتر، دیدگاه ها و تحلیل‏هایی که در رسانه‏ها منتشر شده را گردآوری کرده و خلاصه ای از آن ها را در این دفتر انعکاس داده است. درصدد هستیم هر سال جمع بندی نظریات و دیدگاه ها را در یک دفتر منتشر کنیم. این دفترها در هر سال گویای وضعیت کنونی و پیشرفت یا احتمالاً پس رفت است. این شیوه درست مانند روشی است که یونسکو و انجمن جهانی نابینایان در سال ۱۹۵۰م با انتشار بیانیه ‏ای حقوقی اجرا کرد. یعنی سرجمع و چکیده انتظارات، درخواست ها و اولویت های نابینایان را به صورت یک بیانیه منتشر کردند. این بیانیه حقوقی کف خواسته ها در آن زمان بود. به نظر می رسد هر سال باید پیشرفت اجرای خواسته های نابینایان در همه کشورها مشخص شود تا همگان بدانند به دنبال چه اهدافی هستند. نظریات و نقدهای فرهیختگان مسیر را هموار می نماید و ما را در رسیدن به اهدافمان یاری می‏رساند.
محمد نوری/ ۴ مهر۱۳۹۱

فصل نخست: تاریخ شکل ‏گیری روز جهانی

سیر تاریخی حوادث
یونسکو به عنوان واحد فرهنگی سازمان ملل متحد، در سال ۱۹۵۰م، ۱۵ اکتبر(۲۳ مهر) را به عنوان روز جهانی عصای سفید نامگذاری کرد. البته یونسکو با شورای جهانی نابینایان، در جلسه‌ای مشترک قانون «عصای سفید» را در سال ۱۹۵۰م بررسی کرده و به تصویب رساندند.
بر این اساس قانون عصای سفید، تصویری جدید از نابینایان را در جامعه ترسیم کرد. در میان وسایل کمک حرکتی نابینایان، می‏توان عصای سفید را به عنوان پرچم استقلال آنها قلمداد کرد.
عصای هور یا عصای بلند بعد از جنگ جهانی دوم، به عنوان یک وسیله کمک حرکتی برای نابینایان ابداع شد.
این عصا، ابتکار یک عکاس شهر بریستول کشور انگلستان به نام جیمز بیگز بود که در اثر سانحه در ۱۹۲۱م بینایی خود را از دست داد. او برای در امان بودن از خطر وسایل نقلیه با یک ابتکار تاریخی، عصایی به رنگ سفید به دست گرفت تا برای همگان به راحتی قابل دید باشد.
این عصا همچنین به دلیل بلندی به فرد امکان می‌دهد تا مانع‏ها و تغییرهای بر سر راه خود را تشخیص بدهد. بعد از آن، عصای سفید، نشانه‌ای بین‌المللی برای شناخت نابینایان شد.
۱۶ سال پس از اینکه جیمز بیگز عصای سفید به دست گرفت، دکتر ناول پری ریاضیدان آفریقایی و دکتر جاکوپس تن بروک حقوقدان آمریکایی در بیانیه‌ای با حمایت از حقوق اجتماعی نابینایان، اعلام کردند که باید فرصت‌های برابر برای افراد بینا و نابینا در نظر گرفته شود.
این بحث و گفت‌وگوها با شروع جنگ جهانی دوم متوقف شد و سرانجام در سال ۱۹۵۰م قانون عصای سفید تدوین و روز جهانی ایمنی نابینایان مشخص شد.
اهمیت نابینایان به عنوان بخش بزرگی از جامعه انسانی سبب شد تا در سال ۱۹۵۰ (دهه ۱۹۴۰ میلادی) سازمان آموزشی، علمی، فرهنگی ملل متحد یونسکو و فدراسیون جهانی نابینایان به میدان آمده و در جلسه‏ای مشترک، قانون عصای سفید را بررسی و تصویب کردند و نهایتاً روز ۱۵ اکتبر برابر با ۲۳ مهر را روز جهانی عصای سفید یا روز جهانی ایمنی نابینایان اعلام نمودند. تا مردم سراسر دنیا به حقوق این گروه از معلولین بیشتر آگاهی یابند و در راستای تحقق آرمان‏های انسانی با آنان همگام شوند. قانون عصای سفید، تصویری جدید از نابینایان را در جامعه ترسیم می‏کند و از افراد نابینا می‏خواهد که به منظور حمایت از منافع خود، از تمام مفاد این قانون مطلع باشند.
در حقیقت روز عصای سفید سمبلی شد جهت معرفی نابینایان به جامعه و همچنین تغییر نگرش مردم نسبت به توانمندی نابینایان و توجه بیشتر به مشکلات آنها.
اولین بار جیمز بیگز ساکن پریستول به دلیل تصادف و نابینا شدن چشمان او، از عصای سفید استفاده کرد و از زمان ابتکار او ۱۰ سال طول می‎کشد تا عصای‎ سفید جای خود را در محافل عمومی و اجتماعی باز کند. امّا در فوریه سال ۱۹۳۱ میلادی گیلی دهر بونت طرحی را به منظور استفاده همگانی از عصای ‎سفید در کشور فرانسه آغازکرد. با انعکاس این طرح در مطبوعات بریتانیا طرح مشابهی در سراسر بریتانیا به اجرا درآمد. در ماه مه سال ۱۹۳۱ میلادی خبرگزاری BBC در برنامه رادیویی خود حضور افراد نابینا به همراه عصای‎سفید را به عنوان نماد بین‎المللی در شناخت و حضور این قشر از جامعه بشری مطرح می‎کند.
در آمریکای‎شمالی معرّفی عصای‎سفید مرهون تلاش‏های باشگاه بین‎المللی لایتر است. تحت تأثیر قرارگرفتن عضوی از اعضای باشگاه لایتر به هنگام عبور مردی نابینا به همراه عصای‎سیاه از خیابان، باشگاه لایتر را برآن می‎دارد تا به منظور بالابردن قابلیت شناسایی عصا برای رانندگان رنگ عصا را از سیاه به سفید تغیییر دهند. در سال ۱۹۳۱ میلادی باشگاه لایتر برنامه‎ای همگانی را در ترغیب نابینایان در به کارگیری عصای ‎سفید ترتیب می‎دهد. در دهه‎های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ نابینایان به همراه عصای‎سفیدی که آن را به صورت مایل به دست می‎گرفتند در گذرگاه‏ها و معابر رفت وآمد می‎کردند و از اینجا بود که نقش نمادین عصای‎سفید اذهان را به سوی خود جلب نمود. با بازگشت افراد آسیب‎دیده از جنگ‎جهانی دوم به کشور آمریکا تغییرات عمده‎ای در شکل و نحوه استفاده از عصای ‎سفید پدید آمد. دکتر ریچارد هوور، گونه‎ای از عصای‎سفید را طراحی و به بازار عرضه کرد تا وسیله‏ای برای جهت‎یابی در سفرها و سیاحت‏های نابینایان باشد. عصای بلند یا عصای هوور، مجدّداً نقش ابزاری عصا را در خاطره‏ها زنده کرد. در حالی که نقش نمادین آن هم‎چنان باقی مانده ‎بود. در این زمان عصای ‏سفید جایگاه خود را در سیاست‎گذاری‎ها باز کرد. طرح قانونی عصای ‏سپید اول بار در دسامبر ۱۹۳۰ میلادی در ایلینویز، مطرح شد. این طرح حقّ عبور و مرور را برای عابرین نابینا محفوظ دانسته بود. پس از آن، طرح فوق در میشیگان در سال ۱۹۳۵ و در دیترویت به سال ۱۹۳۶ مطرح شد. به منظور آگاهی بیشتر مجامع عمومی از طرح قانونی عصای‎سفید از نابینایان خواسته شد تا به همراه عصای‏سفید خود، مقابل شهرداری میشیگان تجمع کنند. در همان سال دونالد استور لایحه‏ای برای مجلس ایالتی نوشت و در لایحه به محفوظ ‎ماندن حقّ عبور و مرور عابرین نابینایی که عصای‎سفید به همراه داشتند اشاره کرد.
در ماه مارس سال ۱۹۳۷ میلادی فرماندار فرانک مورفی، لایحه را تصویب و به قانون ایالتی تبدیل کرد. در اوایل دهه ۶۰ چندین سازمان ایالتی و مؤسّسه توانبخشی نابینایان از کنگره آمریکا خواستند تا روز ۱۵ اکتبر هر سال را به عنوان روز عصای‎سفید در تمامی ۵۰ ایالت آمریکا معرّفی کند. پس از سال‏ها فعالیّت و تلاش میوه جنبش‏های نابینایی به ثمر رسیده ‎بود و زمان تصویب قانون عصای‏سفید و ملّی شدن این روز فرا رسید. در ۶ اکتبر ۱۹۶۴ میلادی کنگره به این خواسته تن داد و به رئیس جمهور آمریکا اختیار داد تا ۱۵ اکتبر را به عنوان روز ملّی عصای‏سفید اعلام و معرّفی کند و ضمن ایراد سخنرانی از مردم درخواست کند تا چنین روزی جشن و مراسمی ویژه ترتیب دهند. این برداشت‏ها به تدریج به تدوین قانون عصای‏ سفید یا روز جهانی ایمنی نابینایان منجر شد که در سال ۱۹۵۰ میلادی در نشست مشترک سازمان فرهنگی یونسکو و شورای جهانی نابینایان به کشورهای جهان ابلاغ گردید.
نظریه: رخدادهای مزبور نشانگر اینست که تمامی حوادث و سیر تصمیم گیری ها در انگلستان، فرانسه و آمریکا بوده است. با اینکه در قرآن و احادیث در باب عصا، نظریه هست ولی نقش مسلمانان در این زمینه گزارش نشده است.
با اینکه در ایتالیا و کشورهای اروپا و آمریکایی، نهادهای دینی مانند کلیسا به توزیع رایگان عصا در بین نابینایان اقدام کرده اند و این سنت ها را سال ها ادامه داده اند ولی در جهان اسلام یا کشورهای شیعه یک مرجع دینی سراغ نداریم که مستقیم و بی‏واسطه چنین کاری اجرا کرده باشد. البته طرحی برای ساخت و توزیع رایگان عصای سفید بین نابینایان جهان اسلام توسط دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی در دست اقدام است.
در منابع مختلف، گزارش های فراوانی از وضعیت یا تحولات تاریخی عصای سفید در اروپا منتشر شده ولی هیچ نکته ای درباره این موضوع در جهان اسلام به چشم نمی خورد.
قانون عصای سفید
این قانون که به نام بیانیه نابینایان نیز مشهور است، خواسته های اساسی و ضروری نابینایان است که اولین بار حدود پنج دهه قبل توسط دو نیک اندیش آمریکایی به نام دکتر ناول پری و دکتر هاکوبس تنبروک تدوین و منتشر شد. هدف آنان طرح خواسته های انسانی و اساسی این قشر و دفاع از حقوق مدنی آنان بود. بعداً یونسکو و فدراسیون جهانی نابینایان به این بیانیه صحه گذاشته و آن را اولین سند بین المللی این جامعه شمردند. چون اکثر دولت ها و تقریباً همه تشکل های نابینایی آن را پذیرفتند.
قانون عصای سفید از روشندلان می خواهد که به منظور حمایت از منافع خود از تمام مراحل این قانون مطلع بوده و آنرا به تأیید دولت خود برسانند. هم اکنون بسیاری از ملل مختلف مفاد این بیانیه را پذیرفته و بصورت قانون، تمامی یا بخشی از آنرا مورد اجرا گذارده‏اند. این قانون شامل ۷ ماده و ۹ تبصره است که برخی از مواد مهم آن عبارتند از:
۱٫ دولت موظف است که نابینایان و دیگر معلولان جسمی را تشویق کند تا در تمام امور اجتماعی و اقتصادی دولت شرکت کنند و در نتیجه به کار و اشتغال دست یابند.
۲٫ نابینایان و دیگر معلولان جسمی، حق استفاده آزادانه از خیابانها و بزرگراهها، پیاده‏روها و سایر مکانهای همگانی و همینطور وسایل حمل و نقل، هتل و اماکن عمومی را دارند.
۳٫ رانندگانی که با وسایل نقلیه خود از خیابان میگذرند، در صورت نزدیک شدن به نابینایی که از عصای سفید یا متالیک استفاده میکند، یا اینکه سگ راهنما به همراه دارد یا از بازوبند نابینایی استفاده میکند، موظفند که احتیاط لازم را بعمل آورند تا صدمه‏ای به آن نابینا وارد نشود. البته نداشتن عصا یا سگ راهنما در چنین مراکز و اماکنی دلیل بر بی‏مبالاتی فرد نابینا نیز ممکن، است تلقی شود.
۴٫ هر شخص یا سازمانی که بخواهد بطور غیر مجاز در استفاده شخص نابینا و یا معلول از تسهیلات همگانی محدودیتی ایجاد کند، یا اینکه حقوق نابینایان و دیگر معلولان عاقل و بالغ را نادیده بگیرد، باید مجرم شناخته شود.
۵٫ هر سال، مسؤلین دولت باید روز ۱۵ اکتبر را بعنوان بزرگداشت عصای سفید به نحو شایسته‏ای ارج نهند و اهمیت قانون عصای سفید را مورد بحث قرار داده و از مردم بخواهند که رفتار معقولانه‏ای با معلولان داشته باشند و با همکاری صمیمانه قدمهای مؤثری برای آنها بردارند.
۶٫ دولت موظف است که افراد نابینا یا دیگر معلولان جسمی را در بخشهای دولتی و شعب آن و همینطور مدارس دولتی با شرایط مساوی، چون دیگر افراد اجتماع بپذیرند، مگر اینکه معلولیت خاص آنها مانع انجام کار در آن مراکز باشد.
۷٫ افراد نابینا و دیگر معلولان جسمی، همچون دیگر اعضای اجتماع حق دارند در کشور خود بر اساس شرایط و مقررات قابل اجرا برای همه از خانه‏های مسکونی آماده برای کرایه ماهانه یا اجاره سالانه استفاده کنند. البته کسی که مستغلاتش را به یک نابینا یا معلول کرایه میدهد، مجبور نیست بدین منظور تغییراتی در خانه‏اش بدهد یا اینکه خود را موظف به مراقبت خاصی در مورد آن فرد بداند.
۸٫ نابینایان و دیگر معلولان حق تام و برابر دارند که از مکانها، مزایا، تسهیلات و امتیازات وسایل حمل و نقل همگانی چون هواپیما، وسایل موتوری، قطار، اتوبوس، اتومبیلها، کشتی و دیگر وسایل نقلیه و هتل، مسافرخانه، مکانهای عمومی و مراکز تفریحی و مذهبی دیگر محل‏هایی که عموم مردم بدانجا جمع میشوند، استفاده کنند و اگر در بعضی شرایط محدودیتی وجود داشته باشد این محدودیت باید قانونی و قابل اجرا برای همگان باشد.
۹٫ هر نابینا یا نیمه بینایی حق دارد در اماکنی که در قسمت ۸ آمده است، سگ راهنما را که برای این کار تعلیم دیده است بدون الزام پرداخت وجه اضافی همراه خود داشته باشد.
نابینایان در متون مختلف، گزارش‏ها یا تحلیل‏هایی درباره این بیانیه نوشته‏اند. نمونه‏هایی از آنها را می‏آوریم:
* در میان وسایل کمک حرکتی نابینایان می‌توان عصای سفید را به عنوان پرچم استقلال آنان قلمداد کرد. البته این ابزار حرکتی سودمند در صورتی از کارایی برخوردار است که نارسایی‌های فیزیکی محیط زندگی افراد نابینا تقلیل یابد، یا به طور کلی حذف شود. بنابراین علاوه بر توجه به مسایل عاطفی و احساسی، کمترین هزینه و لحاظ کردن عوامل لازم، ضروری است زمینه‌ای را برای تردد آسان آنان فراهم شود و به استقلال حرکتی نابینایان کمک شود.
* برخی از حقوق نابینایان مندرج در بیانیه اینگونه است:
– حق استفاده آزادانه از خیابان‌ها، پیاده‌روها
– حق استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی مانند هواپیما، قطار، اتوبوس، کشتی
– حق فعالیت و کار در بخش‌های دولتی و مدرسه‌ها با شرایط مساوی مانند دیگر افراد جامعه
– تشویق نابینایان از سوی دولت‌ها برای شرکت در امور اجتماعی و اقتصادی
* پس از تدوین این بیانیه مشهور به قانون عصای سفید بسیاری از کشورهای جهان مفاد این بیانیه را پذیرفته‌اند و تمام و یا بخشی از آن را به عنوان قانون اجرا می‌کنند.
* در گزارش دیگر موارد مهمّ قانون عصای سفید بدین شرح آمده است:
۱٫ دولت‏ها موظّف هستند نابینایان و دیگر معلولان جسمی را برای شرکت در امور اجتماعی و اقتصادی تشویق کنند و زمینه اشتغال آنان را فراهم آورند. ۲٫ نابینایان حق دارند آزادنه از خیابان‏ها، پیاده‎روها و سایر اماکن عمومی و وسایل حمل ‏و نقل استفاده کند. ۳٫ راننده‎ها موظّف هستند که در صورت نزدیک شدن به فرد نابینا احتیاط لازم را داشته باشد. ۴٫ شخص یا سازمانی که بخواهد محدودیّتی غیر مجاز در استفاده از تسهیلات همگانی برای نابینایان ایجاد کند باید مجرم شناخته شود. ۵٫ دولت‎ها باید روز ۱۵ اکتبر را به عنوان بزرگداشت عصای‎سفید به نحو شایسته‎ای ارج نهند.

فصل دوم: جامعه شناسی

آمارها
اطلاع از آمارها به فهم واقعیت ها کمک می کند و کارشناسان راه کارهای واقعی تر می توانند بر اساس آمارها عرضه کنند. در این بخش آمارهایی که در یک سال گذشته در رسانه‏های ایران بوده گردآوری شده است:
* بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی هر ثانیه یک نفر و هر دقیقه یک کودک در جهان نابینا می شود و بر اساس آخرین آمار موجود ۳۷ میلیون نفر نابینای مطلق و ۱۲۴ میلیون کم بینا هم اکنون در جهان زندگی می‌کنند. حدود ۶۰ درصد اختلالات بینایی قابل درمان و ۲۰ درصد آنها قابل پیشگیری هستند. آب مروارید مهم‌ترین اختلال بینایی است که علت ۴۸ درصد اختلالات بینایی نیز می‌باشد. در کشور ما بر اساس آمارهای جهانی پیش‌بینی می‌شود حدود ۴۰۰ هزار نفر دچار کم‌بینایی و یا نابینایی باشند اما تاکنون ۷۶ هزار و ۷۰۷ نفر نابینا و کم‌بینا در ایران شناسایی شده‌اند.
* در آمارها آمده که ۱۸۰ میلیون نفر مبتلا به اختلالات بینایی هستند و نیم درصد از این افراد در ایران زندگی می‌کنند و ۹۰ درصد از این ۱۸۰ میلیون نفر نیز ساکن کشورهای در حال توسعه هستند.
هم اکنون ۱۵۰ هزار نابینا در کشورمان زندگی می‌کنند و ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر نیز در معرض ابتلا به نابینایی قرار دارند. همچنین تعداد افرادی که به علت عواملی مانند حوادث، بیماری‌های مختلف چشمی، یک چشمی‌ها و… در خطر نابینایی هستند، سه برابر تعداد نابینایان کشور است.
* شمار افرادی که از طریق بیماری‌های عفونی دچار اختلالات بینایی می‌شوند در بیست سال اخیر به شدت کاهش یافته است. البته ۸۰ درصد از اختلالات بینایی قابل پیشگیری و درمان هستند.
* تقریباً ۹۰ درصد افراد دارای اختلالات بینایی در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌‌کنند. در حدود ۶۵ درصد افراد دارای اختلالات بینایی بیش از ۵۰ سال سن دارند، در حالی که این گروه سنی ۲۰ درصد از جمعیت کل جهان را در بر می‌گیرد. با افزایش جمعیت سالمند در بسیاری از کشور‌ها، افراد بیشتری در معرض خطر ابتلا به اختلالات بینایی مرتبط با افزایش سن خواهند بود.
* تخمین زده می‌شود ۱۹ میلیون کودک زیر ۱۵ سال در سراسر جهان دچار اختلالات بینایی هستند. از این تعداد، ۱۲ میلیون کودک دچار عیوب انکساری چشم می‌باشند که این عیوب به راحتی قابل تشخیص و درمان هستند. ۴ میلیون نفر آن‌ها برای همیشه از نعمت بینایی محرومند.
* در مجموع، از سال ۱۹۹۰م، اختلالات بینایی در سراسر جهان کاهش یافته است. این آمار علی‌رغم روند پیر شدن جهانی محاسبه شده است. این میزان اساساً کاهش اختلالات بینایی به دلیل بیماری‌های عفونی به دنبال اجرای برنامه‌های بهداشت عمومی بوده است.
* در سطح جهان، ۸۰ درصد از اختلالات بینایی قابل پیشگیری و درمان هستند. حوزه‌های پیشرفت در بیست سال اخیر شامل برنامه‌های ملی که دولت‌ها برای پیشگیری و کنترل اختلالات بینایی اجرا می‌کنند، ایجاد سرویس‌های یکپارچه مراقبت از چشم در سامانه‌های اولیه و ثانویه بهداشتی با تمرکز بر ارایه خدماتی در دسترس، به صرفه و با کیفیت، راه‏اندازی کمپین‌هایی برای آگاه کردن مردم از جمله آموزش‌های مدرسه‌ای و غیره و مشارکت قوی‌تر بین المللی با همکاری بخش خصوصی و نهادهای مدنی می‌شود.
* داده‌هایی که در بیست سال اخیر بدست آمده نشان می‌دهد پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در پیشگیری و درمان اختلالات بینایی در بسیاری از کشور‌ها حاصل شده است. به علاوه، کاهش چشمگیری در نابینایی مرتبط با بیماری کوری رودخانه (این بیماری از طریق گزش پشه سیاه که در رودخانه‌های مناطق حاره‌ای تخم ریزی می‌کنند به وجود می‌آید) مشاهده می‌شود. این موفقیت‌ها به دنبال مشارکت موفق بین‌المللی بدست آمده است.
* بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی هر ثانیه یک نفر و هر دقیقه یک کودک در جهان نابینا می شود و بر اساس آخرین آمار موجود ۳۷ میلیون نفر نابینای مطلق و ۱۲۴ میلیون کم بینا هم اکنون در جهان زندگی می‏کنند. حدود ۶۰ درصد اختلالات بینایی قابل درمان و ۲۰ درصد آنها قابل پیشگیری هستند.
* در ایران از هر هزار تولد، یک کودک با اختلالات بینایی شدید و عمیق به دنیا می‏آید و بر اساس آمارهای جهانی در کشور ما حدود ۴۰۰ هزار نفر دچار کم بینایی یا نابینایی هستند، اما تاکنون ۷۶ هزار و ۷۰۷ نفر نابینا و کم بینا در کشور شناسایی شده‏اند و تناقض شدیدی در مورد آمار این افراد از سوی سازمانها و مؤسسه‏های مختلف ارائه می‏شود، وجود دارد، به طوری که مرکز آمار ایران تعداد نابینایان را در کشور ۱۴۲ هزار و ۷۶۷ نفر و سازمان بهزیستی این تعداد را ۱۵ هزار نفر اعلام کرده است. این در حالی است که حداکثر فقط پنج هزار نفر از نابینایان از خدمات شعبات مختلف مراکز نابینایان در تهران و یازده شهر دیگر استفاده کرده‏اند و فقط حدود ۸۵۰ نفر از آنها از خدمات توانبخشی آموزش تلفن و اشتغال در کارگاهها استفاده کرده‏اند و تنها استفاده بقیه از این مراکز دریافت مستمری بین ۳۰۰ تا ۷۵۰ تومان و یا دریافت ‏اندکی سرمایه و همچنین استفاده از راهنمایی‏های مددکاران این مراکز بوده است.
* در حال حاضر بیش از ۲۰۰ هزار نفر در کشور از اختلالات بینایی عمیق و شدید رنج می‏برند و جامعه‏ای حدود ۵۰۰ هزار نفر نیز در طیف اختلالات بینایی خفیف تا متوسط قرار دارند.
نظریه: اختلاف در آمارهای مزبور، وجود شاخص ها و مبناهای مختلف آماری و نیز نبود یک مرجع واحد کشوری و جهانی در آمارگیری و اعلام آمارها است.
تأسیس بانک جهانی و ملی برای گردآوری اطلاعات نابینایان یک ضرورت جدی است.
مهّم اینست که آمارها مبنای تصمیم گیری، برنامه ریزی و مدیریت است.

تشکل‏ها
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا، تشکل‏های نابینایان به لحاظ برخورداری از جایگاه حقوقی معین، مدیریت علمی و ارتباطهای درون و برون سازمانی قوی توانسته‏اند با حضور در عرصه سیاستگذاری‏های کلان، حقوق اجتماعی نابینایان را در ابعاد مختلف مطالبه نمایند، اما نگاهی به عملکرد انجمن‏ها و مؤسسه‏های غیردولتی فعال در امور معلولان ایران کارنامه چندان مثبتی از آنها ارایه نمی‏دهد.
نظریه: با اینکه NGO و تشکل ها نقش و سهم اساسی بر عهده داردند و بدون آن ها پیشرفت ممکن نیست. با این حال تشکل های این قشر، وضعیت مطلوبی نداشته و ندارد.
شاید برخی مدیران دولتی فکر کنند، تشکل ها موی دماغ آنان می باشند و باید از حضور آنان ممانعت بعمل آورد، امّا اگر دقیق و عمیق تر بنگریم این تشکل ها کمک مدیران و عصای دست آنان بوده اند.
متأسفانه مشکل اساسی، در بین تشکل ها و آحاد جامعه نابینایی است. اینان تفاهم و درک متقابل کمتری از همدیگر بروز می دهند و نمی توانند برنامه های مشترک راه‏اندازی نمایند.
اشتغال
اشتغال یکی از معضلات کلیدی و مشکلات اساسی نابینایان است. تحلیل‏ها و دیدگاه‏هایی که در منابع آمده، به طور خلاصه عبارتند از:
* یکی از اساسی‌ترین مشکلات نابینایان مسأ‌له اشتغال است زیرا در میان آنها تعدادی افراد با تحصیلات بالا وجود دارد که متأسفانه کارفرمایان از به‌کارگیری آنها طفره می‌روند. در حالی‌که نابینایان حق استفاده از کلیه امکانات رفاهی معمول در جامعه را دارند و به بهانه نابینا بودن نباید از حقوق طبیعی خود محروم بمانند.
* بینایی تنها عامل موفقیت شغلی نیست، همان طور که نابینایی هم به تنهایی عامل عدم پیشرفت در شغل و کسب و فرصت‏های شغلی نخواهد بود. بیش‏تر اوقات، از دست دادن شغل یا فرصت‏های شغلی، به ارزشی بستگی دارد که توسط فرد به کار داده می‏شود. استقلال اقتصادی و احساس امنیت مالی، رابطه‏ای تنگاتنگ با شغل دارد از نظر نابینایان کار برای کسب امنیت، احساس تعلق به دیگران، احساس اعتماد به نفس، کسب احترام و احساس خود شکوفایی است. بدون تردید کسب فرصت‏های شغلی توسط نابینایان، موجب می‏شود که آنان از زندگی یک نواخت فاصله بگیرند؛ بنابراین، توجه مسئولان و اولیا و مربیان به این امر بسیار مفید خواهد بود.
* دیگر بار ۲۳ مهر فرا رسید، جشن تولد پرچم سفید برپا شد، چند سال است در این جشن شرکت می کنیم. وعده‏هایی مطرح می شده، اما وقتی می‏بینیم ده‏ها پدر نابینا مشغول به کار شده‏اند، سهمیه ۳ درصدی استخدام معلولان تا حدی در ادارات جدی گرفته می‏شود و دیگر نابینایی دست تکدی به سوی همشهریان نمی‏گشاید، از ته دل لبخند می‏زنیم. وقتی می‏بینیم دانش آموزان روشندل در مدارس عادی آسوده و با آرامش، با انگیزه‏تر از قبل گام‏های بلند ارتقا را بر می‏دارند، سحرگاه بیست و سوم ماه مهر دعاهای خیرمان را بدرقه راهتان می‏کنیم و این روز را با شما جشن می‏گیریم. جشنی بی ریا، جشن توأم با خلوص نیت و در آن جشن دست توانای مان را زنجیروار به دست شما می‏دهیم و از تلاش و توانایی‏های نهفته و بالقوه خود بهره می‏گیریم تا کشوری هرچه بهتر و آبادتر داشته باشیم.
* بسیاری از نابینایان تحصیل‏کرده در امتحانات ورودی مؤسسه‏ها و مراکز کاریابی قبول می‏شوند و به بهانه‏های واهی رد می‏شوند، بگونه‏ای که هم اکنون ۷۰ درصد نابینایان کشور بیکارند و برخی از شاغلان نیز کار مفید و مطلوب ندارند.
این در حالی است که طبق قانون عصای سفید، مؤسسه‏ها باید سهمی را برای کار نابینایان اختصاص بدهند. بطوریکه طبق قانون، استخدام سه درصد از نیروی انسانی معلول توسط دستگاه‏های دولتی الزامی است و این قانون در جامعه اجرا نمی‏شود، چرا که بسیاری از نابینایان در آزمون‏های ورودی به دستگاه‏های دولتی پذیرفته، اما در مصاحبه رد می‏شوند.
نظریه: یک مرجع واحد برای پی گیری و مطالبه خواسته قانونی نابینایان وجود ندارد. با اینکه نابینایان در جلسات سالانه می توانند یک تشکل مطلوب از تشکل های موجود را برای این منظور معرفی نمایند. و این تشکل اولاً مسأله ی اشتغال را پی گیری نماید، نیازها را ثبت و نیز افراد بیکار را شناسایی و واحدهای نیاز به اینان را معرفی نماید. البته سالانه هم گزارش بدهد.
نقش پدر و مادر و محیط
سلامت فرزندان، برای پدر و مادر از اهمیت فراوانی برخوردار است. به همین دلیل اگر فرزندان دچار مشکل و معلولیتی مثل نابینایی شوند، بهار زندگی آن‏ها تبدیل به خزان می‏شود و اگر این مشکل از طرف پدر و مادر و بی‏دقّتی آن‏ها باشد، با توفان ملامت‏های دیگران و شلاّق سرزنش‏ها مواجه خواهند شد. پس بر پدر و مادر ضروری است که با انجام مشاوره‏های مختلف، استفاده از اطلاعات و جزوات مراکز مربوطه مثل بهزیستی، از معلولیت‏های فرزندان خود مانند نابینایی، ناشنوایی و… جلوگیری کنند. آن‏ها می‏دانند که کسب اطلاعات پزشکی مربوط به سلامت فرزندان، حتی از تهیه غذا، پوشاک و مسکن آن‏ها مهم‏تر است.
نظریه: بهرحال پدر و مادر و محیط خانه و خانواده نخستین عامل در تربیت و رشد نابینایان است. هم-اکنون توسط بهزیستی کلاس های توجیهی برای والدین برگزار می شود. ولی سهم رسانه ها به ویژه رسانه ی ملی در این زمینه‏ اندک است.

فصل سوم : بهداشت و درمان

پیشگیری
بسیاری از نابینایی‏ها قابل پیش‏گیری هستند؛ زیرا نابینایی و کم بینایی، یا ارثی است یا غیر ارثی که هر کدام، پیش‏گیری و درمان مخصوص به خود را دارد. به عنوان مثال در موارد ارثی، می‏توان با انجام مشاوره‏های پیش از ازدواج، از بروز آن‏ها جلوگیری کرد و در موارد غیرارثی، می‏توان با مراجعه به موقع به پزشک متخصص و رعایت مسائل ایمنی و بهداشتی، از بروز آن جلوگیری به عمل آورد. پس بهتر است با توجه عملی به شعارِ «پیش‏گیری، بهتر از درمان»، زندگی‏ای سرشار از سلامت و نشاط برای خود، خانواده و جامعه به ارمغان آوریم.
* نابینایی‌های مختلف قابل پیشگیری و درمان است. نوع ارثی را می‌توان با انجام مشاوره پیش از ازدواج از آن جلوگیری کرد. برای مانع شدن از بروز نابینایی غیر ارثی می‌توان به موقع به پزشک متخصص مراجعه و موارد ایمنی و بهداشتی را رعایت کرد. پدر و مادر با انجام مشاوره‌های مختلف، استفاده از اطلاعات و جزوات مراکز مرتبط نظیر بهزیستی از معلولیت‌های فرزندان خود مثل نابینایی و ناشنوایی جلوگیری کنند و آنها می‌دانند که کسب اطلاعات پزشکی مربوط به سلامت فرزندان حتی از تهیه غذا، پوشاک و مسکن آنها مهم‌تر است نابینایی و کم‌بینایی در بسیاری از موارد به دلیل عدم دسترسی اطلاعات دقیق و عدم شناخت علل آنها از سوی مردم به ویژه مردم روستاهای دورافتاده و محروم صورت می‌گیرد. در این راستا اطلاع‌رسانی به مردم از طریق رسانه‌ها، مطبوعات، مراکز بهزیستی و خانه‌های بهداشت روستاها اهمیت بسزایی دارد.
بیماری
در صورتی‌که اختلالات بینایی بخصوص تنبلی چشم به موقع تشخیص داده نشود از سن ۸ سالگی به بعد تقریباً هیچ کاری برای درمان آن نمی‌توان انجام داد و فرد حتماً نابینا می‌شود و یا اینکه با اختلالات شدید بینایی در آینده مواجه خواهد بود.
طبق طبقه‏بندی بین‏المللی بیماری‌ها، چهار سطح از عملکرد بینایی وجود دارد: بینایی عادی، اختلال بینایی نسبی، اختلال بینایی شدید و نابینایی.
اختلال بینایی نسبی را به همراه اختلال بینایی شدید در زیر واژه «ضعف بینایی» گروه بندی می‌کنند: ضعف بینایی به علاوه نابینایی معرف همه اختلالات بینایی هستند.
در جهان، دلایل عمده اختلالات بینایی عبارتند از: ۴۳ درصد عیوب انکساری چشمی (نزدیک بینی، دور بینی، آستیگماتیسم)، ۳۳درصد آب مروارید و ۲درصد آب سیاه.
نظریه: مسلمانان از قرن سوم قمری، تحولات بزرگی در کشف و درمان بیماری های چشم به وجود آوردند و دانش چشم پزشکی به نام «کحاله» پیشرفت عظیمی پیدا کرد. دانشمندان مسلمان صدها کتاب در این‏باره تألیف و عرضه کرده اند. برخی از آثار به زبان های اروپایی ترجمه و هنوز به عنوان متن درسی و یا منبع پژوهشی مورد استفاده است.
دفتر فرهنگ معلولین گروهی را مأمور شناسایی این آثار کرده و درصدد انتشار یک جلد کتاب با عنوان نسخه‏شناسی و کتاب شناسی کحاله است.
از طرف دیگر نابینایان در ایران و کشورهای جهان اسلام از پیشرفت های جهان مدرن در باب چشم پزشکی کم اطلاع اند. نیاز به سایت اطلاع رسانی هست که تمامی پیشرفت ها را روزانه اطلاع رسانی نماید. برخی نابینایان با کمک دانش جدید می توانند خود را باز یابند ولی به دلیل اطلاع نداشتن اقدام نمی کنند.

فصل چهارم: استعدادها و خلاقیت‏ها

نابینایی مانع یا زمینه رشد
در منابع و متون نابینایی، فراوان این جمله و شبیه آن را می بینیم:
نابینایی هرگز مانع رشد و ترقی نمی‏شود، اگر فرد نابینا خود را باور داشته باشد و بداند که می‏تواند با وجود نابینایی به موفقیتهای فراوانی نائل گردد.
گاه فکر می شود این داوری، نوعی تعارف و برای دلخوشی نابینایان است.
نظریه: اگر به زندگی نابینایانی مانند محمد زکریای رازی، انطاکی، شوریده شیرازی، طه حسین، محمد خزائلی و صدها نابغه ی روشندل دیگر نگاه کنیم خواهیم یافت این جمله تعارف نیست بلکه یک واقعیت است.
بسیاری از این نوابغ حداقل امکانات را هم نداشتند ولی با جرأت و شهامت و پشتکار به اوج دانش و خلاقیت دست یافتند.
گروهی فکر می کنند این نوابغ مربوط به گذشته و تاریخ‏اند. نه! امروز هم افرادی از روشندلان هستند که به اوج رسیده‏اند. متأسفانه معرفی نمی شوند، رسانه ملی و دیگر رسانه ها در این جهت قصور دارند.
صدا و سیما در برنامه های سالانه فرهیختگان را معرفی می‏کند ولی به فکر معرفی نخبگان از جامعه ناشنوایان یا روشندلان نبوده و بسیار زمان کمی برای جامعه معلولین صرف می‏کند.
یادگیری و اطلاع یابی
از آن جایی که نابینایی و کم بینایی، در بسیاری از موارد به دلیل عدم دسترسی اطلاعات دقیق و عدم شناخت علل آن‏ها از سوی مردم، به ویژه مردم روستاهای دورافتاده و محروم است، اطلاع‏رسانی مردم از طریق رسانه‏ها، مطبوعات، مراکز بهزیستی و خانه‏های بهداشت روستاها اهمیت بیش‏تری دارد؛ از این رو شایسته است مسئولان و فرهیختگان جامعه مردم را به یادگیری این مسائل ترغیب کنند؛ زیرا هزینه پیش‏گیری برای دولت و خانواده‏ها، بسیار کم‏تر از هزینه خدمات بعدی به نابینایان و کم بینایان خواهد بود.
نظریه: تأخر فرهنگی آفت و آسیب جدی برای جوامع معلولین در جهان در حال توسعه است. یک دلیل آن فقدان ابزارهای اطلاع رسانی و اطلاع یابی است.
یکی از این ابزارها فقدان دائره المعارف، مأخذشناسی، کتابشناسی، راهنما و کتب اطلاعات عمومی است.
دفتر فرهنگ معلولین در این رشته گام های جدی برداشته است. در زمینه کتب راهنما، برای هر موضوع یک کتاب در قطع جیبی و کم حجم عرضه نموده ا ست. تاکنون حدود چهل موضوع کار شده است که همه آنها به صورت کامل بر روی پایگاه اینترنتی مرکز قابل دسترسی می‏باشد.
استقلال
همواره باید در هنگام کار با نوجوانان و بزرگسالانِ نابینا، احساس استقلال و نیز زندگی مستقل آنان حفظ یا تقویت شود.‏ اندیشه این که آن‏ها افرادی ناتوان هستند، اشتباهی نابخشودنی است که ریشه در تجربه‏های خود ما دارد. ما فکر می‏کنیم چون در اتاق بی نور کاملاً ناتوان هستیم، پس آن‏ها هم که جایی را نمی بینند، مثل ما درمانده‏اند، درحالی که آن‏ها چنین نیستند و احساس یک سانی با افراد بینا در موقعیت‏های کم نور یا بدون نور ندارند. ما باید بکوشیم با درک صحیح از آن‏ها و خواسته‏های منطقی شان، زمینه زندگی‏ای مستقل را برای آنان فراهم آوریم.
نظریه: خود نابینایان تلاش سختی دارند تا نیازها و امور روزانه خود را مستقلاً اجرا کنند. اما تحقق کامل استقلال، منوط به داشتن امکانات و شرایط مساعد است. مثلاً اگر محیط شهری دارای مناسب سازی نباشد، نابیناها نمی توانند مستقلاً حرکت کنند. از اینرو نهادهای مدنی و شهری مسئولیت دارند، نیازها و شرایط آنان را فراهم نمایند.
حرکت و جهت‏یابی
از جمله مهارت‏های اساسی برای نابینایان جهت‏یابی و حرکت است تا بتوانند بزرگسالانی مستقل بار بیایند و با حداقل کمک در محیط حرکت کنند. جهت‏یابی به مهارت‏هایی گفته می‏شود که قبل از فنون حرکت باید آموخته شوند و محدود به رشد مفاهیم و تقویت حواس می‏گردد. کودک بینا نگاه می‏کند، حرکات خود را با دیگران مقایسه و اصلاح می‏کند. ولی این موضوع در مورد کودک نابینا صدق نمی‏کند. بنابراین برای جبران این خلاء نیاز به آموزش جهت‏یابی و حرکت است.

الگوپردازی
وجود الگوهای رفتاری سازنده مانند طه حسین، رودکی، محمد خزائلی و شوریده که با وجود محروم بودن از نعمت بینایی به مدارج عالی علمی و اخلاقی رسیده‏اند نقش بسزایی در آگاهی روشندلان و جهت‏دار شدن و تحقق انگیزه‏های ایشان دارد. نابینایی هرگز مانع رشد و ترقی نمی‏شود به شرط آن که فرد نابینا خود را باور داشته باشد و بداند که می‏تواند با وجود نابینایی به موفقیت‏های فراوانی نائل گردد.
نظریه: اساساً طرح الگو و إلقای اسوه در تربیت و ساخت شخصیت انسان بسیار مؤثر است. مدیران رسانه ها و فرهنگی در غرب، کالاهای اقتصادی را با به کارگیری الگوها در تبلیغات، به بازارهای جهانی تحمیل می کنند. یا در هر زمینه الگوهایی را طرح و از طریق تبلیغات به مردم إلقا می نمایند.
ما مسلمانان با اینکه بهترین شخصیت ها را مثلاً در عرصه نابینایی داریم ولی تلاش نکرده ایم آنان را به عنوان الگو مطرح کنیم. دفتر فرهنگ معلولین شخصیت-های نخبه و موفق اعم از متوفی یا حیّ را شناسایی و برای هر کدام یک جلد کتاب کوچک تدوین کرده و موفقیت های آنان را گزارش کرده است. این آثار تأثیر زیادی در زندگی نابینایان داشته است.

فصل پنجم: نیازهای ضروری

مناسب‏سازی
یکی از نابینایان در این باره چنین نوشته است:
امروز به دعوت آموزش و پرورش استثنایی، بچه‏های مدارس نابینایان و همینطور فارغ التحصیلان و نابینایان در تالار فرهنگ گرد هم آمدند و از موفقیت‏هایشان گفتند. وعده وعید‏های به نظر من بیخودی هم دادند که هیچ‏گاه جامه عمل پوشانده نمی‏شود. یکیش مناسب‏سازی مدارس برای نابینایانه! ما بعد از ۴-۵ سال دوندگی، از طرف من و اولیای مدرسه نتونستیم جناب بوربور رو راضی کنیم این مدرسه رو نوسازی کنند! حتی تا یک هفته به بازگشایی مدارس قول دادند که از آبان شروع به تخریب کنند اما در آخرین مرحله کارشناسی فرمودند این مدرسه تا ۵۰ سال دیگه هم کار میکنه!! در حالی که طبقه همکف به خاطر افزایش موشها و حیوانات موذی کاملاً تخلیه شده و بچه‏ها در استفاده از سرویس‏های کاملاً غیر بهداشتی دچار بیماری‏های مختلف و مشکلات عدیده شده‏اند!
نابینایان برای حمل و نقل و تردد با مشکلات زیادی روبرو هستند، متأسفانه امکانات زیادی برای حمل و نقل این عزیزان در سطح جامعه وجود ندارد و آنها مجبور به کمک از دیگران هستند. چرا که مناسب‏سازی محیط برای ساختار فیزیکی شهرهای ایران به گونه‏ای است که با کلمه «مناسب‏سازی» سازگاری ندارد و حتی پیاده‏روها برای افراد عادی هموار نیست چه برسد به نابینایان.
نظریه: مناسب سازی از اهم مشکلات نابینایان در محیط‏های شهری است. وظیفه اصلی بر عهده شهرداری ها است. البته اقدامات مؤثری داشته‏اند ولی هنوز نواقص زیاد است.
ضروریات فرهنگی و اجتماعی
داوری روشندلی در این زمینه چنین است:
اغلب نابینایان در خانواده‏هایی با سطح فرهنگی، بهداشتی و اقتصادی پایین زندگی می‏کنند و اغلب پرجمعیت و جزء طبقه محروم جامعه هستند، به طوری که بعضاً دیده می‏شود سه تا پنج نفر از اعضای یک خانواده از نابینایی و کم بینایی رنج می‏برند.
این قشر برای ادامه تحصیل به کتاب، خط بریل، راهنما و رابط نیاز دارند که متأسفانه این امکانات به‏اندازه کافی وجود ندارد، البته مؤسساتی همچون سازمان بهزیستی هستند که در حد توان و با کمک مددکاران به تعداد محدودی از نابینایان خدمات ارائه می‏کنند.
مساعدت
یکی از متون در این باره اینگونه اظهار نظر کرده است و اهم نکات درباره کمک خواهی را اینگونه نوشته است:
* بهتر است قبل از انجام هر کمکی نظر فرد نابینا را در مورد کمک به او جویا شوید. در صورت کمک و راهنمایی در راه رفتن؛ اجازه دهید فرد نابینا بازوی شما را بگیرد و از هل دادن و گرفتن او خودداری کنید.
* هنگامی که با فرد نابینا روبرو می‌شوید خود را به او معرفی کرده و به هنگام ترک محل به او بگویید که محل را ترک می‌کنید.
* مستقیماً با خود فرد نابینا حرف بزنید و برای صحبت با آنها شخص دیگری را واسطه قرار ندهید. چرا که آنها قادر هستند بخوبی مفهوم کلام شما را درک کرده و پاسخ دهند.
* هیچگاه با فرد نابینا بلند صحبت نکنید. چرا که آنها دارای حس شنوایی قوی هستند.
* به جای نابینا به نگاه کردن بپردازید و محیط اطرافش را برای او شرح دهید تا او نیز بتواند با محیط ارتباطی سازنده برقرار کند.
* بخاطر ضعف آنها در بینایی از اشتباهاتشان چشم پوشی نکرده و به آنها فرصت دهید تا اشتباه خود را جبران نمایند.

فصل ششم: ادبیات و فرهنگ

لطایف
مردی از اهل بصره می‏گوید: در سفری در شبی تاریک، به روستایی رسیدم، ناگهان نابینایی را دیدم که چراغی در دست دارد و کوزه‏ای پر از آب بر دوش نهاده و به خانه‏اش می‏آورد. تعجب کردم و سر راهش را گرفتم و به او گفتم:‏ ای نابینا، با این که شب و روز تو برابر است. این چراغ را برای چه به دست گرفته‏ای؟ او در پاسخ گفت: «تا کور دلی مثل تو پهلو به من نزند و کوزه مرا نشکند».
شعر
شعر زیبایی توسط روشندلی سروده شده:
دختر زیبای نابینای من
گر به تاریکی اسیری، وایِ من
دزد گیتی چشم زیبایت گرفت
روشنی از روز و شب‏هایت گرفت
لیک ایمان در دلت تابنده است
نور هستی در وجودت زنده است
در تو امید فراوان دیده‏ام
نغمه‏های شاد و خوش الحان دیده‏ام
روشنی بخش رهت علم است و درس
طفلک من از غم فردا مترس
در تمام زندگی او یار توست
او که آگه بر همه کردار توست
او چراغِ راه روشن می‏کند
از پلیدی هات ایمن می‏کند
گر نگاهت از شکوفایی تهی است
در وجودت شعله‏های زندگی است
قلب تو روشن‏تر از آیینه است
شوق و شور زندگی در سینه است
خط بریل
* خط بریل، خطی است که در قرن نوزدهم میلادی، برای سهولت کار افراد نابینا و کم بینا در امر تحصیل و تعلیم و تربیت توسط لویی بریل فرانسوی ابداع گردید. پدر لویی بریل کفاش بود و لویی در کارگاه وی کار می‏کرد. روزی درفش کفاشی به چشم وی برخورد کرد و در اثر این حادثه، لویی از نعمت بینایی محروم گردید. پس از آن، او درباره افرادی که از نعمت بینایی برخوردار نبودند، بسیار ‏اندیشید و سرانجام به فکر افتاد تا خطی را به وجود آورد که افراد نابینا به وسلیه آن به راحتی به امر خواندن و نوشتن بپردازند. او پس از مدت‏ها، موفق به ابداع خطی گردید که به نام وی، بریل، نامیده شد.
* اختراع خط بریل، امکان تألیف و ترجمه کتاب، شعر، موسیقی را توسط نابینایان اجرایی نمود. و روزنه امیدی در دل روشندلان ایجاد کرد. یکی از مسلمانان نابینای آمریکا، ترجمه انگلیسی قرآن کریم را بر اساس الفبای بریل تهیه کرده و نسخه‏هایی از آن را برای استفاده نابینایان در اختیار کتاب خانه‏های مختلف قرار داده است. آن چه به روشن دلان قدرت و امید می‏بخشد، مواجه شدن با این گونه نوآوری هاست.
ارائه وسایل کمک توان‌بخشی مانند عصا، لوح و قلم برای نوشتن و خواندن به خط بریل و ارائه خدمات آموزشی ویژه نابینایان و اقدامات بینایی‌سنجی و درمان‌های تخصصی و فوق تخصصی به موقع برای پیشگیری از نابینایی کودکان در آینده از جمله اقدامات مؤثری است که برای پیشگیری و توان بخشی نابینایان باید در سرلوحه اقدامات هر دولت و نهادی قرار گیرد.

فصل هفتم: مدیریت

سازمان بهزیستی
* نگرش جامعه نسبت به روشندلان و همچنین برداشت آنها نسبت به خود که طبعاً متأثر از برخورد جامعه و فرهنگ حاکم است، نقش بسیار مهمی در چگونگی تشکیل انگیزه‏ها، توسعه و رشد استعدادهای نابینایان دارد. بنابراین، جامعه، مدرسه و خانواده مسئولیت خطیری را در زمینه ایجاد و تقویت انگیزه‏های بالنده در نابینایان برعهده دارند.
وجود الگوهای رفتاری سازنده در مقابل نابینایان، نقش بسزایی در آگاهی آنان و جهت‏دار شدن و تحقق یافتن انگیزه‏های ایشان دارد.
به نظر می‏رسد نخستین گام در ایجاد این تحول باید توسط سازمان بهزیستی و شورای مرکزی تشکلهای نابینایان برداشته شود و این دو اهرم حقوقی و اجتماعی می‏توانند با اتخاذ سیاستهای نظارتی واحد، زمینه بازبینی و اصلاح اساسنامه این تشکلها را فراهم نمایند و با نظارت دقیق بر نحوه برگزاری انتخابات در آنها، شرایط ورود نخبگان به عرصه مدیریت امور نابینایان را مهیا سازند.
* سازمان بهزیستی و سازمان آموزش و پرورش استثنایی به دلیل تعدد وظایف، ضعف ارتباطهای درون بخشی و میان بخشی، محدودیت در تأمین نیروی انسانی متخصص و مشکلاتی از این دست، چنان که باید قادر به پیگیری مسایل نابینایان نیستند.
نگرش جامعه
نابینایی هرگز مانع رشد و ترقی نمی‏شود، اگر فرد نابینا خود را باور داشته باشد می‏تواند با وجود نابینایی به موفقیتهای فراوانی نائل گردد.
تاریخ انسانهای بزرگ را سراغ دارد که با وجود محروم بودن از نعمت بینایی، به مدارج عالی علمی و اخلاقی رسیده‏اند؛ ابوالعلاء معری، طه حسین، آیت الله سید عبدالهادی شیرازی (از مراجع تقلید در نجف) و مرحوم دکتر محمد خزائلی از جمله این انسانهای بزرگ بوده‏اند.

فصل هشتم: آسیب‏ شناسی

نواقص و کمبودها
روشندلی می‏نویسد: هنوز در مباحثی مانند تحصیل، اشتغال، ازدواج، مناسب‏سازی محیط شهری، دسترسی به منابع اجتماعی و تسهیلات عمومی راه زیادی در پیش داریم.
نظریه: مشکلات و نواقص فراوان است. افراد سالم اغلب کمبودهای فراوانی در زندگی دارند چه برسد به افراد غیرسالم که مشکلات آنان مضاعف است. اما راه کار چیست؟ اگر فقط به ذکر مشکلات بپردازیم، کاری حلّ نخواهد شد. راه کار اینست که تشکل ها به نمایندگی در جلسات سالانه نیازهای روشندلان را بررسی و موارد دارای اولویت را فهرست کنند و با انتشار بیانیه ای این نواقص را هم به سمع و نظر مسئولان نظام برسانند و هم جامعه را در جریان قرار دهند. نیز سالانه مطالبه کنند.
تهران و مشکلات شهری
تهران به عنوان یک شهر که از نظر شهرسازی فراوان به آن رسیده اند و به دلیل شهرداری فعال آن و نیز داشتن بودجه های کافی کمتر مشکل دارد. از دید روشندلان اینگونه توصیف شده است:
روز جهانی عصای سفید یا روز ایمنی نابینایان امسال در حالی فرا می‏رسد که امکانات پایتخت نشان می‏دهد مدیران شهری، نابینایان را از یاد برده‏اند و موجود زنده‏ای به نام شهر تهران که هر روز در حال رشد است برای نابینایان سال‏ها است جان باخته چون غیر از دردسرهای ترافیکی و خطرات گسترده، سهمی از این رشد شهر به آنها نرسیده است.
امسال که نگاهی به تقویم و نگاهی به شهر تهران می‏اندازیم، می‏بینیم ۲۳ مهرماه فرا رسیده و از نارسایی‏های فیزیکی محیط زندگی افراد نابینا ذره‏ای کم نشده است. این اتفاق ممکن است در شهرهای دیگر قابل تحمل‏تر باشد اما در کلان شهری مثل تهران که هر روز در حال تغییر و تحول است، بسیاری از نابینایان حتی قادر نیستند برای انجام کارهای روزمره خود از خانه خارج شوند. عملیات‏های عمرانی، کنده کاری‏های پی‏درپی، پستی و بلندی‏ها، چراغهای عابری که پس از گذشت سال‏ها هنوز صدایی از آنها به گوش نمی‏رسد، تقاطع‏هایی که هیچ نشانی ندارند، جوی‏های روباز و… مجال آسوده زیستن در این شهر را از نابینایان گرفته است. در این میان خسرو دانشجو که سخنگوی شورای اسلامی ‏شهر تهران و عضویت کمیسیون عمران را برعهده دارد علاقه‏ای به صحبت در مورد نقش شورای شهر و مدیریت شهری در مناسب‏سازی شهر برای نابینایان از خود نشان نمی‏دهد.
پیاده راه خیابان های ولی عصر(عج) و انقلاب به عنوان مثال توسط مسئولین شهری مطرح شده و گفته-اند: همانطور که مشاهده می‏کنید در این پیاده‏روها و در ایستگاه‏های اتوبوس و در برخی ساخت و سازهای شهری، بخشی از این مصوبات مربوط به روشندلان به مرحله اجرا درآمده است. اما مشکلات زیادی برای این عزیزان همچنان باقی است.
نایب رییس شورای اسلامی‏ شهر تهران یادآوری کرده که: در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه خدماتی که به معلولان و نابینایان داده می‏شود معادل افراد دیگر جامعه است و از این گفته خود نتیجه می‏گیرد: ما هم باید خود را با استانداردهای جهانی در این خصوص نزدیک کنیم، اگرچه هزینه زیادی در بر داشته باشد.
نابینایان بسیار کمتر از معلولان جسمی و حرکتی مورد توجه مدیران شهری قرار گرفته‏اند و به همین دلیل با هر کدام از مدیران شهرداری که در این مورد صحبت می‏شود، تنها پیاده‏روسازی خیابان های انقلاب و ولی عصر(عج) را مطرح می‏کنند. یکی از این افراد مهدی گلشنی است که معاونت آموزش و امور مناطق سازمان زیباسازی شهر تهران را بر عهده دارد: پیاده‏روسازی‏هایی که در راستای مناسب‏سازی مسیر برای کم توانان و نابینایان است شرایطی را برای آنها فراهم کرده تا بتوانند با کمترین امکانات آمد و شد کنند. این روند تبدیل به یک نهضت در پیاده‏روسازی در شهر تهران شده است که در آن محل مشخصی برای عبور نابینایان در نظر گرفته‏اند. در اجرای این طرح‏ها مصالح متفاوتی را در نظر گرفته شده که وقتی نابینایان به تقاطع‏ها نزدیک می‏شوند، این موقعیت را راحت‏تر و سریع‏تر احساس کنند و بتوانند امتداد مسیر مناسبی داشته باشند. همچنین همسطح سازی پیاده‏رو و سواره‏رو در معابر انقلاب و ولی عصر(عج) رفت و آمد نابینایان را ایمن و راحت‏تر کرده است.
گلشنی هرچه فکر می‏کند غیر از پیاده‏روسازی اقدام دیگری را به یاد نمی‏آورد که برای آسودگی نابینایان توسط مدیریت شهری انجام شده باشد، و این اتفاق خوبی در شهر تهران نیست. مسوولانی که بارها و بارها چشم خود را می‏بندند، ‏ای کاش یک بار هنگام رفت و آمد در این پایتخت شلوغ حتی برای یک لحظه چشم بر هم بگذارند تا وضعیت نابینایان را به‏اندازه همان یک لحظه احساس کنند، البته اگر مثل معاون شهرسازی شهردار تهران نتیجه عکس نگیرد. شریفی، زمانی که به تازگی در جایگاه معاونت شهرسازی شهرداری تهران قرار گرفته بود در همایش مناسب‏سازی شهر برای معلولان از سوی تعداد زیادی معلول و جانباز دوره شد و در پاسخ به اعتراض‏های آنها گفت: تمامی طول پیاده‏رو خیابان ولی عصر را با ویلچر پیموده‏ام و این پیاده‏رو برای عبور معلولان کاملاً مناسب است. یکی از معلولان سالمند با صدای بلند گفت: امکان ندارد آقای مهندس! احتمالاً ویلچر شما پرنده بوده است.
بررسی و نتیجه ‏گیری
در هر زمینه دیدگاه‏ها، نظریات و تحلیل‏های روشندلان و مسئولین مختلف آمد. البته تلاش شد چکیده‏ای از آراء مطرح شود. پس از بررسی و مطالعه این نظریات از منابع مختلف چند نکته مشخص می‏شود:
۱٫ این دیدگاه ها جامع نیست و راجع به بسیاری از موضوعات اساسی و بنیادی یا راهبردی، نظریه و تحلیلی نیست.
۲٫ کمتر به علل و ریشه‏یابی عوامل حوادث پرداخته‏اند و اغلب تحلیل‏ها سطحی است.
۳٫ در بیان خواسته ها و نیازها کمتر طبقه بندی، و اولویت سنجی به چشم می خورد.
۴٫ روشندلان عزیز هنوز از بیان واقعیت ها و دیدگاه ها گویا هراس دارند و حجم اظهارنظر آن ها کم است.
بهرحال روشندلان باید مسائل و نظریه ها و تحلیل های خود را مطرح و منتشر کنند. و تلاش نمایند سطح تحلیل‏ها را روز به روز جامع تر و عمیق تر نمایند.

دانلود فایل PDF کتاب
مراکز و کتابخانه های ویژه معلولین، همچنین افراد دارای معلولیت جهت دریافت رایگان نسخه کاغذی و چاپی یا نسخه صوتی و گویا آن می توانند با دفتر فرهنگ معلولین مکاتبه نمایند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *