نگاهی به فیلم بچه‌های ابدی

نگاهی به بچه‌های ابدی
دلسوزی سينمايی با نگاهی داستان پردازانه

abadiپوران درخشنده در “بچه‌های ابدی” نگاهی دلسوزانه به کودکان مبتلا به سندرم دان دارد، هر چند قصه‌پردازی فيلم چندان زيبا نيست.
درخشنده با چرخشی به سمت سبک و شيوه فيلمسازی که از ابتدای فعاليت کارگردانی خود مد نظر قرار داده بود، اين بار سراغ بخشی ديگر از معلولان جامعه رفته تا بخشی از مسايل و مشکلات اين گروه را به تصوير بکشد. البته اين بار او تلاش کرده فيلم قصه ای جذاب و فراگير داشته باشد و مخاطب را به خود جلب کند.
طی سال های گذشته در سينمای جهان به خصوص آمريکا، فيلم های خوبی بر اساس زندگی و نيازهای افراد معلول ساخته شده است. در اين نوع آثار عنصر فانتزی، جذابيت داستان و اثرگذار بودن بيشتر مورد تاکيد قرار می گيرد. البته در اين فيلم ها بيشتر بازيگران حرفه ای و توانا به کار گرفته می شوند، اما درخشنده در فيلم جديد خود دنبال انعکاس وجهی واقعی از زندگی افراد دچار سندرم دان است. به همين دليل از نوجوانی استفاده می کند که چنين مشکلی دارد.
اين فيلم داستان پسری به نام ايمان را بيان می کند که قصد ازدواج با دختری به نام نگار را دارد. ايمان چند سال قبل پدرش را از دست داده و وظيفه نگهداری از علی برادر کوچکش که مبتلا به سندرم دان است، بر عهده اوست. پدر و مادر نگار با اين ازدواج مخالفند. نگار هم به شدت ترديد دارد. اما تحقيقات دختر باعث می شود او ديگر ترديد به خود راه ندهد. در اين بين اتفاقاتی برای علی به وجود می آيد.
فيلم مضمونی تازه دارد و شيوه پرداخت درخشنده هم قابل تقدير است، اما به نظر می رسد فرصت کافی برای پرداخت فيلمنامه و ارايه متنی کامل و در خور توجه در اختيار نبوده است. به اين جهت که داستان ابتدا با بهانه ای خوب شروع می شود، اما وقتی رفته رفته به قسمت های پرتحرک می رسد، يعنی زمانی که علی از آسايشگاه می گريزد و ايمان برای پيدا کردن او تلاش می کند، تصاويری که در فيلم ارايه می شود، بيشتر جنبه پر کردن زمان فيلم را دارد تا گامی در جهت بيان تصويری و سينمايی فيلم.
نکته ديگر اينکه اتفاقاتی که برای علی می افتد، بخشی از اتفاقات ناگواری را روايت می کند که در انتظار چنين بچه هايی است. اين موضوع بار مفهومی فيلم را غنی تر می کند، ولی طراحی اين اتفاقات چندان به تن قصه نمی نشيند. فيلمنامه به گونه ای نوشته شده که انگار از ابتدا قرار بوده چند داستان مجزا برای قسمت های مختلف يک سريال طراحی شود. ولی به دلايل مختلف اين داستان های کوتاه به صورت يک فيلم کنار هم قرار گرفته اند.
اگر درخشنده به جای بيان اين همه موضوع متفاوت و پراکنده، يک موضوع واحد را انتخاب می کرد و آن را با دقت پرورش می داد، بدون شک فيلم اثر ماندگارتری از آب درمی آمد. مشکل افرادی که در خانواده چنين کودکانی دارند، شرايط آسايشگاههای نگهداری از اين نوع معلولان، شرايط نامناسب اجتماعی که در انتظار چنين افرادی است و … هر کدام می تواند موضوع يک فيلم جداگانه باشد. در حالی که همه اين مطالب در “بچه های ابدی” کنار هم جمع شده و هيچ کدام به طور کامل مورد پرداخت قرار نگرفته اند.
البته در مجموع بايد جسارت کارگردان فيلم به خاطر توجه به چنين موضوعی را مورد تقدير قرار داد. به اين جهت که نزديک شدن به اين دست موضوعاتی اصولا کار دشواری است. چون فاصله بسيار اندکی ميان لغزيدن به ورطه دلسوزی بيش از اندازه يا همان ترحم و بيان بخشی از مسايل معلولان جامعه وجود دارد. در عين حال فيلم بايد به گونه ای باشد که نگاه مخاطب عام را به خود جلب کند. مازيار شيبانی‌فر
منبع: خبرگزاری مهر ؛ شمعدان، ۴/۱۲/۱۳۸۵

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *