تحولات تاريخي كتاب گويا

گروه کارنامه نگاری کتاب گویا (این گروه به مدیریت خانم ضیائی‌فر در دفتر فرهنگ معلولین شکل گرفته است. وظیفه این گروه، گردآوری اطلاعات، اسناد و مدارک کتاب گویا و تدوین چند اثر مرجع درباره کتاب گویا است)

پديده‌اي كه امروزه به نام كتاب گويا شناخته مي‌شود، دو جنبه گفتاري يا گويايي و شنيداري يا شنوايي دارد و دارای تضايف مفهومی است. از يك نظر با حس شنوایی سروکار دارد و به نام كتاب شنيداري (Audio Book) است و از طرف ديگر با گفتار و سخن گفتن ارتباط دارد و كتاب گويايي يا Talking Book است.
كتاب گويا، ابتدا براي نابينايان ولي بعداً توسط عموم مردم استفاده شده است. انواع رسانه‌هاي صوتي از قبيل صفحه، نوار، ديسك و CD مي‌توانند آن‌را اجرا كنند. به وسيله دستگاه‌هاي مختلف مثل ضبط و پخش صوت، فلشر، MP و كامپيوتر قابل استفاده است. هدف از ضبط كتاب گويا، انتقال متن كامل يك كتاب يا نوشته روي يك حامل صوتي است؛ به گونه‌اي كه براي افرادي‌كه قادر به خواندن نيستند قابل درك و شنيدن باشد. از اينرو، بين كتاب گويا و يك نمايش‌نامه راديويي و يا نوار قصه، تفاوت‌هاي اساسي وجود دارد؛ زيرا معمولاً كتاب گويا توسط يك نفر خوانده مي‌شود كه لحن او نيز چندان احساساتي نبوده و بيش‌تر به كتابخواني با صداي بلند شبيه است.
بديهي است تمام كتاب‌هايي كه منتشر مي‌شوند، امكان گوياشدن ندارند. از اين رو، همواره سياست‌ها و معيارهايي براي انتخاب كتاب‌هايي كه قرار است گويا شوند، در نظر گرفته مي‌شود. معمولاً متوني كه براي ضبط انتخاب مي‌شوند، بايد به لحاظ ادبي غني بوده و قابليت ضبط داشته باشند.
افراد بسته به علاقه و ذائقه ادبي خود، ممكن است طرفدار گونه‌هاي مختلف ادبي باشند. از اين رو، در گوياكردن آثار ادبي بايد به اين تنوع در سليقه توجه كرد. البته به دليل محدوديت در امكانات، اين انتخاب بايد از ميان آثاري‌كه جوهره ادبي كافي دارند، انجام شود. سرمايه‌گذاري روي آثار ضعيف و كم‌ارزش، جز اتلاف آن سرمايه، نتيجه ديگري نخواهد داشت.
امروزه كاربرد كتاب گويا ، منحصر به افراد نابينا نيست. كم بينايان، سالخوردگان و به ويژه مبتلايان به بيماري پاركينسون، خانم‌هاي خانه‌دار، افرادي‌كه هميشه با اتومبيل در سفراند و زبان‌آموزان، براي تقويت مهارت‌هاي شنوايي يك زبان، مي‌توانند از كتاب گويا، به عنوان رسانه‌اي قابل اعتماد، بهره جويند.
به ويژه افرادي‌كه به دليل ابتلاء به بيماري‌هاي شنوايي و تمركز، نمي‌توانند روي متن تمركز ذهني داشته باشند.

تحولات جهاني: دانشمندان مسلمان در قرون نخستين اسلامي براي هر چيز چهار نوع وجود قائل بودند. مثلاً مي‌گفتند اين صندلي دارای چهار نوع وجود است. لفظ صندلی یک نوع وجود دارد و آن وجود لفظی و گفتاری است. وجودی هم در خارج و وجود دیگر در ذهن و وجودی هم به صورت کتابت و نوشتاری دارد. این چهار وجود را با نام‌های لفظی، خارجی، ذهبی وکتبی نام‌گذاری کرده بودند. و تمامی اشیاء حاکم هستی را مشمول این قاعده می‌دانستند. هر یک از اینها را با قوه‌ای و حسی درک می‌کنیم. یعنی مدرک و شناسنده این چهار نوع وجود هم چهار نوع است. يك لفظ صندلي را با گوش؛ صندلي در خارج را با تصور، صندلي در ذهن را با درک عقلی و بالاخره صندلي كتبي را با دیدن و چشم می‌شناسیم. دانشمندان مسلمان در منابع منطقي و فلسفي اين مبحث را به تفصيل مطرح كرده‌‌اند. نيز در اكثر كتابخانه‌هاي مهم بغداد، نيشابور، اندلس و جاهاي ديگر در قرون ۴ تا ۸ق، سماع و شنيدن به عنوان يك روش براي كسب دانش مطرح بوده است. اما در آن زمان به دليل عدم پيشرفت تكنولوژي، انسان‌هايي نقش گوينده را داشتند و كسان ديگر به عنوان شنونده، سماع مي‌نمودند. اما در سده بيستم امريكايي‌ها با بسط و توسعه گفتار و گويايي در توليد كتاب به نتايج جديد دست يافتند و توانستند بخشي از نيازهاي اجتماعي را مرتفع نمايند. نيز در اروپا و استراليا هم كتاب گويا به دليل نيازمندي به آن رشد كرد. در استراليا جمعيت كم و پراكندگي جمعيت زياد بود و عملاً تجميع بچه‌ها و برگزاري كلاس درس امكان‌پذير نبود. از اينرو شبكه راديو مسئوليت آموزش را بر عهده گرفت و دانش‌آموزان به روش مجازي سركلاس حاضر مي‌شدند. معلمين هم در راديو درس مي‌گفتند و متن درسي آنها، كتاب گويا بود.
از اینرو مدارس راديويي در اين حوزه پيشقدم بودند؛ مدارس راديويي راه افتاد و مخاطب بدون اين‌كه معلم خود را ببيند، تنها با شنيدن صداي آموزگار، درسهايش را مي‌آموخت. البته دروس عینی مثل فيزيك و شيمي بهتر از دروس تخیلی و ذوقی و احساسی مثل ادبيات نتیجه می‌داد. اين سؤال همواره مطرح بوده كه كتاب‌هاي ادبي را چگونه بايد اجرا كرد؟ به هر حال مدارس راديويي استراليا، كتاب گويا را توسعه داد و به ديگر كشورها صادر كرد.
انجمن كتابداران امريكا، تحقيقي در سال ۱۹۲۹م انجام داد و مشخص شد كم‌تر از ۱۵ درصد افراد نابينا، توانايي و مهارت لمسي براي خواندن خط بريل و لذت بردن از كتاب خواندن را دارند. در پاسخ به نياز نابينايان، دكتر روبرت اروين، مدير اجرايي بنياد نابينايان امريكا، برنامه‌اي را براي ضبط كتاب روي صفحه‌هاي گرامافون شروع و اصطلاح «كتاب گويا» (Talking Book) را نيز براي اين نوع كتاب انتخاب كرد. البته پيش از آن هم فكر گوياكردن كتاب‌ها روي صفحه‌هاي گرامافون، در جلسات انجمن كتابداران امريكا مطرح شده بود، اما چون هزينه‌هاي انجام اين كار بسيار بالا بود، اجرای آن به تعویق افتاد. حتي پس از شروع برنامه دكتر اروين (كه خودش هم نابينا بود)، همواره به فكر يافتن راه‌هايي براي كاهش هزينه‌هاي توليد كتاب گويا بودند. بالاخره در سال ۱۹۳۱م، كنگره امريكا به بررسي كتاب گويا پرداخت و تصويب كرد كه به اين پروژه كمك كند. يعني اين پروژه جزء برنامه‌هاي ملي كشور امريكا شد و دولت موظف به اجراي آن گرديد. و در سال ۱۹۳۲ كتاب گويا عملاً توليد شد. در سال ۱۹۳۵، رئيس جمهور وقت امريكا، بودجه نسبتاً خوبي را به توليد كتاب‌هاي گويا اختصاص داد و كتابخانه كنگره امريكا، مسئول انجام اين پروژه شد. به اين ترتيب، ساير كتابخانه‌هاي ملي و محلي نيز اين كتاب‌ها را از كتابخانه كنگره امريكا دريافت كرده، به نابينايان امانت مي‌دادند. در طول سال‌هاي بعد، در عين حال‌كه سرمايه بيش‌تري به اين‌كار تخصيص مي‌يافت، تلاش‌هايي نيز براي كاستن هزينه‌ ضبط كتاب‌ها و ارتقاي كيفيت و نيز انطباق آن‌ها با استانداردها انجام شد. اندك اندك دستگاه‌ها نيز پيشرفته‌تر شده، صفحه گرامافون جاي خود را به محمل‌هاي ديگر و سرانجام به نوار كاست داد. در اندك فاصله زماني، فعاليت‌هاي گسترده‌اي براي توليد كتاب گويا، توسط ساير مؤسسات در اقصي نقاط جهان آغاز و پس از مدتي، حتي متن برخي مجله‌ها نيز روي نوار ضبط شد. اين مجله‌ها كه اغلب از ميان نشريات و پرطرفدار انتخاب مي‌شدند، مجله‌هاي گويا (Talking Magazines) ناميده شدند.
حادثه ديگر كه به توسعه كتاب گويا كمك كرد، پروژه هارينگتون در زمينه شناسايي قبايل بومي امريكا بود. در سال ۱۹۳۳ جي. پي هارينگتون كه در رشته مردم‌شناسي كار مي‌كرد، امريكاي شمالي را در نورديد تا تاريخ قبايل بومي امريكايي را روي ديسك‌هاي آلومينيومي با استفاده از گرامافوني كه با برق اتومبيل كار مي‌كرد ضبط كند. در جریان اجرای این پروژه تجارب سودمندی کسب شد. كتاب سخنگو چند سال بعد همان سنت قصه‌گويي كه هارينگتون سال‌ها پيش تحقيقاتي درباره آن‌را انجام داده بود، زنده ‌كرد. تا اینکه در سال ۱۹۳۵، پس از آن که كنگره تصويب كرد كتاب‌هاي سخنگو براي شهروندان نابينا به رايگان ارسال شود، تحول جدیدی به وقوع پیوست و پروژه «كتاب براي نابينايان بزرگسال» به طور جدي دنبال مي‌شد.
در سال ۱۹۴۱، در ضبط چند كتاب گويا، از جذابيت‌هايي مثل موسيقي استفاده شد. براي مثال، در كتابي كه درباره زندگي موتزارت بود، قطعاتي از موسيقي پيانو نيز ضبط شد؛ يا در كتابي درباره طبیعت و غریزه پرندگان تألیف شد البته همراه با صداي آواي آواز آنها.
اين‌كار به ويژه از آن نظر كه مخاطب اصلي اين كتاب‌ها نابينايان بودند، كمك زيادي به درك فضاي كتاب و انتقال برخي مفاهيم مي‌كرد.
در اين زمان كشف ديگري شد و معلوم شد با اين روش مي‌توان در آموزش و تدريس و انتقال مفاهيم استفاده كرد. مثلاً براي آموزش زبان و مكالمه بسيار مؤثر بود. چون، كتاب‌هاي گويا ابزار مناسبي براي انتقال نوع صدا يا نوع گفتن كلمه محسوب مي‌شوند.
در سال ۱۹۵۲ اهميت كتاب گويا براي كودكان و نوجوانان بيشتر معلوم شد. به اين ترتيب، كتاب گويا از انحصار بزرگسالان خارج و كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان نيز به چرخه‌ كتاب‌هاي گويا وارد شد. زيرا كودكان را بايد با «روش مادري» يا سخن گفتن آموزش بدهند.
از اينرو ابتدا برخي از كتاب‌هاي آموزشي و درسي روي كاست پياده شد و به دنبال آن كتاب‌هاي ادبي و داستان و حكايات ارائه شدند. در سال ۱۹۷۰ شركت كتاب گويا شروع به اجراي طرح اجاره كتاب صوتي كرد و خدمات فروش محصولات خود را به كتابخانه‌ها توسعه داد. به اين ترتيب كتاب گويا هر چه بيشتر جايگاه خود را ميان مردم باز كرد و طرفداران بسياري يافت. در اواسط دهه ۱۹۸۰ نشر كتاب گويا، فعاليتي با گردش مالي بالغ بر چندين ميليارد دلار در سال داشت. سپس با پیدایش لوح فشرده و سي‌دي، طرفداران آثار صوتي بيشتر شد.
با پيدايش كامپيوتر و بعداً اختراع اينترنت و نيز پيدايش شبكه‌هاي ماهواره‌اي، كتاب گويا هم از هر نظر متحول شد. چون با توسعه اينترنت، تكنولوژي‌هاي ارتباطي، فرمت‌هاي جديد فشرده صوتي و دستگاه‌هاي پخش صوتي MP3 كه به راحتي قابل حمل هستند، محبوبيت كتاب‌هاي سخنگو به شكل شگفت‌انگيزي رو به افزايش گذارد. اين رشد با دسترسي به خدمات دانلود كتاب‌هاي گويا شدت يافت. همگاني شدن دستگاه‌هاي پخش موسيقي نيز كتاب‌هاي سخنگو را براي عموم افراد قابل دسترس‌تر ساخت. در خارج از كشور با توجه به اهميتي كه براي فرهنگ‌سازي مطالعه قائل هستند اين موضوع را از دوران كودكي پي مي‌گيرند و از روش‌هاي گوناگوني هم بهره مي‌برند، به طور نمونه در كشور آلمان كتاب‌هاي شنيداري در سبدهاي خواركي كودكان عرضه مي‌شوند. اين انتشاراتي‌ها در تهيه اين عناوين به اين مسأله توجه شده كه كودكان فارغ از سن و جنس خود بتوانند كتابي انتخاب كنند كه هم سرگرمشان كند و هم محتواي آن برايشان جذاب باشد.
هنوز كتاب گويا به انتهاي سر منزل مقصودش نرسيده و به نظر مي‌رسد در همه كشورها به ویژه جهان پيشرفته در سال‌هاي آينده شاهد پيشرفت‌هاي بيشتر در اين زمينه باشیم.

تحولات در ايران: تا قبل از توليد كتاب گويا در مؤسسه خزائلي يا مؤسسه ملي بهزيستي نابينايان در دهه چهل شمسي، نابينايان هيچ منبعي براي مطالعه به صورت شنيداري نداشتند فقط گاه بيگاه به راديو گوش مي‌دادند. زيرا مديريت راديو براي رعايت حال آنان، گاه برنامه‌هاي علمي و آموزشي توليد مي‌كرد. مثل آموزش زبان خارجه. البته برخي نابينايان كه تمكن مالي داشتند، معلم خصوصي استخدام مي‌كردند. معلم با خواندن كتاب امكان آموختن را فراهم مي‌آورد. راه ديگر براي نابينايان، فراگيري به وسيله متون بريل بود. تولید مواد خواندني مناسب برای نابينايان ايران به روش بریل، به كم‌تر از صدسال پيش باز مي‌گردد. اولین‌بار عده‌اي از ارامنه اصفهان، برخي كتاب‌ها را به بريل برگرداندند. اما نخستين مؤسسه‌اي كه رسماً براي خدمت به نابينايان تأسيس شد، مؤسسه‌اي بود كه دكتر خزائلي، در دهه چهل بنيانگذاري كرد. در سال ۱۳۴۹ش، دولت مؤسسه ملي بهزيستي نابينايان را تأسيس كرد كه بعدها با همكاري انجمني كه دكتر خزائلي بنيان نهاده بود، به تهيه و توزيع كتا‌ب‌هاي بريل و گويا براي نابينايان اقدام كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس سازمان بهزيستي كشور، مؤسسه ملي نيز به «سازمان بهزيستي خدمات نابينايان رودكي» تغيير نام داد.
سازمان رودكي، ابتدا كتاب‌هاي درسي مدارس را نيز ضبط مي‌كرد، اما بعدها حوزه خدمات آن تنها براي بزرگسالان و در حيطه كتاب‌هاي غيردرسي مشخص شد و توليد كتاب‌هاي درسي به صورت گويا و بريل، به سازمان كودكان استثنايي كه وابسته به وزارت آموزش و پرورش است، واگذار گرديد.
حدود دو دهه، سازمان رودکی فعال‌ترین تشکیلات در عرصه تولید کتب گویا و بریل بود. ولی در حال حاضر، يكي از توليدکننده‌های كتاب گويا در کنار چندین تشکل دیگر است. به ويژه در عرصه بزرگسالان و کتب عمومی فعال است. ضبط كتاب‌ را توسط گويندگان حرفه‌اي يا داوطلب، در استودیو و یا بدون استودیو انجام مي‌دهد. كتابخانه گوياي رودکی يكي از غني‌ترين كتابخانه‌هاي گويا بوده است ولی سال به سال از منابع آن کاسته می‌شود. رودكي به جز اين كتابخانه، دو كتابخانه ديگر، يكي مختص كتاب‌هاي بريل و دوم شامل كتاب‌هاي بينايي در اختيار دارد. كتابخانه بينايي در حقيقت، منبع اصلي گويندگان و نابينايان براي انتخاب و ضبط كتاب است. متأسفانه این کتابخانه در منابع بسیار که درباره نابینایان و نابینایی در جهان به زبان‌های مختلف مثل عربی، فرانسه و انگلیسی منتشر می‌شود، خالی است. نیز کتابهای گویا که در مراکز جهان تولید شده، اغلب در این کتابخانه به چشم نمی‌خورد.
از طرفي، مدرسه نابينايان خزائلي، با كمك سازمان كودكان استثنايي، به توليد كتاب‌هاي درسي گويا براي تمام دانش‌آموزان نابينا اقدام و براي انجام اين مهم، استوديوهاي ضبط كتاب نيز داير كرد.
اما نه مؤسسات پيشين كه نام برده شد و نه ساير مؤسساتي كه بعدها در زمينه توليد كتاب گويا فعال شدند، مانند «كتابخانه عمومي حسينيه ارشاد» و «مؤسسه نهادگذاري مطالعات علمي و پژوهشي گويا»، هيچ‌يك، وظايف تخصصي مثل گوياسازي منابع ادبيات كودكان يا گوياسازي منابع ديني، يا گوياسازي نشريات تخصصي براي خود قائل نبودند. به عبارت ديگر تقسيم كار دقيق وجود نداشت و اكثر مؤسسه‌ها به كارهاي تكراري رو آورده و از پروژه‌هاي سخت رويگردان بودند.
در سال‌هاي اخير، يك ناشر ايراني (نشر ماه‌ريز) نيز به توليد كتاب گويا در قالب نوار كاست اقدام كرد. اگر چه تعداد اين نوارها در حال حاضر دو يا سه عدد بيشتر نيست، از اين حيث كه اين نوارها دقيقاً‌ به نام كتاب گويا منتشر مي‌شوند، داراي اهميت خاصي هستند. زيرا اين آثار از ابتدا، به منظور گوياشدن،‌ ترجمه و تدوين مي‌شوند و امتياز تكثير آن‌ها نيز در انحصار ناشر است.
نيز در دو دهه اخير ناشران و مراكز ديگري به گوياسازي روي آورده‌‌اند و اين حرفه توسعه قابل توجه داشته است. مؤسسه نوين كتاب گويا با مديريت فاطمه محمدي كه نقش فعالي در گوياسازي داشته، يكي از اين مراكز است. برخي از مهم‌ترين آثاري‌كه توسط اين مركز گويا شده عبارت است از:

آتش و بال پروانه از عارفانه‌های خواجه عبدالله انصاری با گویندگی مسیحا برزگر، یک عاشقانه آرام از نادر ابراهیمی با گویندگی پیام دهکردی، چهار میثاق (خودشناسی و خودیاری) اثر دون میگوئل روییز با گویندگی نیما رئیسی، نیروی حال (پاسخ به پرسش‌‌های معنوی) اثر اکهارت تول با گویندگی مسیحا برزگر، شیوه‌های مدیریت: استیو جابز(مدیریت) اثر جی الیوت با گویندگی میکائیل شهرستانی، قورباغه را بخور! (مدیریت زمان) اثر برایان تریسی با گویندگی مهدی بقاییان، کیمیاگر (رمان، ۶ عدد سی دی) اثر پائولو کوئیلیو با گویندگی محسن نامجو، یک روز دیگر (رمان) اثر میچ البوم با گویندگی میکائیل شهرستانی، حسنک وزیر (بخشی از تاریخ بیهقی) با گویندگی اردلان ضرغام، و ما نیز آنها بودیم (داستان) اثر کیانوش کاکاوند با گویندگی سعید بحرالعلومی، پیامبر و رازهای دل (عارفانه) اثر جبران خلیل جبران با گویندگی مسیحا برزگر.

کتاب‌های‌ تو تویی!؟ (داستانهای کوتاه الهام بخش اثر امیر رضا آرمیون) با گویندگی الهه گل‌پری، علیرضا ناصح، تنور و داستان‌های دیگر (مجموعه داستان) اثر هوشنگ مرادی کرمانی با گویندگی شاهین علایی‌نژاد، قصه‌هاي کلیله و دمنه اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی نیما کرمی، قصه‌هاي مرزبان نامه اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی علیرضا محمدی، قصه‌هاي سندباد نامه و قابوسنامه اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی داریوش فائزی، قصه‌هاي مثنوی مولوی اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی شاهین علایی‌نژاد، قصه‌هاي قرآن اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی مصطفی رحماندوست، قصه‌هاي شیخ عطار اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی شبنم مقدمی، قصه‌هاي گلستان و ملستان اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی سهیل محزون،‌ قصه‌هاي چهارده معصوم اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی مسیحا برزگر، ولت ده تایی قصه‌هاي خوب (پکیج جدید) اثر مهدی آذر یزدی با گویندگی گروهی از گویندگان.

نشر نوين كتاب گويا آثار فوق را براي گروه سني نوجوان يا بزرگسال توليد كرده و کتاب‌هایی هم برای گروه سنی کودک تهیه كرده که عبارتند از: پنج تا انگشت بودند (قصه و ترانه) اثر مصطفی رحماندوست با گویندگی مصطفی رحماندوست، قصه‌هاي من و مامان (قصه و ترانه) اثر ویولت رازق پناه با گویندگی نورا ممتازی، قصه‌های من و مامان ۲(قصه و ترانه) اثر ویولت رازق پناه با گویندگی نورا ممتازی، بر بال آرامش(مراقبت برای کودکان) اثر مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا با گویندگی رکسانا مهرافزون.
همانطور كه از تعداد عناوين گوياشده در نشر نوين پيدا است، اين مركز داراي كارنامه وزيني است و توانسته در اين زمينه تحولات جدي ايجاد نمايد.

از تلاش‌هاي دانشگاه‌هاي كشور در اين زمينه نبايد غفلت كرد. زيرا همه دانشگاه‌ها تعدادي نابينا داشتند و آنان معمولاً تشكلي ايجاد ‌كرده‌اند. نخستين اقدام اين تشكل‌ها، اخذ امكانات از رياست دانشگاه براي گوياكردن متون درسي بود. دانشگاه اصفهان از ديگران پيش‌قدم و با سابقه‌تر است. شخص نابينايي به نام محمد سميعي، انجمن نابينايان را در اين دانشگاه تأسيس كرد و گاه تا هشتاد عضور نابينا داشت. اين انجمن با مشاركت خود روشندلان و اهتمام آنان منابع بسياري را گويا نمود آن‌هم آثار مرجع مثل تاريخ طبري. البته متناسب با فناوري و امكانات زمان خودشان كار مي‌كردند. به عنوان نمونه با ضبط صوت و روي نوار كاست ضبط مي‌كردند و چون امكانات ويرايش فني نداشتند، كيفيت كارها بسيار نازل و گاه قابل شنيدن نيست. با اين‌حال آنان سنگ بنايي را گذاشتند كه بعداً توسعه يافت.

در سال‌هاي اخير مؤسسه امام رضا(ع) به رياست آقاي محمد عبداللهيان اقدامات گران‌سنگي در اين زمينه داشت. به ويژه جاي خالي منابع قرآني گويا را تا حدي جبران كرد. اين مؤسسه چند مجله قرآني منتشر مي‌كند و يك نشريه به سبك بريل دارد. نيز يك مجله قرآني به نام بينات به روش بينايي و همراه با CD گويايي هم منتشر مي‌كند. نيز براي گوياسازي مجموعه آثار مرحوم مرتضي مطهري و مجموعه آثار استاد محمد رضا حكيمي تلاش‌هاي جدي داشته است. در مجموع كارها و تلاش‌هاي اين مؤسسه، تا حدي خلأهاي كتاب گويا در عرصه علوم قرآني و منابع اسلامي شيعي را پر كرده است.

دفتر فرهنگ معلولين از مهرماه ۱۳۹۰ كارش را آغاز كرد. اين دفتر وابسته به مؤسسه جهاني آل البيت لاحياء‌ التراث مي‌باشد. از ابتداي تأسيس كار گروه ويژه براي كتاب گويا و نيز استوديو و ديگر امكانات مورد نياز فراهم آورد و خط‌مشي مدون و منظمي را آغاز كرد. مديريت بخش كتاب گويا در اين مؤسسه، خانم ضيائي‌فر از نابينايان فعال در ايران است. اين گروه تا كنون حدود چهار هزار ساعت از منابع مهم و مرجع را گويا نموده است. مهم‌تر اينكه فقط به كتاب اكتفا نكرده و گوياسازي را به نشريات آكادميك بسط داده و شيوه‌هاي ابتكاري مثل مجموعه‌سازي منابع گويا را اجرا كرده است.
خط‌مشي اين دفتر تأمين منابع مورد نياز معلولين در زمينه علوم اسلامي- انساني در سراسر جهان است و كار به دست خود توان‌يابان و معلولين عزيز اجرا مي‌‌گردد. نشريه حاضر بسياري از كارهاي گوياي اين مركز را معرفي كرده است.

كتابخانه آيت الله خامنه‌اي در قم به مديريت آقاي حسن عبدلي، مركز ديگري است كه در عرصه كتاب گويا فعال بوده است. خط‌مشي اين مركز گوياسازي عمدتاً براي كودكان و نوجوانان است. كارنامه و فعاليت‌هاي اين مركز در همين مجله معرفي شده است.

سير كتاب گويا در ايران را در يك نمودار اينگونه مي‌توان نشان داد:
دهه چهل شمسي: آغاز گوياسازي منابع عمومي در مراكز دولتي يا وابسته به دولت.
دهه پنجاه و شصت:‌ توسعه كتاب گويا در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي؛ ورود ناشران خصوصي كوچك به عرصه كتاب گويا جهت عموم مردم.
دهه هفتاد و هشتاد: اهتمام مراكز دولتي براي گوياسازي؛ ورود مراكز انتشاراتي به كتاب گويا و توسعه كتاب گويا براي عموم مردم.
دهه هشتاد و نود: شكل‌گيري مؤسسات خيريه ديني و اقدام آنان به گوياسازي منابع ديني؛ فعال شدن نشريات ديني و اجتماعي براي گوياسازي متن نشريه و عرضه همراه نشريه.
نمودار مزبور، نشانگر جريان كلي و با چشم‌پوشي از استثناها و جريان‌هاي كوچك است.

كارآيي و اهميت: كتاب گويا در ايران در عرصه‌ها هميشه مهم بوده و هيچگاه كارآيي و تأثير خود را از دست نداده است. كتاب گويا در آموزش زبان دوم مثل آموزش زبان انگليسي، حدود شش دهه سابقه دارد و هيچگاه فراگيري و توسعه آن كاهش نيافته است. زيرا هميشه متقاضي داشته است. مهاجرت گروها و اقشار در رخدادهاي مهم و عمومي به خارج از كشور و نيز سير رفت و آمد زائران و جهانگردان به زبان‌آموزي و توليد متون شنيداري بر آموزش زبان از عوامل مؤثر در توسعه كتاب گويا بوده است. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، جهانگردان بسيار به ويژه از كشورهاي غربي به ايران مي‌آمدند. افراد مرتبط و مشاغل در ارتباط با جهانگردان تلاش مي‌كردند، زبان آنها را بدانند تا مثلاً براي فروش كالا به آنان مشكل نداشته باشند. از اينرو به سراغ متون گويايي آموزش زبان مي‌رفتند. پس از پيروزي انقلاب و گسترش روابط و مناسبات با كشورهاي سوريه و عراق؛ نيز ازدياد حجاج، زائران براي آموختن زبان عربي به سراغ متون گويايي آموزش زبان مي‌رفتند. علاوه بر آن، در چند نوبت مهاجرت به ديگر كشورها و نيز از عراق و افغانستان به ايران افزايش يافت. افزايش مهاجرت با ازدياد رويكرد به زبان‌آموزي و گسترش متون گويايي آموزش زبان در ارتباط تنگاتنگ است.

عامل و متغير دوم كه در گسترش كتاب گويا مؤثر بوده، كودكان و نوجوانان مي‌باشند. اين قشر براي فراگيري مفاهيم اوليه در فرهنگ فارسي و نيز براي يادگرفتن زبان دوم و نيز يادگرفتن مفاهيم علوم و فنون و مهارت‌ها نياز مبرم به كتاب گويا دارند. كتاب گويا ابزار بسيار مهم در آموزش و پرورش آنها است. البته ساختار و سبك كتاب گوياي اين قشر با كتاب گوياي با كتاب گوياي ديگر اقشار متفاوت است. اين نوع كتاب گويا با تكرار، آهنگ و شعرهاي ساده فهم،‌ يا با قصه، آداب اجتماعي و اخلاقي را به آنها ياري مي‌دهد.

كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در سال ۱۳۵۰، مركزي براي تهيه نوار موسيقي و قصه براي بچه‌ها تأسيس كرد كه نام آن، مركز تهيه نوار و صفحه براي كودكان و نوجوانان بود. گرچه اين مركز اين فعاليت را مشخصاً براي كودكان نابينا پايه‌گذاري نكرده بود، به هر حال مي‌توان از آن به عنوان اولين مركزي كه براي كودكان مواد شنيداري توليد مي‌كرد، نام برد. نخستين محصول اين مركز، نوار ماهي سياه كوچولو صمد بهرنگي بود كه توسط خسرو برنوش كه در آن زمان تهيه كننده راديو بود، توليد شد. اداره اين مركز بعدها به احمدرضا احمدي سپرده شد و توسط او گسترش يافت. «شماري از قصه‌هايي كه كانون به صورت كتاب منتشر مي‌كرد، به صورت صفحه و بعداً نيز كاست منتشر شد، از قبيل گل اومد، بهار اومد از منوچهر نيستاني، ماهي سياه كوچولو از صمد بهرنگي و لي‌لي حوضك از م. آزاد با موسيقي خانم قراچه‌داغي».

از جمله توليدات ديگر اين مركز، مجموعه‌هايي بود كه تحت عنوان صداي شاعر منتشر مي‌شد. در اين مجموعه‌ها شاعراني ماند احمد شاملو و مهدي اخوان ثالث، اشعار خود را بازخواني و ضبط مي‌كردند. هم‌چنين بود مجموعه زندگي و آثار كه در حقيقت، ترجمه آثاري بود كه به همين شكل در اروپا منتشر شده بود و بعدها زندگي و آثار موسيقي‌دان‌هاي ايراني نيز به آن افزوده شد. تقريباً قسمت عمده اين فعاليت‌ها، پس از انقلاب اسلامي متوقف شد و ديگر ادامه نيافت. در عوض پس از انقلاب، خط‌مشي جديد پيداكرد و تلاش كرد منابع مذهبي و انقلابي را گوياسازي كند. هر چند برخي از اين آثار ضعيف بود و تأثير منفي داشت.

انتشارات ابتكار نيز در سال ۱۳۵۹، فعاليت جديدي را در عرضه مواد شنيداري آغاز كرد. توليدات نشر ابتكار، از آن نظر اهميت دارد كه بخش عمده‌اي از آن، مشخصاً براي كودكان و نوجوانان تهيه شده است. مواردي مانند شازده كوچولو با ترجمه و صداي احمد شاملو، دن كيشوت (متن ساده براي نوجوانان) با صداي سيروس ابراهيم‌زاده، خروس زري، پيرهن پري با صداي احمد شاملو و موسيقي بابك بيات، خرگوش و ستاره‌ها از غلامرضا جوركش و خاله ماندگار م. آزاد، از جمله اين آثار هستند. هر چند در توليد اين آثار نيز به طور خاص، كودك نابينا مدنظر نبوده است. اما در فرهنگ نابينايان بسيار مؤثر بوده است.

مهم‌ترين و مؤثرترين مركزي كه در ايران به روش كاملاً علمي و با استفاده از تجارب جهاني براي كوكان نابينا كار كرد، شوراي كتاب كودك بوده است. پروژه «ادبيات كودكان و نوجوانان معلول» در سال ۱۳۶۰ در اين مركز آغاز شد. شورا كتاب همسازي كودكان معلول با جريان زندگي روزمره، را در سال ۱۳۶۳ منتشر كرد. در اين كتاب كه نوشته اورجايستر، تورديس و به ترجمه ثريا قزل‌اياغ بود، در خصوص اهميت كتاب‌هاي مناسب براي كودكان ويژه (نابينا، ناشنوان، كم‌توان ذهني، كُندخوان و …) و انواع كتاب‌هاي بريل، گويا، لمسي و آسان توضيحاتي داده شده است.

تجربه عملي ساخت كتاب براي كودكان ويژه در شورا، در اوايل دهه هفتاد اتفاق افتاد و در سال ۱۳۷۴ نيز گروه كتاب گويا، رسماً در شورا شكل گرفت. نخستين تجربه در اين خصوص، به ضبط استوديوييِ كتاب رسم ما سهم ما اثر مهدخت كشكولي باز مي‌گردد كه توسط منصوره شجاعي انجام شد. از همان ابتداي كار، در حوزه كتاب گويا، حدود و ثغور كار مشخص شد. به اين ترتيب، كتاب گويا در حقيقت نوعي كتابخواني با صداي بلند است كه با امانتداري كامل انجام مي‌شود، در واقع گوينده، حكم چشم شنونده را دارد و هر آن‌چه را به كتاب چاپي و همين‌طور مشخصات ضبط اثر مربوط مي‌شود، در نوار قيد مي‌كند و مشخصات كامل اثر، از جمله مشخصات كتاب‌شناختي، نام سرفصل‌ها، پانويس‌ها، نام گوينده، محل ضبط، تاريخ ضبط و … نيز در ابتداي كار خوانده مي‌شود. در اين خصوص، جزوه‌اي به نام دستورالعمل ضبط كتاب‌هاي گويا، توسط ثريا قزل‌اياغ تهيه شد كه در اختيار گويندگان قرار گرفت تا براساس آن، كار ضبط كتاب را انجام دهند. بر اين اساس، گوينده متن وظيفه دارد كه متن كتاب را بي‌كم و كاست، اما بدون دخالت دادن احساسات خود در آن، با صداي بلند بخواند.

تا كنون بيش از ۱۵۰ عنوان كتاب گويا، براي گروه‌هاي سني مختلف، از پيش‌دبستان تا نوجوان، براساس همين دستورالمعل‌ها توسط گويندگان داوطلب در استوديوهاي مختلف ضبط شده است. با وجود آن‌كه از همان ابتدا متفاوت بودن كتاب گويا با نوار قصه و نمايش‌نامه راديويي مشخص شده بود، اما به كار بردن موسيقي در ضبط كتاب‌ها، منافاتي با اصول ضبط كتاب گويا نداشت. بنابراين، متناسب با متن و حال و هواي كتاب، موسيقي به صورت زنده يا از پيش ضبط شده، براي همراهي با متن تهيه يا انتخاب مي‌شود. با وجود آن‌كه گوينده حق دخالت دادن احساسات خود را حين خواندن اثر ندارد، با كمك موسيقي تا حدودي فضاي حسي داستان را منتقل مي‌كند و متن نيز با وجود يك گوينده واحد، از حالت يكنواختي خارج مي‌شود.

به دليل رعايت حقوق مؤلف (كپي رايت) هر اثر، از هر كتابي تنها به تعداد محدود و فقط براي نگهداري در كتابخانه گوياي مركز خدمات بهزيستي نابينايان رودكي و نيز آرشيو شوراي كتاب كودك و برخي ديگر از نهادها، از جمله كتابخانه فراگير فدك توليد مي‌شود. كتابخانه فراگير فدك، كتابخانه‌اي است كه با همكاري مشترك يونيسف، شوراي كتاب كودك و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، در سال ۱۳۸۰ تأسيس شد و هدف آن خدمات‌دهي به كليه كودكان ويژه (نابينا، ناشنوا، كم‌توان ذهني) بود. در اين كتابخانه،‌ اشكال گوناگون كتاب از جمله كتاب‌هاي پرده‌اي (ناشنوايان)، كتاب‌هاي آسان (ناشنوايان، كم‌توان ذهني)، حسي- لمسي (نابينايان)، بريل (نابينايان)، گويا (نابينايان) نگهداري مي‌شود. انتخاب و تهيه منابع اين كتابخانه، به عهده گروه كتاب ويژه شوراي كتاب كودك بوده است.
مبحث ديگر مربوط به توسعه فرهنگ ديني و توسعه فرهنگ فارسي با استفاده از كتاب گويا است. اساساً بدون كتاب گويا فرهنگ ملي يك كشور را نمي‌توان توسعه داد. زيرا بخش عمده فرهنگ شفاهيات، فالكور، فكاهيات، ضرب‌المثل و عناصر ادبي است و اينها بايد رودرو و شفاهي تعليم شود.
در بخش تبليغ و توسعه فرهنگ ديني، سهم و مشاركت معلولين در ايران غايب است. يعني هنوز ذهنيت و تصور درستي از توانايي‌هايي معلولين در امور توسعه فرهنگ ديني وجود ندارد. با اينكه كليسا قرن‌ها است از معلولين به عنوان مبلغ ديني استفاده كرده و كارآمدي آنان را آزموده است. حتي وهابيون عربستان در افغانستان و پاكستان با آموزش چند ماهه معلولين آنان را تبديل به مبلغين مؤثر و پركار مي‌كنند. يك نابينا، سه ماهه تمامي قرآن را حفظ مي‌شود زيرا حافظه قوي دارند. و پس از آن به عنوان محافظ قرآن و امام جماعت به تبليغ گمارده مي‌شود.
متأسفانه حتي حوزه‌‌هاي علميه ايران در اين زمينه بسيار ضعيف عمل كرده‌اند و تلقي كاملاً خطايي از معلولين دارند.

ديگر تحولات: در كتاب گويا، توليد آن يك جنبه است و براي كتاب گويا، نياز به اقدامات ديگر هم هست. متأسفانه در ايران ابعاد كتاب گويا متناسب با هم و در ارتباط با يكديگر رشد نكرده است. به همين دليل اين پروژه همواره با مشكلاتي مواجه بوده است. فهرست وار به برخي از جوانب مهم كتاب گويا اشاره مي‌شود:

۱. اطلاع‌رساني، نهاد خاصي متكفل اطلاع‌رساني نبوده است. از اينرو برخي كتب چندبار گويا شده، از طرف ديگر آثار مبرم و ضروري بوده كه گويا نشده است. كساني براي گوياسازي آثاري نمي‌دانند به چه مرجع و مركزي مراجعه كنند؛ مراكز چه خط‌مشي دارند و كارشان چه كيفيتي دارد؟ پاسخ همه اين پرسش‌ها در فرايند اطلاع‌رساني به دست مي‌آيد. اما متأسفانه اطلاع‌رساني در اين زمينه بسيار ضعيف است.

۲. نهادهايي مثل كتابخانه ملي ايران كه متكفل فهرست‌سازي و مأخذشناسي منابع است، بايد براي كتب گويا هر سال فهرست تدوين كند و منتشر نمايد. اگر اين فهرست‌ها شامل نمودارهاي آماري و چكيده‌نويسي باشد كارآيي آن مضاعف خواهد شد.

كتابشناسي ملي ايران، از سال ۱۳۷۳، كتاب گويا را به عنوان يك قالب مستقل، در مجموعه آثار منتشر شده در ايران تلقي و كتاب‌هاي گويا را در هر كتابشناسي، با مشخصات كامل معرفي مي‌كند. البته در سال ۱۳۷۴ نيز فهرستگان كتاب‌هاي گوياي ايران منتشر شد. (تعاوني، شيرين (خالقي): فهرستگان كتاب‌هاي گوياي ايران، تهران؛ كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۷۴). اين كتابشناسي ۱۰۶۹ كتاب گويا را كه در ۱۵ مركز نگهداري مي‌شود، معرفي كرده است.
مشكل اينست كه مراكز بسياري هست كه صدها ساعت كتاب گويا كرده‌اند اما چون مجوز نگرفته‌اند در فهرست‌هاي مزبور نيامده و معرفي نشده‌اند.

۳. نقد كتاب گويا به صورت جريان منظم، دائمي و فراگير وجود ندارد. به همين دليل ضوابط و ملاك‌هاي ارزيابي،‌ اصول نقد و ديگر شاخص‌هاي نقادي پخته و كامل عرضه نشده است. و چندين دهه است، كتاب گويا بدون تغيير جدي و بدون تحولات اساسي عرضه مي‌شود.

۴. تبادل و تعامل سازنده بين جريان‌ گوياسازي در داخل يا نهادهاي خارجي وجود نداشته است. و جريان گوياسازي در داخل بدون توجه به پيشرفت‌ها و ابتكارات در جهان مدرن،‌ تداوم داشته است. از اينرو در طي چندين دهه ساختار و سبك يكسان و بدون تغيير چشم‌گير داشته است. نيز كارشناسان خبره و زبده تربيت نشده‌اند.

مآخذ
«تصويري گويا از كتاب گويا در ايران»، ليلا (رؤيا) مكتبي‌فرد، پژوهشنامه، ش۴۰، ص۴۳- ۴۹(براي تأليف مقاله حاضر، از مقاله خانم مكتبي‌فرد بسيار استفاده شده و پاره‌اي از مطالب عيناً نقل شده است)؛ «نشست بررسي كتاب گويا»، خبرگزاري مهر(mehrnews.com)؛ «گفت‌وگو با عوامل توليد كننده كتاب‌هاي گويا»،‌ خبرگزاري فارس؛ المكتبات الاسلامية واژها في التعليم، علي بن علي الجُهني، المدينة‌ المنورة، ۱۴۲۵ق، ص۱۶۷-۱۸۹؛ تاريخ شفاهي نشر ايران، احمدي، احمدرضا، به كوشش عبدالحسين آذرنگ و علي دهباشي، تهران، ققنوس؛ گزارش شوراي كتاب كودك به مناسبت ۲۰ سال تلاش ۱۳۴۱-۱۳۶۱، انصاري، نوش‌آفرين، ۱۳۶۱: ۳-۵۰؛ دانشنامه كتابداري و اطلاع‌رساني، ‌سلطاني، پوري: راستين، فروردين، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۷۹؛ فرهنگنامه كودكان و نوجوانان، ميرهادي، توران، ج۲، ص۱۰۷- ۱۷۹، ۱۳۷۲؛ المكتبات الجامعية، احمد بدر و محمد فتحي عبدالهادي، قاهره، دار غريب، ۲۰۰۱م، ص۱۹۱-۱۹۳.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *