رضا افشارپور

print

ویلچر نشین سرزمین هنر

متن زیر نوشته ای از سعید مجردی مدیر سایت اینترنتی مغان ارس است که در خصوص رضا افشارپور همکار هنرمند نوشته شده است. افشارپور که یک معلول هنرمند است ، فعالیتهای قابل توجهی در مقوله هنر داشته و با پشتکار و همت خود موفقیتهایی را به دست آورده است. این متن که به مناسبت ۱۲ آذر روز جهانی معلولان نوشته شده بود ، با تاخیر به دفتر نشریه واصل شد. اما به دلیل اهمیت موضوع و تقدیر از این همکار پر تلاش آن را درج می کنیم.
اخیرا در تبریز کتابی تحت عنوان “مکث” منتشر شد که بخشی از آن کتاب ۱۲۵ صفحه ای به معرفی ۳۶نفر معلولان آذربایجان شرقی می پردازد.در بین این عزیزان هنرمندی می درخشد که اینجانب به چند دلیل پیشنهاد معرفی نامبرده را در آن نشریه مینمایم:
۱ ـ نویسنده بخش اعظم این قسمت (۳۵ صفحه) از ۱۲۵ صفحه را با توجه به فعالیت های فراوان فرهنگی وی به ایشان اختصاص داده است
۲ ـ نامبرده کارمند رسمی مدیریت درمان تامین اجتمائی استان است و در درمانگاه شماره یک تبریز خدمت میکند
۳ ـ بیمه شدن هنرمندان در ایران برای اولین بار با تلاش نامبرده صورت گرفت. مرحوم استاد عاشیق علی فیض الهی وحید چند روز قبل از فوت در آخرین مصاحبه خود ، در جواب خبرنگاری که پرسیده بود : ـ آیا خبر دارید که اخیرا” عده ای از هنرمندان برای اولین بار توسط مدیر عامل تامین اجتماعی بیمه شده اند ؛ گفت : بیمه شدن هنرمندان را با شادی استقبال کردم ، ولی قبل از ایشان سرپرست و رئیس ما ـ افشارـ که خود از کارمندان تامین اجتمائی است چندین هنرمند را بیمه کرده بود.(متن کامل این مصاحبه چند سال پیش در آتیه تحت عنوان گپی خودمانی با مرحوم عاشیق علی فیض الهی وحید چاپ شد.)
۴ ـ از بین بیوگرافی این ۳۶ نفر افشار تنها کسی است که مطالب خود را با استناد ارائه داده است.
اینک با توجه به موارد گفته شده خواهشمند است زندگینامه زیر به مناسبت ۱۲ آذر ( روز جهانی معلولین ) در تامین درج شود.
اين نوشته بدون ترديد تشريح فرآيند تصميم و فرآیند شكل گيري شخصيتي قوي و ممتاز است كه بدون توجه به نقص عضو و معلوليت خاص كه از سيزده سالگي گريبانش را گرفته است ، اكنون مردي ۴۸ ساله و داراي توانايي هاي برتر است و به فرازهاي بلند موفقيت دست يافته است.

afsharpoorچنين بنظر ميرسد كه رضا افشارپور (افشار) در حاليكه از مشكلات جسمي كه مختص معلولان است رنج مي برد توانسته است با سوار بر مشكلات به ابتكارات ويژه اي هم در عرصه هنر ، فرهنگ ، و موسيقي دست يابد.
اين هنرمند شاعر ، نويسنده و كارگردان در سابقه هنري خود گويندگي راديو را نيز تجربه كرده است و از صداي دلنشين و تاثير گذاري نيز برخوردار است.
افشار فرزند محله پل سنگي تبريز در خيابان فارابي ديده به جهان گشود و اكنون آوازه اش به اقصي نقاط كشور عزيزمان ايران و نیز به برخي از كشورهاي ديگر رسيده است. در كتاب مكث نويسنده سركار خانم پروين پناهي كه خود دچار ضايعه نخاعي است در باره اين هنرمند تبريزي مكثي زيبا كرده است و به تشريح موفقيتهاي وي پرداخته و زواياي پيشرفت و رشد وي را ترسيم كرده است.” رضاافشار موسس و بنيانگذار كتابخانه ملي ـ مردمي ، انجمن ادبي و بزرگترين گروه هنري كشور به نام نامي محمد فضولي مي باشد”(كتاب مكث – پروين پناهي ص. ۶۱ ).
نمايشنامه طنز ” گجيل قاپيسي ” که به عنوان اولین درام موزیکال دربین ترک زبانان ایران مطرح است، دست آورد فرهنگي اين هنرمند تبريزي است كه احساس را با هنر تلفيق كرده و به ارزيابي واقعيات پرداخته است.
رضا افشارپور (افشار)شعرايي همانند يالقيز در نغمه هاي انجمن ، اوياق در فضولي اوجاقي و استاد حاج موسي هريسي نژاد در قصيده فضولي به توصيف اين هنرمند توانا چكامه هايي سروده اند. رضا افشارپور در سال ۱۳۷۱ به استخدام مديريت درمان سازمان تامين اجتماعي درآمد و ماجراي استخدام خودش را در قالب نمايشنامه اي به نام ” آتيلميش” به روي صحنه آورد. در مكث در اين باره نوشته شده است:” نكته جالب توجه اين كه پس از استخدام پرجنجال وي ، افشار در مراسم روز جهاني معلولين چگونگي استخدام خود را در قالب نمايشنامه اي به نام ” آتيلميش” در حضور مدير كل وقت امور درمان تامين اجتماعي استان ( دكتر رضا علويزاده)به صحنه برد.”
اين معلول توانا و هنرمند تبريزي در سال ۱۳۷۳ به دليل تلاشهاي خستگي ناپذيرش از ديده ها پنهان نماند و با دعوت بهزيستي استان به سمت مشاور امور فرهنگي هنري مدير كل بهزيستي منصوب شد.
درباره فعاليتها و تلاشهاي فرهنگي و هنري افشار در كتاب مكث در صفحه ۷۲در مصاحبه ايشان با نشريه دانشجويي دنيز چنين آمده است ” تشكيل اولين اركستر رسمي آذربايجاني ويژه خواهران ، تاسيس اولين گروه موسيقي رسمي عاشيقلار موسوم به ” ساري تئل ” بنيانگذاری كتابخانه مردمي ملا محمد فضولي ، راه اندازي انجمن ادبي فضولي ، ضبط و پخش نمايشنامه تلويزيوني “تولكوناغيلي” مخصوص كودكان با زبان تركي از سيماي مركز تبريز و… همه و همه با همت والاي فرهيخته فرهنگي و هنرمند دلسوخته اين مرزوبوم رضا افشارپور متخلص به افشار انجام پذيرفت. ”
اميد كه بتوانيم ايستادن را از اين مردان نشسته بياموزيم و در پيچ و خم حجره هاي علم و دانش و ويلچر نشينان عرصه هنر به پاي سخنان حكيمانه ايشان كه با تن شكسته اما قلبي استوار و ايماني محكم در ميدان عمل بر زبان جاري مي سازند بنشينيم و برخاستن را بياموزيم.
بدين سان مردان و زنان بزرگي را كه بر ويلچرهايشان نشسته اند و به دورنماي روشن حيات اميدوارند در يابيم و از دستانشان بگيريم و نگذاريم شمع وجودشان در هجران توجه ما بتدريج به خاموشي گرايد.

منبع : نشریه داخلی سازمان تامین اجتماعی (تامین) ، ص۱۱، ضمیمه شماره ۶۴۳ ؛ ovshar.blogfa.com

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *