نقش ورزش و APA در سلامت افراد دارای معلوليت

نقش ورزش و APA در سلامت افراد دارای معلوليت

طاهره رعدی
مجموعه مقالات، پنجمين کنفرانس اينترنتي توانبخشی در آسيب نخاعي
تيرماه 1393

مقدمه
واژه معلوليت برای اشاره به ويژگی هايی است که گاه آنقدر شديد هستند که فعاليتهای عادی روزمره انسان را تحت تأثير قرار می دهند.
با توجه به کنوانسيون سازمان ملل متحد در مورد حقوق معلولين اين افراد کسانی هستند که در دراز مدت دچار اختلالات جسمی ، روانی، فکری و يا حسی ميشوند که در تعامل با موانع مختلف ممکن است مانع مشارکت کامل و موثر در جامعه شود. معلوليت می تواند دائمی يا موقت باشد و ميتواند از بدو تولد باشد يا بعداً در زندگی از طريق جراحت يا بيماری ايجاد شود.
بانک جهانی تخمين می زند که حدود 600 ميليون نفر، يا 10 ٪ از جهان جمعيت معلول می باشند و حدود 80 ٪ از اين افراد در کشورهای درحال توسعه زندگی می کنند و اگر خانواده های معلولين را هم درنظر بگيريم حداقل 25 درصد از مردم جهان به طور مستقيم تحت تاثير معلوليت قرار می گيرند. معلوليت می تواند هم علت و هم نتيجه فقر باشد اين رابطه به ويژه در کشورهای در حال توسعه مشهود است. مطالعات نشان می دهد که 98 درصد از کودکان معلول در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند و هيچ آموزشی دريافت نمی کنند. و اين بيشتر دختران را در برميگيرد.
بيان مسئله:
در کشورهای در حال توسعه ، افراد معلول اغلب با موانع و مشکلاتی برای مشارکت در ورزش و فعاليتهای جامعه مواجه هستند و اين ممکن است شامل مسائل پيچيده ای از جمله نگرش نسبت به معلوليت، اعتقادات سنتی و سيستم های تربيت بدنی، دسترسی به زيرساخت های ورزشی از جمله خدمات ، امکانات و تجهيزات باشد.
يکپارچه سازی افراد با معلوليت های مختلف و گنجاندن آنها در شاخه های مختلف ورزشی، تمرکز اصلی در دهه های اخير بوده است و فرصت های جديدی را برای مشارکت و رقابت ايجاد کرده است. در يک مقياس بزرگتر، شرکت معلولين در ورزش به ساختن و معرفی مليت افراد شرکت کننده کمک می کند.
در سطح انفرادی ، افرادمعلول ممکن است جهت مشارکت در ورزش، با موانعی در مقايسه با افراد بدون معلوليت مواجه شوند:
-عدم وجود تجارب اوليه در ورزش (اين موضوع دربين افراد براساس اينکه آيا معلوليت از بدو تولد بوده يا بعدا دچار شده، در زندگی افراد متفاوت است)
– عدم شناخت و آگاهی از ورزش معلولين
– فرصت های محدود برای مشارکت ، آموزش و رقابت
– کمبود امکانات در دسترس ، از جمله ورزشگاهها و ساختمان ها
– محدوديت وسايل حمل و نقل در دسترس
– محدود بودن عوامل روانشناختی و جامعه شناختی از جمله نگرش والدين ، مربيان ، معلمان و حتی خود معلولين نسبت به معلوليت
– دسترسی محدود به اطلاعات و منابع
ورزش برای افراد معلول، يک مفهوم جديد نيست ، بلکه پتانسيل کامل، قدرتمند و کم هزينه ای است برای ترويج مشارکت بيشتر و رفاه اين افراد. ورزش برای افراد معلول با بيش از 17 بازی بين المللی و در سه سطح المپيک، با هدف قرار دادن ورزشکاران معلول در جامعه شکوفا شد:
– المپيک ناشنوايان
– المپيک معلولين جسمی، حرکتی و نابينايان
– المپيک برای معلولين ذهنی
ورزش درمانی قدم اول برای ابداع ورزشهای معلولين بود که سپس به مسابقات و رقابت های ورزشی ختم شد . ورزش معلولين در 47 نشريه دانشگاهی و مجله و بسياری از خبرنامه های منتشر شده توسط سازمان ورزش معلولين در سراسر جهان، منعکس شده که تمرکز آن بر آموزش و پرورش تطبيقی فيزيکی و تفريح و سرگرمی می باشد.
مبانی نظری و تحقيقات گذشته:
در 28 جولای سال 1948 ، روز افتتاحيه بازيهای المپيک 1948 لندن همزمان بود با افتتاح بازيهای استوک مندويل که در حقيقت در اين روز ورزشهای با ويلچر آغاز شد . در سال 1952 سربازان معلول دانمارکی به ورزش معلولين پيوستند و کميته رقابت های بين المللی ” استوک مندويل” را تاسيس کردند . در سال 1960 ، تحت نظارت و حمايت فدراسيون جهانی سربازان قديمی گروه تحقيقی بين المللی ورزش معلولين جهت مطالعه و تحقيقات ورزش معلولين تاسيس شد و سپس در سال 1964 به افتتاح IOSD يا سازمان جهانی ورزش معلولين ختم شد.اين سازمان برای ورزشکاران معلولی مناسب بود که نمی توانستند به عضويت کميته بازيهای جهانی در رشته های ورزشهای معلولين نابينا ، قطع عضو ، قطع نخاعی ، فلج مغزی و فلج قسمتهای مختلف بدن درآيند .
در ابتدا 16 کشور به عضويت اين سازمان درآمدند و باعث الحاق نابينايان و قطع عضويها به پارالمپيک 1976 تورنتو و معلولين ذهنی در مسابقات سال 1980 در “آرنهيم” گرديد . هدف از برگزاری مسابقات اين بود که تمامی انواع ورزشهای معلولين را در بر گيرد و به عنوان يک کميته هماهنگ کننده فعاليت داشته باشد . به هر حال ديگر سازمانهای مربوط به معلولين مانندCP- ISRA و IBSA در سالهای 1980 و 1978 تاسيس شدند . اين چهار سازمان بين المللی همگی نياز به هماهنگی را احساس کردند . بنابر اين با کمک يکديگر در سال 1982 ( کميته هماهنگ کننده ورزشی معلولين در جهان ) را با نام ICC افتتاح کردند . اين کميته متشکل از چهار سازمانCP- ISRA ، IBSA ، ISMGF ، IOSD و چندين دبير کل و معاون می باشد . در سالهای بعد کشورهای عضو خواستار حضور بيشتر و داشتن نماينده بيشتر در سازمانها شدند که اين امر به تاسيس موسسه مردمی در سال 1989 به نام IPC شد و تا امروز اين موسسه تنها سازمان چند منظوره رشته های ورزشی معلولين در جهان است
کميته بين المللی پارالمپيک نماينده بين المللی سازمان ورزش معلولين است. IPC مسابقات پارالمپيک و ديگر مسابقات ورزش معلولين را در دو سطح کشوری و جهانی برگزار می کند. IPC يک سازمان بين المللی غير انتفاعی است با 160 کميته ملی پارالمپيک و پنج فدراسيون بين المللی مخصوص ورزش معلولين . در حاليکه ديگر سازمانهای ورزش معلولين تنها يک گروه معلولين با يک ورزش را پوشش می دهند ، IPC به عنوان يک سازمان حمايت گر ، تمامی ورزشها و رشته های ورزشی معلولين را در بر می گيرد . سازمانهای ورزشی که IPC را می سازند مطمئن هستند که آينده ورزش معلولين بستگی به ورود همه ورزشکاران معلول به صحنه مسابقات دارد .
ورزش می تواند تاثير مثبتی بر زندگی افراد معلول داشته باشد همانگونه که می تواند نقش کليدی در زندگی و جوامع افراد غيرمعلول بازی کند، به خوبی مستند شده که افراد معلول در مقايسه با افراد بدون معلوليت، تمايل کمتری به شرکت در جلسات ورزشی و فعاليتهای بدنی دارند.
در طول سه دهه گذشته ، مطالعات متعدد نشان داده است که فعاليت بدنی و ورزش معلولين موجب مشارکت و در نتيجه بهبود وضعيت عملکردی و کيفيت زندگی آنها می شود.
تحقيقات دانشمندان نشان می دهد که در همه گروههای معلولين مشارکت در ورزش و فعاليت بدنی منجر به بهبود سطح سلامت جسمی و رفاه روحی و ذهنی می شود.
ورزش و فعاليت بدنی همچنين باعث بهبود وضعيت جسمانی و حالت عمومی در بيماران روانی با اختلالات افسردگی و اضطراب می شود. علاوه بر اين ، ورزش و فعاليت جسمی با بهبود آگاهی اجتماعی و ارتقاء اعتماد به نفس ارتباط دارد و می تواند کمک به توانمندسازی افراد معلول نمايد.
اهميت و ضرورت:
نياز به ورزش و تاثير سلامتی آن در افراد معلول بسيار بيشتر از افراد سالم احساس می شود . بی ترديد ورزش ، عاملی است که معلولان را به سطح جامعه می کشاند و آنان را در انجام فعاليتها مستقل می سازد . امروزه افراد معلول در سطح وسيعی در فعاليت های اجتماعی و مسابقات شرکت دارند و هويت خود را به جامعه شناسانده اند . هم اکنون 100 سال از ابداع ورزشهای معلولين می گذرد ولی هنوز در برخی جوامع جدی گرفته نشده، قرن 18 و 19 ميلادی زمانی بود که تاثير ورزش در سلامت معلولين کاملا شناخته شده بود . بعد از جنگ جهانی اول، فيزيوتراپی و ورزش درمانی به اندازه ارتوپدی و جراحی مهم شده بودند . بعد از جنگ جهانی دوم به دليل تعداد زياد معلولين جنگی ، ورزشهای افراد معلول جسمی – حرکتی پا به عرصه وجود نهاد . در تحقيقاتی که برای سلامتی اين افراد انجام شد ، مشخص گرديد که ورزش يکی از بهترين درمانهای معلوليت است . در سال 1944 دکتر” لودويگ گوتمن” بر اساس درخواست دولت بريتانيا بيمارستان “استوک مندويل” که يک مرکز جراحی نخاعی بود را تاسيس کرد . در اين مرکز ورزش يکی از درمانهای موثر معلولين به حساب می آمد .
طبق اساسنامه سازمان ورزشهای معلولين ، اين سازمان دارای اهداف و اصول ذيل است :
تدوين قوانين ورزش معلولين بر اساس استانداردهای پارالمپيک
– تصويب ، نظارت و هماهنگی مسابقات پارالمپيک تابستانی و زمستانی
– هماهنگی جدول مسابقات رشته های ورزشی معلولين در سطح بين المللی و منطقه ای و تضمين پوشش کامل کليه نيازهای فنی – ورزشی در کليه گروههای معلولين .
– تلاش در جهت الحاق رشته های ورزشی معلولين به فعاليت های ورزشی افراد سالم با حفظ هويت اصلی رشته های ورزشی معلولين .
– ارتباط با کميته بين المللی المپيک و ديگر سازمانهای بين المللی ورزشی جهت دستيابی به اين اهداف و اصول . – تشويق و حمايت از برنامه ها و فعاليت های توانبخشی ، تحصيلی ، تحقيقی در جهت اهداف سازمان .
– ارتقاء ورزش معلولين در تمامی گروههای معلول بدون در نظر گرفتن تبعيضات سياسی ، مذهبی ، اقتصادی ، معلوليتی ، جنسيتی و قومی .
– فراگير کردن موفقيت های مناسب جهت شرکت هر چه بيشتر معلولين در ورزش و طرح ريزی هر چه بيشتر برنامه های آموزشی جهت بالا بردن و شکوفايی استعدادهای آن .
– الحاق هر چه بيشتر ورزشکاران معلول با معلوليت شديد و حضور زنان ورزشکار در رقابت های زمستانی و تابستانی پارالمپيک .
– تلاش هر چه بيشتر جهت نيل به اهداف و اصول سازمان .
هدف اصلی از اين تحقيق رسيدن به اين اهداف است:
1- آيا ورزش معلولين باعث ايجاد سلامت در اين افراد ميشد؟
و در صورتی که جواب مثبت است اهداف فرعی ذيل را دنبال می کنيم:
1- ورزش چگونه باعث ايجاد سلامت و رفاه معلولين ميشود؟
2- چه موانعی باعث روگردانی معلولين از ورزش ميشود؟
روش شناسی :
در اين بررسی که از دسته مقالات مروری Review (tutorial) articles يا پژوهشهای کتابخانه ای می باشد. بااستفاده از مطالعات کتابخانه ای و اينترنت، نقش ورزش در سلامت جسم و روح معلولين در داخل و خارج از کشور مورد بررسی قرار گرفت .
يافته ها جداول و نمودارها :
ورزش با دو روش به بهبود رفاه افراد معلول کمک می کند:
– با تغيير نگرش و رفتار جوامع نسبت به معلوليت
– با تغيير نگرش و رفتار معلولين نسبت به خودشان
اولين گام کاهش تبعيض و بيعدالتی در ارتباط با معلوليت است.دوم توانمندسازی افراد معلول به طوری که آنها پتانسيل و استعدادهای بالقوه خود را برای تغيير نگرش جامعه به رسميت بشناسند. ورزش کمک ميکند به کاهش انزوای افراد معلول و يکپارچه سازی آنها در زندگی اجتماعی. ورزش با تمرکز بر روی توانايی های معلولين، نگرش جامعه را نسبت به معلوليت تغيير می دهد. ورزش همچنين می تواند فرصت هايی برای افراد معلول به منظور توسعه مهارت های اجتماعی، تحکيم دوستی های خارج از خانواده های خود و مسئوليت پذيری فراهم سازد
فوائد فعاليتهای بدنی:
بهبود خلق و خوی
ضد افسردگی و اضطراب
باعث کاهش فشار خون
بهبود قدرت و استقامت
کنترل علائم آرتروز
استقلال
بحث و نتيجه گيری:
رشته های ورزشی سازماندهی شده برای افراد با ناتوانی های جسمی از برنامه های توان بخشی توسعه يافته است. ورزش برای توانبخشی بايد ابتدا بصورت ورزش تفريحی و سپس به سمت و سوی ورزش های رقابتی رشد داشته است.
با توجه به مشارکت کشورهای در حال توسعه در ورزش بين المللی، فاصله فزاينده ای ميان کشورهای توسعه يافته و در حال توسعه وجود دارد. اين شکاف با فقر تربيت بدنی و ورزش برای همه برنامه ها و عدم تامين مالی برای ورزش ارتباط دارد.
دسترسی محدود به خدمات ورزشی ، اطلاعات ورزشی و موضوع دوپينگ به طور فزاينده ای مشکل ساز است. کشورهای در حال توسعه نيز با طيف وسيعی از موانع اجتماعی و فرهنگی است که تاثير بر مشارکت ورزشی از جمله : مذهب ، فرهنگ ، زبان ، و نفوذ طولانی از استعمار در بسياری از نقاط جهان است.
مدل چندگانه معلوليت عصبی و مداخلات ورزش در آن:
باتوجه به اينکه ورزش در سلامتی همه گروههای سنی مؤثر است و نيز باتوجه به اينکه:
– بيش از 50 ٪ از بزرگسالان به اندازه کافی فعاليت های فيزيکی انجام نمی دهند بنابراين فوائد تندرستی را کسب نمی کنند. اکثريت قريب به اتفاق می گويند در مورد “پيری سالم” نمی دانند. تغيير در شيوه زندگی در سن 50 سالگی می تواند منجر به جلوگيری از بسياری بيماريها شود.
– برنامه های مبتنی بر جامعه در ايجاد انگيزه فعاليت های فيزيکی در ميان بزرگسالان مسن تر موثر هستند
– ورزش نقش مهمی در بهبود کيفيت زندگی را برای نجات يافتگان از سرطان دارد
– به طولانی شدن عمر و کيفيت تنظيم سال برای افراد مسن مبتلا به سندرم متابوليک حياتی کمک می کند
– افسردگی و شيوه زندگی مانند سيگار کشيدن، چاقی و بی تحرکی منجر به خانه نشينی ميشود و ورزش به بهبود افسردگی کمک می کند
– تغيير در شيوه زندگی و ساده زيستی ، رژيم غذايی سالم و ترک سيگار، نه تنها کمک به سلامت کلی ميکند بلکه در بهبود حافظه و عملکرد مغزنيزمؤثر است.
– افرادی که از نظر فيزيکی فعال هستند 55 ٪ تا 60 ٪ کمتر به بيماری های قلبی دچار ميشوند.
اگر برنامه ريزی ورزشی بطور اصولی و اساسی برای معلولين داشته باشيم در جهت سلامت اين قشر از جامعه گامی اساسی برداشته ايم و جهت نيل به اين هدف بايد ابتدا موانع را از پيش پا برداريم.
موانع فعاليت بدنی معلولين:
دسترسی محدود
مسائل حمل و نقل
هزينه های بالا
فقدان پشتيبانی
نگرانی بهداشت و درمان
و اين نيز ميسر نميشود مگر با برنامه ريزی های کلان کوتاه مدت و بلند مدت.
منابع :
– سازمان جهانی بهداشت، طبقه‌بندی بين‌المللی لطمات، معلوليت‌ها و نقص‌ها: راهنمای طبقه‌بندی مربوط به عوارض بيماری (ژنو، 1980) ؛

www.aapmr.org/academy/historyb.htm
www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?itool=abstractpluscmd=Retrieve&db=pubme
en.wikipedia.org/wiki/Physical_Medicine_and_Rehabilitation www.tums.ac.ir www.bijanfr.blogfa.com

منبع: وب سایت شمعدانی، 2 مرداد 1393

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *