کتاب نیایش معلولین: ادعیه امام سجاد(ع) در دشواری­ها و نیازها

 نیایش معلولین
ادعیه امام سجاد(ع) در دشواری ها و نیازها

تهیه شده در دفتر فرهنگ معلولین

شناسنامه
به کوشش: محمود صلواتی
ویرایش و آماده سازی: محمد نوری
امور فنی: علی نوری
تاریخ: آبان ماه ۱۳۹۰
ناشر: دفتر فرهنگ معلولین
ایران، قم، بلوار محمد امین، خیابان گلستان، کوچه۱۱، پلاک۴
تلفن: ۳۲۹۱۳۴۵۲-۰۲۵ فکس: ۳۲۹۱۳۵۵۲-۰۲۵
www.HandicapCenter.com
info@HandicapCenter.com
هرگونه برداشت و استفاده از کتاب، تنها با ذکر مأخذ و اجازه دفتر امکان پذیر است.

فهرست
مقدمه ۵
فصل نخست: آشنایی با امام سجاد(ع) ۹
محاسن اخلاقی ۱۱
رفتار با خانواده ۱۲
نیکى به پدر و مادر ۱۳
نیکى به همسایگان و مستخدم ها ۱۴
تواضع ۱۶
پرستش و نیایش ۱۷
آثار ماندگار ۲۱
عصر اجتماعی امام سجّاد(ع) ۲۲
شهادت ۲۵
فصل دوم: نیایش های حضرت سجاد(ع) ۲۷
نیایش هنگام دشوارى و اندوه ۲۸
پناه‏جویى از ناگوارى‏ها ۳۱
نیایش به هنگام بلا و بیمارى ۳۴
هنگام رفع گرفتارى ۳۶
هنگام غم و اندوه ۳۹
درخواست عافیت ۴۵
گناهکاری و رسوایی ۴۸
مطالبه رفع اندوه ۵۰
درخواست عافیت ۵۵
گرفتارى‏ها و از دست دادن کار ۶۰
مشکلات و فقدان اشتغال ۶۴
رفع گرفتارى ۶۷
مناجات نیازمندان ۶۹
خواسته‏ها و رهایى از گرفتارى ۷۲

مقدمه
نیایش و دعا نوعی گفتگوی انسان با معبود است؛ هر اندازه نزدیکی و تقرب آدمی به خالق بیشتر و خالصانه تر باشد، رابطه عاشقانه آنان قوی تر و تعامل آنان جذاب تر خواهد شد. در پرتو نیایش بسیاری از آلام و مشکلات روحی درمان خواهد شد. انسان در پناه ادعیه می‌تواند خود را تهذیب، پاکسازی و درون خود را از لوابس و کثافات روحی و تمایلات شیطانی پاک نماید.
فرهنگ نیایش به انسان می آموزاند چگونه بر ذات لایزال الهی تکیه کند، فقط متکی به او باشد و فقط از او درخواست داشته باشد؛ و از این طریق امراض روانی خود را به طور ریشه ای و اساسی درمان کند. امروزه پزشکان بسیاری از مشکلات جسمی و بیماری ها را از طریق تقویت روح و روان و با ایجاد امید و اراده در شخص درمان می نمایند. از اینرو معلولین بیش از دیگران به نیایش و فراگیری دعاهای صحیح و آموختن جوانب فرهنگ نیایش احتیاج دارند. برخی از معلولین به دلیل مشکلات جسمی ناخود آگاه به افسردگی و ده ها بیماری روانی دیگر مبتلا می شوند و گاه در سراشیبی انواع امراض روحی، جسم خود را بیش تر به آسیب‌های سخت دچار می نمایند.
اما بسیاری از معلولین با فراگیری فرهنگ نیایش، ارتباط سازنده با معبود برقرار کرده و با استعانت و استشفاء از خداوند و بزرگان دین، با بهره گیری از توسل و توکل روحیه پیدا می کنند. روحیه قوی آنان، در جسم آنان تأثیر می گذارد و بسیاری از آلام جسمی آنان درمان می گردد. در بین معصومین امام چهارم شیعیان، امام علی بن حسین(ع) ملقب به زین العابدین و سجاد، بیش از دیگران به نیایش و مناجات اهتمام داشت. میراث گران سنگ از ادعیه به نام صحیفه سجادیه از ایشان به ما رسیده است.
دفتر فرهنگ معلولین پس از اینکه درخواست های معلولین در مورد نیازشان به متون دعاهای متناسب با اقتضائات آنان رسید، به مطالعه و کارشناسی در این باره اقدام کرد. البته آنان این متون را به روش های بریل، گویا، الکترونیکی و کاغذی می خواهند. از سوی دیگر تاکنون مجموعه ای کامل و متناسب حال آنان عرضه نشده است. بالاخره با مراعات همه ملاحظات، دفتر حاضر آماده شد.
البته دفتر فرهنگ معلولین درصدد است مجموعه ای به نام فرهنگ نیایش و مناجات برای معلولین به روشهای مختلف عرضه و منتشر کند. این مجموعه شامل ادعیه معتبر که ناظر به بیماری های جسمی و روحی و استشفاء بیماران باشد؛ درد و دل و نجوای معلولین با معبود؛ زیارت معتبر معصومین(ع) و برخی حرزهای معتبر است.
این مجموعه شامل چند جلد خواهد شد و توسط حجه الاسلام والمسلمین آقای محمود صلواتی تدوین و آماده می‌گردد. ایشان در دهه ی اخیر در این زمینه کارهای ماندگاری عرضه کرده اند یکی از آثار ایشان که در سال۱۳۸۹به عنوان کتاب سال حوزه حائز رتبه اول شد، نهج العباده و شامل مجموعه ادعیه امام سجاد(ع) اعمّ از متون صحیفه سجادیه و متون پراکنده در دیگر منابع است.
عنوان این اثر را نیایش معلولین نهادیم؛ نه به این معنا که مضمون و محتوای همه ادعیه حتماً اختصاص به معلولان دارد بلکه به این دلیل که بیان نیازها، آلام و درد دل های معلولان است. زندگی معلولان سراسر رنج و دشواری است اما همه اینها را با توکل به خداوند و اتکاء بر توانایی های خود، تحمل می کنند و خود را راضی در پناه خداوند حس می نمایند. معلولان با زمزمه این نیایش ها به درمان روح و روان خود می پردازند.
این جلد شامل گزیده ای از ادعیه امام سجاد(ع) است که توسط آقای محمود صلواتی آماده شده است. در هر دعا نخست متن عربی سپس ترجمه آن آمده است. آقای صلواتی با شم شاعرانه و ادبی خود به ترجمه دعاها اقدام و تلاش نموده ترجمه ای دلنشین عرضه کند. از فرهیختگان و پژوهشگران استدعا داریم نقدهای این اثر را حتمأ برای ما ارسال کنند و ما را در این راه یاری نمایند.
محمد نوری

فصل نخست: آشنایی با امام سجاد(ع)
نیایش‌های این کتاب را شخصی نجوا کرده که شناخت زندگی و مصائب حیات او در درک این ادعیه بسیار مؤثر است. او در پانزدهم جمادى‏الاولى سال سى و شش یا سى و هشت هجرى ، در خانواده حسین بن على(ع) نوزادى به دنیا آمد که نام وى را هم نام پدر بزرگش «على» و کنیه‏اش را «اباالحسن» نهادند، که بعداً به خاطر کثرت عبادت و پارسایى «زین‏العابدین»، «سیّدالسّاجدین»، «ذوالثّفنات» و «سجّاد» لقب یافت .
برخى زین‏العابدین را فرزند بزرگ حسین بن على(ع) دانسته‏اند، امّا آنچه از بیشتر منابع تاریخى استفاده مى‏شود على‏اکبر شهید کربلا بزرگ‏ترین پسر خانواده بوده است و بر این اساس زین‏العابدین را على اوسط نامیده‏اند .
مادر آن بزرگوار بنابر مشهور شهربانو، دختر یزدگرد – آخرین پادشاه ساسانى – است که پس از فتح ایران به دست مسلمانان، اسیر و از ایران به مدینه برده شد، و با حمایت امیر مؤمنان(ع) آزاد و به همسرى حسین بن على(ع) درآمد و افتخار یافت که مادر امام زین‏العابدین(ع) و نُه امام معصوم از نسل وى باشد و به همین مناسبت امام سجاد(ع) را ابن الخیرتین مى‏نامیدند. علت این نامگذارى سخنى از پیامبر خدا است که فرمود: «در میان عرب، نسل قریش و در میان غیر عرب، فارسیان نمونه‏اند».
امام سجاد(ع) لاغر اندام، متوسط القامه و گندمگون بود و به خاطر مصیبت‏هاى کربلا و عبادت‏ها و سجده‏هاى طولانى هر چه از عمر آن حضرت مى‏گذشت لاغرتر مى‏شد تا آنگاه که به ملکوت اعلى پیوست. امام سجاد(ع) دو سال با جد بزرگوار خود امیر مؤمنان على(ع)، ده سال با عموى خود امام حسن(ع)، پس از آن ده سال در کنار پدر بزرگوار خود امام حسین(ع) زندگى کرد. مدت امامت وى سى و پنج سال و عمر شریف آن جناب به پنجاه و هفت سال رسید.
شکوه و جلال امام(ع) به گونه‏اى بود که همگان او را محترم می‌شمردند. شکوه و عظمت امام(ع) تا آنجا بود که جنایت پیشه خونخوار «مسلم بن عقبه» که در واقعه حرّه براى سرکوب مردم مدینه آمده بود، هنگامى که آن حضرت را مشاهده کرد بهت‏زده شد و لرزان به اطرافیانش گفت: زین العابدین سیماى انبیاء را دارد.

محاسن اخلاقی
امام سجّاد(ع) از اخلاق پسندیده و ویژگى‏هاى برجسته‏اى برخوردار بود. آرى او پرورش‏یافته خاندان وحى و ودیعه بزرگ الهى براى استمرار امامت بود.
در دوران کودکى پدر بزرگ بزرگوارش امیرالمؤمنین(ع) را درک کرده بود و در دوران نوجوانى در مکتب عموى بزرگوارش امام حسن مجتبى(ع) درس‏هایى از گذشت و فداکارى و صلاح‏اندیشى فرا گرفته بود. علامه مجلسی درباره او آورده است که: «روزى امام زین ‏العابدین(ع) مریض شد، امام حسین(ع) به دیدارش شتافت و با دلجویى گفت: پسرم چه میل دارى؟ امام سجّاد(ع) در پاسخ گفت: دوست دارم از کسانى باشم که آنچه را پروردگارم درباره من مصلحت بداند، بدان راضى باشم؛ امام حسین(ع) از شنیدن این کلمات شگفت‏زده شد و فرمود: مرحبا! تو همانند ابراهیم خلیل هستى آنگاه که جبرئیل عرض کرد: آیا از من حاجتى دارى؟ ابراهیم گفت: من کسى را بر پروردگارم مقدم نمى‏دارم، خداوند براى من کافى است و او نیکو سرپرستى است».
به راستى که امام سجاد(ع) نمونه‏اى برتر از کمالات ارزنده و ارزش‏هاى اخلاقى بود.

رفتار با خانواده
امام زین العابدین(ع) از مهربان‏ترین، نیکوکارترین و دلسوزترین افراد براى خانواده بود. هیچ امتیازى براى خود قائل نمى‏شد و براى کسب روزى حلال براى خانواده خود مى‏کوشید. از آن حضرت روایت است که فرمود: «اگر به بازار روم و مبلغى پول همراهم باشد و بدان براى خانواده خود – درحالى که اشتیاق به خوردن گوشت دارند – گوشتى بخرم، براى من محبوب‏تر از آن است که بنده‏اى را آزاد کنم».
همیشه صبح زود براى تأمین معاش از منزل خارج مى‏شد به ایشان عرض مى‏کردند به کجا تشریف مى‏برید؟ مى‏فرمود: «از راه حلال براى خانواده‏ام صدقه فراهم کنم، زیرا کسب حلال صدقه‏اى است از سوى خداوند براى آنان.» مانند کسانی نبود که توکل به خداوند را فقط در حرف می دانند و برای رفاه خود و خانواده اقدام عملی نمی‌کنند.
امام همواره در کارهاى خانه به خانواده کمک مى‏کرد و به کسى در کارهاى شخصى فرمان نمى‏داد. همچنان که در امور عبادى نفس خود را به زحمت مى‏انداخت.

نیکى به پدر و مادر
امام(ع) نسبت به پدر و مادر بسیار عشق مى‏ورزید و به آنان محبت مى‏کرد. در روایت است که «آن حضرت هیچ‏گاه با مادرش در یک کاسه غذا نخورد. برخى به وى گفتند: تو بهترین مردم هستى و از همه کس بیشتر صله رحم مى‏کنى، با این همه چرا با مادرت هم غذا نمى‏شوى؟ مى‏فرمود: مى‏ترسم که دستم جلوتر از او به سمت چیزى برود که چشم او پیش از من متوجه آن بوده است.»
روز عاشورا بنا بر مصلحت الهى براى امامت در بستر بیمارى افتاده بود، هنگامى که فریاد مظلومیت پدرش را مى‏شنود از عمه‏اش زینب، شمشیر و عصایى مطالبه مى‏کند که به عصا تکیه کند و با شمشیر از پدرش امام حسین(ع) دفاع کند، اما زینب، وى را از این کار بازمى‏دارد. پس از مرگ پدر نیز اقدام به پرداخت وام‏هاى پدر که به مستمندان و محرومان انفاق کرده بود مى‏کند، و علاوه بر همه اینها براى پدر و مادرش دست به دعا برمى‏دارد که از جمله دعاهاى آن حضرت در ارتباط با پدر و مادر، نیایش بیست و چهارم صحیفه سجادیّه است.

نیکى به همسایگان و مستخدم‌ها
امام(ع) با کسانى که براى او کار مى‏کردند و با کنیزان و غلامان خود بسیار مهربان بود، و حتى اگر فردى از آنان مرتکب اشتباهى مى‏شد وى را مورد مجازات قرار نمى‏داد.
امام(ع) غلامى داشت، روزى دو مرتبه وى را صدا کرد، ولى وى جواب نداد، امام(ع) براى بار سوم با لطف و مدارا به وى فرمود: «پسرم آیا صداى مرا نشنیدى؟» غلام گفت: چرا شنیدم، امام فرمود: پس چرا جواب ندادى؟ گفت: چون مى‏دانستم از مجازات درامانم! امام فرمود: «سپاس خدا را که برده مرا از من در امان قرار داده است».
امام صادق(ع) فرمود: «امام سجاد را عادت این بود که روزها را روزه‏دار بود و براى افطار دستور مى‏داد غذایى تهیه نمایند، سپس به هنگام افطار دستور مى‏فرمود ظرف‏هایى را آماده کنند و آنها را از غذا پر کنند و براى همسایگان و مستمندان مى‏فرستاد، آنگاه آن حضرت خود با غذاى ساده‏اى افطار مى‏فرمود».
محمّد بن اسامه مریض شده بود، امام(ع) به عیادت او رفت وقتى کنار بستر وى نشست، محمّد شروع به گریستن کرد، امام فرمود: «چرا گریه مى‏کنى؟ محمّد گفت: وامى دارم.
امام: چه مقدار وام دارى؟
محمّد: پانزده هزار دینار.
امام: من قبول مى‏کنم.
آن حضرت از مجلس برنخواست مگر آنکه آن مبلغ را پرداخت و اندوه وى را برطرف ساخت».
روایت شده است که امام(ع) هنگام اعطاى صدقه آن را مى‏بوسید و سپس به سائل مى‏داد، برخى پرسیدند براى چه این کار را مى‏کنید؟ حضرت فرمود: «صدقه پیش از آنکه به دست مستحق برسد در دست خداوند قرار مى‏گیرد، من به دست پروردگارم بوسه مى‏زنم».
امام سجاد(ع) در زندگى دو مرتبه اموالش را با فقرا تقسیم کرد، نیمى را براى خود نگاه داشت و نیمى را به نیازمندان بخشید.

تواضع
از جمله ویژگى‏هاى امام سجّاد(ع) تواضع و فروتنى آن حضرت بود، هر وقت از راهى مى‏گذشت و ملاحظه مى‏فرمود که سنگ یا کلوخ و مانع دیگرى باعث ناراحتى رهگذران مى‏شود، از مرکب پیاده مى‏شد و با دست مبارک آن را از سر راه دور مى‏کرد ، و هنگامى که سوار استر بر راهى عبور مى‏کرد به کسى نمى‏گفت: «کنار برو» مى‏فرمود: «راه مال همه است و من حق ندارم کسى را از راه کنار بزنم».
آن حضرت هنگامى که قصد مسافرت داشت با کسانى سفر مى‏کرد که وى را نشناسند، تا خود شخصاً به کارهاى خود بپردازد، یک بار با گروهى مسافرت کرد که او را نمى‏شناختند، در آن میان مردى وى را شناخت و فریاد برآورد که این على بن حسین(ع) است! افراد کاروان با شنیدن این سخن همه به سوى امام(ع) دویدند و دست و پاى آن حضرت را بوسیده و عرض کردند: پسر پیامبر!
آیا مى‏خواهید ما را در آتش دوزخ بسوزانید؟ چه چیز باعث شد که شما خودتان را معرفى نفرمایید؟ امام فرمود:
«زمانى با جمعى مسافرت کردم که مرا مى‏شناختند، آنان براى خوشنودى رسول خدا(ص) بیش از آنچه مستحق بودم به من محبت و مهربانى کردند، از این رو من ترسیدم که شما نیز مانند آنها رفتار کنید، از این جهت مخفى داشتن حال خود را دوست‏تر داشتم».

پرستش و نیایش
از دیگر ویژگى‏هاى برجسته امام سجاد(ع) نمازها و سجده‏هاى طولانى و راز و نیازهاى عاشقانه آن حضرت است تا جایى که در بین دیگر پیشوایان دین به «زیباترین روح پرستنده» و «سرور هر سجده ‏کننده» شناخته شد، از امام باقر(ع) روایت است که فرمود: «پدرم هیچ نعمتى را بیاد نمى‏آورد، مگر اینکه با یاد کردن آن به درگاه خداوند سجده مى‏برد هنگام تلاوت قرآن چون به آیات سجده مى‏رسید، هنگام احتمال خطر و رخداد ناگوار، آنگاه که نمازهایش را به پایان مى‏برد و هرگاه که موفق به خدمت یا انجام اصلاح بین دو مؤمن مى‏شد سر به سجده مى‏نهاد و خدا را سپاس مى‏گفت.»
سجده‏ها و عبادت‏هاى امام سجاد(ع) نه از روى تقلید بود و نه به خاطر طمع بهشت و ترس از دوزخ بلکه همان‏گونه که خود توصیف فرمود: خدا را سزاوار پرستش یافته بود و شیفته جمال و جلال ذات ربوبى گشته بود؛ از این رو به خدمتش کمر بسته و بر آستانش سر تسلیم مى‏سایید. چنانکه خود فرمود:
«همانا گروهى خدا را از روى ترس عبادت مى‏کنند و این عبادت
بردگان است، و گروهى به خاطر پاداش عبادت مى‏کنند و این عبادت بازرگانان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى عبادت مى‏کنند و این عبادت آزادگان است.»
امام(ع) هنگام وضو گرفتن و آنگاه که براى نماز آماده مى‏شد رنگ مبارکش دگرگون مى‏شد. کسانى گفتند اى فرزند پیامبر خدا این چه حالت است که شما را فرا مى‏گیرد؟ حضرت فرمود:
«آیا مى‏دانید که به دیدار چه کسى مى‏روم»؟!
و آنگاه که به نماز مى‏ایستاد بدن مبارکش مى‏لرزید. علت را جویا شدند، فرمود: «آیا مى‏دانید در حضور چه کسى مى‏ایستم و با چه کسى راز و نیاز مى‏کنم»؟!
امام باقر(ع) خضوع و خشوع پدر را به هنگام اقامه نماز این‏گونه بیان مى‏کند: «على بن الحسین هنگامى که به نماز مى‏ایستاد گویى که ساقه درختى است که هیچ حرکتى نداشت، مگر اینکه باد شاخه‏اى از آن را به حرکت آورد».
ابوحمزه ثمالى که یکى از شیعیان زبده و از یاران ویژه امام سجاد(ع) است روایت مى‏کند که آن حضرت را در حال اقامه نماز دیدم که ردا از روى شانه‏هایش افتاده بود و بى‏توجه بدان نماز را به پایان برد، به آن حضرت عرض کردم: اى فرزند پیامبر خدا چرا رداى خود را درست نکردید؟ فرمود:
«واى بر تو! آیا نمى‏دانى در حضور چه کسى بودم؟ از نماز بنده آن
مقدار مقبول است که با حضور قلب خوانده شود».
امام(ع) علاوه بر نماز و مناجات و راز و نیاز با خدا به روزه و حج و سایر اعمال و مناسک نیز بسیار اهتمام مى‏ورزید. از یکى از کنیزان آن حضرت نقل است که گفت: من هرگز در طول روز غذایى براى آن حضرت نیاوردم، او روزه را دوست مى‏داشت و دیگران را به روزه‏دارى تشویق مى‏کرد و مى‏فرمود: «همانا خداى متعال و همه فرشتگان به روزه‏داران نظر دارند».
آن حضرت زیارت خانه خدا را بسیار دوست مى‏داشت و از هر فرصت مناسب براى رفتن به حج و طواف خانه خدا استفاده مى‏کرد. درروایتى آمده که آن حضرت بیست و پنج مرتبه با پاى پیاده به حج مشرف شد. از مالک روایت است که گفت: امام زین‏العابدین(ع) وقتى مى‏خواست تلبیه بگوید از خود بى خود مى‏شد و حالت اضطراب او را فرا مى‏گرفت، عرض کردند چرا تلبیه نمى‏گویید؟ مى‏فرمود: «مى‏ترسم هنگامى که بگویم لبّیک؛ به من گفته شود: لا لبّیک»!

آثار ماندگار
از امام سجاد(ع) آثار ارزشمند و گرانسنگى به یادگار مانده است که یادآور مى‏شویم.
۱٫ صحیفه سجادیه: صحیفه سجادیّه از گنجینه‏هاى گرانسنگ میراث اسلامى و از منابع ارزشمند، فصاحت و بلاغت، اخلاق و تربیت، و دعا و عبادت جهان اسلام است که به «اخت القرآن» «انجیل اهل بیت» و «زبور آل محمّد» شناخته شده است.
این کتاب شامل ۵۴ دعاست که تاکنون بارها به چاپ رسیده و ترجمه‏هاى متنوع و ارزشمند از آن شده و شرح‏هاى گوناگون از ابعاد مختلف بر آن نوشته شده است.
۲٫ رساله الحقوق: از آثار بى‏بدیل و گرانسنگ امام سجاد(ع) رساله الحقوق آن حضرت است که در زمان خودکامگى بنى‏امیه و حاکمیت استبدادى اشخاص بر جامعه نگاشته شده و بر حقوق متقابل افراد نسبت به یکدیگر انگشت نهاده است.
این رساله را عالم بزرگوار ثقه الاسلام «ثابت ابن ابى صفیّه» معروف به ابوحمزه ثمالى که از شاگردان آن حضرت بود روایت کرده است و محدث بزرگوار شیخ صدوق و ثقه الاسلام محمّد بن یعقوب کلینى، و حسن بن على بن حسین بن شعبه حرّانى در کتاب تحف العقول به سند خویش از وى نقل کرده‏اند و تاکنون شرح‏هاى گرانسنگى بر آن نوشته شده است که مى‏توان به آنها مراجعه نمود.
۳٫ دیگر مناجات‏ها و دعاهاى امام سجاد(ع): علاوه بر صحیفه کامله سجّادیه و رساله حقوق آن حضرت و روایات و احادیثى که از آن بزرگوار توسط اصحاب و شاگردانش روایت شده و در کتب روایت و حدیث آمده است، شمارى دیگر از ادعیه و مناجات‏هاى آن حضرت در کتاب‏هاى مختلف آمده که در صحیفه سجادیه نیست و هم‏اینک بخشى از آنها در این کتاب گردآورى شده است.

عصر اجتماعی امام سجّاد(ع)
دوران امامت امام سجّاد(ع) را باید تاریک‏ترین دوران گسیختگى اعتقادات مذهبى مردم و فرو ریختن باورهاى دینى جامعه به شمار آورد.
حکومت ستمگرانه بنى امیه که با حاکمیت یزید، جامه تزویر و ریا بر تن دریده بود، با به شهادت رساندن امام حسین(ع) و یاران وفادارش و هجوم به مدینه منوره و کشتار اصحاب پیامبر(ص) در واقعه حرّه، وحشت‏بارترین چهره خشونت دینى را در برابر مردم به نمایش گذاشت و این خشونت دینى، زمینه دین‏گریزى را در جامعه پدیدار ساخته بود، استبداد بنى امیه که متأسفانه به نام خلافت رسول خدا(ص) بر مردم اعمال مى‏شد، نه تنها مردم مکه و مدینه را از دین گریزان ساخته بود، بلکه گستره بى‏اعتمادى به دستورات اسلام سرتاسر قلمرو اسلامى را دربر گرفته بود.
امام(ع) در زمان امامت خود تلاش مى‏کرد عرفان حقیقى و معنویت را در جامعه رواج دهد و با زبان نیایش وجدان انسان‏ها را از فرو مردن و اراده آنان را از فروریختن نگه‏دارد و شخصیت اسلامى و کرامت انسانى مسلمانان را براى مقابله با انحراف حاکمان تقویت کند.
امام(ع) هر هفته در روزهاى جمعه براى مردم سخن مى‏گفت و قطعه‏هایى از نیایش‏ها و مناجات‏هاى خود را براى آنان مى‏خواند و در این قالب، نکات آموزنده و سازنده فراوانى را براى شنوندگان برمى‏شمرد و در آن جوّ خفقان و اختناق، نگرانى‏هاى خویش را از نابسامانى‏هاى جامعه بازگو مى‏کرد و بدین‏گونه مسئولیت رهبرى خود را متناسب با حرکت تکاملى جامعه دینى به انجام مى‏رسانید و از این رهگذر، بزرگ‏ترین اثر تربیتى خویش، یعنى کتاب شریف صحیفه سجادیّه و دیگر مناجات‏ها و ادعیه خود را براى آیندگان به میراث نهاد.
امام(ع) از یک سو نیازهاى مالى و گرفتارى‏هاى اقتصادى شیعیان که مغضوب حکومت واقع مى‏شدند را برطرف مى‏کرد و به گونه‏اى که دیگران متوجه نشود به آنان کمک مى‏کرد. و از سوى دیگر عالمان و دانشمندانى را که با دستگاه اموى همکارى مى‏کردند و دین خود را به متاع چند روزه دنیا مى‏فروختند مورد عتاب و خطاب قرار مى‏داد.
محمّد بن مسلم بن شهاب زهرى، از کسانى است که سر بر آستان خلفاى مروانى ساییده و با دانش خویش توجیه‏گر مظالم بنى امیه است و امام(ع) در نامه‏اى که به وى مى‏نگارد، به شدت عمل وى را مورد نکوهش قرار مى‏دهد؛ در بخشى از این نامه هشدارگر و بیدارکننده آمده است:
«نعمت‏هاى خداوند بر دوش تو سنگینى مى‏کند، سلامتى بدن، پایدارى عمر، برخوردارى از دانش قرآنى و فقاهت دینى، شناخت سنّت محمّد(ص)؛ خداوند در هر نعمتى که به تو عطا کرده و هر حجتى که بر تو تمام گردانیده، تکلیفى بر تو نهاده است… گمان نکنى که خداوند از مانند تویى عذر و بهانه بپذیرد و به تقصیر و کوتاهى تو رضایت دهد… خداوند در قرآن از عالمان پیمان گرفته که حقایق دین را به مردم بازگویند و آنها را پنهان نکنند. آگاه باش که کمترین مرحله کتمان حق این است که ستمگران را در تنهایى و وحشت ظلمشان، انیس و همدم شوى و با نزدیک شدن به ایشان راه تجاوز و ستم به مردم را بر آنان هموار گردانى… .

شهادت
امام سجّاد(ع) اسوه شکیبایى و پرهیزگارى و عبودیت و بندگى، پس از ایفاى وظیفه رهبرى جامعه و پاسدارى از تشکّل شیعى در سخت‏ترین ادوار سیاسى اجتماعى، در سال ۹۵ق در مدینه منوره به لقاى پروردگار و وصال معبود شتافت. تاریخ وفات آن حضرت را سال ۹۴ ، ۹۵ و ۹۶ ق نوشته‏اند اما معتبرترین نقل مربوط به سال ۹۵ق است. بنابراین اگر نقل مشهور را در سال ولادت و نیز رحلت آن حضرت سال «۳۸ق» و «۹۵ق» قرار دهیم، عمر شریف آن بزرگوار هنگام وفات ۵۷ سال بوده، که ۳۴ سال آن به دوران امامت آن حضرت اختصاص داشته است.
درباره روز و ماه رحلت آن حضرت چنانچه کفعمى در مصباح نوشته، روز شنبه بیست و دوم محرم الحرام سال نود و پنجم با زهرى که به دستور هشام بن عبدالملک بدان حضرت خوراندند، بوده است.
شخصیت حضرت الگوی مناسبی برای اقتداء است و هر جنبه و بُعد از زندگی ایشان قابل پیروی است.

فصل دوم: نیایش های حضرت سجاد(ع)
إِذَا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّهٌ، أَوْ نَزَلَتْ بِهِ مُلِمَّهٌ وَ عِنْدَ الْکَرْبِ
۱٫ یَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ، وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الَْمخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.
۲٫ ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ. فَهِیَ بِمَشِیَّتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُؤتَمِرَهٌ، وَ بِإِرَادَتِکَ دُونَ نَهْیِکَ مُنْزَجِرَهٌ.
۳٫ أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِی الْمُلِمَّاتِ، لَا یَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا یَنْکَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا کَشَفْتَ.
۴٫ وَ قَدْ نَزَلَ بِی یَا رَبِّ مَا قَدْ تَکَأَّدَنِی ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِی مَا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ. وَ بِقُدْرَتِکَ أَوْرَدْتَهُ عَلَیَّ وَ بِسُلْطَانِکَ وَجَّهْتَهُ إِلَیَّ. فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُیَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ.
۵٫ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِی یَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِکَ، وَ اکْسِرْ عَنِّی سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِکَ، وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النَّظَرِ فِیَما شَکَوْتُ، وَ أَذِقْنِی حَلَاوَهَ الصُّنْعِ فِیَما سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَ فَرَجاً هَنِیئاً، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ عِنْدِک مَخْرَجاً وَحِیّاً.
۶٫ وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالِاهْتَِمامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِکَ. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِی یَا رَبِّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَیَّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ،
۷٫ فَافْعَلْ بِی ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْکَ، یَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ.

نیایش هنگام دشوارى و اندوه
(دعاى آن حضرت(ع) است هنگامى که براى وى، مشکل یا حادثه‏اى پیش مى‏آمد و به هنگام اندوه)
۱٫ اى خدایى که گره‏هاى اندوه به دستت گشوده مى‏گردد، اى آن‏که دشوارى‏ها با یادت آسان مى‏شود، اى آن‏که رهایى از گرفتارى را از تو مى‏خواهند،
۲٫ به نیرویت کارهاىِ دشوار هموار مى‏گردد، به لطفت اسباب کارها فراهم مى‏آید، و به قدرتت قضا روان مى‏شود، همه چیز بر وفق اراده‏ات پدید آمده است، هر چیز به اراده‏ات پدیدار است بى آنکه بگویى، به خواستت نافرجام است بى آنکه بازدارى.
۳٫ تویى که در دشوارى‏ها فراخوانده مى‏شوى، تویى که در سختى‏ها پناهگاهى، هیچ بلایى نرود جز آن‏که تواش رانى و هیچ اندوهى برنخیزد جز آن‏که تو بر دارى.
۴٫ پروردگارا! بر من حادثه‏اى رسیده که سنگینى‏اش مرا از پاى در آورده و به رنجى گرفتار شده‏ام که مرا درمانده گردانده، و آن را تو به قدرتت بر من روان کرده و به سلطه‏ات به من رسانده‏اى، و آنچه را رسانده‏اى، کس بازگرداندن نتواند؛ و آنچه را روان داشته‏اى، کس منصرف کردن نتواند؛ گرهى را که تو بسته‏اى، کس گشادن نتواند
و درى را که تو گشوده‏اى، کس بستن نتواند؛ آنچه را تو دشوار کرده‏اى آسان کننده‏اش نمى‏باشد، و کسى را که خوار کرده‏اى کس عزیز نگرداند.
۵٫ پس بر محمّد و خاندانش درود فرست اى پروردگار من! و به فضلت درِ آسایش بر من بگشا، و به یارى‏ات سلطه اندوه از من بزداى، در آنچه زبان به شکایت گشوده‏ام، به نگاهى خوش بنگر و در آنچه درخواست کرده‏ام، به کامم شیرینىِ اجابت آور؛ رحمت و گشایشى خوشگوار از سوى خویش ارزانى‏ام دار، و برایم راه رهایى را نما هموار.
۶٫ [پروردگارا!] چنان مکن که به خاطر محنت و اندوه، از انجام واجبات و مستحباتت فرو مانم، که من در برابر این حادثه ناگوار سخت ناتوانم، و از آنچه بر من فرود آمده بسیار غمبارم، بارخدایا! تنها تویى که مى‏توانى این اندوه را از میان بردارى، و رنجى را که بدان گرفتار آمده‏ام، برطرف سازى؛
۷٫ پس مرا از این اندوه – گرچه شایسته آن نمى‏باشم- وارهان، اى عرشِ شکوهمند را خدایگان!

الإسْتِعَاذَهِ مِنَ المَکَارِهِ، وَ سَیِّئِ الأَخلاق
۱٫ اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَیَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَهِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَهِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّهِ الْقَنَاعَهِ، وَ شَکَاسَهِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَهِ، وَ مَلَکَهِ الْحَمِیَّهِ
۲٫ وَ مُتَابَعَهِ الْهَوَى، وَ مُخَالَفَهِ الْهُدَى، وَ سِنَهِ الْغَفْلَهِ، وَ تَعَاطِی الْکُلْفَهِ، وَ إِیثَارِ الْبَاطِلِ عَلَى الْحَقِّ، وَ الْإِصْرَارِ عَلَى الْمَأْثَمِ، وَ اسْتِصْغَارِ الْمَعْصِیَهِ، وَ اسْتِکْبَارِ الطَّاعَهِ.
۳٫ وَ مُبَاهَاهِ الْمُکْثِرِینَ، وَ الْإِزْرَاءِ بِالْمُقِلِّینَ، وَ سُوءِ الْوِلَایَهِ لِمَنْ تَحْتَ أَیْدِینَا، وَ تَرْک الشُّکْرِ لِمَنِ اصْطَنَعَ الْعَارِفَهَ عِنْدَنَا أَوْ أَنْ نَعْضُدَ ظَالِماً، أَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً، أَوْ نَرُومَ مَا لَیْسَ لَنَا بِحَقٍّ، أَوْ نَقُولَ فِی الْعِلْمِ بِغَیْرِ عِلْمٍ.
۴٫ وَ نَعُوذُ بِکَ أَنْ نَنْطَوِیَ عَلَى غِشِّ أَحَدٍ، وَ أَنْ نُعْجِبَ بِأَعْمَالِنَا، وَ نَمُدَّ فِی آمَالِنَا.
۵٫ وَ نَعُوذُ بِکَ مِنْ سُوءِ السَّرِیرَهِ، وَ احْتِقَارِ الصَّغِیرَهِ، وَ أَنْ یَسْتَحْوِذَ عَلَیْنَا الشَّیْطَانُ، أَوْ یَنْکُبَنَا الزَّمَانُ، أَوْ یَتَهَضَّمَنَا السُّلْطَانُ.
۶٫ وَ نَعُوذُ بِکَ مِنْ تَنَاوُلِ الْإِسرَافِ، وَ مِنْ فِقْدَانِ الْکَفَافِ
۷٫ وَ نَعُوذُ بِکَ مِنْ شَمَاتَهِ الْأَعْدَاءِ، وَ مِنَ الْفَقْرِ إِلَى الْأَکْفَاءِ، وَ مِنْ مَعِیشَهٍ فِی شِدَّهٍ، وَ مِیتَهٍ عَلَى غَیْرِ عُدَّهٍ.
۸٫ وَ نَعُوذُ بِکَ مِنَ الْحَسْرَهِ الْعُظْمَى، وَ الْمُصِیبَهِ الْکُبْرَى، وَ أَشْقَى الشَّقَاءِ، وَ سُوءِ الْمآبِ، وَ حِرْمَانِ الثَّوَابِ، وَ حُلُولِ الْعِقَابِ.
۹٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِذْنِی مِنْ کُلِّ ذَلِکَ بِرَحْمَتِکَ وَ جَمِیعَ الْمُؤمِنِینَ وَ الْمُؤمِنَاتِ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

پناه‏جویى از ناگوارى‏ها
(دعاى آن حضرت(ع) است در پناه بردن به خدا از ناگوارى‏ها و بدخویى‏ها و کارهاى نکوهیده)
۱٫ بارخدایا! از شورِ آزمندى، سوزِ خشم‏آلودى، سلطه رشک برى، سستىِ شکیبایى، کمى قناعت، بدى طینت، اصرار بر شهوت و چیرگىِ عصبیت، به تو پناه مى‏جویم.
۲٫ [بارخدایا!] از پیروىِ هوا، مخالفت با راهنما، فرو رفتن در غفلت، انجامِ کارهاىِ فراتر از طاقت، برترى دادن باطل بر حقیقت، پافشارى بر گناه، کوچک شمردن معصیت و بزرگ شمردن طاعت، به تو پناه مى‏جویم.
۳٫ [بارخدایا!] از به خود بالیدن ثروتمندان، خوار شمردن تهیدستان، بدرفتارى با زیردستان، و ناسپاسى در حقّ احسان کنندگان، به تو پناه مى‏جویم. به تو پناه مى‏جوییم از این‏که ستمگرى را یارى دهیم، یا ستمدیده‏اى را خوار گردانیم، یا چیزى را که حق ما نیست بخواهیم، یا در دانش از روى بى‏دانشى سخن گوییم.
۴٫ [خداوندا!] به تو پناه مى‏جوییم از اینکه در دل خیالِ فریبِ کسى را بپروریم، و اعمالمان را بزرگ شماریم یا به آرزوهاى دراز گرفتار آییم.
۵٫ به تو پناه مى‏جوییم از بدىِ باطن، از حقیر شمردنِ گناهانِ کوچک، از چیرگى شیطان، از پیروزى دوران، و از ستم‏ورزىِ سلطان.
۶٫ به تو پناه مى‏جوییم از مصرفِ بیش از اندازه، و از نیافتن روزى به اندازه.
۷٫ به تو پناه مى‏جوییم از شماتت دشمنان، از نیازمندى به همانندان، از زندگى در سختى، و از مردن بدون آمادگى.
۸٫ به تو پناه مى‏جویم از حسرت سترگ، و از مصیبت بزرگ، و پلیدترین شوربختى، و فرجام ناگوار، و محروم شدن از ثواب، و فرارسیدن عقاب.
۹٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و به رحمتت مرا و همه مردان و زنان باایمان را از آنچه گفته شد پناه ده، اى مهربان‏ترین مهربانان.

إِذَا مَرِضَ أَوْ نَزَلَ بِهِ کَرْبٌ أَوْ بَلِیَّهٌ
۱٫ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا لَمْ أَزَلْ أَتَصَرَّفُ فِیهِ مِنْ سَلَامَهِ بَدَنِی، وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا أَحْدَثْتَ بِی مِنْ عِلَّهٍ فِی جَسَدِی.
۲٫ فَمَا أَدْرِی، یَا إِلَهِی، أَیُّ الْحَالَیْنِ أَحَقُّ بِالشُّکْرِ لَکَ، وَ أَیُّ الْوَقْتَیْنِ أَوْلَى بِالْحَمْدِ لَکَ أَوَقْتُ الصِّحَّهِ الَّتِی هَنَّأْتَنِی فِیهَا طَیِّبَاتِ رِزْقِکَ، وَ نَشَّطْتَنِی بِهَا لِابْتِغَاءِ مَرْضَاتِکَ وَ فَضْلِکَ، وَ قَوَّیْتَنِی مَعَهَا عَلَى مَا وَفَّقْتَنِی لَهُ مِنْ طَاعَتِکَ أَمْ وَقْتُ الْعِلَّهِ الَّتِی مَحَّصْتَنِی بِهَا، وَ النِّعَمِ الَّتِی أَتْحَفْتَنِی بِهَا، تَخْفِیفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَیَّ ظَهْرِی مِنَ الْخَطِیئَاتِ، وَ تَطْهِیراً لِمَا انْغَمَسْتُ فِیهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ، وَ تَنْبِیهاً لِتَنَاوُلِ التَّوْبَهِ، وَ تَذْکِیراً لَِمحْوِ الْحَوْبَهِ بِقَدِیمِ النِّعْمَهِ
۳٫ وَ فِی خِلَالِ ذَلِکَ مَا کَتَبَ لِیَ الْکَاتِبَانِ مِنْ زَکِیِّ الْأَعْمَالِ، مَا لَا قَلْبٌ فَکَّرَ فِیهِ، وَ لَا لِسَانٌ نَطَقَ بِهِ، وَ لَا جَارِحَهٌ تَکَلَّفَتْهُ، بَلْ إِفْضَالًا مِنْکَ عَلَیَّ، وَ إِحْسَاناً مِنْ صَنِیعِکَ إِلَیَّ.
۴٫ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَبِّبْ إِلَیَّ مَا رَضِیتَ لِی، وَ یَسِّرْ لِی مَا أَحْلَلْتَ بِی، وَ طَهِّرْنِی مِنْ دَنَسِ مَا أَسْلَفْتُ، وَ امْحُ عَنِّی شَرَّ مَا قَدَّمْتُ، وَ أَوْجِدْنِی حَلَاوَهَ الْعَافِیَهِ، وَ أَذِقْنِی بَرْدَ السَّلَامَهِ.
۵٫ وَ اجْعَلْ مَخْرَجِی عَنْ عِلَّتِی إِلَى عَفْوِک، وَ مُتَحَوَّلِی عَنْ صَرْعَتِی إِلَى تَجَاوُزِک، وَ خَلَاصِی مِنْ کَرْبِی إِلَى رَوْحِکَ، وَ سَلَامَتِی مِنْ هَذِهِ الشِّدَّهِ إِلَى فَرَجِکَ إِنَّکَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْإِحْسَانِ، الْمُتَطَوِّلُ بِالِامْتِنَانِ، الْوَهَّابُ الْکَرِیمُ، ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ.

نیایش به هنگام بلا و بیمارى
(دعاى آن حضرت(ع) است به هنگام بیمارى و بلا و محنت)
۱٫ خداوندا! سپاس تو را بر آن مایه تندرستى که همواره از آن برخوردارم، و سپاس تو را بدین بیمارى که پدید آورده‏اى در پیکرم.
۲٫ و من نمى‏دانم خداوندا! در کدامین یک از این دو حال سزاوارتر است که سپاست گزارم و در کدامین یک از دو وقت، شایسته‏تر است ستایشت کنم؟ آیا هنگام تندرستى که در آن روزى‏هاى پاکیزه‏ات را بر من گوارا مى‏ساختى، و در طلبِ خشنودى و احسانت به تلاش وا مى‏داشتى، و براى فرمانبردارى‏ات توفیق مى‏دادى و توان مى‏بخشیدى؛ یا اکنون که بیمارم و مرا بدین بیمارى آزموده‏اى، و نعمت بیمارى را ارزانى‏ام داشته‏اى تا بارِ گناهانى که بر پشتم سنگینى مى‏کند، سبک گردانى و از خطاهایى که در آن فرو رفته‏ام پاکیزه‏ام سازى، و به توبه هشدارم دهى، و با یاد کردِ نعمت پیشین گناهانم را ببخشایى؟
۳٫ [بارخدایا!] در خلال این بیمارى، بسا کارهاى نیکى را که آن دو فرشته نویسنده در نامه کردارم نوشته‏اند، کارهایى که نه خاطرى بدان اندیشیده، نه زبانى بدان گویا گشته، و نه اندامى در انجامش به زحمت افتاده، بلکه همه اینها فضل و بخششت در حقّ من بوده، و لطف و احسانت بوده که مرا نواخته.
۴٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و برایم آنچه را پسندیده‏اى بیاراى، و آنچه را خواسته‏اى آسان فرماى، و آلودگى‏هاى پیشینم را بزداى، و کارهاى ناپسندِ گذشته‏ام را ببخشاى، و شیرینى عافیت را به من رسان، و گوارایى سلامت را به من چشان.
۵٫ و بهبودى از این بیمارى‏ام را با بخشایشت، و برخاستن از بسترم را با گذشتت، و رهایى از اندوهم را با رحمتت، و رهایى از این محنت را با گشایشت، قرین گردان. بى‏گمان این تویى که بى‏استحقاق مى‏بخشى، و نعمت‏هاى بى‏شمار مى‏دهى؛ تو گشاده‏دستى هستى بلند اقتدار، و قدرتمندى بزرگوار.

إِذَا دُفِعَ عَنْهُ مَا یَحذَرُ أَوْ عُجِّلَ لَهُ مَطْلَبُهُ
۱٫ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى حُسْنِ قَضَائِکَ، وَ بِمَا صَرَفْتَ عَنِّی مِنْ بَلَائِکَ، فَلَا تَجْعَلْ حَظِّی مِنْ رَحْمَتِکَ مَا عَجَّلْتَ لِی مِنْ عَافِیَتِکَ فَأَکُونَ قَدْ شَقِیتُ بِمَا أَحْبَبْتُ وَ سَعِدَ غَیْرِی بِمَا کَرِهْتُ.
۲٫ وَ إِنْ یَکُنْ مَا ظَلِلْتُ فِیهِ أَوْ بِتُّ فِیهِ مِنْ هَذِهِ الْعَافِیَهِ بَیْنَ یَدَیْ بَلَاءٍ لَا یَنْقَطِعُ وَ وِزْرٍ لَا یَرْتَفِعُ فَقَدِّمْ لِی مَا أَخَّرْتَ، وَ أَخِّرْ عَنِّی مَا قَدَّمْتَ. فَغَیْرُ کَثِیرٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْفَنَاءُ، وَ غَیْرُ قَلِیلٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْبَقَاءُ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.

هنگام رفع گرفتارى
(دعاى آن حضرت(ع) است هنگامى که حادثه‏اى از وى، دور یا خواسته وى بر آورده مى‏شد)
۱٫ خداوندا! سپاست باد بر آن نیکى که بهره‏ام ساخته‏اى، و آن بلا که از من باز گردانده‏اى؛ چنان مباد که این بهره که اکنون ارزانى‏ام داشته‏اى همه بهره من از رحمتت باشد، تا آنچه دوست مى‏داشته‏ام سبب شقاوت من گردد، و دیگرى بدانچه ناخوشانید من بوده به سعادت رسد.
۲٫ خدوندا! اگر این عافیت که بهره‏ام کرده‏اى و من شب و روزم را در آن به سر مى‏برم، درآمد بلایى باشد پایدار، و گرفتارى‏اى ماندگار، آنچه را برایم واپس داشته‏اى پیش آر، و آنچه را پیش افکنده‏اى واپس دار؛ زیرا چیزى که انجامش تباهى است، اندک است و چیزى که فرجامش همیشگى است بسیار. و درود بر محمّد و خاندانش باد.

إِذَا أحَزَنَهُ أَمْرٌ وَ أَهَمَّتْهُ الْخَطَایَا
۱٫ اللَّهُمَّ یَا کَافِیَ الْفَرْدِ الضَّعِیفِ، وَ وَاقِیَ الْأَمْرِ الَْمخُوفِ، أَفْرَدَتْنِی الْخَطَایَا فَلَا صَاحِبَ مَعِی، وَ ضَعُفْتُ عَنْ غَضَبِکَ فَلَا مُؤیِّدَ لِی، وَ أَشْرَفْتُ عَلَى خَوْفِ لِقَائِکَ فَلَا مُسَکِّنَ لِرَوْعَتِی وَ مَنْ یُؤمِنُنِی مِنْکَ وَ أَنْتَ أَخَفْتَنِی، وَ مَنْ یُسَاعِدُنِی وَ أَنْتَ أَفْرَدْتَنِی، وَ مَنْ یُقَوِّینِی وَ أَنْتَ أَضْعَفْتَنِی.
۲٫ لَا یُجِیرُ یَا إِلَهِی، إِلَّا رَبٌّ عَلَى مَرْبُوبٍ، وَ لَا یُؤمِنُ إِلَّا غَالِبٌ عَلَى مَغْلُوبٍ، وَ لَا یُعِینُ إِلَّا طَالِبٌ عَلَى مَطْلُوبٍ. وَ بِیَدِک، یَا إِلَهِی، جَمِیعُ ذَلِکَ السَّبَبِ، وَ إِلَیْکَ الْمَفَرُّ وَ الْمَهْرَبُ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْ هَرَبِی، وَ أَنْجِحْ مَطْلَبِی.
۳٫ اللَّهُمَّ إِنَّکَ إِنْ صَرَفْتَ عَنِّی وَجْهَکَ الْکَرِیمَ أَوْ مَنَعْتَنِی فَضْلَکَ الْجَسِیمَ أَوْ حَظَرْتَ عَلَیَّ رِزْقَکَ أَوْ قَطَعْتَ عَنِّی سَبَبَکَ لَمْ أَجِدِ السَّبِیلَ إِلَى شَیْءٍ مِنْ أَمَلِی غَیْرَک، وَ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى مَا عِنْدَک بِمَعُونَهِ سِوَاک،
۴٫ فَإِنِّی عَبْدُک وَ فِی قَبْضَتِکَ، نَاصِیَتِی بِیَدِک. لَا أَمْرَ لِی مَعَ أَمْرِک، مَاضٍ فِیَّ حُکْمُکَ، عَدْلٌ فِیَّ قَضَاؤک، وَ لَا قُوَّهَ لِی عَلَى الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطَانِکَ، وَ لَا أَسْتَطِیعُ مُجَاوَزَهَ قُدْرَتِکَ، وَ لَا أَسْتَمِیلُ هَوَاک، وَ لَا أَبْلُغُ رِضَاک، وَ لَا أَنَالُ مَا عِنْدَک إِلَّا بِطَاعَتِکَ وَ بِفَضْلِ رَحْمَتِکَ.
۵٫ إِلَهِی أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَیْتُ عَبْداً دَاخِراً لَکَ، لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَ لَا ضَرّاً إِلَّا بِکَ، أَشْهَدُ بِذَلِکَ عَلَى نَفْسِی، وَ أَعْتَرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتِی وَ قِلَّهِ حِیلَتِی،
۶٫ فَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی، وَ تَمِّمْ لِی مَا آتَیْتَنِی، فَإِنِّی عَبْدُک الْمِسْکِینُ الْمُسْتَکِینُ الضَّعِیفُ الضَّرِیرُ الْحَقِیرُ الْمَهِینُ الْفَقِیرُ الْخَائِفُ الْمُسْتَجِیرُ.
۷٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَجْعَلْنِی نَاسِیاً لِذِکْرِک فِیَما أَوْلَیْتَنِی، وَ لَا غَافِلًا لِإِحْسَانِکَ فِیَما أَبْلَیْتَنِی، وَ لَا آیِساً مِنْ إِجَابَتِکَ لِی وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی، فِی سَرَّاءَ کُنْتُ أَوْ ضَرَّاءَ، أَوْ شِدَّهٍ أَوْ رَخَاءٍ، أَوْ عَافِیَهٍ أَوْ بَلَاءٍ، أَوْ بُؤسٍ أَوْ نَعْمَاءَ، أَوْ جِدَهٍ أَوْ لَأْوَاءَ، أَوْ فَقْرٍ أَوْ غِنًى.
۸٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ ثَنَائِی عَلَیْکَ، وَ مَدْحِی إِیَّاک، وَ حَمْدِی لَکَ فِی کُلِّ حَالَاتِی حَتَّى لَا أَفْرَحَ بِمَا آتَیْتَنِی مِنَ الدُّنْیَا، وَ لَا أَحْزَنَ عَلَى مَا مَنَعْتَنِی فِیهَا.
۹٫ وَ أَشْعِرْ قَلْبِی تَقْوَاک، وَ اسْتَعْمِلْ بَدَنِی فِیَما تَقْبَلُهُ مِنِّی، وَ اشْغَلْ بِطَاعَتِکَ نَفْسِی عَنْ کُلِّ مَا یَرِدُ عَلَیَّ حَتَّى لَا أُحِبَّ شَیْئاً مِنْ سُخْطِکَ، وَ لَا أَسْخَطَ شَیْئاً مِنْ رِضَاک.
۱۰٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ فَرِّغْ قَلْبِی لَِمحَبَّتِکَ، وَ اشْغَلْهُ بِذِکْرِک، وَ انْعَشْهُ بِخَوْفِکَ وَ بِالْوَجَلِ مِنْکَ، وَ قَوِّهِ بِالرَّغْبَهِ إِلَیْکَ، وَ أَمِلْهُ إِلَى طَاعَتِکَ، وَ أَجْرِ بِهِ فِی أَحَبِّ السُّبُلِ إِلَیْکَ، وَ ذَلِّلْهُ بِالرَّغْبَهِ فِیَما عِنْدَک أَیَّامَ حَیَاتِی کُلِّهَا.
۱۱٫ وَ اجْعَلْ تَقْوَاک مِنَ الدُّنْیَا زَادِی، وَ إِلَى رَحْمَتِکَ رِحْلَتِی، وَ فِی مَرْضَاتِکَ مَدْخَلِی، وَ اجْعَلْ فِی جَنَّتِکَ مَثْوَایَ.
۱۲٫ وَ هَبْ لِی قُوَّهً أَحْتَمِلُ بِهَا جَمِیعَ مَرْضَاتِکَ، وَ اجْعَلْ فِرَارِی إِلَیْکَ، وَ رَغْبَتِی فِیَما عِنْدَک، وَ أَلْبِسْ قَلْبِیَ الْوَحْشَهَ مِنْ شِرَارِ خَلْقِکَ، وَ هَبْ لِیَ الْأُنْسَ بِکَ وَ بِأَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ طَاعَتِکَ.
وَ لَا تَجْعَلْ لِفَاجِرٍ وَ لَا کَافِرٍ عَلَیَّ مِنَّهً، وَ لَا لَهُ عِنْدِی یَداً، وَ لَا بِی إِلَیْهِمْ حَاجَهً، بَلِ اجْعَلْ سُکُونَ قَلْبِی وَ أُنْسَ نَفْسِی وَ اسْتِغْنَائِی وَ کِفَایَتِی بِکَ وَ بِخِیَارِ خَلْقِکَ.
۱۳٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنِی لَهُمْ قَرِیناً، وَ اجْعَلْنِی لَهُمْ نَصِیراً، وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِشَوْقٍ إِلَیْکَ، وَ بِالْعَمَلِ لَکَ بِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى، إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، وَ ذَلِکَ عَلَیْکَ یَسِیرٌ.

هنگام غم و اندوه
(دعاى ‏آن ‏حضرت(ع) است ‏هنگامى ‏که ‏چیزى ‏غمگینش ‏مى‏کرد یا گناهان ‏اندوهگینش ‏مى‏ساخت)
۱٫ اى خدایى که بنده ناتوان را تنها تو بسنده‏اى. اى آن‏که حوادث سهمناک را تو نگه‏دارنده‏اى. گناهان مرا به تنهایى کشانیده، یاور و همراهى نمى‏یابم؛ از خشمت ناتوان شده‏ام، مددکارى نمى‏جویم؛ از دیدارت هراسانم، آرام‏بخشى نمى‏بینم؛ کدامین کس آرامشم دهد اگر توام بیم داده باشى؟ کدامین کس یارى‏ام دهد اگر تو تنهایم گذاشته باشى؟ کدامین کس توانایى‏ام بخشد اگر تو ناتوانم خواسته باشى؟
۲٫ بارخدایا! تنها پروردگار است که پرورده‏اش را پناه تواند داد. تنها پیروز است که شکست خورده را ایمنى مى‏بخشد. تنها جوینده است که گریخته‏اش را یارى تواند داد. و همه اینها، خداوندا به دست توست و گریزگاه به سوى توست، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و اکنون که به سویت گریخته‏ام پناهم ده، و خواسته‏ام را مرحمت فرما.
۳٫ بارخدایا! اگر سیماى کرم‏گسترت را از من بگردانى، یا احسانت را از من دریغ فرمایى، یا روزى‏ات را به من نرسانى، یا رشته عنایتت را از من بگسلى، باز هم براى دستیابى به آرزوهایم راهى جز تو نمى‏یابم، و براى رسیدن به رحمتت یاورى نمى‏جویم؛
۴٫ چرا که من بنده تو و در اختیار توام، گلوگاهم به دست توست، با فرمانت مرا فرمانى نیست، فرمانت درباره من جارى‏ست، هر چه برایم مقّدر کنى عین عدالت است، بیرون شدن از حیطه فرمانروایى‏ات را نتوانم، و یارایم نیست که از دایره قدرتت پاى بیرون نهم، نمى‏توانم خود را محبوب تو گردانم و خشنودى‏ات را به دست آرم، و بدانچه نزد توست مگر با اطاعتت، و بخشش و بخشایشت، دسترسى نمى‏یابم.
۵٫ خداوندا! شب را روز و روز را به شب نمى‏رسانم مگر آن‏که بنده ذلیل توام، جز به نیرویت مالک سود و زیانم نمى‏باشم، بر این گواهى مى‏دهم، و بر ناتوانى و بیچارگى‏ام معترفم،
۶٫ پس آنچه را وعده‏ام داده‏اى برآور، و عطایى را که بر من آغاز کرده‏اى به پایان بر؛ که من بنده تهیدستِ فرودستِ ناتوانِ زیانمندِ کوچکِ بى‏مقدارِ بینواىِ ترسانِ پناهنده توام.
۷٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست، و چنان مکن که یادت را در آنچه به من داده‏اى فراموش کنم، و از یاد احسانت غفلت ورزم، و از استجابت دعایم ـ هر چند به تأخیر افتد ـ نومید شوم، چه در خوشى باشم یا اندوه، چه در سختى باشم یا گشایش، چه در عافیت باشم یا بلا، چه توانگر باشم یا بینوا، چه در فراخى باشم یا در تنگنا، چه در فقر باشم یا غنا.
۸٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و در همه حال توفیقم ده که ثنایت گویم، ستایشت کنم و سپاست گزارم، تا بدانچه از دنیا به من داده‏اى، دل خوش نکنم و بر آنچه بازم داشته‏اى، اندوه مخورم.
۹٫ دلم را از پارسایى‏ات سرشار دار، بدنم را بدانچه مى‏پسندى به کار گمار و نَفْسم را از آنچه به من روى مى‏آورد به فرمانبردارى‏ات وادار، تا چیزى را که خشمت در آن است به دوستى بر نگزینم، و بر چیزى که خشنودى‏ات در آن است، خشم نگیرم.
۱۰٫ [بارخدایا!] بر محمّد و خاندانش درود فرست، و دلم را از هر محبتى براى محبتت وا رهان و مشغول به یادِ خودت گردان؛ از بیم خویش و از خوفت سرمستش نما، و با عشقت تقویتش فرما، به طاعتت علاقه‏مندش کن، بدان راه که بیشترش دوست مى‏دارى برگمار، و در تمام روزهاى زندگى‏ام آن را بدانچه نزد توست متمایل دار.
۱۱٫ بارخدایا! پرهیز از دنیا را ره‏توشه‏ام، دستیابى به رحمتت را مقصد سفرم، خشنودى‏ات را سرایم، و بهشتت را جایگاهم گردان.
۱۲٫ مرا توانى ده که بار رِضایت را بر دوش کشم، و از هر که گریزم در تو گریزم، و همان چیزى را که نزد توست خواهم؛ دلم را از بدسیرتان به بیم افکن، و اُنس با خود و دوستان و اهل طاعتت را استوار کن در من.
[بارخدایا!] بارِ منّتِ هیچ گنهکار و کافرى را بر دوشم منه، و براى هیچ یک از آنان نزدم بهره‏اى قرارمده، هرگز مرا به درگاهشان نیازمند مدار، بلکه آرامشِ دل، آسایشِ جان، بى‏نیازى و اداره امورم را تنها به خود و بندگانِ پاک سرشتت واگذار.
۱۳٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا همدمشان فرما و با یارى‏شان دمساز نما، به دلباختگى‏ات بر من منّت نه، و به کارى که دوست دارى و مى‏پسندى توفیقم ده؛ که تو بر هر کار توانایى و انجامِ هر درخواست را مى‏توانى به آسانى.

إِذَا سَأَلَ اللَّهَ الْعَافِیَهَ وَ شُکْرَهَا
۱٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْبِسْنِی عَافِیَتَکَ، وَ جَلِّلْنِی عَافِیَتَکَ، وَ حَصِّنِّی بِعَافِیَتِکَ، وَ أَکْرِمْنِی بِعَافِیَتِکَ، وَ أَغْنِنِی بِعَافِیَتِکَ، وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَافِیَتِکَ، وَ هَبْ لِی عَافِیَتَکَ وَ أَفْرِشْنِی عَافِیَتَکَ، وَ أَصْلِحْ لِی عَافِیَتَکَ، وَ لَا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَ عَافِیَتِکَ فِی الدُّنْیَا وَ الآخِرَهِ.
۲٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَافِنِی عَافِیَهً کَافِیَهً شَافِیَهً عَالِیَهً نَامِیَهً، عَافِیَهً تُوَلِّدُ فِی بَدَنِی الْعَافِیَهَ، عَافِیَهَ الدُّنْیَا وَ الآخِرَهِ.
۳٫ وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِالصِّحَّهِ وَ الْأَمْنِ وَ السَّلَامَهِ فِی دِینِی وَ بَدَنِی، وَ الْبَصِیرَهِ فِی قَلْبِی، وَ النَّفَاذِ فِی أُمُورِی، وَ الْخَشْیَهِ لَکَ، وَ الْخَوْفِ مِنْکَ، وَ الْقُوَّهِ عَلَى مَا أَمَرْتَنِی بِهِ مِنْ طَاعَتِکَ، وَ الِاجْتِنَابِ لِمَا نَهَیْتَنِی عَنْهُ مِنْ مَعْصِیَتِکَ.
۴٫ اللَّهُمَّ وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِالْحَجِّ وَ الْعُمْرَهِ، وَ زِیَارَهِ قَبْرِ رَسُولِکَ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ رَحْمَتُکَ وَ بَرَکَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَى آلِهِ، وَ آلِ رَسُولِکَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ، وَ اجْعَلْ ذَلِکَ مَقْبُولًا مَشْکُوراً، مَذْکُوراً لَدَیْکَ، مَذْخُوراً عِنْدَک.
۵٫ وَ أَنْطِقْ بِحَمْدِک وَ شُکْرِک وَ ذِکْرِک وَ حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَیْکَ لِسَانِی، وَ اشْرَحْ لِمَرَاشِدِ دِینِکَ قَلْبِی.
۶٫ وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، وَ مِنْ شَرِّ السَّامَّهِ وَ الْهَامَّهِ و الْعَامَّهِ وَ اللَّامَّهِ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ سُلْطَانٍ عَنِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ مُتْرَفٍ حَفِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ضَعِیفٍ وَ شَدِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَرِیفٍ وَ وَضِیعٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ قَرِیبٍ وَ بَعِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِکَ وَ لِأَهْلِ بَیْتِهِ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّهٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا، إِنَّکَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ.
۷٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ مَنْ أَرَادَنِی بِسُوءٍ فَاصْرِفْهُ عَنِّی، وَ ادْحَرْ عَنِّی مَکْرَهُ، وَ ادْرَأْ عَنِّی شَرَّهُ، وَ رُدَّ کَیْدَهُ فِی نَحْرِهِ.
۸٫ وَ اجْعَلْ بَیْنَ یَدَیْهِ سُدّاً حَتَّى تُعْمِیَ عَنِّی بَصَرَهُ، وَ تُصِمَّ عَنْ ذِکْرِی سَمْعَهُ، وَ تُقْفِلَ دُونَ إِخْطَارِی قَلْبَهُ، وَ تُخْرِسَ عَنِّی لِسَانَهُ، وَ تَقْمَعَ رَأْسَهُ، وَ تُذِلَّ عِزَّهُ، وَ تَکْسُرَ جَبَرُوتَهُ، وَ تُذِلَّ رَقَبَتَهُ، وَ تَفْسَخَ کِبْرَهُ، وَ تُؤمِنَنِی مِنْ جَمِیعِ ضَرِّهِ وَ شَرِّهِ وَ غَمْزِهِ وَ هَمْزِهِ وَ لَمْزِهِ وَ حَسَدِهِ وَ عَدَاوَتِهِ وَ حَبَائِلِهِ وَ مَصَایِدِهِ وَ رَجِلِهِ وَ خَیْلِهِ، إِنَّکَ عَزِیزٌ قَدِیرٌ.

درخواست عافیت
(دعاى آن حضرت(ع) است هنگامى که از خدا درخواست عافیت مى‏کرد و شکر بر عافیت)
۱٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا به جامه عافیتت بپوشان، و به عافیتت سرافرازم گردان؛ به عافیتت مصونم دار، به عافیتت گرامى‏ام دار، به عافیتت بى‏نیازم کن، به عافیتت نعمتم بخش، به عافیتت تندرستى‏ام ده، عافیتت را بر من بگستران، عافیتت را زیبنده‏ام گردان، و در دنیا و آخرت از عافیتت جدایم مگردان.
۲٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا عافیت ده؛ عافیتى کفایت کننده، بهبودى دهنده، برتر و فزاینده؛ عافیتى که تندرستى در بدنم آرد، عافیتى که براى دنیا و آخرتم ماند.
۳٫ خداوندا! به تندرستى و شادابى در دین و بدنم بر من منّت گذار، و بینایىِ دل ارزانى‏ام دار؛ مرا به پیشرفت در کارها موفق ساز، و به هراس از عظمت و بیم از خودت بنواز، بر طاعتى که بدان فرمانم داده‏اى یارى‏ام ده، و از معصیتى که از آن بازم داشته‏اى دورم دار.
۴٫ بارخدایا! انجام حج و عمره، و زیارت قبر پیامبرت ـ که درود و رحمت و برکاتت بر او و خاندانش باد ـ و زیارت خاندان پیامبرت را ـ که بر ایشان سلام باد ـ همواره تا زنده‏ام، در این سال و هر سال دیگر، نصیبم فرما؛ زیارتى که پذیرفته و پسندیده‏ات باشد، و تو را در نظر آید، و اندوخته روز بازپسینم گردد.
۵٫ [خداوندا!] زبانم را به سپاس و ثنا و ستایشت بگشا، و براى دریافت مقاصد دینت به دلم گشایش عطا فرما.
۶٫ [بارخدایا!] مرا و فرزندانم را از شرّ شیطان رانده شده و از آسیبِ هر جانور گزنده و زهردارنده و هرگونه شى‏ء کُشنده و چشم زخم زننده، و نیز از شرّ شیطان گمراه کننده، سلطانِ ستم پیشه، اربابِ در ناز و نعمت فرو رفته، و از شرّ هر چیز سست یا سخته، هر بلندپایه و دون‏مایه، هر فرمانبر و فرمانده، هر خویش و بیگانه، هر کس از پریان و آدمیان که در برابر پیامبر و خاندانش ایستاده، و هر جنبنده ـ که اسیر چنگ قدرت توست ـ پناهم ده، که راهِ راست تنها به تو پایان پذیرفته.
۷٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و هر کس با نیّتى پلید آهنگ من کند، از من منصرفش ساز، و مکرش را خود چاره ساز؛ آسیبش را از من دور گردان، و نیرنگش را بر سر او بکوبان؛
۸٫ در برابرش سدّى برآر تا دیده‏اش از دیدنم نابینا شود، و گوشش از آنچه درباره من گویند ناشنوا گردد؛ بر دلش هنگامِ یادِ من قفل نِه، و زبانش را لال کن؛ سرش را فروکوب، و عزّتش را در هم کوب، جبروتش را در هم شکن، بر گردنش طوق خوارى افکن، و سرافرازى‏اش را بر هم زن؛ و مرا از همه زیانش، بدى‏اش، طعنه‏اش،
غیبتش، عیبجویى‏اش، حسدش، دشمنى‏اش، بندهایش، دام‏هایش و پیادگان و سوارگانش در امان بدار، که تویى آن پیروزمندِ قدرت مدار.

إِذَا ابْتُلیَ أَوْ رَأَى مُبْتَلىً بِفَضِیحَهٍ بِذَنْبٍ
۱٫ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى سِتْرِک بَعْدَ عِلْمِکَ، وَ مُعَافَاتِکَ بَعْدَ خُبْرِک، فَکُلُّنَا قَدِ اقْتَرَفَ الْعَائِبَهَ فَلَمْ تَشْهَرْهُ، وَ ارْتَکَبَ الْفَاحِشَهَ فَلَمْ تَفْضَحْهُ، وَ تَسَتَّرَ بِالْمَسَاوِئِ فَلَمْ تَدْلُلْ عَلَیْهِ.
۲٫ کَمْ نَهْیٍ لَکَ قَدْ أَتَیْنَاهُ، وَ أَمْرٍ قَدْ وَقَفْتَنَا عَلَیْهِ فَتَعَدَّیْنَاهُ، وَ سَیِّئَهٍ اکْتَسَبْنَاهَا، وَ خَطِیئَهٍ ارْتَکَبْنَاهَا، کُنْتَ الْمُطَّلِعَ عَلَیْهَا دُونَ النَّاظِرِینَ، وَ الْقَادِرَ عَلَى إِعْلَانِهَا فَوْقَ الْقَادِرِینَ، کَانَتْ عَافِیَتُکَ لَنَا حِجَاباً دُونَ أَبْصَارِهِمْ، وَ رَدْماً دُونَ أَسْمَاعِهِمْ
۳٫ فَاجْعَلْ مَا سَتَرْتَ مِنَ الْعَوْرَهِ، وَ أَخْفَیْتَ مِنَ الدَّخِیلَهِ، وَاعِظاً لَنَا، وَ زَاجِراً عَنْ سُوءِ الْخُلُقِ، وَ اقْتِرَافِ الْخَطِیئَهِ، وَ سَعْیاً إِلَى التَّوْبَهِ الْمَاحِیَهِ، وَ الطَّرِیقِ الَْمحْمُودَهِ
وَ قَرِّبِ الْوَقْتَ فِیهِ، وَ لَا تَسُمْنَا الْغَفْلَهَ عَنْکَ، إِنَّا إِلَیْکَ رَاغِبُونَ، وَ مِنَ الذُّنُوبِ تَائِبُونَ.
۴٫ وَ صَلِّ عَلَى خِیَرَتِکَ اللَّهُمَّ مِنْ خَلْقِکَ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ الصِّفْوَهِ مِنْ بَرِیَّتِکَ الطَّاهِرِینَ، وَ اجْعَلْنَا لَهُمْ سَامِعِینَ وَ مُطِیعِینَ کَمَا أَمَرْتَ.

گناهکاری و رسوایی
(دعاى آن حضرت(ع) است به هنگام گرفتارى و چون کسى را به رسوایى گناهى مبتلا مى‏دید)
۱٫ بارخدایا! سپاست باد که گناهان را مى‏پوشانى با آنکه مى‏دانى، ما را عافیت مى‏بخشى با آنکه از درونمان خبر دارى، هر یک از ما مرتکبِ کارهاى ناپسند شده‏ایم و تو ما را بر زبان‏ها نیفکندى، گناهانِ بزرگ انجام داده‏ایم و تو کوسِ رسوایى‏مان را ننواختى، بدى‏هایمان را پوشانده‏ایم و تو کسى را بدان آگاه نساختى.
۲٫ بسا کارها که نهى فرمودى و ما به جاى آوردیم، بسا دستورى که ما را از آن باخبر ساختى و ما از آن گذر کردیم، بسا گناهان که در انجامش کوشیدیم، بسا خطاها که مرتکب شدیم، گناهان و خطاهایى که تنها تو از آن باخبر بودى نه نگرندگان، و بر افشاى آن تو توانا بودى بیش از دیگران؛ امّا عافیتت چون پرده‏اى بر دیدگانِ مردمان فرو افتاد، و چون سدّى بر گوش‏هایشان پوشش نهاد.
۳٫ [بارخدایا!] چنان کن که هر عیب ما را که پوشاندى، و هر گناهى را که نهان داشتى، اندرزدهنده و بازدارنده‏اى براى ما باشد، که از اخلاقِ ناپسند و ارتکاب گناه بازمان دارد، و به سوى توبه‏اى زداینده گناه رانَد، و به راهى که مورد پسند توست کشاند.
[بارخدایا!] زمانِ توبه ما را فرا رسان، و به غفلت گرفتارمان مگردان، که ما به تو مشتاقیم، و از گناهان پشیمانیم.
۴٫ [بارخدایا!] بر آن برگزیدگانِ آفریدگانت، محمّد و خاندانش درود فرست، آن پاکان و برگزیدگان، و چنان‏که خود فرموده‏اى ما را شنوندگان و فرمانبردارانِ دستوراتشان گردان.

فی اسْتِکْشَافِ الْهُمُومِ
۱٫ یَا فَارِجَ الْهَمِّ، وَ کَاشِفَ الْغَمِّ، یَا رَحْمَانَ الدُّنْیَا وَ الآخِرَهِ وَ رَحِیمَهُمَا، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ افْرُجْ هَمِّی، وَ اکْشِفْ غَمِّی.
۲٫ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ، اعْصِمْنِی وَ طَهِّرْنِی، وَ اذْهَبْ بِبَلِیَّتِی.
[- وَ اقْرَأْ آیَهَ الْکُرْسِیِّ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَ قُلْ -:]
۳٫ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَ ضَعُفَتْ قُوَّتُهُ، وَ کَثُرَتْ ذُنُوبُهُ، سُؤالَ مَنْ لَا یَجِدُ لِفَاقَتِهِ مُغِیثاً، وَ لَا لِضَعْفِهِ مُقَوِّیاً، وَ لَا لِذَنْبِهِ غَافِراً غَیْرَک،
۴٫ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ أَسْئَلُکَ عَمَلًا تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَ یَقِیناً تَنْفَعُ بِهِ مَنِ اسْتَیْقَنَ بِهِ حَقَّ الْیَقِینَ فِی نَفَاذِ أَمْرِک.
۵٫ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسِی، وَ اقْطَعْ مِنَ الدُّنْیَا حَاجَتِی، وَ اجْعَلْ فِیَما عِنْدَک رَغْبَتِی شَوْقاً إِلَى لِقَائِکَ، وَ هَبْ لِی صِدْقَ التَّوَکُّلِ عَلَیْکَ.
۶٫ أَسْئَلُکَ مِنْ خَیْرِ کِتَابٍ قَدْ خَلَا، وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ کِتَابٍ قَدْ خَلَا، أَسْئَلُکَ خَوْفَ الْعَابِدِینَ لَکَ، وَ عِبَادَهَ الْخَاشِعِینَ لَکَ، وَ یَقِینَ الْمُتَوَکِّلِینَ عَلَیْکَ، وَ تَوَکُّلَ الْمُؤمِنِینَ عَلَیْکَ.
۷٫ اللَّهُمَّ اجْعَلْ رَغْبَتِی فِی مَسْأَلَتِی مِثْلَ رَغْبَهِ أَوْلِیَائِکَ فِی مَسَائِلِهِمْ، وَ رَهْبَتِی مِثْلَ رَهْبَهِ أَوْلِیَائِکَ، وَ اسْتَعْمِلْنِی فِی مَرْضَاتِکَ عَمَلًا لَا أَتْرُک مَعَهُ شَیْئاً مِنْ دِینِکَ مَخَافَهَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ.
۸٫ اللَّهُمَّ هَذِهِ حَاجَتِی فَأَعْظِمْ فِیهَا رَغْبَتِی، وَ أَظْهِرْ فِیهَا عُذْرِی، وَ لَقِّنِّی فِیهَا حُجَّتِی، وَ عَافِ فِیهَا جَسَدِی.
۹٫ اللَّهُمَّ مَنْ أَصْبَحَ لَهُ ثِقَهٌ أَوْ رَجَاءٌ غَیْرُک، فَقَدْ أَصْبَحْتُ وَ أَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجَائِی فِی الْأُمُورِ کُلِّهَا، فَاقْضِ لِی بِخَیْرِهَا عَاقِبَهً، وَ نَجِّنِی مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
۱۰٫ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفَى وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِینَ.

مطالبه رفع اندوه
(دعاى آن حضرت(ع) است براى بر گرفتن اندوه)
۱٫ اى اندوه زداینده و برطرف کننده غصّه، اى در دنیا و آخرت بخشاینده و در هر دو سراى مهر ورزنده! بر محمّد و خاندانش درود فرست و اندوهم را بزودى و غمم را برطرف گردان.
۲٫ اى خداى یگانه! اى یکتا! اى بى‏نیاز! اى آن‏که نه زاییده، نه زاده شده، و هیچ همتایى برایش نیست! مرا از پیش‏آمد ناگوار نگه‏دار، پاکم کن و از بلایا به دور دار.
[در اینجا آیه الکرسى، معوذتین و قل هو الله را بخوان و بگو:]
۳٫ بارخدایا! از تو مى‏خواهم، درخواست کسى که نیازمندى‏اش به نهایت رسیده، توانش به سستى گراییده، و گناهانش افزون شده؛ درخواست کسى که براى نیازمندى‏اش فریادرسى، براى ناتوانى‏اش نیرو بخشى، براى گناهانش آمرزگارى جز تو نمى‏یابد؛
۴٫ از تو مى‏خواهم ـ اى داراى شکوه و بزرگوارى!ـ که مرا به کارى وادارى که هر که انجام دهد محبوب تو گردد، و یقینى بخشى که باورمندانِ بدان، در اجراى فرمانت به حق‏الیقین رسند.
۵٫ بارخدایا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و مرا با صدق و راستى از دنیا ببَر، و نیازم را از دنیا بِبُر، از آنچه نزد توست شوق دیدارت را نصیبم ساز، و توکّل راستین بر خودت را روزیم فرما.
۶٫ بارخدایا! آن سرنوشت نیک را که برایم نگاشته شده از تو مى‏خواهم، و از سرنوشت بد که برایم مقّدر گشته پناه به تو مى‏برم، از تو مى‏خواهم ترس پرستشگران، پرستشِ فروتنان، باورِ متوکّلان و توکل مؤمنانِ درگاهت را ارزانى‏ام دارى.
۷٫ بارخدایا! چنان کن که خواسته‏ام را از درگاهت آن‏گونه بخواهم که دوستانت خواسته‏هاشان را از تو مى‏خواهند، و از تو چنان ترسم که دوستانت از تو مى‏ترسند، و در راه خشنودى‏ات به کارى گمارم که چیزى از احکام دینت را از بیم هیچ یک از بندگانت رها نکنم.
۸٫ بارخدایا! این خواسته من است، پس رغبتم را براى دستیابى بدان افزا، و عذرم را در آن برطرف فرما؛ حجتم را در آن بر زبانم نِه، و تنم را بدان عافیت ده.
۹٫ بارخدایا! هر که صبح کند در حالى که امید و اعتمادى به غیر تو باشد، من صبح کردم در حالى که در همه کارها امید و اعتمادم به تو مى‏باشد، پس آنچه پایانى بهتر دارد برایم مقدّر کن، و مرا از فتنه‏هاى گمراه‏کننده وارهان، به رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان!
۱۰٫ و درود خدا بر سرور ما محمّد، پیامبرِ برگزیده خدا و بر خاندان پاکش باد.

فی الإعتراف و طلب مزید العافیه
۱٫ رَبِّ اِنَّکَ قَدْ حَسَّنْتَ خَلْقی، وَعَظَّمْتَ عافِیَتی، وَ وَسَّعْتَ عَلَیَّ فی رِزْقِکَ، وَلَمْ تَزَلْ تَنْقُلُنی مِنْ نِعْمَهٍ اِلى کَرامَهٍ، وَمِنْ کَرامَهٍ اِلى رِضىً تُجَدِّدُ لی ذلِکَ فی لَیْلی وَنَهاری.
۲٫ لا اَعْرِفُ غَیْرَ ما اَنَا فیهِ مِنْ عافِیَتِکَ یامَولایَ، حَتَّى ظَنَنْتُ اَنَّ ذلِکَ واجِبٌ عَلَیْکَ لی، وَاَنَّهُ لا یَنْبَغی لی اَنْ اَکُونَ فی غَیْرِ مَرْتَبَتی، لاَِنّی لَمْ اَذُقْ طَعْمَ الْبَلآءِ فَاَجِدُ طَعْمَ الرِّضا، وَلَمْ یُذْلِلْنِى الْفَقْرُ فَاَعْرِفُ لَذَّهَ الْغِنى، وَلَمْ یُلْهِنِى الْخَوْفُ فَاَعْرِفُ فَضْلَ الاَْمْنِ.
۳٫ یا اِلهی، فَاَصْبَحْتُ وَاَمْسَیْتُ فی غَفْلَهٍ مِمّا فیهِ غَیْری مِمَّنْ هُوَ دُونی نَکِرْتُ آلآءَکَ وَلَمْ اَشْکُرْ نَعْمآءَکَ، وَلَمْ اَشُکَّ فی اَنَّ الَّذی اَنَا فیهِ دآئِمٌ غَیْرُ زآئِلٍ عَنّی، وَلا اُحَدِّثُ نَفْسی بِانْتِقالِ عافِیَهٍ، وَلا حُلُولِ فَقْرٍ وَلا خَوْفٍ وَلا حُزْنٍ فی عاجِلِ دُنْیایَ وَ فی آجِلِ آخِرَتی.
۴٫ فَحالَ ذلِکَ بَیْنی وَ بَیْنَ التَّضَرُّعِ اِلَیْکَ فی دَوامِ ذلِکَ لی مَعَ ما اَمَرْتَنی بِهِ مِنْ شُکْرِکَ، وَوَعَدْتَنی عَلَیْهِ مِنْ الْمَزیدِ مِنْ لَدُنْکَ، فَسَهَوْتُ وَلَهَوْتُ وَغَفَلْتُ وَاَشِرْتُ وَبَطِرْتُ وَتَهاوَنْتُ، حَتّى جآءَ التَّغَیُّرُ مَکانَ الْعافِیَهِ بِحُلُولِ الْبَلآءِ، وَنَزَلَ الضُّرُّ مَنْزِلَ الصِّحَّهِ باَنْواعِ الاَْذى وَاَقْبَلَ الْفَقْرُ بِاِزالَهِ الْغِنى، فَعَرَفْتُ ما کُنْتُ فیهِ لِلَّذی صِرْتُ اِلَیْهِ
۵٫ فَسَاَلْتُکَ مَسْأَلَهَ مَنْ لا یَسْتَوْجِبُ اَنْ تَسْمَعَ لَهُ دَعْوَهً لِعَظیمِ ما کُنْتُ فیهَ مِنَ الْغَفْلَهِ، وَطَلَبْتُ طَلِبَهَ مَنْ لایَسْتَحِقُّ نَجاحَ الطَّلِبَهِ لِلَّذی کُنْتُ فیهِ مِنْ اللَّهْوِ وَالْغِرَّهِ وَتَضَرَّعْتُ تَضَرُّعَ مَنْ لا یَسْتَوْجِبُ الرَّحْمَهَ لِلَّذی کُنْتُ فیهِ مِنَ الزَّهْوِ وَالاِْسْتِطالَهِ،
۶٫ فَرَکِبْتُ اِلى ما اِلَیْهِ صَیَّرْتَنی، وَ اِنْ کانَ الضُّرُّ قَدْ مَسَّنی، وَالْفَقْرُ قَدْ اَذَلَّنی، والْبَلآءُ قَدْ جآءَنی.
۷٫ فَاِنْ یَکُ ذلِکَ یا اِلهی مِنْ سَخَطِکَ عَلَیَّ، فَاَعُوذُ بِحِلْمِکَ مِنْ سَخَطِکَ یامَوْلایَ، وَاِنْ کُنْتَ اَرَدْتَ اَنْ تَبْلُوَنی فَقَدْ عَرَفْتَ ضَعْفی وَقِلَّهَ حِیلَتی، اِذْ قُلْتَ: «اِنَّ الاِْنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَاِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً».
۸٫ وَ قُلْتَ: «فَاَمَّا الاِْنْسانُ اِذا مَا ابْتَلاهُ رَبَّهُ فَاَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَکْرَمَنَ وَ اَمّا اِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَهانَنِ».
۹٫ وَقُلْتَ: «اِنَّ الاِْنْسانَ لَیَطْغى اَنْ رَآهُ اسْتَغْنى».
۱۰٫ وَقُلْتَ «وَ اِذا مَسَّ الاِْنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ اَوْ قاعِداً اَوْ قآئِماً فَلَمّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّکَأَنْ لَمْ یَدْعُنا اِلى ضُرٍّ مَسَّهُ».
۱۱٫ وَ قُلْتَ: «اِذا مَسَّ الاِْنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنیباً اِلَیْهِ ثُمَّ اِذا خَوَّلَهُ نِعْمَهً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُو اِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ».
۱۲٫ وَ قُلْتَ: «وَ یَدْعُ الاِْنْسانُ بِالشَّرِّ دُعآءَهُ بِالْخَیْرِ وَکانَ الاِْنْسانُ عَجُولاً».
۱۳٫ وَقُلْتَ: «اِذا اَذَقْنا الاِْنْسانَ مِنّا رَحْمَهً فَرِحَ بِها».
۱۴٫ صَدَقْتَ وَبَرَرْتَ یا مَوْلایَ، فَهذِهِ صِفاتِى الَّتی اَعْرِفُها مِن نَفْسی، قَدْ مَضَتْ بِقُدْرَتِکَ فِیَّ، غَیْرَ اَنْ وَعَدْتَنی مِنْکَ وَعْداً حَسَناً اَنْ اَدْعُوَکَ فَتَسْتَجیبَ لی.
۱۵٫ فَاَنَا اَدْعُوکَ کَما اَمَرْتَنی، فَاسْتَجِبْ لی کَما وَعَدْتَنی، وَارْدُدْ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ، وَانْقُلْنی مِمّا اَنَا فیهِ اِلى ماهُوَ اَکْبَرُ مِنْهُ، حَتّى اَبْلُغَ مِنْهُ رِضاکَ، وَ اَنالَ بِهِ ماعِنْدَکَ فیما اَعْدَدْتَهُ لاَِولیآئِکَ الصّالِحینَ، اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ، قَریبٌ مُجیبٌ، وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الاَْخْیارِ.
فی الإعتراف والثناء على اللّه

درخواست عافیت
(دعاى آن حضرت(ع) است دراعتراف و درخواست افزونى عافیت)
۱٫ پروردگارا، تو پیکرم را نیکو آفریدى و عافیتى ارزشمند عطایم کردى، و روزیم را وسعت بخشیدى، و پیوسته از نعمتى به عافیتى و از عافیتى به رضایتى فرا بردى، و در هر روز و شبم این را تکرار فرمودى
۲٫ و من جز عافیتت که درآن هستم، اى سرورم، چیزى را نمى‏شناسم، تا جایى که مى‏پندارم لطفى که بر من روا مى‏دارى وظیفه توست!
و من نباید جز در این مرتبه‏اى که هستم باشم! این از آن روست که من طعم بلا را نچشیده‏ام تا طعم رضا را دانم، و نیازمندى خوارم نساخته تا لذت بى‏نیازى را فهمم! و هراس سرگردانم نساخته تا ارزش امنیّت را شناسم!
۳٫ بارخدایا، من به پگاه و شامگاه در آمدم در حالى که از گرفتارى دیگران که فرو دست‏تر از منند بى خبر بودم، کرامت هایت را نادیده انگاشتم و نعمت‏هایت را سپاس نگفتم، و پنداشتم که آنچه در آن هستم همیشگى است و از من زوال نمى‏یابد، و به خود نگفتم که روزى این عافیت از دست خواهد شد، و روزى نیازمندى و بیم و اندوه در این دنیاى درگذار، یا در آخرت ماندگار فرا خواهد رسید.
۴٫ و این بى خبرى بین من و تضرّع به درگاهت براى تداوم این نعمت‏ها حایل شد، با اینکه تو خود مرا به سپاسگزارى آن امر فرمودى، و وعده دادى که از سوى خود بر آن بیفزایى، اما من فراموش کردم، به بازى پرداختم، غفلت کردم، به شوخى گرفتم، تکبر ورزیدم، و سبک انگاشتم، تا اینکه با آمدن بلا به جاى عافیت دگرگونى پدید آمد، و زیان با انواع آزارها به جاى سلامتى نشست، و با رفتن بى‏نیازى نیازمندى روى آورد. پس از آنچه بدان گرفتار آمدم دانستم که در چه نعمتى بودم،
۵٫ پس از تو درخواست کردم، درخواست کسى که به خاطر غفلت بزرگش سزاوار آن است که دعایش را نشنوى، و از تو خواهش کردم خواهش کسى که به خاطر بازیچه انگارى غرورش مستحق رستگارى نمى‏باشد، و به درگاهت تضرع کردم تضرع کسى که به خاطر خود بزرگ بینى و آرزوهاى درازش سزاوار رحمت نمى‏باشد،
۶٫ تا اینکه بدان سرنوشت که برایم نگاشته‏اى رکاب کشیدم، هر چند به پیکرم آسیب فراوان رسیده بود، و نیازمندى خوارم ساخته بود و بلا گرداگردم را فرا گرفته بود.
۷٫ پس اى پروردگار من، اگر این از خشم تو بر من است، پس اى سرورم از خشمت به بردباریت پناه مى‏برم، و اگر تو در پى آنى که آزمایشم کنى، تو خود ناتوانى و بى چارگیم را نیک مى‏دانى، چرا که خود فرمودى: «به راستى انسان ناشکیب آفریده شده چون شرى به وى رسد لابه مى‏کند و چون خیرى به وى رسد بخل مى‏ورزد».
۸٫ و فرمودى:«و اما انسان همین‏که پروردگارش آزمایدش، پس بزرگ داردش و بدو نعمتى دهد، گوید: پروردگارم، مرا گرامى داشت؛ و چون آزمایدش و روزى‏اش را بر وى تنگ گرداند، گوید: پروردگارم مرا حقیر نگاهداشت.
۹٫ و فرمودى: «همانا انسان به سرکشى روى مى‏آورد، آنگاه که احساس بى‏نیازى مى‏کند».
۱۰٫ و فرمودى: «چون انسان را رنجى رسد، ما را به پهلو خفته، نشسته یا ایستاده مى‏خواند، و چون از وى رنجش را برطرف سازیم، چنان مى‏رود که گویى ما را به خاطر رنجى که به وى رسیده نخوانده است.»
۱۱٫ و فرمودى: «هر گاه به آدمى رنجى رسد، پروردگارش را انابه کنان خواند، و چون از سوى خویش به وى نعمتى دهد، دعاهایى را که پیشتر به درگاهش داشته از یاد مى‏برد».
۱۲٫ و فرمودى: «انسان همان‏گونه که به دنبال نیکى‏هاست به دنبال بدى‏هاست. انسان موجودى شتابگر است».
۱۳٫ و فرمودى: «چون به انسان از سوى خود رحمتى بچشانیم بدان سرخوش شود.»
۱۴٫ همه‏ى این مطالب را اى سرورم راست و درست فرمودى، اینها صفات من است که من نیز درباره خود آن را مى‏شناسم، که به قدرت خود در من نهاده‏اى، جز این‏که تو خود وعده نیک به من دادى که من از تو بخواهم و تو در خواستم را به اجابت قرین سازى.
۱۵٫ پس همان‏گونه که خود مرا فرمان دادى تو را مى‏خوانم، پس همان‏گونه که وعده‏ام دادى دعایم را اجابت کن و نعمتت را به من بازگردان، و مرا از آنچه هستم به مقامى فراتر بر، تا آنجا که به مقام خشنودیت رسم و بدانچه براى دوستان شایسته ات در نزد خود فراهم کرده‏اى دسترسى یابم، که تو بى تردید دعاهایم را مى‏شنوى، بسیار نزدیکى و پاسخ مى‏دهى و درود خدا بر محمّد و خاندان برگزیده و نیکش باد.

فی الکرب والإقاله
۱٫ اِلهی لاتُشْمِتْ بی عَدُوّی وَلا تَفْجَعْ بی حَمیمی وَصَدیقی.
۲٫ اِلهی هبْ لی لَحْظَهً مِنْ لَحَظاتِکَ، تَکْشِفُ بِها عَنّی مَا ابْتَلَیْتَنی بِهِ، وَتُعیدُنی اِلى اَحْسَنِ عاداتِکَ عِنْدی، وَاسْتَجِبْ دُعآئی وَدُعآءَ مَنْ اَخْلَصَ لَکَ دُعآءَهُ، فَقَدْ ضَعُفَتْ قُوَّتی وَقَلَّتْ حیلَتی وَاشْتَدَّتْ حالی، وَاَیِسْتُ مِمّا عِنْدَ خَلْقِکَ فَلَمْ یَبْقَ لی اِلاّ رَجآؤُکَ.
۳٫ اِلهی اِنَّ قُدْرَتَکَ عَلى کَشْفِ ما اَنَا فیهِ، کَقُدْرَتِکَ عَلى مَا ابْتَلَیْتَنی بِهِ، وَاِنَّ ذِکْرَ عَوآئِدِکَ یُؤْنِسُنی، وَالرَّجآءَ فی اِنْعامِکَ وَفَضْلِکَ یُقَوّینی، لاَِنّی لَمْ اَخْلُ مِنْ نِعْمَتِکَ مُنْذُ خَلَقْتَنی.
۴٫ وَ اَنْتَ اِلهی مَفْزَعی وَمَلْجَأی، وَالْحافِظُ لی، وَالذّابُّ عَنّی الْمُتَحَنِّنُ عَلَیَّ، الرَّحیمُ بی، الْمُتَکَفِّلُ بِرزْقی، فی قَضآئِکَ کانَ ماحَلَّ بی وَبِعِلْمِکَ ما صِرْتُ اِلَیْهِ.
۵٫ فاجْعَلْ یاوَلیّی وَسَیِّدی فیما قَدَّرْتَ وَ قَضَیْتَ عَلَیَّ، وَحَتَمْتَ عافِیَتی وَما فیهِ صَلاحی وَخَلاصی مِمّا اَنَا فیهِ، فَاِنّی لا اَرْجُو لِدَفْعِ ذلِکَ غَیْرَکَ، وَلا اَعْتَمِدُ فیهِ اِلاّ عَلَیْکَ،
۶٫ فَکُنْ یاذَا الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ عِنْدَ اَحْسَنِ ظَنّی بِکَ، وَارْحَمْ ضَعْفی وَقِلَّهَ حیلَتی وَاکْشِفْ کُرْبَتی، وَاسْتَجِبْ دَعْوَتی وَاَقِلْنی عَثْرَتی وَامْنُنْ عَلیَّ بِذلِکَ وَعَلى کُلِّ داعٍ لَکَ،
۷٫ اَمَرْتَنی یا سَیِّدی بِالدُّعآءِ وَتَکَفَّلْتَ بِالاِْجابَهِ، وَوَعْدُکَ الْحَقُّ الّذی لا خُلْفَ فیهِ وَلا تَبْدیلَ.
۸٫ فَصَلِّ على مُحَمَّدٍ نَبِیِّکَ وَعَبْدِکَ وَعَلَى الطّاهِرینَ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ، وَاَغِثْنی فَاِنَّکَ غِیاثُ مَنْ لا غِیاثَ لهُ، وَحِرْزُ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، وَ اَنَا الْمُضْطَرُّ الَّذی اَوْجَبْتَ اِجابَتَهُ وَ کَشْفَ ما بِهِ مِنَ السُّوءِ، فَاَجِبْنی وَاکْشِفْ هَمّی وَفَرِّجْ غَمّی،
۹٫ وَ اَعِدْ حالی اِلى اَحْسَنِ ما کانَتْ عَلَیْهِ، وَلا تُجازِنی بِالاِْستِحْقاقِ، وَلکِنْ بِرَحْمَتکَ الَّتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ، یاذَآ الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ،
۱۰٫ صَلِّ على مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاسْمَعْ وَاَجِبْ یا عَزیزُ.

گرفتارى‏ها و از دست دادن کار
(دعاى آن حضرت(ع) است در گرفتارى‏ها و از دست رفتن کار)
۱٫ بارخدایا، دشمنم را به شماتتم مگمار، و بر یاران و دوستانم سنگ فاجعه مبار.
۲٫ بارخدایا لحضه‏اى از لحظه هایت را ببخشایم، که در آن گرفتارى‏هایى را که بدان مبتلایم کرده‏اى برطرف فرمایى، و مرا به بهترین عادت‏هاى خود نزد من باز گردانى، و دعایم را و دعاى کسى که دعایش را برایت خالص ساخته مستجاب فرمایى، چرا که
توان من به سستى گراییده، و چاره سازیم کم شده، و گرفتارى هایم فزونى یافته، و از آنچه در دست آفریدگان توست ناامید شده‏ام، و چیزى جز امید به تو برایم بر جاى نمانده است.
۳٫ بارخدایا، توان تو بر برطرف کردن مشکلاتى که در آن هستم، چون توان توست بدانچه مرا بدان مبتلا کردى، و یاد نعمت و احسانت مرا با تو آشنا کرده و امید به بخشش و فضلت به من توان بخشیده، چرا که از آن زمان که مرا آفریده‏اى از گستره نعمت و احسانت بیرون نبوده‏ام.
۴٫ و تو اى خداى من چاره ساز و پناهگاه، و نگاهبان و مدافع من هستى، به من چشم محبت دارى، با من مهربانى، و روزیم مى‏دهى، آنچه به من مى‏رسد درچار چوب قضاى توست و به هر سو که مى‏روم به دانش توست.
۵٫ پس اى آقا و سرورم آنچه را برایم مقدر کرده و قطعى و حتمى ساخته‏اى عافیتم باشد، و چیزى باشد که در آن صلاح من است و مرا از این گرفتارى رهایى بخشد، چرا که من براى دفع این جز بر تو امید نمى‏بندم، و جز به تو اعتماد نمى‏کنم،
۶٫ پس اى صاحب بزرگى و بزرگوارى، در جایگاه خوش گمانى‏ام به تو باش، و ناتوانى و بیچارگى‏ام را برطرف فرما و اندوهم را بزداى، دعایم را اجابت کن و گرفتارى‏ام را برطرف فرما، و با این کار بر من و بر هر کس که تورا فرا خوانده منت گذار،
۷٫ سرورم مرا به دعا فرا خواندى، و پذیرفتى که آن را قرین اجابت سازى، و وعده تو حق است که در آن دگرگونى و خلافى نیست.
۸٫ پس بر محمّد پیامبر و بنده‏ات و بر پاکیزه‏گان از اهلبیتش درود فرست، و به فریادم رس که فریاد رس بى فریاد رسانى، پناهگاه بى پناهانى، و من آن درمانده‏اى هستم که پذیرش دعایش و برطرف کردن گرفتارى‏اش را بر عهده گرفتى، پس دعایم را اجابت کن و گرفتارى و اندوهم را برطرف فرما،
۹٫ و حالم را به نیکوترین حال که باید باشم باز گردان، و به آنچه سزاوار آن هستم مجازاتم مکن، و به رحمتت که هر چیز را در بر گرفته است با من رفتار کن، اى بزرگ و بزرگوار،
۱۰٫ و درود خدا بر محمّد و خاندان محمّد باد، و بشنو و اجابت کن اى بلند اقتدار.

فی الکرب والإقاله
۱٫ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَلا تُشْمِتْ بی عَدُوّی، وَلا تَفْجَعْ بی حَمیمی.
۲٫ اَللّهُمَّ هَبْ لی لَحْظَهٍ رَحیمَهٍ مِنْ لَحَظاتِکَ، تَکْشِفُ بِها عَنّی مَا ابْتَلَیْتَنی بِهِ، وَتَرُدُّنی اِلى اَحْسَنِ عاداتِکَ عِنْدی، وَاسْتَجِبْ دُعآئی، وَدُعاءَ مَنْ اَخْلَصَ لَکَ دُعآءَهُ لی،
۳٫ فَقَدْ ضَعُفَتْ قُوَّتی، وَقَلَّتْ حیلَتی، وَاشْتَدَّتْ حالی، وَیَئِسْتُ عَمّا عِنْدَ خَلْقِکَ فَلَمْ یَبْقَ لی اِلاّ رَجآؤُکَ فی رَدِّ قَدیمِ ما اَنْعَمْتَ عَلَیَّ، فَاِنَّ قُدْرَتَکَ عَلى کَشْفِ ما اَنَا فیهِ، کَقُدْرَتِکَ عَلى مَآ ابْتَلَیْتَنی بِهِ.
۴٫ اَیْ رَبِّ! ذِکْرُ عَوآئِدِکَ یُؤْنِسُنی، وَالرَّجآءُ لاِنْعامِکَ وَرَحْمَتِکَ وَفَضْلِکَ یُقَوّینی، لَمْ اَخْلُ مِنْ نِعْمَتِکَ مُنْذُ خَلَقْتَنی.
۵٫ فَاَنْتَ اِلهی مَفْزَعی وَمَلْجَأی، وَالْحافِظُ لی، والذّابُّ عَنّی، وَالْمُتَحَنِّنُ عَلَیَّ، الرَّحیمُ بی، الْمُتَکَفِّلُ بِرِزْقی، فی قَضآئِکَ کانَ ما حَلَّ بی، وَبِعِلْمِکَ ما صِرْتُ اِلَیْهِ،
۶٫ فاجْعَلْ یاوَلِیّی، وَسَیِّدی فیما قَضَیْتَ وَقَدَّرْتَ عَلَیَّ وَحَتَمْتَ عافِیَتی وَما فیهِ صَلاحی وَخَلاصی مِمّا اَنَا فیهِ، فَاِنّی لا اَرْجُو لِدَفْعِ ذلِکَ غَیْرَکَ، وَلا اَعْتَمِدُ فیهِ اِلاّ عَلَیْکَ،
۷٫ فَکُنْ یاذَالْجَلالِ وَ الاِْکْرامِ عِنْدَ حُسْنِ ظَنّی بِکَ، وَارْحَمْ ضَعْفی وَقِلَّهَ حیلَتی، وَاکْشِفْ کُرْبَتی وَاسْتَجَبْ دَعْوَتی اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.
۸٫ وَاَقِلْنی عَثْرَتی وَامْنُنْ عَلَیَّ بِذلِکَ وَعَلى کُلِّ داعٍ لَکَ، اَمَرْتَنی یا سَیِّدی بِالدُّعآءِ وَ تَکَفَّلْتَ بِالاِْجابَهِ، وَ وَعْدُکَ الْحَقُّ الَّذی لا خُلْفَ لَهُ وَلا تَبْدیلَ.
۹٫ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَ آلِهِ، وَ اَغِثْنی فَاِنَّکَ غِیاثُ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، وَحِرْزُ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، یاذَا الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.
۱۰٫ اَللّهُمَّ لَکْ تَرَهَّبَ الْمُتَرَهِّبُونَ، وَاِلَیْکَ اَخْلَصَ الْمُبْتَهِلُونَ، رَهْبَهٍ لَکَ وَ رَجآءٍ لِعَفْوِکَ، یااِلهَ الْحَقِّ ارْحَمْ دُعآءَ الْمُسْتَصْرِخینَ، وَاعْفُ عَنْ جَرآئِمِ الغافِلینَ وَزِدْ فی اِحْسانِ الْمُنیبِینَ یَوْمَ الْوُفُودِ عَلَیْکَ یا کَریمُ.

مشکلات و فقدان اشتغال
(دعاى آن حضرت(ع) است در مشکلات و از دست رفتن کار)
۱٫ بارخدایا، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و دشمنانم را به شماتتم مگمار، و بر دوستانم سنگ فاجعه مبار.
۲٫ بارخدایا، لحظه پر مهرى از لحظه‏هایت را عطایم کن که آنچه را بدان مبتلا هستم بر طرف سازى، و مرا به نیکوترین عادتى که نزد توست باز گردانى، و دعایم را و دعاى کسى که دعایش را برایت خالص ساخته اجابت فرمایى،
۳٫ چرا که نیروى من به سستى گراییده، و چاره سازیم اندک شده، و گرفتاریم فزونى یافته، و از آنچه نزد آفریدگان توست نا امید شده‏ام، و در باز گرداندن نعمت‏هاى دیرینت که به من داده‏اى امیدى جز تو ندارم.
۴٫ پروردگارم! یاد مهربانى‏هایت مرا با تو مهربان ساخته، و امید به احسان و رحمت و افزون بخشیت مرا یارى بخشیده، و از آن زمان که مرا آفریده‏اى از نعمت‏هایت بى‏بهره نبوده‏ام.
۵٫ پس تو اى خداى من، چاره ساز و پناهگاه من هستى، نگهبان و مدافع من هستى، به من عنایت دارى و بر من مهر مى‏ورزى، و روزیم را بر عهده گرفته‏اى، آنچه به من مى‏رسد به قضاى توست، و بدان سو که مى‏روم به دانش توست،
۶٫ پس اى مولا و سرورم، آنچه را برایم امضاء مى‏کنى و مقدر مى‏سازى و حتمى مى‏کنى عافیتم باشد، و آنچه در آن صلاح من است و عامل رهایى من از آنچه در آن هستم، چرا که من براى برطرف کردن این مشکلات امیدى جز تو ندارم، و به کسى جز تو اعتماد نمى‏کنم،
۷٫ پس اى صاحب شکوه و بزرگوارى در جایگاه نیک گمانى‏ام به تو باش و بر ناتوانى و بى چارگى‏ام رحم آور و گرفتارى هایم را برطرف فرما، و دعایم را اجابت کن، که تو بر هر چیز توانایى.
۸٫ مشکلاتم را برطرف فرما، و با این کار بر من و به هر کس که تو را به دعا مى‏خواند منت گذار، دستورم دادى اى سرورم که از تو بخواهم، و اجابت را خود بر عهده گرفتى، و وعده‏ات حق است وخلاف و دگرگونى در آن نیست.
۹٫ بارخدایا، بر بنده‏ات محمّد و پیامبرت و خاندانش درود فرست، و به فریادم رس، که تو فریاد رس بیچارگان، و پناه بى پناهانى، اى شکوهمند و بزرگوار، آمین اى پروردگار جهانیان.
۱۰٫ بارخدایا، ترسایان براى تو مى‏ترسند، و بیمناکان به درگاه تو اخلاص مى‏ورزند، که از تو هراسانند و گذشتت را امیدوارند، اى خداوند حق بر دعاى ناله کنندگان رحم آور، و از جرائم بى‏خبران در گذر، و بر احسان توبه کنندگان بیفزا، در روزى که به درگاه تو مى‏آیند اى بزرگوار.

فی تفریج الغموم والهموم
۱٫ یا سامِعَ کُلِّ صَوْتٍ، وَ مُحْیِیَ کُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ الْمَوْتِ، مالی اِلهٌ غَیْرُکَ فَاَدْعُوهُ، وَلا شَریکَ لَکَ فَاَرْجُوهُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَخَلِّصْنی یا رَبِّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ مِنْ کُلِّ غَمٍّ، کَما تُخَلِّصُ الْوَلَدَ مِنْ بَیْنِ الْمَشیمَهِ وَاللَّحْمِ بِعِزَّتِکَ.
۲٫ وَخَلِّصْنی یا رَبٍّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ مِنْ کُلِّ هَمٍّ وَغَمٍّ، کَما تُخَلِّصُ اللَّبَنَ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ بُقُوَّتِکَ.
۳٫ وَخَلِّصْنی یا رَبِّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ مِنْ کُلِّ غَمٍّ، کَما تُخَلِّصُ الَّثمَرَهَ مِنْ بَیْنِ مآءٍ وَطینٍ وَرَمْلٍ بِقُدْرَتِکَ.
۴٫ وَخَلِّصْنی یا رَبِّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ مِنْ کُلِّ غَمٍّ، کَما تُخَلِّصُ الْبَیْضَهَ مِنْ جَوْفِ الطّآئِرِ بِجَلالَتِکَ.
۵٫ وَخَلِّصْنی یا رَبِّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ مِنْ کُلِّ غَمٍ، کَما تُخَلِّصُ الطّآئِرَ مِنْ جَوْفِ الْبَیْضَهِ بِحَوْلِکَ وَقُوَّتِکَ وَرَحْمَتِکَ، اِنَّکَ فَعّالٌ لِما تُریدُ، وَاَنْتَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ.

رفع گرفتارى
(دعاى آن حضرت(ع) است در برطرف کردن گرفتارى و اندوه)
۱٫ اى شنواى هر صدا، وزنده کننده هر کس پس از رفتن از دنیا، مرا جز تو خدایى نیست که بخوانمش، و براى تو همتایى نیست که امید برمش، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا به حق محمّد و خاندان محمّد از هر اندوه وا رهان، آن‏گونه که به عزتت نوزاد را از بین گوشت و پرده رحم رهانیدى،
۲٫ به حق محمّد و خاندان محمّد مرا از هر غم و اندوه وا رهان، آن‏گونه که به قوتت شیر را از بین سرگین و خون رهانیدى.
۳٫ و به حق محمّد و خاندان محمّد مرا از هر اندوه وا رهان، آن‏گونه که به قدرتت میوه را از بین آب و خاک و شن رهانیدى.
۴٫ و به حق محمّد و خاندان محمّد مرا از هر اندوه وا رهان، آنگونه که به جلالت تخم پرنده را از دل پرنده رهانیدى.
۵٫ پروردگارا، به حق محمّد و خاندان محمّد مرا از هر اندوه وا رهان، آن‏گونه که به یارى و نیرو و رحمتت پرنده را از دل تخم رهانیدى، که تو انجام مى‏دهى هر چه را خواهى، و تو بر هر چیز توانایى.
فی مناجاه المفتقرین [لیوم الإثنین ]
۱٫ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. اِلهی کَسْری لا یَجْبُرُهُ اِلاّ لُطْفُکَ وَحَنانُکَ، وَفَقْری لایُغْنیهِ اِلاّ عَطْفُکَ وَاِحْسانُکَ، وَرَوْعَتی لا یُسَکِّنُها اِلاّ اَمانُکَ، وَذِلَّتی لا یُعِزُّها اِلاّ سُلْطانُکَ،
۲٫ وَاُمْنِیَتی لا یُبَلِّغُنیها اِلاّ فَضْلُکَ، وَخَلَّتی لایَسُدُّها اِلاّ طَوْلُکَ، وَحاجَتی لا یَقْضیها غَیْرُکَ، وَکَرْبی لا یُفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِکَ، وضُرِّی لایَکْشِفُهُ غَیْرُ رَأْفَتِکَ، وَغُلَّتی لا یُبَرِّدُها اِلاّ وَصْلُکَ،
۳٫ وَلَوْعَتی لا یُطْفیها اِلاّ لِقآؤُکَ، وَشَوْقی اِلَیْکَ لایَبُلُّهُ اِلاّ النَّظَرُ اِلى وَجْهِکَ، وَقَراری لایَقِرُّدُونَ دُنُوّی مِنْکَ، وَلَهْفَتی لا یَرُدُّها اِلاّ رَوْحُکَ، وَسَقَمی لا یَشْفیهِ اِلاّ طِبُّکَ،
۴٫ وَغَمّی لا یُزیلُهُ اِلاّ قُرْبُکَ، وَجُرحی لا یُبْرِئُهُ اِلاّ صَفْحُکَ، وَرَیْنُ قَلْبی لا یَجْلُوهُ اِلاّ عَفْوُکَ، وَ وَسْواسُ صَدْری لا یُزیحُهُ اِلاّ اَمْرُکَ.
۵٫ فَیا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلینَ، وَ یاغایَهَ سُؤْلِ السّآئِلینَ، وَیا اَقْصى طَلِبَهِ الطّالِبینَ، وَ یا اَعْلى رَغْبَهِ الرّاغِبینَ، وَیا وَلِیَّ الصّالحینَ، وَیا اَمانَ الْخآئِفینَ، وَ یا مُجیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرّینَ، وَیا ذُخْرَ الْمُعْدَمینَ، وَ یا کَنْزَ الْبآئِسینَ، وَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، وَ یا قاضِیَ حَوآئِجِ الْفُقَرآءِ وَالْمساکینِ، وَیا اَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ، وَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
۶٫ لَکَ تَخَضُّعی وَ سُؤالی، وَاِلَیْکَ تَضَرُّعی وَ ابْتِهالی.
۷٫ اَسْاَلُکَ اَنْ تُنیلَنی مِنْ رَوْحِ رِضْوانِکَ، وَتُدیمَ عَلَیَّ نِعَمَ امْتِنانِکَ.
۸٫ وَها اَنَا بِبابِ کَرَمِکَ واقِفٌ، وَلِنَفَحاتِ بِرِّکَ مُتَعَرِّضٌ، وَبِحَبْلِکَ الشَّدیدِ مُعْتَصِمٌ، وَبِعُرْوَتِکَ الْوُثْقى مُتَمَسِّکٌ.
۹٫ اِلهی ارْحَمْ عَبْدَکَ الذَّلیلَ، ذَا اللِّسانِ الْکَلیلِ وَالْعَمَلِ الْقَلیلِ وَامْنُنْ عَلَیْهِ بِطَوْلِکَ الْجَزیلِ، وَاکْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّکَ‏الظَّلیلِ، یا کَریمُ یا جَمیلُ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

مناجات نیازمندان
(دعاى آن حضرت(ع) است در مناجات نیازمندان)
۱٫ به نام خداوند مهر گستر مهربان. خداوندا، شکستم را جز لطف و محبتت جبران نخواهد کرد، و نیازمندى‏ام را جز مهر و احسانت از بین نخواهد برد، و ترسم را جز امانت آرام نخواهد ساخت، و ذلّتم را جز سلطنتت عزت نخواهد بخشید،
۲٫ و آرزوهایم را جز فضلت برآورده نخواهد ساخت، و کمبودهایم را جز بخششت برطرف نخواهد کرد، و حاجت‏هایم را جز ذات بى‏نیازت برآورده نخواهد ساخت، و گرفتارى‏هایم را جز رحمتت گشایش نخواهد داد، و اندوهم را جز مهرت نخواهد زدود، و سوز سینه‏ام را جز آب وصالت نخواهد نشاند،
۳٫ و شعله‏هاى قلبم را جز فیض لقاءت خاموش نخواهد ساخت، و شوق التهابم را جز دیدارت آبى نیفشاند، و برقراریم جز با نزدیک شدن به تو پابرجا نمى‏ماند، و حسرت‏هایم را جز نسیم روح‏بخشت بازنگرداند، و دردم را جز مداوایت شفاء نمى‏بخشد،
۴٫ و اندوهم را جز تقرب به تو زایل نمى‏سازد، و زخمم را جز گذشتت التیام نمى‏دهد، و زنگار دلم را جز چشم‏پوشیت صفا نمى‏بخشد، و وسواس سینه‏ام را جز فرمانت آرامش نمى‏بخشد.
۵٫ پس اى منتهاى آرزوى آروزمندان؛ و اى سرحه اعلاى سئوال مسئلت‏خواهان و اى برترین مطلوب حق‏جویان! و اى والاترین معشوق دلبندان! و اى سرپرست شایستگان و امان ترسناکان! و اى اجابت‏کننده دعاى درماندگان! اى ذخیره تهیدستان! و اى گنج مستمندان! و اى فریادرسِ فریادرس‏خواهان! اى برآورنده نیاز بیچارگان و بینوایان! اى بزرگوارترین بزرگواران! و اى مهربان‏ترین مهربانان.
۶٫ خضوع و درخواستم براى توست، و ناله و اندوهم به سوى توست.
۷٫ از تو مى‏خواهم که از روح و رضوانت به من بخشى، و نعمت‏هاى بى‏کرانت را بر من تداوم دهى.
۸٫ و هان اینک منم به درگاه کرمت ایستاده، و براى دریافت نسیم روح‏بخش نیکى‏ات آماده، و به ریسمان استوارت چنگ افکنده، و به رشته محکمت آویخته.
۹٫ خداوندا، ترحم آر بر این بنده‏ات که زبون گشته، زبانش از گفتار فرومانده، و کردارى ناچیز آورده، با عنایت بى‏کرانه‏ات بروى منت گذار، و او را در سایه‏سار گسترده‏ات آر، اى زیبا و اى بزرگوار، اى مهربان‏ترین مهربانان.

فی إنجاح المطالب، والفرج فی المصائب
قال الکفعمیّ، رواه مقاتل بن سلیمان، عن زین العابدین وسیّد الساجدین علیّ بن الحسین علیهماالسّلام وقال: من دعا به مائه مرّهٍ ولم یستجب له، فلْیلعن مقاتلاً:
۱٫ اِلهی کَیْفَ اَدْعُوکَ وَاَنا اَنا، وَکَیْفَ اَقْطَعُ رَجآئی مِنْکَ وَاَنْتَ اَنْتَ.
۲٫ اِلهی اِذا لَمْ اَسْاَلُکَ فَتُعْطِیَنی، فَمَنْ ذَا الَّذی اَسْاَلُهُ فَیُعْطِیَنی.
۳٫ اِلهی اِذا لَمْ اَدْعُکَ فَتَسْتَجیبَ لی، فَمَنْ ذَا الَّذی اَدْعُوهُ فَیسْتَجیبَ لی.
۴٫ اِلهی اِذا لَمْ اَتَضَرَّعْ اِلَیْکَ فَتَرْحَمَنی، فَمَنْ ذَا الَّذی اَتَضَرَّعُ اِلَیْهِ فَیَرْحَمَنی.
۵٫ اِلهی فَکَما فَلَقْتَ الْبَحْرَ لِمُوسى عَلَیْهِ السَّلامُ وَنَجَّیْتَهُ، اَسْاَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْ تُنَجِّیَنی مِمّا اَنَا فیهِ، وَ تُفَرِّجَ عَنّی فَرَجاً عاجِلاً غَیْرَ آجِلٍ، بِفَضْلِکَ وَرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
خواسته ‏ها و رهایى از گرفتارى
(دعاى آن حضرت(ع) است در دستیابى به خواسته‏ها و رهایى از گرفتارى‏ها)
کفعمى گوید: مقاتل بن سلیمان این دعا را از زین العابدین، سیّد السّاجدین على بن حسین علیهماالسّلام روایت کرده است، و گفت: هر کس این دعا را صد بار بخواند و دعایش مستجاب نشود به مقاتل لعنت بفرستد:
۱٫ بارخدایا، چگونه تو را خوانم با اینکه من منم، و چگونه امیدم را از تو بگسلم حال آنکه تو تویى.
۲٫ بارخدایا، آنگاه که از تو چیزى نخواسته‏ام به من مى‏بخشى، پس چگونه است آنگاه که از تو چیزى را خواهم و تو به من بخشى.
۳٫ بارخدایا، هنگامى که تو را نخوانده‏ام پاسخم مى‏دهى، پس چگونه است آنگاه که تو را خوانم و تو اجابت فرمایى.
۴٫ بارخدایا، آنگاه که به درگاهت ننالیده‏ام بر من رحم مى‏آورى، پس چگونه است آنگاه که به درگاهت زارى کنم و بر من رحم آورى.
۵٫ بارخدایا، پس همانگونه که براى موسى(ع) دریا را شکافتى و او را رهانیدى، از تو مى‏خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى و مرا از آنچه در آن هستم رهایى بخشى، و گشایشى به سرعت نه دراز مدت بهره‏ام فرمایى، به فضل و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

دانلود فایل PDF کتاب
مراکز و کتابخانه های ویژه معلولین، همچنین افراد دارای معلولیت جهت دریافت رایگان نسخه کاغذی و چاپی یا نسخه صوتی و گویا آن می توانند با دفتر فرهنگ معلولین مکاتبه نمایند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *