گزارش نمايشگاه هنرهای توان يابان مشهدی

با او که روی ويلچر نشسته است، همراه شده و وارد نمايشگاه کوچکی می شوم که آثار هنری او و ساير دوستان معلولش برای بازديد عموم بر پا شده است.نمايشگاه در گوشه ای از محوطه داخلی در مجاورت در اصلی ورودی دانشگاه فردوسی مشهد و داخل دانشگاه و در فضايی محدود بر پا شده است در حالی که می شد در محلی مناسب تر بر پا شود تا تعداد بيشتری از شهروندان از آن و آثار هنری زيبايی که برای بازديد و فروش به نمايش گذاشته شده است، بازديد کنند. نمايشگاه دستاوردها و توانمندی های معلولان مجتمع نيکو کاری توان يابان(معلولان جسمی حرکتی)به مناسبت روز جهانی معلولان بر پا شده بود.
داخل نمايشگاه پر است از تابلوهای زيبا و هنرهای دستی ديگری که توسط معلولان خلق شده است، معرق کاری، سياه قلم، نقاشی با مداد رنگی و آب رنگ و در کنار آن انسان های پاک و مصمم با چهره هايی خندان که روی ويلچرها نشسته اند و مشغول گفت و گو با بازديد کنندگان هستند.
honar2چرم دوزی هنری ماندگار
بانويی مهربان با چهره ای معصوم در يکی از غرفه ها پشت ميزی نشسته که روی آن کيف دستی های بزرگ و کوچکی با طرح های زيبايی چيده شده است و به يکی دو نفر از بازديدکنندگان توضيحاتی درباره کارش می دهد.نامش «زينب» و متولد سال ۵۱ است و ۲ سال می شود که مشغول به هنر چرم دوزی است.او می گويد: از ۴ماهگی دچار بيماری فلج اطفال شده اما با اينکه معلول است از تلاش برای تحصيل کردن باز نمانده و ديپلم گرفته است.اما گلايه دارد از اينکه نتوانسته دوران تحصيل را در مدرسه سپری کند و به اجبار در خانه درس خوانده و به صورت متفرقه امتحان داده و قبول شده است.«زينب» در اين باره می افزايد: به دليل معلوليت و اينکه سنم بالاتر از ساير دانش آموزان بود مرا در مدرسه ثبت نام نکردند ولی حتی دليل اينکه چرا ديرتر تصميم به تحصيل گرفتم را نپرسيدند.او اضافه می کند: مسئولان بايد شرايط بهتری برای تحصيل معلولان ايجاد کنند .او از اينکه به هنر روی آورده، بسيار خوشحال است و هنر را وسيله ای برای نشان دادن استعداد و خلاقيت خود می داند و اينکه زمينه حضور وی را در جامعه فراهم می کند.
وی در ادامه می گويد: رفتار مردم با معلولان نسبتاً خوب است به خصوص آنهايی که درک بهتری از شرايط معلولان دارند اما مشکل عمده ما رفت و آمد در شهر است. با توجه به وضعيت معابر بايد اکثر اوقات از خيابان تردد کنيم که بسيار خطرناک است و خودروهای عبوری نيز مراعات ما را نمی کنند.
او می افزايد: شهرداری برای حضور بيشتر معلولان در شهر بايد با مسطح کردن پياده روها توجه بيشتری کند و حداقل روی جوی ها جای مناسبی برای عبور ويلچر ايجاد کند زيرا در حال حاضر در بيشتر نقاط شهر برای عبور از جوی ها و پياده روها بايد از ديگران کمک بخواهيم.«زينب» ادامه می دهد: با تمام اين مشکلات توکلم به خداست و راضی ام به رضای او و هر طور او بخواهد زندگی می کنم و اکنون نيز با پيگيری کارهای هنری احساس خيلی خوبی پيدا کرده ام.
تأثير هنر در روحيه معلولان
«معتمدي» يکی ديگر از بانوان هنرمندی است که آثارش را برای بازديد عموم به نمايشگاه آورده است. او هم معلول و ويلچرنشين است؛ می گويد: من بيشتر به نقاشی می پردازم اما در کنار آن، سفالگری، کار با شيشه، سياه قلم و نقاشی با رنگ روغن را نيز انجام می دهم.او می افزايد: هنر تأثير بسيار خوبی در زندگی و روحيه ام گذاشته است و با آن احساس مفيد بودن می کنم و در کنار آن درآمدی نيز دارم.وی اضافه می کند: در مدارس عادی و با بچه های ديگر درس خوانده و ديپلم گرفته ام اما با مشکلات فراوان، که با آن کنار آمده ام.«معتمدي» در ادامه می گويد: رفتار مردم با ما خوب است ولی احساس می کنم با ترحم به ما نگاه می کنند.وی با اشاره به مشکلات معلولان در زمينه تردد و حضور در شهر می افزايد: ما معلولان فقط می توانيم از قطار شهری و اتوبوس های کف کوتاه که فقط در محور بولوار وکيل آباد تردد می کند، استفاده کنيم به همين دليل تردد ما در سطح شهر با مشکلات زيادی همراه است.وی به مبحث اشتغال معلولان اشاره می کند و می افزايد: معلولان در زمينه اشتغال نيز با مشکلات فراوانی مواجهند؛ کار برای معلولان بسيار کم است که بايد مسئولان برای آن چاره ای بينديشند.او می گويد: رابطه ام با خدا بسيار خوب است و ياد او آرامم می کند.
رفتار مردم با معلولان متفاوت است
در غرفه ای ديگر از نمايشگاه ويژه معلولان، خانمی روی ويلچر نشسته و به نقاشی مشغول است؛ خود را «حسيني» و ۲۷ ساله معرفی می کند و می گويد: ديپلم هنرهای تجسمی گرفته و در آسايشگاه معلولان فياض بخش تحصيل کرده ام.
او اضافه می کند: در ۵ سالگی بر اثر تصادف قطع نخاع شدم و از آن روز تاکنون با ويلچر تردد می کنم ولی سعی کرده ام با توکل بر خدا با اميد و تلاش به زندگی ام ادامه دهم.او در ادامه می گويد: ۱۰ سال است که به هنر نقاشی روی آورده ام و نقاشی می کنم که اين امر هم بر روحيه ام تأثير خيلی خوبی داشته و هم منبع درآمدی است.«حسيني» می افزايد: رفتار مردم با معلولان متفاوت است برخی به ما برای عبور از موانع که بر سر راهمان قرار می گيرد کمک می کنند اما متأسفانه برخی حتی وقتی از آنها کمک می خواهيم، بدون اينکه توجهی به درخواستمان کنند عبور می کنند.
وی مانند ساير معلولان از موانع و مشکلات تردد در شهر گلايه و اضافه می کند: من قطع نخاع هستم و با کوچک ترين تکان به زمين می خورم که به همين دليل موانع و ناهمواری های داخل پياده روها، حرکت و حضور در شهر را برای من بسيار سخت می کند که اميدوارم هرچه زودتر اين مشکلات برطرف شود.او می گويد: حتی همين دانشگاه فردوسی مشهد نيز مکان مناسبی برای عبور معلولان ندارد جالب آن است که «رمپ» ايجاد شده اما مقابل آن مانع گذاشته اند طوری که با ويلچر نمی توان عبور کرد و دليل آن را عبور موتورسواران اعلام می کنند.
با کمک مادرم سوار اتوبوس می شوم
يکی ديگر از معلولان هنرمند حاضر در نمايشگاه «مريم» است، او در حال تحصيل است و به گفته خودش ۶ ماه ديگر ديپلم می گيرد.او می گويد: تا مقطع راهنمايی در مدارس معمولی و از آن به بعد در موسسه توان يابان تحصيل کردم و به هنر به ويژه معرق علاقه زيادی دارم.وی می افزايد: با انجام کارهای هنری احساس می کنم، مفيدم و در جامعه حضور بيشتری دارم که احساس خوبی به من می دهد.او از نگاه ترحم آميز برخی شهروندان گلايه می کند و می گويد: نگاه های ترحم آميز مردم ناراحتم می کند. برخی از شهروندان وقتی که سوار اتوبوس می شوم نگاهشان را از من بر نمی دارند و با نگاه به من آه می کشند که اين موضوع من و امثال من را بسيار ناراحت می کند.
تحصيل در کارشناسی ارشد
خانم «باقري» يکی ديگر از حاضران در نمايشگاه است که کمی از نظر بينايی مشکل دارد اما با اين حال در مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم تربيتی دانشگاه فردوسی مشهد مشغول تحصيل است.او می گويد: مردم بايد ما و توانايی هايمان را باور کنند و بدانند ما ناتوان نيستيم بلکه شرايط ما کمی با آن ها متفاوت است.«باقري» اضافه می کند: ما توانمند هستيم و می توانيم در جامعه حضور داشته باشيم و فعاليت کنيم و لی شرايط اشتغال برای ما مهيا نيست و خيلی از تحصيل کرده های معلول مثل ما کاری ندارند و استعدادهايشان شکوفا نمی شود.«صباغيان» يکی ديگر از معلولان حاضر در نمايشگاه است او که از دو چشم نابيناست، در رشته کارشناسی ارشد مترجمی زبان و ادبيات عرب مشغول تحصيل است.او می گويد: تصور ما از خدا با افراد بينا تفاوتی ندارد، فقط شايد ما بهتر بتوانيم حضور خدا را درک کنيم.وی می افزايد: برخی از شهروندان وقتی از آنها می خواهيم آدرس را به ما نشان بدهند به زور پاسخ می دهند و يا از روی بی ميلی اين کار را می کنند.وی به مشکل اشتغال معلولان اشاره می کند و می گويد: اشتغال يکی از بزرگ ترين دغدغه های معلولان است؛ برخی از معلولان مدرک ليسانس، فوق ليسانس و حتی دکترا دارند ولی آنها را هيچ جايی استخدام نمی کنند که به همين دليل بسياری بدون انگيزه درس می خوانند.وی می افزايد: استفاده از سيستم گويا در اتوبوس برای ما نابينايان بسيار خوب است اما متأسفانه يا صدای آن کم است که نمی شنويم و يا ايستگاه ها را اشتباه اعلام می کند که اميدواريم اين مشکل را برای ما برطرف کنند.
منبع : وبسایت شمعدانی؛ سایت بال پرواز، ۴ اسفند ۱۳۹۲

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *