فاطمه حمامی نصرآبادی

print

هنرمند معلول نقاش
متولد 12 بهمن 1367؛ روستای سفيد شهر از توابع آران و بیدگل، ساکن کاشان
این هنرمند معلول با بیش از 80 درصد معلولیت جسمی و حرکتی به کمک انگشتان پا، نقاشی می‏کند.

فاطمه حمامی نصرآبادی01

فعالیت ها :

اولین نمایشگاه او با عنوان شكوفه یی به وسعت سفیدشهر
دومین نمایشگاه او در محل دانشكده هنر و معماری كاشان
شركت درمسابقات نقاشی سازمان بهزیستی و دریافت لوح تقدیر سال 1386
حضور در نمایشگاه گروهی با دیگر هنرمندان در سالهای 84 و 85
دریافت لوح تقدیر از فرماندار آران و بیدگل به عنوان جوان نمونه و موفق در بهمن 84
حضور در مراسم تجلیل از نخبگان و هنرمندان زن استان اصفهان و دریافت لوح تقدیر از آقای بختیاری- استاندار
و … .

آفتاب سوزان كویر همچنان می تابید و بر چهره های مظلوم و معصومانه ی بچه های روستا ها شلاق محرومیت از مواهب طبیعی نواخته می شد . كودكانی را دیدم كه با پای پیاده در كوچه های خاكی روستا با یك توپ پلاستیكی ابراز حضور می كردند و كودكانه های خود را میان یكدیگر صادقانه تقسیم می كردند . فریادهایشان را كه می شنیدم گویی نغمه های امید و آرزو بود كه در آسمان طنین انداز می شد و جست و خیزشان نشانه ی حرارت ، شوق و اشتیاق زندگی آنها در بازی های كودكانه شان زندگی می كردند تا بزرگی را بیاموزند . زندگی فاطمه اما حكایتی داشت . متفاوت با آنچه در ذهن و وجود خود مرور می كردند . آشنایی با زندگی دختری معصوم در آخرین نقطه ی شهری ع آران و بیدگل و در دامان سفیدشهر – نصرآباد – مثل آفتاب سوزان كویر آتشی در دلم بر افروخت و نه من كه همه ی آنان كه از او می دانند و یا می شناسند حسی متفاوت – نه از روی ترحم – كه به نشانه ی تكریم و تحسین یك اراده و انگیزه ی قوی به خود می گرفتند . در این میان او با دیگر دختران شهر متفاوت بود یعنی آنكه حتی از بازی های كودكانه در كوچه پس كوچه های سفیدشهر محروم بود اما این محرومیت نبود فرصتی برای حضور خردمندانه در عرصه ی اجتماع ، در صحنه ی زندگی.

فاطمه دختری 18 ساله ی سقیدشهری یك معلول جسمی – حركتی است كه از بدو تولد رنج معلولیت را به دوش كشیده و وقتی در مراحل بالاتر رشد قرار گرفت با همراهی زهرا خواهر دوقلویش و مادر فداكارش توانست دوره ی ابتدایی را پشت سر گذارد.

اما شرایط جسمی او امكان ادامه ی راه از او ستانیده بود . فاطمه این بار اما خود راه آینده اش را برگزید و در خلوت خویش به دنبال روئاهایی بود كه بتواند آنها را برای دیگران باز گوید و خوشبختی های خلوتش را با دیگران تقسیم كند از این رو گاهی تنها به مدد انگشتان پایش می توانست احساسات خود را به زبان هنر بیان كند و با نقاشی آرزوهایش را به تصویر بكشاند.

كشف هنرمند و توانایی آدمی مهمتر از نقش هنر است و این دختر خوش استعداد سفیدشهری این اقبال را یافته بود كه از پس نگاه مهرورزانه و هنرمندانه ی یكی از هنرمندان آران و بیدگل پا به دنیای جدید هنر هنرمندی بگذارد .( سعید بوجار آرانی ) نقاش هنرمندی است كه وقتی فطمه را به طور تصادفی دید دیگر نتوانست از او فاصله بگیرد و كوشید بخشی از احساسات پدرانه و عاطفی اش را نثار او كند . او با درك شرایط جسمانی و كشف استعداد ذاتی این نوجوان توانست فاطمه را از انزوای خانه ی مادری رهایی بخشد و با برنامه ی منظم و منسجم آموزشی او را در صحنه های هنری بكشاند.

هفته ای یك روز برای فاطمه كلاس و تمرین عملی و استمرار آن در طول 2 سال و بلكه بیشتر نتیجه ای رضایت مندانه داشت.

فاطمه این بار به مدد استاد مربی خود سعید بوجار توانست به زودی پلكان ترقی را طی كند و چند نمایشگاه انفرادی در آران و بیدگل و كاشان بر پا كند و از مقامات محلی و استانی لوح تقدیر دریافت نماید.

نقاش های فاطمه كه بیشتر با تكیه بر مضامین مذهبی و دینی نقش وجود یافته پیام دیگر را به همراه دارد : توكل به امیدواری او به حضرت حق و توسل خالصانه به درگاه اهل بیت كه در روح و روان او موج می زند و اثر گذاری ویژه ای در آفرینش طرح ها و نقثاشی هایش داشته و با آن جلوه و طیبایی های خاصی بخشیده است . فاطمه اینك اگرچه از بازی های كودكانه ی هم سن و سالانش در كوچه های شهر محروم است اما در عین معلولیت دنیایی را برای خود خلق كرده كه حاضر به تعویض آن با هیچ چیز دیگری نیست حتی گاهی با زبان دل و ضمن نقاشی هایش نوشته و دل گویی های زیبایی دارد كه انگشت حیرت بر لبها می ماند . در جایی نوشته است : صدای پرندگان ر احساس می كنم ، صدای بهار را می بینم و در هنگام نماز اذان را می فهمم.

به نقل از: فرهنگنامه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان، شماره 11، اردیبهشت 86

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *