رویا مداح

مصاحبه با رویا مداح، کاپیتان تیم والیبال نشسته بانوان

رویا مداح

صدای گرم و پر امیدش حتی از پشت سیم‌های زمینی هم می‌تواند با دلت ارتباط برقرار کند و کلی گرم‌اش کند. وقتی با او گپ می‌زنی زندگی را بیشتر دوست‌داری، خدا را هم. بیشتر آن لحظه که می‌گوید: خدا را مخلصانه دوست دارم! “رویا مداح” 38 ساله نمونه کامل یک متولد ماه فروردین است. کسی که با وجود سخت‌ترین پیشامدها از زندگی نا امید نمی‌شود و می‌گوید: فردا روز دیگری است. خانم مداح کارمند بیمارستان است و مسئول ورزش سازمان تامین اجتماعی استان قزوین.

کاپیتان تیم والیبال نشسته بانوان 6 سال است در این رشته فعالیت می‌کند. از ناحیه زانوی پای چپ دچار نقص شده است. یک آسیب ورزشی که یک بار مورد عمل جراحی قرار گرفت. یک سال بعد از آن هم دچار حادثه تصادفی شد که به پایش از همان ناحیه آسیب زد.
خانم کاپیتان متولد بهار، قبل از آسیب‌دیدگی، 8 سال عضو تیم ملی والیبال ایستاده کشور بوده است. علاقه زیادش به والیبال باعث شد بعد از آسیب هم والیبال را ادامه دهد. می‌گوید: ” به خودم اجازه ندادم به خاطر آسیب دیدگی، از ورزش کناره‌گیری کنم. با تشویق مربیان و خانواده و دلگرمی‌شان توانستم به فعالیتم در این رشته ادامه دهم، طوری که سال اول حضور در والیبال نشسته برای تیم ملی انتخاب شدم. سال 81 برای مسابقات جهانی به اسلوانی رفتیم. این اولین تجربه‌ام در مسابقات برون مرزی بود.”
تیم والیبال نشسته بانوان در تیرماه 86 توانست مقام سوم آسیا را کسب کند. چهارم اردیبهشت 86 هم برای مسابقات جام بین قاره‌ای مصر اعزام شدند. البته جهت کسب تجربه و آمادگی تیم برای مسابقات آسیایی 2010 کانچوی چین. تیم بانوان همراه تیم والیبال نشسته آقایان، که قهرمان جهان شد، اعزام شد و توانست با تمام تیم‌های قهرمان و نامدار جهان بازی و تجربه‌های خوبی را کسب کند. آنچه می‌خوانید حاصل گپ و گفت باشگاه جوانی برنا با این خانم والیبالیست و موفق در حوزه ورزش است. کسی که از پنجم ابتدایی به والیبال عشق ورزیده و بعد از کشف استعدادش توسط مربیان هیچگاه آن را رها نکرده است.

امکانات تیم در مسابقات مصر چطور بود، مشکل خاصی داشتید؟
فدراسیون معلولین و جانبازان از معدود فدراسیون‌هایی است که خیلی به ورزشکارانش اهمیت می‌دهد. وضعیت اسکان و سایر مسائل در اردوها داشتیم، عالی بود. نیازی به طی کردن مسافت زیاد برای دسترسی به امکانات نبود؛ همه چیز برای یک معلول باید در دسترس باشد تا برای رفتن به خوابگاه و سالن غذاخوری مشکلی نداشته باشد و مسئولان به خوبی این مسئله را درک کرده بودند. از نظر امکانات هم تبعیضی میان تیم ما و آقایان نبود.

پس چه چیز باعث شد مقام نیاورید؟
مشکل بانوان کم بودن اردوهای تدارکاتی بود. تیرماه که از مسابقات شانگهای بازگشتیم، مسئولان می‌دانستند قرار است تیم بانوان همراه آقایان برای مسابقات بین قاره‌ای مصر اعزام شود. آقایان از همان موقع در اردوها مشغول تمرین شدند اما تیم بانوان به حال خود رها شد. گفتند بروید در شهرهای خودتان تمرین کنید. نزدیک مسابقات که شد 3 اردوی 10 روزه برگزار و تیم برای مسابقه جمع شد. مسئله‌ای که باعث می‌شود ما نتوانیم همپای آقایان مقام کسب کنیم همین مسئله است که باید توجه بیشتری شود. مسابقات شانگهای چین آغازی بود تا مسئولین به خودشان بیایند و ببینند تیم بانوان با شرایط سخت در مقابل تیم‌های جهان خودی نشان دهد و بالای سکو برود. خانم مداح معتقد است اگر مسئولین وقت بیشتری بگذارند، امکانات، اردوهای تدارکاتی بیشتری بگذراند، تفاوتی بین تیم آقایان و بانوان قائل نشوند و در تورنمنت‌های که در کشورهای اروپایی- آسیایی برگزار می‌شود والیبال نشسته بانوان را شرکت دهند، والیبال بانوان به روزهای روشنی دست می‌یابد. او می‌گوید: اگر امکانات فراهم شود، قول می‌دهم والیبال نشسته بانوان بتواند در کنار آقایان همیشه سکودار باشد. البته مسئولین گفتند مسابقات شانگهای چین مقدمه‌ای برای صعود جام بین قاره‌ای شد که ما را شرکت دادند. قول کسب چه مقامی را به باشگاه جوانی می‌دهید؟ امیدوارم در مسابقات 2010 کانچوی چین تیم ایران بر سکوی نخست بایستد، من این توانایی را در تیم می‌بینم. اگر مسئولان همت کنند این مقام دور از دسترس نیست.

از تجربه حضور در مسابقات مصر برایمان بگویید.
مسابقات آسیایی تمام شد اما من به چیزی فراتر از مسابقات آسیایی فکر می‌کردم؛ مسابقات جهانی. در مسابقات جام بین قاره‌ای مصر، در گروهی افتادیم که 5 تیم‌ قدر و صاحب نام حضور داشتند. تیم‌هایی که همیشه مقام اول تا پنجم جهان را کسب می‌کنند. این بازی‌ها حکم تدارکاتی و آمادگی را داشت و رقابت‌ها بسیار نزدیک بود. در بازی با تمام تیم‌های مدعی کار به دور (گیم) پنجم کشید. بازی‌ها با امتیازهای بسیار نزدیک واگذار می‌شد.

پس چه مشکلی مانع قهرمان شدن شما شد؟
ما به راحتی می‌توانستیم برنده شویم. فقط کمی مشکل مربی داشتیم. اگر مربیان باتجربه‌تری تیم را همراهی می‌کردند شاید می‌توانستیم در مصر هم مقام بیاوریم. این دوره از مسابقات کسب تجربه‌ای شد برای مسابقات جهانی. سن در والیبال نشسته ملاک نیست؟ خیر! شرایط سنی ملاک نیست. تمام تیم‌هایی که در مصر ملاقات کردم مثل اسلوانی، اوکراین و روسیه با همان نفرات 4 سال پیش آمده‌بوند. به ‌ندرت تیمی دیدم که جوان‌گرایی داشته باشد. فقط تیم آمریکا بود، چون چند سالی هست روی این رشته سرمایه‌گذاری می‌کند. مهم تجربه و کارایی بازیکن است نه سن او. تیم ما هم قدرت بدنی داشت هم تکنیک. فقط از نظر تاکتیک با مشکل مواجه بودیم. مربیان ما خیلی کم تجربه‌اند. مربی تیم ما با تیم‌های دیگر اصلا قابل مقایسه نبود. اگر سرمربی ما مثل سرمربی تیم آقایان، آقای رضایی بود، مطئنم می‌توانستیم در مسابقات مصر هم مقام کسب کنیم. خانم مداح! بیشتر خانم‌هایی که نقص عضو دارند اصلا در جامعه حاضر نمی‌شوند چه برسد به اینکه ورزش کنند و افتخار آفرین شوند. چه شد که شما به این خودباوری رسیدید که می‌توانید ورزش کنید و قهرمان هم شوید؟ کسانی که از خودشان ضعف نشان می‌دهند باید اعتماد به نفس خود را بالا ببرند و باور کنند معلولیت محدودیت است نه ناتوانی. معلولین در رشته‌های ورزشی مختلفی توانستند افتخار کسب کنند و موفق باشند. همیشه در صحبت‌هایم با معلولین از آن‌ها خواسته‌ام گوشه‌گیر نباشند و کنج خانه نمانند. خود و خدا را سرزنش نکنند و ناشکر نباشند. معلولین فقط محدودیت جسمی دارند اما توانایی برای انجام هر کاری را دارند. این به همه ثابت شده‌است. ما در استان قزوین مرکزی به نام “کانون توانا” داریم که می ‌خواهد ثابت کند معلول می ‌تواند مثل یک فرد سالم زندگی کند. من این را در جامعه می‌ بینم. معلولینی در جامعه هستند که توانایی‌شان از افراد سالم بیشتر است. فقط باید با انگیزه و اعتماد به نفس بالا توانایی خودشان را به اثبات برسانند.

به خدا گله هم می‌کنید؟!
من چه زمانی که سالم بودم و ورزش می‌کردم و چه حالا که آسیب دیده‌ام و ورزش می‌کنم، همیشه شکرگزار خدا بوده‌ و هستم. اگر به این باور ـ خدامحوری ـ برسیم، می‌بینیم به خاطر سلامتی که داریم باید شکرگزار خدا باشیم. معلولیت تمام زندگی انسان را مختل نمی‌کند. من یک پایم معلولیت دارد اما پای دیگرم سالم است، تن و فکرم سالم است. به خاطر تمام این‌ها شکرگزارم. همیشه به یاد خدا هستم و خالصانه دوستش دارم، به خاطر بودنم، زندگی کردنم و استعدادهایم از او ممنونم.
از خانواده‌تان بگویید…
خانواده ورزش دوستی دارم. همیشه حمایت و تشویق می‌کنند. پدرم را از دست داده‌ام و هر چه دارم از مادرم دارم. همیشه و همه جا، در تمام مراحل زندگی، به او افتخار می‌کنم.

علاقه اول و آخرتان والیبال است یا به موضوعات دیگر هم علاقه دارید؟
به جز والیبال نشسته، که رشته تخصصی‌ام است، به رشته‌های دیگر ورزشی هم علاقه دارم و مثلا… قایقرانی می‌کنم. سال 85 به همراه تیمی به کشور هند رفتیم و توانستیم در قایقرانی آب‌های خروشان رکورد کسب کنیم. 140 کیلومتر در آب‌های خروشان رود گنگ پارو زدیم و این رکورد را به اسم ایران عزیز ثبت کردیم. علاوه بر آن تنیس روی میز هم بازی می‌کنم. به غیر از ورزش، رانندگی را خیلی دوست دارم… نکند می‌خواهید در مسابقات رالی هم شرکت کنید؟! (می‌خندد) نه… این یکی دیگر نه! البته چندبار پیشنهاد داده‌اند اما نتوانستند مرا راضی کنند. و حسن ختام… دوست دارم به معلولین بگویم معلولیت، محدودیت است نه ناتوانی. ما می‌توانیم تمام توانایی‌هایمان را با قدرت تفکر و اندیشه‌مان به همه اثبات کنیم. یک معلول می‌تواند مثل یک فرد سالم زندگی کند و هر چه می‌خواهد به دست آورد فقط باید به خود باوری برسد.

منبع: وب سایت کانون معلولین توانا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *