جلال محمدی

جلال محمدی، ناشنوا، جوان برتر شهرستان خدابنده در جشنواره علی‌اکبر

زينب کرمی، مادر “جلال محمدی” که توانسته موتور نقليه ويژه معلولان را طراحی و توليد کند، اظهار کرد: در سال ۶۵ و زمانی که فقط ۲۰ ساله بودم اولين فرزندم جلال به دنيا آمد که پس از مدتی متوجه شديم پسرم نه می‌شنود و نه قادر به راه رفتن است.
وی افزود: همسرم کارگر ساده است و تا جايی که توان مالی داشتيم پسرم را برای درمان به شهر برديم ولی پزشکان از بهبودی پسرم قطع اميد کردند. اينکه مي‎ديدم پسرم و اولين تجربه من از مادر شدن يک فرزند معلول است برايم خيلی سخت بود، ولی با حمايت‎های همسرم و اينکه به من دلگرمی می‌داد و وجود جلال را امتحان الهی می‌دانست باعث شد تا بتوانم در نگهداری از فرزندم بيشتر تلاش کنم.
اين مادر تاکيد کرد: با توجه به اينکه جلال ناشنوا بود و نتوانست صداها را بشنود، در حال حاضر قادر به صحبت کردن نيست، ولی با توجه به اينکه هميشه سعی کرديم در محيط خانواده با ايما و اشاره مفاهيم را به او منتقل کنيم به خوبی مي‎تواند منظور خود را برساند و با من و پدرش و حتی با خواهر و برادرش نيز ارتباط برقرار کند و حتی در بگو بخند و بحث‌های خانوادگی نيز شرکت مي‎کند و نظر خود را ابراز می‌کند و در بسياری مواقع از هم‌فکری او استفاده مي‎کنيم.
مادر جلال با اشاره به اينکه جلال نتوانست درس بخواند، گفت: جلال فقط در کلاس اول که در روستا برگزار می‌شد شرکت کرد، ولی نتوانست درس بخواند، هر چند خيلی دوست داشت به مدرسه برود، اما به دليل عدم توانايی مالی نتوانستيم او را به مدرسه استثنايی در شهر ببريم و جلال ديگر درس نخواند.
کرمی در خصوص علاقه پسرش به کارهای فنی، خاطرنشان کرد: جلال در کودکی يک دوچرخه داشت که هميشه به جای اينکه دوچرخه‌سواری کند پيچ و مهره‎های دوچرخه‎اش را باز مي‎کرد و وقتی به او اعتراض مي‎کردم که دوچرخه‎ات خراب می‌شود اشاره می‌کرد که مي‎توانم درستش کنم و هميشه دوچرخه‌اش را مثل روز اول درست مي‎کرد و من از اينکه می‌ديدم پسرم از اين کار لذت می‌برد ديگر مزاحم کارش نمی‌شدم.
وی افزود: جلال که بزرگتر شد از پدرش يک موتور درخواست کرد که پدرش اين کار را برای او انجام داد و همين باعث شد تا جلال در زمينه تعمير موتور سررشته پيدا کند.
کرمی گفت: در همسايگي‎مان يک مغازه جوشکاری بود که جلال علاقه زيادی داشت که کار استاد جوشکار را تماشا کند و يک روز گفت که مي‎تواند جوشکاری کند و با علاقه‌ای که داشت برايش وسايل جوشکاری فراهم کرديم و جلال از کارش لذت می‌برد.
مادر جلال با بيان اينکه به دليل مشکل حرکتی جلال، رفت و آمد يکی از دغدغه‎های پسرم بود، تصريح کرد: جلال برای اينکه بتواند درآمد بيشتری داشته باشد به روستاهای هم‌جوار رفت و آمد کرده و جوشکاری مي‎کرد که به فکر طراحی يک موتور برای رفت و آمد خودش بود که بتواند بدون نياز به پا موتور را هدايت و کنترل کند که با حمايت‎های بهزيستی موفق به ساخت اين موتور شد.
“جلال محمدی” به عنوان جوان برتر شهرستان خدابنده از جشنواره علی‌اکبر، در شهرستان خدابنده انتخاب شد که به نقل از مادرش اين امر در روحيه جلال بسيار اثرگذار بوده و با روحيه بيشتری به کارش می‌پردازد.

منبع: خبرگزاری ایسنا؛ سایت معلولین ایران، ۳۱/۳/۱۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *