حجت اله یوسفی

حجت-اله-یوسفیمدیر عامل پیشین کانون معلولین توانا از دغدغه هایش می گوید:
گاهی با قبول سمت خدمت می کنیم و گاه با کناره گیری از آن

من و همسرم هر دو معلولیت داریم، کودکی بچه های ما در کانون و با اعضاء کانون سپری شد همسرم هم که از همان ابتدا یاد گرفت به دیگران فکر کند و هنوز هم خودش را فراموش می کند.

کانون قسمتی از زندگی من است، قسمتی از اندیشه من، قسمتی از آنچه در ریه های من جریان دارد.
هیچ وقت در خانه ما بحثی درباره معلولیت من و مادر بچه ها پیش نیامد، بچه ها هیچ وقت معلولیت ما را ندیدند، آنها ما را باور داشتند، درست مثل یقینی که از سپیده صبح در ذهن شان بود، تجملات هرگز به خانه ما پا نگذاشت و شاید همین تفاوت های زندگی من با دیگران است.

شاید پس از ۱۷ سال کار و تلاش در کنار سکوتی که تنها نشانگر فروتنی است اینها حرف های کمی برای گفتن باشند حرف هایی که فقط یک وجب، یک مشت از یک دنیا تلاش را بازگو می کنند و فقط یک قسمت کوچک از یک سناریو را به تصویر می کشند اما همه کسانی که در این ۱۷ سال پابه پای «حجت اله یوسفی» عضو هیات مدیره و مدیرعامل سابق کانون توانا از خود گذشتگی ها و با دست خالی مبارزه کردن هایش را دیده اند خوب می دانند منظور ما از این حرف های کم چیست.

آنها خوب می دانند که این حرف های کم یعنی گذاشتنِ یک عمر پای هدف هایی که زندگی ات را پای معامله می کشند و سکوت در برابر ناملایماتی که شاید فقط عصاهایت یگانه تماشاگران آنها باشند.

این گفتگو حاصل گپ و گفتی کوتاه با مردی است که به تعبیر مدیرعامل فعلی کانون هرگز از خودش حرف نمی زند.

لطفا خودتان را برای خوانندگان پیک توانا معرفی کنید؟

– حجت اله یوسفی هستم از ناحیه دو پا معلولیت جسمی حرکتی دارم و هم اکنون در کنار فعالیت های کانون، در سازمان جهاد کشاورزی هم شاغلم. دو فرزند دارم که از کودکی با کانون بزرگ شده اند و با مقوله معلولیت به خوبی آشنا هستند اما در حال حاضر به دلیل مشغله های تحصیل و زندگی با کانون همکاری چندانی ندارند.

چند سال مدیرعامل کانون توانا بوده اید؟ آیا قبلاً سابقه فعالیت در این حوزه را داشتید؟

من از سال ۷۴ تا سال ۹۰ حدود ۱۶ سال مدیرعامل کانون توانا بودم و قبل از آن سال ها، در بعضی از تعاونی هایی که زیر نظر جهاد هستند عضو هیات مدیره بوده و تجربه کاری و مدیریتی داشتم.

آیا مدیریت در مجموعه کانون توانا کار سختی بود؟ چرا تصمیم گرفتید از این سمت کناره گیری کنید؟

کانون در شروع کار از نظر مالی و امکانات صفر بود و ما در آن سال ها در شرایطی بودیم که باید واحدها و پروژه های مورد نظر را ایجاد و واحدهای ایجاد شده را مدیریت و اداره می کردیم و به جز این موارد باید امکانات و بودجه لازم را هم فراهم می کردیم و همچنین باید تمهیداتی اندیشیده می شد که همه فعالیت ها با اهداف و اندیشه های کانون منطبق باشند به عنوان مثال یکی از این اندیشه ها ممنوعیت درخواست کمک بلاعوض از مردم بود چرا که ما دریافت کمک بلاعوض را مخالف کرامت انسانی فرد معلولان می دانیم بنابراین با توجه به اینکه بودجه دولتی نداشتیم و از طرفی کمک بلاعوض هم دریافت نمی کردیم و نمی کنیم برای اینکه بتوانیم توانایی فکری معلولان را نشان دهیم باید کاملاً خودکفا و مستقل عمل می کردیم و نام کانون توانا و واحد های آن به درستی مطرح می شد.که به لطف خدا محقق شد.

در حال حاضر کانون دارای حدود ۵۰ واحد پروژه فرهنگی، اجتماعی، اشتغال زایی، مسکن سازی، آموزش و… است و مدیرعامل که مدیر اجرایی است باید برای تمام این واحدها و پروژه ها وقت کافی داشته باشد و پیشگام معاونت و مسئولان این واحدها حرکت کند و چون من با توجه به مشغله کاری فرصت و وقت لازم را برای این کار نداشتم و احساس می کردم با این روند به اهداف کانون لطمه خواهد خورد به همین دلیل پیشنهاد کردم که فرد دیگری به عنوان مدیرعامل انتخاب شود تا کانون با سرعت بیشتری بتواند به اهداف خود برسد چرا که معتقدم بعضی مواقع با قبول سمت و عنوان خدمت می کنیم و بعضی مواقع با کناره گیری از آن.

دوره مدیریت خود را چگونه ارزیابی می کنید؟ همکاری سازمان های دولتی با شما چگونه بود؟

ارزیابی را باید از هیات مدیره و اعضاء کانون و کارشناسان پرسید اما در بحث همکاری سازمان های دولتی باید بگویم که بعضی از مدیران سازمان ها از روی اعتقادات و انسان دوستی برخوردهای خوب مثبت می کردند و بعضی هم کاملا سلیقه ای عمل می کردند و حتی حقوق قانونی کانون را نادیده می گرفتند.

نظر شما در مورد نحوه مدیریت در سازمان های مردم نهاد معلولان کشور چیست؟

جایگاه سازمان های مردم نهاد هنوز برای سازمان های دولتی به وضوح تعریف نشده؛ بنابراین مدیریت در سازمان های مردم نهادِ معلولان مسئولیتی بسیار سنگین است چرا که عده ای از معلولان در بسترهای بیماری هستند و بسیاری از آنها به دلیل فقر فرهنگی خانواده ها دور از چشم مردم نگه داری می شوند و تعدادی هم به لحاظ فقر مالی ادامه تحصیل نمی دهند و درمان بسیاری از آنها با مشکل مواجه است و یا بدون مسکن و بیکار هستند.

آینده معلولان ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من آینده خوبی در انتظار معلولان ایران است البته این آینده به خود معلولان هم بستگی دارد زیرا قوانین حمایت از معلولان در حال تکمیل است و بعضی از آنها کم و بیش اجرا می شوند هر چند روند اجرایی هنوز کند است.

شما یکی از اعضای هیات مدیره کانون توانا هستید با کناره گیری از سمت مدیرعاملی برنامه آینده و نوع فعالیت شما با کانون چگونه خواهد بود؟

هیات مدیره کانون با ریاست آقای موسوی پیگیر استحکام بخشی اهداف کانون و امور زیر بنایی معلولان است من هم به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره هدف واحدی را دنبال می کنیم و من امیدوار هستم پس از بازنشستگی وقت بیشتری را به کانون اختصاص دهم و توفیق خدمت بیشتری داشته باشم.

کانون در دوره مدیریت شما با کانون فعلی چه تفاوت هایی دارد؟

بدون شک کانون با مدیریت عاملی مهندس هادی پور که وقت آزاد دارند و شایستگی این مسئولیت را هم دارند، بهتر خواهد بود.

اگر در آینده دوباره به شما پیشنهاد شود که مدیرعامل کانون توانا بشوید آیا این پیشنهاد را می پذیرید؟

هدف ما ایجاد یک نهاد مردمی بین المللی با اندیشه های متعالی است پس باید این مسئولیت (مدیرعاملی) را چند نفر دیگر هم در کانون تجربه کنند، تا در آینده مدیران با تجربه و کارآمدی داشته باشیم.

از خاطرات زمانی که کانون امکاناتی نداشت، برایمان بگویید.

کانون در زمان تشکیل از نظر مالی توان چندانی نداشت، هریک از اعضاء تصمیم گرفتند لوازمی را به کانون اهدا کنند بنابراین یکی از اعضاء سماور آورد، دیگری استکان و نفر بعدی بخاری و… ما برای تهیه وسایل اولیه به چیزی پول ندادیم. در یکی از روزهای زمستان بخاری کانون که نفتی هم بود (چون آن وقت ها هنوز گاز نداشتیم) خراب شد و ما درست همان روز مهمان داشتیم و در سرما هم که نمی توانستیم به کارمان ادامه دهیم بنابراین مهمان آن روز به کمک مان آمد و به اتفاق مهمان بخاری را سرویس کردیم، دوده های آن را بیرون ریختیم و بخاری را روشن کردیم و بعد جلسه کاری با مهمان را گذاشتیم.

شنیده ایم شما اولین کسی بودید که تشکیل کانون را پیشنهاد داد، بفرمایید چطور شد به این فکر افتادید و آیا کانونِ امروز همانی است که شما ۱۷ سال قبل در ذهن خود تصور می کردید؟

من همیشه کار گروهی و اجتماعی را دوست داشتم و از دغدغه و مشکلات معلولان هم آگاه بودم و فکر می کردم با کار جمعی می شود به مشکلات پرداخت و موفق شد بنابراین برای اولین بار در یک جمع ورزشی، پیشنهاد تاسیس کانون را دادم و مدتی بعد این پیشنهاد مورد موافقت آقای موسوی که هم اکنون رئیس هیات مدیره هستند و دوستان دیگر قرار گرفت و با توجه به درایت، تجربه، اعتقادات و اندیشه های تازه آقای موسوی، ایشان این کانون را بنیان گذاری کردند.

کانون توانا پیشرفت خوبی داشته ولی ایده آل ما این است که تمام معلولان کشور از اثرات مفید و مثبت کانون توانا بهره مند شوند.

چطور شما به عنوان اولین مدیرعامل کانون انتخاب شدید؟

کانون در اولین سال های تشکیل خود نیاز به مدیرعاملی داشت که کار گروهی ایجاد کند و به نیروهای مردمی و به خصوص به معلولان انسجام بدهد و مانع انشعاب و تفرقه شود هیات مدیره کانون و به خصوص آقای سید محمد موسوی در آن سال ها مرا برای مدیرعاملی انتخاب کردند و من هم به همراه دوستان دیگر در هیات مدیره تمام سعی و تلاش خود را به کار گرفتیم تا بیشترین و بهترین کار و خدمت را انجام دهیم.

یکی از آرزوهایتان؟

اجرایی شدن کامل قانون جامع حمایت از حقوق معلولان.

اولین حس شما با شنیدن کلمات زیر؟

عصا: همراه من هنگام طواف خانه خدا
کانون معلولین توانا: پایگاه معلولان ایران
مناسب سازی: باز کردن زنجیر از پای معلولان
مجله پیک توانا: ماهنامه مژده حمایت از معلولان
سید محمد موسوی: استقامت و اندیشه
همسر: دعای پشت سرم.

منبع: رقیه بابایی، وب سایت کانون معلولین توانا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *