۴ راز زندگی معلولان موفق

مدت هاست که سوالی ذهنم را به خود مشغول کرده است؛ به راستی شما چه کسی را معلول می خوانيد؟ شايد پاسخ من اندکی متفاوت باشد؛ من می گويم معلول کسی نيست که دست، پا، بينايی يا شنوايی او مشکل داشته باشد. به عقيده من معلول کسی است که به نيروی تفکر خويش ايمان ندارد، او فکرش را اسير باور «نمی توانم» کرده است، کسی که ديدگانش را روی فرصت ها و نعمت های زندگی بسته است. آن که خود را قربانی تمام عيار رنج ها و ناخوشايندی های زندگی می کند و يا از داشتن اخلاق پسنديده محروم است. آه! خدا نکند روح و روان مان گرفتار حفره های خالی شود که اگر ضرب آهنگ ياس و نااميدی در گوش جانت طنين انداز شود، آن هنگام است که من، تو را يک «معلول» می خوانم.مخاطبان محترم مطالب «باور مثبت» مستحضر هستند که از هفته پيش تصميم گرفتيم توان يابان عزيز را راهنمايی کنيم تا به جای آن که با مطلق نگری، معلوليت خود را مساوی با ناتوانی بپندارند، به نيروهای درونی و توانمندی های خود ايمان بياورند و در مسير رشد و موفقيت شروع به حرکت و تعالی کنند. در اين شماره و شماره آينده قصد داريم به مهم ترين رموز موفقيت معلولانی اشاره کنيم که نه تنها از احساس رضايتمندی نسبت به خود و زندگی شان سرشارند بلکه عضوی مفيد و موثر نيز در جامعه هستند و با تکيه بر مهارت های درونی شان تاثير شگرفی در تسهيل زندگی ديگران دارند. پرورش نيروی معجزه گر «اعتماد به نفس» مهم ترين عامل ترقی اين دسته از افراد است که در ادامه با فاکتورهای مهم آن آشنا خواهيد شد.
البته بر هيچ کس پوشيده نيست که گاهی اوقات مسائل و مشکلات مختلف دست به دست هم می دهند و در تضعيف روحيه معلول موثر واقع می شوند. طبيعی است که به عنوان مثال نگاه های ترحم آميز مردم، ديد نادرست برخی از افراد جامعه نسبت به معلولان، نبود فرصت های شغلی، مشکلات اقتصادی و معضلات رفت و آمد، کمبود امکانات رفاهی برای اين قشر از جامعه و مشکلات و عوامل ديگری که قسمت عمده ای از زندگی معلولان را شامل می شود موجب کاهش اراده و تضعيف روحيه آنان شود. اما معلولان موفق با تکيه بر اين باور مثبت که رنج و مشقت قسمتی از زندگی و البته آموزنده است، نه تنها راه حل را در گريز از مشکلات نمی بينند بلکه به استقبال مشکلات نيز می روند. از نگاه اين دسته از افراد «پاييز بهانه است؛ برگ ها پای رفتن دارند». با مطالعه نکاتی که در ادامه می خوانيد با اسرار زندگی معلولان موفق بيشتر آشنا شويد:
۱ – با شرايط معلوليت خود کنار بياييد و آن را بپذيريد: تا زمانی که فرد معلول زندگی خود را با غصه و ياس بگذراند و مدام مشغول زمزمه کردن سوالاتی باشد نظير «چطور اين اتفاق افتاد»، «آخر چرا من»، «با اين درجه از معلوليت ديگر چگونه می توانم به آرزوها و اهدافم برسم» و… مطمئنا شاهد هيچ پيشرفتی در پذيرش معلوليت خود و حرکت به سمت موفقيت نخواهد بود. روان شناسان معتقدند زمانی که فرد، معلوليت خود را بپذيرد ميزان تحمل او برای کنار آمدن با شرايط معلوليت بالا خواهد رفت و متعاقب آن به راحتی می تواند توانايی ها و ناتوانی های خود را شناسايی و از آن ها برای هر چه بهتر زيستن استفاده کند.
۲ – از موفقيت های کوچک اما قابل دسترسی شروع کنيد و در حد توانايی و امکانات تان برای خود هدف تعيين کنيد: مشکل عمده معلولان باور نادرست «نمی توانم» است. در بسياری از معلولان موفق بعد از پذيرش و کنار آمدن با شرايطی که برای شان رخ داده است چيزی شبيه تولد «حس توانستن» بيدار می شود. اين دسته از افراد معتقدند طوری بايد واقع بين باشی که بپذيری اينک بخشی از سلامتی ات را از دست داده ای و طوری اميدوار باشی که ايمان داشته باشی فردا در دستان توست. از اهداف کوچک که می دانيد احتمال موفقيت در آن ها بالاست شروع کنيد و سپس به سراغ تحقق آرزوهای بزرگ خود برويد. قبول دارم که اين آغاز، برای تعدادی از افراد سخت است. اما آهسته آهسته بلند شو، حرکت کن و بدان که در اين راه قدم برداشتن، دست و بالت را بارها زخمی خواهد کرد، اما آبديده می شوی و می آموزی که از جاده های پرپيچ و خم زندگی نهراسی، از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسيدن نهراسی و تنها پيش بروی و بروی و بروی.
۳ – از تمام توانمندی های جسمانی خود که برای تان باقی مانده استفاده حداکثری را ببريد: کم نيستند افرادی که ناتوانی يا نقصی در يکی از اعضای بدن دارند ولی با استفاده از ديگر اعضای سالم بدن کاری را شروع و با انجام تمرين های کافی در آن مهارت کسب می کنند و به موفقيت می رسند. يک نفر در ادامه تحصيل، يک نفر در ورزش، ديگری در هنر و … . بيشتر معلولان به اين امر واقفند که اگر چه در برخی حوزه ها به دليل شرايط جسمی شان محدوديت هايی دارند اما همين اندازه که از نعمت وجود روح سالم، تفکری خلاق و پويا و تدبير برخوردارند، پس يعنی همه چيز دارند و با استفاده از آن ها کمبودهايشان را جبران می کنند.
۴ – ببين وظيفه همين لحظه ات چيست، همان را خوب انجام بده: تعدادی از افراد معلول که به شکل ناگهانی دچار آسيب جسمی شده اند همواره نگرانند که آينده من چه می شود؟ نکند وضعيت از آنچه هست بدتر شود؟ نکند رفته رفته به دليل نقص عضو فعلی ام، سلامتی عمومی ام نيز به خطر بيفتد؟ اين دسته از افراد اغلب در حال زندگی نمی کنند و اگر چه انگيزه خوبی برای پيشرفت دارند و به همه نکات ذکر شده در راهکارهای ۱ تا ۳ پايبندند اما از آن جا که در آينده زندگی می کنند نه در حال، مدام فکر آن ها درگير نگرانی برای فرداها و مشکلات آن خواهد بود. در صورتی که در چنين شرايطی قرار گرفتيد سريعا به خودتان بگوييد آن مرحله نيز راهکارها، وظايف و مراقبت های خاص خود را دارد. به چيز ديگری فکر نکنيد. فقط به وظيفه روز و لحظه تان فکر کنيد. با خود بگوييد اين مدت را با همين شيوه پيش آمده ام و در هر مرحله با دشواری های آن مرحله جنگيدم و برايش راه حل يافتم. بعد از اين نيز هر مشکلی پيش آيد راه حل آن را خواهم يافت. گرد و غبار دلهره ها که به کنار رود می بينی ديگر اهميت پايان ماجرا و قصه ها برايت کمرنگ تر می شود و لذت پيمودن راه را با چيز ديگری مبادله نمی کنی.
منبع : تعامل ؛ وب سایت شمعدانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *