ریما سرکیسیان

print

گفتگو با «ریما سرکیسیان» یکی از هنرمندان ارامنه

sarkisian

زمستان امسال برفی باشد یا نباشد، بی تردید در شب سال نو میلادی در پس زمانی که حواسمان نباشد، از دریچه ی ذهن مان سرزده وارد می شود؛ پیر مردی با محاسن سپید و لباسی به رنگ قرمز. این پدر بزرگ دوست داشتنی«بابا نوئل» اهالی ارامنه است که با وجود کهولت سن هرگز فراموش نمی کند روایت هدیه ها را در لنگه جوراب های رنگارنگ و دل های منتظر شب سال نو را…

به همین بهانه سری زدیم به خانه ی یکی از هنرمندان ارامنه که پیشاپیش با تزئین درخت کاج کریسمس به استقبال سال نو میلادی رفته بود.

خانم «ریما سرکیسیان» یکی از هنرمندان مجسمه ساز کشورمان است که با استفاده هنرمندانه از احساس و عاطفه بر روی چوب «عشق» را در دل تک تک مجسمه هایش ثبت کرده است. شما هم مهمان این گفتگو باشید.

از خودتان بگویید؟

من متولد تهران در سال 1344 هستم. معلولیتم در سن دو سالگی در اثر مبتلا شدن به بیماری فلج اطفال به وجود آمد. این شرایط به هیچ عنوان نتوانست خللی در تحصیل من به وجود بیاورد. در حال حاضر، فوق لیسانس پژوهش هنر را دارم که در این رشته نفر هشتم و لیسانس صنایع دستی که رتبه ی 5 کنکور را در این رشته کسب کردم.

چه فعالیت هایی انجام می دهید؟

مدرس هنرستان «حضرت مریم» در رشته های گرافیک و معماری هستم و امسال به عنوان «معلم نمونه» انتخاب شدم. بیشترین فعالیت من پ‍‍ژوهش در زمینه ی مجسمه سازی با چوب است. آثارم را بیشتر در نمایشگاه های گروهی به معرض نمایش گذاشته ام و قصد دارم به زودی مجموعه ای از آثارم را در یک نمایشگاه انفرادی به معرض دید عموم بگذارم. من همچنین سال 83 در دومین جشنواره ی دانشجویان صنایع دستی در دانشگاه شیراز نفراول پژوهش در مجسمه شدم و افتخار داوری جشنواره ی«جوان موفق ایرانی» در بخش معلولان را داشتم.

میانه تان با ورزش چطور است؟

در حال حاضر عضو تیم شنای معلولان هستم و مقام های اول استانی و کشوری را کسب کرده ام.

چه عواملی باعث پیشرفت و موفقیت شما در کار و تحصیل بوده است؟

خانواده و دوستانم نقش تاثیر گذاری در پیشرفت های من داشته اند.آنها هیچ گاه مرا به چشم یک معلول نگاه نکردند.

در کودکی به این سوال که«در آینده میخواهید چکاره شوید؟» چه پاسخی می دادید؟

همیشه در رویاهای کودکی ام خودم را پزشک می دیدم با آن لباس سفید. مدارک قاب شده ی دکترها در مطب شان مرا همیشه وسوسه می کرد و آن تابلوی همیشگی پرستاری با انگشت اشاره بر روی لب وبینی به نشانه ی «سکوت» برایم لذت بخش بود.

پشیمانید؟

به هیچ عنوان، از رشته هایی که در آن تحصیل کردم بسیار راضیم. از لوح های تقدیر قاب شده و مدال هایی که کسب کردم احساس افتخار می کنم. ضمن اینکه در تمامی مجسمه هایم می توانید احساس آرامش و امنیت خاطر را در وجود انسان به راحتی مشاهده کنید.

با توجه به اینکه در روزهای آغاز سال نو میلادی هستیم از مراسم های خاص ارامنه بگویید؟

امیدوارم سال 2011 میلادی سالی پر از امید و برکت برای تمام انسان ها باشد به خصوص عزیزان ارامنه. ما هم مثل مسلمانان که در نوروز گرد سفره ی هفت سین مراسم سال نو را برگزار می کنند، درخت کاج را تزیین می کنیم و در منزل یکی از بزرگان فامیل، مثل پدر بزرگ و مادر بزرگ جمع می شویم و غذاهای متنوع طبخ می کنیم و سعی می کنیم در آن شب کدورت ها را از بین ببریم.

به نظر شما نگاه مردم در اجتماع به فرهنگ معلولیت نزدیک شده است؟ در بین ارامنه چطور؟

البته طی سال های اخیر، با تلاش مسئولان و رسانه ها نگاه و رفتار مردم تا حد زیادی تغییر کرده ولی هنوز کاملا آن نگاه «ظاهربین» ریشه کن نشده است. من در سفری که به کشور ارمنستان داشتم، به همراه خواهرم از یک بنای تاریخی دیدن می کردیم. به قسمتی از محوطه این بنا رسیدم که می بایست پله های زیادی را بالا می رفتیم ارتفاع این پله ها زیاد بود و برای من بسیار مشکل بود. تصادفا یک خانواده هلندی هم آنجا بودند که بلا فاصله متوجه این قضیه شده بودند و یکی از آنها به سرعت برای کمک به من آمد؛ بدون اینکه نگاهش ترحم آمیز باشد. به نظر می رسید کمک به یک معلول را جزو وظایف خود می دانستند.

به نظر شما یکی از ویژگی های شخصیت یک زن موفق چیست؟

رو راست بودن و مسئولیت پذیری را همیشه یک زن موفق با خود حمل می کند و همین دو ویژگی زن را به نوعی نسبت به زندگی متعهد می کند برای رسیدن به سطحی شایسته تر.

دوست دارید امسال از بابانوئل چه هدیه ای بگیرید؟

در زمان کودکی عروسک و اسباب بازی بی نهایت خوشحالم می کرد اما پس از گذشت سال ها، امروز راستش را بخواهید دوست دارم یک جعبه ی کوچک دریافت کنم که درون آن یک«اراده ی محکم» باشد تا من بتوانم این هدیه ی ارزنده را بین دانش آموزان کلاسم تقسیم کنم.

اقلیت ارامنه یکی از عادت هایی که هرگز فراموش نمی کنند دعای شبانه ی قبل از خواب است، شما در دعاهای خود چه چیزی طلب کردید؟

در میان دعا های شبانه همیشه برای عموم صحت وسلامت می خواهم ولی امسال برای بچه های ویلچری «امید و آرامش» بیشتر طلب کردم که احساس می کنم این دو نعمت در شرایط سخت کاربرد زیادی دارد.

و در پایان؟

تبریک سال نو میلادی به زبان خودم…

منبع: سیما سلطانی آذر، وب سایت کانون معلولین توانا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *