میرزا محمدباقر رشتی، شاعر نابینا

میرزا محمدباقر رشتی
شاعر نابینا

میرزا محمدباقر رشتی (۱۲۷۰-۱۳۴۰ق) از شاعران دوره قاجاریه است که در اواسط عمرش در زندان نابینا شد. متأسفانه بدعت میل کشیدن بر چشم و کورسازی فرهیختگان همواره در تاریخ وجود داشته است. گاه برخی نخبگان را در زندان، در شرایط سخت نگهداری می‌کردند و موجب نابینایی آنان می‌شدند. اما به رغم ناگواری‌های این نخبگان، حسن شهرت و آوازه‌شان بعد از سده‌ها و ده‌ها هنوز باقی است ولی برای پادشاهان و زندان‌بان‌های مستبد، فقط ننگ و بدنامی مانده است. امید است دیگر حاکمان از این حوادث عبرت آموزند.
اما میرزا محمدباقر رشتی، متخلص به «بصار» فرزند میرزا موسی، معروف به «بهشتی» از ادیبان و بزرگان گیلان بود. بصار در حدود سال ۱۲۷۰ق در رشت تولد یافت و علوم متداول آن زمان را در مدارس سنتّی رشت فرا گرفت. در شعر طبعی سرشار داشت. او نخست تخلص خود را «تائب» گذاشت. چرا كه وی مردی متدین بود. سپس در محضر عندلیب، سخنور لاهیجانی به مطالعه و تحقیق ادیان پرداخت. در سال ۱۳۰۰ق به علت سعایت به زندان عبدالله خان استاندار گیلان افتاد. زمان طولانی زندان و تاریکی آن سبب شد، که وی از هر دو چشم نابینا گردد. به همین مناسبت از آن پس تخلص خود را از «تائب» به «بصار» تغییر داد.
بصار در سال ۱۳۴۰ق بعد از هفتاد سال زندگی پربار در بابل مازندران بدرود حیات گفت. وی اشعار فراوانی دارد که در مدح مولای خویش سروده است. بخشی از شعر او را که از حیث ادبی كم سابقه و کم نظیر است درج می‌کنیم:
می‌رود عمری نگارا، در کمند تو اسیرم
غم چو شیر و من فتاده، در دم چنگال شیرم
داند آن حی قدیرم
از حیات خویش سیرم
گردش دوران و تأثیر حوادث کرده پیرم
در کمند تو اسیرم
خاطر آزرده از دور سپهر واژگون شد
رایـت اقبال من، از تیره بختی سرنگون شـد
خود نمی‌دانم که چون شد
دل یکی دریای خون شد
کیست از حال دل آگه جز خداوند خبیرم؟
در کمند تو اسیرم
همچون صیدی بسته آن طره پرپیچ و تابم
غمزه مژگان خونریزیت، ربود از دیده خوابم
سینه آماج خدنگت، گر زنی ریشه به تیرم
در کمند تو اسیرم
رخ متاب از من، مران ای شاه اسب پیل پیکر
عرصه‌ام تنگ است، فرزین خود را محو بنگر
من پیاده مانده مضطر
مات ماندم پای تا سر
چرخ شطرنجی، چسان افکند از بالا به زیرم
در کمند تو اسیرم
دلبرا! دانی من آن رند می‌و شاهد پرستم
جز به روی نازنینت در به روی غیر بستم
از می‌حب تو مستم
رشته الفت گسستم
طیر گردون آشیانم، ز آسمان آید صغیرم
در کمند تو اسیرم

مأخذ: شاعران کور، علی اکبر مشیر سلیمی، نشر علمی، ۱۳۴۴.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *