حقوق معلولین در اسناد بین الملل

ازدواج-معلولینیکی از مسائل اساسی که دنیا با آن روبرو است پدیده‌ای است تحت عنوان حقوق معلولان. اگر به اسناد بین المللی نگاه کنیم،مسائلی که در طول تاریخ معلولان با آن روبرو بودند سیر چندان خوشایندی ندارد.مسائلی را که معلولان با آن روبرو بوده‌اند بسیار دردناک است،اگر یک نفر را زنده کنیم مثل این است که کل آدمیان را زنده کرده‌ایم.
در احداث یک خیابان یا کوچه توسط شهرداری این سوال مطرح می‌باشدکه چند نفر می‌خواهند از اینجا رد شوند؟ مگر در کشورهای پیشرفته، که این کار را انجام داده اند می‌پرسند که چند معلول می‌خواهند از اینجا رد شوند که ما باید اینجا را درست کنیم! یک نفر هم بخواهد عبور کند وظیفه دولت، حکومت و وظیفه جامعه است که باید این اماکن را برایشان آماده کنند. نوع نگاه ما باید عوض شود، تا زمانی که نوع نگاه ما به معلولین داریم تغییر نکند به جایی نخواهیم رسید. اعلامیه جهانی حقوق بشر بر تمام ابعاد زندگی انسان‌ها سایه افکنده است. بنابراین حقوق بشر، حقوقی نیست که بعضی از کشورها جنبه صرفاً سیاسی به آن داده‌اند. اولین باری که کلامی از معلول در اعلامیه‌های جهانی مطرح می‌شود در سال 1924 است. در سال 1976 طرح صندوق حمایت از معلولین و نامگذاری سالی با این عنوان پیشنهاد داده شد که به این طرح جامۀ عمل نپوشاندند. تا سال 1981 که سال معلولین نام نهاده شد تا از نظرها فراموش نشود که 10% از جامعه بشری ناتوانانی هستند به نام معلولین. اما در سال 1981 نتوانستند کمکی به جامعه معلولین نمایند تا اینکه تصمیم گرفتند برنامه‌ای جامع و مدون در طی یک دهه از سال 1983 تا 1992 ابلاغ نمایند.
برخی کشورها بیشتر و برخی کمتر در این زمینه کار می‌کنند، اما مجموعه این کار به جایی نرسید. قاره آسیا هم از سال 1993 تا سال 2003 را به عنوان دهه معلولین اعلام کرد و 2002 تا 2007 را هم آفریقا اعلام کرد و سال 2003 را اروپا به عنوان سال معلولین انتخاب کرد، باز هم کار به جایی نرسید. احساس معلولین در جوامع این بود که ما نیاز به کنوانسیون بین المللی داریم.
در سال 1989 کنوانسیون حقوق کودک به تصویب رسید. اساس آن، اعلامیه جهانی حقوق بشر بود در سال 1993 کنوانسیون حقوق معلولین در سازمان ملل به تصویب مجمع عمومی رسید درآن قوانین استاندارد برای زندگی معلولان، شامل 23 ماده است که خیلی از مـسائل در آن مطـرح می‌شود که جنبة الـزامی و اجبـاری ندارد و کشورها می‌توانند از آن استفاده کنند و می‌توانند استفاده نکنند. گزارش‌ها حاکی از آن بود که در کشورها عزم راسخی برای اجرای این قوانین وجود ندارد و قوانین دیگری هم در سال 1998 به تصویب می‌رسد که در آن می‌گویند: «آن چیزی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر است در مورد معلولین هم مجری است و قابل انجام است».
اعلامیه 1924 فقط یک جمله دارد: «کودکی که دارای معلولیت ذهنی است باید حمایت شود». یعنی کلمه معلولیت از اینجا در قوانین بین الملل وارد شد. در اعلامیه حقوق بشر در 1948 اسمی از معلول نیست. اما برخی از مواد آن قابل تعمیم به مسأله معلولیت است. همۀ افراد بشر آزاد آفریده شده‌اند و نباید مورد هیچگونه تبعیضی قرار گیرند. آن چیزی که ما با آن مسأله داریم تبعیض به خاطر معلولیت است.
مثلاً بگویند ما اینجا سالنی احداث کرده‌ایم، ولی دوست ما که دارای صندلی چرخدار است راهی برای استفاده از این امکان ورود به آن ندارد. همه حرف ما این است که آرشیتکتی که این سالن را می سازد بگوید ما دوستی داریم که روی صندلی چرخدار است یا خود من حتی ممکن است هر لحظه بروم روی صندلی چرخدار، من باید حق داشته باشم که بیایم این بالا. برای معلولین امروزه راه از در پشت هم درست کرده‌اند. ولی آنها می‌گویند نمی‌خواهیم چرا همه از در مستقیم بیایند ولی به من می‌گویند از در پشت داخل شو، من هم می‌خواهم از همان سیستم اصلی بیایم.
چیزی که در کنوانسیون حقوق معلولان تصویب شده، همه حرفش این است که این تبعیض بخاطر معلولیت است و هیچ چیز دیگری نیست و سیاسی اش هم نباید بکنیم . این مشکلی که وجود دارد به خاطر معلولیتش نباید برایش تبعیض قائل شویم.
در 1959 باز یک اعلامیه می دهند که این اعلامیه هم توصیة است و خیلی نقشی ندارد کودکی که دارای معلولیت جسمی و ذهنی است باید تحت توجه خاصی قرار بگیرد .
در سال 1971 کمی جدیتر به این موضوع پرداخته می شود یک اعلامیه 12 ماده ای داریم که در آن به مسائل کودکان دارای معلولیت به صورت جدی تر پرداخته شده است . از دولت ها وملت ها می خواهند که به وضعیت کودکان دارای معلولیت رسیدگی کنند.
در سال 1975 باز یک اعلامیه در مورد معلولیتهای جسمی مطرح می شود که در این اعلامیه مسائل بصورت دقیق تر و جزئی تر بیان می شود .
مثلاً حق داشتن زندگی مستقل و حق حضور در برنامه‌های اجتماعی در نظر گرفته می‌شود. در سال 1989 کنوانسیونی در مورد حقوق کودک به تصویب میرسد که چند سال بعد در ایران هم به تصویب می‌رسد.
کنوانسیون برای کسانی که به آن کنوانسیون می پیوندید درمرحله اول الزامی می شود یعنی زمانی که شما قبول کردیدکه به کنوانسیون بپیوندید و زمانی که قانون شد شما ملزم به اجرای تمام آن قوانین هستید.
مگر چیزهایی که در خود کنوانسیون‌ها یک حق اسثنا قائل می‌شوند. مثلاً یک کشور بر حسب عرف یا مذهب یا قوانین داخلی میتواند بعضی از قوانین کنوانسیون را اجرا نکند مثلاً کنوانسیون حقوق کودک، کودک تا 18 سالگی تعریف شده ولی کودک در قوانین ما تا 15 سالگی است یک مقدار مشکلاتی که ما در قوانین قضایی داریم همین مساله است.
در ماده23 کنوانسیون از کودک معلول نام برده می‌شود و چون ما به کنوانسیون پیوستیم و در مجلس آن را تصویب کردیم ملزم به رعایت آن و ارائه گزارش هستیم. در ادامه به کشورهای عضو پیشنهاد می‌شود کودکانی که از نظر جسمی و روحی معلول هستند باید از یک زندگی کامل، محترمانه و در شرایطی که متضمن افزایش رشد اتکا به نفس به او باشد و مشارکت او را در جامعه افزایش دهد برخوردار باشد و تبصره های ماده 23 می گوید که باید از معلول مراقبت ویژه شود.
خیلی از جاها آموزش و پرورش ما می‌گوید، این مشکل است وقتی شما نتوانید بگویید برای بچه ای که روی صندلی چرخدار است امکانات نمی گذارم، «نمی گذارم قابل قبول نیست» وقتی این قانون را پذیرفتیم و به آن پیوستیم ومصوب مجلس جمهوری اسلامی شد باید آن را اجرا کنیم. پس این حق خانواده ای است که کودک معلول یا ناشنوا یا نابینا دارد، از دولت بخواهد که این امکان را برای بچه او فراهم نماید، خودمان تصویب کردیم و نوشتیم پس بنابراین باید قوانین را اجرا کنیم.
– در سال 1993 قوانین استاندارد بیان شد، قوانین استاندارد قابلیت اجرا دارد.
– در آموزش چه کار بکنیم؟
– در اشتغال چه کار بکنیم؟
– در مسکن چه کار بکنیم؟
در تفریحات و سرگرمی چه کار بکنیم؟ در قانونگذاری چه کار بکنیم؟
تقریباً همه هدفش این است که افراد معلول مثل افراد عادی بتوانند در جامعه به عنوان شهروند زندگی کنند. ولی فضاها را در جامعه باید مساعد بکنیم تا افراد بتوانند در کنار هم زندگی بکنند. اینکه ما بتوانیم بگوییم مشارکت افراد معلول برابر با افراد عادی است لازمه‌اش اول ارتقای آگاهی عمومی است. باید جلساتی را در جاهای مختلف طراحی کنند و یکی از اهدافش این باشد که بتوانیم آگاهی‌ها و توانمندی‌های معلولمان را افزایش دهیم.
این نگاهی که در ما، انسانهای به اصطلاح سالم وجود دارد که معلولین کسانی هستند که در آسایشگاه ها به سر می برند وچه می گویند که معلول در جامعه حضور داشته باشد ؟ در جامعه معلولین افراد اندیشمند ومؤثر فراوانی وجود دارند.
هیچ نگرانی هم از این ندارد که نابینا است هیچ شرمی هم ندارد که بگوید نابیناست برای اینکه به عنوان مثال وکیل مدافع هموفیلی‌ها است. داستان هموفیلی ها را شما می‌دانید که به وسیله خون‌های آلوده مبتلا شدند ایشان توانستند این پرونده را پیروز شوند.
خواستن توانستن است یعنی آدمی؛ وکیلی و نابینا باشد و پرونده بزرگ را پیروز شود بنابراین جای تاسف دارد که در آیین نامه مجلس مصوب شده است:
نابینا نمی‌تواند نماینده مجلس شود در حالی که در انگلستان دو وزیر نابینا و در اندونزی رئیس جمهور نابینا داشتند.
با یک نگاه تیزبینانه در می یابیم که اینها انسان هایی هستند مانند ما، اما فاقد توانایی های کامل سایر اندامهای بدنشان می تواند! رشد کند و ارتقا یابد. بنابراین در ارتقای اگاهی این فضا باید وجود بیاید . دوم مراقبتهای پزشکی، سوم مراقبتهای توانبخشی و چهارم خدمات حمایتی. سالهاست که حقوق معلولین به عنوان وظیفة هر فردی نادیده گرفته شده است.
علم اصلاح نژاد تفکری است که در قرن 19 شکل گرفت و بیان کرد معلولین کسانی هستند که نژاد ما را از بین بردند مانند هیتلرکه از این تفکر استفاده کرد و گفت نژاد آریایی را معلولین از بین بردند . پنجاه هزار معلول را در آلمان در حمام های گاز خفه کردند . به خاطر اینکه هیتلرمی گفت معلولین نژاد آریا را تخریب کردند به همین دلیل امروز هم نئونازیها اولین کسانی که مورد حمله قرار می‌دهند معلولین هستند.
یا عقیم سازی عقب ماندگان ذهنی. این تفکری ضد حقوق انسانی است که هنوز هم خواهان دارد. مجموعه آسایشگاه‌ها، در دنیا دیگر تقریباً آسایشگاه جمع شده ما جایی به عنوان آسایشگاه نگهداری در کشورهای توسعه یافته به آن شکل نداریم .حتی یک معلول ، حتی آنکه زندگی نباتی دارد باید درکنار خانواده باشد و از او حمایت بکنیم نه اینکه او را در آسایشگاه نگهداری نماییم.
معلولین گفتند ما کنوانسیون می خواهیم و بدون کنوانسیون به حقوق خود دست نمی یابیم همچنان که 60-70 سال است که اعلامیه صادر شده اما هیچکس به آن بها نمی دهد . گرچه قانون حمایت از معلولین را تصویب کرده‌ایم و سازمان ملل نیز می‌تواند برای معلولین اقداماتی انجام دهد اما نظر معلولین این است در سازمان ملل کاری را بدون حضور ما انجام ندهید و اگر می‌خواهید برای ما کاری کنید بگذارید ما حضور داشته باشیم. که البته این کار در دنیا بی سابقه است که کسانی که در کنوانسیونی ذینفع هستند در نوشتن آن هم حضور داشته باشد.
مکزیک از سال 2000 دوبار پیشنهاد کنوانسیون را می‌دهد که مجمع عمومی آن را رد کرد و بالاخره در سال 2001 مجمع آن را پذیرفت.
طبق گزارش کنوانسیون از 191 کشور عضو مجمع ، فقط 50 کشور هستند که قوانینی برای معلولین دارند ، که این نشانگر برچسبها و نگرشهای منفی کشورها به کنوانسیون هستند. به عنوان مثال برغم امکانات زیادی که در آمریکا وجود دارد ولی نگرش آنها نسبت به معلولین منفی است.
در فاصله 2001 تا 2007 ، هفت نشست در رابطه با حقوق معلولین برگزار شد تا بالاخره پس از نهایی شدن نتایج در 27 آگوست 2006 در 13 دسامبر همان سال به این نتیجه رسیدند که کنوانسیون حقوق معلولین تصویب شود و قرار شد از 30 مارچ 2007 (10 فروردین 1386) کشورهای موافق آن را امضا کنند که در همان روز اول 80 کشور آن را امضا کردند که تا آن زمان بی سابقه بود و جامائیکا در همان روز آن را به تصویب مجلس کشورش نیز رساند.
طبق آخرین اطلاعات در حال حاضر 127 کشور کنوانسیون را امضا کردند و می‌خواهند آن را در کشورشان به تصویب برسانند. لازم به ذکر است این کنوانسیون یک پروتکل الحاقی هم دارد و آن این است که در صورت عدم اجرای قوانین کنوانسیون می‌توان شکایت کرد.
71 کشور علاوه بر این که کنوانسیون را امضا کردند پروتکل الحاقی را هم امضا کردند. 23 کشور به تصویب پارلمانهایشان هم رسانده‌اند. در حال حاضر گرچه روند امضاها مقداری کند شده ولی روند تصویب‌ها رو به افزایش است تا2 ماه قبل 17 کشور بودند که تصویب کردند و 14 کشور هم پروتکل الحاقی را تصویب کردند.
در حال حاضر کشور ما جزء کشورهایی است که این کنوانسیون را امضاء نکرده و این در حالی است که وزارت رفاه موافقت خود را اعلام نموده و برای تصویب به هیات دولت فرستاده است.
مجمع تشخیص مصلحت نظام و وزارت امور خارجه هم موافقت خود را اعلام نموده‌اند. کمیسیون حقوق بشر اسلامی در حداقل سه جلسه با حضور حقوقدانان و اساتید برجسته ماده به ماده این طرح را مورد بررسی قرار داده و عدم مغایرت آن را با شرع و عرف بیان کرده است. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی هم موافقت خود را اعلام کرده است. و این یکی از خواسته‌ها و مطالبات جامعۀ معلولین است. یعنی جامعه معلولین ایران اگر دو خواسته داشته باشد یکی پیوستن به کنوانسیون است و دومی اجرای کامل حقوق جامع که ما خیلی آن را کامل نمی‌دانیم ولی به هر شکل چیزی است که مورد نیاز ما است.
این خرد جمعی، نگاهش، نگاهی انسانی است نگاه انسانهایی که در جامعه هستند و در کنار ما و باید از حقوقشان که در طول تاریخ نادیده گرفته شده و مورد غفلت قرار گرفته شده دفاع کرد پس بنابراین این وظیفه امروز بر عهده شمایی هم که این را می خوانید یا می شنوید نیز سنگینی خواهد کرد که:
اولاً از این مساله دفاع کنید و ثانیاً این پیام را برسانید که معلولان در جامعه کسانی نیستند که باید از جامعه بیرونشان ریخت. کسانی نیستند که باید از جلوی چشم ردشان کرد بلکه کسانی هستند که باید بیایند در متن اجتماع و حضور فعال داشته باشند و در توسعه زندگی خودشان و در توسعه جامعه خودشان نقش داشته باشند.
این مطلب بعنوان آخرین پیام بیان می شود،همه ما زمانی از این صحنه خارج می شویم ممکن است خدای ناکرده با یک سانحه یا یک سکته مغزی ، با یک سکته قلبی ، با یک بیماری به فردی تبدیل شویم که روی صندلی چرخ دار قرارگرفته.آن وقت خیلی دیر است که بیاییم بگوییم حالا که روی این صندلی هستم خیلی خوب است که حقوق معلولین را رعایت بکنیم امروز باید به فکر این عزیزان باشیم.
قانون جامع حمایت از معلولین و ارزیابی نهادهای مدنی
چرا همیشه در میان معلولین یک عده باید فراموش شوند، حتی یک نفر. معلول اگر برگ زردی است در آفرینش و خلقت این برگ برای زیبایی آفرینش است این نگاه هنری است به معلولیت پس معلول زیبایی می‌بخشد و اگر نباشد،آفرینش زیبایی‌هایش به طور کامل مشخص نیست این نگاه، نگاه هنرمندانه است.
خدا به کسانی که معلولیت دارند عشق می‌ورزد در انجمن حمایت از معلولین یک شعار وجود دارد که هر چند وقت یکبار عوض می‌شود.
قبل از این، شعار این بود که معلولین فرشتکان عالم ناسوت‌اند. این بیان برای این است که بدانند واقعاً معلولیت را از نظر فیزیکی هیچگاه در زندگی خود دخیل ندانند چرا که معلولیت ماهیت انسان را عوض نمی‌کند.
معلولیت فیزیکال است آنچه که به چشم می بینند وآنچه که به ظاهرمی بینند برای چشم است برای ظاهر است. اصلاً واقعاً زیاد مهم نیست که بخواهیم رویش مانور بدهیم باید راجع به حقوق معلولان صحبت کرد، راجع به اینکه وضعیت آنها چطور بوده است؟ و در آینده چطور خواهد بود؟ بزرگترین مشکلی که معلول دارد، با این مشکل فیزیکی، باورهای غلط فرهنگی است مگرنه اینکه معلول می‌تواند عاشق شود، گریه کند، نماز بخواند و روزه بگیرد. باورهای غلط فرهنگی، فکر می‌کنند فقط آنها هستند که می‌توانند عاشق شوند و دل دارند. نه همه با هم برابرند «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» یعنی کسی بالاتر است که تقوی بیتشری پیشه کرده باشد.
آدم سودمندآدمی است که به افراد همنوع خودش بیشتر سود برساند. چه بسا یک معلول سودش خیلی بیشترازیک فرد سالم باشد.
کسانی را می‌توان معلول خواند که کنار خیابان از شب تاصبح می‌ایستند و هیچ کاری ندارند که انجام دهند. پس باید این باورهای غلط فرهنگی را با نشان دادن توانمندی های معلولین به جامعه، اصلاح کنیم. خیلی ازخانواده‌ها معلولین را باور ندارند. یک بچه CP که به سختی می‌تواند حرف بزند توی بهزیستی برایش می‌نویسند MR این عقب مانده ذهنی است. انصافاً همین آدم درجشنواره خوارزمی شرکت کرده وجزء نفرات برترشده است و امسال هم یک جشنواره‌ای درآلمان برپاشده واین فرد هم دارد درآن شرکت می کند این فرد بعنوان یک عقب مانده ذهنی شناخته شده است یعنی کسی که مددکار این فرد بوده حاضـر نبوده با این فرد10 دقیقه وقت بگذار ببینـد آیا ضریب هوشی دارد یا ندارد؟ عقب مانده ذهنی یعنی کی؟ یعنی کسی که واقعاً از نظر ارتباط با محیط خارج ازخودش ناتوان باشد. این برمی‌گردد به اینکه معلول باید خود فعالیت کند و به اصطلاح جامعه را آگاه نماید اما آنچه که راجع به حقوق معلولان بیشتر مد نظر است امسال سال 87 پیگیر کنوانسیون حقوق معلولان باشیم.
جلسه ای در وزارت امورخارجه برای پیگیری کنوانسیون حقوق معلولین برگزار شد. در این جلسه چهارگروه، انجمن حمایت ازحقوق معلولین، بنیادشهید، بهزیستی و وزارت رفاه مأمور شدند که لایحه‌ای راتنظیم نمایند تا به تصویب هیأت دولت برسد. وانشاءالله امسال با توانمندیهایی که در بدنه NGOهای معلولین است تمام NGO دست به دست همدیگر بدهند تا انشاءالله این لایحه به تصویب برسد.
اما قانون جامع حمایت ازحقوق معلولان که در 16/2/83 به تصویب رسید این قانون 6 ماه قبل از این طرح یک فوریتی اش به تصویب رسیده بود بعد مشخص شد که مجلس می خواهد آنرا در بایگانی اش نگه دارد.با تعاملاتی که با مجلس انجام شد، مجلس این را از بایگانی درآورد و تصویب کرد.
اکنون درمجلس فراکسیونی به نام فراکسیون دفاع ازحقوق معلولین ایران برای اولین بارایجادشده است چرا این کارانجام شد؟ صرف وجود این فراکسیون بیانگر لزوم توجه بیشتر به حقوق معلولین است.
معلولین هم عضو جامعه هستند جامعه در اثر اشتباه و سهل انگاری، معلول را روی دست خودش قرارداده چرا او باید تاوان بدهد؟ معلول حق دارد از یک زندگی شرافتمندانه برخوردار باشد. حق دارد ازتمام مواهبی که دیگران استفاده می کنند او نیز بهره مند شود.چرا نباید یک دانشجوی نابینا یا ناشنوا که سرکلاسی نشسته است بتواند به راحتی به اطلاعات دسترسی داشته باشد؟ نابینایان بطور متوسط 14 ساعت بعد اطلاعات به دستشان می‌رسد. رادیو برای ناشنوایان یک جعبه بی استفاده است .صدا وسیما چرا به ناشنوایان غرامت پرداخت نمی‌کند؟ حق یک ناشنوا از رادیو تا چه اندازه است؟ آن را باید پرداخت کنند دولت جمهوری اسلامی پذیرفته که 10% ازواحدهای مسکونی ساخته شده برای معلولین است پس چرا اجرا نمی‌شود؟ اگریک سال این کارانجام شود هیچ معلولی بدون خانه نمی‌ماند. اگر دختر معلول ازدواج نکرد، اگر کسی به سراغش نیامد کما اینکه 90% دختران معلول به خاطر فیزیک نه ماهیت دارای سلیقه هست و تقوا دارد و…. همه چیز دارد فقط یک کم پایش می‌لنگد می‌رود بهزیستی می‌گویند تو معلولیتت کم است می‌خواهد ازدواج کند می‌گویند معلول هستی نه بهزیستی به خاطر معلولیت کم حاضراست آنها را بپذیرد نه اجتماع به آنها میدان می‌دهد.
این جا حق این بانو چه می‌شود؟ کی باید به او غرامت پرداخت کند؟
در عربستان سعودی به دختر بالای 30 سال آنسه می‌گویند. دولت عربستان به این که معلول باشد، سالم و غیر سالم ندارد به دختر آنسه ماهی 200 دلار پرداخت می‌کند فقط به خاطر این که راحت باشد. در ژاپن عیدی به کودکان 240 دلار می‌دهند، ولی در کشور ما که مهد تمدن و دین باوری و فرهنگ است به معلول 10 هزار تومان عیدی می‌دهند. یک مستمری برای معلول می نویسند 5 بار می‌رود بانک می‌بیند واریز نشده همان 5 بار کرایه را داده ولی مجبور است چه کار باید بکند؟
پس حقوق انسانی معلولین دارد پایمال می‌شود. چرا وقتی قانون گذار تصویب می‌کند که بلیط هواپیما برای معلولین نیم بهاست، ولی برای همراه نیم بها نمی‌دهیم. این در صورتی است که نابینا به دلیل امنیت نمی‌تواند تنها مسافرت کند. باید خودمان را با دنیا همراه کنیم دنیا دارد حرکت می‌کند معلول به ترحم احتیاجی ندارد، به رحم احتیاج دارد. ترحم مال ضعیف به ضعیف است ولی رحم مال قوی به ضعیف است ولی همه اینها دارند به معلولین ترحم می‌کنند هر جا دم از معلول و معلولیت است اول غم است. هرجا سخن از زندگی معلول است 4 نفر را نشان می‌دهند که پشت میله هستند. کی گفته اینها معلولند؟ اینها محجورند و قدرت فکر ندارند.
شما رشد و شکوفایی به عقل مردم بدهید عاطفه‌هاشان خود به خود برانگیخته است. قرآن می‌گوید:
هر مولودی که زاده می‌شود فطرت خدایی دارد هیچ کس نیست که زاده شده باشد و فطرت خدایی نداشته باشد. پس بنابراین به دنبال این نباشیم که همه اش ازعاطفه معلول استفاده بکنیم بیاییم حقوق انسانی او را بدهیم. معلولین هیچ چیزی از جامعه نمی‌خواهند فقط یک چیز می‌خواهند: حق، حق را اجرا کنند.
بررسی نمونه‌ای وضعیت اجتماعی و اقتصادی حقوق معلولین
در آغاز مختصر آماری در مورد معلولین استان و اینکه چه تعداد از معلولین تحت پوشش بهزیستی هستند را ارائه می‌نمایم:
در مورد آمار معلولین در استان سمنان که توسط اداره بهزیستی استان سمنان شناسایی شده و دارای پرونده می‌باشد7070 (هفت هزار و هفتاد) نفر است. که به تفکیک شهرستانها:
2280 نفر در شهرستان شاهرود، دامغان 1160نفر، سمنان 2389 نفروگرمسار 1241 نفر، از این تعداد 1100 نفر مستمری بگیرهستند. از 670 نفر روانی مزمن که در استان شناسایی شده‌اند 185 نفر کمک هزینه درمان در منزل را دریافت می‌کنند و110 نفر هم در مـراکز شبانه و روزانه نگهداری می‌شوند. 170 نفر ضایعه نخایی در استان شناسایی شده‌اند که از این170 نفر تنها 16 نفر حق پرستاری را دریافت می‌کنند. برای 4500 نفر از معلولین شناسایی شده، کارت شناسایی معلولین کارت صادر شده و همه پوشش بیمه خدمات درمانی هستند و 5000 نفر هم بیمه مکمل و 75 دانشجوی معلول تحت حمایت بهزیستی استان سمنان هستند که این دانشجویان از تحصیل رایگان برخوردار هستند. 532 نفر از دانش آموزان کمک هزینه آموزشی دریافت می‌کنند و مراکز دولتی و غیردولتی که درآن خدمات ارائه می‌شود، مرکز سالمندان 6 مرکز، 5 مرکز شبانه و 1 مرکز روزانه روانی مزمن، 3 مرکز که 2 مرکز شبانه روزی و 1 مرکز روزانه و مرکز خانواده و کودک ناشنوا، 1 مرکز توانبخشی کم توانان ذهنی، 9 مرکز که 4 مرکز بالای 14 سال و 2 مرکز زیر 14 سال و 3 مرکز شبانه روزی و 2 مرکز شبانه روزی هم که واگذار شده است که یکی مرکز سالمندان بوده است و دیگـر مرکز نگـهداری معلولین. در مجموع 1000 نفر معـلولین در این مراکز خدمـات توانبـخشی و نگهداری را دریافت می‌کنند. با توجه به آمـار ارائه شده خدماتی که بهزیسـتی ارائه می‌دهد اصـلاً قابل مقایسه با نیاز مددجویان و معلولین نیست.
یک دلیل عمده‌ای که برای این کار وجود دارد این است ساختار سازمان بهزیستی با یک وظایف بسیار زیاد و منابع بسیار محدود است که این منابع محدود باعث شده که خدمات توانبخشی و نگهداری و مستمری که باید ارائه بدهد نتواند آن را اجرا کند.
بودجه خرید وسایل کمک توانبخشی در استان آنقدر محدود است که اگر بخواهیم نیازهای اولیه وسایل کمک توانبخشی معلولین استان را بخواهیم مرتفع کنیم، این بودجه باید حداقل 4 برابر شود. و در سایر قسمتهای مختلف به همین شکل، به نظر می‌رسد سازمان بهزیستی علیرغم همۀ تلاشی که داشته به دلیل یک سری مشکلات و تنگنـاها نتوانسته خواسته ها و نیازهای معلولین را برطرف کند برای برطرف کردن این مشکلات راهکارهای زیرباید اجرا شود:
اولین قسمت این است که برای ارائه هرقسمتی و هـر سیکل کاری باید یک قانون جامـع و مدونی وجود داشته باشد. این قانون مدون، باید اجرایی باشد. در سال 83 قانون جامعی تصویب شد و در 16 بند و10 ماده که کلمه مکلف و موظف در آن ذکر شده ولی متاسفانه معلوم نیست که چقدر از این قانون اجرا شده است. مطلب دوم بعد از قانون زمینه جرایی آن است.
نه این که زمینه اجرایی قانون وجود نداشته باشد، خدماتی از سالها قبل ارائه می شده و این قانون 2 تا 3 سال است که شکل گرفته است و این قانونی هم که تازه شـکل گرفته ضمانت اجرایی ندارد و خیلی‌ها فـکر می‌کنند که متـولی اجرای این قانون سازمان بهزیستی است ولی برای حـل مشکلات معلولین بایستی همه دست به دست هم بدهند. سه گروه در این جا نقش خیلی اسـاسی دارند: اول خود معلولین دوم سازمانها سوم جامعه.
اینکه باورهای غلطی که در جامعه وجود دارد درست است پس جامعه هم در رفع این باورها نقش دارند. این قانونی که تصویب شده نیاز به یک سری زمینه‌ها و بسترها برای اجـرا دارد و یکی از این بسترها بحث اعتباری است. در این قانون 16 بند وجود دارد که 15 بند آن اجـرایی و در بنـد شانزدهم گفته شده که اجرای آن بندهای بالا منوط به اختصاص اعتبارات است. بنابـراین لازم است ابتدا اعتبارات آن هم اختصاص داده شود تا بعد اجرایی گردد.
نکته آخرهم این که، نباید قانون جنبـه امتیاز دهی وامتیاز گیری داشـته باشد. اگر معلولین مشارکت اجتماعی درجامعه داشته باشند جامعه سـود می‌برد، و مـعلولین نیز از قبل این مشارکت اجـتماعی می‌توانند نیازهای خود را مرتفع کنند. بـنابراین باید اول یـک فرهنگ سازی شکل بگیرد و اگر نگرشی بر روی حقوق معلولین است باید به گونه‌ای باشد که احساس نشود کار برای معلولین یـک امتیاز دهی است. بلکه معلول هم حق زندگی و مشارکت اجتماعی دارد.
سازمان مدیریت استان، یک بودجه 100 میلیون تومانـی برای مناسب سازی اختصاص داد. مناسب سازی چگونه انجام می‌شود؟ زمین را می‌سازند که اگر ویلچر از آن بالا رها کنـند با سرعت پایین می‌آید. تازه آن هم اصـولی انجام نمی‌شود خیلی از مسئولین و دوستانی که دست‌اندرکار هستند که سازمان بهزیستی هم یکـی از آن ارگانـها است هنوز به آن درجه از نگرش نرسیدند که بدانند فاصله بین سلامت یا عادی بودن یک انسان و معلولیت یک لحظه است.
با تشکر ویژه از تمام مادران و همـسرانی که فارغ از همه دغـدغه‌ها و مشکلات و مسائلی که بوده بدون هیچ گونه قانون کنوانسیون و پیمان نامه معلولین خود را پذیرفته‌اند و هدایت کرده‌اند که در جامعه حضور داشته باشند.
فهرست منابع و مآخذ
– کنوانسیون حقوق کدوک – 1989.
– قانون مجازات اسلامی – 1370.
– اعلامیه معلولیت جسمی – 1975.
– کنوانسیون حقوق معلولین – 2007.
– قانون جامع حمایت از معلولین – 1383.
– قانون آیین دادرسی کیفری – 1378.
– سخنرانی دکتر کمالی در سمینار حقوق معلولین – فروردین 1387- کمیسیون حقوق بشر اسلامی.
– مصاحبه با مدیرکل بهزیستی استان سمنان.

منبع: وب سايت جامعه معلولين ايران

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *